سنت های مذهبی دیگر غیر از اسلام و مسیحیت در آفریقا

  • کد خبر: 1514
  • منبع خبر: دایره المعارف طهور

خلاصه یهودیان مصر و کشورهاى شمال آفریقا ریشه هاى تاریخى عمیقى را در آفریقا دارند، و قبلا گروه هایى از میان مردم آفریقا مانند بربرهاى صحرا به دین یهود گرویدند.


یهودیان در آفریقا

گزارش شده که در آفریقا حداقل دو منطقه یهودى نشین وجود دارد.

 

یهودیان فالاشا

قدیم ترین جامعه، شامل یهودیان فالاشا می شود. مبلغینى که در قرن نوزده به فالاشا برخوردند با آنها به عنوان یهودیان رفتار کردند. در 1867 یک یهودى اروپایى براى ملاقات با آنان فرستاده شد و براى او و دیگران در اروپا ثابت شد که آنان یهودیانى اصیل بودند. زمانى که ایتالیایی ها در سال 1936 اتیوپى را فتح کردند و براى مدتى به عنوان حاکم در آنجا باقى ماندند، براى این یهودیان آفریقایى قوانین خاصى را وضع کردند. در سال 1973 ربى اعظم اسرائیل اظهار داشت که آنان مانند خود او کاملا یهودى مى باشند و در نتیجه از جانب دیگر هم کیشان یهودى دریافت کمک کردند.

آنان همچنین مهاجرت به اسرائیل را در مقیاسى بیشتر از گذشته آغاز کردند. موج نیرومندى از آنان در اواخر 1985 به واسطه شیوع قحطى شدید به اسرائیل رفتند، اگر چه نمى توان گفت که این علت اصلى مهاجرتشان به اسراییل بوده است. تخمین زده مى شود که در سال 1986 شانزده هزار یهودى آفریقایى در اسرائیل وجود داشتند. باقى مانده حدود هفتاد هزار نفر هنوز در اتیوپى بودند. بعضى از اسرائیلیان مى گویند که یهودیان آفریقایى به اسرائیل احساس غرورى تازه و حس مسئولیت داده اند. گفته شده که آنها از صمیم قلب در اسراییل پذیرفته شده اند. فرایند جذب آنها مانند بسیارى از یهودیان دیگر که به اسرائیل مهاجرت کردند در ابتدا مشکلات خاص خود را داشت، اما آنان اکنون به اندازه کافى زیاد هستند تا خودآگاهى خویش را توسعه داده و در اسراییل جدید احساس راحتى بکنند.

 

یهودیان آفریقایى در شرق اوگاندا

اجتماع دیگرى از یهودیان آفریقایى در شرق اوگاندا یافت مى شود. اعضاى این جامعه از خود به عنوان بایودایا نام مى برند (یهودیان، از یهودا). این یک جامعه منحصر بفرد است از آن حیث که در آغاز این قرن اعلام وجود کرد. این گروه با سرعت بسیار گسترش مى یافت و او به بسط و توسعه آن در شرق اوگاندا کمک کرد. او خواننده پر شور کتاب مقدس بود و همین امر بود که او را به سمت یهودیت کشاند، و حتى از کلیساى مستقل دور کرد. در 1919 او همراه پسر اولش ختنه شد و پسرهاى بعدى را در روز هشتم تولد ختنه کرد و نامهاى یهودى بر آنان گذاشت.

با وجود این، سنتهاى مسیحى از قبیل عشاء ربانى (اتحاد)، غسل تعمید بچه ها و خواندن دعاى «اى پدر ما» را انجام مى دهد، اما از 1919 به بعد خود را یهودى مى خواند. در سال 1926 تاجرى یهودى، به نام یوسف را ملاقات کرد که از طریق او آداب و شعایر یهودى و اصول اساسى یهودیت را فرا گرفت. این ارتباط با یوسف تغییر اساسى را در عقیده و آداب یهودیت کاگونکیولو بوجود آورد. لذا او دیگر از تصدیق حقانیت عیسى مسیح و عهد جدید یا پیروى از شعایر و آداب مسیحى خود دارى کرد و به رعایت مناسک روز شنبه به عنوان سبت مقدس روى آورد. مانند یوسف لباس یهودى بر تن کرد و همراه پیروانش اعیاد یهودى را جشن گرفت و از نامهاى عبرى براى ماه ها استفاده کرد.

دو سال بعد قبل از آنکه بمیرد، دو یهودى دیگر را ملاقات کرد که باز هم بیشتر اصول دین یهود را به او تعلیم دادند و او و پیروانش را که در آن زمان بالغ بر دو هزار نفر مى شدند هدایت و تشویق کردند. بعدا شمار پیروان آبایودایا (جمع) تقلیل یافت، اما اخیرا این نهضت هم از نظر تعداد و هم تماس با دنیاى یهودى شتاب تازه اى یافته است. آنان در مرکز خود کنیسه اى بزرگ دارند و کنیسه هاى کوچکترى در روستاهاى اطراف دارند. کودکان آنان به اجبار به مدارس مسیحى مى روند و پیروان آن فاقد رهبرى قدرتمند هستند، و از لحاظ تعالیم مذهبى به درستى آموزش نمى یابند. اکنون تحت رهبرى سامسون اسراییلى به سمت شمال و اورشلیم نماز مى گزارند.

 

جامعه یهودی در آفریقا از نظر ادد

ادد که درباره این جامعه تحقیقى به عمل آورده است، آنان را این طور توصیف مى کند: «سامسون اسراییلى با استادى و خبرگى عظیم خود در کتاب مقدس "مرا متعجب ساخت". اطلاعات بیشترى از این جامعه در دست نیست، بخصوص درباره مواجهه میان یهودیت و عقاید و مراسم مذهبى سنتى ممکن است نقاط تماس، تشابه و علاقه بخصوص با ماهیت آیینى بسیار باشد که در آن صورت، سبب تشویق تبلیغ یهودیت در میان این پیروان آفریقایى خواهد بود.

به هر حال، اگر این علاقه و میل به جهت دادن پیروان فقط به سمت عمل زمنى در یهودیت باشد، بدون هیچ کوششى در کنار آمدن با دنیاى جدید این شکل از یهودیت آفریقایى ممکن است چیزى بیشتر از مرده ریگى مذهبى نباشد، و شاید کنجکاوى یک گردشگر را جلب کند اما بدون اثر واقعى حتى بر امیدهاى مذهبى اعضایش باشد. همچنین باید خاطرنشان کرد که یهودیت قرنها قبل از تولد مسیحیت خود را در شمال و شمال شرق آفریقا تثبیت کرد.

 

جایگاه عمده اسکندریه براى یهودیت در آفریقا

اسکندریه به عنوان جایگاه عمده اى براى یهودیت و آموزش یهودى مقام والایى بدست آورد. به علاوه، زندگى اجتماعى و مذهبى یهودیان باستان شبیه بسیارى از جوامع آفریقایى است که اندیشه مذهبى آنها را در اینجا مورد بررسى قرار داده ایم. بعضى از اختلافات آشکار در این واقعیت نهفته است که یهودیت نهضتى نبوى و انتظار مسیح موعود را توسعه داد، که هیچ نمونه هاى مشابهى در زمینه سنتى آفریقا ندارد. از بسیارى جهات یهودیان باستان بیشتر «آفریقایى» بودند تا «آسیایى».

 

جایگاه یهودیان در آفریقا

آفریقاییان با یهودیان بیشتر احساس نزدیکى مى کنند تا با عرب هایى که به آفریقا مهاجرت کردند، زمین مردم بومى را غصب کردند و براى قرنها آنها را برده ساختند. حتى امروزه حقوق کامل آفریقاییان را در کشورهاى خودشان مانند سودان انکار مى کنند. اسراییل اگر چه کوچک است، خود را در طرحهاى توسعه و معاملات تجارى در بسیارى کشورهاى آفریقایى شدیدا درگیر کرده است، و از این رو بسیار بیشتر از ملت هاى بزرگ صنعتى، سوسیالیست و کشورهاى نفت خیز ثروتمند به آنها کمک مى کند.

در سالهاى اخیر جوامع یهودى در آفریقاى جنوبى، کنیا، و دیگر مناطق دیده می شوند که خود را درگیر معاملات تجارى مى کنند. یهودیان مصر و کشورهاى شمال آفریقا ریشه هاى تاریخى عمیقى را در آفریقا دارند، و قبلا گروه هایى از میان مردم آفریقا مانند بربرهاى صحرا به دین یهود گرویدند. اما تنش هاى جارى میان یهودیان و عرب ها سبب خروج یهودیان از این کشورهاى آفریقایى شمالى شده است. یهودیان با آگاهى از هویت خویش به عنوان یک قوم، و شاید همچنین از طریق تعقیب و آزارى که در طى سرگردانى و آوارگى شان تحمل کرده اند مایل اند هویت خویش را حفظ کنند. با این حال از این واقعیت نباید چشم پوشى کرد که آنان در تمام زمینه هاى فرهنگى و علمى مردان بزرگى را خلق کرده اند که تاثیر مهمى بر صحنه جهان به جا گذاشته اند.

 

دین هندویى در آفریقا

دین هندویى دین اصلى هند است. این دین در آفریقا تقریبا بطور انحصارى در میان جوامع هندى وجود دارد که بنابر گزارشات در غرب، جنوب و شرق آفریقا زندگى مى کنند. براى هزاران سال هند با ساحل شرقى آفریقا تماس تجارى داشت، اما سکونت دائمى هندوان در آفریقا فقط در دوره حکومت استعمارى شروع شد. دین هندویى شیوه کاملى از زندگى است، با عقاید فلسفى و مذهبى خاص خود، و ساختارهاى اقتصادى و اجتماعى که بر زندگى هندوها حاکم است. نظام کاست به آفریقا صادر شده، اگر چه تعداد نجس ها بسیار اندک است.

جوامع هندویى شعایر تولد، ازدواج و مرگ را برگزار مى کنند، جسد به وسیله یا از طریق یا با سوزاندن از بین مى رود و آنان از فلسفه اى دینى پیروى مى کنند که بسیارى از خدایان و عقاید گوناگون دیگر را قبول دارند و آنها را به رسمیت مى شناسند. مانند همه نظامهاى مذهبى دیگر، پیروان متعصب و نیز هندوهایى وجود دارند که داراى اطلاعات اندکى درباره عناصر مذهبى و فلسفى هندوئیسم هستند. همچنین در میان گروه اصلى دین هندو فرقه هایى نیز وجود دارد، و فرقه هاى دیگرى وجود دارد که چند قرن یا هزاره قبل از آن منشعب شدند.

در آفریقاى شرقى، حداقل، معابد هندویى به تمام خدایان خوش آمد مى گویند و هر شخصى بدون توجه به طبقه، نژاد و یا اعتقاد او ممکن است براى نیایش یا تامل و مراقبه به آنها برود، به شرط آن که قبل از ورود به داخل معابد کفش هاى خود را بیرون بیاورد. اما بیشتر عبادت هندوها در منزل ها انجام مى گیرد که اکثر آنها داراى عبادتگاهایى هستند که امکان دارد اعضاى خانواده هدایایى به آنجا برده و نمازگزارند. در این عبادتگاهها بتها، تصاویر، و مجسمه هایى از خدایان و انسانهاى مقدس وجود دارند و بعضى از آنها حتى شامل تصاویرى از عیسى مسیح هستند.

انسانهاى مقدس هند از جوامع هندویى در آفریقا دیدن مى کنند که به تجدید و تقویت آداب و زندگى جامعه آنها کمک مى کند. دیوالى (در تانزانیا)، را مقدس مى شمرند. نیل جایگزین محلى کنگ است، اگر چه افراد واقعا تصور نمى کنند که واقعا آن رود کنگ است. به هر حال باور باستانى به این که خدایان هندویى نباید از دریاها بگذرند و معابد نباید در سرزمین هاى بیگانه ساخته شوند ترک شده زیرا اکنون آنها از اقیانوس رد شده اند، و بعضى هرگز به هند باز نمى گردند.

هندوهاى جوان در پیروى از نظام طبقاتى و اجتناب از قوانین مربوط به آلودگى و نجاست کمتر جدى هستند، اکثر آنان گوشت گاو مى خورند و باور ضعیفى به خداى عالم همه چیز دارند، و نمى خواهند عمیقا خود را درگیر فلسفه هندو بکنند. با وجود این در موضوع ازدواج است که آنان باید به خواسته ها و سنت هاى پدران و مادران خود سر تعظیم فرودآورند و این از جمله چیزهاى دیگر شامل ترتیب ازدواج توسط والدین در همان طبقه است. تنها شمار اندکى آفریقایى در شرق آفریقا به دین هندویى گرویده اند.

فرد باید هند و زاده شده و تربیت هندویى یافته باشد تا شایستگى عضویت در ساختار اجتماعى را بدست آورد و در مجموعه باورها و آداب و رسوم هندویى جذب شود. این تقریبا چیزى است که گرویدن به دین هندویى را براى خارجی ها غیر ممکن مى سازد. اغلب این نوکیشان آفریقایى زنانى هستند که با مردان هندى ازدواج کرده اند، و اطلاعات قابل دسترس اشاره دارد که آنان در محافل اجتماعى و زندگى شوهرانشان مورد قبول واقع شده اند.

 

سیک ها، جین ها و زرتشتیان در آفریقا

در میان مردمى که در آفریقا اصل هندى دارند علاوه بر مسیحیان و شمار زیادى از مسلمانان جوامع مذهبى کوچکتر دیگرى مانند سیک ها، جین ها و پارسی ها وجود دارند. دین سیک و جین شاخه هاى از دین هندویى مى باشند، اما پارسی ها از نو دین زرتشتى در ایران پیروى مى کنند. سیک ها در شرق آفریقا در صدد ساختن خانه هاى دائمى در آنجا و نیز کمک به کوشش هایى در جهت ساخت ملت خود در کشورهاى موطن جدیدشان هستند.

 

بهائیت در آفریقا

بهائیت آخرین دین در میان ادیان جهان است، که رسما در 1863 توسط بهاءالله (متولد 1817 در ایران، متوفى 1892)، اعلام شد. مرکز اصلى جهانى آن در حیفا در اسراییل است. اما در آفریقا آنان در اوگاندا، مستقر هستند و همچنین عبادت خانه اصلى (معبد)، آنها در آفریقا در آنجاست. تعالیم بهاءالله در سال 1911 در ابتدا از طریق پسر و وارث او به آفریقا راه یافت. اما مذهب بهایى بسیار دیرتر به آفریقاى استوایى و جنوبى رسید. و فقط در سال 1951 به کنیا و اوگاندا رسید. اما پیروانش ادعا مى کنند که این دین پیروان فراوانى در آفریقا دارد.

جاذبه اصلى آن در پیام اتحاد میان همه نوع بشر، ادیان و مذاهب، پیامبران و فرقه ها نهفته است. بهائیت برادرى، عدالت حقوق و امتیازات برابر و هماهنگى با علم را تبلیغ مى کند، تعصب، بردگى، گوشه نشینى، رهبانیت و روحانیت را محکوم مى کند و از آموزش اجبارى، ریشه کنى فقر، تک همسرى و اطاعت از حکومت دفاع مى کند. تمام اینها اهداف شریفى هستند، اما در صحنه آفریقایى کسى نشانه هایى از بکارگیرى عملى و واقعى آنها نمى بیند. در معبد اصلى بهایى در کامپالا، فقط چند نفرى براى عبادت جمع مى شوند.

احساس آگاهى از جامعه بهایى در میان پیروان آفریقایى این مذهب وجود ندارد یا اندک است. این آمادگى زیاد براى اتحاد با هر کسى، در خودش عامل تحلیل برنده در مذهب بهایى است، این دین فاقد غایتى اساطیرى است که فرد در آن بتواند احساس کند که مطرح است. به علاوه چنین اتحاد عظیمى توجه و جایگاه کافى به مشکلات شخصى و فردى مستقیم او نمى دهد. حتى اگر هدف آن بهبود جامعه بزرگتر بشرى باشد فقدان مراسم مذهبى و نظام رسمى رهبرى در بهائیت عنصرى بیگانه درست آفریقایى است.

با همه اینها به نظر مى رسد که گویى آفریقاییان ساکن در شهرها شاید آمادگى توجه به تعالیم و کمال مطلوب هاى بهائیت را داشته باشند و بعضى آن را به عنوان کمال مطلوب هاى معقول در زندگى قبول مى کنند، اما این تصور را نمى پذیرم که این مذهب مى تواند به اعماق جوامع روستایى نفوذ کند و هنوز به درون آن راه نیافته است. پیروان مذهب بهایى مبلغین و مروجان پرشور تعلیم دینى خود هستند و از متون مذهبى به زبانهاى آفریقایى و اروپایى به عنوان سلاح اصلى خود استفاده مى کنند. آنان حتى در اوگاندا دو مدرسه دارند که فرزندان خانواده هاى مسلمان، مسیحى، و سنتى آفریقایى در آنها درس مى خوانند. بدون شک این زمینه خوبى براى تبلیغ این مذهب است، و به افزایش پیروان آن کمک مى کند. بنابراین دیگ مذهبى بزرگ در آفریقا این چنین است.

منابع

جان اس. مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383