تأملی بر گروه های سلفی در نیجریه

  • کد خبر: 1783
  • منبع خبر: رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران - لاگوس

خلاصه در طول چند سال گذشته، سلفی گری و بنیادگرایی مذهبی که پس از آن به افراط گرایی و تروریسم تبدیل شده است، بر مواضع معتدل اسلامی در کشور نیجریه برتری یافته و شرایط و مواضع مسلمانان را تحت تأثیر قرار داده است.


امروزه شمال نیجریه یکی از متشنج ترین مناطق این کشور را تشکیل می دهد. گرچه ورود اسلام به این مناطق، نه از طریق غلبه و سلطه جویی بوده، بلکه باروش های مختلفی از جمله گرایش ها و جذابیت های دینی، برادری و بازرگانی گسترش یافته است. ورود و حضور دین اسلام در مناطق مذکور، توسعه سیاسی را نیز با خود به همراه داشت و در کشمکش های محلی بر سر قدرت نیز نیرویی تعیین کننده بوده است.

 نیجریه که به مناطق مسلمان و مسیحی نشین تقسیم شده نیز از دیرباز در چنین جنگی درگیر است بسیاری از اسلام گرایان این کشور درصدد تبدیل آن به یک کشور اسلامی هستند.

قدرت اجتماعی و فرهنگی اسلام نیز به جوامع مسلمان، قدرت و اقتدار بیشتری در تنازعات قومی و فرهنگی در سطح منطقه اعطاء می کند. این کشور پرجمعیت در غرب آفریقا، به لحاظ وجود قدرتمند روحیات و خواسته ها و تمایلات اسلامی توأم با آگاهی های سیاسی، می تواند رهبری بالقوه حرکت های اسلامی را براساس پیشینه و تجربه تاریخی یکصد ساله حکومت اسلامی سوکوتو، برعهده گیرد و داعیه احیاگری اسلامی را تجدید نماید.

عواملی که سبب بروز پدیده «اسلام گرایی» در نیجریه گردیده است را شاید به توان در سطور زیر خلاصه نمود:

1- وقوع جنبش میتاتسین-Maitatsine-به رهبری «محمدمروا» که با فعالیت های خشونت آمیز و تلفات و خسارات فراوان مالی در مناطق شمالی این کشور در دهه 1980 میلادی  به وقوع پیوست.

2- شروع نهضت «شریعت خواهی» و طرح آن در مجلس سنای دولت فدرال طی سال 1978 و سالهای 89-1988 که مآلاً منجر به انجام تغییراتی در قانون اساسی کشور گردید.

3- مجادلات بر سر موضوع عضویت نیجریه در «سازمان کنفرانس اسلامی» و برخوردهای شدید میان مسلمانان و مسیحیان و متعاقب آن شورش های دینی در کادونا در دهه 80 میلادی.

4- تأسیس و ظهور جنبش های اسلامی در نیجریه با الگوبرداری از تحولات سیاسی، اجتماعی و دینی در نقاط مختلف جهان از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران خصوصاً در مناطق شمالی آن کشور.

5- انتخاب رئیس جمهور مسیحی در کشوری که اکثریت جمعیت آن مسلمان است.

6- گسترش بیداری اسلامی واحیای مطالبات نهفته مردمی در خصوص انجام اصلاحات بر اساس قوانین اسلام و شریعت.

همچنین شرایط دیگری از جمله: وجود فقر گسترده و فراگیر در کشور و افزایش فاصله طبقاتی میان فقر و غنا در جامعه، فقدان امنیت و کنترل کافی مرزهای سیاسی، فساد آشکار نظام های سیاسی حاکم بر کشور، وضعیت بسیار بد اقتصادی و... شرایط مساعدی را برای فعالیت جنبش های جهادی متأثر از اقدامات القاعده را در این کشور بوجود آورد.

بررسی چالش های تحولات اسلامی در نیجریه نشان می دهد، پس از در گذشت «شیخ ابوبکر قومی» - Gumi-؛ رهبر کاریزماتیک مسلمانان شمال کشور در سال 1992 میلادی و پس از دوره کوتاهی از تغییرات، سرعت گرایشات اسلامی بار دیگر روبه رشد نهاد و گروهی از مسلمانان شمال را بر این باور راسخ تر نمود که به طرفداری از رهبران جوان خود اعتقاد داشته باشند.

شیخ ابوبکر قومی (1992-1922میلادی)، با انتقاد از رهبران صوفی از فرقه های «تیجانیه» و «قادریه» در کانون توجه مسلمانان شمال کشور قرار گرفت و با ترجمه قرآن کریم به زبان محلی هوساء و انتشار 20 میلیون جلد آن در مناطق هوساءنشین توانست اشراف خود را بر هدایت مسائل دینی به اثبات برساند. او ابتدا با فعالیت در مدارس وابسته به «جماعت نصرالاسلام»-JNI-در شهر «کادونا»، آثار علمی خود را انتشار داد، اما برای بسط و گسترش این فعالیت ها و خصوصاً اختلاف با طریقت های صوفی در رد «عرفان»،احساس کرد که نیازمند پشتیبانی و حمایت مالی و معنوی فراوانی است، از اینرو با گرایش به سمت پادشاهی عربستان سعودی، این امر را محقق ساخت. افکار قومی، برای مدت بیش از 20 سال، موجب بحران در گیری خشونت بار دو جناح فکری در کشور در دهه 1980 گردید.

همزمان با فعالیت های «شیخ قومی» گروه دیگری تحت عنوان «ازاله البدعه واقامه السنه» -انجمن حذف از نوآوری و برقراری سنت– در سال 1978 میلادی در شهر «جاس» -JOS- توسط شیخ «اسماعیلا»- Ismaila- تأسیس شد. این جنبش که با شعار ضد صوفی گری و به منظور مبارزه با آنچه که به عنوان «بدعت»-bida-(نوآوری) نام نهاده شده، پا به عرصه فعالیت گذاشت، امروزه به عنوان یکی از بزرگ ترین جنبش اسلامی نه تنها در شمال نیجریه، بلکه در کل کشور و حتی در کشورهای همسایه: نیجر، چاد و.... خصوصاً در امور آموزشی و مدارس فعال است.

در طول چند سال گذشته، سلفی گری و بنیادگرایی مذهبی که پس از آن به افراط گرایی و تروریسم تبدیل شده است، بر مواضع معتدل اسلامی در کشور نیجریه برتری یافته و شرایط و مواضع مسلمانان را تحت تأثیر قرار داده است.

یکی از این گروه ها، «جماعه اهل السنه للدعوه والجهاد» است که در زبان «هوساء» به «بوکوحرام» یعنی «بدست آوردن از حرام» مشهور شده است.

این سازمان جهادی، گروهی شبه نظامی می باشند که در شمال شرقی نیجریه، شمال کامرون و در کشور نیجر فعالیت دارند. مرکز آن در شهر «میدیگوری»؛ مرکزایالت "بورنو" می باشد. این سازمان به دنبال ایجاد یک دولت اسلامی «خالص » بر اساس قوانین شریعت، در سال 2001 میلادی توسط «محمد یوسف» تشکیل شده است. بدین منظور، آنان با حمله به مسیحیان و اهداف دولتی، بمب گذاری در کلیساها، حمله به مدارس و مراکز پلیس، از جمله ربودن گردشگران غربی سبب بروز خشونت و رعب و وحشت در سراسر نیجریه گردیده اند.

تعداد کشته شدگان توسط این گروه در بین سالهای 2013-2001 را به 10 هزار نفر تخمین رده اند.

بر اساس گزارش های موجود، این گروه، سازماندهی منسجم و مشخص ندارد و به طور کلی به سه جناح عمده و یک گروه انشعابی به نام  «انصارو»-ANSARu– که رهبرآن «ابوبکرشیکائو»-Shekau- می باشد، تقسیم  شده است.

در رابطه با اینکه آیا این گروه به گروه های جهادی در خارج از نیجریه مرتبط می باشند، اختلاف نظر وجود دارد. به گفته یکی از فرماندهان نظامی آمریکا، بوکوحرام  به احتمال زیاد با القاعده در مغرب اسلامی مرتبط است. اما برخی دیگر هیچ نشانه ای از حمایت های مادی بین المللی در این خصوص ارائه نکرده اند. در تاریخ 13 نوامبر 2013، دولت ایالات متحده این گروه رابه عنوان یک سازمان تروریستی تعیین کرده است.

گفته می شود بسیاری از رادیکال های ارشد این گروه، از واعظ اسلامی «رهبرجنبش میتاتسین»؛ الگو گرفته اند. اما برخی دیگر معتقدند این گروه از اختلافات بین قومی باانگیزه دینی بهره برداری می نماید. اعضای این گروه با جمعیت مسلمان محلی ارتباط برقرار نمی کند و ترور هر کسی که نسبت به آن گروه انتقاد کند؛ حتی اگر از روحانیون مسلمان باشد را جایز می دانند.

این گروه، تعامل با جهان غرب را حرام و ممنوع دانسته و خواهان استقرار حکومت اسلامی در نیجریه است. گفته می شود: این گروه تحت نام «شباب»-Shabaab-؛ سازمان جوانان مسلمان ؛ به رهبریت «معلم لاوال» در سال 1995 فعالیت می کرده است.

یکی از کارشناسان و پژوهشگران متخصص در خصوص «بوکوحرام» اعلام داشت: عامل شورش های خشونت آمیز در نیجریه در نهایت به دلیل «عواقب سرخوردگی از فساد فراگیر در کشور، ضعف اجتماعی همراه با فقر و بیکاری می باشد.

وی خاطر نشان می سازد، این گروه عملیات خود را در طول هفت سال اول فعالیت خود، به طور مسالمت آمیز انجام می دادند. اما در سال 2009 با تغییر شرایط توسط دولت فدرال نسبت به برخورد خشونت آمیز با این گروه و دستگیری رهبر آن و متعاقب آن کشته شدن «محمدیوسف» رهبر این گروه در حالیکه در بازداشت پلیس بسر می برد با انتخاب رهبر جدید این گروه که تاکنون هویت آن ناشناخته مانده است، خشونت ها بطور فزاینده ای ادامه دارد.

گروه دیگری که از سازمان جهادی «بوکوحرام» یا القاعده نیجریه انشعاب یافته، «جماعه انصار المسلمین فی بلادالسودان» یا «گروه پیشتازان حفاظت از مسلمانان در سرزمین سیاهان» معروف به "انصارو" – Ansaru - می باشد که از زیر شاخه های بوکوحرام بوده و در ژانویه 2012 تأسیس گردیده است.

در اولین بیانیه این گروه که در ژانویه همان سال بر روی اینترنت منتشر شد، نام رهبرآن را «ابوعصمه الانصاری» یا «ابواسامه الانصاری» اعلام نموده اند. این گروه اعلام نمود که اقدامات بوکوحرام در خصوص کشتار مسلمانان غیرانسانی بوده و اهداف خود را حمایت از حرکت جهادی شیخ عثمان دان فودیو در برقراری حکومت اسلامی قلمداد کرد. شعار این گروه «جهادفی سبیل الله» می باشد. تفاوت عمده این گروه با «بوکو حرام»،آنست که این گروه مدعی دفاع از منافع و حقوق مسلمانان در تمام آفریقا است.

 

تهیه و تنظیم: محمد قربان زاده