صوفیگری در سنگال (بخش سوم)

  • کد خبر: 1611
  • منبع خبر: paysenafrique.blogfa.com

خلاصه صوفيگري در سنگال بسيار ديرينه بوده و تحولات بسياري را از زمان پيدايش به خود ديده است و سبب تولد طرق مذهبي گرديده است و اين طرق نقش بسيار مهم و تعيين كننده اي در انتشار و ترويج اسلام در توده آفريقائي داشته است.


طرق تصوف در جوامع سنگالي

هر فرقه در سنگال داراي يك سيستم دروني مي باشد كه بستگي به اعضاء و بويژه نقاط قوت و ضعف آنها دارد كه چنانچه با هم منسجم باشند اتحاد محكم اجتماعي بوجود آمده و به اين سيستم شانس بهتر و بيشتر براي يك حيات طولاني تر مي دهند كه تأثير عميق و ماندگاري در امور مختلف كشور مي گذارد. اين سيستم به شكل يك هرم مي باشد كه شيخ به عنوان سرپرست اعظم آن مي باشد و در سنگال به او خليفه كل مي گويند. شيخهاي آشنا به راه و رسوم در دومين رديف قرار دارند و شوراي مشورتي را تشكيل مي دهند و جهت اتخاذ تصميمات مهم از طرف خليفه، به او كمك مي كنند. آنها معمولاً از سطح فكري بالايي (روشنفكر) نسبت به بقيه برخوردار بوده و اصول اخلاقي بي عيب و نقصي داشته كه توسط اعضاي فرقه قابل پذيرش مي باشند. LAMINE GASSAMA، Mamadou.pp 50-100))

 

فرقه ها و زندگي سياسي

سياسي نمودن اسلام در سنگال همچنان بيشتر در قالب منافع انتخابي باقي مانده تا چيرگي قدرت. اين مسئله مربوط به هواداران فرقه بوده كه با رأي خود به ايجاد تداوم براي يك دستگاه سياسي كمك مي نمايند و اين واقعيت به شيوه پايدار استوار گرديده است. آنهايي كه قصد آشوب و تغييرات دارند با نيرو و قدرت اكثريت (95 درصد مسلمان كشور) روبرو مي باشند. در اوايل سال 1980 شيخهايي ظهور نمودند ولي نتوانستند لائيك بودن دولت سنگال را مورد خطاب قرار دهند.

در زمان سقوط شاه در ايران و تأسيس جمهوري  اسلامي در اين كشور مسيري تازه براي درهم شكستن دوقطبي بودن جهان (شرق و غرب) و مبارزات ايدئولوژيك دائمي بين كمونيسم و كاپيتاليسم براي تثبيت دنياي جديد اسلام مشخص شد. در اوايل دهه 80 شروع سياست كلي اعلام شده توسط رئيس جمهور سنگال «عبدو ديوف» (AbdouDIOUF) بعد از دستيابي به حكومت، غلياني در افكار و اعتقادات برانگيخت كه تاكنون در خفا مانده بود و اسلام گرايان نيز از آن بي بهره نبودند. اما قانون اساسي به مانند حربه اي براي بازيهاي سياسي، محسوب مي گرديد، زيرا توسط «لئوپولد سدار سنگور»( كه كاتوليك بود ) و با مانوري بسيار حرفه اي به تصويب رسيده بود. سنگور با هشياري از خطر و آگاهي از اكثريت مسلمان و نفوذ و سلطه شيوخ مذاهب اسلامي، با حركتي سياسي توانست با 47 رأي مثبت و دو رأي منفي از مجلس قانونگذاران اين متن را به تصويب برساند. اين تخطي از احترام به قوانين و آزاديهاي مسلمانان، «شيخ تيجان سي» را بر آن داشت تا در سال 1959 حزبي به نام «انسجام سنگاليها» را ايجاد نمايد. اين قانون تمركز سياسي بر پايه اظهارات و بيانات و همچنين حد و حصر بيان را برداشته و باعث شد اسلام از مدارس قرآني و چادرها براي ورود به سالنهاي بزرگ خارج گردد. تأثير فرقه ها براي انديشه ها و افكار راديكالي دو برابر شده كه سرانجام نبايد چيزي به جز يك جمهوري اسلامي باشد. ولي دو قطب فرقه اي و اسلامي به شكل ناهمگرا عمل مي كرد و از شروع اين سالهاي پرجوش و خروش، جنبش اسلامي تحولات بسياري را به خود ديد. برخي تصورات غلط خود را از دست دادند، ديگران به ايده آل خود رسيدند و برخي ديگر نيز نموداري جديد از استراتژيها با محدوديتهاي سياسي-اجتماعي وقت براي خود به ترسيم كشيدند. ارزيابيهاي بعضي به برخي ديگر برمي خورد و جنبش اسلامي نتوانست از آن به سلامت خارج شود.ttp://fr.wikipedia.org/wiki/religions_et_croyances_au_S%C3%A9n%C3%A9gal-pp 1-4)

 

فرقه ها و زندگي فرهنگي

بينانگذاران فرقه ها و مبلغان آنها از موعظه به عنوان آموزش وتدريس استفاده مي كردند. بدين منظور آنها مدارس قرآني تأسيس و در آنجا به آموزش قرآن و علوم اسلامي پرداختند. شيوخ خودشان تدريس دانش آموزان را بدست مي گرفتند تا  شاگردان آنها نيز بتوانند ارتقاء يافته و خود بتوانند مدارس خود را تأسيس كنند.

به اين ترتيب آموزش مذاهب تا آمدن استعمارگران فرانسوي ادامه يافت جائيكه آنها همچون رقيبي به آموزش لائيك  مي پرداختند و با روشها و ابزار متفاوت با گسترش اسلام به مقابله مي پرداختند. با اين وجود بايد اذعان داشت كه آموزش انجام گرفته در مؤسسات توسط افراد اين  فرقه ها ضعيف و اغلب به شكل سنتي تا استقلال كشور در سال 1960 باقي ماند. اين آموزش شامل حفظ قرآن توسط كودكان پس از سن 7 سالگي و به مدت 4 تا 10 سال بود. پس از آن دانش آموز بايد «القدري»(Alqadri)، «رساله» و «خليل»(Khalil)، كتابهاي حقوق اسلامي را در سطوح مقدماتي، متوسط و عالي مي آموخت.

مزيتهاي اين شكل آموزشي، تسلط كامل دانش آموز حتي با توجه به حجم بالاي مطالب بود. چراكه او به كمك زبان مادريش مي توانست آسانتر بياموزد و وقت خود را صرف تنها يك و يا دو موضوع كند و سپس به موضوعات ديگر بپردازد.

حدود يك ربع قرن، تحولي در بطن فرقه ها بوجود آمد و حفظ اين فرم از انتقال معلومات مذهبي را ميسر نساخت. در واقع خليفه ها، وارثان و مبلغان فرقه ها با وظايف لاينفك براي خلافت كه با كاربرد آموزشي فاصله داشت، مواجه شدند. بنابراين آنها تدريس را به پيروان واجد شرايط، ذيصلاح و مطمئن خود واگذار نمودند و نيازهاي مادي آموزگاران را مرتفع مي كردند تا آنها بتوانند با آسودگي خاطر خود را وقف كارشان كنند، اما در عمل اين مسئله و كمك به معلمان به همت خود دانش آموزان انجام مي گرفت تا استاد خود را از دست ندهند. مساجد مكاني براي تدريس بود و دانش آموزان و استادان بعد از نماز ظهر كار خود را در آنجا شروع مي كردند. برخي از استادان كلاسهايي را براي بعضي دانش آموزان قبل از ظهر برگزار مي كردند. (RAWANE MBAYE، ElHadj.pp 10-30)

 

فرقه ها و زندگي اقتصادي

فرقه ها همچنين با توليد محصولات كشاورزي در توسعه اقتصادي كشور شركت مي كنند و زراعت به عنوان يكي از پايه هاي اقتصاد سنگال محسوب مي شود. «مربوها»(Marabout-به تعبيري دعا نويسان) نيز فعاليت زيادي در اين بخش داشته و از مزارع بزرگ بادام زميني در مقابل آموزش مذهب و اسلام به دانش آموزان بهره برداري مي كردند.

 

جنبش اهل البيت در سنگال

تاريخ ورود شيعه به اين كشور از زمان هجرت لبنانيها به سنگال در سال 1880ميلادي آغاز شده است. هم اكنون جمعيت لبنانيهاي مقيم سنگال قريب به 25 هزار نفر است. اما حركت شيعه و معرفي تفكر جعفري در سنگال به ربع قرن مي رسد. از آن تاريخ شيخ «منعم الزين» (Abdel Monem Alzein- لبناني) فعاليت فكري را در بين مردم بومي سنگال آغاز نمود. اولين حركت وي، اعزام برخي از افراد مستعد سنگالي به لبنان، سوريه و جمهوري اسلامي ايران جهت فراگيري علوم حوزوي بود.

آنان پس از بازگشت به سنگال، اقدام به تبليغ و راه اندازي مدارس اسلامي كردند. طبق برخي آمار در خلال اين مدت قريب به 2500 نفر از افراد سنگالي رسماً به مذهب تشيع گرويدند و تعداد زيادي نيز بلحاظ اعتقادي آنرا پذيرفته اند.

افرادي كه در تبليغ و ترويج تفكر تشيع فعاليت دارند عبارتند از: شيخ عبدالمنعم الزين، شيخ ابراهيم چيام، شيخ نوح ماني، شيخ موسي جلو، سيد حامد، شيخ احمد سي و همچنين مدرسه سبطي الزهرا (س) متعلق به مرحوم شيخ مختار گِي.

در همين راستا، سازمان مدارس و حوزه هاي علميه خارج از كشور نيز با اعزام نماينده خود و تاسيس مركز علوم قرآني و دهها مدارس ديني، نقش بسزايي در ترويج مكتب اهل البيت در سنگال ايفا كرده است.

ورود شيعه به سنگال به همت و تلاش «المربيتيون» (Almorabitioune) كه از شيعه هاي فاطمي بودند انجام گرفت. بيش از هر چيز تأثير ماندگار فاطميها در ضمير اجتماعي-فرهنگي سنگاليها مورد توجه مي باشد.

با آمدن لبنانيهاي شيعه به سنگال در اواسط قرن هيجدهم، در علاقه سنگاليها با عشقي كه همواره به خاندان پيامبر اسلام(ص) داشتند تغييري حاصل ننمود و بر خلاف انتظاري كه مي رفت جامعه لبناني در سنگال بطور مؤثر به انتشار افكار شيعه در سنگال نپرداخت و فقط به تجارت و جاي گرفتن در جامعه سنگالي بسنده كرد.

نقطه نظر ديگر نشان مي دهد تغيير نظر سنگاليها نسبت به شيعه دوازده امامي پس از رويداد واقعه انقلاب اسلامي در سال 1979 در ايران آغاز شد. هم اكنون ملاحظه مي گردد به علت تحرك و پويايي فعاليتهاي يك سري از شيعيان، جوش و خروشي از افكار شيعه در اقشار مختلف اجتماعي-فرهنگي كشور پديد آمده است. به عنوان مثال مي توان از برنامه هاي راديوئي پرشنونده ترين راديو (راديو دنيا) در مورد شيعه از مارس تا ژوئن 1998 نام برد كه در آن مقابله شيعيان و وهابيون بود. اين برنامه كه بسياري از مربوهاي مريديه، تيجانيه و قادريه آنرا جذاب ترين برنامه ارزيابي مي كردند با سليقه هاي مختلفي مواجه بود. به همين خاطر شيعيان از مدير راديو تقاضا كردند تا قسمتهايي خاص براي آنها در نظر گرفته شود و هفته اي دو ساعت برنامه داشته باشند كه هم اكنون به خاطر سرمايه گذاري گسترده وهابيت متوقف مي باشد.

مشاهده مي گرددكه در سنگال تشابهاتي بين اعتقادات شيعيان و محليها مي باشد به عنوان مثال سمبل زنان سنگالي فاطمه زهرا (س) مي باشد كه او را به زبان محلي فاطيمتا، فاطومتو، فاطيما، فاطو، فاطي، فانتا، بينتو، بتر و ... مي گويند و تقريباً در اكثر خانواده هاي مسلمان اين اسامي و همچنين اسامي اهل بيت چون محمد، علي، حسن و حسين به چشم مي خورد، علي الخصوص وقتي مسلماني صاحب كودكان دوقلوي پسر مي شود آنها را حسن و حسين مي نامد و اين نشان دهنده جايگيري سنتهاي شيعيان در اذهان مردم اين كشور است. همچنين آنها نماز خود را با بسم الله بجاي آمين آغاز مي كنند، همانطوريكه دستان خود را به مانند شيعه ها باز نگه مي دارند.

مابين فرقه ها و شيعه تشابهاتي وجود دارد و اينكه هر دو داراي يك ساختار و سازماندهي اجتماعي مي باشند. رهبرانشان تقريباً در گروههاي مربوطه داراي يك نقش مي باشند. اگر تدابير اتخاذشده در راستاي اشاعه شيعه به روش ماندگار و به نحو مقتضي انجام گيرد اين كار سخت نخواهد بود. به عنوان مثال استعمارگران فرانسه پس از چندين جنگ خونين و بي فايده به مدت بيش از دو قرن بر عليه سنگاليها براي تصاحب آنها از نظر سياسي، نظامي و اداري به منظور انتشار بيشتر فرهنگشان و تثبيت نمودن حكومتشان، به اين نتيجه رسيدند كه مي بايست با سنگاليها به منظور آتش بس مذاكره كنند و با آنها براي ايجاد صلحي پايدار و كار كردن در راستاي منافع مردمي هماهنگ شوند. از جمله در ابتدا اهالي شهر داكار، سن لوئي، روفيسك و جزيره گوره حقوقي برابر با اهالي شهر پاريس داشته باشند و تمامي مناطق تصرف شده توسط فرانسويان بطور مشترك با سنگاليها اداره گردند و تمامي اهالي مهاجر كشورهاي آفريقائي تصرف شده در سنگال شامل اين حق باشند.

اين مثال نشان مي دهد كه ملت سنگال نمي پذيرند كه يك بيگانه شامل حقي برابر با آنها باشد مگر اينكه حق آنها را محترم شمارد  و فرانسويها، آلمانيها، انگليسيها و آمريكائيها آگاهي دارند كه بايد فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي شان را در كشور با همكاري سنگاليها انجام دهند. سعوديها و كويتيها براي انتشار افكار ايدئولوژيك و فرهنگشان مستقيماً از خود سنگاليها استفاده مي كنند. سنگاليها، اعراب را عموماً افرادي نژادپرست و طرفدار برده داري و تشنه سلطه مي دانند و جنگهاي بين آفريقاي سياه و اعراب و رويدادهاي دردآوري چون جنگ بين سنگال-موريتاني باعث گرديده تا سنگاليها به اعراب و نژادهاي مشابه چون ساكنان خاورميانه و نزديك ، لقب «نار» به معناي آتش دهند و در زبان سنگالي اين كلمه به عنوان هر چيز منفي چون رياكاري، دروغ، فريب، حرص و طمع و ... مي باشد. اصطلاحي عوامانه بين سنگاليها مي باشند كه «اگر يك نار را بكشي يك مسلمان را كشته اي و اگر او را رها كني در واقع ريا و تزوير را رها نموده اي».

ملت سنگال عليرغم اين بيگانه ستيزي معمولاً آنها را به روش اسلامي در جمع خود پذيرا مي شوند. به اين ترتيب شيعيان ايراني كه قصد دارند در سنگال فعاليت نمايند ضروري است كه بايد از اين مثالها الگو گرفته و به مردم نزديك گرديده و از آنها فاصله نگيرند. آنها بايد در اجراي تصميمات گرفته شده عمل گرايانه، كارآمد و روشمند بوده و در قول خود ثابت قدم باشند. آنها بايد همچنين پرتحرك و با نشاط از هيچ تلاش و كوششي براي رسيدن به اهداف خود فروگذار ننمايند. (CAMUS، Cathrine.pp 30-45).

 

كدام استراتژي براي اشاعه شيعه در سنگال

به عنوان نمونه بايد يادآور شد كه پيامبر (ص) براي اولين بار مدرسه اي كه كارش تعليم و تربيت پيرواني براي اشاعه اسلام و تحقق رسالت والايش بود، ايجاد كرد كه كارش تبليغ و آموزش با هدف ارتقاء‌ دانسته ها جهت تثبيت درست ايدئولوژي اسلامي و يكتاپرستي بود.

با الگو گرفتن از اين تجربه پيامبر اكرم (ص)، دامادش و وارث و جانشين قانوني او علي بن ابيطالب و اهميتي كه براي تعليم و آموزش و هدايت پيروان و اصحاب داشت به گستراندن آموزش در كليه شاخه ها و رشته هاي علمي قائل بود موفق به تربيت تعداد زيادي از اصحاب و پيروان ناب اسلامي شد. اين همان است كه در شيعه خواسته شده و عليرغم خصومتهاي دائمي دشمنان مي بايد به گسترش آن اقدام كرد.

پيروان شيعه هم اكنون بايد اين ارث را بخوبي پاسداري و تا  حد امكان آنرا با واقعيتهاي اجتماعي-فرهنگي كشورهاي مختلف منطبق نمايند و براي اين كار به كمك آنهايي كه هم اعتقاد مي باشند تكيه كنند. قابل ذكر است كه عليرغم رفتار عده اي از مسئولين جامعه شيعيان سنگالي كه در نظر اكثريت معنايي بجز غني بودن ابزاري و فخرفروشي ندارد، انجمني به نام جماعت «انصار المحمد» كه متشكل از دانشگاهيان، پزشكان، مهندسان، حقوقدانان، دانشجويان، تاجران و كارگران تمامي بدنه هاي شغلي مي باشد، تشكيل شد. چرا چنين انجمني؟

زيرا مردم شاهد عدم انسجام بين برخي اشخاص كه نتوانستند با وحدت تشكل يافته، از منافع جامعه كوچك شيعيان سنگالي دفاع كنند، بودند. وجود اختلافات فردي در ميان مسئولين نخستين و اصلي جنبش اهل البيت در سنگال باعث گرديد اين جنبش نتواند بطور مؤثر عمل نمايد.

با ملاحظه اين موضوع، اين انجمن بايد براي عهده دار شدن مشكلات جامعه شيعيان سنگالي از نظر فرهنگي و جهت انتشار روشن و صحيح انديشه اهل البيت همچون امام خميني (قدس سره) بنيانگذار جمهوري انقلاب اسلامي ايران و حضرت آقاي خامنه اي رهبر معظم كنوني از طريق روشهاي ساده و متواضعانه دست بكار شود و با كارهايي از قبيل پخش برنامه هاي راديو-تلويزيون، مقالات در روزنامه ها، كتابها، نوارهاي سمعي-بصري فعاليت خود را توسعه دهد. همچنين مراسمهاي مذهبي سازماندهي شده و منظم چون مولوديها، عيد غدير، عاشورا، تولد حضرت زهراء(س) و عيد مبعث را تدارك ببينند. (www.au-senegal.com/-les-religions-et-les-croyances-du-.htm- pp 1-6)

 

وهابيت در سنگال:

از آنجا كه وهابيت جايگاه خاصي بين مردم سنگال ندارد، سردمداران اين فرقه ضاله با استفاده از جهالت مردم، تحت نامهاي «جماعه الفلاح» و «جماعه عبادالرحمن» وارد سنگال شده و فعاليت مي كنند.

فعاليت آنها عبارت از ساخت مساجد، مدارس ديني، اعزام دانشجو به عربستان جهت ادامه تحصيل در علوم اسلامي، توزيع قرآن به روايت ورش و اعزام مبلغين از عربستان به سنگال است.

حركت وهابيت، مراكز زيادي را در سنگال دارد كه مهمترين آن «معهد الدراسات الاسلاميه» و «بيت الزكات» مي باشد كه مقر آن در داكار است.

 

نقش مبلغان و ميسيونرهاي مسيحي در سنگال

وقتي در سنگال از اسلام صحبت مي كنيم نمي توان از نقش اشغالگران و ميسيونرهاي آنها حرفي به ميان نياورد. استعمارگران با اطلاع از منابع كشاورزي آفريقا با ايجاد تأسيسات بزرگ و يا كشت اجباري به فعاليت پرداختند. به عنوان مثال از زمينهاي سنگال براي كشت بادام زميني، مالي براي پنبه، ساحل عاج براي قهوه و كاكائو و غيره بهره برداري مي كردند. آنها همچنين معادن اين كشورها را اكتشاف نموده و تمامي اين كارها با بكارگيري آفريقائيان به كارهاي سخت و مشقت آميز و با كمترين دستمزد و بيشترين استفاده با تصاحب توسط اروپائيان، كاتوليكها يا پروتستانها بوده و ميسيونرهاي آنها براي دعوت مردم به مسيحيت به فعاليت پرداختند. آنها در سرزمينهاي اشغالي در شهرها يا روستاها مستقر شده و اقدام به ساخت كليساها نمودند. آنها با خانواده ها ملاقات و از حضرت مسيح صحبت مي كنند و به كمك آفريقائيهايي كه مسيحي مي باشند به تبليغ و رواج اين دين پرداختند.

ميسيونرها اقدام به ايجاد تعداد زيادي مدرسه كرده و خواندن و نوشتن و صحبت به زبان فرانسه را به دانش آموزان آفريقائي تعليم نمودند. آنها فكر مي كردند كه اين تكليف آنها براي توسعه تمدن اروپا مي باشد و اميدوار بودند تا با مردم آفريقا پيوند خورده و فهم متقابلي را ايجاد خواهند كرد. دانش آموزان برتر اغلب شانس ادامه تحصيلات و كسب كار اداري به مانند آنها داشتند. در برخي از مناطق سنگال (زيگنشور، محور ژوآل-فديوت) مسيونرها بسيار مورد پذيرش قرار گرفتند و موفق به دعوت بسياري از افراد شدند. در ديگر مناطق آنها با مقاومت مردم كه اين دعوت را رد مي كردند و پذيراي بيگانگان و اعتقادات جديدشان و شيوه نوين زندگيشان نبودند، روبرو شدند.

در غرب آفريقا به خصوص سنگال، اسلام به خوبي استقرار يافته بود كه اين دعوت بتواند بسيار مؤثر باشد. عليرغم خروج استعمارگران، تأثيرات آنها در آموزش و پرورش، بهداشت و فعاليتهاي اجتماعي كشور بسيار زياد بوده و دولت سنگال امتيازات قابل ملاحظه اي به آنها اعطاء نمود.pp 1-4) -www.wolof.org/way_of_life/religion/religion.htm(

 

نتيجه گيري:

صوفيگري در سنگال بسيار ديرينه بوده و تحولات بسياري را از زمان پيدايش به خود ديده است و سبب تولد طرق مذهبي گرديده است و اين طرق نقش بسيار مهم و تعيين كننده اي در انتشار و ترويج اسلام در توده آفريقائي داشته است. در بين آنها فرقه هاي مشهورتر در سنگال قادريه، تيجانيه و مريديه است، بطوريكه تا اخيراً سنگاليها بطور متوسط وجود اسلام را بدون وجود اين فرقه ها غيرممكن مي دانستند.

ملاحظه اي نشان مي دهد كه اكثريت طرفداران اين فرقه ها به منافع فوري و لحظه اي خود فكر مي كنند و تعداد كمي از آنها واقعاً جز هواداران واقعي مي باشند. اكثر مربوها و فرقه هاي صوفي سنگال، اسلام را به صورت لائيك با هماهنگي دولت تبليغ مي كنند، يعني آنرا محدود به حوزه فردي كرده و اسلام را در امور عمومي و جمعي وارد نمي كنند. به عنوان مثال نسبت به ترويج فساد و فحشاي عمومي مانند مراكز شرب خمر، بارها، رقاصخانه ها، فاحشه خانه ها، قمارخانه ها، رواج بي حجابي و ... هيچ عكس العمل منفي به دولت نشان نمي دهند و در اين زمينه هيچ اعتراض و انتقادي ندارند و همين باعث شده اسلام براي آنها غيرسياسي باشد. آنها از اسلام براي بسيج عمومي مردم جهت تحولات ريشه اي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي استفاده نمي كنند و اسلام در حد محدود و عمدتاً متحجرانه را مطرح مي نمايند كه اين مورد اعتراض روشنفكران ديني سنگال بوده و آنها را عامل عقب ماندگي كشور مي دانند.

اصلاح گران به نظر مي رسد فعاليت خود را دنبال مي نمايند تا بتوانند اصلاحاتي مادي و معنوي در بطن طريقه ايجاد كنند، زيرا آنها معتقدند كه اصلاحات ضروري و غيرقابل انكار مي باشد.

چنانچه طريقه را به بدن انسان تشبيه نمائيم كه داراي بيماري خطرناك و سختي است و حتماً نياز به عمل جراحي دارد. موفقيت و كاميابي در اصلاحات باعث ادامه حيات اسلام در سنگال بوده و بالابودن ظرفيت آن در توسعه امور در كشور لازم و اجتناب ناپذير مي باشد.