جنبش هاي اسلام گرا در الجزائر معاصر (2)

  • کد خبر: 1419
  • منبع خبر: آفران

خلاصه جبهه نجات اسلامی چارچوب فعاليت و تبليغات خود را در زمينه اعتقادات، شريعت و حكومت، كتاب و سنت اعلام كرده است. بنابراين الگوي فكري آن، جريان سلفي در تاريخ اسلام است.


افكار و اعتقادات

جبهه نجات اسلامي در افكار و آراء ديني خود متاثر از شيخ ابن باديس و ابراهيمي بوده كه قائل به بازگشت به كتاب و سنت و روش سلف صالح مي باشند و از سوي ديگر در تفكرات انقلابي نوشته هاي حسن البناء و سيد قطب را مبناي عمل خود قرار مي دادند. [1]

به اعتقاد جبهه نجات اسلامي، اسلام در حصار زمان و مكان نمي‌گنجد و محدود به حوزه اي خاص نمي گردد بلكه صلاحيت حضور در كليه عرصه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي ... را دارا مي باشد. لذا با اين رويكرد، جبهه نجات اسلامي در برخي اصول با جنبش اخوان المسلمين همپوشاني دارد.

جبهه چارچوب فعاليت و تبليغات خود را در زمينه اعتقادات، شريعت و حكومت، كتاب و سنت اعلام كرده است. بنابراين الگوي فكري آن، جريان سلفي در تاريخ اسلام است.

جبهه در تاريخ 7 مارس 1989 يادداشتي به دفتر رياست جمهوري الجزاير ارسال كرد كه طي آن كليه اصول و مباني برنامه هاي سياسي و اجتماعي خود را بيان كرده بود. اين اصول عبارت بودند از:

- ضرورت التزام رئيس جمهور به اجراي شريعت اسلامي به عنوان رئيس جمهور يك ملت مسلمان

- استقلال دادگاه با گماشتن ناظر

- اصلاح نظام آموزش و پرورش

- حمايت از كرامت و حقوق زن الجزايري در خانه و محيط كار

- مشخص كردن حوزه هاي مورد نياز اصلاحات و تعيين جدول زماني براي آن

- به رسميت شناختن جمعيت ملي و دعوت آن براي انتخابات 3 ماه آينده

- تشكيل هئيت مستقل ناظر بر سلامت انتخابات محلي

- بازگرداني اعتبار گروه بازرسان اقتصادي

- بازبيني در سياست امنيتي كشور

- لغو سانسور خبري در رسانه هاي دولتي

- توقف اقدامات خشونت آميز دولت در برابر خواسته هاي ملت

- كاهش بيكاري، جلوگيري از پديده فرار مغزها وجلوگيري از انتشار مواد مخدر در داخل كشور

- حمايت از مهاجرين الجزايري در خارج از كشور، تضمين ارائه هاي آموزش هاي اسلامي براي فرزندان آنان و تسهيل شرايط بازگشت آنها به كشور

- مذاكره با دولت هاي چين، هند، شوروي سابق و بلغارستان به منظور كاهش اذيت و آزار مسلمانان در اين كشورها

- تدوين برنامه جامع براي حمايت از انتفاضه فلسطين و مجاهدان افغاني

افكار جبهه و اصول آن در شعارهاي افرادي همچون دكتر عباس مدني رهبر جبهه نهفته شده است. غالب اين افكار در بيانيه 12 نوامبر 1989 م و ديگر بيانيه هاي جبهه آمده است كه ذيلاً به برخي از آنها اشاره خواهد شد:

- ضرورت اجراي شريعت اسلامي در جميع عرصه هاي اجتماعي، سياسي، تربيتي و ...

- فراهم كردن آزادي ملت و رفع ظلم و استبداد

- تكيه بر اقتصاد اسلامي و منع تعاملات حرام

- ترويج ازدواج بر اساس معيارهاي اسلامي و طرد آداب و روسوم فرانسوي در آن

- تلاش براي استقلال فرهنگي و محكوميت تزوير در مفهوم فرهنگ

- محكوميت تهي شدن امور تربيتي و فرهنگي از مضامين اسلامي

- تشويق دولت براي استفاده از رسانه‌ها به منظور مواجهه با ترويج بي ديني

- مجازات اهانت كنندگان به عقائد اسلامي بر اساس احكام شريعت اسلامي

- ترويج الگوي اسلامي (بر گرفته از كتاب و سنت) در ميان ملت

- اشاعه انوار هدايت بر عقول، تغذيه ارواح از طعام هاي معنوي‌ و تقويت اراده انساني از ايمان اسلامي

- عمل به دين مبين اسلام براي نجات دست آوردهاي تاريخي و ثروت‌هاي انساني و طبيعي

- تلاش براي وحدت اسلامي و محافظت از آن. همچنانكه خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد: {و ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون‌} (انبياء، آيه 92) و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز مي فرمايد: «المومن للمومن كالبنيان يشد بعضه بعضاً».

- ارائه جايگزين جامع و مانع براي معضلات ايدئولوژيكي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي با استفاده از معيارهاي اسلامي. {ان الدين عندالله الاسلام} (آل عمران، آيه: 19) و {ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم} (اسراء، آيه: 90)

- نجات كامل با تبعيت از سنت رسول الله: {و كنتم على شفا حفرة من النار فأنقذكم منها} (آل عمران: آية: 103)

- تشويق روحيه تلاش، خلاقيت، نبوغ و جميع افعال خير در ساختار سياسي، اقتصادي، اجتماعيريال فرهنگي و تمدني

ايستادگي در برابر منافع غرب و بطور اخص فرانسه كه شامل موارد زير مي شدند:

- جدايي كامل دين از سياست

- باز شدن پاي كالاهاي آمريكايي و فرانسوي به بازارهاي الجزاير

- غرب زدگي جامعه مسلمان الجزاير و پيروي از فرهنگ فرانسوي در تمام زمينه‌ها

لذا به اعتقاد غرب، پيروزي جبهه نجات اسلامي در انتخابات قانونگذاري، تهديدي جدي عليه منافع غرب به شمار مي رفت. احمد غزالي نخست وزير وقت الجزاير به هنگام اتمام شمارش آراء انتخابات صراحتاً اعلام كرد‌: «راي ملت الحزاير كاملا بر ضد اصول و مباني دموكراسي بود». هواداران برگزاري انتخابات و برقراري نظام دموكراسي در الجزاير خواهان دموكراسي منهاي اسلام بودند. اين مسئله باعث شد تا جبهه از پذيرش نتيجه انتخابات خودداري كند. ارتش براي مقابله با موج اسلام گرايي در الجزاير اقدام به بازداشت اعضاي جبهه در زندانهاي قلب صحراي الجزاير كرد. دادگاه اجرايي الجزاير نيز با صدور حكمي پيرامون انحلال جبهه نجات اسلامي، كليه اقدامات و فعاليت هاي اين جبهه را غير قانوني اعلام كرد.

اما در اين شرايط بحراني نيز رهبران جبهه نجات همچنان بر عقايد خود مبني بر تاسيس دولت اسلامي تاكيد داشتند و تشكيل آن را در هر مقطعي از زمان واجب مي دانستند. پس از پيروزي حداكثري جبهه نجات اسلامي در انتخابات قانونگذاري، «شاذلي بن جديد» رئيس جمهور الجزاير از سمت خود كناره گيري كرد و «محمد بوضياف» براي مدت اندكي به عنوان رئيس جمهور انتخاب شد. دوران رياست جمهوري بوضياف چندان به طول نيانجاميد و با ترور زود هنگام وي به پايان رسيد. ترور رئيس جمهور شرايط بحراني را در كشور بوجود آورده بود كه با انتخاب عبدالعزيز بوتفليقه (رئيس جمهور كنوني الجزاير) آرامش بر كشور حكمفرما شد.

 

جنبش جامعه صلح

جنبش جامعه صلح، جنبشي سياسي، مردمي، اصلاح طلب و فراگير است كه با شعار علم، عدالت و عمل با به عرصه سياسي الجزاير گذاشت. اصول اساسي اين جنبش عبارتند از:

اسلام، زبان عربي، گرايش به امت اسلامي، نظام جمهوري، آزادي هاي فردي و اجتماعي، گردش مسالمت جويانه قدرت در تئوري و عمل.[2]

منابع آن:

- اسلام با تمامي منابع و اهداف آن، به مثابه نيرويي جمعي، وحدت بخش، حفاظت كننده و عامل نزديكي ميان گروه هاي مختلف امت اسلامي با رويكرد‌ها و توجهات مختلف. اسلام همچنين منشا الهام و اصلاحات، عنصر تعامل ملت، آشتي ملي از طريق تلاش جمعي و همكاري در امور خير و تقوي است.

- ميراث جنبش ملي و تاريخ رشادت هاي جوانان آن، ميراث جمعيت علماي مسلمان الجزاير، تمدن تاريخي الجزاير، احياء روحيه ملي گرايي و مبارزه طلبي ملت پس از استعمار (1830- 1962 م)، ارزش هاي تمدني جهان عرب وتحقق ثبات و امنيت اجتماعي و رفاه اجتماعي آن كه باعث تحقق مبارزه مسالمت آميز و گفتگوي دموكراتيك مي گردد.

 

مسير جنبش پس از بازگشت دموكراسي به الجزاير

از سال 1990 به بعد، احزاب سياسي مختلف در الجزاير پا به عرصه سياسي اين كشور گذاشتند كه تعداد آنها بالغ بر 70 حزب مي شد. اين احزاب با رويكردهاي ملي گرا، راست گرا، توسعه مدار، سكولار و اسلام گرا شروع به فعاليت براي كسب قدرت در الجزاير كردند. از جمله مهم ترين و با نفوذ ترين آنها مي‌توان به احزاب زير اشاره كرد:

جبهه نجات اسلامي به رياست دكتر عباس مدني

جمعيت ارشاد و اصلاحات به رياست شيخ محفوظ نحناح

جمعيت نهضت اسلامي به رياست شيخ عبدالله جاب الله

انجمن دعوت اسلامي به رياست شيخ احمد سحنون (شيخ محفوظ نحناح به منظور افزايش همكاري و تعاون ميان گروه هاي اسلام گرا، تشكيل ائتلاف ملي اسلام گرايان، حمايت از پروژه اسلامي و مفاهيم برادري و اتحاد اسلامي پيشنهاد تاسيس اين حزب را ارائه كرد).

همفكران شيخ محفوظ نحناح پس از تلاش هاي مستمر در آشتي ميان احزاب اسلامي، در تاريخ 6 دسامبر 1990 اقدام به تاسيس يك حزب سياسي جديد به نام جنبش جامعه اسلامي (حماس) كردند. در 29 مي 1991 جنبش جامعه صلح با برگزاري اولين كنفرانس درون حزبي خود، شيخ محفوظ نحناح را به عنوان رئيس حزب انتخاب و قانون اساسي، نظام داخلي و ضوابط اقدام سياسي حزب را تدوين كردند.

حزب از ابتداي 12 ژوئن 1990 تا 8 آوريل 2004 در كليه انتخابات هاي محلي حضور فعال داشت. در اين راستا همچنين اقدام به ايجاد اتحاد ميان ديگر گروه ها و احزاب سياسي در الجزاير كرد تا جائيكه به «جنبش اقدام» شهرت يافت. اين جنبش با هر گونه خشونت طلبي مخالفت مي كرد و در مقابل تمسك به گفتگو ، ميانه روي و ميانجي گري را بهترين وسيله براي نجات ملت مسلمان الجزاير و برقراري «آشتي ملي» مي دانست.

 

محفوظ نحناح

جنبش جامعه صلح در سال 1994 ميلادي با شركت در همايش «وفاق ملي» كه رئيس جمهور «امين زروال» نيز در آن حضور داشت، خواستار تاسيس يك هيئت قانونگذاري بجاي «مجلس شورايي» محمد بوضياف رئيس جمهور پيشين شد. بنابراين «مجلس ملي انتقالي» كه در جنبش جامعه صلح (حماس) نيز در آن شركت داشت، از 5 عضو تشكيل مي شد كه به مثابه اولين تجربه سياسي جنبش در دستگاه دولت به شمار مي رفت:

«عبدالمجيد مناصره، عبدالقادر بن قرينه، بشير طويل، موسي رزيق و عبداللطيف بن وارد»

محفوظ نحناح در سال 1995 به عنوان كانديداي جنبش (حماس) در انتحابات رياست جمهوري الجزاير شركت و با كسب 3.2 ميلون راي و 25% كل آراء در رتبه دوم جاي گرفت. جنبش هدف خود را از شركت در انتخابات چنين ترسيم كرده: "بازسازي موسسات و سازمان هاي دولتي، ترسيم خطوط اعتدال و ميانه روي، بيان ديدگاه حقيقي اسلام و جنبش اسلامي".

در سال 1996 جنبش (حماس) موفق به جاي دادن دو وزير (وزير سازمان هاي كوچك و متوسط و وزير دبير دولت در صيادي دريايي) در كابينه دولت شد. اين اقدام اولين تجربه رسمي حضور اسلام گرايان الجزايري در دستگاه اجرايي دولت بود و باعث تشويق اعضاي جنبش «النهضه» براي حضور در دستگاه اجرايي دولت شد. يك سال بعد، جنبش در اولين انتخابات پارلماني چند حزبي و انتخابات محلي شركت و علي رغم تقلب در انتخابات موفق به تصاحب 71 كرسي پارلماني و 1100 كرسي مجلس محلي شد. با توجه به آمار فوق، تعداد وزراي اسلام گرا در كابينه دولت الجزاير به 7 نفر رسيد كه ذيلاً به آنها اشاره مي گردد :

- وزارت صنايع و بازسازي

- وزارت سازمان هاي كوچك و متوسط

- وزارت گردشگري و ميراث فرهنگي

- وزارت انتقالات

- دبيري دولت در صيادي دريايي

- دبيري دولت در محيط زيست

- دبيري دولت در صنايع دستي

مشاركت سياسي و ورود اسلام گرايان به سيستم اجرايي دولت، به تدريج زمينه هايي را فراهم آورد تا علي رغم فعاليت گسترده نيروهاي سكولار در فضاي سياسي الجزاير، رسانه هاي داخلي را بر آن داشت تا از اين نيروها با عنوان جريان هاي مقاوم و حاضر در صحنه، براي تشكيل نظامي دموكراتيك ياد كنند.

امين زروال در اواسط دوران تصدي خود بر دستگاه اجرايي كشور، استعفاء داد. اين مسئله موجي از حوادث پيش بيني نشده را در فضاي سياسي الجزاير به دنبال داشت كه انتخابات رياست جمهوري زود هنگام از جمله اين حوادث بود. شيخ محفوظ نحناح به اتهام تغيير نام حزب (از جنبش جامعه اسلامي به جنبش جامعه صلح) و عدم استفاده از اصول ملي در راستاي اهداف سياسي، بواسطه آيين نامه اجرايي دولت از شركت در انتخابات 97-1999 محروم شد.

جنبش جامعه صلح در مارس 1998 دومين گردهمايي خود را با شعار «صلح و توسعه» در قصر «الامم‌» شهر الجزيره برگزار كرد. در اين گردهمايي كليه روش هاي مشاركت سياسي و كيفيت ميانجي گري براي خروج كشور از بحران هاي موجود مورد بحث و بررسي قرار گرفت. انتخابات رياست جمهوري سال 1999 با حضور 7 كانديدا برگزار شد، اما اين در حالي بود كه شيخ محفوظ نحناح با توجه به منافع عمومي و نه حزبي، علي‌رغم محروميت از انتخابات، به تشكيل ائتلافي با احزاب هم راي خود پرداخت.[3]

- جبهه آزاديبخش ملي

- تجمع ملي دموكراتيك

- جنبش النهضة

- جنبش جامعه صلح

در انتخابات 1999 م شيخ به دليل هراس از به قدرت رسيدن سكولارها و بازگشت هرج و مرج و خشونت به الجزاير به حمايت از «عبدالعزيز بوتفليقه» پرداخت. در انتخابات پارلماني و محلي سال 2002، جنبش جامعه صلح علي رغم فشارهايي كه از جانب ديگر احزاب بر وي وارد مي شد، موفق به جاي دادن 38 نفر از اعضاي خود در پارلمان الجزاير، 38 نفر در شوراي شهرداري ها و در حدود 1200 نفر در شوراي محلي شد.

در 19 ژوئن 2003 موسس جنبش جامعه صلح مبادرت به اتخاذ مواضعي گرفت كه بر گرفته حوادث خونين فلسطين و عراق، پس از 11 سپتامبر 2001 بود. در هشتم اوت همان سال سومين گردهمايي جنبش بزگزار و «شيخ ابوجره سلطاني» به عنوان جانشين شيخ نحنان برگزيده شد. نحناح در اولين سخنراني خود پس از انتساب سلطاني به عنوان جانشين وي، او را ملزم به تعهداتي كرد:

او بايد در ميانجي گري و اعتدال، گفتگو با كليه احزاب و گروه ها و ممانعت از بروز هر گونه خشونتي در هر سطح و به هر ميزان از خطوط ترسيم شده توسط شيخ محفوط نحناح تبعيت كند.

    او هرگز نبايد در برابر رويكرد سياست كرسي خالي و يكجانبه گرايي در حكومت خنثي بوده بلكه بايد از داعيه داران شعار «الجزاير را همه آزاد كردند و براي آن ساخت آن تلاش مي كنند» باشد. اين در حالي است كه نبايد ميان دختران و پسران الجزايري از "تاء" تلمسان تا "تاء" تبسه و از "تاء" تيزي ور تا "تاء" تمنراست" تبيعضي وجود داشته باشد.

جانشين جنبش به لحاظ اخلاقي، عرفي و سياسي ملزم به تكميل كليه تعهدات، عقود و اسنادي است كه در اساسنامه جنبش آمده است.

وي همچنين بايد براي تحقق شعار سومين گردهمايي جنبش با عنوان «بسوي مرحله جديد» تلاش مضاعف داشته و در راستاي توسعه ملي، منطقه اي و بين المللي اقدام كند.

سومين انتخابات رياست جمهوري دموكراتيك الجزاير در هشتم آوريل 2004 برگزار شد. در اين انتخابات مجلس شوراي ملي ائتلاف حزبي خود را به ائتلاف براي انتخابات رياست جمهوري تبديل كرد كه شامل «جبهه آزاديبخش ملي»، «جنبش جامعه صلح» و «تجمع ملي دموكراسي» بود[4]. اين احزاب در 16 فوريه 2004 طي امضاي يك تفاهمنامه كليه اصول، مباني، اهداف و راهكارهاي دست يابي به آنها را تدوين كردند. پس از انتخاب عبدالعزيز بوتفليقه كانديداي آشتي ملي با 99/84 از مجموع كل آراء به عنوان رياست جمهوري الجزاير، مجال تازه اي براي تحقق آشتي ملي و خروج از بحران بوجود آمد. رياست جمهوري بوتفليقه همچنين فضايي را بوجود آورد كه در آن برخي پرونده هاي معطل از جمله مسائل اقتصادي، وضعيت مسكن، بيكاري و مفقودين بصورت جدي پيگيري مي شد.

 

گروه هاي مسلح

جنبش اسلامي الجزاير همانند ديگر همسايه هاي خود در شرق (تونس) و غرب (مراكش‌) از عمق تاريخي به مفهوم زماني برخوردار است. به اين ترتيب موجي از اشتياق براي مبارزه با استعمار ديكتاتوري مآب و خشن فرانسه و دفاع از هويت عربي – اسلامي در سراسر كشور پديد آمده بود.[5]

بر اين اساس پس از استقلال الجزاير بيش از دو دهه صرف برنامه هاي آموزشي براي بازگرداني هويت عربي – اسلامي و مبارزه با اشكال تمدني غرب شد. در اين دوره گرايش هاي اسلامي بيش از پيش مورد توجه ملت الجزاير گرفت. اين در حالي بود كه شاذلي بن جديد رئيس جمهور سابق نيز در سال 1988 تحت تاثير شرايط جهاني و فروپاشي ديوار برلين و بلوك شرق، با اصلاح قانون اساسي الجزاير و پذيرش تعدد احزاب در اين كشور موافقت كرده بود. به دنبال اين مسئله دهها حزب اسلام گرا در الجزاير تاسيس شد كه از جمله آنها جبهه نجات اسلامي به رهبري عباس مدني و علي بلحاج بود.

در نتيجه شرايط جديد (انشقاق گروه هاي فرعي از جبهه نجات) ارتش سكولار الجزاير كه داراي گرايش هاي غربي بود، براي ايجاد آرام كردن اوضاع به جنگ هاي داخلي الجزاير وارد شد. با دخالت ارتش به سرعت گروه هاي مسلح پراكنده و نابود شدند و تنها گروه هايي كه تاب مقاومت در برابر ارتش را داشته و به حركت خود ادامه دادند، عبارت بودند از جماعت مسلح و جماعت سلفي دعوت و قتال . به اعتقاد كارشناسان، هيچگونه اختلاف ايدئولوژيك ميان اين دو گروه مشاهده نمي شد و تنها عامل اختلاف ميان آنها وجود برخي اختلافات ميان رهبران اين دو گروه بود. كارشناسان مسائل امنيتي معتقدند كه اختلاف در اهداف عامل جدايي اين دو گروه مسلح بود. زيرا جماعت مسلح بر اهداف داخلي تاكيد داشت و حماعت سلفي دعوت و قتال اهداف بين المللي و جهاني را مدّنظر داشت كه باعث نزديكي اين گروه به گروهك تروريستي القاعده شده بود. اين كارشناسان همچنين اذعان مي كنند كه جماعت سلفي دعوت و قتال براي اجراي رسالت خود كه همانا سرنگوني حكومت هاي وابسته به غرب است، تنها به ترويج اقدامات رسانه اي از طريق شبكه اينترنت اكتفا كرده است.

در نهايت مي توان اذعان داشت كه گروه هاي مسلح افراطي در كشورهاي الجزاير و مراكش داراي نقش و تاثير اساسي در مبارزه با دولت هاي حاكم مي باشند. اين در حالي است كه با افزايش ميزان عمليات هاي مسلحانه جماعت سلفي دعوت و قتال در صحراي باختري، نيجر، مالي، موريتاني و چاد در سال هاي اخير حجم گزارش هاي مربوز به اين گروه نيز افزايش چشم گيري داشته است. اين گزارش ها همچنين بيانگر اين نظريه هستند كه اين گروه ها در آستانه نابودي و تضعيف هستند. براي نمونه مي توان به كشته شدن «نبيل صحرايي» و دستگيري جانشينان وي از جمله « عماري صيفي‌» معروف به بالبارا اشاره كرد. همچنانكه آمارهاي رسمي از سوي مقامات دولت الجزاير اعلام مي كنند كه اعضاي اين گروه ها از 28 هزار نفر در دهه 90 قرن بيستم به 800 نفر كاهش يافته است. [6]

بر اين اساس خشونت طلبي گروهي كه به شدت نزديك به غرب (اورپا) مي باشد، سبب ايجاد خطري بزرگ در سرتاسر مغرب عربي گرديده است كه نيازمند چاره انديشي جدي در اين زمينه مي باشد.

 

مراجع:

[1] موسسه مطالعات و تحقيقات يافا، انقلاب اسلامي الجزاير، منبع سابق

[2] مجله «الاصلاح»، شماره 169 (2 رجب 1412 ه)

[3] جنبش جامعه صلح، بزرگترين جنبش اسلام گرا درالجزاير، 1 ژوئن 2005

[4] همان

[5] همان

[6] مقاله: گروه هاي اسلامي افراط گرا در مغرب عربي – شبكه CNN عربي، 15 مارس 2007 م