نظام آموزشی تانزانیا

  • کد خبر: 1756
  • منبع خبر: کتاب «شیعیان تانزانیا»

خلاصه تا پیش از ورود اروپاییان به تانزانیای امروزی، آموزش در مناطق مختلف این کشور به طور کلی به دو شیوه انجام می شد. اولین نوع آموزش، تعلیم آداب و سنت های قبیله بود و دومین نوع آموزش، تعلیم قرآن و اصول اولیه اسلام در مکتب خانه های سنتی.


تا پیش از ورود اروپاییان به تانزانیای امروزی، آموزش در مناطق مختلف این کشور به­ طور کلی به دو شیوه انجام می شد. اولین نوع آموزش، تعلیم آداب و سنت های قبیله بود که بیشتر در قبایل گوناگون سرزمین اصلی رواج داشت و با توجه به جنسیت و رشد کودکان در مراحل مختلف انجام می شد. دومین نوع آموزش، تعلیم قرآن و اصول اولیه اسلام در مکتب خانه های سنتی بود و بیشتر در زنگبار و مناطق ساحلی تانزانیا رواج داشت.

این مدارس قرآنی نخستین محل آموزش مدون در تانزانیا بودند و برنامه اصلی آنها گرچه آموزش قرآن و اصول پایه ای دین اسلام بود، اما دانش آموزان در کنار آن، خواندن و نوشتن و ریاضی را نیز فرا می گرفتند. پس از تصرف تانگانیکا، اینگونه مدارس از سوی اروپاییان نادیده گرفته شد؛ ولی علیرغم میل آنان مکتب خانه­ها گسترش یافتند و اوج توسعه بین سال های 1920 تا 1930 م در نقاط مختلف تانزانیا بود. تخمین زده می شود در سال 1924 م حدود هفتصد مدرسه قرآنی با هشت هزار دانش آموز فقط در سرزمین اصلی تانزانیا فعال بودند که هشتاد درصد آن ها در مناطق ساحلی قرار داشتند. (Cameron &Dodd).

میسیونرهای مسیحی با هدف گسترش مسیحیت وارد تانگانیکا شدند و فعالیت ­های آموزشی زیادی انجام دادند. در سال 1914 م حدود هزار مدرسه میسیونری در تانگانیکا وجود داشت که تقریبا صد و پنجاه هزار دانش آموز را تعلیم می دادند. آلمانی­ها بعد از استعمار تانگانیکا، نخستین سیستم آموزشی غیر دینی را در این کشور بنیان گذاردند و هدف اصلی آنها پرورش نیروی مورد نیاز بومی برای اداره غیرمستقیم تانگانیکا بود. به همین دلیل از یک سو رویکردی سکولار بر این مدارس حاکم بود و از سوی دیگر بر اهمیت زبان سواحیلی تاکید زیادی می شد. این سیستم شامل یک دوره آموزش ابتدایی سه ساله در مدارس روستایی تانگانیکا، دوره سه ساله آموزش متوسطه و دوره دو ساله آموزش تخصصی بود. سیستم آموزشی آلمان ها دو ایراد عمده داشت: اول این­که دختران آفریقایی در این برنامه جایی نداشتند و دوم این­که اجرای آن عملا محدود به نواحی ساحلی تانگانیکا شده بود.

جنگ جهانی اول تاثیر زیادی بر روند آموزش در تانگانیکا گذاشت و سیستم آموزشی آلمانی ها در جریان جنگ از هم پاشید. با پایان جنگ جهانی اول، انگلیسی ها جای آلمانی ها را گرفتند و کوشیدند سیستم آموزشی را بازسازی نمایند. مهم­ترین تحول در سال های بعد از جنگ جهانی اول در تانگانیکا، ورود آفریقایی ­ها به عرصه آموزش بود، بویژه این­که مدارس تحت مدیریت بومیان، بیشتر مورد توجه مردم تانگانیکا قرار گرفت. در سال 1945 م بیش از 200 مدرسه ابتدایی، هشت مدرسه متوسطه و هشت مرکز تربیت معلم تحت مدیریت دولت و بومیان در تانگانیکا وجود داشت.

بعد از جنگ جهانی دوم برنامه­ای مدون برای گسترش آموزش در تانگانیکا طراحی شد که به برنامه توسعه ده ساله (56-1947) معروف است و هدف اصلی آن توسعه آموزش آفریقایی­ها بود. در این برنامه یک دوره چهارساله آموزش ابتدایی، چهار سال آموزش متوسطه و یک دوره دو ساله آموزش تکمیلی پیش بینی شده بود. به علت بی سوادی گسترده در تانگانیکا، هدف اصلی برنامه توسعه ده ساله توسعه آموزش ابتدایی بود. در 1947 م فقط هشتاد و سه هزار پسر و سی هزار دختر که ده درصد از کودکان را تشکیل می دادند، به آموزش ابتدایی دسترسی داشتند. از دیگر اولویت های اصلی برنامه توسعه، آموزش دختران آفریقایی بود.

برنامه ده ساله به لحاظ کمیت به بیشتر اهداف تعیین شده خود رسید و در برخی موارد نیز از اهداف تعیین شده پیشی گرفت. در سال 1956 م، 336 هزار کودک بین هشت تا یازده سال دوره ابتدایی را می گذراندند که صد هزار نفر آن ها دختر بودند. این تعداد شامل 39 درصد کل کودکان تانگانیکا می شد در حالی که هدف تعیین شده برنامه 36 درصد بود. توسعه آموزش متوسطه هم قابل توجه بود؛ در سال 1947م 534 دانش آموز در این مقطع تحصیل می کردند و در سال 1956 م این تعداد به دو هزار و پانصد دانش آموز رسید در حالی که هدف برنامه 1980 نفر بود. ظرفیت مراکز تربیت معلم نیز از 350 نفر به 870 نفر افزایش یافت.

پس از پایان موفقیت آمیز برنامه ده ساله، دولت استعماری تانگانیکا برنامه جدید پنج ساله­ای برای سال­های 1957م تا 1961م طراحی کرد. این برنامه دو هدف عمده را در نظر داشت: نخست تاکید بر دوره متوسطه و ایجاد امکان ادامه تحصیل برای دانش آموزان و دوم تاکید بر کیفیت آموزش. در نتیجه این برنامه، تعداد دانش آموزان متوسطه از دو هزار و هشتصد نفر به 44700 نفر رسید و 1200 دانش آموز تانگانیکایی نیز در دانشگاه های خارج از کشور مشغول تحصیل شدند. (همو).

در سال های اولیه استقلال تانزانیا، جولیوس نایرره اصلاحات مهمی را در جهت ارتقاء و بهبود وضعیت فرهنگی کشور انجام داد. او کلیه مراکز آموزشی خصوصی را ملی اعلام کرد و وزارت آموزش و پرورش مدیریت تمام مدارس را در کشور برعهده گرفت. اقدامات دولت مردان در ابتدا بر بسترسازی آموزشی در جامعه و ایجاد انگیزه متمرکز بود و پس از آن به صورت عملی در راه اصلاح ساختار آموزش کشور و تجهیز مدارس گام برداشتند و در دهه های 60 و 70 میلادی به موفقیت های قابل توجهی دست یافتند. در راستای ایجاد زیربناهای آموزشی مناسب، مسئولان آموزشی بر سیستم آموزشی مناسب تمرکز کردند و در سال 1961 م دولت وقت تانگانیکا با درخواست از سازمان علمی و فرهنگی یونسکو، خواهان بررسی و یافتن راه حل عملی و استراتژیک برای توسعه تحصیلات در تانزانیا شد. پیشنهادات یونسکو در آن سال به عنوان اساس و پایه توسعه آموزشی کشور در دهه های 60 و 70 میلادی مدنظر قرار گرفت.

با اعلام بیانیه آروشا در سال 1967 م دولت ضمن تاکید بر توسعه عملی آموزش و پرورش، آن را امر مهمی در ایجاد کشوری با زیربنای سوسیالیستی خواند. برخی از خطوط کلی برنامه همچون قطعنامه موسوما، مانع از ورود مستقیم دانش آموزان پس از پایان دوره متوسطه به دانشگاه می شد؛ در عوض آن ها را تشویق می­کرد به آموزش­های حرفه­ای و علوم و تکنولوژی به پردازند و در صدد رفع مشکلات جامعه خود برآیند. مسئولان نیز کسانی را که قصد ادامه تحصیل و نائل آمدن به تحصیلات عالی را داشتند، به صورت عملی ارزیابی کردند و اقداماتی را در جهت تسهیل ورود آن ها به سطوح عالی انجام دادند.

به عبارت دیگر در بیست سال پس از استقلال، دولت تانزانیا با پی بردن به این حقیقت که باید تحولی نو در سیستم آموزشی کشور پدید آورد، به ارزشیابی همه برنامه­های آموزشی کشور پرداخت. در نوامبر 1980 نایرره رئیس جمهور وقت با انتصاب کمیسیون سیزده نفره­ای از بخش های مختلف، آن ها را موظف به بررسی سیستم آموزشی کشور و اصلاحات اساسی در آن کرد. این کمیسیون پس از نظرسنجی از کارشناسان و مردم و برگزاری جلسات کارشناسی، دستورالعمل اجرایی اصلاح سیستم آموزش کشور را تدوین کرد که پس از تصویب آن توسط نایرره در سال 1982 م به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ گردید.

طبق این دستور العمل ساختار آموزشی تانزانیا دارای هفت سال دوره ابتدایی، چهار سال دوره متوسطه، دو سال دوره عالی متوسطه و سه سال آموزش عالی شامل تعلیمات فنی و حرفه ای و تحصیلات دانشگاهی است. هزینه­های آموزشی فقط شامل معلمان و لوازم آموزشی می­شود و والدین دانش آموزان باید شهریه فرزندان خود را به مدارس به پردازند.

زبان آموزشی در دوره ابتدایی زبان سواحیلی است به این صورت که تا سال سوم کلیه دروس به زبان سواحیلی تدریس می شود و از سال چهارم تا هفتم انگلیسی به عنوان یک واحد به دانش آموزان آموخته می شود و در دوره متوسطه بیشتر درس ها به زبان انگلیسی آموزش داده می شود. انستیتو تحصیلات تانزانیا، نهادی است که انحصار کامل بررسی وضعیت متون آموزشی و برنامه های تحصیلی کلیه مقاطع تحصیلی از کودکستان تا پایان دوره دبیرستان را بر عهده دارد.

سیاست­های آموزشی دولت نایرره، موجب شد شمار باسوادان کشور به 85 درصد برسد و تانزانیا به یکی از موفق­ترین کشورهای جهان در زمینه آموزشی تبدیل شود؛ اما پس از کنار رفتن نایرره و چرخش نظام سیاسی از سیستم سوسیالیستی به سرمایه داری، وضعیت آموزشی تا حدودی افت کرد. کاهش حمایت دولت از مدارس و افزایش شهریه تحصیلی و گسترش فقر عمومی در سال های گذشته، سبب شد بسیاری از خانواده های تانزانیایی به ویژه در مناطق روستایی فرزندان خود را به مدرسه نفرستند. نظارت دولتی بر امر آموزش نیز کاهش یافت و به همین دلیل براساس آمارهای غیر رسمی، در حال حاضر نرخ باسوادی در کشور به 65 درصد سقوط کرده است که البته مورد قبول دولت تانزانیا نیست. (عرب احمدی).

در کنار موسسات دولتی فعال در امر آموزش، موسسات آموزشی مذهبی نیز فعال هستند. این موسسات بیشتر به مسلمانان و مسیحیان تعلق دارند و یکی از مهم­ترین اینگونه مراکز آموزشی، موسسه بلال مسلم میشن متعلق به شیعیان است.

آموزش عالی در تانزانیا شامل چند مرکز تحصیلات عالیه و دانشگاه دارالسلام است و مقاطع تحصیلی دیپلم، فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکتری را در بر می گیرد. حداقل دوره تحصیلات عالی در تانزانیا سه سال است و دانش آموزان پس از دانش آموختگی از دبیرستان، اجازه راهیابی به مقاطع مختلف این دوره را دارند. پایین­ترین مراکز آموزش عالی از لحاظ سطح علمی، انستیتوهای فنی و حرفه­ای هستند که پس از سپری شدن سه سال به دانشجویان و کارآموزان خود مدرک دیپلم و فوق دیپلم اعطا می کنند.

مهم­ترین این مراکز فنی و حرفه­ای عبارتند از: انستیتو مدیریت امور مالی، انستیتو حمل و نقل دارالسلام، انستیتو علوم دریایی و ماهی­گیری زنگبار، کالج فنی حرفه­ای امبیا، انستیتو مطالعات اجتماعی، انستیتو روابط بین الملل، انستیتو جنگل و ذخایر طبیعی، انستیتو معدن و زمین شناسی، انستیتو مطالعات ذخایر آب، کالج فنی حرفه­ای آروشا، انستیتو مطالعات توسعه، انستیتو مطالعات اجتماعی و ارتباطات جمعی، انستیتو روزنامه نگاری و انستیتو علوم کشاورزی سوکوئینه.

تا اوایل دهه 90 میلادی همه دانشجویان این موسسات، موظف بودند پس از اتمام تحصیلات خود یک سال دوره خدمت نظام وظیفه را نیز انجام دهند؛ ولی از سال 1993 م این برنامه مسکوت مانده است.

دانشگاه دارالسلام در حال حاضر بزرگ­ترین مرکز آموزش عالی تانزانیا محسوب می شود و در سال 1970 م بنا به تصمیم اتحادیه شرق آفریقا تاسیس گردید. هدف اصلی تاسیس دانشگاه در آن زمان، تبدیل آن به دانشگاه خاص اتحادیه شرق آفریقا و تربیت نیروهای متخصص برای کشورهای عضو اتحادیه بود. دانشگاه دارالسلام پس از انحلال اتحادیه شرق آفریقا، به کشور تانزانیا اختصاص یافت و دولت هزینه­های آن را بر عهده گرفت. دانشگاه دارالسلام شش دانشکده دارد که عبارتند از: دانشکده هنر و علوم اجتماعی، دانشکده آموزش، دانشکده حقوق، دانشکده تجارت، بازرگانی و مدیریت، دانشکده مهندسی و دانشکده علوم. همچنین این دانشگاه دارای چند موسسه آموزش عالی است که عبارتند از: انستیتو علوم دریایی، انستیتو مطالعات توسعه اجتماعی، انستیتو کامپیوتر، انستیتو مدیریت تولید و بهبود آموزش، انستیتو تحقیقات زبان سواحیلی و انستیتو تحقیقات آماری.

این دانشگاه دو کالج بزرگ علمی نیز دارد که هر یک سیستم آموزشی خاص خود را اجرا می کنند. این دو کالج استقلال قابل ملاحظه ای دارند و تنها روسای این مراکز از سوی رئیس دانشگاه انتخاب می شوند. اول کالج پزشکی موهمبیلی که در برگیرنده علوم مختلف پزشکی است و قبلا به دانشکده پزشکی معروف بود؛ اما با گسترش دامنه فعالیت و رشته های آن به کالج تغییر نام یافت. بزرگ ترین بیمارستان دارالسلام زیر نظر این کالج اداره می شود و اکثر پزشکان کشور نیز  از دانش آموختگان این کالج هستند. دوم کالج مطالعات شهری و معماری که قبلا موسوم به انستیتو زمین و مطالعات شهری بود و در زمینه شهرسازی طرح و برنامه ارائه می دهد.

دانشگاه دارالسلام اهمیت زیادی برای تانزانیا دارد؛ رئیس جمهور به صورت تشریفاتی رییس دانشگاه است و اکنون در آن حدود 900 استاد و تقریبا دوازده هزار دانشجو اشتغال به تعلیم و تعلم دارند. دولت منبع اصلی تامین کننده نیازهای مالی دانشگاه محسوب می گردد؛ اما به دلیل کافی نبودن بودجه دولتی، اتکاء دانشگاه بیشتر به شهریه دانشجویان و کمک های مالی کشورهای خارجی همچون نروژ، فنلاند، سوئد، دانمارک، اتحادیه اروپا، ژاپن و ایالات متحده آمریکا است.

شهریه دانشجویان در مقایسه با وضعیت زندگی مردم بسیار بالا است و دانشجویانی که هزینه تحصیل را خود پرداخت می نمایند، فشار سختی را تحمل می کنند و همین مسئله موجب اعتراض های زیادی شده است. از سال 1994 م دانشگاه آزاد تانزانیا نیز فعالیت آموزشی خود را آغاز کرد و از سوی وزارت آموزش عالی و تکنولوژی به رسمیت شناخته شد. دانشگاه مهم دیگر تانزانیا دانشگاه زنگبار است و علاوه بر آن دولت درصدد است در آینده نزدیک، کالج پزشکی موهمبیلی و انستیتو کشاورزی سوکوئینه را به دانشگاه های مستقلی تبدیل کند. (همو).

 

منبع: کتاب «شیعیان تانزانیا، وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی»/ سید احمد سیدمرادی/ ص 79- 87.