انقلاب اسلامي و بازتاب آن در نيجريه(بخش 1)

  • کد خبر: 1597
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی آفران

خلاصه نيجريه در غرب قاره آفريقا با داشتن بيش از 137 ميليون جمعيت از كشورهايي است كه ظرفيت احياي اسلام و اثرپذيري از انقلاب اسلامي را داشته است البته مسئله احياي اسلام تنها به كشور نيجريه منتهي نشده است.


مقدمه:

انقلاب اسلامي ايران بدون ترديد يكي از بزرگترين انقلاب‌ها و حوادث جهان در قرن بيستم بشمار مي‌آيد و به تعبير امام «معجزه قرن» است كه انعكاس زيادي در وراي مرزهاي ايران داشت و در بيداري، اميد و اعتماد به نفس مسلمانان بدون توجه به مليت يا تمايلات سياسي ملت‌ها، نقش بسزايي ايفا كرد. پيروزي انقلاب اسلامي در حكم پيروزي اسلام بود و توانايي اسلام براي رهبري مردم سركوب شده به منظور مقابله با رژيمهاي فاسد و تحت سلطه خارجي را آشكار نمود و به عنوان نقطه عطف احياي تفكر اسلامي و تحقق عيني آن بشمار مي‌رود كه به مسلمانان اميد و تحرك بخشيد و ضمن ايجاد تحول عميق فكري و فرهنگي، اسلام را دوباره زنده كرد.

احمد بن بلا - نخستين رئيس جمهوري الجزاير و مبارز بزرگ در راه آزادي كشورش از استعمار فرانسه -  انقلاب اسلامي ايران را چنين توصيف كرده بود: «انقلاب ايران معجزه قرن است. انقلاب ايران را به هيچ يك از انقلاب‌هاي جهان نمي‌توان شبيه دانست، انقلاب‌هاي بسياري طي سال‌هاي اخير در جهان روي داده است ليكن در اكثر آنها به تغيير رژيم بسنده شده است، بدون آن كه اعماق فكري انسان را دگرگون سازد. انقلاب اسلامي ايران، روحيه انسان را از بن دگرگون كرد. انقلاب اسلامي ايران، حيثيت اسلام را به او بازگرداند ...

امروز آواي نهضت امام خميني در دور افتاده ترين نقاط جهان به گوش مي‌رسد. در دور افتاده ترين قبايل صحاري آفريقا سخن از روحي تازه است كه انقلاب ايران در قرن بيستم به اسلام داده است.(1)

نيجريه در غرب قاره آفريقا با داشتن بيش از 137 ميليون جمعيت - 50 درصد از جمعيت اين كشور مسلمان هستند كه غالباً در شمال آن زندگي مي‌كنند -  از كشورهايي است كه ظرفيت احياي اسلام و اثرپذيري از انقلاب اسلامي را داشته است البته مسئله احياي اسلام تنها به كشور نيجريه منتهي نشده است.

 در كتابي كه از سوي لوئيس برنر با عنوان «هويت اسلامي و تحولات اجتماعي در آفريقاي زير صحرا» منتشر شده به رشد اسلامگرايي در جوامع محدود به اقليت مسلمان از جمله آفريقاي جنوبي، كنيا، مالي، نيجر و ... اشاره شده است كه بيانگر ميزان توان بالقوه ايدئولوژي اسلام در تهييج احساسات و برانگيختن جنبش‌هاي اسلام سياسي است. جالب اين كه اين توان در قالب هويتهايي است كه با تأثير فرهنگ و قدرت كنوني غرب در آفريقا مخالف مي‌باشند.

به هر حال، انقلاب اسلامي ثابت كرد كه مردم تحت ستم ابرقدرتها نيز مي‌توانند به آزادي وعزت دست يابند و بر اين اساس با استناد به اموري چون توالي، تقارن و همشكلي مي‌توان گفت كه انقلاب اسلامي اثرات و نمودهايي را بر قاره سياه از جمله نيجريه گذاشته است يعني در توالي و تقارن انقلاب ايران، نمودهايي از جنبش‌ها و حركتهاي اسلامي و ضد استعماري در اين كشور مشاهده مي‌كنيم كه در روش و محتوا متأثر از انقلاب اسلامي ايران بوده‌اند و توجه به آنها ضروري است.

 

نگاهي اجمالي به كشور نيجريه:

جمهوري فدرال نيجريه با مساحتي به وسعت 923768 كيلومتر مربع در ساحل غربي قاره آفريقا واقع شده است. اين كشور از شمال با كشور نيجر، از غرب با بنين، از جنوب با كامرون و از شرق با چاد هم مرز مي‌باشد و از نظر وسعت، چهاردهمين كشور قاره آفريقا است. اين كشور فلات پهناوري است در آفريقاي غربي كه توسط دو رودخانه «نيجر» و «بنوئه» به سه بخش شمالي، شرقي و غربي تقسيم مي‌شود. نيجريه با در اختيار داشتن سه عامل ثروت، جمعيت و قدرت نظامي در قاره آفريقا بويژه در منطقه غرب آفريقا از ويژگي خاصي برخوردار مي‌باشد و به «غول آفريقا» مشهور است. موضع‌گيري اين كشور در خصوص مسائل قاره سياه در نزد كشورهاي آفريقايي از اهميت بسزايي برخوردار مي‌باشد و در موضع‌گيري بسياري از آنها موثر است.

 نيجريه به عنوان پرجمعيت‌ترين كشور قاره آفريقا و سومين كشور پرجمعيت اسلامي طبق جديدترين برآورد (2004 ميلادي)، 137 ميليون و 253 هزار نفر جمعيت دارد. در واقع مي‌توان گفت از هر 4 نفر آفريقايي يك نفر در نيجريه زندگي مي‌كند.

در نيجريه بيش از 250 تيره نژادي سياه پوست وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: هوسا(هائوسا) و فولاني(29 درصد) كه بيشترين شمار مسلمانان مربوط به اين تيره‌ها است، يوروبا(21 درصد)، ايگبو(ايبو) (18 درصد)، ايجاو(10 درصد) و ...در اين كشور اديان و مذاهب زيادي وجود دارند كه اديان اسلام و مسيحيت مهمترين آنها مي‌باشند. 50 درصد از مردم اين كشور مسلمان و غالباً اهل سنت و پيرو فقه مالكي هستند. البته در قانون اساسي نيجريه، هيچ ديني بر دين ديگر تفوق ندارد. زبان رسمي مردم اين كشور انگليسي است و از زبانهاي متداول كه در اكثر نقاط كشور ، مردم به آنها تكلم مي‌كنند مي توان هوسا(هائوسا)، يوروبا، ايگبو(ايبو) و فولاني را نام برد.

قديمي‌ترين تمدن شناخته شده در نيجريه، فرهنگ نك (NOK) است كه بين سالهاي 700 تا 200 قبل از ميلاد در آن وجود داشته است. اسلام در قرن هشتم ميلادي از سوي بازرگانان و معلمان عرب مسلمان كه به «وانگاراوا» (Wangarawa) شهرت يافته بودند و از طريق ليبي و سودان در شمال آفريقا، وارد اين كشور شد، سپس اصلاح طلبي به نام «عثمان دان فوديودام» براي مدت يك قرن «نظام اسلامي سوكوتو» را در اين كشور برقرار كرد. با ورود استعمار و دين مسيحيت، رفته رفته در سال 1930 ميلادي حكومت مسلمانان رو به افول نهاد.

نيجريه 36 ايالت دارد و پايتخت آن شهر «ابوجا» است. از قرن 16 ميلادي استعمارگران اروپايي(پرتغال، انگلستان) وارد اين كشور شدند. در سال 1900 انگليس كنترل كامل نيجريه را بدست گرفت تا اين كه در اول اكتبر 1960، اين كشور به استقلال رسيد. حكومت اين كشور جمهوري است و رئيس جمهوري وقت آن اولوسگان اوبا سانجو مي‌باشد.(2)

 

انقلاب اسلامي و تجديد حيات اسلامي در نيجريه

پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومتي در ايران با نام اسلام و دعوت جهاني رهبر آن به اتحاد مسلمانان و همه مظلومان جهان در برابر ظلم و ستم و استبداد و بي‌عدالتي غرب بي‌ترديد در بيداري، اميد و اعتماد به نفس مسلمانان بدون توجه به مليت يا تمايلات سياسي ملتها نقش بسزايي ايفا كرده است.

يكي از مصاديق بارز پذيرش پيام انقلاب اسلامي و گسترش آن علي رغم بعد مسافت، مسلمانان نيجريه مي‌باشند كه با وجود جو رواني خاص و فشار حكومتهاي نظامي متعدد، بارها وفاداري خود را به انقلاب اسلامي و بنيانگذار آن امام خميني(ره)، ابراز داشته‌اند. اين گرايش و وفاداري به ارزشهاي اسلام ناب، به حدي بوده است كه كنفرانس‌ها و سمينارهاي متعددي در سالهاي اخير براي بررسي « نقش جديد اسلام در آفريقا»، «دلايل تغيير نقش علما» و «علل ظهور پديده بنيادگرايي اسلامي- به تعبير غربي‌ها- »برگزار گرديده است.

در اين مجامع، مسائل مذكور به دقت مورد تتبع قرار گرفته و راههاي گوناگوني نيز براي مقابله با اين موج جديد، پيشنهاد و عملي شده است كه به نظر مي‌رسد وحدت كلمه مسلمانان و ايجاد تشكيلات واحد براي جلوگيري از تضييع بيش از پيش حقوق خود، گامي اساسي در جهت خنثي نمودن اقدامات و راههاي پيشنهادي باشد. در همين راستا، تاسيس «مجمع علماي نيجريه» در سال 1980 - و بعد از جريان شريعت – نتايج پرباري را به جاي گذاشته است. «دكتر عمر بيلو» دبير كل اين مجمع، اهداف تأسيس آن و موفقيتهاي بدست آمده را چنين برمي‌شمارد:

1- ايجاد وحدت كلمه در ميان مسلمانان نيجريه؛

2- ايجاد آگاهي و ارتقا رشد فرهنگي مسلمانان و يادآوري حقوق اسلامي و شرعي آنها؛

3- اعاده حقوقي كه در طول سالها سلطه استعمار از مسلمانان گرفته شده است؛

4- تأسيس و توسعه مدارس در سطح ايالتها و نيز فدرال؛

5- تعليم اجباري معارف اسلامي در كليه مراكز آموزشي(ابتدايي تا دانشگاه)؛

6- مساعدت و همكاري با كليه گروه‌ها و سازمان‌هاي اسلامي به منظور تحقق اهداف متعالي اسلام.(3)

بنابر اظهارات «دكتر عمر بيلو» اين مجمع تاكنون بسيار موفق بوده است و در رشد آگاهي‌هاي سياسي و اجتماعي علما و عامه‌ مردم، نقش بسزايي داشته است. مبارزه با عقيده انحرافي «سكولاريسم» و «جدايي دين از سياست» نيز در رأس فعاليت‌هاي مجمع فوق قرار داشته‌ است كه خود نيز به انگيزه‌اي براي متهم كردن آن به «اجتماعي سياسي» تبديل شده است.(4)

از جمله ميراث استعمار در نيجريه گذشته از شدت اختلافات قبيله‌اي و مذهبي، ترويج نظام لائيك است كه از سوي حكومت‌هاي ملي بعد از استقلال نيز دنبال شد. اصولاً خصوصيت سياست مذهبي در نيجريه،‌مخالفت با مذهب- خصوصاً دين اسلام- و دفاع از سكولاريزم بوده است.(5)

از زمان حكومت «شاگاري»، براي كنترل حركت‌هاي اين گونه مجامع، مبارزه‌اي آغاز شد كه طرح محدود كردن تعداد حجاج نيجريه آن هم به بهانه‌هاي واهي و بي‌اساس، نمونه‌اي از خواب‌هاي مسيحيان در اين كشور است،

چرا كه حج را تبديل به كانوني براي بنيادگرايي اسلامي! دانسته‌اند كه مي‌بايست به هر طريق ممكن، جلوي آن گرفته مي‌شد.

اين در حالي بود كه همه ساله، اكثر قدرتمندان و منتقدين نيجريه- كه عمدتاً مسيحي هستند- بهترين نقاط اروپا و آمريكا را براي تفريحات خود اجاره نموده و ذخاير اين ملت ستمديده را به باد فنا مي‌دهند. طبيعي است كه مقامات وابسته كشور عربستان نيز از چنين طرح‌هايي استقبال كرده و همكاري‌هاي لازم را با حكومت «شاگاري»- و حكومت‌هاي بعدي- به شكل تعلل در صدور ويزا و مسائلي مشابه آن، انجام مي‌دادند.

ژنرال «بوهاري» تنها دو هفته پس از كودتا اعلام كرد كه هيچ يك از افراد كشور تا زمان بهبودي اقتصاد كشور اجازه رفتن به حج را ندارد كه البته خشم مسلمانان تا حدودي وي را وادار به عقب‌نشيني از موضع اوليه خود نمود.

حكومت نظامي «بوهاري» در كنار اقدامات فوق، يك «هيأت وعظ اسلامي» تأسيس كرد كه يكي از وظايف آن تغيير در محتواي اشعار و خطبه‌ها و مراسم مذهبي بود.

 همچنين حكومت به سازمان امنيت ملي، دستور داده بود تا فعاليت‌هاي اسلامي را تحت كنترل قرار دهد و قابل ملاحظه است كه رئيس ستاد رژيم نظامي او نيز عليه ايراني‌ها و علماي لبناني به مسلمانان هشدار مي‌داد. در سال‌هاي بعد، مبارزه با حج جدي‌تر شد و تعداد حجاج هر ساله كاهش مي‌يافت به طوري كه در سال‌هاي اوليه حكومت ژنرال بابا نگيدا، قانوني وضع گرديد مبني بر اين كه تنها افرادي مي‌توانند به حج بروند كه براي اولين بار مي‌خواهند به زيارت مشرف شوند.

پرداخت مبلغ 5 هزار نايرا(يك هزار دلار) نيز به دولت شرط ديگري بود كه براي حجاج گذاشته شد. از جنبه‌هاي ديگر تجديد حيات اسلامي، تغيير در پوشش زنان و بازگشت آنها به حجاب و وقار اسلامي بود كه براي سالها در دبيرستانها و دانشگاه‌ها از آن منع شده بودند. اين رجعت، محصول فعاليت‌هاي همه‌جانبه‌اي است كه مسلمانان شمال در طول سالها مقاومت، انجام دادند تا موفق شدند رؤساي ايالتهاي مسلمان‌نشين را قانع كنند كه دختران مسلمان بايد اجازه چنين پوششي را داشته باشند. لباسي كه قبلاً در مدارس اجباري شده و از دوران استعمار هم به ارث رسيده بود هميشه به عنوان مانعي اساسي براي فرستادن اين قشر به مدارس به شمار مي‌آمد.(6)

در مورد فوق نيز، مسيحيان بنابر عادت، آن را جزيي از نقشه‌ جهاني براي اسلامي كردن! نيجريه به حساب مي‌آوردند، حال آن كه قوانين جديد ايالتي، اجازه پوشيدن لباس قديم را به مسيحيان داده بود.

در همين ارتباط در جولاي 1987، درگيري شديدي ميان دانشجويان دختر مسيحي و مسلمان در دانشكده‌اي در «كادونا» رخ داد كه به تعطيل شدن موقت دانشكده منجر شد. البته اين شكل اسلامي جديد به تدريج از شمال به جنوب كشور نيز سرايت كرد. برخي از مسيحيان نيز مي‌پرسيدند: مگر مسيحيت به حيا و حجاب و رعايت پوشش صحيح براي زنان دعوت نمي‌كند؟ اگر جواب مثبت است پس چرا جمعي از مسيحيان از ميراث به جاي مانده از استعمار مبني بر عدم پوشش كامل زنان، طرفداري مي‌كنند؟ نظير اين گونه سؤالها، در مورد بسياري از جنجال‌هاي تبليغاتي مسيحيت در نيجريه مطرح مي‌شد ولي متأسفانه تغيير روشي مشاهده نمي‌گرديد.

 روزنامه‌ گاردين در مقاله افتتاحيه‌اش در 27 ژوئن 1987 مي‌آورد: «ما اعتقاد داريم كه در هر صورت نظام سكولاريسم در اين مملكت باقي بماند. در وضعيتي كه در آن صدها دين وجود دارد و هيچ كدام هم نمي‌تواند ادعاي سيطره و تفوق بكند! مي‌بايست حكم بر آن نظام كرد و به همين دليل طرح مسائلي چون عضويت در سازمان كنفرانس اسلامي كه تحكيم ملي و  وحدت را سست مي‌كند. به صلاح نيست.(7)

در سال 1986 در زمان حكومت رئيس جمهوري بابانگيدا، نيجريه تصميم گرفت تا اين كشور به صورت مخفيانه به 45 عضو سازمان كنفرانس اسلامي بپيوندد كه در آن سازمان، ايران و عربستان سعودي- با تصور مدعي گرايانه‌شان درباره جامعه اسلامي- براي حكومت سياسي به سختي بلاش مي‌كردند. از آنجايي كه حركت حكومت نيجريه براي پيوستن به سازمان كنفرانس اسلامي احتمالا تا حدودي جنبه مالي داشت- از دولتهاي ثروتمند خاور ميانه انتظار كمك مالي مي‌رفت- بسياري از مسيحيان از عضويت اين كشور در سازمان كنفرانس اسلامي به هراس  افتادند زيرا تصور مي‌كردند كه اين عضويت، اوضاع كشور را به عنوان يك كشور غير ديني به خطر اندازد و اين اقدام را در راستاي اسلامي كردن كشور تلقي نمودند، تا اينكه در اثر فشار مسيحيان اين كشور كه در ابتدا به عنوان عضو ناظر و بعدا به صورت عضو اصلي درآمد، رسما خروج خود از اين سازمان را درسال 1991 اعلام نمود.(8)

تأثير پيام روح‌بخش انقلاب اسلامي در ميان بت پرستان و معتقدين به مذاهب بومي كه از مصاديق واقعي استضعاف فرهنگي و فكري هستند، پديده‌اي ديگر بود كه حيرت همگان را برانگيخت. نمازهاي جمعه مسلمانان و ساير مراسم و اعياد اسلامي، در اين سالها شاهد ايمان آوردن گروه گروه اين مردم است كه از دنياي تاريكي و جهل به هدايت و نور محمدي(ص) رهنمون مي‌شوند. مسلمانان در آفريقا نه از تمكن مالي چنداني براي تبليغ اسلام برخوردارند و نه از تشكيلات و سازماندهي و امكانات مطبوعاتي كه در كليساي آفريقا مي‌باشد، بهره‌اي مي‌برند، در مقابل، مسيحيان از بهترين امكانات و پيچيده‌ترين روش‌ها و مدرن‌ترين ابزار استفاده مي‌كنند.

هر چند آمارها بيانگر اين مهم هستند كه نتايج هميشه مطابق ميل مسيحيان نمي‌باشد چرا كه تعداد بومياني كه مسيحيت را پذيرفته‌اند به مراتب كمتر از آنهايي هستند كه به دين مبين اسلام ايمان آورده و مي‌آورند.

دانشگاه‌ها و محافل علمي و پژوهشي نيجريه نيز شاهد رجعت دوباره تحصيل‌كردگان مسلمان به ارزش‌هاي اسلام اصيل بوده است. بر اساس مقاله‌اي از روزنامه كرسنت اينترنشنال در سال 1991 كه حاوي گزارشي از تجديد حيات احكام و روحيه اسلامي در بين اقشار جوان و دانشگاهي نيجريه است، مي‌توان مدعي شد كه تحولات و نمودهاي احيا اسلام و تحكيم آن در جامعه دانشگاهي نيجريه كه بعدها به توده‌هاي وسيع مردم در روستاها و شهرها در اين كشور انجاميد، متأثر از انقلاب اسلامي ايران است. از جمله اين محافل، «انجمن دانشجويان مسلمان»(M.S.S) است. اين انجمن در سال 1954 تاسيس گرديده است و در كل كشور داراي تشكيلاتي مي‌باشد.

انجمن دانشجويان مسلمان و گروه شيعه اكنون از جمله گروه‌هاي فعال اسلامي در نيجريه محسوب مي‌شوند و ميليونها عضو در ميان دانشجويان مسلمان كشور دارند. انجمن دانشجويان مسلمان، مايل است كه حكومت اسلامي در نيجريه، حكومت اسلامي ايران را الگوي خود قرار دهد. حكومتي كه رهبرانش بسيار نزديك به رهبران ايران باشند و دستورالعملهايي مطابق رهبران ايراني در خصوص حكومت لائيك و غيرديني نيجريه صادر نمايند و در درگيري‌هايي كه اخيراً ميان مسيحيان و مسلمانان در چند دانشگاه اين كشور بوقوع پيوست، پيش قدم باشند.(9) آموزش قرآن، معارف و سياست اسلامي، انجام فعاليت‌هاي اجتماعي و برگزاري جشن‌ها و مراسم مذهبي و انتشار مجلات، اهم فعاليت‌هاي اين انجمن را تشكيل مي‌دهند. همچنين بيش از 10849 مسجد در دبيرستان‌ها، دانشكده‌ها و دانشگاه‌هاي نيجريه وجود دارد كه تحت كنترل انجمن مذكور بوده و شيعيان نيجريه توجه ويژه‌اي به آن دارند و اغلب برنامه‌ها و مراسم خود را در آنها اجرا مي‌كنند.(10)

نيجريه با اكثريتي مسلمان همواره مركز مخالفت با هر گونه اسلام زدايي بوده است. شايد علت اين امر را بايد در برقراري حكومت اسلامي در اين كشور كه حدود يك صد سال به طول انجاميد، دانست. طي چهار دهه گذشته يعني از زمان استقلال اين كشور- 1960 ميلادي- رهبران غير روحاني نيجريه تمام هم و غم خود را متوجه از ريشه‌ بركندن خواست توده‌هاي مسلمان كشور مبني بر استقرار كامل اسلام نموده‌اند. در نزاع مربوط به انتخابات و برقراري مراكز قومي، احزاب سياسي يا مجالس قانون‌گذاري همواره وجود اكثريت مسلمانان و خواستهاي بحق آنها، زير پا گذاشته شده است.

تضاد مسلمانان نيجريه با دولت غير روحاني اين كشور آن‌چنان عميق بوده است كه حتي جنبش‌هاي مخفي و منحرفي چون قيام «محمد مروا» در كانو باعث برانگيختن جمعيت‌هاي كثيري شده است.(11) با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، گروه‌هاي بسياري به اين نتيجه رسيده‌اند كه تنها يك انقلاب همه‌جانبه اسلامي، گره‌گشاي مشكلات كشور مي‌باشد.

در همين راستا در هتل كنفرانس كنگو، يكي از مراكزي كه توسط دانشگاه «احمدو بلّو» (AhmaduBello) در زاريا اداره مي‌شد مدت ها دانشجويان مسلمان در زاريا خواستار قطع فروش نوشيدني‌هاي الكلي در اين مركز شده بودند كه در نهايت به بار مذكور حمله برده و آنجا را ويران كردند و براثر اين درگيري 24 دانشجو دستگير شدند و ديگر دانشجويان دخيل در تظاهرات در نواحي مختلف شهر پراكنده‌ شدند و به نوشتن شعارهاي انقلابي پرداختند.

در يكي ديگر از كالج‌ها دو دختر مسلمان با استناد به اين مسئله كه آنها به عنوان مسلمان نمي‌توانند در برابر خداي ناسيوناليسم سر تعظيم فرود آورند از شركت در سرود ملي خودداري ورزيدند. آنها سرود ملي را به منزله شرك تلقي كردند. مدير كالج اين دو دختر مسلمان را مورد توبيخ قرار داد و اين عمل باعث برانگيخته شدن مجدد دانشجويان و برپايي تظاهرات عظيمي گشت كه به دنبال دخالت پليس در تظاهرات، عده‌اي ديگر از دانشجويان دستگير شدند. در اين زمان دانشجويان مسلمان ايستگاه پليس را محاصره كردند و خواستار آزادي دوستان خود شدند.

 دانشجويان كالج‌هاي ديگر در همسايگي شهر «سوكوتو» به منظور حمايت دوستان دانشجوي مسلمان خود به اين شهر سرازير شدند.(12)

در تمام موارد، بنياد‌گرايان مبارزه هميشه با رساترين فرياد و جذاب‌ترين وضعيت، اين موفقيت را به دست آوردند كه در سرتاسر دنيا توجه عميق سني‌ها، شيعيان، ملي‌گرايان و... را به خود معطوف دارند و اين جلب توجه به هيچ وجه به بركت نفت نبود.(13)

جوانان مسلمان نيجريه به قرآن و اسلام عشق مي‌ورزند ولي آن قدر بهاي يك جلد قرآن را در اين كشور بالا برده‌اند كه آنها قادر نيستند، نسبت به تهيه آن اقدام كنند و ناگزيرند قرآن را رونويسي نمايند.

 گروهي به نام «مايتاسيتا» كه خود را يك جريان اسلامي معرفي مي‌كنند همچون منافقين ايران هر از گاهي در كوچه و خيابان به مردم حمله كرده و به قتل و غارت مي‌پردازند تا افراد را نسبت به مسلمانان بدبين كنند.(14)

اعتقادات و سنن اسلامي در بين مسلمانان نيجريه بسيار وسيع و عميق است كه علاقه شديد آنان به خريد و قرائت قرآن، دليل اين مدعا مي‌باشد.

تأثير امام در نيجريه بسيار زياد است. جوانان در نيجريه هم براي عبادت و هم در امور سياسي كه غيرمسلمانان آن را از اسلام جدا كرده‌اند ولي امام(ره) انديشه وحدت دين و سياست را مطرح كردند، اهميت ويژه‌اي قائل هستند.

شكي نيست كه مسلمانان نيجريه اعم از تحصيل‌كرده‌ها با سكولاريزم، مخالف مي‌باشند. اين امر در حقيقت از دو نگراني ناشي مي‌شود، اول آن كه، سكولاريزم به عنوان ادامه استعمار ديده مي‌شود و مردم به خوبي آگاهند كه بعداز از بين رفتن حكومت اسلامي «عثمان دان فوديودام» تحميل شد و ديگر آن كه سكولاريزم به قصد مسيحي كردن تمام ساختارهاي سياسي و اجتماعي جامعه مي‌باشد. به هر حال، مسلمانان نيجريه به خصوص روشنفكران، طي سالها مردم را از خطرات اين پديده آگاه كردند، ولي مي‌توان گفت كه مسلمانان نيجريه به طور كلي، تلاش كمي براي حذف سكولاريزم از خود نشان داده‌اند و يا حداقل به طور جدي و قوي براي مبارزه با سكولاريزم سازماندهي و بسيج نشده‌اند.

 اين امر به خاطر اين است كه اكثريت جمعيت نيجريه مفهوم سكولاريزم و يا تأثير آن را بر خود نمي‌دانند و علماي مسلمان كه مسووليت روشنگري مردم با آنان مي‌باشد به نظر مي‌رسد از نظر بينش سياسي- اجتماعي غير فعال بوده‌اند.

 البته در سالهاي اخير به ويژه پس از انقلاب اسلامي و رشد حركت‌هاي اسلامي، اين گونه تلاش‌ها بيشتر شده است؛ در بين جوانان و اغلب دانشجويان دانشگاه‌ها و كالج‌ها تلاش‌هايي براي مقابله با سكولاريزم و جايگزيني اسلام و قوانين اسلامي وجود داشته است.

در سال اي اخير گروهي كه خود را طرفداران اسلام اصيل مي‌دانند با دو هدف شكل گرفته‌اند: 1- پاك كردن كشور از فساد و تباهي صوفي‌گري 2- كاهش نفوذ مسيحيان. رهبران دين گروه خود را مبارزان واقعي اسلام دانسته كه با تعابير غلط فرق مختلف صوفيه به عنوان روح اسلام مبارزه مي‌كنند. آنها خواستار تغيير بنيادي جامعه اسلامي هستند و معتقدند گروههاي اصلاح طلب اسلامي را نمي‌توان انقلابي واقعي ناميد چرا كه فاقد برنامه كاملي براي رسيدن به يك جامعه اسلامي مي‌باشند. اين گروه مخالف اجراي هر گونه قوانين سكولار و غير ديني هستند.

از هنگامي كه نيجريه به استقلال رسيده است تا زمان حاضر، اختلافات بين علماي وابسته به فرقه و جمعيت‌هاي مختلف اين كشور، همچنان ادامه دارد.

 اين اختلافات در زماني كه امواج آگاهي و هوشياري اسلامي در كل كشور در حال گسترش بود، نتايج تأسف باري را به جاي گذاشت. جمعيت‌هاي نفاق افكن، كار را به جايي رساندند كه تهمت شرك را به برخي از مسلمانان مي‌زدند، تنها به اين دليل كه آنها اعتقاد به اوليا خداوند داشته و قبور اولياءالله را زيارت مي‌كردند و به اموري از قبيل شفاعت و... اعتقاد داشتند.

اين علماي جاهل- كه بعضاً از طرف وهابيت جهاني و سازمان «الرابطه‌العالم اسلامي» تغذيه مي‌شدند- مشرك بودن مخالفين خود را تا حدي بالا بردند كه پشت سر آنها نماز نخوانده و اجازه ازدواج با آنها را نمي‌دادند! و... در حالي كه آنها خود از جمله امضاءكنندگان «پيمان اتحاد» در سال 1979 بودند كه بر اساس آن همه گروه‌ها و فرق اسلامي تعهد نمودند كه هيچ كس حق ندارد برادران مسلمان خود را به تهمت‌هايي بي‌اساس چون كافر و مشرك و... متهم كند.

صحنه تأسف‌بارتر، كشاندن اختلافات به ميان مردم و نيز استفاده از وسايل ارتباط جمعي براي كوبيدن يكديگر بود كه به احتمال زياد خود نقشه‌اي از طرف نيروهاي مخالف اسلام در نيجريه به شمار می‌رفت. بر همين اساس، در بسياري از اوقات، عوامل نظام سكولاريسم براي حل اختلافات مسلمانان وارد عمل شده و مأموران حكومتي نيز با اقداماتي چون ممنوعيت سخنراني بدون كسب مجوز، به اصطلاح درصدد ختم درگيري‌ها برآمدند.(15)

البته ريشه اختلافات در عدم پيروي از معيارهاي اسلامي و نفوذ افراد منافق در بين صفوف مسلمانان و نداشتن وحدت كلمه و نفاق افكني بود.

حركت‌هاي روشنگرانه‌اي كه بعد از انقلاب اسلامي در نيجريه صورت گرفت هر چند حائز اهميت هستند ولي به لحاظ عدم اتحاد و نزديكي آراء علما و رهبران مذهبي جامعه تاكنون محدود بوده‌اند، به هرحال آنچه بيش از همه مهم است اين كه مسلمانان نيجريه تقريباً اين حركت را درك كرده و در اين راستا در حد توان خود- هر چند به صورت رقابت با مسيحيان- به اقداماتي مبادرت ورزيدند كه مي‌توان به مسئله اسلامي كردن معارف كه در چند سال اخير در بخش مطالعات دانشگاه «عثمان دان فوديو» آغاز شد يا برگزاري «كنفرانس بين‌المللي در آفريقا» در نوامبر 1989 كه به تأسيس سازمان اسلامي در آفريقا منجر گرديد، اشاره نمود.

در ادامه واكنش‌ها و فعاليت‌هاي مسلمانان عليه سكولاريزم، پيگيري مواردي چند از جمله دنبال كردن دادگاه‌هاي منطبق با قوانين اسلامي و دادگاه‌هاي معروف به شريعت مي‌باشد. براي مدت‌هاي طولاني مسلمانان پيگير اين موضوع بودند اما دولت نيجريه با توجه به نهادهاي سكولار خود ايستادگي مي كرد تا اين كه دولت ضمن تأكيد بر لائيك باقي ماندن قانون اساسي، وجود دادگاه‌هاي شريعت را همان گونه كه در قانون اساسي 1979 در حد احوال شخصيه پيش‌بيني شده بود، پذيرفت.

پس از آن، به تدريج قوانين شريعت اسلامي در استان هاي شمالي «زامفارا»، «سوكوتو»، «نيجر»، «كانو» و... به اجرا گذاشته شد. البته پذيرش قانون اسلامي در اين استانها همواره سبب درگيري ميان مسلمانان و مسيحيان بوده است و در اين درگيري‌ها، چندين شهر بزرگ استان‌هاي شمالي كشور در آتش خشم مسيحيان در اعتراض به مسلمانان سوخته و ويران گرديده است. اين حوادث تا بدانجا پرمخاطره و مصيبت ‌بار بوده است كه اوباسانجو- رئيس جمهوري وقت- بارها از استانداران دولت هاي شمالي خواسته است تا از فكر برقراري قانون شريعت اسلامي در استانهاي خود بيرون بيايند. بر همين اساس، مسلمانان نيجريه بارها با فرياد «الله اكبر» از تصويب قوانين شريعت اسلامي در استانهاي كشور استقبال كرده‌اند و حمايت خود را از آن اعلام داشته‌اند.

براي مثال تنها در مركز استان كانو بيش از يك ميليون مسلمان نيجريه‌اي در مراسم اعلام پذيرش شريعت اسلامي به تظاهرات پرداختند.(16) كانو سومين شهر كشور و پايتخت اقتصادي شمال نيجريه از مراكز مسلمان‌نشين اين كشور و مركز اميدهايي است كه قانون اسلام برانگيخته است.

اين شهر با 3 ميليون نفر جمعيت، مركز ايالت كانو- با بيش از 5/8 ميليون نفر جمعيت- است كه پرجمعيت‌ترين ايالت در ميان 36 ايالت نيجريه پس از لاگوس به شمار مي‌آيد. بر همين اساس، در شمال كشور كه قوانين شرع اسلام، جاري است زني را به جرم زنا به سنگسار محكوم كردند و يا لغو مسابقات ملكه زيبايي از سوي حكومت مركزي كه در اثر برانگيخته شدن خشم مسلمانان و درگيري با مسيحيان صورت گرفت همگي دلالت بر تأكيد و پاي بندي مسلمانان اين كشور بر اجراي قوانين شرع اسلام دارد. در حقيقت از سال 1999 به بعد 14 ايالت شمالي، قوانين شريعت اسلامي را برقرار داشته‌اند. اين ايالات، درمان همه دردها و بهبود وضعيت اقتصادي را در اجراي قوانين اسلامي مي‌دانند.

مردم اين كشور با توجه به اين كه نيجريه ششمين كشور توليدكننده نفت در جهان است در فقر وصف‌ناپذيري بسر مي‌برند. لذا مردم ايالات فوق‌الذكر، تنها راه رهايي از فقر و فلاكت را در برقراري قانون شريعت اسلامي مي‌دانند.

قبل از انقلاب، مردم نمي‌توانستند تظاهرات كنند ولي پس از انقلاب، ملت‌ها به برپايي تظاهرات عليه حكومت‌هاي ظالم و تصميماتي كه خلاف اسلام صادر مي‌شود، اشتياق فراوان نشان مي‌دهند... يكي از ويژگي‌هاي عمده انقلاب اسلامي اين است كه 1- اعتماد مسلمانان به دينشان را باز گرداند. 2- مسلمانان را از هر گروه و فرقه با يكديگر متحد ساخت و آنها را با يكديگر آشنا كرد.

 مثلاً قبل از انقلاب برخي از مسلمانان نمي‌دانستند كه فلسطين نيز وجود دارد. ولي بعد از انقلاب مسلمانان به اين مهم پي بردند و مطلع شدند كه مسلمانان در قاره آسيا هم مظلوم مي‌باشند.(17)

در حقيقت انقلاب اسلامي ايران سبب بيداري ملت‌هاي مسلمان در اقصي نقاط دنيا گرديد. همچنين تظاهرات مسلمانان نيجريه به منظور برقراري قانون شريعت اسلامي را مي‌توان متأثر از انقلاب اسلامي ايران دانست، كشوري كه ساليان سال دستخوش كودتاهاي نظامي متعدد  و روي كار آمدن ژنرال‌هاي ديكتاتوري بوده است كه مجال ابراز عقيده به مردم خود را نمي‌دادند و با توجه به اكثريت مسلمان، حكومت خود را حكومتي لائيك مي‌دانستند، سرانجام وادار شدند در مقابل خواست اكثريت مسلمانان كشور- كه برپايي قوانين اسلامي در ايالات مسلمان‌نشين كشور است- سرتعظيم فرود آورند.

ابتكار سياسي احمدساني يريما (Ahmed Sani yerima) فرماندار ايالت زامفارا كه مخالف اوباسانجو- رئيس جمهوري- بود مبني بر پذيرش قانون اسلام و نيز اعلام پيوستن ايالت كانو به قانون شرع از سوي رابيو موسي كوانكوازو (Rabiu musa Kwan Kwazo) – فرماندار كانو و عضو حزب حاكم «P.D.P» (حزب دموكراتيك مردم) تحت فشار مسلمانان اين ايالت دليلي بر اين مدعا است. ...

يادداشت‌ها:

1- بازتاب جهاني انقلاب اسلامي، دكتر منوچهر محمدي، ص 249.

2- www.irtp.com

www.aalulbayt.org   

 www.cia.gov       

3- العالم، شماره 220، آوريل 1987، ص 32.

4- همان منبع، ص 33.

5- كتاب سبز، وزارت امور خارجه، ص 19.

6- جمهوري فدرال نيجريه، زنجاني، ص 31.

7- همان منبع، ص 32.

8- Haynes, Jeff. Religion and politics in Africa, P.217

Ibid, p.213  -9

10- چشم‌انداز ارتباطات فرهنگي، شماره چهارم، مهرماه 82، ص 37.

11- شورش «محمد مروا» معروف به «ميتاتسين» در دسامبر 1980 در كانو 4177 تن كشته بر جاي گذاشت و سرانجام با دخالت دولت و ارتش پايان يافت. يك سال بعد (1981)، طرفداران محمد مروا در بالان كوتا نزديك مديگوري و ريگاسا در كانو و قسمت‌هايي از ايالت كانو دست به شورش زدند كه طي آن حدود 200 نفر كشته شدند.

12- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، مركز اطلاع‌رساني، سند 707.

13- بازتاب جهاني انقلاب اسلامي، دكتر منوچهر محمدي، ص 250.

14-www.aalulbayt.org

15- العالم، شماره 147، ص 42.

16- كيهان، 12/4/79.

17- فصلنامه حضور، شماره 11، خرداد 74، ص 26.