اسلام و تشکل های اسلامی در تانزانیا

  • کد خبر: 1432
  • منبع خبر: وبلاگ تانزانیا

خلاصه گسترش اسلام در تانزانیا در دو دوره مشخص صورت پذیرفت: دوره نخست از قرن اول تا پیش از قرن سیزدهم هجری است. در این دوره بتدریج تعداد زیادی مهاجرنشین مسلمان عرب در جزایر نزدیک به ساحل و منطقة ساحلی شرق افریقا، تأسیس شد. دوره دوم از 1297 تا 1349 است که در این دوره اسلام در مناطق داخلی کشور نفوذ کرد.


کشوری در مشرق افریقا

جمهوری متحد تانزانیا از دو قسمت تشکیل شده است: سرزمین اصلی به نام تانگانیکا، و جزایر زنگبار و پمبا و مافیا. از شرق به اقیانوس هند، از جنوب به موزامبیک، از جنوب غربی به زامبیا و مالاوی، از غرب به جمهوری دموکراتیک کنگو (زئیر)، از شمال غربی به بوروندی/ اوروندی و رواندا و از شمال به اوگاندا و کنیا محدود می شود. مساحت تانزانیا 087، 945 کیلومتر مربع و پایتخت آن دارالسلام است.

جزیره زنگبار به مساحت حدود 660، 1 کیلومتر مربع، یکی از بزرگترین جزایر مرجانی دور از ساحل در افریقاست و با آبراهه ای از سرزمین اصلی (تانگانیکا) جدا می شود. جزیره پمبا در چهل کیلومتری شمال غربی زنگبار واقع است و 982 کیلومتر مربع مساحت دارد. زنگبار و پمبا هر دو دارای سطحی نسبتاً هموارند (> اطلس جهانی اینکارتا <، ذیل مادّه).

 

اقوام در تانزانیا

بیش از 120 گروه قومی در تانزانیا زندگی می کنند. بیشتر مردم افریقایی تبار و از بانتوزبانها هستند. بزرگترین گروه قومی، سوکوما نام دارد که در جنوب دریاچه ویکتوریا سکونت یافته اند. دومین گروه بزرگ قومی نیاموزی است که در جنوب ناحیه سوکوماها زندگی می کنند و با همسایگان شمالی خود (کنیا و اوگاندا) پیوندهای فرهنگی و زبانی دارند (لوذی و وسترلوند، ص 97؛ کوک، ص 546؛ امینی، ص 7). از جمله اقلیتهای غیرافریقایی ساکن در تانزانیا، آسیاییها (بیشتر هندیها و پاکستانیها) و اروپاییها و اعراب اند. به رغم این تنوع قومی، توزیع نسبی قبایل در سرتاسر سرزمین و واگذاری مناصب مهم به هریک از آنها، موجب ثبات نسبی تانزانیا شده است (> دستینه سیاسی جهان: 1998 <، ص 903؛ عرب احمدی، 1376ش، ص 72، 76).

 

زبان رسمی مردم تانزانیا

زبان رسمی تانزانیا سواحلی است. تقریباً تمام قبایل تانزانیا، علاوه بر لهجه بومی خود، به سواحلی سخن می گویند. حتی جوامع بسته آسیایی در این کشور نیز نتوانسته اند در مقابل نفوذ تدریجی سواحلی مقاومت کنند. به این ترتیب، سواحلی در تانزانیا عامل وحدت ملی است. چون تانزانیا در گذشته مستعمره انگلیس بوده، زبان انگلیسی در تجارت و آموزش عالی بسیار رایج است (لوذی و وسترلوند، همانجا؛ عرب احمدی، 1376ش، ص 76).

 

ادیان در تانزانیا

مطابق برآورد تقریبی 1377ش/ 1998، بیش از 60% ساکنان تانگانیکا و بیش از 90% جمعیت زنگبار، مسلمان بوده اند (> دستینه سیاسی جهان: 1998 <، همانجا؛ برای آگاهی از اختلاف آرا در مورد نسبت مسلمانان به مسیحیان رجوع کنید به لوذی و وسترلوند، ص 100؛ کتانی، ص 210؛ سازمان تبلیغات اسلامی، ص 9؛ امینی، ص 17). از نسبت جمعیت مسلمانان به مسیحیان و پیروان اعتقادات بومی برآورد دقیقی در دست نیست. بیشتر مسلمانان، سنّی مذهب اند، غالب افریقایی تبارها شافعی، و هندی ـ پاکستانی تبارها عمدتاً حنفی اند و گروههای کوچک یمنی تبار، مذهب مالکی و حنبلی دارند.

اقلیت شیعه را ــ که بیشتر آسیایی تبار (هندی و پاکستانی)اند ــ اسماعیلیان نزاری (خوجه ها)، اسماعیلیان مُسْتَعْلَوی (بُهره ها) و شیعیان دوازده امامی تشکیل می دهند. مسلمانان عمانی تبار، اغلب اباضی اند. گروه کوچک فعالی از احمدیه (پیروان غلام احمد قادیانی) در تانزانیا وجود دارد که هندی تبارند. به ادعای برخی محققان، سه چهارم مسلمانان تانزانیا صوفی مسلک اند. طریقتهای صوفیه در آنجا عبارت است از: شاذلیه (قدیمترین طریقت)، قادریه (بزرگترین طریقت)، رفاعیه، دَندراویه، احمدیه یا ادریسیه، و علویه (لوذی و وسترلوند، همانجا؛ ونگا، ص 35ـ 37؛ کوک، ص 566 ـ567؛ کتانی، همانجا).

 

اسلام در تانزانیا

گسترش اسلام در تانزانیا در دو دوره مشخص صورت پذیرفت: دوره نخست از قرن اول تا پیش از قرن سیزدهم هجری است. در این دوره بتدریج تعداد زیادی مهاجرنشین مسلمان عرب در جزایر نزدیک به ساحل و منطقه ساحلی شرق افریقا، که به سرزمین زنجها معروف است، تأسیس شد (رجوع کنید به افریقیه). دوره دوم از 1297 تا 1349 (1309 ش)/ 1880ـ1930 است که در این دوره اسلام در مناطق داخلی کشور نفوذ کرد (د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ کوک، ص 553 ـ 554؛ لوتزیون، ص 503).

مسلمانانی که نخستین بار در قرن دهم/ شانزدهم به سرزمین اصلی تانزانیا راه یافتند، عمدتاً از اخلاف اعراب و ایرانیان بودند. بازرگانان ایرانی که بیشتر شیرازی بودند، در جزیره زنگبار و مناطق ساحلی سرزمین اصلی ساکن شدند و همانند اعراب با زنان بومی ازدواج کردند؛ بر اثر آمیزش نژادی ایرانیان و اعراب با بومیان، فرهنگ و زبان جدیدی به نام سواحلی پدید آمد (د. اسلام، همانجا؛ عرب احمدی، 1379 ش، ص 7).

در 903/ 1498 پرتغالیها زنگبار را گرفتند و موقعیت مسلمانان را متزلزل ساختند. در اوایل قرن دوازدهم/ پایان قرن هفدهم و آغاز قرن هجدهم، مسلمانان ساحل نشین با کمک اعراب عمانی پرتغالیها را سرنگون کردند. در سده هجدهم منطقه زنگبار یکی از استانهای عمان شد. سیدسعیدبن سلطان، پادشاه عمان، در 1248/ 1832 زنگبار را به جای مسقط، پایتخت خود کرد. اعراب عمانی تدریجاً نفوذ سیاسی خود را تا اوایل قرن چهاردهم/ پایان قرن نوزدهم ــ هنگامی که استعمارگران اروپایی به ساحل شرقی افریقا پا گذاشتند ــ افزایش دادند. عمانیها ضمن سلطه سیاسی بر مناطق ساحلی، با برقراری مناسبات تجاری با مردمان نواحی داخلی، بویژه نیاموزیها، نفوذ خود را در این مناطق افزایش دادند و امکان گسترش اسلام را فراهم آوردند.

بسیاری از رؤسای قبایل، حتی در بخشهایی از اوگاندا، مسلمان شدند و با مسلمانان ساحلی همکاری کردند. با وجود این، تا پیش از حضور آلمان در شرق افریقا در دهه 1880 (از 1297 تا 1307)، نفوذ فرهنگ و زبان سواحلی و اسلام، همچنان به نواحی پیرامون مسیرهای کاروانی و تجاری محدود ماند (کتانی، ص 209ـ210؛ لوذی و وسترلوند، ص 98ـ99؛ برای آگاهی از حوزه گسترش اسلام به مناطق داخلی رجوع کنید به کوک، ص 558 ـ 563). این قبایل پذیرفتن اسلام را نشانه ترقی و برخورداری از موقعیت والا می دانستند. قبایل افریقایی با پذیرش اسلام به اجتماعی نو درمی آمدند که در آن خواندن و نوشتن را به عربی می آموختند و با فرهنگ اسلامی آشنا می شدند و در مساجد حضور می یافتند. آنان از طریق فرهنگ عربی ـ اسلامی، اقتصاد مالی را شناختند و به کشت محصولات پرسود تجاری مانند نارگیل و انبه پرداختند و مفاهیم جدیدی چون اجاره زمین در میانشان نهادینه شد (د. اسلام، همانجا).

آلمانیها دریافتند که حکومت بر زنگبار و تانگانیکا بدون همکاری مسلمانان ــ که تنها مردمان باسواد آن سرزمین بودند ــ ناممکن است، ازینرو توأم با به خدمت گرفتن سربازان مسلمان سومالیایی و سودانی، مسلمانان عرب و مسلمانان ساحل مریما را «آکیدا» (والی) کردند یا به مشاغل صنعتگری، مباشری، مترجمی و معلمی گماردند. آلمانیها، هندیان را که شماری از آنان مسلمان بودند، به سکونت در نزدیکی مراکز دولتی جدید تشویق کردند. آنان مدارس دولتی در سرزمینهای نوار ساحلی به وجود آوردند و زبان سواحلی را به عنوان زبان رسمی و آموزشی رواج دادند.

با وجود همکاری جمع زیادی از مسلمانان با آلمانیها، گروههای بزرگی از آنان ــ که بیشتر فقیر و روستایی بودند و جذب طریقتهای اهل تصوف شده بودند ــ با آلمان مخالفت کردند. فعالیت مسلمانان در عرصه های سیاسی و اجتماعی و آموزشی و فرهنگی در دوره استعمار آلمان، سبب رشد جامعه مسلمانان در سرزمین اصلی تانزانیا شد. در طول جنگ جهانی اول (1914ـ 1918) آلمانیها، که با امپراتوری عثمانی متحد شده بودند، روابط دوستانه ای با مسلمانان برقرار کردند.

بعد از جنگ نسبت مسلمانان در تانگانیکا تا 25% کل جمعیت افزایش یافت. احتمالاً عواملی چون بی ثباتی سیاسی، نیاز به هویت مشترک برای مردمانی ناهمگون، نیاز به بنیادهای جدید اجتماعی و سیاسی و استفاده فراگیر از زبان سواحلی از 1334 تا 1342 (1303ش)/ 1916ـ1924، گسترش اسلام را در تانزانیا و دیگر مناطق افریقای شرقی تسهیل کرد (د. اسلام، همانجا؛ لوذی و وسترلوند، ص 99؛ لاپیدوس، ص 387؛ > دایره المعارف جهان اسلام آکسفورد <، ذیل مادّه).

بعد از جنگ جهانی اول و با تسلط بریتانیا بر تانگانیکا، رشد اسلام نسبتاً کاهش یافت. حکومت محلی بریتانیا به سود رؤسای محلی و به ضرر مسلمانان منطقه ساحلی عمل می کرد. مسلمانان تدریجاً از عرصه سیاسی کشور کنار گذارده شدند. فعالیت مبلّغان مسیحی بسیار افزایش یافت و با تأسیس مدارس مسیحی، مسیحیان بسیاری به استخدام درآمدند.

بر اثر نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و آموزشی که انگلستان بویژه بر مسلمانان روا می داشت، اسلام صوفیانه به مثابه واکنش بومی در برابر حاکمیت بیگانه در سراسر کشور گسترش یافت و طریقتها به صورت نهادهای سازمان یافته اسلامی درآمدند. در 1313 ش/ 1934 مجمع مسلمانان تانگانیکا با هدف اتحاد مسلمانان و پرهیز از فرقه گرایی فرهنگی و آموزشی و نژادی و سیاسی شکل گرفت. بدین ترتیب رهبران صوفی، حامیان جدید اتحادیه ملی افریقایی تانگانیکا شدند.

با وجود تأسیس «اتحادیه ملی سراسری مسلمانان تانگانیکا» در 1336ش/ 1957، که تبلور منافع صرفاً اسلامی بود، بخش عمده مسلمانان به پشتیبانی از اتحادیه ملی افریقایی تانگانیکا ادامه دادند (لوذی و وسترلوند؛ > دایره المعارف جهان اسلام آکسفورد <؛ د. اسلام، همانجا؛ لاپیدوس، ص 391ـ 392؛ در خصوص نقش تصوف در ایجاد وفاق ملی طی مبارزات استقلال رجوع کنید به لوذی و وسترلوند، ص 101ـ102).

پس از استقلال و تشکیل اتحادیه تانزانیا، نقش مسلمانان و رهبران طریقتها، در سیاست کشور تداوم یافت. مسلمانان در شکل گیری سوسیالیسم تانزانیایی طی دهه 1340ش/ 1960 سهم تعیین کننده ای داشتند. سوسیالیسم تانزانیایی شباهتهای فراوانی با جریانهای سوسیالیستی در کشورهای اسلامی، بویژه ناصریسم، دارد و بر مسلمانان بسیاری در تانزانیا تأثیر نهاده است (لوذی و وسترلوند، ص 102).

 

تشکل های اسلامی در تانزانیا

طی دوره های ریاست جمهوری نایرره، بیشتر مسلمانان در چارچوب اهداف باکواتا (شورای عالی اسلامی تانزانیا) از سیاستهای سوسیالیستی وی حمایت کردند. باکواتا را مسلمانان هوادار حزب حاکم، با رهبری چند شیخ برجسته قادریه تأسیس نمودند. در مقابل، اقلیت مسلمانان ــ که بیشتر آسیایی تبار بودند ــ از طریق «جامعه خیریه مسلمانان شرق افریقا» علیه سیاستهای سوسیالیستی موضع گرفتند. این تشکل را آقاخان سوم، امام اسماعیلیان نزاری، در 1324ش/1945 با هدف ترویج اسلام و ارتقای سطح زندگی مسلمانان شرق افریقا در مومباسا تأسیس کرد. شیعیان آسیایی، بویژه اسماعیلیه، بر این سازمان تسلط یافتند. گرایشهای ضدسوسیالیستی این سازمان موجب شد که حکومت آن را غیرقانونی اعلام کند (همان، ص 102ـ103).

بالوکتا (شورای قرائت قرآن تانزانیا)، پس از باکواتا، مهمترین تشکل اسلامی در تانزانیا به شمار می رود. بالوکتا در 1366 ش/ 1987 با هدف ترویج قرائت قرآن و گسترش اسلام از راه حمایت مادّی و مالی مدارس مسلمانان به رهبری شیخ یحیی حسین تأسیس یافت. بالوکتا با دولت و همچنین «رابطه العالم الاسلامی» در ارتباط است، اما نسبت به سایر سازمانها آرای انقلابیتری دارد و معتقد است که سازمانهای اسلامی باید به نحو فعالتری به مشکلات مسلمانان رسیدگی کنند.

در 1370 ش/ 1991 این سازمان اعتراض مسلمانان روشنفکر به باکواتا را رهبری کرد و در اجلاس خود در دانشگاه دارالسلام، باکواتا را بی اعتبار اعلام کرد، اما انسجام تشکیلات باکواتا و حمایت رسمی دولت، مانع از تضعیف آن شد. در پی حمله هواداران بالوکتا در 1372ش/ 1993 به فروشندگان گوشت خوک و تخریب مغازه ها، دولت بالوکتا را منحل و شیخ یحیی حسین را دستگیر کرد (امینی، ص 20؛ لوذی و وسترلوند، ص 100؛ > اسلام و گروههای اسلامی <، ص 240).

از دیگر تشکیلات مهم مسلمانان تانزانیا، «جماعت خوجه شیعه اثناعشری» است که مرکز این تشکل در دارالسلام است. در 1347 ش/ 1968 سیدسعید اختررضوی سازمان شیعی «هیئت بلال مسلم» را تشکیل داد که اساسنامه اش در جماعت خوجه شیعه اثناعشری افریقا تصویب شد. هدف عمده این سازمان تبلیغ اسلام بویژه مذهب شیعه در میان افریقاییان منطقه است. این سازمان دارای تشکیلات تابعه شامل مدرسه اهل البیت، حوزه لیمیا، مرکز سیدخویی، مکتبه الثقلین، حسینیه حیدریه، چاپخانه و انتشارات است. مجله لایت به انگلیسی و صوت البلال به سواحلی متعلق به این سازمان است (امینی، ص 20ـ23؛ برای آگاهی بیشتر از فعالیت خوجه های اثناعشری رجوع کنید به سازمان تبلیغات اسلامی، ص 15ـ21؛ عرب احمدی، 1379 ش، ص 35ـ157).

در یک ارزیابی کلی به نظر می رسد که از اوایل دهه 1340ش/1960، اعتقادات اسلامی در تانزانیا رو به گسترش بوده که در این امر، طریقت قادریه سهم داشته است. اتحاد زنگبار با تانگانیکا و تحکیم روابط تانزانیا با برخی کشورهای اسلامی (نظیر الجزایر، لیبی، مراکش و مصر)، موجب شد که نمایندگان سیاسی آن کشورها امکانات لازم را برای مطالعات اسلامی فراهم سازند و اطلاعاتی در باره نحوه زندگی مسلمانان در دیگر کشورهای اسلامی ــ که در تانزانیا نمایندگی ندارند ــ منتشر کنند؛ بدین ترتیب همبستگی جدیدی به وجود آمده که ممکن است زندگی اسلامی را در تانزانیا احیا کند (ونگا، ص 42؛ نیز رجوع کنید به لوذی و وسترلوند، ص 108).

 

منابع:

رحیم امینی، تانزانیا، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1375 ش؛

سازمان تبلیغات اسلامی. معاونت اعزام مبلّغ به خارج از کشور. بانک اطلاعات دفتر طرح و برنامه، گزیده: فرقه های اسلامی در کشور تانزانیا، تهران 1373ش؛

امیربهرام عرب احمدی، شیعیان تانزانیا: دیروز و امروز، تهران 1379ش؛

همو، «قبایل تانزانیا: همزیستی مسالمت آمیز»، چشم انداز، سال 1، ش 8 (آبان 1376)؛

علی کتانی، اقلیتهای مسلمان در جهان امروز، ترجمه محمدحسین آریا، تهران 1368 ش؛

ژوزف کوک، مسلمانان افریقا، ترجمه اسداللّه علوی، مشهد 1373 ش؛

لارنس کوک کرافت، راه افریقا: سفری از گذشته تا امروز، مترجم خسرو قدیری، تهران 1372ش؛

ایرا ماروین لاپیدوس، تاریخ جوامع اسلامی: قرن نوزدهم و بیستم، ترجمه محسن مدیر شانه چی، مشهد 1376ش؛

افریم ماندی ونگا، «اسلام در تانزانیا»، ترجمه عباس فرمند، بولتن فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سال 3، ش 22 (شهریور 1378)؛

برخی منابع انگلیسی

 

منبع: وبلاگ تانزانیا (معرفی کشور افریقائی تانزانیا)