تحولات نو و جدید در ادیان آفریقایی

  • کد خبر: 1470
  • منبع خبر: دایره المعارف طهور

خلاصه چنین برآورد شده که امروزه هنوز 30 تا 40 درصد جمعیت آفریقا به دین سنتی آفریقایی عمل می کنند. چنان چه مسیحیان و مسلمانان را هم که بعضی از مواقع به آداب سنتی عمل می کنند شامل شوند، در آن صورت، این رقم ممکن است به 70 درصد کل جمعیت برسد.


چنین برآورد شده که امروزه هنوز 30 تا 40 درصد جمعیت آفریقا به دین سنتی آفریقایی عمل می کنند. چنان چه مسیحیان و مسلمانان را هم که بعضی از مواقع به آداب سنتی عمل می کنند شامل شوند، در آن صورت، این رقم ممکن است به 70 درصد کل جمعیت برسد. با این وجود، این مطلب واقعیت دارد که دین آفریقایی، حداقل در صورت قابل مشاهده فعلی آن، یعنی آن گونه که در نهادهای قبیله ای پیش از دوره استعمار بنا شده، به شدت تضعیف شده است. تا آن جا که به آداب و مناسک دینی مربوط می شود، این روند در جهت کمرنگ تر شدن صورت های جمعی و گروهی و پررنگ تر شدن اشکال فردی و خانوادگی بوده است.

در رابطه با مفاهیم، اعتقادات، و ارزش ها، دین سنتی بیش از آن چه ممکن است فکر شود سفت و محکم است. افکار و اندیشه های قدیمی در قالب اشکالی جدید باقی هستند. دین در آفریقا همواره به شدت جذب کننده بوده و استعداد تلفیق و ادغام، اگر نه تفسیر مجدد، را داشته است. نمایش نامه نویس مشهور «وول سوینکا» نماد دینی آفریقایی را «دمدمی مزاج» بودن توصیف کرده است. یقینا دین آفریقایی در ادامه بقا به شکلی زیرابی از قدرت انعطافی چشم گیر و ظرفیتی تعجب برانگیز برخوردار است.

 

نقش اسلام و مسیحیت در ارائه تفسیری توحیدی از الهیات سنتی

در موارد روشنی اسلام و مسیحیت بی تردید در ارائه تفسیری توحیدی از الهیات سنتی مددکار بوده اند. «مونیکا ویلسون» نشان داده که چگونه در «کیالا»، خدا قهرمان قبیله نیاکیوسا (تانزانیا)، تحت تاثیر فعالیت های تبشیری، به صورت خدای مسیحی در آمد. در حالی که سویینکا احتجاج کرده که مفهوم «توحید گسترده» ایدووو، به صورتی که در مورد مجموعه خدایان (پانتون) قبیله یوروبا (در نیجریه) صدق می کند، تفسیری اروپا مدارانه و جدید است.

عموما این نکته مورد توافق است که آخرت شناسی مسیحی تاثیر نیرومندی بر تفکر سنتی دینی آفریقا بر جای گذاشته است. اندیشه بعثت جسمانی و وجود جسمانی اخروی یقینا برای مردمی که نزد ایشان حیات جسمانی و احیای فیزیکی ارزش های مهمی هستند جالب و جذاب است. ممکن است چنین باشد که تدوین و تنسیق های تصوری الهیات مسیحی به نحوی غیر عمدی و ناخواسته مشوق درکی ماتریالیستی و تحت اللفظی از بهشت و جهنم در بین آفریقاییان بوده است.

 

صورت های جدیدی از دین سنتی آفریقایی

تغییر سازمانی شتاب یافته، رشد صورت های جدیدی از دین سنتی آفریقایی را تشویق کرده است. یکی از این اشکال جدید، نهضت حذف و امحای سحر و جادو است که پدیده ای تکرار شونده در آفریقای مرکزی و تانزانیای جنوبی بوده است. به یک معنا این پدیده ای هزاره ای است که در آن گروهی از «کارشناسان» که از تکنیکی جدید و موثر برخوردارند ادعا می کنند که می توانند یک جا محله و یا روستای کاملی را از وجود ساحران و جادوگران پاکسازی کنند. آنان، با سفر کردن از یک نقطه به نقطه ای دیگر، آداب و مناسکی گروهی برای تطهیر و پاکسازی و آشتی دادن افراد ترتیب می دهند که در آن ها مردم به طرد و انکار ساحران و جادوگران می پردازند و قدرت های شیطانی آن ها خنثی می شوند.

سپس آغاز عصر طلایی جدیدی که در آن مردم دیگر ترسی از سحر و جادو ندارند اعلام می شود. هر چند این کار معمولا نوعی یاس و سرخوردگی و احساس اغفال شدن را در پی دارد که در نتیجه ممکن است بازدیدهای بیشتری را از ناحیه کارشناسان یاد شده برای ریشه کن ساختن این توهمات بطلبد. نهضت اموانالسا تحت نام «تومونی رندا» و «کلیسای لومپای» «آلیس لنشینا» (که هر دو در زامبیا هستند) شاید مشهورترین حرکت های هزاره ای جدید جادوزدایی باشند. لیکن نهضت های متعدد دیگری نیز وجود داشته اند.

 

نقش کلیساهای مستقل

بعضی از به اصطلاح «کلیساهای مستقل» نیز به عوض این که گروه های جدا شده ای از کلیساهای تبلیغی جا افتاده باشند، نوعی بیداری و احیای سنت گرایانه می باشند. بعضی دیگر از «کلیساهای» نو سنتی حرکت های نژادی یا قومی آگاهانه ای هستند که در صدد تصفیه عناصر خارجی می باشند، در حالی که هنوز حرکت های دینی جدید دیگری هم وجود دارند که صادقانه تلفیق گرایانه می باشند.

حتی کلیسای مستقلی مثل کلیسای ماریا لگیوی کنیا، که به نحو بارزی جدایی و انشقاق از کلیسای کاتولیک روم بوده و ملهم از انجمنی عامیانه به نام لژیون مریم می باشد را می توان بر پایه اعتقادات روح گرایانه «جوئوگی» (دینی یا میسامبوا که این نیز در کنیا است) و یا کلیساهای از نظر قومی آگاه «کیکویو» که اعتراض «مائومائو» را که عامل تسریع استقلال کنیا شد سازماندهی کرد، تفسیر مجددی از دین سنتی بر پایه تاثیر مسیحی بودند.

نکته ای که به همین اندازه قابل توجه است شیوه ای است که از آن طریق نهادها و ارزش های سنتی حرکت های دینی را که بوضوح مسیحی هستند و یا خود مسیحیت ارتدکس را شکل داده و یا تحت تاثیر قرار داده اند. بسیاری از کلیساهای مستقل مسیحی سازمان و تشکیلاتی دارند که از الگوهای سنتی رهبری آیینی یا پیش گویانه منبعث می شوند. هم چنین رویاها، اساطیر و مدیوم گری روح می توانند در حیات این کلیساها سهم عمده ای بازی کنند. در کلیساهای مرتبط با ماموریت های تبلیغی، که اکنون تحت رهبری آفریقاییان می باشند، اعمال اقتدار و اعتبار دینی، و نیز سازگاری های تهلیلی و موسیقایی، تا حدود زیادی مدیون سنت های غیر مسیحی است.

علاوه بر این، از آن جایی که مبشرین مسیحی از پذیرش دین سنتی آفریقا به عنوان فلسفه ای منسجم و یک پارچه (هرچند که در پشت زبانی سمبولیک و اساطیری پنهان شده بود) سرباز زدند، لذا لازم نشد که افراد جدید المذهب دین قبلی خویش را عملا کنار بگذارند. نتیجه این امر، همان طور که «رابین هورتون» اشاره می کند، جریانی از «پیوستگی و الصاق» به جای «تبدیل مذهب» می باشد که به نوعی سنت گرایی غیر آشکار منجر شده است.

 

نقش واسطه گری و مداوای روحی در اتحاد اسلام و مسیحیت

علقه ای که دین سنتی، حرکت های کلیساهای مستقل، مسیحیت هیئت های تبلیغی، و صور گوناگون اسلام را به هم پیوند می دهد بدون تردید مدیوم (واسطه) گری و مداوای روحی است. در بین مسیحیان، حرکت شاخه پنجاهه ای (عید رستاخیز مسیح و ظهور وی بر حواریون) تاثیری نیرومند بر جای گذاشته است. لیکن تسخیر و دست گیری (جن گیری) ارواح خبیثه نیز در حال شهرت یافتن و حتی تائیدی رسمی است. در رابطه با تعویذ و جن گیری، این آداب بیشتر مرهون افکار و اندیشه های سنتی مربوط به تشخص بخشیدن اخلاقا بی طرفانه، و لیکن به هر حال بدخواهانه مقوله «بدبختی» است تا این که زاییده شیطان (شر) شناسی مسیحیت باشد.

واژه اسلامی «جن» نیز با این ارواح سنتی بومی قابل مقایسه است. خیلی از کلیساهای مستقل اساسا مربوط به عید پنجاهه (یک شنبه سفید) هستند چنین حدس زده مستقل اساسا مربوط به عید پنجاهه ای که امروزه آفریقا را تحت تاثیر قرار داده بعضا برانگیخته از کیش های روح مدارانه ای است که در مرحله نخست توسط بردگان آفریقایی به دنیای جدید وارد شدند. یقینا فرقه های نئو آفریکن (نوآفریقایی) و تلفین گرایانه در برزیل و جاهای دیگر به سمت تاکید روی واسطه (مدیوم) گری روح تمایل دارند.

آخر این که جای انکار نیست که سیاست مداران و مقامات حکومتی در کشورهای مستقل آفریقایی برای تحکیم پایه های قدرت خویش اعتقادات سنتی و نیز خصلت سیاسی مذهبی رهبری سنتی را مورد سوء استفاده قرار داده اند. این فرصت طلبی که از سوی خیلی ها و از جمله «ووله سوینیکا» به عنوان به ابتذال کشاندن «اساس» مورد انتقاد قرار گرفته است، حاوی شعارهایی انحرافی چون اصالت طلبی است که توجه همگان را به خود جلب می کند.

علی رغم این گونه پیامبران دروغین بازگشت به اصالت های نخستین، ارزش های دینی سنتی بر نفوذ و تاثیر خویش در درون و بیرون تشکیلات مذهبی آفریقای سیاه معاصر ادامه می دهند و از تحول حتی اسلام و مسیحیت در آفریقا خبر می دهند.

 

تحولات دوران اخیر در ادیان آفریقا

در خلال ربع آخر قرن بیستم ادیان آفریقایی، به ویژه از مجرای تاثیر متزاید خویش روی کلیساها و باورهای دینی اصلی مردم و نیز روی حرکت های دینی جدید در قاره آفریقا، اهمیت خویش را حفظ کرده اند. امروزه آداب و مناسک دینی سنتی، در قالب های متعدد و متنوعی، توسط آفریقاییان درس خوانده و حتی «غرب زده» اجرا می شوند. غالبا این قالب ها در ارتباط با آیین ازدواج، تولد، تدفین، وراثت، یا جانشینی سلطنتی هستند. سه نمونه برجسته ای که در سال 1986 به وقوع پیوستند را می توان در این جا مثال آورد.

 

مسواتی سوم و یک عده آیین های باطنی

در آوریل آن سال فرد نسبتا جوانی از دانشکده محل تحصیل خود در انگلستان به سرعت بر تخت سلطنت سوازیلند در آفریقای جنوبی جلوس کرد. پادشاه جوان، مسواتی سوم، یک عده آیین های باطنی را از سرگذراند که از آن جمله قربانی ساختن نمادین وی برای ملت بود.

در ماه اوت همان سال یک مدیر بانک و عضو پارلمان تانزانیا نیز، در کنار قبر پدر خویش، یک سلسله آداب پیچیده مذهبی را به جا آورد. در خلال این مراسم وی به عنوان رئیس ارشد جدید قبیله کیمبو به حضور ارواح نیاکان معرفی شد و قدرت ایجاد تماس و ارتباط با آنان را پیدا کرد. در دسامبر همان سال نزاعی پنج ماهه در کنیا بین اقوام سببی یکی از وکلای مشهور نایروبی، که به قبایل متفاوتی تعلق داشتند، در مورد آیین خاکسپاری نامبرده آغاز شد. سنت گرایان پیروز شدند. از این قبیل مثال ها فراوان اند و نمایشگر صلابت حضور دین سنتی می باشند.

 

نظام های سلطنتی سنتی در اوگاندا

در ژوئیه 1993 نظام های سلطنتی سنتی در اوگاندا برقرار شدند که در راس آن ها پادشاهی «بوگاندا» بود. «رونالد مووندا موتبی دوم» 27 سال پس از آن که پدرش از کشور فرار کرده بود، سی و ششمین کآباکای بوگاندا شد.

آداب و مراسم سنتی طولانی مدتی به صورت پنهانی در تپه سلطنتی «بودو» برگزار شدند که طی آن پادشاه جدید طبل سلطنتی «که بابون» را به صدا در آورد. پس از این مراسم، آیین تاجگذاری به صورت مسیحی به اجرا در آمد. احیای مجدد این حکومت های سلطنتی نمونه دیگری از بازگشتی عمومی به آداب و سنن قدیمی و بازیافتی فرهنگی است که خیلی از جاهای آفریقا را تحت تاثیر قرار داده است.

 

فشار به آداب و رسوم و اعتقادات جادوگرانه

هم چنین شواهد و بینات فراوانی در رابطه با ادامه آداب و رسوم و اعتقادات جادوگرانه وجود دارند. پاکسازی مناطق از حضور ساحران و جادوگران به ویژه در آفریقای مرکزی، به نحو روزافزونی محبوبیت پیدا می کند و غالبا نیز شکل یک حرکت دینی جدید به خود می گیرد. این حرکت در مسیر مقابله با عناصر ضد اجتماعی، و نیز علیه جریان اصلی مسیحیت و به ویژه مذهب کاتولیک، می باشد.

روحیات پروتستانی تهذیب گرایانه (پوریتنی) به افراد ماهر کمک می کند تا موضوعات پرستش (عبادی) کاتولیکی را به عنوان وسایل و ابزار سحر و جادوگری مورد توجه قرار دهند. عموما اعتقاد بر این است که سحر و افسون واقعیتی است که همواره حضور دارد. لذا هنوز هم توجه مداوا کنندگان و نیز پیش گویان سنتی را در هر دو منطقه شهری و روستایی به خود جلب می کند.

ورود انبوه مهاجرین به شهرهای کوچک و بزرگ آفریقا در خلال دهه اخیر، تنش هایی را که به اتهامات جادوگرانه منجر می شوند افزایش داده است. هم چنین احتمالا معالجه کنندگان سنتی را تشویق کرده تا ظاهر متجددانه تری به خود بگیرند. آن ها غالبا جنبه «علمی» کارهای خود را مورد تاکید قرار می دهند و مایلند تا بر تخصص خویش در زمینه های کف (طالع) بینی، نجوم، و طب گیاهی پافشاری کنند. آن ها هم چنین از عناوینی چون دکتر، پروفسور، یا شیخ استفاده می کنند. هر چند تکنیک های ایشان هنوز مشتمل بر آیین های قدیمی مذهبی، تفسیر خواب، و تسخیر ارواح می باشد.

کلیساهای مسیحی عمده علاقه جدی تری به دین سنتی آفریقا نشان داده اند. توجه معنوی بیشتر به دین سنتی همواره مورد توجه قرار داشته است. کوشش هایی هم به منظور ایجاد گفتمان رسمی با کسانی که به ادیان مزبور عمل می کنند صورت گرفته است. هر چند بیشترین علاقه حول محور مفهوم ایجاد فرهنگ دور می زند، یعنی این ایده که انجیل مسیحی باید از درون با دین سنتی درگیر گفتمان شود و نیز این که باید مسیحیت را در قالب فرهنگ و تعبیرات مذهبی آفریقایی از نو بیان کرد. دو مثال بسیار بارزی که در آن موارد کلیسای کاتولیک رسما با دین آفریقایی کنار آمده آیین های عشای ربانی زئیر و مراسم تدفین ثانویه زیمبابوه می باشند.

 

پیچیده شدن کلیساهای مستقل

در همان حال، کلیساهای مستقل، که همواره گاهواره انتقال اعتقادات و ارزش های سنتی بوده اند به سمت پیچیده تر شدن میل کرده اند. این امر گاهی به خاطر شهری شدن آن هاست. شکوفایی این نهضت ها در شهرهای کوچک و بزرگ آفریقایی قابل توجه می باشد. در بعضی از موارد، مثل کشور کنیا، این کلیساها به صورت انجمن هایی از کلیساها سازماندهی شده اند.

هر چند این ها هنوز هم بیشتر در فکر طبقات فقیرتر جامعه می باشند، سهولت قابل ملاحظه ای در عضو شدن افراد در این کلیساها و یا کلیساهای مذاهب اصلی مسحیت به چشم می خورد. این مطلب نشان می دهد که آن ها جاذبه ای گسترده تر، اگر نگوییم فزاینده تر، دارند و نیز این که این ها نسبت به کلیساهای شاخه اصلی به نحو موفقیت آمیزتری در پی ارضای بعضی از نیازمندی های دینی خاص مردم هستند. بخش اعظمی از این پیچیدگی جدید برانگیخته از انفجار عید نزول روح القدس گرایانه سال های دهه 1980 میلادی است.

از یک طرف، نوع بنیادگرایانه ای از مسیحیت انجیلی که منعکس کننده پاسخ مناطق جنوبی ایالات متحده به صبغه های جدید اجتماعی و ژئوپولیتکی است، شروع به تاثیر گذاشتن بر آفریقا کرده است و از طرف دیگر، کلیساهای مستقل آفریقایی در بین حامیان و طرفداران این شکل از مسیحیت پشتیبانانی را برای موسسات خود پیدا کرده اند. شکل مشهور این بنیادگرایی، که توسط مکاتب صلیبی و کتاب مقدس ترغیب می شوند، شرارت های فردی و اجتماعی را به شیاطین نسبت می دهند.

به این مطلب وعده سلامتی و ثروت حاصل از ایمان مسیحی انجیلی به همه کسانی که به بشارت انجیل باور دارند و از آن حمایت می کنند را باید افزود. این گونه تعالیم با بازتاب مستقیمی در ذهنیت دینی آفریقایی مواجه شده اند. از نتایج گسترده آن، صورت شیطانی دادن به ارواح غریبه (اجنبی) سنتی و انتشار و تکثیر جن گیران مسیحی حتی در کلیساهای شعب اصلی مسیحیت بوده است که یکی از مشهورترین ایشان «امانوئل میلینگو» اسقف اعظم کاتولیک پیشین «لوساکا» است که در سال 1982 میلادی به رم احضار شد.

نتیجه دیگر آن افزایش دل مشغولی به سلامتی و درمان بود و تشویق نوعی از ایمان دینی که حرکت های دینی جدید را عملا به «کیش های محموله ای» آفریقایی تبدیل می سازد. تا این جای کار، اعتقادات هزاره گرایانه و تقسیم گرایانه جریانات و خطوط جدید از آمریکا، با تشویق کلیساهای مستقل به تبدیل شدن به حرکت ها و نهضت هایی اعتراض گرایانه، آن ها را در مقابل رژیم های استبدادی و خودکامه آفریقا حالتی اطاعت پذیر و فرمان بردارانه بخشیده و در نتیجه به تقویت روحیه تعدی و تجاوزگری دیکتاتورهای فاسد و غیر انسانی آن جا کمک کرده است.

تاکنون شاهد و بینه کمی از وجود یک دفع و پس زدن سنت گرایانه رد مقابل این شکل از نفوذ مذهبی آمریکایی و یا غربی وجود داشته است. احتمالا پربارترین چشم اندازها برای بقای محسوس دین سنتی در آفریقا در روحیه تساهل و مدارایی است که امروزه از ناحیه شاخه های اصلی دین مسیحی نشان داده می شود و میل و اشتیاق صمیمانه مسیحیت برای گفتمان و هم زیستی ای کاملا اصیل و حقیقی.

 

منابع

جان ر. هینلز- راهنمای ادیان زنده- ترجمه عبدالرحیم گواهی- جلد 2- صفحه 1066-1074

جان اس. مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- ناشر نشر ادیان- تاریخ نشر 1383