نقش تجارت افریقیه و مغرب در تأسیس خلافت فاطمى (2)

  • کد خبر: 1536
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی راسخون

خلاصه از قرن دوم هجرى که حکومت هاى مغرب و افریقیه توسعه قابل توجهى پیدا کردند، اکثر شهرها و نقاطى را که در جاده هاى بازرگانى واقع شده بود، به پایتختى برگزیدند. این شهرهاى پایگاهى و ارتباطى یکى از عوامل پیشرفت شهرىگرى منطقه غرب و افریقیه به شمار مى رفتند.


بهره ورى فاطمیان از امکانات تجارى ـ اقتصادى مغرب و افریقیه

در دوران ظهور اسلام، سرزمین هاى متمدن کهن در نتیجه بهره بردارى از منابع خود، از رمق افتاده بودند. در مقابل سرزمین هاى جوان که در غرب دنیاى اسلام قرار داشتند، به عرضه امکانات اقتصادى نو و استعدادهاى انسانى دست نخورده و منابع مهم بالقوه پرداختند.

سرزمین هاى تازه اهالى مشرق را به خود جذب کردند و فرقه ها و گروه هایى هم چون فاطمیان و قبل از آنان امویان اندلس، ادریسیان مغرب الاقصى و رستمیان مغرب الاوسط بر آن شدند که بخت خود را در این سرزمین ها بیازمایند.

ماجرا جویانى از گروه هاى مختلف، نیز سوداگران و بازرگانان، هم چنین ادیبان و فرهیختگان که مجذوب مستمرى هاى کلان و طالب دست یابى به مقام هاى خالى در دولت هاى جدید اسلامى غرب بودند، رو به این سرزمین نهادند.(1)

مغرب دو نیروى بالقوه داشت که توجه قیام گران و طالبان قدرت و حکومت را به خود جلب مى کرد: اول غناى نیروى انسانى. مغرب و افریقیه از دورترین ایام گروه هاى بزرگ بردگان را به شرق مى فرستاد. پس از آن نیز هنگامى که مناطق قابل دسترس آن به اسلام گرویدند و سرچشمه بردگى بسته شد، مخزن سربازانى شد که به یارى آنان فتوحات اسپانیا و سیسیل و نیز تسلط برصحرا تا سودان انجام گرفت. این گروه هاى عظیم که داراى انگیزه هاى مادى و معنوى براى حمایت از دسته هاى قیام گر و قدرت طلب بودند، نیروى فوق العاده قدرتمندى بودند که بدون حمایت آنان امکان تشکیل هیچ کدام از حکومت هاى مستقلى که از قرن دوم هجرى به بعد در مغرب و افریقیه تشکیل شد، وجود نداشت.

غناى بالقوه دیگرى که در دوران اسلامى به فعلیت رسید، فتح باب جامعه بربر به جانب صحرا و سودان بود. آن چه در نتیجه بازرگانى سودانى ـ بربرى به جانب مدیترانه فرستاده مى شد، طلا و مردان زنگى بود. طلا، قدرت بازرگانى را به ارمغان مى آورد و زنگیان نیروى انسانى زراعت و کشاورزى و کار را تشکیل مى دادند و کیفیت و ویژگى هاى رزمى آنان قدرت مغرب بربر را تقویت مى کردند.

در منطقه مغرب چند جاده تجارى وجود داشت.(2) مهم ترین آن ها جاده اى بود که از صحراى غربى مى گذشت و پس از طى حاشیه اقیانوس اطلس به سجلماسه مى رسید. نقطه مقصد این جاده سجلماسه بود.(3) طلا از این شهر راه شمال و اسپانیا را در پیش مى گرفت و یا از کناره هاى نیل مى گذشت و به شرق سرازیر مى شد.

از قرن دوم هجرى که حکومت هاى مغرب و افریقیه توسعه قابل توجهى پیدا کردند، اکثر شهرها و نقاطى را که در جاده هاى بازرگانى واقع شده بود، به پایتختى برگزیدند. این شهرهاى پایگاهى و ارتباطى یکى از عوامل پیشرفت شهرىگرى منطقه غرب و افریقیه به شمار مى رفتند. به عنوان نمونه مى توان از فاس بر روى جاده اسپانیا و از تلمسان و تاهرت و قیروان روى جاده شرق یاد کرد.

از اهداف اقتصادى فاطمیان مانند دولت هاى قبلى مغرب و افریقیه تسلط بر شهرها و راه هاى تجارى طلا بود، زیرا هر چه داد و ستد طلا در شهرى بیش تر مى شد، قدرت و اعتلاى حکومت آن ناحیه فزونى مى گرفت. به همین علت، حکومت هاى مغرب سعى مى کردند شهرهاى خود را در مسیر جاده طلا قرار دهند.

از بعضى منابع به دست مى آید که سفر عبیدالله مهدى به همراه یک قافله تجارى به سجلماسه، یک حرکت تصادفى(4) و یا صرفا براى فرار از بنى عباس و دیگر مخالفان نبوده است. احتمال دارد وى مى خواست ضمن پیشبرد دعوت در آن ناحیه به شناسایى راه هاى به دست آوردن طلا بپردازد.(5)

در این جا ریشه بسیارى از منازعات میان دولت ها و قبائل هم پیمان هر یک از آن ها روشن مى شود. در واقع یکى از موضوعات اصلى منازعات، نظارت بر جاده طلا بود، نه حرص و آز ارضى.(6)

چگونگى تاسیس و تحکیم پى در پى قدرت سه حکومت مقتدر فاطمیان، مرابطون (448 ـ 541 هجرى) و موحدون (524 ـ 668 هجرى) در افریقیه و مغرب در قرون وسطى به خوبى نشان مى دهد که بین قدرت سیاسى و تصرف شهرها و مناطق عبور طلا رابطه مستقیم وجود داشته است. در هر سه مورد گروه هاى نسبتا کم جمعیت تحت رهبرى امیرانى که هدف هاى سیاسى و دینى شان از چارچوب قبیله تجاوز مى کرد، توانسته اند بلافاصله پس از تصرف سجلماسه، دولت هاى بزرگى تاسیس کنند.

فاطمیان پس از آن که قیروان مرکز افریقیه را تصرف مى کنند، متوجه مرکز راه هاى تجارى طلا و معادن طلا و نقره سجلماسه مى شوند تا ضمن آزادى عبیدالله مهدى،(7) ارباب راه هایى شوند که به سودان منتهى مى گردید. این شهر کلید اقتصادى مغرب محسوب مى شد و علاوه بر آن که مرکز داد و ستد طلاى سودان بود، داراى معادن طلا و نقره فراوانى بود.

حضور یهودیان در این شهر و شرکت آنان در داد و ستد طلا و نقره، موقعیت تجارى این شهر را مهم تر کرده بود.(8) فاطمیان علاوه بر شهر سجلماسه، همه شهرهاى دیگرى را که نقشى در تجارت و اقتصاد منطقه داشتند، به تصرف در آوردند: شهرهایى مثل تلمسان، فاس و تاهرت. رهبران فاطمى چون در سلک تجار و پیوسته در حال تجارت بودند، توجه خاصى به مناطق تجارى داشتند.(9) اما شهرها گر چه از جهت مذهبى جزء پایگاه هاى فاطمیان در دوران قیام و خلافت نبود اما از جهت اقتصادى و تجارى مورد توجه آنان بود.

اهمیت جاده طلاى سودان نظر بسیارى از مورخان و جغرافى دانان عرب به خصوص ادریسى(10) و البکرى(11) را به خود جلب کرده است.

 

استفاده فاطمیان از راه هاى تجارى براى گسترش دعوت در افریقیه و مغرب

موقعیت تجارى مغرب و افریقیه علاوه بر آن که موقعیت ممتازى براى تشکیل حکومت فاطمیان از نظر اقتصادى فراهم کرد، موجب شد داعیان از مراکز و راه هاى تجارى براى گسترش دعوت خود استفاده کنند.

همان طور که اشاره شد، در قرن سوم هجرى درکنار جاده تجارى بلاد سودان با مغرب شبکه اى از مراکز تجارى فعال به وجود آمد. کاروان هاى تجارى در سرتاسر مغرب در این راه ها در آمد و شد بودند.

با وجود تعصب مذهبى که بین بعضى از حکومت هاى مغرب و افریقیه وجود داشت و زمینه ساز درگیرى هایى در قرن سوم و در آستانه قیام فاطمیان شده بود، این حکومت ها در موضوع تجارت با تسامح با یکدیگر برخورد مى کردند. تسامح حکومت ها در اقتصاد و تجارت موجب شده بود همکارى اقتصادى بین مناطق تحت سلطه حکومت هاى رستمیان، بنى مدرار، اغلبیان، ادریسیان و امویان اندلس به وجود آید.

در این دوران مهم ترین شبکه هاى تجارى را در مغرب، خوارج اباضیه ایجاد کرده بودند. آنان در هر واحه اى، زاویه اى ایجاد نموده بودند. زاویه در اصل محلى براى عبادت بود، ولى در عمل به عنوان مراکز ملاقات و توقف و استراحت تجار استفاده مى شد. در صحن زاویه، شب را به صبح مى رساندند و در همان جا به معاملات تجارى مى پرداختند. این شبکه تجارى در ابتدا در نواحى نفوسه، تاهرت و سجلماسه ایجاد شد، ولى بعدا همه نواحى صحرایى افریقیه و مغرب را در برگرفت.(12)

راه ها و مراکز تجارى در مغرب قبل از فاطمیان در گسترش تشیع نقش آفرین بود. هواداران اهل بیت و تشیع اعتقادات خود را از طریق کاروان هاى تجارى به شهرها و مراکز تجارت بردند. با حرکت کاروان هاى تجارى، عادات، مذاهب، قصص و حتى لهجه ها منتقل مى شد. شهرهایى که از طریق کاروان هاى تجارى به تشیع گرایش پیدا کردند، از پایگاه هاى عمده تشیع در مغرب شدند. گرایش اهالى شهرهایى مثل باغایه به تشیع به واسطه ارتباط این شهرها با مراکز تجارى و اقتصادى مغرب و تلاش داعیان بوده است.(13)

قاضى نعمان به نقش و اهمیت تجار و کاروان هاى تجارى در گسترش تشیع در بعضى شهرها اشاره دارد. وى در مورد تشیع اهالى نفطه که سابقه بیش ترى در پذیرش شیعه بین مناطق مغرب دارد(14) مى گوید: ورود تشیع به نفطه توسط تجارى انجام گرفته که با مرماجنه داد و ستد داشتند. مرماجنه در نزدیکى همان شهرى واقع شده بود که ابوسفیان، از داعیان اسماعیلى مغرب در آن سکونت داشت. تجار در رفت و آمدها با تعالیم ابوسفیان آشنا شده و به وى گرایش پیدا کردند و بعد از آن تشیع را به نفطه در منطقه قسطیلیه بردند.(15) قسطیلیه در دورترین ناحیه جنوب بود و از واردات حبوبات نواحى شمال استفاده مى کرد. در مقابل ساکنان شمال از خرماى نفطه در جنوب استفاده مى کردند.

ادریسیان قبل از فاطمیان براى گسترش دعوت و قیام خود، از مراکز تجارى و بازارهاى بزرگ که براى قبائل تشکیل مى شد، استفاده کرده بودند. آنان در ابتداى ورودشان به مغرب، از ولیلى که وسط راه فاس و مکناسه بود و مرکز تجارى مهمى براى عرضه کالاهاى قبائل بود، استفاده مى کردند. اهمیت این شهر مانند یک مرکز سیاسى مهم بود.(16)

بین گروه ها و فرقه ها در قرن سوم هجرى، اسماعیلیان و فاطمیان بیش از دیگران از طریق تجار و جاده هاى بازرگانى براى گسترش دعوت خود استفاده کردند. داعى اسماعیلى احمدبن ابراهیم النیسابورى در گزارشى که از شیوه کار داعیان قرن سوم هجرى نشان داده است، به این مسئله اشاره مى کند و مى گوید: داعیان براى گسترش دعوت و یافتن امام اسماعیلى که با عنوان تاجر در سلمیه اقامت کرده بود(17) و با داعیان ملاقات مى کرد، به سلمیه رفت و آمد مى کردند.(18)

فاطمیان از شهرها و شبکه هاى تجارى به صورت گسترده جهت اشاعه دعوت خود در افریقیه استفاده کردند. فاصله زیاد بین افریقیه و مراکز دعوت در سلمیه و یمن، برقرارى ارتباط سریع بین داعیان و امام فاطمى را مشکل مى ساخت. راه اطمینان بخشى که زمینه را براى ارتباط سهل کرد، وجود راه ها و کاروان هاى تجارى بود.

در بررسى دعوت فاطمیان در افریقیه این نکته استنباط مى شود که رهبران اسماعیلى در سلمیه و یمن از آن چه در افریقیه و مغرب مى گذشته،(19) سریعا اطلاع حاصل مى کردند. این اطلاع رسانى با توجه به بعد مسافت، به نظر مى رسد از طریق شبکه راه ها و کاروان هاى تجارى بوده است، مثلا اطلاع ابن حوشب از مرگ داعیان قبل از ابوعبدالله شیعى و بلافاصله بعد از آن فرستادن ابوعبدالله، شاید از این طریق انجام گرفته باشد.

عبیدالله مهدى در سفر خود از مصر به طرف طرابلس از شبکه راه هاى تجارى بهره جست و همراه یکى از قافله هاى تجارى، خود را به افریقیه رساند. شاید از عواملى که موجب شد عبیدالله مهدى پس از خروج از طرابلس به جاى حرکت به طرف قیروان به سجلماسه رود، همین موقعیت تجارى و شبکه راه هاى تجارى این شهر بوده است.

همان طور که بیان شد، سجلماسه در منتهى الیه جاده اى بود که از صحرا مى گذشت. از این رو، تجار بسیارى از شام، عراق، اندلس و مغرب در آن جا مقیم بودند. فردى که در سجلماسه ساکن مى شد، به آسانى مى توانست با شهرهاى اطراف ارتباط برقرار کند. عبیدالله که از موقعیت تجارى شهر آگاه بود، همراه فرزندش القائم در هیإت و زى تجار در آن جا اقامت گزید(20) و از آن جا با ابوعبدالله شیعى در ارتباط بود. (21) در واقع سکونت او در سجلماسه موجب شد که قیام فاطمیان از دو نقطه همزمان پیگیرى شود: ابوعبدالله در افریقیه و عبیدالله مهدى در مغرب الاقصى.

عبیدالله مهدى در تماس با تجار عملا زمینه گسترش دعوت را در نقاط مختلف مغرب و افریقیه فراهم مى کرد. از طرف دیگر داعیان همراه کاروان هاى تجارى به این شهر مىآمدند و با او تماس مى گرفتند و دستورهاى لازم را از او کسب مى کردند.

 

نتیجه:

موقعیت جغرافیایى و تجارى افریقیه و مغرب در قرون اولیه اسلامى توجه مدعیان قدرت را براى قیام و تشکیل حکومت جلب کرد.

افریقیه و مغرب از جاده هاى بزرگ بازرگانى برخوردار بودند. مراکز افریقیه داراى تجارت فعالى با شرق مدیترانه و سیسیل و اسپانیا بودند. وضع ویژه آن مناطق جایگاه ممتازى را براى تشکیل حکومت فاطمیان از نظر اقتصادى فراهم کرد. از اهداف اقتصادى فاطمیان در انتخاب افریقیه و مغرب ،تسلط بر شهرها و راه هاى تجارى طلاى آن مناطق بود.

در پایان قرن سوم شبکه هاى مهم تجارى در افریقیه و مغرب وجود داشت که قبل از حضور قیام کنندگان فاطمى تاسیس شده بودند. این راه ها و مراکز در گسترش تشیع در قرون دوم و سوم هجرى تإثیر زیادى داشتند. فاطمیان بین گروه هاى قیام کننده اى که به آن مناطق آمدند، بیش از دیگران از مراکز و راه هاى بازرگانى موجود، براى گسترش دعوت خود استفاده کردند. آنان از طریق مراکز و راه هاى تجارى با مراکز اصلى دعوت در سلمیه و یمن ارتباط برقرار مى کردند. عبیدالله مهدى از طریق جاده هاى تجارى با ابوعبدالله شیعى تماس برقرار مى کرد. او در سفر خود از مصر به طرابلس و سجلماسه (مرکز بنى مدرار) از همین راه ها بهره جست. در واقع آن چه که پیروزى فاطمیان را تسریع بخشید و در مدت زمان کمى توانستند با سرتاسر افریقیه و مغرب تماس برقرار کنند، مراکز و راه هاى تجارى بود.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- وجود خواهان قدرت و شهرت را در مغرب و اندلس بسیار مى توان دید. از این افراد مى توان از ابوالحسن على بن نافع، معروف به زریاب هنرمند و موسیقى دان ایرانى در اندلس یاد کرد. او از شاگردان اسحاق موصلى، موسیقى دان دربار هارون الرشید عباسى بود. چون در آهنگ سازى بر استاد خود برترى یافته و توجه هارون الرشید را به خود جلب کرده بود، موجب خشم و رشک اسحاق موصلى شد. زریاب که از دربار امویان اندلس، رفاه، آسایش و توجه آنان به هنرمندان مشرق زمین اطلاع داشت، به حکم بن هشام (180ـ207هجرى) نامه نوشت و با اذن او به اندلس رفت و مورد توجه واقع شد (ر. ک: احمدبن محمد المقرى، الاندلس من نفح الطیب، (دمشق، منشورات وزاره الثقافه، 1990م) ج 3، ص 122ـ133.

2- ویل دورانت جاده هاى تجارى را که مسلمانان در مغرب ایجاد کردند، سه جاده به طول 2500 تا 3200 کیلومتر معرفى مى کند که اوج فعالیت آنان در قرن سوم هجرى / نهم میلادى بوده است. (ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمى و دیگران، چاپ دوم، (تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1368ش) ج 4، عصر ایمان، بخش اول، ص 363).

3- ر.ک: ابوالقاسم بن حوقل، صوره الارض (بیروت، دار مکتبه الحیاه، بى تا) ص:65 ابوعبدالله مقدسى، احسن التقاسیم فى معرفه الاقالیم، تصحیح محمد مخزوم (بیروت دار احیإ التراث العربى، 1987م) ص:191 سعدون عباس نصرالله، دوله الادارسه فى مغرب، (بیروت، دارالنهضه، بى تا) ص 143.

4- ابن حماد در مورد حرکت عبیدالله مهدى به سوى سجلماسه مى گوید: ($ الى إن وصل الى سجلماسه اما بعلم سبق و انما بشى ء اتفق) (ابوعبدالله محمدبن حماد صنهاجى، اخبار ملوک بنى عبید و سیرتهم، تحقیق التهامى نقره، عبدالحلیم عویس، (تونس، دارالقلم، 1987 م) ص 47).

5- حبیب جنحایى، دراسات التاریخ الاقتصادى و الاجتماعى للمغرب الاسلامى (بیروت، دارالغرب الاسلامى، 1984 م) ص 176.

6- در این جا سئوالى مطرح است که به چه علت طلاى سودان در تحولات مغرب و شکل گیرى دولت هاى بزرگ افریقیه و مغرب چنان نقش مهمى ایفا کرده است، با وجودى که مغرب نه منبع آن بوده و نه مقصد آن؟ از سودان مى آمده و به شهرهاى بزرگ مصر و شرق اسلامى روانه مى شده است.

براى پاسخ به این سئوال باید به عقب برگردیم. گمان مى رود تا قرن دوم یا سوم هجرى، روابط تجارى میان سودان و مشرق مستقیما از طریق صحراى خاورى صورت گرفته است. از این قرن به بعد احتمالا به سبب آشوب خوارج و صعوبت اقلیمى و طوفان هاى شن و حملات بدویان، کاروانیان اجبارا به جاده صحراى غربى که عبور از آن آسان تر است، روى مىآورند و در نتیجه از مغرب و افریقیه عبور مى کنند.

تغییر مسیر حمل و نقل طلا را باید یکى از موجبات پیشرفت مغرب و افریقیه شمرد. بى دلیل نیست دولت هاى قدرتمندى که در آن مناطق به وجود مى آیند، بعد از تغییر مسیر است. فاطمیان از این مسئله جهت تحکیم موقعیت خود استفاده مى کنند. در واقع باید گفت جاده طلا بسیارى از مسائل مربوط به اوضاع و احوال مغرب و افریقیه را روشن و قابل فهم مى سازد. (ر.ک به ابن حوقل، پیشین، ص 65).

7- ابوحنیفه قاضى نعمان، افتتاح الدعوه، تحقیق وداد قاضى (بیروت، دارالثقافه، 1970 م) ص 231 ـ 245.

8- ر.ک: مجهول المولف، الاستبصار، پیشین، ص:202 احمد مختار العبادى، فى التاریخ العباسى و الفاطمى (بیروت، دارالنهضه العربیه، بى تا) ص 229.

9- فاطمیان بعد از تشکیل خلافت هم توجه خاصى به مناطق تجارى داشتند. آنان با یک سلسله حملات به فاس، تلمسان و به خصوص سبته سعى کردند در برابر نفوذ خلفاى اندلس در سجلماسه، سدى ایجاد کنند و بدین طریق نظارت بر بخش عظیمى از جاده را در اختیار بگیرند. فاطمیان به یارى طلا در سال هاى بعد، براى اجراى طرح بزرگ خود که فتح مصر بود، منابع مالى جنگ و لشکرکشى را فراهم آوردند و مصر را تصرف کردند. مقریزى بیان مى دارد براى لشکرکشى به مصر بین سال هاى 358 تا 362 هجرى، 24 میلیون دینار توسط فاطمیان هزینه شد. تقى الدین مقریزى، خطط (بیروت، دار صادر، بى تا) ص 352.

شکوفایى اقتصادى مصر در عصر فاطمیان نیز تا حدود زیادى وابسته به طلاى سودان بوده است. منبع عمده تإمین طلاى مصر، در دوره قرون وسطى، بیش از هر زمان سودان غربى بوده است. مورخان و جغرافى دانان عرب از مقدار کاملا خارق العاده طلا سخن مى گویند که به سجلماسه یعنى انبار اصلى کالاى تجارتى ماوراى صحرا در جنوب شرقى مراکش مى رسیده و از آن جا در طول ساحل مدیترانه اى دره نیل پیش رفته است. در نتیجه مصر که طلاى سودان غربى بدان جا سرازیر مى شد، همواره به عنوان سرزمینى توصیف شده که از نظر طلا بسیار ثروتمند است. ثعالبى مى گوید: (از مختصات آن جا فراوانى دینار (سکه زر) در آن سرزمین است. گفته اند هرکس به مصر رود و از خواسته بى نیاز نشود، هرگز خدا او را بى نیاز نخواهد کرد)

(ابومنصور عبدالملک بن محمدبن اسماعیل ثعالبى نیشابورى، لطائف المعارف، ترجمه على اکبر شهابى خراسانى (مشهد، انتشارات آستان قدس رضوى، 1368 ش) ص 214 ـ213.

10- ادریسى، نزهه المشتاق فى اختراق الافاق، پیشین، ج 1، ص 23 ـ 25، 44، 103 ـ 105.

11- البکرى اندلسى، پیشین، ص 172 ـ 183.

12- حسین مونس، معالم المغرب (قاهره، دارالرشد، 1997 م)ص 120 ـ 122.

13- موسى اقبال، دور کتامه فى تاریخ الخلافه الفاطمیه منذ تاسیسها الى منتصف القرن الخامس الهجرى 11 م (الجزائر، الشرکه الوطنیه للنشر، 1976) ص 217.

14- البکرى در مورد سابقه تشیع نفطه گوید که تمام ساکنان نفطه در عصر محمدبن یوسف وراق جغرافى دان، شیعه بودند و به همین جهت این شهر به کوفه صغرى مشهور شده بود. بعضى از علماى شهر که به بجلى شهرت یافته بودند، از آن جا به گسترش عقائد شیعه بین ساکنان ناحیه سوس قبل از ظهور ابوعبدالله شیعى در افریقیه و مغرب پرداختند. (ر.ک: البکرى، پیشین، ص 67)

15- قاضى نعمان، پیشین، ص 54 ـ:55 قاضى نعمان، شرح الاخبار، تحقیق محمدالحسینى الجلالى (قم، موسسه النشر الاسلامى، 1412 ه') ج 3، ص 413.

16- حسین مونس، معالم المغرب، ص 126.

17- احمدبن ابراهیم النیسابورى، استتارالامام علیه السلام و تفرق الدعاه فى الجزائر لطلبه، گردآورى و تصحیح سهیل زکار: الجامع فى اخبارالقرامطه فى الاحسإ ـ الشام ـ العراق ـ الیمن، الطبعه الاولى (دمشق، داراحسان، 1407 هجرى / 1287 م) ج 1، ص 271 ـ 274.

18- النیسابورى در مورد تفصیل کار داعیان براى گسترش دعوت و یافتن امام مى نویسد: وقتى امام اسماعیلى، خود را حتى از دید داعیان پنهان کرد، چند نفر از داعیان به نام هاى ابوغفیر، ابوسلمه، ابوالحسن بن الترمذى، جیادبن الخثعمى، احمدبن الموصلى، ابومحمدالکوفى در شهر عسکر مکرم اجتماع کردند و براى یافتن امام متعهد شدند. آنان در هیإت تجار و فروشندگان، اقالیم مختلف را پیمودند. وقتى در یک مکان امام را نمى یافتند، به مکان و شهر دیگرى مى رفتند. آنان به شهرهاى حلب، الجزیره، حمص و معره النعمان رفتند تا در نهایت امام را در معره النعمان در کوهستان السماق در دیرى یافتند. سپس در صدد بر آمدند مکانى براى اقامت امام بیابند. از بین مناطق، سلمیه را انتخاب کردند. عامل اصلى این انتخاب موقعیت تجارى این ناحیه بود، زیرا سلمیه شهرى بود که تجار به آن مىآمدند و دوست نمى داشتند از آن بروند و از حاکم شهر درخواست مى کردند به آنان اجازه سکونت دهد. هر قسمتى از شهر در اختیار یکى از تجار بود. این تجار از نواحى مختلف مثل بلخ، مدینه الرسول، حلب، رقه و... بودند.

امام اسماعیلى هم در سلمیه به عنوان یک تاجر بصرى اقامت کرد و داعیانش را به صورت مخفى به مناطق مختلف مى فرستاد. (همان: ص 271 ـ 273).

19- تقى الدین مقریزى، اتعاظ الحنفإ، تحقیق جمال الدین ااشیال (قاهره، وزاره الاوقاف، 1416 ق) ج 1، ص 55.

20- مجهول المولف، الاستبصار فى عجائب الامصار، پیشین، ص 202.

21- احمدبن ابراهیم النیسابورى، پیشین، ص 284.

 

منابع:

ـ ابن حماد الصنهاجى، ابوعبدالله محمد، اخبار ملوک بنى عبید و سیرتهم، تحقیق التهامى نقره، عبدالحلیم عویس (تونس، دارالقلم، 1987 م)

ـ ابن حوقل، ابوالقاسم، صوره الإرض (بیروت، دارالمکتبه الحیاه، بى تا)

ـ ابن خرداذبه، ابوالقاسم، المسالک و الممالک، تصحیح محمد مخزوم(بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م).

ـ ابن عبدالله، عبدالرحمن بن محمد، معالم ایمان فى معرفه اهل القیروان، روایه ابن ناجى التنوخى، تحقیق ابراهیم شبوح (قاهره، مکتبه الخانجى، 1968 م)

ـ ابن الفقیه، ابوبکر احمدبن محمد، مختصر کتاب البلدان (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م)

ـ ادریسى، ابوعبدالله محمدبن محمدبن ادریس، نزهه المشتاق فى اختراق الافاق، پورسعید (بیروت، 0مکتبه الثقافه الدینیه، بى تا)

ـ الانصارى الدمشقى، شمس الدین، نخبه الدهر فى عجائب البر والبحر (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1988 م)

ـ البکرى، ابوعبید عبدالله بن عبدالعزیز، المغرب فى ذکر بلاد افریقیه و المغرب، تحقیق دوسلان (بغداد، مکتبه المثنى، بى تا)

ـ التیجانى، ابوعبدالله بن محمد بن احمد، رحله التیجانى، تحقیق حسن حسنى عبدالوهاب (تونس، الدارالعربیه الکتاب، 1988 م).

ـ ثعالبى نیشابورى، ابومنصور عبدالملک، لطائف المعارف، ترجمه على اکبر شهابى خراسانى (مشهد، آستان قدس رضوى، 1368 ش)

ـ جنحایى، حبیب، دراسات فى تاریخ الاقتصادى و الاجتماعى للمغرب الاسلامى (بیروت، دارالغرب الاسلامى، 1984 م)

ـ جیهانى، ابوالقاسم بن احمد، اشکال العالم، ترجمه على بن عبدالسلام ثابت، تصحیح فیروز منصورى (مشهد، شرکت به نشر، 1368 ش)

ـ دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمى و دیگران (تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1368 ش) جلد4.

ـ ذنون، طه، الفتح و الاستقرار العربى فى فتح شمال افریقیا و الاندلسى (بغداد، دارالرشید، 1982 م)

ـ العبادى، احمد مختار، فى التاریخ العباسى و الفاطمى (بیروت، دارالنهضه العربیه، بى تا)

ـ قاضى نعمان، ابوحنیفه، افتتاح الدعوه، تحقیق ودادقاضى (بیروت، دارالثقافه، 1970 م)

ـ قاضى نعمان، ابوحنیفه، شرح الاخبار، تحقیق محمدالحسینى الجلالى (قم، موسسه النشر الاسلامى، 1412 ق)

ـ قزوینى، زکریا بن محمدبن محمود، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح میرهاشم محدث (تهران، امیر کبیر، 1373 ش)

ـ مجهول المولف، الاستبصار فى عجائب الابصار، تصحیح سعد ذغلول عبدالحمید (بغداد، دارالشوون العامه، 1986 م)

ـ مجهول المولف، حدود العالم من المشرق الى المغرب، تصحیح منوچهر ستوده (تهران، طهورى، 1362 ش)

ـ المقرى، احمد بن محمد، الاندلس من نفح الطیب (دمشق، منشورات وزاره الثقافه، 1990 م)

ـ مقریزى، تقى الدین، اتعاظ الحنفإ، تحقیق جمال الدین الشیال (قاهره، وزارت اوقاف، 1416 ق)

ـ مقریزى، تقى الدین، خطط (بیروت، دار صادر، بى تا)

ـ مک ایودى، کالین، اطلس تاریخى افریقا، ترجمه فریدون فاطمى (تهران، نشر مرکز، 1365 ش)

ـ منجم، اسحاق بن حسین، آکام المرجان فى ذکر المدائن المشهور فى مکان، ترجمه محمد آصف فکرت (مشهد، آستان قدس رضوى، 1370 ش)

ـ مونس، حسین، معالم المغرب (قاهره، دارالرشد، 1997 م)

ـ النیسابورى، احمدبن ابراهیم، استتار الامام علیه السلام و تفرق الدعاه فى الجزائر لطلبه، در مجموعه (الجامع فى اخبار القرامطه)، تصحیح سهیل زکار (دمشق، دار احسان، 1407 ق)

ـ یاقوت الحموى، شهاب الدین، معجم البلدان (بیروت، دار احیإ التراث العربى، 1978 م)

www.shareh.com

 

نویسنده: دکتر محمدعلى چلونگر/ استادیار دانشگاه اصفهان.