شمه ای از سیره رضوی

  • کد خبر: 1836
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی شیعیان آفریقا

خلاصه شناخت رفتار و کردار معصومین ما را در دنبال کردن مکتب اهل بیت یاری می کند. این سیره ابعاد گسترده ای دارد که به شناخت سیره ایشان در ابعاد گوناگون منجر می شود. در این نوشتار به چند نمونه از سیره امام رضا علیه السلام اشاره می شود.


شناخت رفتار و کردار معصومین ما را در دنبال کردن مکتب اهل بیت یاری می کند. این سیره ابعاد گسترده ای دارد که به شناخت سیره ایشان در ابعاد گوناگون منجر می شود. در این نوشتار به چند نمونه از سیره امام رضا علیه السلام اشاره می شود.

 

امام و دوستان

یکی از بخشهای بسیار آموزنده از سیره و امام رضا علیه السلام روش برخورد با شیعیان و دوستان اهل بیت بوده است. امام در برخورد با دوستان کمال دقت را می نمود و درسهای آموزنده ای برای ما به یادگار گذاشت.

* موسی بن سیار می گوید: با حضرت رضا علیه السلام بودم. نزدیک دیوارهای طوس رسیده بودم ناله و گریه ای شنیدم جستجو کردم. چشمم به جنازه ای افتاد که می آوردند در همین موقع حضرت رضا علیه السلام از اسبش پیاده شد. به طرف جنازه آمد آن را بلند نمود چنان به جنازه چسبیده بود مثل بچه ای که به مادرش می چسبد. آنگاه رو به من نمود و فرمود: من شیع جنازة ولی من اولیا ئنا خرج من ذنوبه کیوم ولدته امّه لا ذنب له؛ هرکسی جنازه یکی از دوستان ما را تشییع نماید، از گناه پاک می شود. مثل روزی که از مادر متولد شده است.

بالاخره جنازه را کنار قبر گذاشتند، امام علیه السلام مردم را یک طرف کرد تا میت را مشاهده نمود. دست خود را بر سینه اش گذاشت و فرمود: فلانی تو را بشارت به بهشت می دهم. دیگر بعد از این ناراحتی نخواهی داشت.

عرض کردم: فدایت شوم! مگر این مرد را می شناسی اینجا سرزمینی است که تاکنون در آن گام ننهاده ای. فرمود: موسی! مگر نمی دانی اعمال شیعیان هر صبح و شام بر ما عرضه داشته می شود: فما کان من التقصیر فی اعمالهم سألنا الله تعالی الصفح لصاحبه و ماکان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه.

اگر کوتاهی در اعمال کرده باشد از خداوند درخواست می کنم بگذرد از او چنانچه کار نیکی انجام داده باشد درخواست پاداش برای او می نمایم.[1]

 

نسبت به غلامان و کارگران

امام رضا علیه السلام در راستای دفاع از حقوق مردم توجه ویژه ای به حقوق کارگران و غلامان داشتند که نمونه ای را بیان می نماییم.

سلیمان جعفری می گوید: برای انجام کاری خدمت علی بن موسی الرضا علیه السلام بودم. خواستم به منزل برگردم. امام فرمود: با من بیا و امشب نزد ما باش... با آن حضرت رهسپار شدم تا وارد خانه شد، هنگام غروب آفتاب بود. غلامان در خانه به بنایی و بستن میخ آخور چهارپایان و کارهای دیگر مشغول بودند. با آنان مرد رنگین پوستی نیز کار می کرد که از جمله خدمتگزاران حضرت نبود.

امام علیه السلام فرمود: این مرد که با شما کار می کند کیست؟ گفتند: به ما کمک می کند و مزدش را می دهیم. امام علیه السلام فرمود: اجرتش را تعیین کرده اید؟ گفتند: خیر هرچه به او بدهیم راضی است. امام رضا علیه السلام شدیداً بر آشفت. گفتم: فدایت شوم، چرا خشمگین می شوید؟

فرمود: من بارها آنان را نهی کرده ام. از این که کسی را پیش از آن که اجرتش را معین کنند، به کارگیرند. و بدان هرکارگری بدون این که قبلا مزد او را تعیین کرده باشی. کاری برای تو انجام می دهد. اگر سه برابر آنچه مزدش است به او بپردازی. باز گمان می کند که از اجرت او کاسته ای و اگر پیش از انجام دادن کار، مزدش را معین کنی. و پس از آن پرداخت کنی. تو را به سبب وفای به عهد می ستاید و اگر اندکی زیادتر از مزدش را به او بدهی آن را بخششی از تو می داند.[2]

یکی از عوامل اختلاف و درگیری بین مردم ابهام و اجمال در قراردادها و همکاری های میان آنهاست. بیشتر نزاع ها و درگیری ها در دادگاه ها به همین نکته باز می گردد. لذا انسان باید تمام کارها و قراردادهای خود را شفاف و روشن انجام بدهد.

 

برخورد با حکومتداران و صاحب منصبان

امام رضا علیه السلام در برابر حکومتداران و منصب داران برخوردهای بسیار ظریف و به موقع از خود نشان می داد که همه آنها آموزشی است برای مسلمانان نسل های آینده. نمونه ای از این نوع برخورد امام علیه السلام بیان می کنیم.

روزی یکی از بزرگان نیشابور مهمانی بزرگی برپاداشت و امام رضا علیه السلام را دعوت کرد. راه و رسم آن روزگار چنین بود که اگر به خاطر بزرگی و عزیزی مجلسی برپا می شد، پیش از آمدن آن عزیز همگان به مجلس می آمدند تا آن مهمان عزیز انتظار نکشد. از این رو همه مهمانان حاضر شدند و عالمان و بزرگان آن شهر جمع شدند و بر بلندی مجلس تختگاهی قرار دادند و بزرگان بر آن جا نشسته و تکیه کرده بودند. این نیز از رسوم آن روزگاران بود که در مجالس بزرگان بر بلندی مجلس می نشستند و خادمان و کارگران و مردمان عادی در کنار آن می نشستند.

آن گاه امام رضا علیه السلام به مجلس وارد شد. راه را باز کردند تا امام به آن جایگاه برود. اما امام به آن جا توجهی نکرد و به همراه خادمان و کارگران در یک جا نشست و از آن روز به بعد چنین شد که شاه نشینان از درجه اعتبار و منزلت افتادند و همگان در مجالس در کنار یکدیگر می نشستند.[3]

 

پی نوشتها:

1. مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 341؛ مستدرک، ج13، ص 164؛ بحارالانوار، ج 49، ص 98.

2. الکافی، ج 5، ص 288.

3. تاریخ نیشابور، ص 210.

 

* برگرفته از مجله فرهنگ كوثر پاییز 1385، شماره 67، سیری در سیره رضوی.