نقش تجارت افریقیه و مغرب در تأسیس خلافت فاطمى (1)

  • کد خبر: 1535
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی راسخون

خلاصه فاطمیان پس از دو دهه دعوت و فعالیت سیاسى، مذهبى و نظامى در افریقیه و مغرب در سال 297 ه موفق به تشکیل خلافت در قیروان شدند. از عواملى که به تشکیل این حکومت کمک کرد، موقعیت تجارى افریقیه و مغرب بوده است.


فاطمیان پس از دو دهه دعوت و فعالیت سیاسى، مذهبى و نظامى در افریقیه و مغرب در سال 297 ه موفق به تشکیل خلافت در قیروان شدند. از عواملى که به تشکیل این حکومت کمک کرد، موقعیت تجارى افریقیه و مغرب بوده است. افریقیه و مغرب داراى مراکز و جاده هاى بزرگ و مهم بازرگانى بود. وضعیت بازرگانى ویژه آن مناطق، جایگاه ممتازى را براى تشکیل خلافت فاطمیان فراهم کرد.

این مقاله در پى بررسى نقشى است که مراکز و راه هاى بازرگانى و تجارى افریقیه و مغرب در تإسیس خلافت فاطمیان داشته است.

 

مقدمه:

از حکومت هاى مهم تشکیل شده در ناحیه غرب عالم اسلام، خلافت فاطمیان در افریقیه و مغرب است.(1) انتخاب افریقیه و مغرب توسط فاطمیان به عنوان محل قیام، منحصر به زمینه هاى سیاسى، اجتماعى و مذهبى موجود در آن منطقه نبوده است. در کنار آن ها بازرگانى منطقه اى عامل مهمى بوده، که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.

در این مقاله به بررسى زمینه هاى تجارى موجود در مغرب و افریقیه که آن منطقه را حائز اهمیت کرده و توجه فاطمیان را براى تشکیل حکومت به خود جلب کرده است، پرداخته مى شود. ویژگى بسیار مهم تجارى مغرب و افریقیه چیزى نبود که از دید قیامگران فاطمى پنهان مانده باشد. نقش بازرگانى این منطقه در تجارت دریایى مدیترانه بسیار مهم بود و همین مسئله موجب شده موقعیت اقتصادى و بازرگانى مغرب و افریقیه از زمان هاى دور مورد توجه قرار گیرد.

داعیان فاطمى از ابتداى قیام خود، در پوشش تجارت در مناطق مغرب و افریقیه رفت و آمد داشتند و کم و بیش نسبت به اوضاع بازرگانى و اقتصادى منطقه اطلاعاتى کسب کرده و این ناحیه را از جهت اقتصادى و تجارى مکانى مناسب براى ادامه کار تشخیص داده بودند.

 

موقعیت جغرافیایى و بازرگانى افریقیه و مغرب

مغرب موقعیتى ممتاز میان شرق اسلامى و اسپانیاى مسلمان و نیز میان صحرا و سودان از یک سو و مدیترانه از سوى دیگر داشت. سه منطقه مغرب که مسلمانان شرق بر آنها حکمرانى داشتند، هر کدام موقعیت مهمى داشتند. افریقیه بر تنگه سیسیل تسلط داشت و مرکز قدیمى کارتاژ و منطقه اى سوق الجیشى به شمار مىآمد. مغرب الاقصى مسلط بر تنگه جبل الطارق و معبر ایتالیا و اسپانیا بود. وضع حاشیه صحرا در کوهپایه اطلس متفاوت از دو منطقه دیگر بود. دامنه این منطقه بزرگ شرقى ـ غربى محل انشعاب مسیرهاى ماوراى صحرا بود و قرارگاه پایانه هاى شمالى راه هاى کاروان روى بود که مجموعه شبکه ارتباطى بلاد سودان(2) ـ صحرا را تشکیل مى دادند.

همچنین از منطقه یاد شده به عنوان مإمن کویرى صحرانشینان بربر ساکن در فلات هاى بلند استفاده مى شد. حاشیه بخش مرکزى ارتفاعات مغرب از شرق به غرب به صورت پلکانى است و از شمال به جنوب، یعنى از مدیترانه به سودان، امتداد دارد. ساحل با سلسله اى از کوه ها، تل اطلس، فلات هاى بلند، اطلس صحرا و بیابان به چند بخش تقسیم مى شود. دشت هاى ساحلى نیز از هر طرف در افریقیه و مغرب الاقصى گسترده اند. مشکلات گروه هایى مانند رومى ها که مى خواستند بر جبهه هاى مرتفع مسلط شوند، ناشى از همین وضع جغرافیایى است.

در دنیاى اسلام آن ایام، مغرب سرزمین سوق الجیشى مهمى محسوب مى شد و از لحاظ افق ها و دیدگاه هاى تمدنى و هم چنین تماس و برخورد میان تمدن ها، پلى میان شرق و غرب عالم اسلام و نقطه اتصال میان سرزمین هاى متمدن بود. در دوره مسلمانان این منطقه از لحاظ جمعیت و شهرىگرى رشد تازه اى یافت و به لحاظ تجارى شکوفا شد.

مغرب در حاشیه جاده هاى بزرگ بازرگانى قرار نداشته، بلکه یکى از شریان هاى آن را تشکیل مى داد. تجار شرقى زیادى براى خرید طلاى سودان که توسط سوداگران مغرب از طریق صحرا حمل مى شد، به شهرهاى شمال افریقا می آمدند. مغرب، در این زمان نقش مهمى در داد و ستدهاى تجارى بین سرزمین هاى مدیترانه و مناطق دیگر ایفا مى کرد. (3) گسترش تمدن اسلامى در این دوران تا اندازه زیادى مدیون مغرب است.

مراکز افریقیه داراى تجارت فعالى با شرق مدیترانه و سیسیل و اسپانیا بودند. تونس به عنوان ناحیه سرحد اندلس بود و از آن جا براى عبور به اندلس استفاده مى شد. (4) تونس نخستین بندرى بود که با کشتى از آن جا به طرطوشه، واقع در ساحل اندلس مى رفتند. (قابس) شهر صحرایى و مدیترانه اى، ورودى راه هاى سودان بود.

افریقیه و مغرب محل عبور محصولات سودان، از قبیل طلا(5) و واردات و صادرات تولیداتى مانند زعفران، پسته، پارچه، عاج، مروارید، اشیاى تجملى و تولیدات غرب یعنى برده اسلاوى و پوست و شمشیر بود.(6) در کنار این محصولات، تجارت روغن زیتون نقش بسیار مهمى براى ساکنان نواحى غیر ساحلى افریقیه و مغرب داشت.(7)

 

اهمیت تجارى شهرهاى مغرب و افریقیه

همان طور که بیان شد در آن ایام مغرب و افریقیه سرزمین عبورى میان حد غربى امپراتورى و شرق مسلمان، نیز معبر اسپانیا و سیسیل از یک طرف و قلمرو مسلمانان و سرزمین سودان و صحرا از طرف دیگر بود. بدین سان شاهد ترقى و جهش قابل ملاحظه اى شد که بر تجارت با ماوراى صحرا استوار بود. در نتیجه گونه هاى شهرنشینى را در شمال صحرا (سجلماسه و میزاب) تا سواحل نیجر رواج مى داد. بنیاد گذارى و بسط شهرهایى همچون فاس و قیروان، با وجهه تجارت مغرب و نیز با ترقى گروهى از شهرهاى عمده کاروانى، ارتباط داشت که پایانه (ترمینال) راه هاى دسترسى به طلا و بردگان بود.

در آن عصر، مغرب مرکز ثقل تجارى بود که میدان نفوذش کم و بیش تا نواحى مجاور گسترده شده بود. قلب هر دولت یک شهر تجارى بود که در محل تقاطع کاروان هاى صحرایى از یک سو و در شرق از سوى دیگر واقع شده بود.

در دوره حکومت اغلبیان، قیروان نخستین، گسترش قابل ملاحظه اى یافت و داراى چهار شهر اقمارى با نام هاى: قصر قدیم، رقاده، صبره و منصوریه بود.(8) اهمیت قیروان مانند قرطبه، ناشى از توسعه شهرى حامى تجارت بود.

در بین شهرها، سجلماسه از نظر تجارى مهم ترین موقعیت را داشت. اگر به نقشه سمت غربى صحراى بزرگ نگاه کنیم، اهمیت تجارى سجلماسه آشکار مى شود، چون بزرگ ترین دروازه به سوى شهرهاى غربى سودان است. عمده راه هاى تجارى که از صحرا مى گذرد، به این شهر منتهى مى شود.(9)

دو ویژگى موجب اهمیت اقتصادى این شهر شده بود:

1- وجود معادن طلا و نقره،

2- موقعیت تجارى شهر.

آن جا بزرگ ترین بازار براى تجارت و تجار بود. در بازارهایش محصولات مختلف مغرب و افریقیه و سودان مثل طلاى غیر مسکوک، پنبه، نمک، آبنوس، پوست، چوب، برده سیاه، واردات مغرب و اندلس، مصنوعات معدنى، منسوجات، ظروف و روغن معامله مى شد.(10) ائمه بنى مدرار مانند ائمه رستمیان در این معاملات شرکت مى کردند.

تجارت، سجلماسه را محل اجتماع مردم از هر فرقه و نحله قرار داده بود. در آن جا گروه ها و دسته هایى از سودان، مغرب، اندلس و جماعاتى از یهود حضور داشتند. رفاه اقتصادى مردم سجلماسه مورد توجه جغرافى دانان قرار گرفته است. یاقوت مى گوید که مردم این شهر غنى ترین و ثروتمندترین افراد هستند.(11)

شهر سجلماسه به لحاظ موقعیت ممتازش همواره مورد ادعاى حکومت هاى مغرب و اندلس بود. خلفاى اندلس که شهر سبته واقع در آن سوى جبل الطارق را در تصرف داشتند، مى کوشیدند راسا یا با قرار و پیمان با دیگران، روابط خود را با سجلماسه حفظ کنند، زیرا همان طور که ذکر شد، این شهر قرن ها یکى از مراکز داد و ستد طلا بود. (12)

از شهرهاى مهم دیگر تجارى مغرب، تاهرت بود، که در اختیار اباضیه رستمى بود. (13) این شهر بر راه هاى منتهى به جنوب مسلط بود. به علت موقعیت مهم تجارى تاهرت،(14) در آن ایام عراق مغرب لقب داشت.(15) گروه هایى از زناته که بازرگانانى صحرا گرد و در کارهاى تجارى عمده وارد بودند و از شبکه هاى موجود در مغرب یا سودان استفاده مى کردند، در تاهرت مستقر بودند.(16)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مغرب در منابع تاریخى و جغرافیاى اسلامى به سرزمین هاى شمال افریقا از حدود غربى آن تا اقیانوس اطلس اطلاق شده است. این منطقه به سه قسمت تقسیم مى گردد: مغرب الادنى (مغرب نزدیک)، مغرب الاوسط (مغرب میانه) و مغرب الاقصى (مغرب دور)

مغرب الادنى حدودا شامل تونس است. این ناحیه که افریقیه هم نامیده مى شود، مرکزش در دوران اغلبیان، قیروان و در دوره فاطمیان شهر مهدیه بود. تشکیل خلافت فاطمیان در این قسمت از مغرب تحقق یافت. مغرب الاوسط حدودا به الجزائر و مغرب الاقصى به مراکش تا شمال موریتانى گفته مى شود.

2- سودان در کتب جغرافیایى و تاریخى گذشته، مفهومى وسیع تر از کشور سودان امروزى دارد و منطقه اى از ساحل غرب افریقا تا کوه هاى حبشه را در بر مى گیرد که عمدتا از اراضى صحرایى، دشت و استپ تشکیل مى شود. منطقه سنگال، دریاچه چاد و نیجرعلیا، سودان غربى و حوزه علیا، سودان شرقى نامیده مى شود. نیل علیا از نیزارهاى باتلاقى صعب العبورى مى گذرد که آن نیز در سودان قرار دارد. (ر.ک به کالین مک ایودى، اطلس تاریخى افریقا، ترجمه فریدون فاطمى، چاپ اول (تهران، نشر مرکز، 1365 ش) ص 52.

3- ر.ک: ابوعبید عبدالله بن عبدالعزیز البکرى، المغرب فى ذکر بلاد افریقیه و المغرب، تحقیق دوسلان (بغداد، مکتبه المثنى، بى تا) ص 2 ـ:14 طه ذنون، الفتح و الاستقرار العربى فى شمال افریقیا و الاندلس (بغداد، دارالرشید، 1982 م) ص 55 .

4- البکرى، پیشین، ص 37 و:84 طه ذنون، پیشین، ص 55 ـ 57 .

5- زکریابن محمدبن محمود قزوینى، آثارالبلاد و اخبارالعباد، ترجمه جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح میرهاشم محدث، چاپ اول (تهران، امیر کبیر، 1373 ش) ص 85 . عمده ترین شهر بلاد سودان که طلا از آن صادر مى شد، غانه بوده است. براى مطالعه بیش تر مراجعه شود به: ابوبکر احمدبن محمد الهمدانى المعروف بابن الفقیه، مختصر کتاب البلدان، الطبعه الاولى (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م) ص:83 البکرى، پیشین، ص 174 ـ183.

6- البکرى، پیشین، ص 47 و 56 و:57 طه ذنون، پیشین، ص 55 ـ:56 مجهول المولف، الاستبصار فى عجائب الابصار، تصحیح سعد ذغلول عبدالحمید (بغداد، دارالشوون العامه، 1986 م) ص 201.

7- ر.ک: ابوعبدالله بن محمدبن احمد التیجانى، رحله التیجانى، تحقیق حسن حسنى عبدالوهاب (تونس، الدارالعربیه الکتاب، 1988 م) ص 65 ـ:66 عبدالرحمن بن محمدبن عبدالله، معالم الایمان فى معرفه اهل القیروان، روایه ابن ناجى التنوخى، تحقیق ابراهیم شبوح (قاهره مکتبه الخانجى، 1968 م)ج 1، ص 35 ـ 36.

8- ر.ک: شمس الدین ابوعبدالله محمدبن ابى طالب الانصارى الدمشقى، نخبه الدهر فى عجائب البر و البحر، الطبعه الاولى (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م) ص 314.

9- ر.ک: کالین مک ایودى، پیشین، ص:73 اسحاق بن حسین منجم، آکام المرجان فى ذکر المدائن المشهور فى مکان، ترجمه محمد آصف فکرت، چاپ اول (مشهد، آستان قدس رضوى، 1370 ش) ص 109.

10- ر.ک: ابوالقاسم بن احمد جیهانى، اشکال العالم، ترجمه على بن عبدالسلام کاتب، تصحیح فیروز منصورى، چاپ اول (مشهد، شرکت به نشر، 1368) ص:63 مجهول المولف، حدودالعالم من المشرق الى المغرب، تصحیح منوچهر ستوده (تهران، طهورى، 1362): اصطخرى، مسالک و ممالک، تصحیح ایرج افشار، (تهران، علمى و فرهنگى، 1368) ص:42 مجهول المولف، الاستبصار، ص 200 ـ:202 انصارى الدمشقى، پیشین، ص 315 ـ 316.

11- شهاب الدین یاقوت الحموى، معجم البلدان (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1978 م) ج 3، ص 192

12- مجهول المولف: الاستبصار، پیشین، ص:202 زکریابن محمدبن محمود، پیشین، ص 85.

13- ر.ک: ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله المعروف بابن خرداذبه، المسالک و الممالک، تصحیح محمد مخزوم، الطبعه الاولى (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م) ص 81.

14- ابوعبدالله محمدبن محمدبن ادریس الحمودىالحسینى المعروف بالشریف الادریسى، نزهه المشتاق فى اختراق الافاق (پورسعید، مکتبه الثقافه الدینیه، بى تا) ج 1، ص 255 ـ 256.

15- یاقوت حموى، پیشین، ج 2، ص 8.

16- ر.ک: اصطخرى، پیشین، ص:46 کالین مک ایودى، پیشین، ص:67 البکرى، پیشین، ص 70 ـ 71 و 75 و 80 و:142 طه ذنون، پیشین، ص 57.

 

 

 

منابع:

ـ ابن حماد الصنهاجى، ابوعبدالله محمد، اخبار ملوک بنى عبید و سیرتهم، تحقیق التهامى نقره، عبدالحلیم عویس (تونس، دارالقلم، 1987 م)

ـ ابن حوقل، ابوالقاسم، صوره الإرض (بیروت، دارالمکتبه الحیاه، بى تا)

ـ ابن خرداذبه، ابوالقاسم، المسالک و الممالک، تصحیح محمد مخزوم(بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م).

ـ ابن عبدالله، عبدالرحمن بن محمد، معالم ایمان فى معرفه اهل القیروان، روایه ابن ناجى التنوخى، تحقیق ابراهیم شبوح (قاهره، مکتبه الخانجى، 1968 م)

ـ ابن الفقیه، ابوبکر احمدبن محمد، مختصر کتاب البلدان (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م)

ـ ادریسى، ابوعبدالله محمدبن محمدبن ادریس، نزهه المشتاق فى اختراق الافاق، پورسعید (بیروت، 0مکتبه الثقافه الدینیه، بى تا)

ـ الانصارى الدمشقى، شمس الدین، نخبه الدهر فى عجائب البر والبحر (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م)

ـ البکرى، ابوعبید عبدالله بن عبدالعزیز، المغرب فى ذکر بلاد افریقیه و المغرب، تحقیق دوسلان (بغداد، مکتبه المثنى، بى تا)

ـ التیجانى، ابوعبدالله بن محمد بن احمد، رحله التیجانى، تحقیق حسن حسنى عبدالوهاب (تونس، الدارالعربیه الکتاب، 1988 م).

ـ ثعالبى نیشابورى، ابومنصور عبدالملک، لطائف المعارف، ترجمه على اکبر شهابى خراسانى (مشهد، آستان قدس رضوى، 1368 ش)

ـ جنحایى، حبیب، دراسات فى تاریخ الاقتصادى و الاجتماعى للمغرب الاسلامى (بیروت، دارالغرب الاسلامى، 1984 م)

ـ جیهانى، ابوالقاسم بن احمد، اشکال العالم، ترجمه على بن عبدالسلام ثابت، تصحیح فیروز منصورى (مشهد، شرکت به نشر، 1368 ش)

ـ دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمى و دیگران (تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1368 ش) جلد4.

ـ ذنون، طه، الفتح و الاستقرار العربى فى فتح شمال افریقیا و الاندلسى (بغداد، دارالرشید، 1982 م)

ـ العبادى، احمد مختار، فى التاریخ العباسى و الفاطمى (بیروت، دارالنهضه العربیه، بى تا)

ـ قاضى نعمان، ابوحنیفه، افتتاح الدعوه، تحقیق ودادقاضى (بیروت، دارالثقافه، 1970 م)

ـ قاضى نعمان، ابوحنیفه، شرح الاخبار، تحقیق محمدالحسینى الجلالى (قم، موسسه النشر الاسلامى، 1412 ق)

ـ قزوینى، زکریا بن محمدبن محمود، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح میرهاشم محدث (تهران، امیر کبیر، 1373 ش)

ـ مجهول المولف، الاستبصار فى عجائب الابصار، تصحیح سعد ذغلول عبدالحمید (بغداد، دارالشوون العامه، 1986 م)

ـ مجهول المولف، حدود العالم من المشرق الى المغرب، تصحیح منوچهر ستوده (تهران، طهورى، 1362 ش)

ـ المقرى، احمد بن محمد، الاندلس من نفح الطیب (دمشق، منشورات وزاره الثقافه، 1990 م)

ـ مقریزى، تقى الدین، اتعاظ الحنفإ، تحقیق جمال الدین الشیال (قاهره، وزارت اوقاف، 1416 ق)

ـ مقریزى، تقى الدین، خطط (بیروت، دار صادر، بى تا)

ـ مک ایودى، کالین، اطلس تاریخى افریقا، ترجمه فریدون فاطمى (تهران، نشر مرکز، 1365 ش)

ـ منجم، اسحاق بن حسین، آکام المرجان فى ذکر المدائن المشهور فى مکان، ترجمه محمد آصف فکرت (مشهد، آستان قدس رضوى، 1370 ش)

ـ مونس، حسین، معالم المغرب (قاهره، دارالرشد، 1997 م)

ـ النیسابورى، احمدبن ابراهیم، استتار الامام علیه السلام و تفرق الدعاه فى الجزائر لطلبه، در مجموعه (الجامع فى اخبار القرامطه)، تصحیح سهیل زکار (دمشق، دار احسان، 1407 ق)

ـ یاقوت الحموى، شهاب الدین، معجم البلدان (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1978 م)

www.shareh.com

 

نویسنده: دکتر محمدعلى چلونگر/ استادیار دانشگاه اصفهان.