ایرانیان و گسترش اسلام در شرق آفریقا

  • کد خبر: 1547
  • منبع خبر: روزنامه همشهری

خلاصه یكی از سرشناس ترین اقوام مسلمان شیرازیها بوده اند كه بین سالهای 900 تا 980 وارد آفریقا شده و به تدریج تا قرن دوازدهم از مگادیشو تا سواحل موزامبیك در تمامی سواحل شرق آفریقا پراكنده شدند.


مقدمه

از آنجا كه مردمان مناطق شرقی و مركزی آفریقا تا 100 سال قبل فاقد كتاب بوده اند در خصوص تاریخ گذشتگان آنها ابهاماتی وجود دارد و در سالهای اخیر جهت رفع این نقایص تلاشهای زیادی صورت گرفته است.

منبع اصلی مطالعات تاریخی در شرق آفریقا متمركز است بر:

1– نوشته های وقایع اتفاقیه درسواحل شرقی و سفرنامه سیاحانی كه به منطقه تمدن سواحیلی وارد شده اند.

2– یافته های باستان شناسی

3– انسان شناسی (انتروپالوژلی)

4– زبان شناسی و مطالعه  اشتراكات زبان های بومی

5– داستانهای شفاهی، سنت ها؛ افسانه ها و اعتقادات بومیان

اسلام در شرق آفریقا مرهون تجار و بازرگانان مسلمانی است كه از خلیج فارس به شرق آفریقا و اقیانوس هند تردد داشتند.

پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) در سال 632 میلادی در كمتر از 20 سال سرزمین ایران شامات و شمال آفریقا بطور یكبارچه فتح گردید.

در سال 636 بیت المقدس و شامات در سال 646 سرزمین مصر و در سال 652 سرزمین ایران فتح شد. اسلام در همان 3 قرن اول هجری در شمال قاره آفریقا بسرعت گسترش یافت و در سال 1300 بربرها پادشاهی اسلامی عظیمی را در شمال آفریقا بنا نهادند.

اما در شرق آفریقا اسلام بتدریج ارائه گردید. تردد تجار از خلیج فارس و سواحل دریای عمان و هند به شرق آفریقا اگر چه محدود بوده است ولی سابقه ای دو هزار ساله دارد و در دوره قبل از اسلام نشانه هائی از ورود و اقامت مردمانی از اندونزی به سواحل ماداگاسكار وجود دارد. مردمان اولیه ساكن در سواحل شرق آفریقا سیاه پوستانی بوده اند كه متشكل از چهار قوم عمده می شوند.

1– بانتوها  2– كوشات ها  3– نیلوتیك ها  4– هامیتس ها

 

دریای پارس

سپس عده معدودی از مردمان عرب، پارس و اندونزیائی قبل از اسلام در این مناطق سكونت گزیده اند ولی ظهور اسلام نقطه عطفی در گسترش مهاجرت به آفریقا محسوب می شود.

شاید اولین مسلمانانی كه وارد شاخ آفریقا شدند 80 نفر از یاران رسول اكرم بودند كه در اثر سخت گیری های قریش از مكه به حبشه هجرت كردند.

سپس در قرن هشتم میلادی مسلمانانی از 4 جهت به شرق آفریقا وارد شدند و عموما سكونت اختیار كردند.

1– مسلمانانی كه از شبه جزیره عربی و از طریق تنگه باب المندب وارد شاخ آفریقا شدند در زمان خلافت عبدالملك بن مروان عده ای از اعراب از جمله تعدادی از افرا د قبیله ازد عمان به رهبری سلیمان و سعید جلندی به شاخ آفریقا مهاجرت و در انجا سكونت كردند.

در سالهای حدود 729 تا 730 عده ای از پیروان زید بن حسین بن علی ابن ابیطالب(ع) از احساء بحرین به سومالی هجرت و در شهرهای مگادیشو و باراوا سكونت كردند.

2– عده ای از مسلمانان مصری از طریق دریای سرخ وارد شاخ آفریقا شدند.

3– در سالهای 900 تا 1000 میلادی عده ای از بازرگانان و مردمان پارس (شیرازی) به شرق و جنوب آفریقا مهاجرت كردند.

4– عده ای از مردمان سومالی در سالهای 1200– 1100 میلادی بداخل آفریقا مهاجرت كردند و بنظر می رسد این عده همان اقوا م باتوتسی بودند كه به سوی شمال كنیا– اوگاندا و رواندا مهاجرت كرده اند و در اینكه آنها مسلمان بوده اند تردید وجود دارد.

ظهور اسلام در شبه جزیره عربی و گسترش اسلام در طول 50 سال صدر اسلام به سایر مناطق از جمله ایران، شامات، شرق اروپا و شمال آفریقا، نقطه عطفی در تردد و مهاجرت محسوب میشود و بر خلاف داخل قاره آفریقا كه بدلیل جنگلی بودن، حیوانات وحشی و مگس تسه تسه و مالاریا و ستیزه جوئی قبایل، از دسترس بیگانگان در امان مانده بود، مناطق ساحلی از سالهای 700 میلادی با ورود اولین موج افراد بیگانه مواجهه گردید، كه عموما مسلمانانی از سواحل ایران و منطقه عربی بودند. این مسلمانان، كتابت، قانون، ادبیات فلسفه، معماری و علوم و دانشهای روز را به آفریقا آوردند و اسلام عامل مهمی در ایجاد وحدت و انتشار علوم گردید. عربها، ایرانی ها و هندی ها كه تجارت منطقه ساحلی را در دست داشتند همگی مسلمان بودند و اگر چه هر كدام با یكدیر رقابت ها و دشمنی هائی داشتند ولی دین اسلام و اداب مشترك آنها را به هم پیوند میداد.

اختلافات در میان مسلمانان گاهی منجر به مهاجرت می گردید كه بخشی از مها‍جرتهای مسلمانان به آفریقا ناشی از اختلافات دینی آنها در سرزمینهای مادری شان بود. از جمله آنها می توان به شیعیان زیدی اشاره كرد كه اوایل قرن هشتم در مگادیشو و باراوا سكونت كرده اند.

یكی از سرشناس ترین اقوام مسلمان شیرازیها بوده اند كه بین سالهای 900 تا 980 وارد آفریقا شده و به تدریج تا قرن دوازدهم از مگادیشو تا سواحل موزامبیك در تمامی سواحل شرق آفریقا پراكنده شدند، آنها با ازدواج با اقوام بومی بیشتر اصالت بومی به خود گرفتند و تاثیرات شگرفی بر تمدن سواحیلی گذاشتند، سپس ایرانیهای دیگری از بنادر كیس و سیراف و چاه بهار به این مجموعه پیوستند و قوم افروشیرازی را بوجود آوردند.

در بسیاری از شهرها افرو شیرازیها سلطنت و حكومت برپا كردند و امپراطوری زنگ را تشكیل دادند بسیاری از این سلاطین از جمله سلطان كیلوا، زنگبار و مافیا به نام خود سكه ضرب میكردند، در این تمدن صنایع فلزی، ظروف سازی، حصیر سازی و فرش و پارچه بافی شكل گرفت و ساخت اشكال متنوع عاجی و شكل دهی به طلا رونق قابل ملاحظه ای یافت و بویژه شهر كیلوا طلاهای وارده از سفالا را بخوبی شكل داده و به سایر مناطق و حتی از طریق ایران و یا مصر به اروپا صادر می كردند و تجارت پایاپای در سراسر سواحل آفریقای شرقی با ایران و هند صورت می گرفت با شروع بادهای موسومی به طرف جنوب كه از نوامبر تا اوریل صورت می گرفت تجار از خلیج فارس و دریای پارس(عمان) به شرق و جنوب آفریقا می آمدند و با تغییر جهت باد از طرف كه از ماه می تا اكتبر ادامه داشت به خلیج فارس بر می گشتند.

با گسترش اسلام در سواحل شمالی قاره آفریقا و سواحل هند از سالهای 1300 میلادی، تجارت در سراسر اقیانوس هند توسط مسلمانان خلیج فارس كنترل و اداره می شد همین تجار مسلمان، اسلام را از شاخ آفریقا تا سواحل مالزی، اندونزی  و فیلیپن گسترش دادند بطوریكه ابن بطوطه وقتی در سال 1312 از سواحل آفریقا بازدید كرد و تمامی مردم را مسلمان های معتقدی یافت و این ناشی از ازدواجهایی بود كه میان مهاجرین ایرانی و عربی با بومیان صورت می گرفت. از اختلاط فرهنگ ایرانی، عربی و بومیان زبان و فرهنگ سواحیلی بوجود آمد.

 

ورود پرتغالیها

در پاسخ به این سوال كه چرا پرتغالیها به سوی شرق آفریقا عزیمت كردند، حداقل سه دلیل اساسی وجود دارد. اولین و مهمترین آن انگیزه مذهبی است، تجارت و توسعه طلبی نیز از اهداف آنها بوده است از هنگامیكه عربها در سال 711 اسپانیارد یا سرزمین پرتغالیها را فتح نمودند عربها بسیاری از مسیحیان را به قتل رسانده و یا وادار به پذیرش اسلام كردند بنابراین مسیحیان كاتولیك منطقه همواره در صدد انتقام جوئی از مسلمانان و عربها بودند و چندین جنگ مذهبی میان آنها صورت گرفت و از سالهای 1085 مسیحیان موفق شدند مسلمانان را تا حدودی به عقب برانند، میان كاتولیك ها داستانی وجود داشت كه پادشاه مسیحیی در آفریقا بنام وجود دارد كه پرتغالیها امیدوار بودند كه این پادشاه آنها را در حمله به مسلمانان یاری دهد ولی چنین پادشاهی اصولا وجود خارجی نداشت و احتمالا شاید این توهم ناشی از امپراتوری حبشه بوده است.

به هر حال پس از تحولات مذهبی عصر رنسانی در اروپا بسیاری از اروپائی ها بدنبال كشف سرزمین های ناشناخته بودند تا بر ثروت و قدرت خود بیفزایند. پس از مرگ هنری شاه پرتغال در سال 1460، جانشین او جوان دوم از درامدهای مالیاتی راضی نبود و تصمیم گرفت آرزوی تشكیل یك امپراطوری میسحیی در غرب آفریقا را عملی سازد. وی بدین منظور در سال 1481 دیوگود ازامبوجا را مامور كرد كه به اسكان پرتغالیها در غرب آفریقا بپردازد.

در سال 1495 جوان دوم مرد و جانشین او مانوئل راه او را برای اسكان پرتغالیها و در انحصار گرفتن تجارت سواحل آفریقا دنبال كرد و در سال 1497 به واسكادوگاما (1524– 1469) ماموریت داد كه مسیحی كردن مردم شرق آفریقا را پیگیری نماید و مسیر را بررسی كند.

بر اساس پیمان در سال 1494 پرتغال و اسپانیا توافق كردند كه تجارت مستعمره سازی قاره امریكا را اسپانیائیها و قاره آفریقا را پرتغالیها دنبال كنند.

سه كشتی نسبتا عظیم برای واسكادوگاما كه دریانوردی نترس و بی رحم و یك مسیحیی متعصب بود تدارك شد و او سفر خود را در هشتم جولای 1497 شروع كرد. او در اثر اشتباه محاسبه در گردباد گرفتار شد و 9000 كیلومتر را بدور خود چرخید اما به هرحال او در می 1498 به بندر موسمبیك رسید كه حاكم آن مسلمان ایرانی تبار بود وی از دوگوما پذیرایی كرد.

ولی سپس متوجه شد كه آنها همگی صلیب به گردن دارند و كشتی آنها با صلیب هایی عظیمی تزئین شده است در نتیجه افرادی را برای تعقیب و كشتن آنها اعزام كرد. دوگاما وقتی به ممباسا رسید حاكم ایرانی تبار ممباسا در صدد قتل آنها بر آمد در نتیجه آنها به سوی مالیندی رفتند در انجا متوجه شدند كه سلطان مالیندی بنام سید علی دشمن سلطان ممباسا است. در نتیجه سید علی وقتی شنید كه سلطان ممباسا در صدد قتل دوگاما برامده است، وی را مورد عنایت قرار داد و اذوقه و مواد لازم در اختیار او قرارداد و یكی از خبره ترین دریا نوردان خود را بنام احمد بن ماجد كه گجراتی الاصل بود همراه آنها كرد تا آنها را سوی هند راهنمائی كند احمد آنها را در كوتاه ترین مسیر در طول 24 روز به بمبی رساند.

دوگاما در مسیر برگشت مجددا نزد حاكم مالیندی آمد و از وی كمك گرفت سپس مستقیم به سوی پرتغال برگشت و گزارش سفر خود را به كینگ امانوئل داد، شاه از گزارش دوگاما متوجه شد كه تجارت در شرق آفریقا بسیار سودمند است. اما اكثر مناطق ساحلی و تجارت سوداور طلا در اختیار مسلمانان قرار دارد و به منظور بر خورداری از تجارت طلای سفالا ناچار به جنگ با مسلمانان خواهد بود.

در سال 1500 پدروالوارش كابرال  تلاش كرد كه سفالا و طلای منطقه را دراختیار خود بگیرد ولی شكست خورد.

اما در سال 1502 دوگاما با یك ناوگان متشكل از 19 كشتی مجهز به توپ به منقطه برگشت ابتدا به شهر ثروتمند و استراتژیك كیلوا رفت و كاخ حاكم را تصرف و سلطان ابراهیم شیرازی را زندانی نمود اما سلطان با خواسته دوگاما مبنی بر پذیرش سیادت پرتغال و پرداخت مالیات به پرتغال موافقت نمود در نتیجه دوگاما مجددا وی را در پست خود ابقاء كرد و مسیر خود را به سوی هند ادامه داد ولی سلطان ابراهیم سپس از پرداخت مالیات خودداری كرد.

در سال 1503 روی لورینكوراواسكو، حكام ایرانی تبار، مافیا، زنگبار و چند جزیره ساحلی را مجبور ساخت كه سیادت پرتغال را بپذیرند، ورود ناوگانهای پرتغالی به شرق آفریقا نظم 500 ساله تجارت را برهم زد و در تجارت منطقه ركود ایجاد نمود.

 

تمدن سواحیلی

از مگادیشو تا سفالا و كیپ دلگادو موزامبیك 36 شهر ساحلی و جزیره ای وجود دارد كه مردمان آن دارای اداب، رسوم، فرهنگ، مذهب و زبان مشتركی هستند كه به آن فرهنگ و تمدن سواحیلی می گویند این فرهنگ و تمدن به داخل قاره آفریقا نیز نفوذ پیدا كرده و منطقه شرق آفریقا را در برمی گرد.

تاریخ نگاران غربی همگی متفق القول هستند كه یكی از معروفترین اقوامی كه در ساختار و شكل گیری تمدن اسلامی سواحیلی نقش داشته اند وافرو شیرازیها بوده اند.

شیرازیها اگر چه خود تاجر نبوده اند بلكه با كمك تجار خلیج فارس به سوی شرق آفریقا آمده اند ولی در رونق تجارت سهم عمده ای داشته اند، خاندان شیرازی نسبت به سایر خاندانهای ایرانی كه به شرق آفریقا امدند از نام و شهرت بیشتری برخوردار شدند شاید یك دلیل آن بود كه آنها در شیراز از مقام و منصب و حكومت برخوردار بوده اند و آنها از ابتدای ورود به شرق آفریقا با بومیان درامیختند و با آنها ازدواجهای فامیلی داشتند و مورد احترام مردم واقع شدند، از ازدواجهای میان شیرازیها و بومیان نسلی بوجود آمده است كه به آنها افروشیرازی می گویند این قوم حدود 400 سال بر سواحل شرقی آفریقا حكومت كرده اند، هنوز نیز مناصب امور را در زنگبار در دست دارند.

بعضی از محققین غربی اعتقاد دارند كه اولین مسلمانانی كه وارد شرق آفریقا شده اند كسانی بوده اند كه از مجازات های اسلامی از بلاد خود گریخته اند.

این مطلب شاید در مورد شیعیان زیدی و یا بعضی تجار مسلمانانی كه از خلیج فارس آمده اند صحت داشته باشد اما در مورد هجرت خاندان شیرازی 4 نظریه مختلف وجود دارد كه هیچكدام مربوط به مجازات های اسلامی نمی شود.

در خصوص سال ورود خاندان شیرازی و انگیزه مسافرت آنها اتفاق نظر وجود ندارد شاید نزدیكترین تاریخ با توجه به بعضی یافته های باستان شناسی؛ سال 970 تا 1000 میلادی باشد. بعضی اعتقاد دارند كه خاندان شیرازی برای فرار از حمله مغول به آفریقا هجرت كرده اند. حمله چنگیزخان به ایران 1220 تا 1221 میلادی صورت گرفته است وی  از مسیر خراسان و اصفهان و تبریز به سوی تركیه امروزی رفته است. بنابراین استان فارس در معرض حمله چنگیز قرار نداشته است؛ بعلاوه اینكه در شرق آفریقا قرن یازده میلادی اسلام به یك دین غالب تبدیل شده بود در حالیكه بسیاری از نویسندگان خاندان شیرازی را جزء اولین مسلمانان وارد به آفریقا دانسته اند و حتی مساجد و اثاری از معماری آنها وجود دارد مانند مسجد كیزیمكیزی كه هزار سال قدمت دارد.

بنابراین مستدل ترین تاریخ این است كه حدود سالهای 980 تا 1000 میلادی سلطان علی بن سلیمان شیرازی با كشتی همراه با بار و وسایل زندگی و 6 نفر از فرزندانش به منطقه آمده است یكی از فرزندان دختر وی بنام فاطمه نیز همراه وی بوده است یكی از همراهان دیگر سلطان علی، موسی بن عمرانی بدون بوده است در خصوص علت و انگیزه مهاجرت وی 4 دلیل مختلف ذكر شده است عبدالعزیز الفهمی در كتاب ایرانیان در شرق آفریقا معتقد است كه شیرازی ها شیعه بوده و بخاطر حمله طغرل سلجوقی از شیراز گریخته و به آفریقا سفر كرده است (1055 میلادی) در وب سایت زنزبارنت آورده شده است كه:

سلطان علی حاكم شیراز (975 میلادی) خوابی ترسناك دیده بود كه تعبیر آن این بود كه زلزله ای وحشتناك زندگی وی را به باد فنا خواهد داد. لذا وی با تمام فرزندان خود از طریق كشتی و با استفاده از بادهای موسومی عازم آفریقا شد، بعضی نیز معتقدند كه مادر وی سیاه پوست و حبشی بوده است و این مطلب انگیزه وی را برای سفر به آفریقا شكل داده است، بعضی نیز اعتقاد دارند وی به قصد عزیمت به هند سفر را شروع كرد ولی بادهای موسومی وی را به آفریقا برده است. تجارت طلا و سوداگری نیز از دلایل دیگری است كه ثبت شده است.

بهر حال وی در كیلوا بار كشتی را پیاده كرد و به سراغ رئیس دهكده رفت؛ او مریمبا نام داشت. سلطان علی تقاضای محلی برای سكونت كرد، رئیس مریمبا، منطقه  كیساوانی را به سلطان علی داد و هدایای از سلطان علی دریافت كرد. سپس سلطان علی با دختر مریمبا ازدواج كرد و زندگی مسالمت امیزی با مردم بومی داشت. اصولا ایرانیها بدلیل اعتقادات شیعی ازدواج موقت را جایز می شمردند و همین موضوع باعث ازدواج های متعدد ایرانیها در آفریقا شده است.

بازرگانان ایرانی عموما در ابتدای امر انگیزه تبلغ اسلام نداشتند در تمام این دوران تجارت پارچه، ادویه، ظروف سفالی، از منطقه خلیج فارس ادامه داشت و بتدریج دین آنها مورد پذیرش نزدیكان واقع شد. بزرگ ابن شهریار رامهرمزی سیاح قرن ده میلادی در یادداشتهای خود چنین آورده است:

یك گروه از ایرانیان كه در سواحل منطقه ای كه امروز موزامبیك نامیده می شود پیاده شدند مقامات محلی آنها را دستگیر و نزد حاكم منطقه بردند، حاكم به آنها اجازه داد كه به سفر خود ادامه دهند آنها از حاكم تقاضا كردند كه به كشتی آنها بیاید تا به او پاداش دهند ولی وی را سوار بر كشتی كرده و در عمان به فروش رساندند او به عراق و مکه و از آنجا به مصر برده شد در مصر آزاد شد و از طریق رود نیل به زادگاهش برگشت. از قضا چند سال بعد ایرانیانی كه به او نیرنگ زده بودند گرفتار شده و به دادگاه وی برده می شوند، ایرانیها از دیدن وی وحشت زده می شوند كه چگونه برگشته است و خود را برای مجازات و انتقام سختی از سوی وی آماده می كردند اما بر خلاف انتظار، حاكم آنها را عفو می كند و اظهار می دارد كه اقدام آنها باعث سعادت وی و مسلمان شدن وی گردیده است.

در دوره حكومت اسلامی افرو شیرازیها شكوفایی انواع هنرها در اوج خود بود این هنرها نسبت به زمان و مكان آن دوره تاریخی، شكوه خاص خود را داشت و ساختمانها و معماری ایرانی و اسلامی در سراسر سواحل شرق آفریقا رونق گرفت، مساجدی عظیم ساخته شد و با فرشها، ظروف سفالی و شیشه ای ایرانی مزین گردید.

تا سال 1498 نفوذ فرهنگ ایرانی و اسلامی در حد كمال خود قرار داشت و دهكده كیلوا در دوره حكومت خاندان علی ابن حسن شیرازی به یك شهر متمدن ثروتمند ساحلی تبدیل شد كه بورس طلا و كنترل تجارت طلای كل منطقه را در اختیار داشت.

حسن ابن سلیمان اول در حدود سالهای 1270 مسجد جامع عظیم كیلوا را ساخت و كاخ عظیمی را بنا نهاد كه در دوره حسن بن سلیمان دوم در سال 1310 به اوج عظمت خود رسید این كاخ كه بعدها توسط پرتغالیها تخریب گردید كعبه (قبه) حسنی نام داشت.

سلطان كیلوا و مافیا مسلمانانی شیفته و جهادگر بودند و برای مسلمان نمودن مردم مناطق داخلی مامورانی را اعزام می كردند و بنا بر نوشته ابن بطوطه گویا در این رابطه جنگهایی نیز با بومیان داشته اند.

در سال 1490 از عظمت و قدرت شهر كیلوا كاسته شد علت آن این بود كه جنگ های بومیان در سوفالای موزامبیك، استخراج و تجارت طلا را در آنجا مختل نموده بود و تجارت بین سفالا و كیلوا متوقف شده بود در این سالها، در عوض ممباسا قدرتمند تر می شد. زنگبار و پمبا نیز جزء اولین شهرهائی بودند كه بیگانگان (ایرانیان و عربها) در آن ساكن شدند. زنگبار و پمبا از پادشاهی كیلوا مستقل بودند و فرمانروایان مستقلی داشتند و با سلطان كیلوا بویژه در تجارت طلا رقابت می كردند، سلطان زنگبار و پمبا در سالهای 1400 بنام خود سكه زده است.

ممباسا نیز در قرن پانزدهم رونق گرفت و به یك شهر مهم تبدیل شد و سلطان مستقل خود را داشت كه از كیلوا تبعیت نمی كرد. شهر مالیندی نیز همراه با ممباسا رونق گرفت. اما میان حاكم مالیندی و ممباسا رقابت و حسادت و دشمنی وجود داشت. اگر چه همه این حكام مسلمان بودند و خود را سلطان می نامیدند ولی گاهی رقابت میان آنها به نزاع های خونینی منجر می شد.

از قرن دوازدهم تا قرن پانزدهم حاكمیت مسلمانان (افروشیرازی) در سواحل شرقی باعث رونق تجارت گردید و این منطقه را به یك منطقه ثروتمند تبدیل كرد و علاوه بر شهرهای قدیمی تر مثل مگادیشو، حداقل 30 شهر دیگر در طول سواحل شرقی آفریقا رونق و گسترش یافتند كه در همه آنها فرهنگ اسلامی حاكم بود و حاكمیت همگی آنها در اختیار افرو ایرانی و یا افروشیرازی بود.

كیلوا منطقه ای كه سلطان علی بر آنها وارد شد تا قرن 14 میلادی به یكی از بزرگترین و مسالمت امیز ترین پادشاهی های منطقه تبدیل شد و خاندان شیرازی 400 سال در این شهر حكومت و فرمانروائی داشتند و دین اسلام را مذهب رسمی مردم قرار دادند.

اما ورود پرتغالیهای  كاتولیك آرامش منطقه را برهم زد، پرتغالیها در سال 1502 با خشونت سعی كردند كه تجارت منطقه را در اختیار خود بگیرند و مردم را كاتولیك و مطیع واتیكان نمایند. آنها در سال 1560 قلعه جیزر را در ممباسا بنا نهادند و بنای جنگ و درگیری را با حكام منطقه شروع كردند و سعی كردند كه شكل مذهبی به درگیری های خود بدهند.

آنها قادر شدند با كمك سلاحهای پیشرفته تر خود، حاكمیت منطقه را بدست آورند اما بی رحمی آنها در غارت و چپاول مردم مانع پیشرفت مسیحیت در منطقه شد و مسلمانان توانستند با كمك سربازان عمانی و ایرانی در سال 1689 قلعه جیزز را فتح و به سلطه پرتغالیها پایان دهند و تا پایان قرن هفده پرتغالیها سلطه استعماری خود را در منطقه از دست دادند و مجددا مسلمانان بر منطقه حاكم شدند حتی هنگامیكه انگلیسی ها در قرن 18 و 19 وارد منطقه شدند فرمانروائی مسلمانان را پذیرفتند و تلاش آنها برای مسیحی كردن مردم بیهوده و عبث ماند.

به هر حال قلعه جیزز در ممباسا نمادی از رقابت ها و نزاعهای مسیحیان و مسلمانان است و هم اكنون روزانه نظر صدها توریست خارجی را به خود جلب می كند. بدون شك ایرانیها نقش اساسی و مهمی در گسترش اسلام به منطقه سواحل شرق آفریقا داشتند چهار قرن حاكمیت خاندان شیرازی در شرق آفریقا، سنگ بنای گسترش اسلام در سواحل شرق آفریقا را گذاشت سپس شهرهای ممباسا، زنگبار، مافیا، كیلوا، كیسمایو نقش بارزی در صدور فرهنگ سواحیلی و اسلامی به قلب آفریقا ایفاء كردند.

اصولا آنچه شیرازیها و اعراب را به سرزمین اصلی خود وصل می كرد اسلام بود، شیرازیها هنرها، صنایع و ابزارهای جدیدی را به منطقه معرفی كردند ولی اساسی ترین كار آنها ارائه اسلام در منطقه بود.

مسلمانانی كه در شرق آفریقا زندگی می كردند تجارت اصلی منطقه را در دست داشتند و از سواحل شرق آفریقا تا كنگو، رواندا و زامبیا در حال تجارت بودند و همین تجار برای اولین بار اسلام را وارد مناطقی مانند اوگاندا، شرق كنگو، بروندی، رواندا غرب تانزانیا و زامبیا نمودند. از انجا كه اسلام دین وحدانیت، برادری و نفی امتیازات قومی و نژادی بود و با سنت های مردمان بومی نیز تضاد چندانی نداشت، به زودی در شرق آفریقا محبوبیت یافت و اسلام در اواخر قرن 11 میلادی نه تنها در شمال آفریقا بلكه در شرق و غرب آفریقا نیز به عنوان دین غالب درآمد.

تا سال 1880 اسلام در یك سوم قاره آفریقا ریشه گرفته بود و از این دوره بود كه استعمار انگلیس با روشهای جدید و از جمله به بهانه جلوگیری از خرید و فروش برده تلاش كرد جای خالی پرتغالیهای كاتولیك را پر كند و اسلام را به مبارزه بطلبد. تا سال 1807 كه انگلیسها برده داری را لغو كردند حداقل 15 میلیون برده سیاه پوست از قاره آفریقا به اروپا و امریكا منتقل شده بودند و تا سال 1900 كه عملا برده داری از رونق افتاد، صدها هزار نفر دیگر نیز در شرق آفریقا مورد تجارت واقع شدند.

 

اثرات فرهنگ و زبان فارسی

از دوره حكومت شیرازیها بر سواحل شرقی آفریقا بویژه در شهرهای ممباسا، پمپا، زنگبار و مافیا آثار معماری گرانبهائی برجای مانده است كه از مراكز توریستی آفریقا است. مسجد كیزیمكزی در جزیره اونگوجا خرابه های شهر Kilwa خرابه های شهر كووا Kuwa در جزیره مافیا، خرابه های جزیره شیرازی در حومه شهر تنگه تانزانیا، شهر سوخته Souhta در حومه مالیندی در كنیا، حمام Kidichi در حومه زنگبار، دروازه هشت ستون در زنگبار، توپ فروزانی، مقبره شریف بن حسن در كیزیمكزی، مسجد كالول در زنگبار مسجد شیرازی در جنوب ممباسا از جمله این آثار تاریخی است.

حداقل 500 كلمه از زبان فارسی در زبان سواحیلی كه مهمترین زبان بومی آفریقا محسوب می شود وجود دارد بسیاری از این كلمات واژه های مشترك میان زبان فارسی و عربی هستند و تعدادی نیز بین عربی، فارسی و هندی مشترك هستند بنابراین به درستی معلوم نیست كه آیا این كلمات را عربها، ایرانیها و یا هندیها وارد زبان سواحیلی كرده اند.

 

روزنامه همشهری/ خرداد 1380/ دکتر محمد عجم