بررسی روابط سیاسی میان فاطمیان مصر و عباسیان (1)

  • کد خبر: 1522
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی راسخون

خلاصه این مقاله بر آن است تا با استفاده از منابع کتابخانه ای، روند روابط فاطمیان و خلفای عباسی و تاثیر پذیرفتن این روابط از عملکرد حکام ایرانی را مورد بررسی قرار دهد.


چکیده

خلافت فاطمیان اسماعیلی در سال 297 ه.ق توسط عبیدالله مهدی در شمال آفریقا غرب سرزمین های خلافت عباسی بنیان گردید، خلافت آنان از این لحاظ مورد توجه است که آنان به عنوان مدعیان قدرت در جهان اسلام در برابر خلافت عباسی قرار داشتند. رقابت آنان در سرپرستی بر جهان اسلام بود، فاطمیان داعیان شیعی بر این محدوده بودند و عباسیان قدرتمند، به عنوان سنیانی که بر این نواحی حکم می راندند. همین تقابل باعث می شد که دو داعی خلافت جهان اسلام، همواره با هم در تضاد و چالش باشند. این رقابت بین ایشان، گاه با زور و گاهی با دیپلماسی به پیش رانده می شد. فاطمیان سعی می کردند با حکومت های در ایران مانند آل بویه و غزنویان و سلاجقه ارتباط برقرار سازند و با همراه ساختن آنان، اهداف خصمانه شان علیه عباسیان را به نتیجه رسانند. این مقاله بر آن است تا با استفاده از منابع کتابخانه ای، روند روابط فاطمیان و خلفای عباسی و تاثیر پذیرفتن این روابط از عملکرد حکام ایرانی را مورد بررسی قرار دهد.

 

کلید واژگان:

عباسیان، فاطمیان، اسماعیلی، ایران، مصر

 

مقدمه

فاطمیان 274 سال در مغرب و مصر خلافت کردند. تعداد آنها چهارده تن بود و ابتدای دولتشان از فرزندان اسماعیل بن امام جعفر صادق بود. موسس دولت فاطمیان عبیدالله مهدی بود. در دوران او تلاش برای فتح مصر آغاز شد و در دوران خلفای بعد از او ادامه یافت تا اینکه در زمان المعز الدین الله نفوذ فاطمیان در مغرب به بالاترین حد خود رسید و نهایتا در دوره‌ی او فتح مصر صورت یافت. فاطمیان تصرف افریقیه و مغرب را مقدمه ای بر فتح مصر می دانستند و فتح مصر به معنای استقرار حکومت فاطمیان در شام و راهی به سوی بغداد و برچیدن خلافت عباسیان بود.

تصرف مصر یکی از آرزوهای دیرینه‌ی فاطمیان بود که تا زمان معز محقق نشد. در زمان الحاکم فاطمیان تلاش کردند تا حکام مناطق شرقی را که زیر نفوذ عباسیان بودند را به سمت خود جلب کنند و از طرف دیگر عباسیان هم دست به اقدامات متقابل زدند. عباسیان چون قدرت مقابله با فاطمیان را در خود نمی دیدند، ادعای جعلی بودن نسب آنان را مطرح ساختند.

سالهای پایانی خلافت فاطمیان آشفته ترین دوره‌ی تاریخ آنان بود در این زمان فاطمیان گرفتار نزاع های داخلی بین والیان مصر بودند که برای تصاحب وزارت تلاش می کردند. در آخر صلاح الدین ایوبی به وزارت رسید و قدرتش مستحکم شد و آخرین قدم را برای ریشه کنی خلافت فاطمی برداشت.

در سال 567 رسما با تغییر خطبه به نام خلیفه عباسی، المستضئ، به خلافت فاطمیان پایان داد و با این اقدام مذهب اسماعیلی به عنوان مذهب رسمی مصر کنار گذاشته شد. تشکیلات فاطمیان در مصر بزرگترین لطمه را به اقتدار عباسیان وارد ساخت و عباسیان نیز برای بدنام ساختن فاطمیان تلاش زیادی کردند که اوج این تنش ها در قرن پنجم هجری بود.

فعالیت سیاسی فاطمیان، از سال 297 که عبد اللّه به نام مهدی بر اریکه خلافت نشست، آغاز گردید. پس از وی عده‌ای به خلافت نشستند تا نوبت به مستنصر رسید. در دوران خلافت شصت ساله این مرد فعالیت تبلیغاتی اسماعیلیه در کشورهای اسلامی وسعت گرفت، و داعی و مبلغ افکار او حسن صباح، به شرحی که در تاریخ ایران خواهیم دید، دست به فعالیت دامنه‌داری زد. نفوذ فکری حسن صباح و جانشینان او قرنها در خاورمیانه دوام یافت تا سرانجام به دست مغول بساط فرمانروایی آنان برچیده شد.

علاوه بر این ناصر خسرو قبادیانی، شاعر گرانقدر و با مسلک ایرانی، از دعاه همین مستنصر است که با داشتن عنوان حجت سالها با تحمل انواع مصائب و محرومیتها، در خراسان و ماوراء النهر به تبلیغ آرا و افکار خود در بین خلق مشغول بوده است. پس از آنکه مستنصر در سال 487 درگذشت، مستعلی فرزند کوچک او، در پناه حمایت امیر الجیوش، به مقام خلافت رسید.

از وقایع جالب این دوران، اینکه اسماعیلیه ایران از دستگاه خلافت مصر جدا شدند؛ چه آنها پس از مستنصر فرزند بزرگ او نزار را شایسته احراز این مقام می‌دانستند. پس از مستعلی فرزندش الآمر به تخت نشست. او پس از کشتن امیر الجیوش خود نیز به دست یکی از فداییان نزاری از پا درآمد. پس از مستعلی سالها قدرت دست به دست می‌گشت تا با مرگ عاضد بساط خلافت فاطمیان برچیده شد و صلاح الدین ایوبی که مردی سیاستمدار بود، سلسله ایوبی را بنیان گذاشت، و این خاندان سالها بر مصر و شام حکومت راندند. اکنون سیاست کلی خلفای عباسی را، مورد مطالعه قرار می‌دهیم (راوندی، ، 1382، 145)

نام این سلسله بدین مناسبت است که خلفای فاطمی مدعی بودند که از نسل علی علیه السّلام و فاطمه (س) هستند. بر طبق روایات فاطمیان، مؤسس این سلسله عبید الله المهدی پسر حسین بن احمد بن عبد الله ... جعفر صادق علیه السّلام بود اما دشمنان فاطمیان منکر انتساب آنان به علی علیه السّلام و فاطمه (س) بودند و بعضی عبید الله را از اعقاب عبد الله میمون قداح شمرده و حتی برخی او را فرزند مردی یهودی گفته‌اند. (چلپی، 1376، 367)

حضور حدوداً 65 ساله ایشان در آن دیار عمدتاً به جنگ و نزاع با مخالفان و پاره ای از آن به تحکیم قدرت و بقای خود سپری شد. دولت مردان فاطمی با آگاهی از اوضاع آشفته مصر بعد از مرگ کافور اِخشیدی (357 ـ 355 ه)، جوهر صِقلی (سیسیلی)، سردار معروف خود را مأمور فتح مصر نمودند و او در 358 ه وارد مصر گردید. وی چهار سال والی مصر بود تا اینکه در 362 ه المُعزّ فاطمی (365 ـ 341 ه) رسماً پا به مصر گزارد و مرحله دوم دولت ایشان آغاز شد. (فقیهی، 1365، 390)

با سقوط اغلبیان به دست فاطمیان مهم‌ترین و تنها پایگاه عباسیان در مغرب از دست رفت. تلاش عباسیان از این به بعد، به‌دست آوردن نفوذ مجدد در این ناحیه بود. آنان چون نمی‌توانستند دخالت آشکاری در آن منطقه بکنند و هم‌چنین از آن‌جا که امیدی نداشتند که بتوانند از طریق گروه‌های نظامی خارج از مغرب یا داخل مجددا پایگاهی به دست آورند، تلاش می‌کردند تا با حمایت از مذهب اهل‌سنت و احیای حکومت‌های سنی به تضعیف موقعیت فاطمیان اسماعیلی مذهب اقدام کنند و پایگاه معنوی مجددی به دست آورند.

تنها راه ممکن برای عباسیان آن بود که از طریق مصر که تحت نفوذ آنان و نزدیک‌ترین منطقه به افریقیه بود و حالا مرکز فاطمیان گردیده بود، با گروه‌های اهل‌سنت و علما سنی و بعضی از سران قبلی دولت اغلبیان، ارتباط برقرار کنند. (چلونگر، روابط و مناسبات فاطمیان مغرب و عباسیان، 4، 1386) هم چنین، افزایش نارضایتی‌ها از عملکرد فاطمیان در مغرب این زمینه را برای عباسیان فراهم کرد تا بر آنجا سلطه یابند. نارضایتی‌ها ناشی از فشار عبیداللّه مهدی برای تحمیل عقاید اسماعیلی و میدان دادن به بعضی از قبایل بربر هوادار فاطمیان و محروم کردن بقیه قبایل از صحنه سیاسی‌ـ اجتماعی مغرب بود.

با افزایش نارضایتی‌ها، اهل‌سنت هوادار عباسیان و خوارج که آنان هم از عملکرد فاطمیان ناراضی بودند، به هم نزدیک شدند. افزایش نارضایتی‌ها زمینه را برای نفوذ عباسیان فراهم کرده، عباسیان در این موقعیت، از راه دور به حمایت معنوی اهل‌سنت می‌پرداختند، بدون آن‌که وارد صحنه عملی مقابله با فاطمیان شوند. آنان به سبب ضعف گسترده و گرفتاری‌هایی که در بغداد و مناطق دیگر دست به گریبان آن بودند، نتوانستند از نارضایتی‌های موجود علیه فاطمیان استفاده گسترده‌ای کنند. (همدانی، 1356، 13)

بنیان دولت عباسی نیز به دست ابو جعفر المنصور، از خلفای آل عباس استواری گرفت و آشوب خوارج و داعیان شیعه که از هر سو سر برداشته بودند فرو نشست، تا آنگاه که هارون الرشید به هلاکت رسید و میان فرزندانش فتنه‌ها برخاست و امین به دست طاهر بن الحسین کشته شد و به هنگام محاصره بغداد بسیاری از مردم و اموال تلف گردید.

مأمون درخراسان مانده بود تا مردم آن دیار آتش فتنه برنینگیزند و حسن بن سهل را امارت عراق داده بود. در این روزگاران اوضاع عراق سخت نابسامان بود و چنین شهرت یافته بود که حسن بن سهل زمام اختیار مأمون را در دست دارد و او را از همه جا بی‌خبر گذاشته است شیعه نیز از این امر ناخشنود بود. علویان آهنگ آن کردند که فرصت غنیمت شمارند و حکومت را به دست گیرند. (ابن‌خلدون، 1363، 10)

در دوره‌ی الحاکم بر اثر تلاش های داعیان برخی از حکام عراق برای مدتی به تابعیت فاطمیان گردن نهادند. القادر بالله خلیفه عباسی که از موفقیت دعوت فاطمی در درون قلمرو خود به وحشت و هراس افتاده بود به سرعت دست به اقدامات تلافی جویانه زد او با تهدید استفاده از نیروی نظامی، قراوش را بر آن داشت تا به اطاعت از عباسیان بازگردد و موج تبلیغات ضد فاطمی خود را که به دقتت طراحی شده بود، به راه انداخت در این سال به رهبری القادر در بغداد برای بی اعتبار ساختن نسب فاطمیان اعلامیه ای صادر شد.

القادر عده ای از علمای شیعه و سنی از جمله شریف رضی و برادرش شریف مرتضی را به بغداد فراخواند و از آنان خواست تا مکتوبی بنویسند و در آن الحاکم و خلفای پیشین فاطمی را دروغزن و شیاد معرفی کنند و نسب آنها را انکار کنند این اقدامات نشانگر وحشت او از حمایت حکومت های عراق و شام از فاطمیان بود. (چلونگر، تاریخ فاطمیان و حمدانیان، 91، 1390)

روابط فاطمیان و عباسیان در قرن پنجم هجری با تنش شدیدی همراه بود از دوره القادر بالله و جانشین او القائم بامر بالله تغییرات آشکاری در سیاست عباسیان در مقابل فاطمیان بوجود آمد عباسیان برای برخورد با فاطمیان بر سلجوقیان تکیه داشتند زیرا آنان موفق شدند غزنویان را شکست دهند و پس از آن بخش بزرگی از ایران را تصرف کنند آنها خود را حامیان مذهب تسنن نامیدند و به بهانه‌ی رهایی خلیفه عباسی از آل بویه شیعی و آزادی جهان اسلام از فاطمیان اسماعیلی مذهب قصد نفوذ در بغداد و خلافت را داشتند چنانچه بعد از تحکیم قدرت خود در خراسان و فارس به سوی عراق حرکت کردند وضعیت داخلی بغداد، شورش های لشکریان، اختلافات داخلی آل بویه از همه مهمتر شورش ارسلان بساسیری زمینه ورود آنان را مهیا کرد (چلونگر، همان، 107)

از طرف عباسیان که دشمن فاطمیان بودند تحمل دیدن پیشرفت علویان و فاطمیان را نداشتند با تشکیلات و قدرت زیادی که در همه جا داشتند از هیچ تهمت ناروا و دروغ پردازیها در مجامع برای بدنام کردن فاطمیان و علویان نداشتند و برای تکذیب انتساب خلفای فاطمی به خاندان رسالت کوشش می کردند (سیف آزاد، 111، 1368)

 

مصر و روابط فاطمیان و عباسیان

در اداره مصر از اواسط قرن سوم تحولی صورت گرفت و آن ایجاد حکومت طولونیان بود. (دفتری، ، 1357، 193) در دوران آنان مصر مستقیما زیر سلطه خلفای عباسی نبود، بلکه در برخی مظاهر با خلافت پیوند داشت، از جمله دعا برای خلیفه در خطبه‌ها، ضرب سکه به نام خلیفه و ارسال بخشی از خراج به دارالخلافه. (طقوش، 1383، 249) با آشکار شدن ضعف طولونیان، خلافت عباسی بر آن شد که سرزمین مصر را مجددا به سلطه مستقیم خود در آورد. مکتفی، خلیفه عباسی در سال 292 ق به مصر حمله کرد و آن‌جا را تصرف نمود و تحت مستقیم خلافت در آورد. با تعیین والی از سوی خلیفه، اداره مصر توسط بغداد انجام می‌گرفت. (ابن‌اثیر، ، 1382، 616)

مهم‌ترین تنش در روابط فاطمیان مغرب و عباسیان، به تلاش فاطمیان برای فتح مصر ارتباط داشت. در دوره خلافت عبیداللّه مهدی دوبار در سال‌های 301 و 307 ق به فرماندهی ابوالقاسم محمد، ملقب به قائم، پسر و جانشینش به مصر حمله شد. عباسیان در هر دو حمله، واکنش نشان دادند و براثر مقاومت عباسیان، فاطمیان ناکام از مصر بازگشتند. در حمله اول، مقتدر، خلیفه عباسی لشکری به فرماندهی مونس خادم به مصر فرستاد که قائم توان مقاومت در برابر لشکریان عباسی را نداشت و از روی ناچاری عقب نشینی کرد (همان، 46) و به افریقیه بازگشت.

قائم در دومین حمله، با لشکری عظیم‌تر از قبل به مصر لشکر کشید و اسکندریه را تصرف کرد. در مقابل، مقتدر لشکری که تعداد آن را تا شصت هزار نفر بیان کرده‌اند، به مصر فرستاد و قائم مجبور به عقب نشینی شد. اگر چه قائم شکست خورد و نتوانست مصر را تصرف کند، اما حملات او آثار قابل توجهی بر اوضاع سیاسی ـ اقتصادی و مذهبی مصر به جای گذاشت، از جمله ترس و رعب در قلوب مصریان حاکم شد و قائم بر بخش عظیمی از خراج مصر دست یافت. دستاورد مهم دیگر، انتشار مذهب اسماعیلیان در بین مصریان بود که در استیلای فاطمیان بر مصر در آینده، بسیار مؤثر بود. به هر حال، این حمله‌ها راه خلفای بعدی را برای تصرف مصر هموار کرد. (چلونگر، روابط و مناسبات فاطمیان مغرب و عباسیان، 8)

 

مصر در دوران معز (341-365 ق)

معز در سال 364 هجری وارد قاهره شد و در حقیقت مرکز قدرت فاطمیان به مصر منتقل گردید. بعد از درگذشت معز، پسرش ابو منصور نزار ملقب به عزیز جانشین او شد (365 ه. ق.) (975 م.) در مدت زمامداری وی، دولت فاطمی به اوج قدرت خود رسید. عزیز رقیب خطرناکی برای خلفای عباسی بغداد محسوب می‌شد و قدرت خلافت بغداد در مقابل او کوچک شد. (بیات، 1384، 134)

 

فهرست منابع

1- ابن الاثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، جلد ششم و بیست و هشتم، حمیدرضا آژیر، تهران، نشر اساطیر، 1382.

2- ابن‌ندیم، الفهرست، رضا تجدد، تهران، نشر اساطیر، 1381.

3- اشپولر، برتولد، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، جلد اول، ترجمه‌ی جواد فلاطوری و مریم میر احمدی، تهران، 1373، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، چاپ چهارم.

4- آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، انتشارات امیرکبیر، 1362.

5- ابن خلدون، تاریخ‌ابن‌خلدون (العبر)، آیتی، عبدالمحمد، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، بی جا، 1363.

6- براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا سعدی، ترجمه‌ی فتح الله مجتبائی و غلام حسین صدری افشار، جلد اول، تهران، مروارید، 1367، چاپ چهارم.

7- بیات، عزیز الله، تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان، تهران، امیر کبیر، 1384، چاپ دوم.

8- پیرنیا، حسن و اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، تهران، 1380، چاپ نهم.

9- چلپی، مصطفی بن عبدالله، ترجمه تقویم التواریخ، حاجی خلیفه، مترجم ناشناخته، تصحیح میر هاشم محدث، تهران، 1376.

10- چلونگر، محمدعلی، زمینه‌های پیدایش خلافت فاطمیان، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385، چاپ دوم.

11- چلونگر، محمد علی، مقاله‌ی روابط و مناسبات فاطمیان مغرب و عباسیان (297 - 362 ق)، نامه تاریخ پژوهان، 1386، ش 11

12- چلونگر، محمدعلی، تاریخ فاطمیان و حمدانیان، تهران، انتشارات سمت، 1390.

13- دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره‌ای، تهران، نشر فروزان روز، 1357.

14- راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم، تهران، انتشارات نگاه، 1382، چاپ دوم.

15- سیف آزاد، عبدالرحمن، تاریخ خلفای فاطمی، بی جا، دنیای کتاب، 1368، چاپ دوم.

16- صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم، تهران، فردوس، 1378، چاپ هشتم.

17- طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، ترجمه حجت‌اللّه جودکی، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1383

18- فقیهی، علی اصغر، آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه، انتشارات صبا، 1365.

19- مستوفی قزوینی حمد الله، ظفرنامه قسم الاسلامیه، جلد سوم، تصحیح مهدی مداینی و پروین باقری و منصور شریف زاده، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1380.

20- همدانی، خواجه رشیدالدین فضل‌اللّه، جامع التواریخ، محمدتقی دانش پژوه و محمد مدرسی زنجانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356.

 

نویسنده: بهناز قائد شرفی