سلفيه در الجزاير

  • کد خبر: 1583
  • منبع خبر: جام جم آنلاین

خلاصه سلفيه كه به نظر مي‌رسد از مهمترين و قديمي‌ترين گروههاي اسلامي ‌معاصر در الجزایر به شمار مي‌رود، از قدرت و نفوذ قابل توجهي برخوردار است تا جايي كه برخي محافل و مقامات سياسي اين كشور چالشها و تنشهاي به وجود آمده در طول چند سال اخير را نشات گرفته از انديشه‌هايي مي‌دانند كه ريشه در تفكرات سلفي گري در الجزاير دارد.


تا پيش از حادثه 11 سپتامبر، سلفيه كمتر براي افكار عمومي‌جهان شناخته شده بود؛ اما با فروپاشي برجهاي دوقلو در ايالات متحده امريكا و اعلان جنگ اين كشور عليه تروريسم و انتشار فهرستي از گروههاي تروريستي از سوي امريكا كه بيشتر اين گروهها عقايد سلفي داشتند، تلاش براي شناسايي هر چه بيشتر سلفيه توسعه يافت و هم‌اكنون تا حدودي انديشه‌ها و تفكرات اين گروه براي ما مشخص شده است.

در فهرست گروههاي تروريستي منتشر شده از سوي امريكا 38 گروه قرار گرفتند كه همه آنها داراي گرايش‌هاي سلفي بوده و گروه القاعده در راس آنها جاي گرفته است. از آنجا كه ميان انديشه‌هاي سلفي و وهابي ارتباط تنگاتنگي وجود دارد، متهم شدن سلفيه در حوادث امريكا موجب شد رسانه‌هاي غربي و حتي برخي دولتمردان امريكايي سياست‌هاي مذهبي و آموزشي عربستان سعودي را بشدت زيرسوال برده و آيين وهابيت را مورد هجوم و انتقاد قرار دهند. حتي گفته مي‌شود امريكا با كمكهاي مالي به پاكستان از اين كشور خواسته است مدارس ديني سلفي اين كشور را كه خاستگاه طالبان افغانستان بود، كنترل كند.

سلفي‌ها در طول تاريخ قرائت‌هاي تند و خشونت‌آميزي را از اسلام به نمايش گذاشتند و فقط خود را محور حق و هر عقيده و انديشه مخالف خود را باطل و كافر دانستند. آنها با پيروان مخالف خود نيز با خشونت برخورد مي‌كردند. بيشترين حمله اين گروه به شيعيان بوده كه مي‌توان به حمله وهابيون به كربلا، قتل‌عام شيعيان در حجاز، پاكستان و باميان افغانستان اشاره كرد.

 

اشاره‌اي به تاريخچه پيدايش سلفيه

سلفيه گروهي از پيروان مذهب احمد ابن حنبل هستند كه در قرن چهارم هجري ظهور كردند. اين گروه عقايد خود را منتسب به احمد ابن حنبل مي‌دانند و به اين علت خود را سلفيه ناميدند ؛ چون مدعي بودند در اعمال، افعال و اعتقادات ديني و مذهبي خود تابع سلف صالح يعني اصحاب پيغمبر و تابعين هستند. در قرن چهارم هجري جدال‌ها و مناقشات مذهبي شديدي بين سلفيون و گروههاي اشاعره و معتزله به وقوع پيوست. آنها در مخالفت با ديگر گروهها بر اين باور بودند كه عقايد اسلامي‌ را به همان نحوي كه در عصر صحابه و تابعين پيامبر بوده، بايد ترويج كرد. سلفيه توحيد را اصل اول اسلام مي‌دانند؛ اما برخي امور از قبيل توسل، جشن مبعث و ميلاد پيامبر، زيارت قبر پيامبر، برپا داشتن شعائري در اطراف ضريح و خواندن دعا روبه‌روي قبور پيامبران يا اولياء خدا را منافي توحيد مي‌دانند.

از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي مروج انديشه‌هاي سلفيه، ابوالعباس احمد بن عبدالحليم حراني معروف به ابن تيميه در قرن هفتم و هشتم هجري است كه عقايد و انديشه‌هاي وي بعدا بنيان فكري و اعتقادي وهابيون را تشكيل داد. ابن تيميه ازجمله شخصيت‌هايي بود كه هنگام بحث با سفسطه به سخناني خارج از موضوع مي‌پرداخت و كمتر مجال سخن گفتن به طرف مقابل مي‌داد. لذا براي بحث با او افراد معيني كه بتوانند در برابر وي مقاومت كنند از پيش انتخاب مي‌شدند.

ابن تيميه معتقد بود پاره‌اي از اعمال كه عموم مسلمانان آنها را جايز يا حتي مستحب مي‌دانند، شرك و موجب خروج از دين است. وي اعتقاد داشت اگر كسي صرفا به قصد زيارت قبر پيامبر به مدينه سفر كند و هدف اصلي وي از اين سفر مسجدالنبي (ص) نباشد، از شريعت اسلام خارج است و اگر قبر پيامبر يا ديگري را زيارت كند و از او طلب حاجت كند، اين امر حرام و شرك است. وي در كتاب معروف فتاوي الكبري مي‌نويسد: اگر همسايه مسجد نمازش را در مسجد نخواند و در جماعت حاضر نشود، بايد او را توبه داد و اگر توبه نكرد قتلش واجب است. وي همچنين مي‌نويسد: هر كسي گمان برد نماز و دعا و ذكر در مشاهد افضل از مساجد است چنين كسي كافر است.

ابن تيميه كه كتاب منهاج السنه را در رد كتاب منهاج الكرامه في اثبات الامامه علامه حلي و رد عقايد شيعه نوشت، بر اين باور است كه ندبه كردن و نوحه‌گري بر ميت حرام است و حتي وهابيون اين عمل را گناه كبيره مي‌دانند. ابن تيميه شيعيان را اهل بدعت و ضلالت مي‌داند و ايجاد ساختمان و بالابردن غير از حد معمول قبور يا استغاثه و توسل به پيامبر اسلام (ص) و شفيع قرار دادن آن حضرت را حرام دانسته و چنين كساني را همانند بت‌پرستان مي‌داند.

 

وهابيت؛ مروج انديشه‌هاي سلفي

پس از ابن تيميه از جمله كساني كه تلاش كرد عقايد و افكار وي را ترويج كند، محمد بن عبدالوهاب موسس فرقه وهابي بود. شيخ محمد در سال 1115 هجري در شهر عينيه در بلاد نجد متولد شد. وي از كودكي به مطالعه كتابهاي اسلامي ‌ازجمله تفسير و عقاد مي‌پرداخت. ازجمله كتبي كه مورد مطالعه وي قرار مي‌گرفت، كتابهاي ابن تيميه بود. شيخ محمد بسياري از عادت مردم نجد را زشت مي‌شمرد و وقتي براي انجام حج عازم مكه و سپس مدينه شد در آنجا استغاثه به حضرت رسول (ص) را مشاهده و با آن مخالفت كرد. شيخ محمد در سال 1160 به درعيه در نزديكي رياض تبعيد شد و پس از مدتي به توصيه همسر امير محمد بن سعود (جد خاندان آل سعود)، حاكم درعيه وي را مورد تفقد قرار داده سپس با وي بيعت كرد تا اولين حكومت مذهبي طبق آيين وهابيت تشكل شود.

وهابيون كه عقايد آنها برگرفته از تعاليم ابن تيميه است، در سال 1216 هجري قمري به كربلا و نجف حمله كرده و مراقد اين 2 شهر را ويران كردند. آنها همچنين عده زيادي از شيعيان را قتل‌عام كردند. در حمله عبدالعزيز به شهرهاي حجاز در سال 1344 هجري قمري، وهابيون تمامي ‌مشاهد، مزارها و گنبدها را با خاك يكسان كردند كه ازجمله آنها مي‌توان به گنبد عبدالله بن عباس در طائف، قبه‌هاي عبدالمطلب، ابوطالب، خديجه كبري و همچنين خانه محل تولد پيامبر (ص)، محل تولد حضرت زهرا در مكه و قبر منسوب به حوا در جده را اشاره كرد.

وهابيون پس از قدرت گرفتن در عربستان سعودي تلاشهاي فراواني كردند تا آيين و انديشه‌هاي خويش را به ديگر كشورها و شهرهاي اسلامي ‌توسعه دهند. تلاش وهابيون در ايام حج به منظور تبليغ و ترويج عقايد و افكار خود باعث شد اين انديشه به صورت محدود به ديگر كشورها نيز صادر شود و علمايي مانند ابوبكر جابر الجزايري، ابن البــاز، عبدالرحمان الطحان، الفوزان، العثمين و الالباني ظهور يابند. در دوران معاصر نيز مذهب سلفيه وهابي از طرف بعضي علماء و دانشمندان اسلامي‌ مثل محمد عبده و اقبال توجه زيادي نشان داده شد. عبده ترجيح داد در امور سياسي وارد نشود و در مقالات و نوشته‌هاي خود از سياست به عنوان بازي كثيف (اللعب القذره) ياد كند. به اين معني كه عبده بيشتر از هر چيز قائل به تعليم جوانان مسلمان براساس فضايل اسلامي‌ بود.

هند، پاكستان، مصر، امارات، سوريه، كويت، عراق، يمن، سودان، قطر و فيليپين كشورهايي هستند كه انديشه‌هاي سلفيه وهابي به اين كشورها راه يافت. از مهمترين كشورهايي كه سلفيه وهابي در آن كشور نفوذ فراواني يافت الجزاير است كه ذيلا به آن اشاره مي‌شود.

 

رواج سلفيه در الجزاير

الجزاير يكي از كشورهاي اسلامي ‌در منطقه شمال آفريقاست كه گروههاي زيادي براساس عقايد و افكار شخصيت‌هاي اسلامي ‌در اين كشور ظهور يافتند. سلفيه كه به نظر مي‌رسد از مهمترين و قديمي‌ترين گروههاي اسلامي ‌معاصر در اين كشور به شمار مي‌رود، از قدرت و نفوذ قابل توجهي برخوردار است تا جايي كه برخي محافل و مقامات سياسي اين كشور چالشها و تنشهاي به وجود آمده در طول چند سال اخير را نشات گرفته از انديشه‌هايي مي‌دانند كه ريشه در تفكرات سلفي گري در الجزاير دارد.

سلفيه در الجزاير كه مدتي بعد به شعب مختلف تقسيم شد، همانند سلف خويش در ابتدا هدف آن توجه و اهتمام به تعليم و تزكيه بشريت و دوري از درگيري‌هاي سياسي و ايدئولوژيكي بود، اما پس از مدتي به علت سليقه‌هاي متفاوت برخي رهبران آن، اهدافي كه در ابتدا براي آن ترسيم شده بود، دستخوش تحولات زيادي شد.

تاريخ تاسيس سلفيه در الجزاير سال 1931 يعني در زمان تشكيل جمعيت علماي مسلمين الجزايري عنوان شد كه ازجمله مهمترين رهبران آن را مي‌توان علامه عبدالحميد بن باديس، البشير الابراهيمي، الطيب العقبي و مبارك الميلي نام برد. اصول و اعتقادهاي جمعيت علماي مسلمين الجزايري بر تعليم و تربيت جوانان و آموزش نسلها در چارچوب تعاليم قرآن و سنت و همچنين مبارزه با بدعت و خرافاتي كه در زمان استعمار فرانسه در الجزاير وارد دين اسلام شد، استوار بود. سلفيه در الجزاير براي مدتي تضعيف شد اما بعدها به ابتكار تعداد زيادي از علماء مانند سفيان الثوري، الحسن البصري، ابن القيم الجوزي، ابوحجر العسقلاني و ديگران احياء شد و فعاليت خود را از سر گرفت. پس از آن نيز به موازات ظهور بعضي گروههاي اسلامي‌ و برخورد عقايد بين اين گروهها، سلفيه قوت بيشتري يافت.

يكي از شخصيت‌هايي كه نقش برجسته‌اي در ترويج افكار و انديشه‌هاي سلفيه وهابي در الجزاير داشت شيخ العشماوي مصري‌الاصل بود كه در سال 1976 طي سفرهاي متعدد به الجزاير اقدام به ايجاد حلقه‌هاي دروس ديني با موضوعاتي درخصوص تربيت اسلامي‌ و تعليم جوانان كرده بود. وي تاثير شگرفي در تدوين و تربيت افكار بخش عظيمي‌ از جوانان الجزايري داشت تا جايي كه اشخاص و افراد زيادي كه بعدا هر كدام از آنها به عنوان شخصيت‌هاي مهم در اين كشور ظهور يافتند از كلاسهاي درس وي تربيت شدند.

از مهمترين افرادي كه پس از فراگيري اصول و عقايد سلفيه در ترويج آن كوشش زيادي كردند مي‌توان به شيخ العيد و شيخ عبدالمالك اشاره كرد. آنان كساني بودند كه براي فراگيري علوم شرعي و استفاده و تعمق بيشتر در اصول مذهب سلفيه به عربستان سعودي سفر كرده‌اند. آنان پس از فراگيري و اشباع از اصول و عقايد مذهب سلفيه وهابي به الجزاير بازگشتند و در دهه 1980 فعاليت خود را در مساجد اين كشور آغاز كردند.

آنها در ابتداي فعاليت خود در الجزاير با موانعي از اصول و سنن مذهب مالكي كه در منطقه مغرب عربي از سالها قبل رواج يافته بود مواجه شدند؛ لذا تلاش فراواني كردند تا بخشي از افكار مردم را تغيير داده و با تبليغات وسيع چنين القاء كردند كه از استغنا كافي در مسائل شرعي و اعتقادي برخوردارند. در اين زمان راهبرد سلفي‌هاي وهابي در الجزاير بر دور كردن جوانان و مردم از مذهب مالكي و تضعيف اين مذهب از راههاي گوناگون استوار بود تا مذهب سلفيه وهابي را جايگزين مذهب مالكي كنند. آنها سعي كردند افكار و عقايد سلفيه را با اجراي سياست حمله به بعضي از اصول و مباني فكري، عقيدتي و فقهي مذهب مالكي مثل كيفيت پوشش زنان و مردان (نقاب پوشيدن زنان)، گوش دادن به موسيقي، اختلاط زن و مرد، نماز نافله بعد از نماز مغرب، ريش گذاشتن و قبض و بسط دستها در هنگام نماز و... رواج دهند.

 

بروز اختلاف بين سلفيه با ديگر فرقه‌ها

سلفي‌هاي وهابي تمام تلاش خود را روي قشر جوان الجزايري متمركز كردند تا انديشه‌هاي سلفي را به آساني و بدون مقابله با مانع و مشكلي و با سرعت هر چه تمام‌تر در جامعه ترويج دهند. اين تلاشها در حالي صورت مي‌گرفت كه تعليم و تربيت مذهب مالكي بر اين اساس پايه‌ريزي شده بود كه هر گونه تغيير يا نظر جديد در هر امري از امور ديني كه خارج از مذهب مالكي باشد مردود و غيرقابل قبول است. از اين زمان بود كه درگيري و اختلاف ميان طرفداران مذهب مالكي و سلفيه در زمينه‌هاي مختلف فقهي آغاز شد. اين اختلافات كه در ابتداي سالهاي دهه 80 برجسته شد، با همراه شدن با برخي از تحولات سياسي و عوامــل منطقــه‌اي و بين‌المللي كه ذيلا به آنها اشاره مي‌شود، موجب شد ريشه سلفيه در الجزاير گسترده تر شده و فعاليت آن با سرعت بيشتري دنبال شود.

ـ پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979

ـ ترور و قتل انور سادات رئيس جمهور سابق مصر در سال 1981

ـ جنگ افغانستان و خروج اتحاد جماهير شوروي سابق از آن كشور در سال 1981

ـ حوادث شهر حماسة سوريه در سال 1982

رخدادهاي فوق در سطح بين‌المللي باعث شد سلفيه الجزاير در دعوت براي فعاليت‌هاي خود و با هدف دور كردن سياست از دين و عدم تحزب، انگيزه قوي‌تري داشته باشند. بنابراين پس از اين دوره سلفيه وهابي بعضي اهداف خود را به صورت كلان مورد توجه قرار دادند كه عبارتند از:

1 ـ دور كردن سياست از دين به هر شكل ممكن. زيرا اين مساله را باعث به‌وجود آوردن فتنه و انشعاب در داخل جامعه اسلامي قلمداد مي‌كردند.

2 ـ توجه به تعليم و تربيت جوانان بر اساس اصول شريعت اسلامي.

3 ـ رد هر نوع موضعگيري فكري و فلسفي كه در ارتباط با عقايد اسلامي باشد.

در اين دوره همچنين آزادي بعضي زندانيان شخصيت‌هاي اسلامي در سال 1982 مثل محفوظ نحناح كه نماينده جماعت اخوان‌المسلمين مصر در الجزاير بود و عباس مدني كه به‌عنوان سلفيه كلاسيك مطرح بود، موجب شد روند گرايش به سلفيه وهابي در الجزاير شتاب بيشتري گيرد و دامنه فعاليت طرفداران آن گسترش يابد؛ اما پايان دوره فوق از فعاليت سلفيه در الجزاير و در پي برخي تغيير و تحولات در مواضع فكري و مذهبي آنها، بتدريج بذر جدايي و اختلاف در بين گروه‌هاي اسلامي موجود در الجزاير پاشيده شد و با تاسيس حركت اسلامي در الجزاير از طرف مصطفي بويعلي درسال 1983 سپس با تاسيس جبهه نجات اسلامي در سال 1989 پراكندگي و انشعاب در سلفيه به اوج خود رسيد. از هم پاشيدگي سلفيه در الجزاير را پس از توقف روند انتخابات پارلماني شاهد هستيم كه از اين پس سلفيه با نوعي خشونت همراه شد.

 

انواع سلفيه در الجزاير

تحليلگران الجزايري بر اين اعتقادند كه در پي ايجاد اختلاف ميان طرفدران سلفيه در الجزاير، اين فرقه به دسته‌هاي گوناگوني تقسيم شدند كه در يك دسته‌بندي آنها را مي‌توان به 4 دسته زير تقسيم كرد:

1ـ سلفيه كلاسيك: اين شاخه از آيين سلفيه در الجزاير كه رهبري آن را شيخ العيد عهده داشت فعاليت خود را در نيمه دهه 80 و در منطقه فقير نشين الجزيره آغاز كرد. شيخ العيد بنا را بر اين گذاشته بود تا جوانان را بر اساس اصول و آموزه‌هاي اين مذهب تعليم و تربيت كند. وي با وجود برخي موانع و مشكلات، توانست افراد زيادي را از مناطق مختلف گردهم آورده و اصول و مباني سلفيه كلاسيك را ترويج كند. گفته مي‌شود اشخاص زيادي از اين مذهب در زمينه اصول دين در الجزاير تربيت يافتند. شيخ العيد كه از كلاسهاي درس اساتيد و علمايي از حجاز مثل ابن الباز و العثيمين تلمذ كرده بود همچنين در رشته علوم شرعي از دانشگاه الجزاير مدرك ليسانس دريافت كرد.

2 ـ سلفيه علمي: هدايت و رهبري اين گروه به عهده شيخ عبدالمالك بود. وي نيز كه از تحصيلكردگان حجاز به شمار مي‌رفت، در نيمه دهه 80 به الجزاير بازگشت تا مذهب سلفيه علمي را در ميان جوانان الجزايري كه تشنه فراگيري علوم شرعي بودند ترويج كند.

3 ـ سلفيه انقلابي: برخي محافل و مقامات الجزايري بر اين اعتقادند كه بيشترين خطر در اين كشور از جانب طرفداران اين گروه متوجه جامعه الجزايري است؛ زيرا روش آنها دعوت به عصيان و خشونت داخلي و مدني و شوريدن عليه حاكم غيراسلامي است. آنها همچنين كساني را كه عليه حاكم غيرشرعي شورش نمي‌كنند و دستورات آنها را اجرا مي‌كنند، تكفير كرده و خواستار سرنگون كردن حاكمي كه شريعت الهي را اجرا نمي‌كند هستند. علي بلحاج از رهبران جبهه نجات اسلامي كه هدايت اين گروه را بر عهده دارد، كسي است كه اصرار دارد مسلمانان بايد از نياكان صالح خود تبعيت كنند و در صورت ضرورت براي اجراي دستورات شريعت به زور و خشونت متوسل شوند در اين صورت اين عمل به‌عنوان جهاد در راه خدا به حساب خواهد آمد.

4 ـ جزاره ( سلفيه به روش الجزايري): هدايت اين گروه را محمد السعيد به عهده داشت كه در سال 1993 به گروه مسلح اسلامي ملحق شد. گروهي كه بارها متهم به قتل و كشتار شهروندان الجزايري شد. محمدالسعيد مدتي بعد از سوي جمال زيتوني يكي ديگر از رهبران سلفيه كشته شد. از اعتقادها و اصول اين گروه اين است كه هر آنچه رنگ و صبغه داخلي و محلي دارد اصالت داشته و هر آنچه كه از خارج از كشور مي آيد مردود و مورد تحريم است.

به طور كلي طرفداران سلفيه در الجزاير را از نظر اعتقادي مي‌توان به 2 دسته تقسيم كرد:

1ـ عده‌اي كه به‌كار بردن دين در امور سياسي را مردود مي‌داند و از اصل سياستمدار كسي است كه سياست را كنار بگذارد پيروي مي‌كنند. به نظر آنها اشتغال به كار سياسي همان دعوت به فتنه و خروج از راه و روش نياكان صالح است؛ لذا فقط به تربيت و تعليم مردم و دعوت به فضائل اسلامي همت مي‌گمارند. اين عده مي‌گويند جريان‌ها و حوادث خونيني كه در سالهاي اخير دامنگير مردم الجزاير شد از عواقب سياسي كردن دين و دعوت براي به‌كار بردن زور و خشونت با هدف ايجاد دولت و حكومت اسلامي در اين كشور است.

2 ـ عده‌اي كه اعتقاد به ورود به صحنه سياسي دارند. آنها بر اين باورند كه تاسيس حزب اسلامي به مانند چارچوبي كه همه گروههاي اسلامي را در خود جاي مي‌دهد مي‌باشد. آنها مي‌گويند دولت اسلامي فقط با اكتفاء به تعليم و تربيت اسلامي تاسيس نمي‌شود، بلكه در صورت ضرورت و نياز در اين زمينه بايد با اعمال زور و خشونت به اهداف و برنامه هاي خود نائل شد.

 

سلفيه الجزاير؛ پذيرش آشتي ملي بوتفليقه پس از خشونت

برخي گروههاي سلفي در الجزاير پس از توقف روند انتخابات پارلماني در سال 1991 و منحل شدن جبهه نجات اسلامي اقدام به مبارزه مسلحانه عليه دولتمردان، روزنامه نگاران، نظاميان و روشنفكران كردند. از اين زمان تا روي كارآمدن عبدالعزيز بوتفليقه (رئيس‌جمهور كنوني الجزاير) و اعلام آشتي ملي در كشور اقدامات خشونت‌آميز زيادي در داخل الجزاير روي داد كه نتيجه آن كشته شدن بيش از 100 هزار شهروند بي گناه الجزايري بود. بيشتر شخصيت‌هاي رده اول گروههاي سلفيه در الجزاير پس از سال 91 بازداشت و يا به خارج از كشور مهاجرت كردند. مابقي با پيوستن به گروههاي مسلح دست به خشونت زدند.

به عنوان مثال عبدالقادر شبوطي و منصوري ملياني از رهبران جريان سلفيه در الجزاير بودند. ملياني پس از منحل شدن جبهه نجات اسلامي به گروه مسلح اسلامي پيوست كه مسووليت عمليات تروريستي مسلحانه به پادگان نظامي در منطقه قمار متوجه آنان شد. ملياني در جولاي 1992 بعد از عمليات انفجار فرودگاه هواري بومدين دستگير و در مي 1993 به اعدام محكوم شد. از طرف ديگر، عبدالقادر شبوطي در فوريه 1992 حركت دولت اسلامي را تاسيس كرد. با تشكيل اين حركت طرفداران آن به فعاليت‌هاي زير زميني روي آوردند ضمن اين‌كه شبوطي كه از عقايد و افكار سلفيه پيروي مي‌كرد ارتباط خود را با رهبران جبهه نجات اسلامي يعني عباس مدني و علي بلحاج حفظ كرد؛ زيرا خوف آن داشت كه جريان جزأره، رهبري جبهه نجات اسلامي را در دست گيرد.

با روي كار آمدن بوتفليقه و برپايي رفراندوم آشتي ملي در كشور عده زيادي از طرفداران سلفيه كه از سوي دولت متهم به اعمال خشونت‌آميز در كشور بودند مورد عفو قرار گرفتند اما عده‌اي ديگر با پيوستن به گروه مسلح اسلامي يا گروه سلفيه براي تبليغ و نبرد به ادامه اقدامات خشونت‌آميز پرداختند. اعضاي جبهه نجات اسلامي در سپتامبر 1999 انجمن وفاق و توجيه اجتماعي را تشكيل دادند. انجمن فوق در نوع خود اولين اقدام پس از انحلال جبهه نجات اسلامي بود؛ اما عمر آن بسيار كوتاه بود. برخي طرفداران سلفيه و از اعضاي جبهه نجات اسلامي كه مورد عفو قرار گرفته بودند تلاش كردند بار ديگر به فعاليت سياسي اقدام كنند كه اين خواسته هيچ وقت از سوي دولت مورد موافقت قرار نگرفت.

 

اميري گرزالديني/ كارشناس مسائل خاورميانه