تاثیرات انقلاب اسلامی بر کشورهای آفریقایی

  • کد خبر: 1593
  • منبع خبر: مجله پگاه حوزه

خلاصه در این یادداشت به تاثیرات انقلاب اسلامی بر کشورهای آفریقایی مصر، تونس، الجزایر، نیجریه، سودان و مراکش بررسی می شود.


مصر

سابقه تاریخی ارتباطات سیاسی ایران و مصر از زمان کوروش پادشاه هخامنشی آغاز گشته و در ادامه با ظهور اسلام نیز رابطه طرفین وارد مرحله جدیدی شد. با روی کار آمدن سلسله های اموی و عباسی و تحت تعقیب قرار گرفتن اهل بیت (ع) و شیعیان، بسیاری از بزرگان سادات در جستجوی پناهگاه به مصر و ایران که به دور از دسترسی حاکمیت مرکزی بود سفر کردند. (گلی زواره1380: 345-346) این دو کشور از لحاظ سیاسی همواره با یکدیگر در تعامل بوده اند و بدلیل نفوذ و سلطه انگلیس بر هر دو کشور در قرون گذشته ، بالطبع ایران و مصر روابط دوستانه ای با یکدیگر داشتند.

از لحاظ فرهنگی نیز روابط ایران با مصر با شروع فعالیت های اصلاحی «سید جمال الدین اسدآبادی» در دنیای اسلام، به ویژه در ایران و مصر نمود یافته و سید جمال با احیای اندیشه اصلاح گرایی نوین در اندیشه سیاسی مسلمانان عرب و نیز سردادن ندای وحدت میان شیعه و اهل سنت موفق به ایجاد نهضتی شد که پس از او شاگردانش، از جمله محمد عبده آن را پیگیری و دنبال نمودند و در همین راستا در اواخر نیمه اول قرن بیستم، جهت نهادینه شدن رابطه شیعه با اهل سنت نهضتی در قالب «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» بین علمایی، همچون آیت الله بروجردی و شیخ شلتوت شکل گرفت.(اسپوزیتو1382: 154)

پس از جنگ جهانی دوم گرچه روابط میان مصر و ایران دستخوش تحولات و دگرگونی های زیادی شد؛ اما با سلطه آمریکا بر هر دو کشور، به غیر از زمان «جمال عبدالناصر» در مصر، در سایر دوران ها رابطه دوستانه ای بین طرفین برقرار بود و دولت مصر بر مبنای همین روابط صمیمانه به مخالفت با انقلابیون در ایران می پرداخت، اما فراتر از دولت مصر، غالب جریان های اسلامی سیاسی مصر از سال 1978 به بعد، به صورتی صریح یا ضمنی، سیاست های رسمی نظام سیاسی حاکم بر مصر در تأیید شاه ایران و مقابله با انقلابیون ایران و رهبری امام خمینی را مورد انتقاد قرار دادند. (عبدالناصر 1385: 373)

در خصوص دیدگاه جریانات مختلف اسلامی مصر در مورد انقلاب اسلامی ایران و تحولات آن، باید خاطر نشان کرد که علی رغم اختلاف نظر میان دو کشور این جریان ها در حقیقت پیروزی ایدئولوژی سیاسی اسلام و تجسم آن در شکل یک دولت بود.(عبدالناصر 1385: 374)

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، همزمان با مذاکرات «کمپ دیوید» در مصر رخ داد و با محکومیت پیمان کمپ دیوید از سوی ایران، گروه های اسلامی از جمله اخوان المسلمین میانه رو، جماعه الاسلامیه و برخی گروه های دیگر، دولت مصر را به پیروی از الگوی ایران و مبادرت به جنگ مقدس با اسرائیل فرا خوانده و از موضع ایران در عقب نشینی اسرائیل از تمامی خاک فلسطین اشغالی استقبال کردند؛ البته در مقابل، برخی گروه های دیگر سعی نمودند تا با پر رنگ جلوه دادن جنبه های ایرانیت و شیعی بودن انقلاب اسلامی در مقابل جنبه اسلامی و احیای فکر دینی در دنیای معاصر، از تأثیر این انقلاب در مصر بکاهند.

همچنین دولت مصر نیزکه در این مقطع زمانی به دلیل بهبود روابط خود با رژیم صهیونیستی در میان کشورهای اسلامی و عربی در انزوا قرار داشت، ضمن محکوم نمودن ایران به مداخله در امور داخلی مصر، سعی داشت تا با بزرگ جلوه دادن خطر انقلاب ایران برای کشورهای منطقه، با این کشورها علیه ایران ائتلاف نموده و ضمن بهبود روابط خود با کشورهای اسلامی، امواج انقلاب اسلامی ایران را هر چه بیشتر مهار نماید. (محمدی 1385:272 - 273)

گرچه به دنبال گروگانگیری سفارت آمریکا در ایران و جنگ تحمیلی، رابطه ایران با برخی از گروه های اسلامی از جمله اخوان المسلمین کمی تیره شد، (عبدالناصر 1385: 377) ولی به طور کلی تأثیر انقلاب اسلامی ایران در شکل گیری نهضت بازگشت به خویشتن اسلامی و احیای فکر دینی در مصر را نمی توان انکار نمود و در این خصوص باید اظهار نمود که الهام پذیری این گروه ها از انقلاب اسلامی منجر به تقویت مخالفان دولت مصر و شکل گیری نهضت اسلامی شد و علی رغم وجود حکومت پلیسی در مصر و فشارهای مختلف از درون و بیرون مصر، هنوز گروه های اسلامی در قالب جنبش های عظیم دانشجویی، اتحادیه های کارگری و تشکل های دینی و مذهبی به کار خود ادامه می دهند.

 

تونس

گرچه انقلاب اسلامی ایران نتوانست در کشور تونس با مداخله مستقیم و یا با تشکیل گروه های فعال، از آنها پشتیبانی کند و بلکه به گرایش های مخالفی که از پیش در آنجا بودند شتاب بخشید و سیاستمداران تونس، قدرت و مشروعیت سیاسی اسلام و سنت های اسلامی را تابع نظام های سکولار یا غیر مذهبی دانسته و لذا به ناسیونالیسم و توسعه می اندیشیدند، (اسپوزیتو1382: 171 و 190) اما در مقابل گروه های مخالف دولت، انقلاب ایران را به عنوان الگویی ضروری در پاسخگویی و مسوءلیت پذیری اسلامی رهبران سیاسی تلقی می کردند.

از این رو تاثیر پذیری این گروه ها از انقلاب ایران و تهدید تلقی کردن انقلاب ایران از سوی حاکمان تونس برای رهبری سیاسی خود، باعث شد تا در دهه 1980 منازعه ای بین دولت با گروه های مذهبی شکل بگیرد (اسپوزیتو1382:172) و انقلاب ایران تا حدّی برای آنها خطرناک محسوب شود که «دولت تونس برای رفع این تهدیدات، در سال 1982 به بهانه صرفه جویی در امور مالی و مخالفت با جنگ تحمیلی، سفارت خود در ایران را تعطیل کرد». (محمدی 1385:294)

نفوذ معنوی انقلاب اسلامی در تونس بر فعالان مسلمانی، همچون «راشد الغنوشی» باعث شد که آنها با الگو برداری ازتجربه ایران و ایجاد جسارت در بیان خواسته های خود، جنبش اسلامی جدیدی با عنوان «حرکه الاتجاه الاسلامیه» را در تونس تشکیل دهند که بعدها به «جنبش نهضت» تغییر نام داد. (دکمجیان1377: 365) این جنبش با هدف سرنگونی سکولاریسم در نظام تونس و روی کار آمدن حکومت به سبک حکومت اسلامی ایران تشکیل شد که در نهایت با عکس العمل دادگاه های طرفدار سیاست های غیر مذهبی تونس، رهبران این جنبش روانه زندان شدند.

 

الجزایر

با توجه به زمینه ها و استعدادهایی که در جامعه الجزایر بود، انقلاب اسلامی برای آنها نقش مشوق و تجدید حیات را داشت. یاس ناشی از فقدان نتایج و دستاوردهای انقلاب الجزایر و تبلیغات جهانی در مورد عدم تحقق و پیروزی انقلاب های دینی سبب شده بود تا در تصور مردم الجزایر، احتمال وقوع هر نوع انقلاب دینی را غیر ممکن جلوه نماید؛ ولی پیروزی انقلاب اسلامی این باور را در مردم الجزایر به وجود آورد که اسلام می تواند با ایجاد دگرگونی سیاسی، حکومتی مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی بنا کند و به تعبیر یکی از نویسندگان، «در حالی که جو داخلی ایران قبل از انقلاب اسلامی متاثر از پیروزی انقلاب الجزایر بود، در مقابل مردم الجزایر هم از سال 57 با استقبال از پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات انقلاب ایران را پی گیری می کردند». (طاووسی16/8/1360)

تاثیرات عمیقی که واژگونی رژیم پهلوی و تاسیس جمهوری اسلامی در جهان اسلام به جای گذاشت، باعث شد تا حاکمان الجزایر با توجه به سابقه حرکت اسلامی در این کشور، به ناچار به اتخاذ شیوه هایی جهت توقف یا کند کردن رشد اسلام گرایی مبادرت ورزیده و در این راستا با ایجاد فضای باز سیاسی و اجازه فعالیت به گروه های مذهبی، درصدد جلوگیری از رادیکالیزه شدن جنبش اسلامی برآمدند؛ ولی با این حال وقوع عواملی همچون پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ورود جوانان مسلمان به مسجد الحرام و ترور سادات به دست خالد اسلامبولی در مصر، نفوذ مسلمانان را در الجزایر تقویت کرده (کدیور 1379:123) و در این کشور نیز همچون دیگر نقاط جهان اسلام، حرکت های مردمی گسترده ای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمدکه در قالب حرکت های دانشجویی و گروه های رادیکال، به تجدید حیات اسلامی پرداختند و در مقابل آنها حکومت نیز با سرکوب اسلام گرایان، سران «جبهه نجات اسلامی» را به اتهام توطئه علیه امنیت کشور بازداشت کردند تا از تبدیل شدن الجزایر به یک کشور اسلامی شبیه ایران جلوگیری نمایند.(گلی زواره1380: 363 - 364)

 

نیجریه

این کشور در غرب آفریقا با داشتن میلیونها نفر مسلمان از جمله کشورهایی است که می تواند برای احیای اسلام و اثر پذیری از انقلاب اسلامی ظرفیت داشته باشد. تحولات و نمودهای تحکیم اسلام در جامعه دانشگاهی نیجریه که بعدها به توده های وسیع مردم در روستاها و شهرهای این کشور سرایت کرد، متاثر از انقلاب اسلامی ایران بوده است (محمدی 1385: 327) و در واقع رهبری امام خمینی و فکر انقلاب اسلامی در جامعه نیجریه و به ویژه در میان مسلمانان محروم شمال این کشور، احساسات و واکنش هایی را بر انگیخته و احیاگری اسلامی در ایران تاثیر مستقیمی بر قیام های احیاگری اسلامی در آنجا داشته است. (اسپوزیتو1382: 310 و 317)

در واقع پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بسیاری از رهبران مسلمان نیجریه را در احیاء اسلام و مقابله با غرب ترغیب کرده و آنها با استقبال از بسیاری مضامین انقلاب اسلامی ایران، همچون تقبیح فساد اداری، رد مادی گرایی فزونی خواهانه، انتقاد از غرب زدگی و اجرای قوانین اسلامی، از انقلاب اسلامی الهام گرفتند.

ذکر این نکته ضروری است که پیروزی انقلاب ایران به رهبری امام خمینی، گرچه الهام بخش مسلمانان این کشور بوده و با ترغیب و تشویق آنان توانست گرایش احیاگری و اصلاح اسلامی را در میان آنها بر انگیزد؛ ولی با این حال فعالیت های احیاگرانه در نیجریه اساسا درون زا و داخلی تعبیر شده و شاهد این مدعی این است که به قول «ابراهیم گامباری»، اکثر مسلمانان نیجریه با آنکه به نوعی خواستار معمول شدن قوانین اسلامی هستند، همچنان به جای ایجاد جمهوری اسلامی به دولتی کثرت گرا پای بند هستند». (اسپوزیتو1382:31)

 

سودان

کشور سودان از مهم ترین کشورهای اسلامی است که به طور جدی از انقلاب اسلامی ایران متاثر شده و این کشور سرپل بسیار مهمی برای انتشار اسلام گرایی در منطقه وسیعی از آفریقا به حساب می آید. گرچه انقلاب ایران در دهه اول، تاثیر به سزایی در سودان نداشته است؛ ولی با گذشت یک دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با به قدرت رسیدن «عمر البشیر» در سودان، وی اقدام ها و گرایش های اسلامی مشابه ایران را از خود نشان داد و با حمایت «حسن الترابی» در الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران و بسیج توده ای، در صدد رفع مشکلات داخلی؛ نظیر مسئله جنوب، فقر وعقب ماندگی و قطع نفوذ و مداخله خارجی برآمده و مواضع استعماری در سطح جهان اسلام اتخاذ کردند. (امرائی1383: 247)

در این زمینه عمرالبشیر اظهار داشته است: «انقلاب اسلامی واقعه بسیار عظیمی است که ما همواره به آن با چشم امید نگاه کرده ایم و آن را الهام بخش خود می دانیم. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به ما اطمینان داد که علی رغم مشکلات تحمیل شده از سوی دشمنان، حرکت خود را به سمت اسلام ادامه دهیم و در این راه به خدا توکل کنیم». (گلی زواره1380:433) اظهاراتی از این دست، دستاویزی برای کشورهایی ، همچون مصر و آمریکا شده و موجب گردید تا آنها بتوانند همچنان از تداوم تهدید صدور انقلاب و به خطر افتادن منافع خود سخن گفته و برخی فشارها و تبلیغات خود علیه ایران را با این مبنا توجیه نمایند. (خرمشاد 1386: 90)

 

مراکش

در مراکش نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حرکت های اسلامی رشد نمود و معروف ترین فرد در هدایت جریانات اسلام گرایی در مراکش، «عبدالسلام یاسین» بود که ستایش وی از انقلاب اسلامی، امام خمینی و تلاش وی برای تشکیل حزب سیاسی منجر به دستگیری وی در سال 1984 شد (دکمجیان1377: 377) و با نشانه های رشد جنبش های اسلامی در مراکش، پادشاه این کشور جمهوری اسلامی ایران و دیگر گروه های افراطی طرفدار ایران را به توطئه چینی متهم کرده و مدعی شد که شورشیان خواستار برپایی یک نظام اسلامی افراطی به شیوه ایران هستند و لذا با ترس از الگوگیری از انقلاب ایران، سرکوب گروه های اسلامی و رهبران آن در این کشور شدت گرفت.

 

نویسنده: سید مهدی طاهری

منبع: مجله پگاه حوزه 19 بهمن 1387 - شماره 249.