وهابیت در سومالی

  • کد خبر: 1091
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی شیعیان آفریقا

خلاصه عالمان الازهر (آنطور که دیوید مک کورمک) می¬گوید الهام گیرنده از وهابیت بودند. افراد سومالیایی که در این موسسات درس می خواندند از کمک های مالی و امتیازات فراوانی مانند غذا و مسکن رایگان، کمک هزینه تحصیل و ازدواج و بلیط سالانه رفت و برگشت سفر به مناطق مختلف برخوردار می شدند.


سومالیایی ها از هر نژادی که هستند خالی از تعصب و آزاد اندیش­اند. آنها مدلی انعطاف پذیر از صوفیگری اسلامی را سرمشق اعمال خود قرار داده­اند و از آن جهت که یک زبان مشترک دارند و بصورت خاندان و جماعت (نه قبیله ای) زندگی می کنند در آفریقا منحصر به فرد هستند.

سومالی با اینکه در امتداد یکی از حساس ترین مناطق جهان واقع شده، تمام امکانات لازم برای برقراری کشوری متحد و بدون آشوب را داراست. اما جاه طلبی و آرزوی سومالی برای به هم پیوستن تمام سومالیایی ها (بخصوص آنهایی که در جیبوتی یا در بخش اگادن کشور اتیوپی یا در سرحدات شمال شرقی کشور کنیا زندگی می کنند) زیر پرچم سومالی کبیر، موجب اختلاف و درگیری بین این کشور با اتیوپی و تا حدودی با کنیا و جیبوتی شده و بذر جنگ های مذهبی و اختلافات عشیره ای را پاشیده که در نهایت منجر به ویرانی و فروپاشی کشور شده است.

هیچ مورخی نمی توانست پیش بینی کند که صدها سال اتحاد و انعطاف و عدم تعصب مردم سومالی، طی مدت کوتاهی خشونت و ددمنشی، از هم بپاشد. اما این اتفاق با کمک کشور ثروتمندی که توانایی تحمیل «مدلی افراطی از اسلام» را با فشار و قدرت دارد رخ داده است. 

باید یادآور شد اسلام قبل از هر کشور آفریقایی، به سومالی آمد چرا که اسلام (در این کشور که به شاخ آفریقا نیز معروف است و مردمانش اغلب در صلح و آرامش در کنار هم زندگی می کرده­اند) از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله حضور داشته است. بسیاری معتقدند اسلامی که به سومالی آمد و مردمانش به آن ایمان آوردند اسلام تسنن بود و اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم ترکیبی از صوفی­گری با آداب و رسوم مذهبی - معنوی سومالی بود. شریعت و قوانین اسلام هیچوقت تثبیت و نهادینه نشد و به دلیل شیوه زندگی روستایی سومالیایی ها، عمل به دین اسلام بیشتر رنگ عرف و عادت های مرسوم بین مردم را بخود گرفت تا اینکه بخواهد تحت تاثیر باید و نبایدهای مکتب فکری خاصی باشد.

در سال 1953، عالمان مصری دانشگاه الازهر، موسسه ای با محوریت مطالعات و پژوهش های اسلامی در موگادیشو پایتخت سومالی تاسیس کردند؛ این امر، اسباب نخستین ارتباط رسمی با اخوان المسلمین قاهره را فراهم آورد. بعد از استقلال سومالی در سال 1960، موسساتی آموزشی و دینی - ­مذهبی از عربستان سعودی (به ویژه دانشگاه اسلامی مدینه، دانشگاه ام القری مکه، دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود در ریاض) با عمل به شیوه الازهر عمل، بورسیه هایی برای دانش آموختگان این موسسات در نظر گرفتند. عالمان الازهر (آنطور که دیوید مک کورمک) می­گوید الهام گیرنده از وهابیت بودند. افراد سومالیایی که در این موسسات درس می خواندند از کمک های مالی و امتیازات فراوانی مانند غذا و مسکن رایگان، کمک هزینه تحصیل و ازدواج و بلیط سالانه رفت و برگشت سفر به مناطق مختلف برخوردار می شدند.

با همه اینها، صلح و مدارا همچنان به عنوان مشخصه برجسته مسلمانان سومالی باقی ماند، زنانشان با اینکه دوشادوش مردان کار می کردند همان پوشش سنتی خود را ترجیح دادند و هیچگاه از حجاب و نقاب استفاده نکردند؛ در واقع در جوامع صحرانشین و عشیره ای سومالی، زنان در اداره خانواده و در امور جاری اجتماع هنوز هم نقش کلیدی دارند.

روزنامه نگار سومالیایی بشیرگوث Bashir Goth اوایل دهه 90 را اینگونه یادآور می شود: «علما شهر دیلا Dilla نماینده آن دورانی هستند که دین اسلام و فرهنگ سومالی در کنار هم در کمال تفاهم روزگار می گذراندند، نماینده روزگاری که سومالیایی بودن، همان مسلمان بودن را معنی می داد و مسلمان بودن همان سومالیایی بودن را. این دو، هویت هایی جدا از هم نبودند، زمانی که صلح و مدارا حکمفرما بود، می شد گاهی نماز خواند و خدا را عبادت کرد و یا هیچگاه چنین کاری نکرد و با این وجود همیشه پیرو راستین اسلام محسوب شد چرا که مسلمان بودن رابطه ای­ست بین انسان و خدا و هیچ کس مسئول و ضامن عقاید کس دیگر نیست».

اسلامگرایی پدیده­ای بود که بعد از استقلال سومالی در سال1960 ظهور کرد و بتدریج شکل گرفت. در دهه های 80 و 90 میلادی، دولت رئیس جمهور محمد سید باری Said Barre در همه سرکوب های جنبش اسلامگرایان، نقش داشت. فشار، سرکوب و تعقیب، منجر به فرار بسیاری از فعالان و حامیان اسلامگرایی به سودان، مصر، افغانستان، پاکستان، عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس شد؛ آنها در آنجا مشغول به کار و در دانشگاه­های اسلامی آن کشورها نیز مشغول به تحصیل شدند. 

حتی در اوایل دهه 90 مردم سومالی متوجه نشده بودند که اسلام افراطی با روشی سازمان یافته و از طریق تشکیلاتی که اخوان المسلمین نمونه بارز آن است روز به روز چنگال های خود را در جامعه سومالی بیشتر فرو می­برد و منتظر فرصت مناسب است تا ضربه نهایی را بزند. 

طی روزهای پایانی رژیم محمد سید باری، اسلامگرایان با استفاده از هرج و مرج موجود و با بهره جستن از ظهور گروه های افراط­گرا مانند الاتحاد و الاصلاح، شکل گرفتند و بدون هیچ ممانعت و مزاحمتی مشغول به تبلیغ شدند. بعد از سقوط محمد سید باری، سومالی از هم فرو پاشید و به کشوری پر هرج و مرج و بی قانون تبدیل شد که توسط افسران نظامی که با هم در رقابت بودند اداره می شد. بسیاری از سومالیایی­ها که در عربستان سعودی و مصر مشغول درس خواندن بودند بازگشتند و به گروه های اسلامگرا که برای بدست گرفتن حکومت کشور دست به مبارزات مسلحانه زده بودند پیوستند. در پی همین بحران و جنگ های عشیره­ای بود که وهابیت فرصت یافت مردم را بسیج کند و آنها را تحت یک دین و مذهب و تحت یک حکومت سیاسی واحد گرد آورد.

پس از سقوط دولت و فروپاشی کامل سومالی، سومالیایی های بخت برگشته رو به سوی آمریکا کردند اما از حملات افراط گراها نجات نیافتند چرا که دو بالگرد بلک هاوک (شاهین سیاه) آمریکایی ها ساقط شد و سربازانش به محاصره سومالیایی­های شورشی درآمدند؛ عملیات ضد تروریسم که برای نابودی سومالیایی های شورشی انجام شده بود نیمه تمام ماند و در میانه راه تبدیل به عملیات نجات آمریکائی ها شد؛ آنها با این که به شدت جنگیدند در نهایت 18 کشته و هفتاد زخمی بر جای گذاشتند. در پایان، آمریکا با خارج کردن نیروهای خود از سومالی، سومالیایی­ها را به حال خود رها کرد.

در بحبوحه جنگ مستمر و ادامه دار داخلی، سومالی کوشید تا یک دولت مرکزی ایجاد کند؛ چند مرتبه دولت انتقالی تشکیل شد که موفقیتی نداشتند تا اینکه در سال 2006 تشکیلات نظامی اسلامگرای جدید بنام اتحاد محاکم اسلامی (UIC) که سازمان یافته­تر و افراطی­تر نیز بود به قدرت رسید. این تشکیلات در سال 2007، متعاقب ظهور الشباب و حزب الاسلام و تغییر در کل معادلات امنیتی و سیاسی سومالی و در حقیقت در اوضاع سیاسی و امنیتی منطقه، قدرت خود را از دست داد.

پس از آن بود که تخریب مکان های مقدس صوفیان شامل آرامگاه ها و مساجدشان در جنوب سومالی آغاز شد. طبق گزارش بی.بی.سی، اسلامگرایان­ افراطی از زمانی که تصرف مناطق وسیعی از جنوب سومالی را آغاز کردند مصمم به تخریب مساجد و آرامگاه های رهبران مورد ستایش شاخه صوفی­گری اسلام بودند. بسیاری از مسلمانان صوفی از جمله سرشناسان و واعظان شان مورد حمله یا تهدید واقع شدند، عوامل تاثیر گذارشان مجبور به پناه گرفتن شدند و این مسائل، نابودی ساختار سنتی و ساز و کار مدیریتی و حکومتی صوفیه را با هم در پی داشت. وزارت خارجه آمریکا در گزارشی در مارس 2009، از بریده شدن سر دو روحانی صوفی مذهب در منطقه بلد در 36 کیلومتری شمال شرق موگادیشو، خبر داد.

در جریان جنگ های داخلی، صدها هزار سومالیایی ناچار به ترک خانه و شغل خود شدند و بسیاری دیگر در جستجوی غذا و در پی مکانی امن و بدون آشوب از محل زندگی خود گریختند. از بخت بد، گروه های افراط­گرا در شمار کسانی بودند که این نیازها را رفع کردند. برای نمونه سومالیایی­های مصیبت دیده از جنگ های داخلی، در باره نمایندگان یک سازمان خیریه مربوط به عربستان سعودی بنام رابطه العالم الاسلام  (MWL)گفته­اند که در برابر اعطای کمک های انسان دوستانه به سومالیایی ها، آنان را واداشته اند که عمل به شعائر اسلامی را دیگر نه بر اساس تفسیر صوفی­گرانه سنتی و قدیمی بلکه بر اساس «شیوه اسلام صحیح و واقعی» انجام دهند. از ثمره های این کمک ها این شد که اکثریت قریب به اتفاق سومالیایی­ها، هر کدام به گونه­ای به افراطی­گری اسلامی تعلق خاطر پیدا کردند و با آن رابطه برقرار نمودند و این مسأله، تساهل و نرمش و شکیبایی را در جامعه سومالی از بین برد.

بعد از خروج الشباب، شواهدی بر احیای صوفی­گری در موگادیشو به چشم می خورد. چنانکه عبدالله عثمان یکی از روحانیون صوفی می گوید: «اکنون به خواست پروردگار، در اینجا آزاد و به پرستش و نیایش مشغولیم». با این وجود، وهابیت در سومالی­ زنده است و به اشکال گوناگون در حال پیشرفت می باشد و در هم اکنون در جامعه سومالی شایع و فراگیر شده است؛ سومالی برای همیشه تغییر کرده است، وهابیون، جنگ برای رسیدن به قدرت در سومالی و برای کسب برتری در منطقه را ادامه خواهند داد تا زمانی که اطمینان حاصل کنند تمامی سومالیایی­های کشورهای همسایه تحت پرچم «دولت اسلامی سومالی کبیر» گرد هم آمده­اند و این تازه سکویی خواهد بود برای هدف بعدی­شان؛ اتیوپی. 

 

نویسنده: داویت جورجیس Dawit W. Giorgis

بانی و مدیر عامل AISSS (مؤسسه مطالعات امنیتی و راهبردی آفریقا) و محقق حوزه جنایات و تروریسم بین المللی در آفریقا.

ژانویه 2016.

منبع: www.docucu.com

مترجم: علی همایی