فتوحات مسلمانان در شمال آفريقا

  • کد خبر: 1625
  • منبع خبر: رزبلاگ

خلاصه فتوحات مسلمانان در شمال آفريقا را به دو دوره مي توان تقسيم نمود. دوره اول فتوحات در شمال آفریقا (سالهاي ۱۹ تا 35 ه.ق) و دوره دوم فتوحات در شمال آفريقا (سالهاي40 تا۶۰ هجری).


فتوحات مسلمانان در شمال آفريقا را به دو دوره مي توان تقسيم نمود. دوره اول فتوحات در شمال آفریقا (سالهاي ۱۹ تا 35 ه.ق) و دوره دوم فتوحات در شمال آفريقا (سالهاي40 تا۶۰ هجری).

 

دوره اول فتوحات مسلمانان در شمال آفريقا (سالهاي ۱۹ تا 35 ه.ق)

از سال ۱۹ هجری همزمان با خلافت عمربن خطاب سپاه مسلمانان به تدریج وارد شمال آفریقا شد. در ابتدا مسلمانان برای ورود به شمال آفریقا نیاز به نیروی دریایی نداشتند نیروهاي نظامي از طریق خاک مصر وارد شمال آفریقا شدند و در باریکه ساحلی بین مدیترانه و قسمت های پایین به پیشروي خود ادامه دادند. در شمال آفريقا بربرها به صورت قبيله اي زندگي مي كردند. مناطق ساحلي شمال آفريقا در آن زمان تحت نفوذ دولت روم بود در زمان خليفه دوم مسلمانان مصر و باریکه سواحل لیبی را متصرف شدند. پس از فتح مصر اين سرزمين بصورت سکوی حملات آتی مسلمانان به افریقا و پل ارتباطی بین شرق و غرب جهان اسلام درآمد. در عهد عثمان فتوحات مسلمانان در شمال آفريقا تا شهر برقه و طرابلس ادامه يافت. ظاهراً اين اقدامات بيشتر در جهت حفظ امنيت مصر بود. در دوره اولِ فتوحات شمال آفريقا، بسیاری از مسائلی که رخ مي داد، بر روی مرکز خلافت در مدینه تأثیر عکس داشت تا جایی که مصریان در اعتراض به  عملکرد فاتحین در شمال آفریقا و حاکمان مصری، در ماجراي قتل عثمان دخالت داشتند. در زمان خلافت علی (ع) سیاست فتوحات ادامه نیافت. فتوحات در شمال آفریقا از سال 35ه.ق (پایان خلافت عثمان) تا سال 40 یا 41 که معاویه قدرت را به دست گرفت دچار اختلال شده و متوقف گردید.

 

دوره دوم فتوحات مسلمانان در شمال آفريقا (سالهاي 40  تا ۶۰  ه.ق)

با روی کار آمدن دولت امویان بار دیگر مغرب مورد توجه قرار گرفت و معاویه بن ابی سفیان، در سال 50 ه.ق عقبه بن نافع را پرچمدار فتوحات در شمال افریقا نمود. او با بررسی اوضاع، چون ادامه فتوحات را در این مناطق سخت می دید، شهر قیروان را بنا نهاد تا پایگاهی باشد برای ادامه حملات نظامي مسلمانان به مناطق دورتر. گفته شده كه واژه قیروان معرب كلمه فارسي «کاروان» بوده است. مسلمين بر آن بودند تا مرکز قدرت و ثروت را در افریقیه تصرف نمایند.

در سال 55 ه.ق معاویه عقبه بن نافع را از پرچمداري فتوحات شمال آفريقا بركنار كرد.گفته شده كه عقبه در فتوحات از سیاست جنگاوری و خشونت استفاده می کرد. همچنين معاويه مسلمه بن مخلد انصاری را به ولایت مصر و افریقیه گماشت و او نیز ابومهاجر دینار را حکمران افریقیه کرد. ابومهاجر در برخورد با بومیان محلی از در صلح و آشتی درآمد و از آنان برای بیرون راندن رومیان استفاده کرد. او در جنگ با قبیله ای از بربرها در مناطق مغرب میانه به رهبری کسیله  پیروز شد و او را اسیر نمود. با مسلمان شدن کسیله قومش نیز به دین اسلام درآمد و در خدمت مسلمانان قرار گرفتند. با مرگ معاویه در سال 60 ه.ق و روي كار آمدن يزيد بار ديگر عقبه بن نافع از طرف يزيد فرمانروای افریقیه شد و مجدداً سیاست جنگاوری و خشونت را در فتوحات بكار گرفت. با اين روش بسياري از همراهانش از جمله کسیله با او دشمن شدند. كسيله از سپاه او جدا شد و به رومیان پیوست. وي در سال 62 ه.ق در فرصتي مناسب و در نبردي به نام «تهوده» عقبه و سپاه پنج هزار نفریش را محاصره و آنها را از بین برد. بايد توجه داشت كه هرگاه مرکز خلافت در مدينه دچار مشکل می شد طبيعتاً مصر و نقاط بعدی هم دچار مشکل می شد. با مرگ یزید کنترل بعضی سرزمین های مرکز خلافت هم از دست دمشق خارج شد. مسائل داخلی مرکز خلافت روی عملکرد مسلمانان و فتوحات آنها تأثير منفی داشت تا جایی که مسلمانان از شمال آفریقا تا نزدیکی مصر برمی گردند. کثیره رهبر بزرگ بربر با حمایت رومی ها تمام سرزمین های فتوحات قبلی در شمال آفریقا را پس می گیرند. حتی رومی ها قصد مناطق شام را می کنند.

باروی کار آمدن عبد الملک و حل مسئله زبیر و صلح با رومیان، وي متوجه شمال آفریقا شد. در اين زمان شخصی به نام زهیربن قیس براي جنگ با كسيله مأمور شد و در نبرد سختي بر او پيروز گشت. ولي در نبرد ديگري با روميان كشته شد. تمرکز عبدالملک روی شمال آفریقا و کشته شدن رهبر بربرها سبب شد تا مسلمانان پیشرفت های زیادی داشته باشند. پس از مدتي اين بار حسان بن نعمان غسانی بر ادامه فتوحات مأموريت يافت. وی با روابط آشتی جویانه با بربرها توانست آنها را از رومیان جدا کرده، برای مقابله با خود رومیان از آنها یاری جويد.

پس از مدتي مواضع نظامی مسلمانان در مغرب تقویت شد. ولي در این زمان بربرهای بُتر به رهبری زنی به نام کاهنه دست به شورش زدند. کاهنه بربر برنسی نبود بلکه از بدویان یا بترها بود. بدویان بیشتر تابع رفتارهای کرامت گونه و جادوگرانه کاهنه بودند حسان در برخورد با نیروهای کاهنه شکست سختی خورد و به برقه عقب نشینی کرد. بربرها به مدت 5 سال به ویران کردن شهرها و قلع و غارت اموال پرداختند تا مسلمانان را از باز پس گیری این مناطق منصرف کنند؛ قصه سخت شد بدویان به پیروی از کاهنه سیاست زمین سوخته را در پیش گرفتند هر جا آبادانی بود از بین بردند و عقب نشینی کردند.

در چند سال اولیه مسلمانان توفیقاتی در فتوحات نمی یابند عواملی مانند: عملکرد کاهنه و نارضایتی عمومی و ترس از بدبختی و خشکسالی بیشتر و پراکنده شدن افراد سبب شد تا نفوذ کاهنه در بین مردم محل کم شود و مسلمانان با شرایط بوجود آمده با اطرافیان کاهنه از جمله  فردی به نام خالد که اطلاعات زیادی از کاهنه داشت ارتباط برقرار کنند. حسان که به دنبال فرصت مناسبی برای جبران شکست خود بود با استفاده از سست شدن جایگاه کاهنه در میان یارانش، به جنگ با وی رفت و او را شکست داد. با پیشروی مسلمانان شهر تونس با استحکامات ساخته می شود و گروههایی از اعراب متوالیاََ در شمال آفریقا ساکن می شوند.

فرق فتوحات قبل از عبدالملک و بعد از آن در همین سیاست گسترده اسکان اعراب در سرزمین های فتح شده شمال آفریقا می باشد که این امر سبب تثبیت فتوحات در شمال آفریقا شد. عرب پس از تصرف يك منطقه، بسته به نوع تصرف آن منطقه سياست هايي را اجرا مي كرد:

صلح نامه می نوشت و قرارداد تنظيم مي نمود. دژهاي خود را بیرون از شهر تصرف شده برپا مي كرد تا محفوظ تر بوده و قدرت مانور بیشتري داشته باشد، عرب خیمه می زد و مستقر می شد و امكان اسکان تعداد زیادی از اعراب را در مناطق تصرف شده عملی مي كرد زیرا امروز که خیمه مي زدند و در آنجا مستقر مي شدند محلی ها با آنها بودند و ابراز مسلماني مي كردند ولي اگر فرداي آن روز اعراب در آن منطقه نبودند، بربرها غیرمسلمان شده و در كنترل اعراب نبودند. عبدالملک گفت اجازه نخواهم داد خانه ای در منطقه باشد مگر آنکه چادری از اعراب را در کنار آن بنا کنم.

از سال 73 ه.ق تا سال 88 ه.ق تلاش مسلمانان سبب شد تا سرزمین های از دست رفته قبلی مجدداً بدست آيد. ولید بن عبدالملک پس از مرگ پدر، عبدالله بن مروان را والی افریقا کرد و به جای حسان، موسی بن نصیر را درسال 89 حاکم نمود.

با روی کار آمدن موسی بن نصیر، وی به تقویت نیروی نظامی قیروان توجه کرد و حملات خود را برای فتح نقاط باقی مانده مغرب ادامه داد در دوره دوم فتوحات، مسلمانان موفق می شوند تا منطقه افریقیه و قیروان که توسط بومیان تصرف شده بود را تصرف نمایند. فتح مغرب ادامه پیشروی مسلمانان در قاره افریقا و فتح اندلس دروازه ورود آنها به خاک اروپا بود. فتح مغرب زمینه نشر هر چه بیشتر اسلام را فراهم نمود و نیز زمینه ساز فتح اندلس گردید. بالاخره فتح مغرب که از سال 19 ه.ق آغاز شده بود در سال 92 پس از حدود 70 سال به پایان رسید.

این منطقه تحت حاکمیت امویان بود تا این که در سایه هرج و مرج های جهان اسلام به هنگام درگیری میان امویان و عباسیان این مناطق عرصه حضور دو گروه خوارج بنی مدرار صفریه و خوارج اباضی منسوب به عبدلله بن اباض مرّی قرار گرفت و در نهایت با درخواست کمک اهالی منطقه از خلیفه عباسی، منصور توانست افریقیه راپس گرفته و مغرب تحت نفوذ عباسیان قرارگيرد.

 

منابع

-  ناصري طاهري،عبدالله،1392، مقدمه ای بر تاریخ مغرب اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

- عبدالمجید نعنعی، دولت امویان در آندلس، ترجمه محمد سپهر ، قم: انتشاراد پژوهشكده حوزه و دانشگاه

-  مونتگومری وات، اسپانیای اسلامی، ترجمه محمد علی طالقانی، تهران: بنگاه  ترجمه و نشر كتاب

 

حسين هاشم زاده درچه عابدي