وضعيت مسلمانان اوگاندا

  • کد خبر: 1344
  • منبع خبر: ماهنامه مسجد

خلاصه اوگاندا يكي از كشورهاي فقير قاره آفريقاست كه طي يك و نيم قرن گذشته همواره صحنه تاخت و تاز مسيحيت عليه مظاهر اسلام بوده است. نوشتار حاضر به بررسي وضعيت مسلمانان در كشور اوگاندا مي‌پردازد.


اشاره:

اوگاندا يكي از كشورهاي فقير قاره آفريقاست كه طي يك و نيم قرن گذشته همواره صحنه تاخت و تاز مسيحيت عليه مظاهر اسلام بوده است. نوشتار حاضر به بررسي وضعيت مسلمانان در كشور اوگاندا مي‌پردازد كه هم اكنون از نظر همراهان و خوانندگان گرامي مي‌گذرد:

چنان كه مشخص است آفريقا به ميداني از حملات تبليغي مستمر و مداوم مسيحيت تبديل شده است و مسيحي سازي و تحقق آن به عنوان يكي از اهداف آنان در قاره سياه بوده است كه به دليل عقب ماندگي و فقر و جهل حاكم بر جوامع آفريقايي مي‌باشد. مسأله تعليم، آموزش و ارائه خدمات به مردم با مسيحي سازي و تبليغ مسيحيت مرتبط بوده است حتي اشتغال و كار در حكومتهاي آفريقايي بعضاً مرتبط با تبليغ مسيحيت شده بود و به همين دليل جنگ‌هاي داخلي بين بوميان با هدف جنگ‌هاي مذهبي آغاز گرديد و نتيجه آن تهي كردن و از بين بردن مسلمانان در قاره سياه و دسترسي به ثروت‌هاي بي حد و حصر اين قاره بود.

كشور اوگاندا در اين خصوص يعني تبليغ مسيحيت و از بين بردن هويت مسلمانان و در نتيجه تهي كردن مسلمانان از اين كشور نقش آشكاري داشته است و يكي از كشورهاي آفريقاي مشخص در اين موضوع است. اين كشور كه در شرق آفريقا واقع است كه از شرق به كنيا، از غرب به كنگو و رواندا، از شمال به سودان و از جنوب به تانزانيا منتهي مي‌شود.

دين اسلام اولين ديني بود كه قبل از همه اديان در اين كشور بسط و گسترش يافت، بازرگانان عرب كه از جنوب شبه جزيره عربستان به آنجا عزيمت نمودند نقش عمده‌اي را در جهت گسترش و شيوع دين اسلام در اوگاندا داشتند و در واقع اسلام در سال 1860 ميلادي وارد اوگاندا شد كه در آن زمان برخي از از سلاطين محلي و منطقه‌اي به دين اسلام گرويدند. اين روند ادامه داشت تا زماني كه استعمار انگليس بر اين كشور سلطه پيدا كرد و آن را مستعمره خود كرد. در دهه آخر قرن نوزدهم و درست قبل از سلطه بريتانيا بر اين كشور، گروه‌هايي از پيروان پروتستان‌هاي انگليسي و كاتوليك‌هاي فرانسوي در آنجا حضور داشتند و آنها توانسته بودند تا حدودي آثار و نشانه‌هاي اسلامي را نابود كنند. تصور كنيد كه تعداد انگليسي‌هاي حاضر در اوگاندا تا قبل از استقلال اوگاندا در سال 1962 به هفت هزار نفر بالغ مي‌شد كه 1200 نفر آنان مسيحي بودند.

 

مبارزه با تعليمات اسلامي

استعمار انگليس با استفاده از تمام روش‌ها و ابزار براي جلوگيري از فعاليت‌هاي جنبش‌ها و تبليغات اسلامي خصوصاً در زمينه آموزش مسلمانان جلوگيري كرد. به همين دليل بيشتر جمعيت مسلمانان اوگاندا در شمال اين كشور متمركز شدند. تمركز آنان در نزديكي مرزهاي سودان باعث ارتباط آنان با دانشگاه‌هاي اسلامي كشور سودان گرديد به همين دليل استعمار انگلستان يك دانشگاه به نام ماكه ره ره در اوگاندا براي جلوگيري از ارتباط مسلمانان با دانشگاه‌هاي خارطوم و سودان تأسيس كرد و سپس مسؤوليت نظارت بر آموزش دانشگاه را به عهده هيئت‌هاي يهودي و مسيحي نهاد تا بدين وسيله ارتباط بين مسلمانان و فرهنگ اسلامي را قطع كنند در اين خصوص شوراي كليساهاي بين‌المللي نقش موثر و اصلي را در پشت صحنه اين سياست‌ها بازي مي‌كردند كه با صرف هزينه‌ها و تلاش‌هاي فراوان مبادرت به تخريب مدارس اسلامي و بستن آنها كردند.

شايان ذكر است تعداد مدارس دبيرستاني هيئت‌هاي يهودي قبل از استقلال بالغ بر 282 مدرسه بود در حالي كه تعداد مدارس اسلامي حتي بعد از استقلال 18 مدرسه بود و بعد از استقلال مسلمانان بيشتر از گذشته مورد آزار و ظلم و اذيت قرار گرفتند، به دليل آنكه رژيم حاكم كه در كشور حكومت مي‌كرد وابسته به استعمار بود و اعضاي حكومت كساني بودند كه تربيت شده مكتب استعمار بودند كه زير نظر مؤسسات مسيحي كار مي‌كردند.

 

زمامداري عيدي امين

در زمان عيدي امين، رئيس جمهور اسبق اوگاندا كه در سال گذشته در عربستان سعودي از دنيا رفت، مسلمانان كه 35% از كل جمعيت اوگاندا را تشكيل مي‌دادند و بيش از 20 ميليون نفر بودند احساس راحتي بيشتري مي‌كردند. اما استعمارصليبي و تشكيلات تبليغاتي مسيحي جنگ لجام گسيخته‌اي را بر عليه كساني كه اسلام خود را اعلام نمود و اوگاندا را در سازمان كنفرانس اسلامي عضو كرد، آغاز نموده و در سال 1979 وي را ساقط كرد و جانشين وي يوسف والي امور كشور را بدست گرفت.

اما بعد از مدتي نيز او از كار بركنار شد و به جاي او وكيل صليبي به نام جودفري بنيسا حكومت را بدست گرفت تا بدبختي‌ها و سيه روزي‌ها بر عليه مسلمانان مجدداً باز گردد. سقوط عيدي امين به صورت عادي انجام نگرفت و كشور تا جنگ داخلي پيش رفت اما دخالت كشيش نايره ره رئيس وقت كشور تانزانيا مانع از اين كار شد ضمناً كشور تانزانيا كه قبلاً 95% آن مسلمان بودند به دليل فعاليت‌هاي گسترده اين موسسات تبليغي مسيحي اكنون اين نسبت به 35% رسيده است.

جليوس نايره ره نيروهاي خود را براي سركوب كردن مسلمانان و طرفداران عيدي امين به اوگاندا اعزام كرده و دقيقا مشخص نيست كه تعداد كشته شدگان اين قتل عام‌ها در بين مسلمانان اوگاندا به دست نيروهاي تانزانيايي تا چه حد بوده است. فقط تعداد كساني كه از آتش اين كشتار فرار كردند به 50 هزار مسلمان مي‌رسد كه توانستند به سودان پناه ببرند.

 

كشتار پناه جويان در شهر ليره

كشتار و قتل عام مسلمانان اوگاندا همچنان ادامه داشت تا اينكه كشتار اخيري كه لشگر خدا (جيش الرب) در پادگان پناهندگان مسلمان در شمال شهر ليره واقع در شمال كشور اوگاندا انجام داد و در شب شنبه اول محرم 1424 هجري قمري برابر با 12 فوريه 2004 ميلادي انجام گرفت و در اين قتل عام لشگر خدا بعد از اينكه با توپخانه و بمب‌هاي دستي براي آتش زدن پادگان و كمپ آنان حمله كردند تمامي پناه جويان مسلمان را سوزاندند و يك كشتار و قتل عام وحشتناكي را پديد آوردند كه نزديك به 200 نفر در اين حادثه و جنايت بنا به گفته راديو بي. بي. سي كشته شدند و 56 نفر در بيمارستان ليره به دليل سوختگي و اصابت تركش‌هاي آهنين و گلوله بستري شدند.

حادثه ديگر در پادگان بارلوينا اتفاق افتاد كه در آن بالغ بر 5000 نفر از ترس جنگ و كشتار بين متمردين و شورشيان جيش الرب و نيروهاي حكومتي فرار كردند و مجموع كساني كه از اين حوادث از خانه و كاشانه خودشان آواره شدند به بيش از يك ميليون نفر مي‌رسيد كه اكثراً مسلمان هستند و در شمال كشور اوگاندا متمركز شدند كه يكي از روحانيون صليبي درباره اين كشتار مي‌گويد: در طول زندگيم مثل اين كشتار را هرگز نديدم. در يك كپره خانه فقيرنشين خانواده‌هايي كه به طور كامل در آتش سوخته بودند. سخنان اين كشيش قابل تصور نيست. تمامي اين جنايتها توسط جيش الرب انجام پذيرفت كه همه آنها صليبي هستند. همان لشگر مسيحي تندروي كه به وحشي گري معروف است و بيش از بيست سال تقريباً به قتل عام مسلمانان اوگاندا اقدام كرده‌اند و بين آنان و حكومت اوگاندا جنگ 18 ساله ادامه دارد اما از ظواهر امر پيدا است كه بين حكومت و جيش الرب تباني و همكاري وجود دارد جهت كشتار و قتل عام مسلمان.

در حالي كه ارتش اوگاندا ادعا مي‌كند كه متمردين را سركوب مي‌كند در حالي كه اين سخن واقعي نيست و همچنان مردم شهرنشين به ويژه مسلمانان در برابر حملات جيش الرب كه توسط شوراي كليساهاي جهاني حمايت مي‌شود پيوسته تضعيف مي‌شوند و از خانه و كاشانه آواره مي‌شوند و در امان نيستند. جيش الرب در مناطقي كه در آن قانون حاكم نيست مانند جنوب سودان و شمال اوگاندا متمركز شده‌اند و همچنين از كليساي انجيلي آمريكايي پشتيباني و حمايت مي‌شوند و در واقع اين متمردين را در برابر مسلمانان قرار داده تا به قتل عام مسلمانان اقدام كنند و به شدت مورد حمايت شوراي كليساي جهاني قرار دارند.

باور كردني نيست كه رئيس جمهور اوگاندا مي‌گويد كه او شبه نظاميان ارتش خدا را سركوب خواهد كرد؛ اما واقعيت اين است كه مسوولين اوگاندايي، جيش الرب را پشتيباني مي‌كنند و هيچ مزاحمتي براي آنان ايجاد نمي‌كنند. مثلاً وزير دفاع اوگاندا در روزي كه جيش الرب به قتل عام عده زيادي از مسلمانان پرداخت، اعلام كرد كه حدود 25 نفر ازمتمردين در منطقه‌اي ديگر توسط مسلمانان كشته شده‌اند كه در واقع به دنبال توجيه كشتار مسلمانان توسط آنان بود. همچنين مسوولين اوگاندايي به سرعت جسدهاي كشته شدگان مسلمان را دفن كردند تا آمار اصلي از چشم‌ها پنهان بماند و اعلام كردند كه فقط دويست نفر از مسلمانان كشته شدند كه واقعيت‌ها همچنان پنهان بماند. آيا ممكن است در پادگاه 000/50 نفري كه كاملاً در آتش سوخته شده فقط 200 نفر كشته شده باشد؟ سوال بي جواب!!

 

منبع : ماهنامه «مسجد»، سال چهاردهم، شماره 9.