اتیوپی از نخستین پایگاه اسلام تا جایگاه فعلی (1)

  • کد خبر: 1440
  • منبع خبر: مجله اندیشه تقریب

خلاصه سرزمین «حبشه» نامی آشنا برای مسلمانان است. در این مقاله سعی شده ابعاد تاریخی سیاسی حبشه به اجمال گزارش شود.


چکیده

سرزمین «حبشه» نامی آشنا برای مسلمانان است. در این مقاله سعی شده ابعاد تاریخی سیاسی حبشه به اجمال گزارش شود. سبب نام گذاری اتیوپی، ویژگی های جغرافیایی و اقلیمی و برخی از ویژگی تاریخی و تقسیمات کشوری و ویژگی های سیاسی این سرزمین، بخشی از مباحث این مقاله است. در بخش دیگر با بیان ظهور دین و آیین مسیحیت و چگونگی ورود و رواج سه مذهب ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان، به مسأله اسلام و مسلمانان در حبشه پرداخته شده است.

گزارش وضعیت مسلمانان اتیوپی در قرن بیستم با تأکید بر أ. مسلمانان اتیوپی در زمان حاکمیت ایتالیا؛ ب. اسلام و مسلمانان اتیوپی در زمان حاکمیت سوسیالیست ها؛ ج. رشد فعالیت مسلمانان در سه دهه پایانی قرن بیستم، بخش دیگر این نوشتار است.

در بخش پایانی به وضعیت حاضر مسلمانان اتیوپی و مناسبات اقتصادی ایران و اتیوپی پرداخته شده است.

 

از حبشه تا اتیوپی

«حبشه» نام آشنایی برای مسلمانان است. حبشه نخستین پایگاه اسلام و مأمن برخی از صحابی بزرگ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است. پیش از آن که اسلام در جزیرة العرب بسط یابد، در جریان نخستین هجرت مسلمانان به حبشه وارد شد.

حبشه به علت پذیرایی از مسلمانان مهاجر، از جهاد اسلامی مستثنا شد. نجاشی، نخستین پادشاهی بود که به اسلام گروید و مزار وی اکنون زیارتگاه مسلمانان این کشور است. در منابع عربی، «حبشه» سرزمینی گسترده تر از «اتیوپی» امروزی را شامل می شود. مرزهای این کشور در ادوار تاریخ دستخوش دگرگونی بوده است. در اوایل دوره اسلامی، کشور حبشه تا کناره های دریای احمر امتداد داشت. حتی در زمان های اخیر که برخی از سواحل اطراف آن ضمیمه کشور عثمانی شده بود، ایالت های جداگانه به نام «حبش ایالتی» پدید آمده بود؛ سپس سواحل آن به ایالت جده و زمانی به ایالت مصر ملحق می شد. هر چند مسلمانان طی قرون 15 تا 17 میلادی دولت شهرهای مستقل را در شرق فلات اتیوپی تأسیس کردند، به علت اختلاف های قومی با یک دیگر اتحاد نداشته، مجبور بودند برای در امان ماندن از تهاجم حکومت مسیحی، جزیه سنگینی را به حکومت حبشه بپردازند (لغت نامه دهخدا، ج 19، ص 211).

ساختار سیاسی و حکومتی کشور اتیوپی در ادامه مقاله خواهد آمد.

 

سبب نام گذاری

نام اتیوپی از آئتیوپیای(Aethiopia) لاتین، از واژه اتیوپیای(Ethiopia) یونانی وارد زبان های اروپایی شده است. این نام به معنای سرزمین تیره پوستان یا صورت سوختگان است؛ چنان که «حبشه» را کشور سیاهان گویند که با تلفظ آبیسینیا(Abyssinia) به زبان های اروپایی نیز راه یافته و در اصل، عنوان طایفه ای بوده است که از سرزمین های عربی به شاخ افریقا کوچ کرده اند (دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 6، واژه ی «اتیوپی»).

امروز در اتیوپی، نام «حبشه» به طور رسمی منسوخ شده است.

 

ویژگی های جغرافیایی و اقلیمی

اتیوپی دومین کشور پر جمعیت در منطقه زیر صحرای افریقا (SUB SAHARA) و سومین کشور پر جمعیت در قاره افریقا است. این کشور در شمال شرق این قاره واقع شده است و در محدوده مدار استوا قرار دارد و در مجموع 311/5 کیلومتر مربع مرز دارد.

اتیوپی در غرب و شمال غربی یک میلیون و 127 هزار کیلومتر با سودان، از سمت جنوب غربی به طول 830 کیلومتر با کنیا، از سمت شرق و شمال شرقی به طول 912 کیلومتر با اریتره و جیبوتی و در جنوب شرقی با سومالی مرز مشترک دارد.

مساحت کل اتیوپی 127/127/1 کیلومتر مربع، مساحت خاک آن 683/119/1 و حدّاقل 7444 کیلومتر مربع از خاک این سرزمین را آب دریاچه های گوناگون فراگرفته اند. بخش گسترده ای از اتیوپی را بیابان هایی تشکیل می دهد که گسترش آن ها به سمت مرزهای شرقی است.

پست ترین منطقه این سرزمین در گودال «دنجیل» [Denakil] حدود 125 متر پست تر از سطح آب های آزاد بین المللی است و بلندترین بخش آن در «رأس داشان» 4620 متر ارتفاع دارد.

اتیوپی عموماً سرزمین خشک، صحرایی و در بعضی مناطق کوهستانی است. مناطق جنگلی و مرتعی کمتر از 20 درصد خاک این کشور را شامل می شوند. دمای هوا در مناطق بیابانی اتیوپی و در فصل تابستان گاهی از 55 درجه سانتیگراد نیز فراتر می رود و سردترین منطقه این کشور در فصل زمستان دمایی حدود صفر درجه سانتیگراد دارد. اتیوپی به معاهده های بین المللی بیابان زدایی، تغییرات آب و هوا و حفاظت از لایه اوزون پایبند است.

نژاد اصلی مردم اتیوپی Afro Asiatic نامیده می شوند که خود به چندین نژاد دیگر تقسیم می شود:

1. Semites در منطقه شمالی؛

2. Cushtes در مناطق شرقی؛

3. Nilosaharan در مناطق شرق و جنوب شرقی؛

4. Omotic در مناطق جنوبی.

جمعیت اتیوپی بر اساس جدیدترین آمار بانک جهانی در پایان سال 2001 میلادی حدود 65 میلیون و 891 نفر تخمین زده شده است که حدود 18/47 درصد از آن را افراد کمتر از 15 سال، 3/50 درصد تا 64 سال، و 79/2 درصد دیگر را افراد بیشتر از 65 سال تشکیل می دهند.

عمده مردم اتیوپی از نژاد اورومو(Oromo) 40 درصد و آمهارا(Amhara) 32 درصد هستند که از قبایل سیاهپوست افریقای شرقی به شمار می روند. دیگر تیره های نژادی این سرزمین از قبایل «سیدامو» 9 درصد، «شانکلا» 6 درصد، «سومالی» 6 درصد، «عفار»4 درصد و «گوراگی» 2 درصد و 1 درصد سایر گروه ها هستند.

نیمی از اتیوپی را مسلمانان تشکیل می دهند و مسیحیان ارتدوکس نیز حدود 32درصد از جمعیت این کشور هستند. آنیمیست ها (پیروان ادیان اولیه) و یهودیان نیز اقلیت مذهبی این کشورند. ساکنان این سرزمین افزون بر لهجه قبایل بومی خود از زبان عربی نیز استفاده می کنند؛ ولی زبان انگلیسی به صورت زبان اداری در مدارس اتیوپی تدریس می شود.(1)

 

برخی ویژگی های تاریخی

اتیوپی دارای تاریخی بسیار کهن، و یکی از قدیم ترین مناطق زیستی انسانی است. کوشی های جنوبی افریقا در هزاره دوم قبل از میلاد از طریق اتیوپی به قسمت هایی که امروزه کنیا و تانزانیا خوانده می شود، وارد شده اند. این عده در آغاز مسیحیت به دو گروه تقسیم شده اند: گروهی به زندگی مبتنی بر گردآوری خوراک و شکار ادامه داده اند؛ اما گروه دیگر که از لحاظ فرهنگی غلبه داشته اند، ارتفاعات را به اشغال خود در آورده و به نگهداری دام و تا حدی کشاورزی پرداخته اند (دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 6، واژه اتیوپی، ص 570 به نقل از:

East Africa: its Peoples and Resourses, ed, W.T.W.Morgan, London, 1984,P.23.).

ظاهراً در هزاره اول قبل از میلاد، عنصر سامی به این گروه ها ملحق و با آن ها ترکیب شده است (ویل دورانت، ج 4، ص 199). مهم ترین اینان حبشی ها بودند که پس از تصرف قسمت های ساحلی به قسمت های دیگر نیز نفوذ کردند. این حرکت ها تا سده های 3 و 4 میلادی ادامه یافت و احتمالاً یهودیان نیز در همین دوره به سرزمین اتیوپی آمده اند. درباره این گونه مهاجرت ها افسانه هایی نیز وجود دارد، تا جایی که هایله سلاسی(Haile Salassie) پادشاه پیشین اتیوپی خود را از اعقاب منلیک (Menelik) اول، پسر ملکه سبا و سلیمان نبی به شمار می آورد و این امر را در قانون اساسی 1995 میلادی کشور نیز گنجانده بود (دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ص 570).

در پایان هزاره اول قبل از میلاد در اتیوپی به سبب ترکیب نژادی حامی و سامی، تمدنی پدید آمد که می توان آن را به طور اخص تمدن اتیوپیایی به شمار آورد. این کشور، صاحب تمدن معروفی به نام «آکسوم» است.

پادشاهی آکسوم در پیش از میلاد در شمال اتیوپی پدید آمد و در سده های 3 و 4 به اوج شکوفایی خود رسید. عزانا (Azana) پادشاه آکسوم در 324 میلادی به مسیحیت گروید. در این دوره، میان بیزانس و اتیوپی مسیحی روابط دوستانه ای برقرار شد؛ اما تمدن آکسوم برای مدت طولانی از قرن هشتم تا دوازدهم رو به افول گذاشت. افزون بر آن، دولت آکسوم هنگام ورود مسلمانان در سده 7 میلادی به اتیوپی، به سبب قدرت گرفتن ایرانیان در دریای سرخ رو به ضعف نهاده بود.

اسلام در آغاز میان عشایر ساحل دریای سرخ رایج شد؛ سپس به سمت شمال و بلندی های شرقی گسترش یافت. گسترش اسلام با عربی شدن ساکنان اتیوپی همراه نبود؛ بلکه سازمان های اجتماعی آنان به همان صورت محفوظ ماند؛ هر چند از این زمان به بعد، آثار مسیحیت در سواحل دریای سرخ از میان رفت و راه های ارتباطی آکسوم به دسست مسلمانان افتاد (همان، ص 571).

 

تقسیمات کشوری و ویژگی های سیاسی

جمهوری فدرال دمکراتیک اتیوپی یکی از قدیم ترین سرزمین های مستقل در جهان است. این کشور از حدود 2 هزار سال قبل که حبشه نام داشت، تاکنون به صورت مستقل اداره شده است. این کشور دارای 9 بخش مجزا و 2 شهر بزرگ خودمختار است. شهرهای خود مختار این کشور عبارتند از آدیس آبابا (Addis Ababa) و دیر دعا (Dire Dawa) و از سایر بخش های اتیوپی می توان به آفر(Afar)، امحره (Amhara)، قومس(Gumaz)، جمبله(Gambela)، حرار(Harar)، ارومیه(Oromia) و سومالی (Somali) اشاره کرد.

پرچم اتیوپی از سه رنگ سبز، زرد و قرمز تشکیل شده است. سبز علامت حاصلخیزی، زرد علامت وجود آزادی مذهبی در کشور، و قرمز علامت کسانی است که جانشان را در راه حمایت از تمامیت ارضی قربانی کرده اند. همچنین در وسط پرچم ستاره ای وجود دارد که این ستاره نشانه ای از آینده روشن و خطوطی که در اطراف آن وجود دارد حاکی از برابری تمام اقوام و ملیت های اتیوپی است.

در دوران حضور دو ابر قدرت امریکا و اتحاد جماهیر شوروی و به ویژه دوره جنگ سرد، کشور اتیوپی به لحاظ موقعیت جغرافیایی اش مورد توجه خاص این دو ابرقدرت بود. اتیوپی به جهت قرار گرفتن کنار ساحل دریای سرخ و نزدیکی با تنگه باب المندب موقعیت راهبردی ویژه ای داشت؛ اما با جدایی اریتره تا حدودی از اهمیت سوق الجیشی اتیوپی کاسته شده است با این حال، اتیوپی کماکان با توجه به سابقه دیرینه تاریخی و فرهنگی اش و همچنین وجود مقر سازمان وحدت افریقا و کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای افریقا اهمیت ویژه ای در افریقا و به ویژه منطقه شاخ دارد (اتیوپی، ص66و7).

در این کشور، احزاب سیاسی متعددی مانند سازمان مردمی الامحره، ائتلاف نیروهای مشتق برای صلح و دمکراسی، اتحادیه دمکراتیک اتیوپی، جنبش دمکرات اتیوپی، حزب ملی دمکرات و حرکت انقلابی اتیوپی فعالیت دارند. اتیوپی افزون بر سازمان ملل متحد، در بانک توسعه افریقا، کمیسیون اقتصادی افریقا، سازمان خواروبار جهانی، گروه 24 گروه 77، آژانس بین المللی انرژی اتمی، بانک بین المللی ترمیم و توسعه، سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری، صندوق توسعه کشاورزی سازمان ملل متحد، سازمان بین المللی کار، صندوق بین المللی پول، سازمان بین المللی هواشناسی، سازمان بین المللی ارتباطات دور ماهواره ای، سازمان بین المللی پلیس جنایی، سازمان بین المللی استاندارد، اتحادیه جهانی ارتباطات، جنبش عدم تعهد، کنگره ملی افریقا، سازمان جهان منع سلاح های شیمیایی، کمیسیون توسعه و تجارت سازمان ملل متحد، کمیسیون توسعه فرهنگی سازمان ملل متحد، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، سازمان توسعه صنعتی، اتحادیه جهانی پست، سازمان جهانی بهداشت، سازمان جهانی مالکیت معنوی و سازمان جهانی گردشگری عضویت دارد.

 

ظهور دین و آیین مسیحیت در حبشه

چنان که پیش از این یادآور شدیم، حبشه در قبول آیین دینی سابقه دیرینه دارد. قبل از اسلام، آیین مسیحیت، دین اکثریت مردم به شمار می رفت. در موضوع ظهور دین و آیین مسیحیت در حبشه، به اجمال از سه مذهب رایج در مسیحیت گزارش می شود.

أ. مذهب ارتدوکس

در زمان امپراتوری عزانا 330 الی 360 بعد از میلاد حضرت مسیح علیه السلام که مدت سی سال به طول انجامید، دو نفر از مسیحیان اهل سوریه به نام های فرومنتیوس (Frumentius) و آئده سیوس (Aedesius) به حبشه آمدند و به حضور امپراتور رفتند. در آن زمان، عزانا به علت پیری و ناتوانی پدرش که در بستر بیماری بود، به جای وی بر تخت نشسته بود و حکمرانی می کرد. ملاقات عزانا با دو نفر کشیش پیش گفته باعث ایجاد زمینه های ورود مسیحیت به حبشه شد و سرانجام در سال 331 بعد از میلاد، امپراتور عزانا که پس از فوت پدر به طور رسمی بر تخت امپراتوری جلوس کرده بود، دین حضرت مسیح را پذیرفت.

پذیرش مسیحیت از طرف یکی از امپراتوران آکسوم باعث نزدیکی حبشه به روم و مصر شد؛ ولی سبب پذیرش این دین از سوی قاطبه مردم نبود و آن ها تا مدت ها، همچنان بت پرست باقی ماندند. از طریق امپراتور، بزرگان قوم و نجیبان و نزدیکان وی به وسیله کشیشان مذکور مسیحی شدند و در حقیقت فرومنتیوس نخستین کسی بود که به حبشه آمد و مسیحیت ارتدوکس وابسته به کلیسای اسکندریه را به این کشور معرفی کرد.

شایان ذکر است که در حال حاضر، آبونه پائولس پاتریاک کلیسای ارتدوکس اتیوپی است.

ب. مذهب کاتولیک

زمانی که مسلمانان حبشه به رهبری امام احمد بن ابراهیم القاضی ضد امپراتوری حاکمان مسیحی این کشور قیام کرده بودند، حکومت پادشاهی پرتغال، مسؤولیت کمک های نظامی و تسلیحاتی به حبشه را به عهده گرفت و پذیرفت که از هرگونه کمک و یاری برای پیروزی امپراتوری حبشه دریغ نورزد و به همین سبب مستشاران و سربازان فراوانی را به همراه تسلیحات و ادوات جنگی پیشرفته از طریق دریای سرخ که در آن زمان زیر سلطه نیروی دریایی پرتغال بود، به سوی حبشه گسیل داشت که سرانجام باعث شکست و سرکوبی مسلمانان شد.

برای جلوگیری از قیام ها و نهضت های احتمالی ضد امپراتوری حبشه، عده ای از افراد ارتش پرتغال در این کشور ماندند که میان آنان اسقف ها و کشیش هایی از سوی کلیساهای کاتولیک مسیحی پرتغال نیز حضور داشتند و در جهت تغییر مذهب مسیحیان ارتدوکس حبشه به کاتولیک تلاش و تبلیغ می کردند. یک گروه از آنان به سرپرستی اسقف پدروپائز(Pedropaez) موفق شدند که مذهب امپراتور حبشه را از ارتدوکس به کاتولیک تغییر دهند. اسقف مذکور اسپانیایی و از اعضای فعال «انجمن عیسی» بود.

در سال 1607 میلادی امپراتور سوس نیوس (Susneyos) به قدرت رسید و در سال 1622 میلادی تحت تأثیر اسقف پدروپائز، مذهب کاتولیک را پذیرفت و از طریق وی درباریان و اقوام وی نیز به این مذهب گرویدند.

ج. مذهب پروتستان

تاریخ ورود این مذهب به حبشه به طور دقیق معلوم نیست؛ اما از شواهد وقراین چنین بر می آید که پس از ورود مذهب کاتولیک یعنی در نیمه دوم قرن هفدهم میلادی، مذهب پروستان به وسیله میسیونرهای سوئدی به حبشه آمد و به مسیحیانی در استان تیگره معرفی شد (اتیوپی، ص 21و22).

 

اسلام و مسلمانان در حبشه

ظهور و طلوع دین اسلام نه تنها نقطه عطفی در تاریخ ادیان، بلکه نقطه عطفی در تاریخ جهان و معادلات حاکم بر آن است. تولد این دین به طور عمیق بر اشکال سیاسی مذهبی و ساختار اجتماعی کشورهای خاورمیانه و همسایگانش اثر گذاشت. در این جهت کشور حبشه که از نظر جغرافیایی در نزدیکی محل تولد اسلام قرار گرفته و همسایه کشور حجاز است، پس از ظهور و حضور دین اسلام دچار دگرگونی هایی شد که بررسی و تحقیق در مورد چگونگی حوادث واقعه پس از معرفی اسلام در این کشور بسیار اهمیت دارد.

در قرآن کریم به دو قضیه اشاره شده است که به سرزمین حبشه ارتباط می یابد. ابتدا داستان «اخدود» که در سوره بروج از آن یاد شده است، و به قتل عام مسیحیان به دست ذونواس پادشاه یهودی مربوط می شود. پادشاه مسیحی اتیوپی، ابرهه یکی از سران ارتش خود را برای سرکوب ذونواس و حمایت از مسیحیان به جزیرة العرب اعزام می کند. در سوره فیل نیز داستان ابرهه و اصحاب فیل که قصد تخریب کعبه را داشتند، ذکر شده است. قضیه دوم به مهاجرت مسلمانان به حبشه مربوط می شود که شرح آن خواهد آمد.

«حبشه» داستان های ماندگاری در روابط با اسلام و مسلمانان دارد که به برخی از آن ها اشاره می شود.

أ. وجود زمینه خداپرستی: از ورود مسیحیت به حبشه پیش از این سخن گفتیم. نفوذ مسیحیت در حبشه، دولت آن را به جنبش اسلام مساعد کرده بود. پادشاه مسیحی حبشه به نهضت خداپرستی میان بت پرستان جزیرة العرب به نظر احترام می نگریست؛ به ویژه در آغاز ظهور اسلام که با شعار «لااله الااللّه » و مبارزه با بت پرستی همراه بود و این رویکرد با ادیان ابراهیمی مخالفتی نداشته و حتی در مواردی روابط پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با یهودیان مدینه تا وقتی که به توطئه و پیمان شکنی دست نزدند، از سویی و مسیحیان حبشه از سوی دیگر نیکو بوده است.

ب. کودکی پیامبر اسلام و روحانیان مسیحی حبشه: ایام کودکی زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله حادثه های مهمی را به یاد داشت. در جریان شیرخوارگی کودک عبدالمطلب به وسیله حلیمه سعدیه از قبیله «بنی سعد» که تا مدت پنج سال در آن قبیله بود، دو یا سه بار به مکه برگشت داده شد تا مادرش را ببیند.

دومین بار که حلیمه سعدیه، کودک عبدالمطلب را به مکه آورده بود، موقعی بود که دسته ای از روحانیان حبشه به حجاز آمده بودند، محمد صلی الله علیه و آله را در قبیله «بنی سعد» مشاهده کردند. آنان علایمی را که در کتاب های آسمانی، برای پیامبری که پس از عیسی علیه السلام خواهد آمد، به طور کامل در این طفل دیدند. از این نظر تصمیم گرفتند او را به هر شکلی که ممکن است بربایند و با خود به حبشه ببرند تا این افتخار نصیب آنان شود (سیره ابن هشام، ج 1، ص 167).

این مطلب هیچ استبعادی ندارد؛ زیرا به تصریح قرآن، علایم پیامبر در انجیل بیان شده بود. هیچ مانعی ندارد که دانشمندانِ وقت، از روی آن علایم، دارنده آن را تشخیص داده باشند (جعفر سبحانی، ج 1، ص 165).

قرآن کریم در این باره می فرماید: وَإِذْ قَالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّه ِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقا لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِینٌ(صف (61)، 6).

و یاد آور هنگامی که عیسای مریم به بنی اسرائیل گفت: من همانا رسول خدا به سوی شما هستم، و بر حقانیت کتاب تورات که مقابل من است، تصدیق می کنم ونیز شما را مژده می دهم که بعد از من، رسول بزرگواری که نامش [در انجیل من] احمد است، بیاید. چون آن رسول با آیات و معجزات به سوی خلق آمد، گفتند: این [معجزات و قرآن وی] سحری آشکار است.

ج. هجرت صحابه به حبشه: با آغاز دعوت رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، مشرکان قریش یاران حضرت را آزردند. با افزایش گروندگان به اسلام، خشم قریش فزونی یافت و شکنجه مسلمانان بیشتر شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مسلمانان دستور داد در شهرها و زمین های دیگر پراکنده شوند. آنان پرسیدند: کجا رویم؟ حضرت به سمت حبشه که آن را بسیار دوست می داشت، اشاره کرد. دو گروه از مسلمانان که نام سی تن از آنان در مصادر تاریخی آمده است، به حبشه مهاجرت کردند، و در هجرت، ضمن حفظ دین خود، به تبلیغ اسلام پرداختند و بسیاری از آنان در سال هفتم هجرت به مدینه آمدند (ر.ک: طبقات ابن سعد، ج 1، ص 188192؛ ابن عبد ربه، ج 2، ص 277).

د. پذیرش دعوت پیامبر: سال ششم هجرت، هشت فرستاده از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سرزمین ها و حاکمیت های اطراف جزیرة العرب فرستاده شدند و پادشاهان را به دین اسلام دعوت کردند.

طبق نقل ابن سعد، عمرو بن امیه الضمری از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحم جهت دعوت پادشاه حبشه فرستاده شد و وی اسلام را با آغوش باز پذیرفت و به آن نامه پاسخ نیکو داد و تحفه ها و هدایایی فرستاد (ر.ک: طبقات ابن سعد، ج 1، ص 189؛ ابن عبدربه، ج 1، ص 211) و نیز آن گاه که خبر درگذشت نجاشی پادشاه حبشه به مدینه رسید، پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه بر وی نماز میت غایب خواند.

ه. بلال حبشی: بلال، جوانی که با خلوص ایمان و استقامت کم نظیر، نام حبشه را ماندگار کرده و الگویی برای همه شده است. پدر و مادر وی از کسانی بودند که از «حبشه» به حالت اسارت وارد جزیرة العرب شده بودند. بلال که بعد مؤذن رسول گرامی شد، غلام امیّه بن خلف بود. امیّه از دشمنان سرسخت پیشوای بزرگ مسلمانان به شمار می رفت و چون عشیره رسول خدا دفاع از حضرت را بر عهده گرفته بودند، برای انتقام، غلام تازه مسلمان خود را پیش چشم مردم شکنجه می داد و او را در گرم ترین روزها با بدن برهنه روی ریگ های داغ می خوابانید، و سنگ بسیار بزرگ و داغی را روی سینه او می نهاد و او را با این جمله مخاطب می ساخت:

«دست از تو بر نمی دارم تا این که به همین حالت جان بسپاری یا از اعتقاد به خدای محمد برگردی، و «لات» و «عزّی» را بپرستی»؛ ولی بلال در برابر آن همه شکنجه، گفتار او را با دو کلمه که روشنگر پایه استقامت او بود، پاسخ می داد و می گفت: «أحد، أحد» یعنی خدا یکی است! و هرگز به آیین شرک و بت پرستی برنمی گردم. استقامت این غلام سیاه که در دست سنگدلی اسیر بود، باعث شگفتی دیگران شد. حتی ورقة بن نوفل، بر وضع رقت بار او گریست و به امیّه گفت: به خدا سوگند! هرگاه او را با این وضع بکشید، من قبر او را زیارتگاه خواهم ساخت (ر.ک: سیره ابن هشام، ج 1، ص 318).

 

گاهی امیّه شدت عمل بیشتری نشان می داد؛ ریسمانی به گردن بلال می افکند و به دست بچه ها می داد تا او را در کوچه ها بگردانند (ر.ک: طبقات ابن سعد، ج 3، ص 233).

در جنگ بدر، نخستین جنگ اسلام، امیّه با فرزندش اسیر شدند. برخی از مسلمانان به کشتن امیّه رأی نمی دادند؛ ولی بلال گفت: او پیشوای کفر است و باید کشته شود؛ و بر اثر اصرار او، پدر و پسر به کیفر اعمال ظالمانه خود رسیدند و هر دو کشته شدند (فروغ ابدیت، ج 1، ص 277و288).

 

پاورقی ها:

1. مقاله بازارشناسی افریقا، بخش چهارم، جمهوری فدرال اتیوپی، گردآوری و ترجمه از کامران نرجه؛ اتیوپی(مباحث کشورها و سازمان های بین المللی/ 41) تنظیم و گردآوری: رضا ابهری و محمدرضا الموتی، ص14.

2. برای توضیحات بیشتر، ر.ک: مقاله گفتمان تاریخی مسلمانان اتیوپی، نوشته دکتر حسین احمد(استادیار دانشگاه آدیس آبابا) ترجمه محمدحسین مظفری، و نیز روزنامه آدیس زمن Addis Zaman بین سال های 1974 1993 و نیز مقاله های تحقیقاتی پیرامون تاریخ سیاسی اتیوپی که از سال 1970 به بعد منتشر شده است و نیز هدهد، گزارش ویژه اتیوپی 98، سال دوم، ش 20، بهمن 1377، محمدحسین مظفری، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران آدیس آبابا.

 

منابع و مآخذ

1. ابن عبد ربه، عقد الفرید، ج 2.

2. اتیوپی.

3. جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج 1.

4. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 6.

5. سیره ابن هشام، ج 1.

6. طبقات ابن سعد، ج 1و3.

7. لغت نامه دهخدا، ج 19.

8. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 4.

 

منبع: مجله اندیشه تقریب، شماره 4.