تشیع در مصر، دیروز امروز (بخش نخست)

  • کد خبر: 1579
  • منبع خبر: ویکی شیعه

خلاصه نویسندگان شیعی پیشینه حضور گروه‌های طرفدار امام علی(ع) در مصر را به دهه‌های نخست اسلامی باز می‌گردانند و ریشه‌های آن را در حضور برخی از صحابه بزرگ مشهور به تشیع مانند ابوذر، ابو ایوب انصاری و مقداد در ماجرای فتح مصر جستجو می‌کنند.


اطلاعات عمومی

مصر کشوری مسلمان‌نشین در شمال شرق قاره آفریقا که گروه کمی از آنها شیعه هستند. شیعیان مصر در شهرهای مختلف پراکنده‌اند و درباره تعداد آنان آمار دقیقی در دست نیست. با این حال آماری که صحیح‌تر به نظر می‌رسد حاکی از حضور یک درصدی شیعیان در این کشور است.

پیشینه تشیع در کشور مصر طولانی و نقطه اوج آن تأسیس و تداوم ۲۵۰ ساله حکومت شیعی فاطمیان است. سابقه تاریخی تشیع در مصر و نیز عواملی مانند رواج مذهب شافعی و تصوف، از جمله عوامل گرایش مردم مصر به اهل بیت(ع) است. از این رو آیین‌هایی مانند زیارت مقبره‌های امامزادگان و سادات نزد مردم مصر رواج دارد.

شکل‌گیری نهضت تقریب مذاهب اسلامی در دهه‌های نخست قرن بیستم میلادی که به ایجاد ارتباط و مفاهمه بین علمای شیعه و مشایخ الازهر انجامید، اغلب همچون نقطه عطفی در حیات فرهنگی تشیع در مصر معاصر ارزیابی می‌شود. شیعیان مصر در دوران معاصر با تأسیس نهادهایی در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی حضوری فعال داشته‌اند. هر چند این فعالیت‌ها از دهه هشتاد میلادی با محدودیت‌ها و سختگیری‌های دولت مصر روبرو شده است. فعالیت‌های شیعیان همواره با مخالفت گروه‌های سلفی تندرو در مصر مواجه بوده که گاه به اعمال خشونت‌هایی علیه شیعیان انجامیده است.

 

مصر در قرآن

واژه مصر پنج بار در قرآن ذکر شده است[۱] و در هر پنج مورد به سرزمينی اشاره دارد که حضرت يوسف‌ از کنعان (فلسطین) به آن سفر کرد و حضرت موسی و قوم او از آن به سوی ارض مقدس (کنعان، فلسطين) مهاجرت نمودند.

قرآن کريم به ساير عوامل جغرافيايی سرزمين مصر نيز اشاره‌هايی دارد، از جمله: ذخاير و گنجينه‌های زمين مصر،[۲] مفاخر تاريخ اديان مصر[۳] و شکرگزاری حضرت يوسف برای سکونت در مصر.[۴]

همچنين قرآن کريم چند بار به رود نيل ـ واقع در مصر ـ اشاره کرده است؛ از جمله در سرگذشت افکندن موسای نوزاد در آن، و مباهات فرعون به مديريت شاخه‌های منشعب شده از رود نيل.[۵]

 

جغرافیا و تاریخ

جمهوری عربی مصر در شمال شرق آفریقا قرار دارد. مرزهای این کشور از غرب به لیبی، از شمال به دریای مدیترانه و از شرق به دریای سرخ و فلسطین اشغالی و از جنوب به سودان محدود می‌شود. مساحت این کشور ۱.۰۰۱.۴۴۹ کیلومتر مربع و پاییتخت آن قاهره است که بزرگترین شهر این کشور نیز به شمار می‌رود.[۶] جمعیت این کشور ۸۶,۸۹۵,۰۹۹ تن برآورد شده است. ۹۰ درصد جمعیت این کشور مسلمان و ۱۰ درصد مسیحی‌اند.[۷]

 

تاریخ مصر بعد از اسلام

مصر در سال ۲۰ هجری قمری و به فرماندهی عمرو بن عاص به دست مسلمانان فتح شد.[۸] با گسترش اسلام در مصر و کوچ جمعیت‌های بزرگی از قبایل عرب به این سرزمین، مصریان فرهنگ یونانی‌مآب را کنار گذاشته و فرهنگ اسلامی و زبان عربی را پذیرفتند. در در دوره امویان و سده‌های نخست خلافت عباسی، مصر یکی از ایالات اسلامی بود که حاکم آن از سوی مرکز خلافت منصوب می‌شد. نخستین بار ابن طولون، فرمانداری که در زمان خلافت معتز عباسی، به مصر فرستاد شد، در اداره مصر استقلالی به دست آورد و افزون بر مصر، شامات را نیز به قلمرو خود افزود. بعد از مرگ ابن طولون در سال ۲۷۰ فرزندانش بر جای او نشستند تا اینکه در سال ۲۹۲ بار دیگر عباسیان بر مصر غلبه یافتنند.[۹]

حکومت مستقل بعدی را محمد بن طغج معروف به اخشید که در آغاز به سال ۳۲۳ به عنوان فرماندار عباسیان به مصر آمد، تأسیس کرد.[۱۰] هنگامی که اخشید در سال ۳۳۴ درگذشت ابو المِسک کافور ابتدا به عنوان سرپرست پسران اخشید و سپس به شکل مستقل و به عنوان حاکم مصر قدرت را تا زمان مرگش در ۳۵۷ در دست داشت.[۱۱] با مرگ کافور، فاطمیان اسماعیلی مذهب که پیش‌تر در افریقیه (تونس امروزی) حکومت قدرتمندی تاسیس کرده بودند، در سال ۳۵۸ بر مصر غلبه کردند.

سلسله فاطمیان، حدود دویست سال بعد، به دست صلاح‌الدین ایوبی در سال ۵۶۷ از میان رفت. ایوبیان که مصر و شام را زیر سلطه داشتند و به ویژه به دلیل پیکارهایشان با صلیبیان، در تاریخ اسلام اهمیت دارند، در سال ۶۴۸ جای خود را به حکومت ممالیک دادند. ممالیک، در آغاز غلامان نظامی در خدمت سلاطین ایوبی بودند؛ ولی کم کم با وارد شدن به اختلافات سیاسی ایوبیان، بر اوضاع مصر مسلط شدند. چندی بعد شاخه‌ای دیگر از ممالیک که به ممالیک چرکسی یا برجیه نامبردارند، حکومت مصر را بر عهده گرفتند. ممالیک به دست سلطان سلیم عثمانی در سال ۹۲۳ شکست خوردند و مصر به قلمرو سلطنت عثمانی افزوده شد.[۱۲]

حاکمان مصر در دوران عثمانی تا اواخر قرن هجدهم میلادی، نایب السلطنه‌هایی بودند که از سوی سلطان عثمانی به کار گماشته می‌شدند و در قلمرو خود از استقلال زیادی برخوردار بودند.[۱۳] در سال ۱۷۹۸م./۱۲۱۳ق. ناپلئون بناپارت(۱۷۶۹-۱۸۲۱م.) به مصر حمله کرد تا با دسترسی به دریای سرخ به متصرفات بریتانیا در هندوستان و شرق آسیا نزدیک شود اما بعد از مدتی از نیروهای عثمانی و انگلیس که ضد فرانسه متحد شده‌ بودند شکست خورد. در دوره هرج و مرجی که بعد از این واقعه ایجاد شد، محمد علی فرمانده یکی از واحدهای نظامی آلبانیایی که از سوی سلطان عثمانی برای مقابله با فرانسه به مصر فرستاده شده بود، بر سایر رقبا پیروز شد و قدرت را در مصر در اختیار خود گرفت.[۱۴] از این پس مصر در عمل خودمختار بود هر چند بخشی از امپراتوری عثمانی به حساب می‌آمد. بعد از محمد علی فرزندان وی بر حکومت مصر نشستند تا اینکه در سال ۱۹۵۲ فاروق، آخرین فرد این خاندان با انقلابی که به برپایی جمهوری مصر و ریاست‌ جمال عبدالناصر(۱۹۱۸-۱۹۷۰م.) انجامید، از حکومت برکنار شد.[۱۵]

 

تاریخ تشیع در مصر

نویسندگان شیعی پیشینه حضور گروه‌های طرفدار امام علی(ع) در مصر را به دهه‌های نخست اسلامی باز می‌گردانند و ریشه‌های آن را در حضور برخی از صحابه بزرگ مشهور به تشیع مانند ابوذر، ابو ایوب انصاری و مقداد در ماجرای فتح مصر جستجو می‌کنند.[۱۶]

نویسندگان اهل سنت نیز به شیعی‌بودن مردم مصر قبل از رواج گرایش‌های عثمانی، که حاصل غلبه معاویه و امویان بر مصر بود، اشاره کرده‌اند. از جمله مقریزی تاریخ‌نگار مشهور مصر، فعالیت‌های عبدالله بن سبا را (که از نظر اهل سنت پایه‌گذار تشیع دانسته می‌شود)، عامل گسترش تشیع در این سرزمین می‌داند.[۱۷]

شهرت مصر به تشیع در این دوران برآمده از نقش مصریان در قیام علیه عثمان در سال ۳۵ هجری است. مصر یکی از کانون‌های قیام علیه عثمان بود و برخی از سرشناسان شیعه از جمله محمد بن ابی بکر و محمد بن ابی حذیفه سردستگی مخالفت‌ها با عثمان را برعهده داشتند.[۱۸] مصریانی که در ماجرای شورش بر عثمان به مدینه آمده بودند، طرفداران علی(ع) بودند و در انتخاب امام برای خلافت نیز نقش داشتند.[۱۹]

امام علی(ع) در دوره خلافت خود ابتدا قیس بن سعد بن عباده را به مصر فرستاد و بیشتر مردم مصر جز گروهی از طرفداران عثمان با علی(ع) بیعت کردند.[۲۰] چندی بعد علی(ع)، محمد بن ابی بکر را حاکم مصر کرد. اما در زمان وی لشکر معاویه به رهبری عمرو‌عاص به مصر حمله و آن را تصرف کردند و بدین ترتیب یکی از پایگاه‌های طرفدار امام علی(ع) از دست آن حضرت خارج شد.

 

دوران خلافت امویان و عباسیان

با وجود سلطه امویان بر مصر، گرایش‌های شیعی در این سرزمین به طور کامل از بین نرفت. وجود این گرایش‌ها و دوری این سرزمین از مرکز خلافت، باعث توجه برخی از قیام کنندگان علوی به مصر شد. از جمله قیام‌های علویان در مصر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

در سال ۱۴۴ علی بن بن محمد بن عبدالله به مصر آمد تا برای برادرش محمد بن عبدالله معروف به نفس زکیه تبلیغ کند. جالب اینکه حمید بن قحطبه که در آن ایام والی مصر بود گرایش شیعی داشت و مدتی فعالیت علی بن محمد را پنهان کرد و بعدا به همین دلیل از ولایت مصر عزل شد. علی بن محمد در سال ۱۴۵ در مصر قیام کرد اما قیامش به جایی نرسید.

قیام ابن ارقط در سال ۲۵۲ در اسکندریه.[۲۱]

قیام احمد بن ابراهیم بن عبدالله بن طباطبا در ۲۵۴ در صعید.[۲۲]

قیام احمد بن محمد بن عبدالله بن طباطبا در سال۲۵۵ در نزدیکی اسکندریه.[۲۳]

ابراهیم بن محمد بن یحیی بن عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طالب، معروف به ابن صوفی به سال ۲۵۶ در زمان حکومت طولونیان بر مصر، در منطقه صعید و در شهر اسنا قیام کرد.[۲۴]

مقریزی در بخشی از کتاب خود که به مذاهب اهل مصر اختصاص داده، ضمن اشاره به جنبش‌های علوی که ذکرشان رفت، به وجود تمایلات شیعی و افراد و جریان‌های شیعی در مصر اشاره کرده که حضوری پر رنگ داشتند و عوامل حکومت به روش‌های مختلف بر آنان سختگیری می‌کردند. به گفته وی جریان شیعی در مصر قدرتمند بود تا اینکه در عاشورای سال ۳۵۰ بین سپاهیان با گروهی از شیعیان که بر قبر کلثوم تجمع کرده بودند و عذاداری می‌کردند درگیری روی داد و از این به بعد سختگیری بر شیعیان بیشتر شد. برای آزمودن مردم از آنان می‌پرسیدند که دایی‌ات کیست؟ و او باید پاسخ می‌داد معاویه در غیر این صورت گرفتار مجازات می‌شد. به گفته مقریزی در این دوران در روز جمعه منادیان بر در جامع العتیق فریاد میزدند معاویه دایی مومنان است و مناقب معاویه را برمی‌شمردند.[۲۵]

 

اصحاب ائمه در مصر

در منابع تاریخ و رجال شیعی به نام تعدادی از یاران و شیعیان امامان(ع) برمی‌خوریم که در مصر ساکن بودند و یا فرستاده و نماینده امام در این سرزمین بودند. از جمله این افراد محمد بن محمد بن اشعث،‌ احمد بن سهل و حسین بن علی را می‌توان نام برد.[۲۶] فعالیت وکلای ائمه مانند معلی بن خنیس و علی بن اسباط در مصر نشان می‌دهد که گروهی از شیعیان دوازده امامی در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند.[۲۷]

 

خلافت فاطمیان

این بخش از مقاله فاقد منبع و مأخذ است. شما می‌توانید با افزودن منابع برطبق اصول اثبات‌پذیری و شیوه‌نامه ارجاع به منابع، به ویکی‌شیعه کمک کنید. مطالب بی‌منبع حذف خواهند‌ شد.

فاطمیان، شیعیان اسماعیلی مذهب بودند که در سال ۳۵۸ بر مصر غلبه یافتند و بیش از دو قرن حاکم این سرزمین بودند. با تصرف مصر به دست فاطمیان، تشیع در این کشور رونق یافت. در این دوران فاطمیان با تاسیس نهادهایی به تبلیغ و آموزش فقه و اندیشه شیعی پرداختند. از جمله مراکز علمی شیعی که در زمان فاطمیان تاسیس شد، جامع الازهر و‌دار الحکمه را می‌توان نام برد. در این دوران آیین‌های شیعی مانند مراسم عزاداری برای شهادت امام حسین(ع) و جشن اعیاد غدیرخم و نیمه شعبان و زیارت بارگاه‌های منسوب به اهل بیت(ع) در مصر رواج یافت. هر چند بعد از غلبه ایوبیان بر مصر، نهادهای شیعی در این کشور از میان رفت، اما دوران طولانی خلافت فاطمیان در مصر، تشیع و مظاهر آن را به بخشی از آداب و سنن مصریان تبدیل کرده بود. امروزه نیز بازمانده‌های فرهنگ شیعی به شکل علاقه و محب به اهل بیت(ع) و اجرای برخی آیین‌های شیعی در فرهنگ مردم مصر باقی است.

 

گرایش مصریان به اهل بیت(ع)

مردم مصر، نزدیکی‌هایی با اندیشه‌های شیعیان دارند. علاقه به اهل بیت(ع) و آیین‌هایی مانند زیات امامزادگان نزد مردم این کشور رواج دارد. از این رو برخی نویسندگان، مصریان را سنیانی شیعه‌گرا و یا سنی مذهبانی با روحیه شیعی توصیف کرده‌اند. بی‌تردید سابقه تاریخی تشیع در این سرزمین بخصوص دوره طولانی حکومت شیعی فاطمیان از عوامل نفوذ و ماندگاری برخی از اندیشه‌ها، آداب و آیین‌های شیعی بین نسل‌های مختلف مردم این سرزمین شده است.

 

زیارت

زیارت مراقد خاندان اهل بیت(ع) و اولیا و بزرگان صوفی در مصر بسیار رایج است. از مشهورترین زیارتگاه‌های منسوب به اهل بیت(ع) و یا اصحاب ائمه(ع) که بسیار مورد توجه شیعیان و سایر مردم مصر است می‌توان موارد زیر را نام برد:[۲۸]:

مقام راس الحسین

مقام حضرت زینب (س)

مقبره فاطمه دختر امام حسین(ع)

مقبره سیده نفیسه از نوادگان امام حسن(ع)

مقبره مالک اشتر

مقبره محمد بن ابی بکر

زیارتگاه سر زید بن علی

مقبره رقیه دختر حضرت علی (ع)

 

مهاجرت سادات

مهاجرت سادات و امامزادگان به مصر از عوامل تاریخی گرایش مصریان به اهل بیت(ع) است. در طول تاریخ و بخصوص در دوران خلافت امویان و عباسیان گروه‌های بزرگ جمعیتی از سادات به این سرزمین مهاجرت و در آنجا سکنا کرده‌اند و با عنوان اشراف شناخته شدند. تعداد ساداتی که به مصر مهاجرت کردند بسیار زیاد بود چنان که مسعودی از مهاجرت ۷۳ تن از علویان به مصر و نویسنده کتاب متنقله الطالبیین از مهاجرت بیش از ۸۰ تن خبر می‌دهد.[۲۹] علویان و سادات برای دوری از نفوذ حکومت و عوامل آن در مصر، بیشتر در مناطق جنوبی مصر سکونت می‌کردند. نفوذ علویان و سادات در مصر به حدی بود که متوکل عباسی برای جلوگیری از نفوذ سادات در مصر، دستور داد آل ابی طالب را از آنجا اخراج کنند.[۳۰]

امروزه در بخش‌هایی از مصر بخصوص جنوب این کشور، جمعیت بزرگی از اشراف زندگی می‌کنند که بخشی از آنان شیعه‌اند. در استان قنا، شهری به نام «الاشراف» قرار دارد که بیشتر ساکنانش از طالبیان هستند. افزون بر آن گروهی از اشراف با نام «جعافره» که منتسب به امام جعفر صادق(ع) هستند در استان‌های قنا و اسوان ساکن‌اند که بیشترشان صوفی و بخشی از آنان شیعیان امامی مذهبند.[۳۱]

 

تصوف

حضور و رواج تصوف از دیگر عوامل نفوذ آیین‌ها و اندیشه‌های شیعی در مصر است. عقاید صوفیان به برخی از جنبه‌های اندیشه شیعی نزدیک است. از جمله این موارد اعتقاد به امامت و ولایت است. صوفیه همچنین به زیارت قبور صالحان و بزرگان دینی، پایبندی بسیار دارند. مقابر امامزادگان در مصر، مورد توجه صوفیان و محل برگزاری آیین‌های آنان است. همچنین زیارت قبر مشایخ صوفیه در مصر، رواج بسیاری دارد.[۳۲] صوفیان مصر به ادعیه شیعه مانند دعای کمیل و صحیفه سجادیه اعتقاد دارند و برخی گروه‌های صوفیه به امام زمان(ع) معتقدند. شیوخ بسیاری از گروه‌های صوفیه، از اشراف و سادات هستند و پیوند آنان با اهل بیت(ع) از عوامل محبوبیت آنان در این کشور است.[۳۳]

 

پانویس

1- بقره: ۶۱؛ يوسف: ۲۱؛ يوسف: ۹۹؛ يونس: ۸۷؛ زخرف: ۵۱

2- دخان: ۲۵ـ۲۶؛ زخرف: ۵۱

3- مصر زادگاه حضرت موسي و هارون، مقصد مهاجرت خاندان حضرت يوسف و مدفن بسياری از پيامبران است. نخلی که حضرت مريم هنگام تولد عيسی بدان تکيه فرمود، در اين سرزمين است.

4- يوسف: ۱۰۰

5- قصص: ۷؛ زخرف: ۵۱

6- تکیه‌ای، مصر، ص ۱

7- orld fact book

8- بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۱۰

9- ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۴۰۲

10- ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، ج۳، ص ۲۵۱

11- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،ج۸، ص ۴۵۷

12- باسورث، سلسله‌های اسلامی، ص۱۴۹، ۱۵۸

13- منسفیلد،‌ تاریخ خاورمیانه، ۳۷

14- تاریخ اسلام کمبریج، ص۵۰۵

15- منسفیلد، تاریخ خاورمیانه، ص ۵۶

16- جلیلی، گرایش‌های شیعی در مصر، ص۶۸؛ پاک ایین، موده آل البیت(ع) فی مصر، ص۲۱۸

17- مقریزی، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، ج۴، ص۱۵۲

18- بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص ۵۵؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص ۱۵۸

19- طبری، تاریخ، ج۴، ص ۴۳۴؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص ۱۵۹، ۱۹۴

20- بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص ۳۸۹

21- مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۵

22- مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۵

23- مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۶

24- تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص ۳۹۲

25- مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۷

26- جلیلی، گرایشهای شیعی در مصر، ۷۶

27- جباری، سازمان وکالت، ج۱، ص ۱۰۶-۱۰۷

28- حسینی، شیعیان مصر، گذشته و حال، ص۲۶

29- ابن طباطبا، منتقله الطالبیه، ص ۲۹۱

30- جباری، سازمان وکالت، ج۱، ص ۱۰۷

31- جعفریان، اطلس شیعه، ص ؛در مصر، پرتال اهل بیت

32- صداقت، شایستگی زیارت اهل قبور، عقیده مشترک عارفان و صوفیان تشیع و تسنن، ص۹۷

33- وردانی، مصاحبه، ص۱۴