صوفیگری در سنگال (بخش نخست)

  • کد خبر: 1604
  • منبع خبر: paysenafrique.blogfa.com

خلاصه در سنگال قرنهاي متمادي، فرهنگ و سنت اسلامي استوارتر گرديد. اكثريت سنگاليها وابستگي و تعلق خاطر به طرق صوفيگري داشته و احترام بالايي براي آن قائلند و مطابق وظيفه ديني و سنت معروف صوفي «كسي كه شيخ ندارد شيطان و اهريمن راهبر اوست» عمل مي نمايند.


مقدمه

دين اسلام در آفريقاي سياه به واسطه معاشرت و تجارت در منطقه زيرصحرا  و عبور و مرور كاروانهاي شتر از بيابانهاي مذكور رواج يافت. اين تجار اقدام به خريد طلا در منطقه غرب آفريقا مي نمودند و سپس آنرا در شمال قاره به فروش مي رساندند. از طرف ديگر آنها به تجارت سنگهاي قيمتي و گرانبها، جواهرات، سراميك و بلورجات، كتاب و نمك مي پرداختند. اسلام از بخش شمالي آفريقا و توسط «المراويد» (Almoravides- شيعه فاطمي) در سال 1052 وارد قاره گرديد. اولين بخشي كه به دين اسلام گرويد، از منطقه اي به نام «تكرور» (Tekrour- نواحي شمالي) كه قبل از قرن نهم توسط سلسله «ديائوگو» (Diaogo) كنترل مي شد،  بود. در پايان قرن دهم، آخرين پادشاه اين سلسله توسط «وار ديابي» (War Diabi) كشته  شد و خود به  قدرت رسيد كه اين امر به تولد اسلام در كشورهاي ديگر كمك كرد. وي در يك روستاي مسلمان كه در كنار همسايگان غيرمسلمان قرار داشت متولد شد. منطقه تكرور منطقه اي مسلمان در سنگال واقع در مسير صحرا بود كه به خاطر وجود رودخانه سنگال قابل كشتيراني بود. اولين دولت مسلمان ايجاد شده در غرب و مركز آفريقاي سياه در اين منطقه و تحت سرپرستي «تيرنو سليمان بال»(Thierno Souleyman BALL ) در سال 1776 قرار داشت.

در خصوص ورود اسلام به سنگال نظريه هاي مختلفي وجود دارد.

الف) برخي معتقدند تاريخ ورود اسلام به سنگال به قرن يازدهم برمي گردد و اين مهم توسط رابطين به رهبري «عبدالله بن ياسين» از طريق شمال آفريقا وارد سنگال شده است.

ب) برخي نيز به ورود اسلام به آفريقا در حدود سال 1052 ميلادي بواسطه ورود تجار و بازرگانان مسلمان به آفريقاي زير صحرا معتقدند.

ج) نظر سومي هم وجود دارد مبني بر اينكه اسلام در اوايل ظهور به اين سرزمين آمده است. برخي از مورخين مثل پروفسور «عبدالله الطيف السوداني» معتقدند اولين هجرت مسلمانان از مكه به رهبري جعفر بن ابيطالب (ع) به حبشه بوده است ( حبشه در آن عصر به بسياري از كشورهاي آفريقايي اطلاق مي شده) و مسلمانان در حاشيه نيل سكني گزيدند. پس از گذشت چند سال و روي آوردن تعداد زيادي از مردم بومي آفريقا به اسلام، برخي از مسلمانان به قصد سنگال از سودان هجرت كردند و در حاشيه رود تكرور سنگال مستقر شدند.

لازم بذكر است در سنگال نيز همانند ديگر كشورهاي آفريقايي، اغلب مردم پيرو فقه مالكي هستند. البته بدليل حضور شيعيان در اين كشور گرايش مردم به مذهب اهل البيت (ع) و فقه جعفري تا حدودي شناخته شده است.

در اين سرزمين (سنگال) قرنهاي متمادي، فرهنگ و سنت اسلامي استوارتر گرديد. اكثريت سنگاليها وابستگي و تعلق خاطر به طرق صوفيگري داشته و احترام بالايي براي آن قائلند و مطابق وظيفه ديني و سنت معروف صوفي «كسي كه شيخ ندارد شيطان و اهريمن راهبر اوست» عمل مي نمايند.

طرق رايج تر در سنگال مريديه(31 درصد)، تيجانيه(49 درصد)، قادريه(8 درصد) و لاين(6/0 درصد) بوده و باقيمانده را وهابيون، شيعه و افرادي كه بدون فرقه و اعتقادي مي باشند، تشكيل مي دهند. (سايت ويكي پديا)

جمعيت مسلمان سنگال مطابق آمارگيري سال 2004 حدود ده ميليون و ششصد هزار نفر برآورد شده و قابل ذكر است كه شباهتهاي زياد اعتقادي (ملكيسم) و رفتاري بين طرق مختلف صوفيگري وجود داشته و تفاوت آنها در مسائل سازماني مي باشد. روش سوگند يادكردن براي وفاداري به شيخ و برخي جنبه هاي فرعي روابطشان با شاگرد و حواري، طبيعت و تعداد ذكر، چگونگي سازماندهي شان و شرايط استفاده و بكارگيري آنها به يكديگر شبيه است. در اين زمينه، هر طريقه صوفيگري تحت تأثير محيطي كه در آن توسعه يافته، مي باشد. همانطور كه مشاهده مي كنيم فرقه هاي پايه گذاري و گسترش يافته در شهرها بطور نگران كننده اي كاسته شده و از لحاظ تعليم و آموزش، تمارين ديني و روابطشان با افراد غيروابسته دچار مشكل مي باشند در حاليكه اين فرقه ها در روستاها  بطوركلي توسط سختگيريشان نسبت به قواعد و مقررات طريقه و سازش ناپذيريشان، همبستگي و انسجام محكم بين هواداران، حمايت از شيخ و عقايدشان شناسايي و تفكيك مي گردند.

در كل فرقه ها در محيطهايي كه جهالت و ناآگاهي حكومت مي كند بطور سريعتري رونق يافته و در مكانهايي كه از سطح بالاي فرهنگ اسلامي برخوردار است ضعيف باقي مانده اند. اين بدان معناست كه فرقه ها از محبوبيت كمي در خارج از آفريقا برخوردار و تأثير چشمگير آن در اين قاره را متوجه مي شويم. اما ازدحام و كثرت و تمايل آفريقائيها به سمت فرقه هاي ديني قابل توجه مي باشد، بويژه سازگاري با دستورات صوفي گري در محيط آ‏فريقايي، جذب تعداد زياد آداب و رسوم اجداد آفريقايي بعنوان مثال حكومت موروثي روحاني توسط نسل و تبار بنيانگذار، همگوني رهبران ديني به رؤساي سنتي، اقدام به اختيارنمودن چند همسر، ارزش دهي بسيار به زاد و ولد و ..  pp 30-80)  RAWANE MBAYE، El Hadj.)

 

طرق صوفيگري در سنگال

هم اكنون به وضعيت طريقه هاي رايج در سنگال به مدت بيش از يك قرن مطابق ترتيب زماني مي پردازيم: قادريه، تيجانيه، مريديه و لاين.

 

الف- فرقه قادريه:

قديمي ترين طريقه در سنگال طريقه قادريه مي باشد كه ام الطرق به حساب مي آيد. با ظهور طريقه تيجانيه، از تعداد طريقه قادريه كاسته شد. هم اكنون تقريباً 10 درصد از مسلمانان سنگال از پيروان قادريه بشمار مي روند. مركز اين طريقه در شهر «نياس» و در روستاي «انجاسن» است. لازم به ذكر است برخي از نزديكان شيخ به مذهب اهل البيت (ع) گرايش پيدا كرده اند.

اين طريقه به شيخ «عبدالقادر گيلاني»(Abdel Qader Gilani) (561-470 هجري) كه در يك روستاي كوچك و ساده در استان گيلان (ايران) متولد شد، متعلق مي باشد. وي پس از تحصيلات ابتدائي به زبان عرب در شهر تبريز، حقوق اسلامي (حنبلي، شافعي و حديث) را نزد تعدادي از اساتيد بزرگ و مشهور آموخت.

شيخ عبدالقادر در سال 561 هجري در بغداد متوفي و در همانجا به خاك سپرده شد. او آثار مشهوري همچون «قونيه» (Ghunya) را در حقوق و صوفيگري، «الفاتح» (Al Fateh) را در مورد افكار و عقايد و مضمون موعظه هاي رنگ بخش به صوفيگري براي آيندگان خود به جا گذاشت.

فرقه قادريه به ياري و تلاش دو فرزند شيخ عبدالقادر به شهر «فاس» (Fez-مغرب) رسيد. در اين رابطه «ابراهيم» (Ibrahim-متوفي 1196) در عراق و «عبدالعزيز» (AbdelAziz) در اسپانيا مستقر گرديد. فرزندان آنها اين كشور را قبل از سقوط دولت آندلس در سال 1492 جهت پناهنده شدن به كشور مغرب ترك كردند. با اين وجود به نظر مي رسد كه زندگي در كشور مغرب از اين دوره به بعد سبب ايجاد كانون فعاليتهاي تبليغي جهت اشاعه و گسترش طريقه در منطقه شمال آفريقا و صدور آن براي ساكنان غرب آفريقا گرديد. بخش «زاويه» (Zawia) در كشور مغرب به عنوان نقطه مهم در اشاعه فرقه قادريه در آفريقاي جنوب صحرا، بخش «كونتا» (Kounta) در «تومبوكتو» (Tombouktou)  كشور مالي و «زاويه قدر» (Zawia Qadre) موريتاني در غرب آفريقا بودند.

برخي تاريخ نويسان تأييد مي كنند كه اين طريقه در قرن پانزدهم توسط شيخ «عبدالكريم المقيلي» (Abdel Karim Almaghili-1499) وارد كشور نيجر شد و مطمئناً زاويه كونتا و شعبه هاي آن نقش تعيين كننده اي در تبليغات طريقه در غرب آفريقا داشتند.

در مورد سنگال، پس از يك سري پژوهشها و تحقيقات بعمل آمده، مشخص شده كه اين طريقه در قرن نوزدهم وارد اين كشور شد، اما به نظر مي رسد كه تبليغاتي همگاني در تمام سنگال انجام گرفت. نياز به كسب دانش اسلامي و تكامل آن طي قرنهاي متمادي، سنگاليها را به سمت كشورهاي شمال آفريقا كشانيد و همچنين جستجو براي لوازم ضروري و مورد نياز، پيوسته مردم قبايل «مور» (Mor) و شمال را به  سنگال آورد. اشاعه و گسترش عمومي قادريه در سنگال بطور حتم در پايان قرن هيجدهم و اوايل قرن نوزدهم تحقق يافت و اين پديده مرهون تلاش خانواده شيخ «مختار الكونتي» (Moukhtar Alkounti-متوفي 1812) و شيخ «محمد فديل» (Mohammed Fadil-متوفي 1869) و پيروان آن بود. DIAGNE، Toba Haidara.pp 5-20))

 

ب- فرقه تيجانيه

اين فرقه در غرب آفريقا ( الجزاير و مغرب) در ربع آخر قرن هيجدهم توسط شيخ «احمد بن محمد التيجاني» (Ahmad Ibn Mohammed Altidjani-متولد 1727) در «عيني مهدي» (Aini Mahdi) در الجزاير تأسيس گرديد. بنا به گفته زندگي نامه نويسان وي، او در هفت سالگي حافظ قرآن بود و و سپس كتابهاي پايه مدرسه «ملكيت» (Malekite) حقوق همچون «رساله ابوزيد» (Risala AbuZayd)، «مختصر خليل» و «مقدمه ابن رشد» (Muqaddima Ibn Rushd) را مطالعه كرد. سپس در مسير تصوف به مطالعات خود پرداخت.

در سال 1762، شيخ در سن 36 سالگي اقدام به انجام مراسم حج در مكه نمود و سپس سفرهايي به قاهره و تونس، چندين بار به قادريه و نصيريه و بعد به خلوتيه كرد و به شهر فاس برگشته و به اشاعه تفكراتي كه زيربناي آئين و مكتب اين طريقه شد، پرداخت. اما قبل از پيدايش اين طريقه، شيخ مدتي براي تعميق بيشتر در زهد به گوشه اي رفته كه گفته مي شود پيامبر را ديده كه به او دستور مي دهد تا از طريقه اي كه پذيرفته دست كشيده و از آن پس مسئوليت خليفه و پيامبري را به عهده بگيرد.

در سال 1781 او دستور قطعي پيامبر را در حالت شب زنده داري جهت تربيت بدون محدوديت مردم دريافت كرد و به او وردي گفته و فرمان داده شد كه به مردم منتقل كند. اين اتفاق در روستاي «ابوسامقون» (Abu Samghoun) به وقوع پيوست مشخصه فرقه تيجانيه اين است كه از آغاز، بنيانگذارش تمامي تعليمات آمده از پيامبر معصوم را كه در حالت شب زنده داري دريافت ميكرد به هواداران منتقل مي نمود. شيخ تأييد مي كند كه پيامبر علائم و چراغ مسير را با عبارات زير مشخص نموده است:

از طريقه (فرقه) بدون گوشه نشيني و عزلت و قطع معاشرت با مردم نگهداري كن تا آنجائيكه به تو قول داده شده دست يابي.

اين گفته ها نشان مي دهند كه اين طريقه به راحتي قابل تمرين و شناخت بوده زيرا از دشواريهاي محروميت و ديگر تمارين رياضت مرسوم در خيلي از مسيرهاي صوفيگري به دور مي باشد و همچنين بر ضرورت حضور فيزيكي براي حفاظت و تشخيص بدي و پيداكردن راه چاره و علاج مناسب و نظارت توصيه مي كند .   pp 25-55)  SANE، Mamadou Karfa.)

 

- اشاعه و گسترش فرقه تيجان در سنگال

تفكر تيجانيه در سال 1835 و توسط شيخ عمر تال (1864-1799) در سنگال ترويج يافت. اصول اعتقادي فرقه تيجانيه، برگرفته از تعاليم مسلمانان اهل تسنن است. بر اساس برخي آمار منتشره، قريب به پنجاه ميليون از مسلمانان غرب آفريقا پيرو طريقه تيجانيه هستند. يكي از ويژگيهاي اين مسلك، التزام و تقيد زايد الوصف مريدان آن به ذكر و ادعيه مي باشد. هريك از طرق تصوف در سنگال، داراي خليفه كل مي باشند كه مريدان آن طريقت، از وي پيروي مي كنند. در صورت مرگ خليفه كل، پسر و يا برادر بزرگ او، جانشين وي خواهد شد. 50 درصد از مردم سنگال از پيروان طريقه تيجانيه هستند. آنها هر سال در سالروز ميلاد پيامبر اسلام به شهر «تيواوان» ( مركز خلافت تيجانيه ) رفته و مراسم جشن بر پا مي كنند(Gamou).

برخي از مراكز اين طريقه عبارتند از:

1- مركز «حلوار» واقع در شهر داكار و شيخ اين مركز هم شيخ «منتفي تال»، يكي از احفاد و نوادگان شيخ «عمر الفوتي» مي باشد.

2- مركز «نياسن» واقع در شهر كولاخ و شيخ آن شيخ «عبدالله نياس» است. اين مركز داراي حوزه علميه اي بزرگ است كه تعداد زيادي از طلاب در آن مشغول تحصيل هستند. برخي اساتيد آن نيز از كشورهاي مصر و موريتاني مي باشند.

3- مركز «غناس» واقع در شهر غوناس معروف به دارالهجره ، به مديريت شيخ «احمد تيجان با» است.

4- مركز «تچانابا»

5- مركز «لوگا» به مديريت شيخ «عباس سال»

6- مراكز ديگري نيز براي اين طريقه موجود مي باشد.

شيخ عمر تال (OumarTall) در سال 1796 در شهر «فوتا» در شمال سنگال در يك خانواده روحاني از نژاد پولار متولد شد. وي وقتي به سن نوجواني رسيد چندين سال از عمرش را در مكه سپري كرده بود و در آنجا با «محمد قالي» (MohammedGhali) نماينده سابق فرقه تيجانيه در حجاز ارتباط داشت و همانجا بود كه او دستور آشنانمودن و تعليم در آفريقاي سياه را دريافت كرد.

او وقتي به زادگاهش فوتا بازگشت تصميم گرفت اشاعه اسلام را از آنجا آغاز نمايد و با استعمارگران فرانسوي مبارزه كند. در سال 1853 او فتواي جهاد مقدس داد و چندين مكان مستعمره از جمله «كارتا و خاسو» (KARTA، KHASSO) را به تصرف درآورد و حكومت خود را بنيان نهاد. ولي فرانسويها به شكل نيرومندي تحت حكمروايي «فدرب» (Faidherbe) منطقه غرب را تحت كنترل داشته و تلاش مي كردند تا كنترل تمامي مناطق را بدست بگيرند. آنها بر عليه حكومت «عمرتال» كه ناگزير به دفاع در مرزهاي غربي و ادامه حملات در قسمت شرقي بود دست به حمله زدند و از اشاعه و گسترش حكومت وي در غرب تا مقر «مدينا» (Medine) در سال 1857 جلوگيري كردند. سرانجام او تصميم گرفت تا نيروي خود را روي متصرفات شرقي متمركز نمايد.

سپس شيخ «الحاج ملك سي» (Elhaj Malik Sy) كه از شاگردان يكي از مريدان شيخ عمرتال بود براي حمل مشعل اسلام حضور يافت، اما وي از روش صلح جويانه و تعليمات و آموزش و آگاه كردن استفاده كرد. او در بخش «جولوف» (Djolof) در منطقه «سن لوئي» (Saint Louis) مستقر شد و از سال 1902 به بعد در شهر «تيواوان» (Tivaoune) كه مركز فعلي فرقه تيجانيه سنگال مي باشد به كارش ادامه داد. وي اساس فعاليتهايش را در شهرها، جائيكه در آن اقدام به ساخت مدرسه مي نمود  قرار داده و بسيار فعالانه بر عليه جهل و ناداني و فقر معنوي مبارزه مي كرد و به خاطر تأثيرات و شهرتش، بيم فرانسويها را برانگيخته بود. www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=3589))