انقلاب اسلامي و بازتاب آن در كشور نيجريه(بخش 2)

  • کد خبر: 1601
  • منبع خبر: آفران

خلاصه يكي از شاخص‌ترين نمودهاي تأثير انقلاب اسلامي، رسمي شدن، اهميت يافتن و پديد آمدن مكتب تشيع در برخي كشورهاي آفريقايي است، از جمله اين كشورها مي‌توانيم از نيجريه نام ببريم كه از مهمترين كشورهاي حوزه غرب آفريقا است.


انقلاب اسلامي و بازتاب آن در كشور نيجريه(بخش 2)

در مقابل تأثيرات انقلاب اسلامي در احياء اسلام، كشورهاي غربي نيز وارد عمل شده و آفريقايي كردن مسيحيت و بومي‌سازي آن را مورد نظر قرار دادند. مسيحيت همواره با ارائه خدمات گوناگون، در صدد جلب مسلمانان كشورهاي قاره آفريقا از جمله نيجريه بوده است. هدف از تبليغات مسيحي، توسعه نفوذ كليسا در اين كشور با نشر مسيحيت و دور كردن مردم از اسلام مي‌باشد، همين امر سبب گرديده است كه در هيچ دوره و زماني ميان مسلمانان و مسيحيان در نيجريه، سازگاري پايداري وجود نداشته باشد.

اين كشور در كنار عواملي چون استعمار و دخالت‌ها و تحركات خارجي با تركيب شدن بيش از 250 قبيله و مهمتر از آن تقسيم جمعيت به اكثريت 50 درصدي مسلمان و اقليت مسيحي ولي با نفوذ و مورد حمايت غرب، همواره آمادگي و زمينه لازم را براي عدم وحدت و ايجاد تنش‌هاي قومي و مذهبي داشته است. سوابق نشان مي‌دهد كه از ديرباز بين مردم متعلق به گروه‌هاي قومي و مذهبي و حتي وابسته به منطقه جغرافيايي خاص، تضاد بوده است.

در دوران استعمار، دوره استقلال و بعد از استقلال همواره اين اختلافات وجود داشته است كه دامنه آن به زمان حاضر نيز كشيده و حتي تشديد شده است. نكته قابل توجه اين كه تا قبل از دهه 80 اين تضادها و درگيري‌ها نوعاً سياسي و لفظي بوده و كمتر به خشونت كشيده شده‌اند. به عبارت ديگر، رقابت مذهبي ميان مسلمانان و مسيحيان بدون شك تنها عامل سياسي مهم در كشور مي‌باشد. در دهه 1980، نفرت بين جوامع مذهبي بيشتر شد چرا كه بسياري از مسيحيان بر اين عقيده بودند كه مسلمانان حاكم در شمال كشور از سهم نامتناسبي هم در قدرت سياسي و هم منابع اقتصادي برخوردار هستند.اين روابط روز به روز بدتر و تيره‌تر گرديد به طوري كه در اين دهه، كشور نيجريه، خشونت‌هاي مذهبي و درگيري‌هاي خونيني را تجربه كرد و سالهاي اخير به گونه‌اي رسيد كه اينك خشونت‌هاي مذهبي مثل كودتاها، يكي از خصوصيات ويژه در جامعه درآمده است كه حكومت‌هاي دهه 80 با آن مواجه بوده‌اند.

ذكر اين نكته ضروري است كه شروع كننده اكثر اين درگيري‌ها، مسيحيان مي‌باشند. در مورد ريشه‌ها و انگيزه‌هاي مناقشات شمال و جنوب و درگيري‌هاي قومي و مذهبي نظرات متعددي ابراز مي‌شود. برخي به اين تضادها رنگ طبقاتي داده و معتقدند آنچه در نيجريه اتفاق مي‌افتد در حد يك مجادله ميان شمال و جنوب نيست بلكه يك تلاش طبقاتي براي كنترل منابع كشور مي‌باشد. برخي ديگر، آن را ناشي از تضادهاي قبيله‌اي و عمدتاً برخورد بين چهار قبيله‌ مهم هائوسا(هوسا)، فولاني، ايبو و يوروبا مي‌دانند، عده‌اي ديگر معتقدند كه انگيزه اصلي اين تضادها، ثروت جنوب به ويژه نفت است و اهداف مسيحيان از اين گونه اعمال، تجزيه كشور و تسلط بر مناطق نفت‌خيز جنوب مي‌باشد كه داراي جمعيت اكثريت مسيحي است. نظر چهارم اين است كه انگيزه اصلي اين تضادها در تفاوت‌هاي فرهنگي، نژادي، اقتصادي و به خصوص اعتقادي است.

اين گروه معتقدند تا زماني كه مسيحيان جنوب با اسلام و مسلمانان و مظاهر اسلامي در هر موردي به مخالفت برمي‌خيزند، اين درگيري‌ها و تضادها وجود خواهد داشت. گروهي ديگر اعتقاد دارند كه بخش اعظم اين خشونت‌ها به دلايل سياسي، سازماندهي شده‌اند و سياستمداران از نگراني‌‌هاي مذهبي مردم، فقر و عدم امنيت كشور براي دستيابي به مقاصد سياسي خود سوءاستفاده مي‌كنند.

به هر حال، درگيري‌هاي متعددي ميان مسيحيان و مسلمانان در خصوص مسائل و موضوعات متعدد از جمله اجراي قانون شريعت اسلامي طي ساليان اخير رخ داده است و به يك تشنج سياسي منجر شده است - در اوايل 1987 و در مي و اكتبر 1991 – شورشيان ضد مسيحي در بخش‌هاي شمالي نيجريه شورش كردند كه در نهايت بيش از سه هزار نفر در درگيري‌هاي بين مسلمانان و مسيحيان در اين سالها، كشته شدند. سلسله درگيري‌هاي منظم نيز در مي 1992 ميان مسيحيان و مسلمانان هوسا و فولاني، بيش از يك هزار تلفات بر جاي گذاشت.(18)

همچنين مي‌توان به ماجراي «لاگوس»، «كانو» و «جوس» اشاره كرد. در روز 12 سپتامبر 2002 مسيحيان و مسلمانان بر سر اجراي قوانين شريعت اسلامي در شهر «جوس» به جان هم افتادند كه در جريان اين درگيري‌ها بيش از 500 نفر جان خود را از دست دادند كه به دنبال اين رويدادها، شهرهاي «كانو» و «كادونا» نيز دچار هرج و مرج و ناآرامي‌ شدند و...(19) در حقيقت، زمينه سياسي اين خشونت‌هاي مذهبي، استمرار قدرت نظامي حكومت بود كه به دنبال بحث و گفتگوي سياسي نبود. در هر حال، ريشه اين درگيري‌ها را مي‌توان در استعمار جستجو كرد كه با هدف از ميان بردن وحدت ميان مسلمانان و جلوگيري از انتشار اسلام به طور عموم و نيز ميان مسيحيان و... به مناقشات مذهبي در اين كشور دامن مي‌زنند.

 به اين ترتيب، مي‌توان بيان كرد كه ارتباط اسلام و مسيحيت در نيجريه از زمان استعمار در چهار مرحله شكل گرفته است:

مرحله اول: روند سياسي مستقلي كه نقش مهمي را در ايجاد درگيري و كشمكش ميان جمعيت عظيم مسلمانان شمال و اكثريت مسيحي جنوب ايفا كرد؛

مرحله دوم: اختلاف ميان مسيحيان و مسلمانان كه در سالهاي 1970 و 1980 ميلادي به قانون شريعت جنبه قانوني داد؛

مرحله سوم: نقش بنيادگرايي اسلامي كه به تعريف مجدد خود در ارتباط با صوفي‌گري و مسيحيت پرداخته است؛

مرحله چهارم: ايجاد ارتباطي قوي ميان راديكال‌هاي شمال آفريقا و گروههاي مسلمان خاورميانه توسط اصلاح‌طلبان بنيادگراي مسلمان نيجريه‌اي.(20)

 

 تأثير انقلاب اسلامي بر شيعيان

يكي از شاخص‌ترين نمودهاي تأثير انقلاب اسلامي، رسمي شدن، اهميت يافتن و پديد آمدن مكتب تشيع در برخي كشورهاي آفريقايي است، از جمله اين كشورها مي‌توانيم از نيجريه نام ببريم كه از مهمترين كشورهاي حوزه غرب آفريقا است. پيدايش شيعيان در اين كشور به بعد از انقلاب اسلامي باز مي‌گردد. با وقوع انقلاب افكار مردم اين كشور همانند ساير كشورهاي مسلمان، متوجه انقلاب و رهبري آن مي‌شوند و عموماً اين پديده تاريخي آنها را مبهوت خود كرده و نام امام خميني(ره) در قلوب آنها جاي مي‌گيرد بنابر اين اولين گروه شيعه در نيجريه و بعد از انقلاب اسلامي ايران در قالب «حركت اسلامي شمال نيجريه» شكل گرفت. اين حركت شيعي به وسيله شخصي به نام «مالام ابراهيم الزاك‌زاكي» (Mallam Ibrahim El-Zak Zaky) كه از محبوبيت نسبي در جامعه اسلامي برخودار است، رهبري مي‌شود.

رهبري حركت در سالهاي اول انقلاب بعد از سفري كه به ايران داشت به تشيع گرايش پيدا كرد. او به انقلاب اسلامي ايران و بنيانگذار آن حضرت امام راحل توجه خاص دارد و خود را از رهروان امام خميني(ره) مي‌داند، الزاك‌زاكي، حكومت سكولار و غير ديني در قانون اساسي نيجريه را رد مي‌كند و به حكومت روحانيون ايران نگاهي مثبت دارد و به بحث در اين خصوص مي‌پردازد كه براي ايجاد يك حكومت اسلامي بايد ابتدا حكومت غيرديني را از بين برد و سپس اظهار مي‌كند تا زماني كه شريعت، قانون ملي نيجريه نشود، جهاد ادامه خواهد داشت!

 به همين جهت، اين حركت در شمال نيجريه از جايگاه ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد و جوانان نيجريه به اين حركت تمايل پيدا كردند. علاوه بر جوانان، اساتيد و اعضاي هيأت علمي دانشگاه‌ها در شمال نيجريه و تعدادي از متفكرين در جنوب به اين حركت ابراز علاقه مي‌نمايند.(21)

حركت اسلامي شمال نيجريه از اوايل دهه 1980 ابتدا در مراكز آموزش عالي طرح‌ريزي شد و در اواخر دهه 1980 به روستاها و شهرها نفوذ كرد و در دهه 1990 به صورت جنبشي مردمي به خصوص در روستاها تبديل شد و مورد استقبال قرار گرفت، به طوري كه در گردهمايي‌هاي خود از مردم مي‌خواهند كه در قالب جمعيت كمتري شركت كنند تا بتوانند آنها را كنترل كنند. «زاك‌زاكي» در مصاحبه‌اي كه با هفته‌نامه «Week Vanguard» در سال 1999 انجام داده، مي‌گويد: «در آخرين تظاهراتي كه قبل از دستگيريم عليه عربستان سعودي به لحاظ ممانعت اين كشور از پذيرش حجاج نيجريه‌اي برگزار شد، توصيه كرديم كه اين تظاهرات فقط در ايالت‌ها صورت گيرد ولي صحبت از شركت يك ميليون نفر بود كه ما ديگر نمي‌توانستيم آن را كنترل كنيم... ما خود مايليم تعداد كمتري در اين تظاهرات شركت كنند تا بتوانيم جمعيت را كنترل نماييم.

او در مصاحبه‌اي ديگر با مجله نيوز در 23 ژوئن 2000 ميلادي مي‌گويد: «از سال 1984 ما روز قدس را براي راهپيمايي اعلام كرديم و ژانويه امسال نيز آن را برگزار نموديم؛ اين روز به عنوان روز همبستگي با ملت فلسطين، گرامي داشته‌ مي‌شود. بنابر اين از سال 1984 تاكنون ما تظاهرات مذكور را در پايان ماه مبارك رمضان داشته‌ايم و راهپيمايي امسال انجام شد و بيش از يك ميليون نفر از ايالت «زاريا» و شهرهاي ديگر در آن شركت كردند. اخيراً‌در پايان آوريل، عاشوراي حسيني را داشتيم كه اين مراسم سوگواري پسر پيامبر اسلام حسين‌بن‌علي(ع)، با شركت صدها هزار نفر از مردم كه لباس‌هاي سياه پوشيده بودند در كمال حزن و اندوه برگزار شد.(22)

همچنين تحت تأثير پيروزي انقلاب اسلامي و شخصيت امام راحل بسياري از مسلمانان به ويژه جوانان جذب انقلاب اسلامي شده‌اند و با مذاهب اهل بيت(ع) آشنا گرديده‌اند. اين كار از طريق مراسله با برخي موسسات تبليغي كه كتابهايي به زبانهاي مختلف منتشر مي‌كنند و يا از طريق برخي كتاب‌هاي ترجمه شده، صورت مي‌گيرد. اما بهترين كانال آشنايي با مذاهب اهل بيت(ع)، حضور گروه‌هايي از اين جوانان در حوزه‌هاي علميه قم، لبنان و دمشق مي‌باشد و برخي از آنها پس از بازگشت به كشور خود به نشر مذهب اهل بيت(ع) در سرزمين‌شان پرداختند.

به اين ترتيب، يكي از شاخص‌ترين نمودهاي تأثير انقلاب اسلامي، اهميت يافتن و تشكيلاتي شدن تشيع در برخي از كشورهاي آفريقايي منجمله نيجريه است. در اين ميان، مهمترين كانون تأثيرگذار، پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل يك قدرت سياسي ديني در ايران و وجود يك شخصيت عرفاني و روحاني در رأس آن، كتاب‌ها و نشريات مختلف مربوط به موسسات ديني و آموزشي و تحصيل و تربيت طلاب نيجريه‌اي در حوزه‌هاي علميه به ويژه قم بوده است و اين در شرايطي است كه جريانات وابسته به وهابيت- قادريه، احمديه و...- سعي كرده‌اند با تفسير غلط اعتقادات شيعي و جعل اكاذيب، كليه فرق اسلامي را كه بسياري از آنها تحت تأثير پيام وحدت بخش انقلاب اسلامي نسبت به تشيع، ديد مثبت پيدا كرده بودند، به سوي خود جذب كرده و بذر عداوت و كينه را عليه شيعيان خصوصاً جمهوري اسلامي در ميان فرقه‌هاي اسلامي پراكنده سازند.

گروه‌هاي ضد شيعي كه عمدتاً توسط وهابيون سازماندهي مي‌شوند با بهره‌مندي از امكانات اقتصادي فراوان اقدام به فعاليت‌هاي گسترده‌اي عليه تشيع، كرده‌اند. مسلماً پشتيباني از اين جريانها و تحركات با حمايت كامل صهيونيست‌ها صورت مي‌پذيرد تا از اين طريق افكار شيعيان را بسيار خطرناك توصيف كنند، به اين ترتيب تأثير انقلاب اسلامي در نيجريه نيز زمينه‌ها و موانعي داشته است.(23)

همچنين انقلاب اسلامي بر مسلماناني كه پيرو مكتب اهل بيت(ع) بودند يعني بر شيعيان جهان تأثير فوق‌العاده‌ و شگفتي داشت و مي‌توان ادعا كرد كه جايگاه شيعيان جهان را از حاشيه و پيرامون به مركز ثقل تحولات جهان اسلام منتقل نمود. شيعياني كه در طول چندين قرن نه تنها در اقليت بوده و همواره آماج حملات شديد تبليغاتي به ويژه توسط حكام و خلفاي بلاد اسلامي قرار مي‌گرفتند و الزاماً با تكيه بر اصل تقيه حتي از بروز افكار و انديشه‌هاي خود هراس داشتند با اين پيروزي، جاني دوباره گرفته و در صف اول مبارزه با استعمار و اسكتبار جاي گرفتند.

شرق‌شناسان و اسلام‌شناسان غربي كه تا اين زمان توجه چنداني به مكتب تشيع نداشتند و اسلام را از دريچه اكثريت اهل سنت مي‌ديدند ناگهان متوجه غفلت بزرگ خود گرديده و احساس كردند كه از نظر شناخت مكتب تشيع در تاريكي و ابهام شديدي بسر مي‌برند لذا گرايش به درك اسلام از ديدگاه مكتب تشيع بيشتر گرديد. اگرچه آمار دقيقي در دسترس نمي‌باشد ولي اطلاعات موجود، بيانگر اين واقعيت است كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، تعداد كساني كه از دريچه مكتب اهل بيت(ع) به دين اسلام گرويده‌اند به طور چشمگيري افزايش يافته‌اند، در حالي كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي صرفاً كساني كه از اين مسير، اسلام را انتخاب مي‌كردند در اثر آشنايي و برخورد تصادفي با ايراني‌ها و يا شيعيان تحت تأثير قرار مي‌گرفتند.

اين امر حتي در مورد تغيير مذاهب اهل سنت به مذهب شيعه جعفري نيز صدق مي‌كند، بدين معنا كه شمار قابل توجهي از پيروان مذاهب اهل سنت پس از پيروزي انقلاب اسلامي به مذهب تشيع پيوستند. بر اساس اطلاعات به دست آمده تنها در كشور نيجريه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بيش از 10 ميليون نفر به پيروان مكتب تشيع افزوده شده است.(24) به هر حال، با توجه به موارد فوق، بايد بر اين نكته اذعان داشت كه چنانچه در تقارن يا توالي انقلاب اسلامي ايران هر گونه حركت و  تحول سياسي- اسلامي مشابهي در هر يك از كشورهاي اسلامي رخ داده باشد، مي‌توان با صراحت بيان كرد كه اين امر متأثر از انقلاب اسلامي بوده است.

در مجموع مي‌توان بازتاب انقلاب اسلامي بر شيعيان را در موارد زير مورد مداقه قرار داد:

- انتقال از حاشيه به مركز ثقل جهان اسلام؛

- گرايش محققين، پژوهشگران و اسلام‌شناسان به شناخت بيشتر تشيع؛

- گرايش غيرمسلمانان و حتي مسلمانان اهل سنت به مكتب تشيع؛

- ايجاد روحيه انقلابي و در واقع الگوبرداري از انقلاب اسلامي در تقابل با اسكتبار جهاني؛

- پيدايش امواجي از اسلام سياسي در ميان شيعيان كه خواهان بخش يا تمامي قدرت و حكومت هستند.(25)

البته ذكر موارد فوق به اين معنا نمي‌باشد كه انقلاب اسلامي ايران بر مسلمانان تابع مكتب اهل سنت تأثير لازم را بر جاي نگذاشته است بلكه اين گروه نتوانسته‌اند به علت سازو كارهاي موجود همانند وابستگي اقتصادي علماي اهل سنت و انتصاب آنها به عنوان ائمه

جمعه و جماعات از سوي دولت و... همچون جوامع اهل تشيع، شيوه‌اي انقلابي را در پيش گيرند و جوامع خود رابه همان صورت كه در ايران اتفاق افتاد، تحت تأثير قرار دهند.

 

نتيجه‌گيري:

مسلمانان در سرزمين پهناور نيجريه، همچون دوران خلافت اسلامي سوكوتو در دوران پس از استقلال- سال  1960 ميلادي - برگ‌هاي زريني از حماسه، مقاومت و مردانگي در تاريخ به يادگار گذاشتند. مقاومت مسلحانه در كنار مقاومت منفي در برابر نظام و فرهنگ استعمار، چهره‌اي استثنايي از اين مردم در غرب آفريقا، ساخته است. در دوران استقلال و چند دهه‌اي كه از آن سپري مي‌شود، اين مقاومت‌ها، همراه با مبارزه‌اي اصيل و عميق براي كسب حقوق و آزادي‌هاي اسلامي و همچنين رويارويي با فرقه‌ها و جناح‌هاي غيراسلامي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با شدت و جديت بيشتري دنبال شده و رنگ و بوي تازه‌اي گرفته است، شايد ريشه اين مبارزات را بتوان در ابعاد ذيل دانست:

- جمعيت بسيار زياد نيجريه كه بخش عمده‌اش را مسلمانان تشكيل مي‌دهند. قابل ذكر است كه نيجريه از لحاظ جمعيت، چهارمين كشور دنياست.

- سالها استعمار، تبعيض و سرخوردگي، اوضاع نابسامان اقتصادي و اجتماعي نسبت به مسيحيان و فشارهاي روحي و رواني مداوم، آنها را در جذب و پذيرش پيام رهايي‌بخش اسلام به خوبي آماده كرده است.

- وجود شخصيت‌هاي اسلامي در تاريخ اين كشور مانند «شيخ عثمان دان فوديو دام» و پيروان وي، كه در تشكيل حكومت يكصد ساله اسلامي سوكوتو نقش بسزايي را ايفا كردند.

- وجود جوانان، دانشجويان و اساتيد آگاه مسلمان كه در پي آشنايي با اسلام ناب محمدي(ص) هستند.

- آزادي فعاليتهاي مذهبي براي اديان مختلف به طوري كه هيچ كس حق جلوگيري از آن فعاليتها را ندارد.

ارائه مباني تئوريك نظام اسلامي و تبيين بخش‌هاي مختلف آن همراه با تأكيد بر ضرورت چنين حكومتي براي جوامع اسلامي از جمله نيجريه يكي از پيامهاي مهم انقلاب اسلامي بشمار مي‌رود.

البته قرنها تلاش استعمار مبني بر استقرار نظامهايي كه قانون و فرهنگ دلخواه آنها را  در اين كشور برقرار كنند و وابستگي همه‌جانبه را در بعداز استقلال استمرار بخشند از يك سو و حضور مسيحيت جهاني در كنار صهيونيسم بين‌الملل از سوي ديگر كه سالهاست مبارزه جدي را عليه اسلام و مسلمانان در نيجريه آغاز كرده‌اند، موانعي را در رسيدن مسلمانان به حقوق حقه خود ايجاد كرده‌اند اما اكثريت مسلمانان نيجريه خصوصاً جوانان و اقشار تحصيل‌كرده به خوبي پيام آزادي بخش انقلاب اسلامي را دريافت نموده و در دستيابي به آن گامهايي اساسي برداشته‌اند كه اتحاد روزافزون مسلمانان مبني بر اسلامي شدن قوانين و شوون جامعه در ايالت‌هاي مسلمان‌نشين و وادار نمودن فرمانداران اين ايالت‌ها به پذيرش و اجراي اين قوانين در راستاي پيام فوق‌الذكر مي‌باشد.

 در حقيقت مسلمانان نيجريه‌اي با اين حركت قصد دارند در چارچوب مقابله با پديده‌هاي ضد اسلامي به اجراي حدود و قوانين اسلامي در كشورشان مبادرت ورزند. با توجه به روند روبه‌ گسترش آگاهي و افزايش نيروهاي روشنفكر متعهد به اسلام، دورنمايي مثبت و آينده‌اي روشن را براي اين كشور مي‌توان پيش‌بيني كرد. رشد و آگاهي مسلمانان نيجريه از اسلام ناب اگر با همين شدت و قوت به پيش رود، به دور از تصور نمي‌باشد زماني كه شاهد اعاده حقوق مسلمانان در اين كشور در همه زمينه‌ها باشيم، همان گونه كه خداوند تبارك و تعالي در قرآن وعده داده است:

«وعدالله الذين آمنو منكم و عملوالصالحات ليستخلفنهم في‌الارض...»

«و خدا به كساني از شما بندگان (به خدا و حجت عصر(ع) ايمان آرد) و نيكوكار گردد وعده فرموده كه (در ظهور امام‌زمان‌(عج)) در زمين خلافت دهد چنان كه امم صالح پيامبران، سلف جانشين پيشينيان خود شدند و علاوه بر خلافت، دين پسنديده آنان را (كه اسلام واقعي است) بر همه اديان تمكين و تسلط عطا كند و به همه مؤمنان پس از خوف و انديشه از دشمنان، ايمني كامل دهد كه مرا به يگانگي بي‌هيچ شائبه شرك و ريا پرستش كنند و بعداز آن هر كه  كافر شود به حقيقت همان فاسقان تبهكارند.»(26)

 

يادداشت‌ها:

18- Haynes, Jeff. Religion and politics in Africa, P.213

19- حيات نو، 10/9/1380.

20- Haynes, Jeff. Religion and politics in Africa, P.215

21- جامعه و فرهنگ آفريقا، سال پنجم، شماره 26، ارديبهشت 78، صص 15-14.

22- بازتاب جهاني انقلاب اسلامي، دكتر منوچهر محمدي، ص 254.

23- همان منبع، ص 255.

24- همان منبع، ص 377.

* به نظر مي‌رسد آمار ذكر شده كمي اغراق‌آميز باشد چرا كه هيچ منبع موثقي چنين آماري از شيعيان در اين كشور را ذكر نكرده است.

25- همان منبع، ص 379.

26- سوره نور، آيه 55.