گروه‌ها و احزاب اسلامي بعد از قذافي

  • کد خبر: 1488
  • منبع خبر: ماهنامه بيداري اسلامي

خلاصه احزاب و جنبش‌هاي متفاوتي در صحنه سياسي ليبي جديد وجود دارد و در كنار احزاب اسلامي دموكراسي خواه و گروه‌هاي آزادي‌خواه احزاب لائيك از پادشاهي‌هاي منطقه‌اي و قبيله‌اي نيز وجود دارد.


احزاب و جنبش‌هاي متفاوتي در صحنه سياسي ليبي جديد وجود دارد و در كنار احزاب اسلامي دموكراسي خواه و گروه‌هاي آزادي‌خواه احزاب لائيك از پادشاهي‌هاي منطقه‌اي و قبيله‌اي نيز وجود دارد.

بعد از رفتن قذافي اولين حزب اسلامي «اصلاح و توسعه» به عنوان اولين حزب سياسي اسلام در ليبي تأسيس مي‌شود.

با وجود برخي چالش‌ها در برابر اسلام‌گرايان ليبي فرصت ايجاد انتخاب دموكراتيك آزاد و شفاف براي رسيدن به قدرت براي آنها وجود دارد. اما سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه گروه‌هاي اسلامي ليبي كدامند و مواضع آنان چيست؟ و سناريوي دولت ديني چگونه مي‌تواند تحقق پيدا كند؟

گروه‌هاي اسلامي در ليبي را مي توان به چند گروه مشخص تقسيم نمد از جمله: «جنبش اسلامي خواهان تغيير» (الجماعه الاسلاميه للتغيير)، «اخوان المسلمين»، گروه‌هاي صوفي كه رهبري آنها را جنبش سنوسيه بر عهده دارد و گروه تجمع اسلامي ليبي (جماعه التجمع الاسلامي).

 

1- جنبش اسلامي خواهان تغيير

اين جنبش پس از درخواست‌ها و تغييرات در داخل ليبي و كشورهاي همسايه آن به جاي گروه منحل شده مبارزان ليبي شكل گرفت. اين جنبش به طور كلي با همان گروه مبارزان ليبي به كار خود ادامه داد و به‌طور رسمي در 15 فوريه 2011 يعني فقط دو روز قبل از شروع انقلاب 17 فوريه ليبي تشكيل شد.

 

2- اخوان المسلمين ليبي

هسته اوليه جماعت اخوان المسلمين ليبي در اواخر دهه چهل در اين كشور شكل گرفت و از سه راه، افكار و ساختار سازماني اخوان المسلمين مصر در اين كشور رواج يافت.

1.بسياري از خانواده‌هاي مبارزان و مجاهدان ليبي از جور وستم استعمار ايتاليا، فرار و در شهرهاي مصري پناه گرفته واقامت گزيدند. اكثر جوانان ليبيايي مقيم مصر در دانشگاه‌هاي مصر به ويژه دانشگاه الازهر به تحصلي پرداختند و از اين رهگذر باجريانات فكري و سياسي مصر از جمله افكار و عقايد حسن البنا مرشد اول و مؤسس اخوان المسلمين، آشنا شده و تحت تأثير آن قرار گفتند. آنها پس از استقلال كشورشان در اوايل دهه پنجاه به كشورشان بازگشتند و افكار اخوان المسلمين بازگشتند و افكار اخوان المسلمين مصر را به ديارشان منتقل كردند.

2.حضور روحانيون مصري در دستگاه‌ها و نهاده‌هاي مذهبي، فرهنگي، آموزشي و قضايي ليبي نقش مؤثري در انتقال افكار اخوان مصر به اين كشور داشته، زيرا اكثر روحانيون مصري متأثر از اصول و نبيادهاي فكري حسن البنا بوده و خود از مبلغان اين انديشه‌ها در ميان جوانان ليبيايي و اقشار مختلف اين كشور بوده‌اند.

3. حوادث و تحولات سياسي همچون ترور حسن البنا در اواخر دهه چهل و آتش سوزي بزرگ قاهره در اوايل دهه پنجاه و پيروزي كودتاي افسران آزاد مصر به رهبري سرهنگ جمال عبدالناصر و درگيري ميان افسران آزاد و اخواني‌ها، عرصه و صحنه حيات سياسي واجتماعي مصر را بر اخواني‌ها و كادرهاي فعال آنها تنگ كرد و برخي از آنها به اجبار به كشورهاي همسايه همچون ليبي و سودان پناه بردند.

عزالدين ابراهيم، جلال سعده و محود سريبتي از جمله جوانان فعال اخواني مصر بودند كه در اوايل دهه پنجاه تحت تعقيب دستگاه امنيتي مصر به ليبي پناه بردند. برخي از آگاهان به مسائل ليبي و مورخان جنبش‌هاي اسلامي و سياسي ليبي بر اين باورند كه عزالدين ابراهيم مؤسس حقيقي اخوان المسلمين ليبي بوده است.

اساس افكار و انديشه و مرامنامه و برنامه‌هاي سياسي اين گروه و مرجعيت فكري و سازماني آنها همان شالوده‌هاي انديشه‌هاي حسن البنا و ديگر متفكران اخوان مصر بوده است و همچنين ادبيات سياسي اين گروه طي پنجاه سال اخير هميشه تحت تأثير مفردات گفتماني اخوان المسلمين مصر بوده است.

در دوران حاكميت نظام پادشاهي در ليبي (1696- 1950) گرايش‌هاي همسو و نزديك به سياست و انديشه‌هاي ادريس مسنوسي پادشاه ليبي داشته و در صحنه سياست وانديشه،‌عليه افكار و برنامه‌هاي سياسي بعثي‌ها و كمونيست‌هاي ليبي در نبرد بودند. حضورشان در مراكز و نهادهاي علمي و آموزشي مانع گسترده و رشد افكار و فعاليت‌هاي بعثي و كمونيست‌ها گشت.

در دوره سركوب اخواني‌هاي مصر توسط سرهنگ ناصر در پي حادثه المنشيه (توطئهخ ترور سرهنگ ناصر در شهر اسكندريه)، اخواني‌هاي ليبي از اخواني‌هاي فراري مصري به خوبي استقبال كرده و به آن‌ها پناه دادند و وسايل و اسباب معيشتي و رفاهي آنان را فراهم نمودند.

به قدرت رسيدن افسران آزاد ليبي به رهبري سرهنگ قذافي در اوايل سپتامبر1969، دوران محنت، سختي و فشار عليه گروه اخوان المسلمين ليبي را به همراه داشت.

سرهنگ قذافي كه خود را شاگرد و امانتدار افكار و انديشه‌هاي ناصر مي‌داند، تجربه تلخ رفتار خشن و اخواني‌هاي مصر را، در ليبي تكرار نمود.

با وجود اينكه اين گروه در مقابل نظام سوسياليستي و جماهيري سرهنگ قذافي خط مشي مسالمت آميزي داشته، ولي طي سي و شش سال اخير، اين روه از سوي دستگاه اطلاعاتي امنيتي نظام حاكم ليبي، انواع فشارها و مضايقه سياسي معيشتي را متحمل شدند.

در دهه هشتاد گروه‌هاي اسلامي و ملي مخالف رژيم ليبي براي سرنگوني سرهنگ قذافي خط مشي مسلحانه و قهرآميزي اتخاذ نمودند ولي اخواني‌هاي ليبي كماكان از خط مشي گذشته و سنتي خود عدول نكردند.

در اواخر دهه هشتاد جريان جهاد نئوسلفي ليبي با بازگشت افغاني‌هاي ليبي و تحت تاثير روند رشد نئوسلي در شمال آفريقا به ويژه تحت تاثير افاغنه الجزاير، رشد جريان شتابزده‌اي داشت و توانست برخي از جوانان اخوان ليبي را نيز جذب سازمان خود كند.

سرانجام پس از شش دهه فعاليت پنهاني اخوان در ليبي در سايه حكومت معمر قذافي اين جريان اعلام موجوديت كرد تا پس از مصر دومين كشوري باشد كه انقلاب در آن به معناي ظهور اسلام سياسي است.

اين گروه، حزب عدالت و توسعه را به عنوان حزبي رسمي و نماينده خود اعلام كرد.

ليبي در زمان قذافي هيچ قانون مشخص و مدوني براي تشكيل احزاب نداشت و از زمان فروپاشي حكومت قذافي هم چنين قانوني تصويب نشده است.

سخنگوي اخوان با اعلام خبر تشكيل اين حزب تاكيد كرد كه عدالت و توسعه در 18 شهر و منطقه دفتر نمايندگي خواهد داشت بيش از 1400 عضو در نخستين گردهمايي اين حزب شركت كردند.

با تشكيل اين حزب مي‌توان اخوان را سازماني‌ترين تشكيلات سياسي دانست كه پس از قذافي در ليبي شكل گرفته است.

در ميان طرفداران اين گروه مي‌توان به تجار موفقي اشاره كرد كه پس از سال‌ها زندگي در خارج از ليبي به داخل بازگشته‌اند تا در دنياي سياست پس از سرهنگ سهمي داشته باشند برخي نهادهاي اجتماعي و بنگاه‌هاي خيريه هم از طرفداران اخوان هستند.

 

3- جنبش التجمع اسلامي

اين جنبش در سال 1992 در شهر ژنو تاسيس شد و رهبري آن را عبدالوهاب الهلالي برعهده دارد كه موضعي معتدل و ميانه‌رو را كه در واقع شكل تعديل شده و متعادل انديشه‌هاي گروه اخوان المسلمين ليبي و گروه مبارزان ليبي است، در پيش گرفته است.

اين جنبش، داراي معاهده و ساختار تشكيلاتي و بيانيه‌هاي داخلي است كه فعاليت‌ها و گرايش‌هايش را محدود كرده و ارتباط را بين اعضاء و رهبران برقرار مي‌كند.

علاوه بر اين تجمع اكثر فرماندهان و رهبران و اعضاي خود را در كشتار دسته جمعي بوسليم در سال 1996 از دست داده است.

 

4- جنبش گروه‌هاي صوفي

اين جنبش، قديمي‌ترين جنبش بين جريان‌هاي اسلام سياسي در ليبي است و معروف‌ترين بازيگر اصلي در آن، طريقه صوفي «السنوسيه» است كه در سال 1937 توسط «محمدبن علي السنوسي» تاسيس شد.

سنوسيه از سمت مناطق شرقي ليبي توسط شبكه‌اي از دينداران در ليبي پا گرفت و نقش سياسي مهم را در كنترل و مهار درگيري‌ها و اختلافات قبيله‌اي ليبي داشت تا جايي كه توانست بسياري از اين قبايل را با يكديگر متحد كند.

چالش‌هاي فرا روي گروه‌هاي اسلامي در ليبي و آينده اين گروه‌ها:

جريان‌هاي اسلامي از محدوديت‌ها و نقاط ضعف شديدي در تشكيلات خود رنج مي‌برند و به رهبري واضح و مشخصي نياز دارند.

چالش‌هاي مذكور نقش بزرگي در پراكندگي و عدم انسجام جريان اسلامي ليبي ايفا مي‌كنند و مي‌توان اين مسئله را در عدم داشتن ديدگاه‌هاي مشترك براي ساختن آينده كشور و نيز آشكار نبودن ديدگاه‌ها نسبت به جريان خودشان، به خوبي استنتاج كرد.

به هر حال هنوز نيروها و جريان‌هاي اسلامي در ليبي جز اخوان المسلمين، ديدگاه‌هاي خود را براي مرحله بعدي ابراز نكرده‌اند و اين فقط گروه اخوان المسلمين ليبي است كه اعلام كرده تصميم دارد با برخي گروه‌ها يك حزب سياسي در ليبي تشكيل دهد.

در پايان بايد اين نكته را خاطرنشان ساخت كه اكثريت مردم ليبي به برپايي يك حكومت اسلامي در آينده تمايل دارند اما در حال حاضر انسجام وحدتي ميان آنها وجود ندارد.

به احتمال زياد در آينده، جنبش اخوان المسلمين ليبي با جلب رضايت احزاب اسلامي مخالف خود كه اكثراً تندرو مي‌باشند، اوضاع را به دست خواهد گرفت.

در اين راستا مي‌توان چالش‌هاي فرا روي اين گروه‌ها را اين گونه خلاصه نمود كه ميان جريان‌هاي اسلامي رقابت زيادي به ويژه ميان اخوان المسلمين، جنبش اسلامي خواهان تغيير در ليبي و گروه تجمع اسلامي وجود دارد و در عين حال تاكيد تعداد بسياري از انقلابيون مسلمان به حفظ سلاح خويش با وجود پايان يافتن جنگ در ليبي و نيز تاكيد آن‌ها بر عدم تحويل سلاح تا پايان مرحله انتقالي در ليبي و آغاز عمليات سياسي دموكراتيك در اين كشور بر بي‌ثباتي بيشتر ليبي مي‌انجامد.

يكي ديگر از مهمترين چالش‌هاي گروه‌هاي اسلامي، ارتباط جريان‌هاي اسلامي با طرف‌هاي خارجي و نيروهاي منطقه‌اي يا حتي غربي‌ها است كه اين مسئله باعث مي شود كشور ليبي همچنان از هم گسسته بوده و اجراي عمليات سياسي شفاف و داراي مقبوليت براي ليبيايي‌ها در داخل اين كشور با مشكلات زيادي مواجه شود.