صوفیگری در سنگال (بخش دوم)

  • کد خبر: 1608
  • منبع خبر: paysenafrique.blogfa.com

خلاصه فرقه مریدیه در پايان قرن نوزدهم توسط شيخ «محمد بامبا امباكه»در سنگال بنيان نهاده شد.


ج- فرقه مريديه

اين فرقه در پايان قرن نوزدهم توسط شيخ «محمد بامبا امباكه» (Mohammed Bamba Mbacke -خادم الرسول: نامي كه در مدت تبعيدش به كشور گابن به او داده شد) در سنگال بنيان نهاده شد. او در سال 1853 در روستاي «امباكه-بائول»(Mbacke-Baol)(جوربل: Diourbel) چشم به جهان گشود. او قرآن را نزد دايي خود و سپس نزد ديگر علماي سنگالي آموخت و وقتي مطالعاتش را در اين زمينه كامل كرد به كمك پدرش در آموزگاري شتافت و پس از مرگ پدر در سال 1881 به جاي او جايگزين شد. او به مدت بيش از يك سال آموزگاري را به شيوه سنتي كه محدود به انتقال اطلاعات بود، ادامه داده و سپس به مطالعات صوفيگري به شيوه اشخاص صوفي پرداخت.

شيخ امباكه از زمان كودكي نزد پدرش با ورد  «قدر» آشنا بود. اما او نمي توانست هنگام حيات پدرش تمايلاتش را بطور كامل ارضاء نمايد. چون او به جاودانه نمودن ميراث فرهنگي نياكانش علاقمند بوده و سعي داشت در انتشار فرهنگ اسلامي فعالانه تلاش كند. پدرش حق تقدم را به آموزش مذاهب مرسوم و سنتي مي داد و به وي اجازه نمي داد قبل از تقويت شدن در زمينه علوم مذهبي لازم، به تمرين صوفيگري بپردازد.

هنگامي كه او از پدر و استادش مستقل شد دوباره به روستاي زادگاهش امباكه-بائول بازگشت اما مدت اقامتش به علت ازدحام غيرمعمول مراجعه كنندگانش و ايجاد مزاحمت براي خانواده اش در آنجا كوتاه بود.

از اين دوره به بعد او تحت مراقبت و كنترل افراد اطلاعاتي مقامات استعمارگر قرار گرفت. وقتي كه شيخ از اين واقعيت آگاه شد به دنبال راهي گشت تا آنها را متقاعد نمايد كه هيچ هدفي بجز تعليم و آموزش افراد در مكاني آرام ندارد. اما تعداد زيادي از رقباء و دشمنانش كه از اعضاي خانواده حكام منصوب شده بودند و اعتقاد داشتند كه او مانند رقيبي خطرناك بوده و به نام اسلام قصد دارد حكومت را تصاحب نمايد و از تأثير شيخ و گرويدن مردم به دين اسلام و افزايش مسلمانان نگران بودند مي كوشيدند روابط او با نيروهاي استعماري را تيره و تاركنند.

در اين مدت شكايت هاي افتراآميز در مورد شيخ كه در امباكه-جولوف مستقر شده بود (سال 1895) پي درپي به سردمداران حكومتي مي رسيد تا آنجا در تاريخ سيزدهم اوت همان سال توسط حكومت استعماري فرانسه به كشور گابن تبعيد شد و هفت سال تا بازگشت به سنگال (21 نوامبر 1902) در آنجا ماند. با اين تبعيد نيروهاي استعمارگر و متحدان محليشان اميدوار بودند كه هوادران شيخ متفرق خواهند شد. اما بر خلاف تصورشان نتيجه اي  جز افزايش علاقه آنها به شيخ نداشته و بازگشت او حركت بزرگتري ايجاد كرد و نگراني و ترس حكومت را برانگيخت. اين وضعيت باعث گرديد تا بار ديگر او در 13 ژوئن 1903 توسط حكومت بازداشت و به كشور موريتاني تبعيد شود و مدت 4 سال نزد خانواده شيخ «سيديا» (Sidiya) سكني گزيد.

شيخ مجدداً در سال 1907 به سنگال مراجعت نمود اما مدت زمان كمي تا سال 1912 اجباراً در اقامتگاهي در «چياين» (Thiaynne-جولوف) اقامت گزيد و سپس باقيمانده عمرش را در شهر «جوربل» تا زمان فوتش در 19 ژوئيه 1927 گذراند. آثار به جا مانده از شيخ عبارتند از:

«مواهب القدوس»(Mawahibal Quddos)، «مسالك الجنان» (Massalik al-Djinan) و «مقالك الانران» (Maghaliq al-anran). در اين آثار مؤلف بر توحيد، آئين و رسوم، لزوم اشاعه و آموزش براي بيمه نمودن يك عمل فرهنگي معقول و معنوي تأكيد مي كند. او در شعري مي گويد كه علوم، سازنده و تشكيل دهنده بهترين ميراثها بوده و بهترين سود و بهره اي كه خدا به يك خدمتگزارش اعطاء مي كند. اما توحيد به عنوان بهترين گنج براي بشر حتي وقتي كه او را در قبر مي گذارند و تا روز قيامت باقي مي ماند. چون او مي تواند منتشركننده ديگر دانشها و شناختها باشد كه از جاي ديگر نمي توانند بدست آيند. (www.senegalaisement.com/senegal/religion.html - pp 1-5)

 

- پيدايش طريقه مريديه:

شيخ احمد بامبا در ابتدا از معتقدين به طريقه قادريه بود و بعد ها خود اعلان طريقه نموده است. فلذا اكثر اذكار و اوراد طريقه مريديه از اين طريقه اقتباس گرديده و در آداب و تقاليد هم با هم مشتركات زيادي دارند. اصول اعتقادي مريديه بر پنج اصل شهادتين، نماز، روزه، زكات و حج استوار است.

همانطور كه مي دانيم شيخ بامبا امباكه جايگزين پدرش در تدريس و آموزش شد و اين كار را به مدت كوتاهي قبل از تصميم گرفتن به ارتقاء مطالعاتش در صوفيگري ادامه داد. به اين مناسبت او شاگردانش را گرد خود آورده و به آنها گفت: «هركس كه براي آموختن به ما بپيوندد بايد تا آخرين روز عمر خود به اين كار ادامه دهد، و هر كس مي خواهد آنچه را كه ما مي خواهيم، براي پيروي نمودن و تبعيت از فرامين و دستوراتمان دعوت مي شود.»

بدنبال اين بيانيه رسمي، بسياري از شاگردانش او را ترك كردند و تنها يك گروه كوچك براي ايجاد اولين كانون مريديه در كنارش باقي ماند. او اعلام كرد كه دستوري از پيامبر خدا دريافت كرده كه مطابق آن مي بايست به اعلان آن جهت ارتقاء و توسعه آموزش معنوي بپردازد. او با همين نيت در يكي از اشعارش مي گويد: « معجزات به ابن عبداله (محمد) تعلق دارد، خبرهاي خوب داده شده به خادمش وقتيكه به او گفت: «اعلام كن».»

شاگرد و محرم اسرار او «محمد لمين جوپ» (Mohammed Al-amin Diop) معناي «اعلام كن» را اين چنين توضيح مي دهد:

«وقتيكه او كاملاً به ميراث پيامبر پي برد به كمك خدا معلوماتش، خردمنديش، دانشش و رازنگهداريش را افزايش داد به قدري كه بتواند به عنوان نماينده باريتعالي باشد و به او دستور داده شد كه مردم را براي گرويدن به وي و آشنا شدن با او و فرمانبرداري از دستوراتش و دوري از ممنوعات و محرماتش دعوت كند»(DIOP، Mohammed Al-amin، Irwa-u-Nadim)

از نظر شيخ در طريقه جديد، صداقت و قداست (خلوص نيت) به مانند سوخت اوليه براي ارزش دهي به كليه امور مذهبي و ميوه آگاهي و شناخت و راه دستيابي به درجات عاليه و سلسله مراتب معنويت مي باشد. قداست بيانگر حالتي از ايثار و اخلاص را كه در آن مؤمن كارهايش، آرامشش، اعتقاداتش، رفتارهايش، تعهداتش و حالات دروني و برونيش را با خدايش عهد مي كند، مي باشد. روشهاي بكارگرفته شده در روحانيت بدين صورت بودند: سادگي (بي پيرايگي) بي اندازه در زمينه تغذيه و خوراك، مقاومت دائمي بدني، نگهداري دائمي پاكيزگي مذهبي، كاهش در سختگيري لازم از رفت و آمد زنان و بكارگيري دائمي ذكر.

با اين وجود آنچنانچه پيداست شيخ ورد خودش را تا تقريباً 24 سال بعد از آغاز بكار تعليماتش تعيين نكرد. او پيش از آن از ورد «قدر»(Wird Qadr) كه از پدرش آموخته بود استفاده مي كرد و پس از آن از ورد «شدهيلي»(WirdChadhili) كه از يك شيخ طريقه در موريتاني گرفته بود و سپس يك ورد «تيجاني» (Wird Tidjani) را تا زمان اعلام استقلال بكار مي گرفت.

در ماه رمضان سال 1322 هجري شيخ به شيوه شيخ «احمد تيجاني»در موريتاني اعلام كرد كه خود با پيامبر ملاقات كرده و ايشان به او وردي كه از خدا دريافت شده منتقل نموده است. مريدها مي بايست اين ورد را از حفظ خوانده و در صورت امكان در روز سي حزب از قرآن را بخوانند. با اين وجود شيخ اين ورد را به هيچ كس تحميل نكرده و برعكس مي گفت: اگر بين شما كسي هست كه صاحب ورد بوده و مي تواند اين دو را با هم تلفيق و بكار گيرد باعث شدت و افزايش روشنايي مي گردد و كسي كه نمي تواند اين كار را انجام دهد بايد اين ورد را بكارگيرد. علاوه بر اين ورد، مريديها همواره شعرهاي شيخ كه در آن به حضرت محمد (ص) اداي احترام مي كند را مي خوانند. «مواهب نافي (Mavahibou Nafi)، جذب القلوب (Djazboul Qouloub) و مقدمات الامداه (Muqqadimatoul Amdah)».

مركز اين طريقه شهر طوبي در فاصله 200 كيلومتري شرق داكار قرار دارد. گفتني است كه شهر طوبي تقريباً مركز حكومت ديني شيخ امباكه محسوب مي شود. وي احكام خاصي را براي اين شهر وضع كرده از قبيل حرمت شرب و بيع خمر، حرمت سيگار كشيدن، حرمت استماع موسيقي و برخي احكام ديگر. آقاي عبداله واد، رئيس جمهور سنگال از مريدان شيخ امباكه است. گفته مي شود كه رئيس جمهور قبل از عزيمت به سفرهاي خارجي به طوبي رفته و از شيخ طلب دعا مي كند.

حدود 30 درصد از مردم سنگال از مريديه تبعيت مي كنند. اين طريقه عليرغم قلت پيروان، داراي نفوذي تعيين كننده در دولت مي باشد. مسجد اين طريقه، يكي از مساجد بزرگ آفريقا محسوب مي شود. كتابخانه اين مسلك شايد بزرگترين كتابخانه اسلامي در غرب آفريقا باشد.

جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت و تعدادي ديگر از شخصيتها و مقامات ايراني از اين شهر بازديد كرده اند.

 

د- فرقه لاين (مهدويه):

نام «لاين»از لفظ عربي «الهين» كه به معناي افراد خدا يا خداگرايان مي باشد گرفته شده است. اين نامگذاري از يك آيه قرآني آمده كه شعار فرقه را تشكيل مي دهد. در سنگال لاين را پيروان «ليباس چاو» (Libasse Thiaw) مي دانند كه به نام «ليمامواله»(Limmamou lah) يعني امام برگزيده توسط خدا معروف است. آنها اصولاً در شبه جزيره داكار متمركز شده اند و مكان پارسايان آنها «يوف»(Yoff) و «كمبرن»(Camberene) مي باشد.

بنيانگذار فرقه در سال 1843 در روستاي يوف واقع در منطقه اي از داكار متولد گرديد. او پدرش را در سن پائين از دست داد و توسط مادرش تربيت شد، اما هيچ آموزشي نديد. او مجبور بود به ماهيگيري حرفه سنتي هم قبيله اي هاي خود، «لبو»(Lebou) كه زيردسته اي از قوم ولوف بوده و معمولاً ماهيگير مي باشند بسنده كند. حدود چهل سالگي او مادرش را از دست داد و اين حادثه ناگوار ناگهان او را در اختلالات رواني عميقي غرق نمود كه خانواده اش و همسايگان، او را ديوانه تصور مي كردند. اما او عقيده داشت اين حادثه به مثابه يك علامت هشداردهنده از يك رسالت الهي و آسماني است كه او در اعلام آن درنگ نكرد.

برخي از هم وطنانش آن را پذيرفته و از بيانيه اش حمايت كردند و كانون پيروان اين فرقه را بنا نهادند. بنظر مي رسيد اين گروه كوچك كه از تغيير و ايجاد مذهبي جديد، غني شده بودند سوءظن حكومت استعماري فرانسه را برانگيختند. در واقع فكر مي كردند كه ليمامو سربازهايي جذب كرده و در تدارك ارتشي براي اعلام جهاد بر عليه آنها مي باشد. با اين حال او با صراحت اعلام كرد كه رسالتش را ترك نمي كند: «ما خواهان جنگ نيستيم، من به شما توصيه مي كنم جنگي بر عليه نفس اماره و شهوات مادي برپا نمائيد.»

يك گروه از طرف حكومت نزد ليمامو فرستاده شد تا او و پيروانش يوف را ترك كرده و متفرق شوند. او قاطعانه اين پيشنهادات را رد كرد و اعلام نمود از آنجا تكان نمي خورد. اما بنا به تشخيص حكومت او سريعاً توسط حكومت بازداشت شد و سپس به كمبرن مهاجرت كرد. با اين وجود او در سپتامبر 1887 بازداشت و به جزيره گوره تبعيد شد و سه ماه در آنجا تحت مراقبت بود و سپس آزاد و به روستاي زادگاهش بازگشت. به نظر مي رسد كه اين تجربه او را واداشت تا با حكومت استعماري به مذاكره بپردازد و آشكارا پيشنهاداتي كتبي به مقامات حكومتي ارسال نمايد، از جمله نامه اي در تاريخ 7 نوامبر 1904 به رئيس امور ساكنان بومي داكار:

«همانطور كه آقاي رئيس قبلاً براي پرداخت ماليات آمارگيري كرده اند من به پرداخت ماليات توسط ساكنان كمبرن متعهد گرديده ام. از شما خواستارم تا به من اجازه دهيد تا شاگردانم را در روستايم يوف دور خود جمع كنم و كمبرن را بعد از پرداخت ماليات ترك كنم. در يوف و اووكام من به تمام قوانين و حقوقي كه شما به من اعلام كرده ايد احترام مي گذارم. محبت كنيد و به تقاضايم ترتيب اثر دهيد. با احترامات فائقه.             خدمتگزارتان- ليمامو» (Dakar، Page 29 Malik Sarr، Elhaji، 1966، La vie exemplaire de Limamou، )

او از سال 1887 تا 1909 (سال فوتش) با موعظه، ايمان و اعتقاداتي كه فرقه اش را از بقيه فرقه ها منفك مي نمايد، شناخته مي شد. او در تعليماتش مي گفت كه فرستاده اي است از طرف خدا براي نژاد سياه و به علاوه استاد پارساي بشر و مظهري از حضرت محمد(ص). «هركس مي خواهد چيزي براي محمد (ص) بفرستد به من بدهد كه من گيرنده او هستم.»

علاوه بر اين او تأئيد مي كند كه ايمان هر مسلماني كه اعتقاد نداشته باشد ناقص است. بدين سان او به همسرانش اعلام كرد: « من به شما آگاهي مي دهم كه ليمامو همراه و شريك فعلي شما با گذشته تفاوت مي كند، چون او آنچه كه خداوند مي خواست انجام داد و او مرا عهده دار كرد كه بشر را براي هدايت به سمت او دعوت كنم.» او دعوت رسمي خود براي رسالت جديدش را روز اول ماه شعبان تاريخي كه لاين ها سالانه آنرا جشن مي گيرند آغاز كرد. اين پيام در چندين موعظه به زبان ولوف ترجمه شده به عربي توسط «مختار لو» (Mukhtar Lo) پيرو و زندگي نامه نويس ليمامو آمده و در آن موعظه هاي جديدي در خور توجه مطرح مي شود: « او مقرر كرد كه مريدان فرقه اش وضو بگيرند و قسمتهاي تعيين شده اي از بدن را بشويند و زماني كه بچه پسري متولد مي شود بعد از هفتمين روز تولدش ختنه شود و مقرر كرده كه دخترها در روز نامگذاريشان براي ازدواج با فردي تعيين شوند.»

او روابط شيخ و پيروانش را اين چنين تعريف مي كند:

«بدانيد كه تكليف شيخ بجاآوردن دستورات خدا با اشتياق بوده و نصيحت پيروانش به انجام آنها و الهام بخشيدن و ترساندن از عذاب خدا و يادآوري همواره او و هشداردادن به آنها و تشويقشان براي فاصله گرفتن از بديها.»

او در موعظه هايش بر لزوم ترك كارهاي مغاير با اسلام بويژه چشم پوشي از زرق و برق دنياي فاني و سختگيري در بدست آوردن خوبيها و احترام به حقوق و تكاليف در چارچوب خانواده تأكيد مي كند: « نخوريد و نياشاميد مگر آنكه آنرا با درستي بدست آورده ايد و نپوشيد مگر لباسهايي كه با درستي كسب نموده ايد و ...»

او درباره پدراني كه در آموزش فرزندانشان كوتاهي مي كنند مي گويد: « خدايا، بگير بر پدرمان خطاهايي كه او بايد به ما نشان مي داد، او به ما نداد اسمي كه از اسامي متقيان باشد، او ما را آموزش نداد، او ما را آگاهي نداد از كتاب خدا، او ما را منع نكرد از آنچه كه خداوند منع كرده، او ما را دور نكرد از آزاديهاي بد و مضر، خدايا پس بگير بر او خطاهايي كه او به ما تحميل كرد.»

او درباره سنتهاي بد مربوط به مراسم تشييع جنازه بيان مي دارد: «كه ممكن است غذاهاي مصرف شده در مراسم سالم نباشند، يعني از يك تركيب ناسالم خوب و بد باشد. در واقع بعضي والدين مرحوم، مالي را به شكل ناسالم كسب مي كنند در حاليكه آنها هيچ توان مالي ندارند، اما آنها اين كار را از روي شرم و حيا و ترس از حرف ديگران و يا پست شمردن آنها انجام مي دهند و اين مال را از طريق نامشروع و يا مشكوك تهيه مي كنند. علت آن كاري است كه يك سري افراد بي مسئوليت انجام مي دهند يعني نذر خود را ادا نمي كنند و يا در مراسم تشييع جنازه و هزينه آن مشاركت نمي كنند. آنها مي گويند كه فلاني در مراسم شركت نكرد و يا آمد و هيچ پولي نداد. اين رفتارها به هيچ وجه خوب نبوده و بدور از اسلام است».

اين طريقه بعنوان يك طريقه صوفيه نيست كه داراي ذكر و برنامه هاي صوفيگري باشد. بلكه يك فكر و ايده اي است كه تعدادي طرفدار پيدا كرده است. اين فرقه به لحاظ فقهي، تابع مذهب مالكي هستند. ليكن برخي احكام خاص براي اتباع اين مكتب وضع شده است از قبيل: حرمت تدخين، موسيقي، تربيت سگ و خريد و فروش آن، عدم حرمت استفاده طلا براي مردان و غيره.

 

هـ - برخورد علماي سنگالي در برابر پيروان طريقه لاين

رفتار علماي سنگالي، رهبران مجامع مسلمان نسبت به ليمامو مبتني بر رد و عدم پذيرش او (همانطور كه او آگاه است)، مي باشد. در واقع علماء اساس مأموريتش را رد مي كنند. چون قرآن بطور واضح و آشكار تأكيد مي كند كه حضرت محمد(ص) نشان آخرين پيامبري خدا را دارد و اين بدان معناست كه در اسلام هيچ پيامبر بعدي نمي تواند آمده باشد و اين اتفاق نظري است كه به زمانهاي اوليه اسلام تا به امروز برمي گردد.

علماي محلي بطور حتم خواست ليمامو براي اصلاح سنتها و آداب و رسوم كساني كه اسلام را قبول نداشتند از نظر دور نداشتند، ولي نمي توانستند اين اصلاحات را كه اساس و پايه مكتب و آئين آسماني كه در قرآن مقدس به وضوح آمده زير سؤال مي برد، بپذيرند. به عنوان مثال قوانين نامتعارفي كه براي توسعه و گسترش اين فرقه همچون افزايش جمعيت انجام مي گيرد. آنها به مانند بخشي از مريدها ازدواج بدون حد و حصر و بيش از 4 همسر را كه برخلاف قانون اسلام است، انجام مي دهند.