نظام آموزشی کنیا (بخش نخست)

  • کد خبر: 1847
  • منبع خبر: سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

خلاصه تاريخچه آموزش در كشور کنيا به دوره پيش از استقلال کشور باز مي گردد. از جمله نقاط برجسته آموزش در آن اثنا مي توان به این موارد اشاره کرد.


ملاحظات تاريخي

سواحل كنيا در دورانهاي دور عمدتا در تصرف دول خارجي منجمله فنيقيان، مصريان و يونانيان بود. با اين حال، از تاريخ اوايل سرزمين كنيا اطلاعات جامعي در دست نيست. در قرون هفتم و هشتم ميادي تاجران ايراني و عرب براي حمل و تجارت برده و عاج در سواحل كنيا استقرار يافتند. در اواخر قرن پانزدهم، واسكودوگاما كاشف معروف پرتقالي پاي به اين سواحل نهاد. در آن زمان تجار چيني و هندي نيز در كنيا حضور داشتند. در قرن شانزدهم، پرتقاليها در سواحل اين كشور اعمال قدرت كردند ولي نيروي آنان در قرن هفدهم رو به انحطاط رفت.

دولت عمان در اوايل قرن هجدهم قواي پرتقالي مستقر در آفريقاي شرقي را شكست داد و عربها بار ديگر بر سواحل كنيا مسلط شدند. از اواسط قرن نوزدهم پويش داخلي كنيا با عمليات اشخاصي مانند كراچف واسپيك آغاز گرديد. به دنبال توجه اروپائيان به آفريقاي شرقي، در سال 1886 آلمان و بريتانيا بر سر مناطق تحت نفوذ خود در اين ناحيه توافق كردند و سال بعد يك شركت انگليسي امتيازي در باريكه ساحلي از سلطان زنگبار (كنيا پس از تجزيه عمان به دو پادشاهي عمان و زنگبار، جزء زنگبار بود) بدست آورد. اين شركت در سال 1888 عنوان شركت آفريقاي شرقي بريتانيا را پيدا كرد و امتيازات ديگري از سلطان كسب نمود.

در سال 1890 يك توافق قطعي بين بريتانيا و آلمان بوجود آمد و پنج سال بعد دولت بریتانيا،‌ كنيا را ضمن ضميمه كردن به آفريقاي شرقي بريتانيا، تحت الحمايه خويش ساخت. در سال 1903 به نخستين بريتانيايي كه در كنيا سكني گزيد حدود 000، 400 هكتار از اراضي فلات ثروتمند كشور اعطا گرديد و اين امر منشاء مهاجرت و هجوم هزاران سفيد پوست ديگر از آفريقاي جنوبي و بريتانيا به اين سرزمين شد.

در سال 1920تحت الحمايه كنيا جز باريكه ساحلي، ‌تبديل به مستعمره فرمانگذار مستقيم دولت بريتانيا گرديد. سالهاي بين دو جنگ جهاني،‌سالهاي پركشمكشي در كنيا بود. اروپائيان و آسيائيها هر دو خواستار نفوذ بيشتر در اداره اموركنيا بودند. بعد ازجنگ جهاني دوم، سياهان كنيا مانند ساير نقاط آفريقا از خواب غفلت بيدار شده و به اين ترتيب موج استعمار زدايي و استقلال طلبي آغاز گرديد. محدوديت سرزمينهاي مسكوني قبايل كنيا بخصوص كيكويو، از عوامل آغاز كننده فعاليتهاي مبارزان گروه ترور مائومائو از سال 1952 بود. اين گروه كار كشتار سفيدهاي متجاوز را برعهده داشت و از خواسته هاي آنان اين بود كه سياهان نيز داراي حقوق اجتماعي و سياسي برابر با اروپائيان در كنيا باشند.

پس از آن در ماه مارس سال 1960 براي اولين بار، سه آفريقايي به كابينه اداره كننده امور كنيا راه يافتند و در انتخابات فوريه سال بعد براي اولين بار،‌ سياهان در شوراي مقننه حائز اكثريت شدند. قدرت سياسي آفريقائيان بين دو حزب تقسيم شده بود، يكي حزب اتحاد ملي آفريقايي كنيا(كانو) و ديگري حزب اتحاد دمكراتيك آفريقايي كنيا (كادو). حزب اتحاد ملي كه تعداد بيشتري از كرسيها را در دست داشت، نماينده قبيله كيكويو و ساير قبايل بزرگ و خواستار يك دولت مقتدر مركزي بود و رهبران اصلي اش، جومو كنياتا و تام مبويا  بودند. رهبري كادو در دست رونالد لگالا بود. در دوازدهم دسامبر سال 1963، كنيا با نوع حكومت فرمانداري كل مستقل و جومو كنياتا نخست وزير اين كشور گرديد.

كنيا در سال 1964 داراي حكومت جمهوري به رياست كنياتا گرديد. كنيا تا سال 1978 (كه درگذشت) رئيس جمهور بود. در اوايل استقلال، كنيا كمكهاي اقتصادي و فني از چين و سپس وامي از بانك جهاني دريافت داشت. در سال 1967، كنيا همراه با تانزانيا و اوگاندا توافق كردند كه يك جامعه تجارتي در ناحيه شرق آفريقا تشكيل دهند و يك بانك توسعه تأسيس كنند. در اواخر دهه 60، دولت كنيا دست به اقداماتي بر عليه هنديان مقيم اين كشور كه تجارت را عمدتاٌ در دست داشتند زد و 000، 20 آسيايي از كنيا اخراج شدند.

در سال 1968، معاون رئيس جمهور از مقامش استعفاء نمود و با بنيان نهادن حزب اتحاد خلقي كنيا تبديل به مخالف اصلي برنامه هاي كنياتا شد. وي در سال بعد دستگير و در سال 1971 آزاد شد. در ماه ژوئيه سال 1969، تام مبوما وزير اقتصادي و دبيركل حزب كانو بوسيله يكي از افراد قبيله كيكويو به قتل رسيد. اغتشاشاتي بر ضد دولت روي داد و كنياتا انجمن ملي (مجلس) را منحل كرد و در نوامبر مجدداٌ بدون رقيب به رياست جمهوري انتخاب شد. در دهه هفتاد اختلافاتي ميان كنيا و همسايگانش به خصوص تانزانيا بروز كرد. در سال 1978 با مرگ كنياتا، دانيل آراپ موي به رياست جمهوري كشور رسيد. در سال 1980، يك موافقتنامه مهم نظامي ميان امريكا و كنيا به امضاء رسيد كه در نتيجه آن امريكا داراي يك پايگاه دريايي در بند مومباسا شد.

 

ملاحظات جغرافيايي

کشور كنيا،كشور گوناگوني هاي عظيمي است که از چشم اندازهاي طبيعي پوشيده از كوههاي برف گرفته تا صحرا  و نخلستانهاي مملو از درخت خرما برخوردار است. اين کشور با 646، 582 كيلومتر مربع وسعت (چهل و چهارمين كشور جهان) در نيمكره شرقي قاره آفريقا (خط استوا از آن مي گذرد)، در شرق قاره آفريقا،‌ در كنار اقيانوس هند و در همسايگي كشورهاي سومالي در شرق،‌ اتيوپي در شمال، ‌سودان در شمال غربي، اوگاندا در غرب و تانزانيا در جنوب واقع شده است. دره نشستي بزرگ در امتداد شمال به جنوب ارتفاعات شرق و جنوب شرقي كنيا را دو قسمت مي كند. قسمت اعظم آن بخصوص در شمال شامل نواحي خشك بوده و از رودهاي آن مي توان تانا، آنتي و گالانا را نام برد. جنگلهاي آن عمدتا در نواحي كناره اي و اطراف درياچه ويكتوريا واقع شده و داراي درياچه هاي فراواني مي باشد.

آب و هواي آن نسبتا گرم و مرطوب و در نواحي شمالي گرم و خشك است. بلندترين نقطه آن كوه كنيا با 199، 5 متر ارتفاع طويلترين رود، تانا (708 كيلومتر)، و درياچه رودلف (380، 6 كيلومتر مربع) وسيعترين درياچه (داخلي) آن مي باشد.

 

ملاحظات سياسي

کشور کنيا از جمله كشورهاي با ثبات سياسي قاره آفريقا است که تنها دو رئيس جمهور از زمان استقلال کشور طي سال 1963 به رياست کشور منصوب گرديده و تنها يك كودتا در آن به وقوع پيوسته است. طي سال 1993، با برگزاري انتخابات چند حزبي، حزب KANU به قدرت رسيده و ديگر گروههاي مخالف، از صحنه قدرت کنار رفتند.

حكومت كنيا جمهوري است. قوه مقننه از يك مجلس قانونگذاري به نام مجلس ملي از 158 نماينده انتخابي و12 نمايند انتصابي رئيس جمهور به مدت 5 سال تشكيل يافته است. قانون اساسي موجود در سال 1964 تدوين شده و در سال 1969 مورد تجديد نظر قرار گرفته است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري كنيا از 8  استان تشكيل گرديده كه زيرنظر دولت مركزي اداره مي گردد. فعاليت احزاب در كنيا محدود بوده و حزب مهم آن حزب اتحاد ملي آفريقايي كنيا (كانو) است. كنيا در سال 1963 از انگلستان مستقل شده و روز ملي آن دوازدهم سپتامبر است. در سال 1963 به عضويت سازمان ملل درآمده و علاوه برآن در سازمانهاي ملل، مشترك المنافع، سازمان وحدت آفريقا، كشورهاي غير متعهد، سي سي دي، فائو، گات، يا آآ، بانك جهاني، ايكائو، آيدا، ايفك، ايلو، ايمكو، ايمف، ايتو، اواسي دي، يونسكو، يوپو، وهو، ومو، آكپ و سازمان كشورهاي (حوزه رود) نيز عضويت دارد.

 

ملاحظات اقتصادي

از جمله مهمترين صنايع كشور مي توان از صنايع توليد كشاورزي (چوب، كاغذ)، نساجي، غذايي، سيمان،‌ تصفيه نفت و صنايع شيميايي نام برد. گندم، قهوه،‌ چاي، مركبات، پنبه، ميوه جات، دام، ‌گوشت و لبنيات،‌ پشم،‌ ذرت و ارزن نيز مهمترين محصولات كشاورزي و دامپروري کنيا را تشكيل مي دهند. سرانه زمين مزروعي براي هر نفر بالغ بر12/0 هكتار مي باشد.

توليد سالانه گوشت گاو 000، 145 تن، گوشت گوسفند 000، 31 تن و صيد ماهي 000، 39 تن (1978) مي باشد. از جمله معادن مهم كنيا نيز مي توان ازم عادن طلا،‌نقره، سنگ آهك، منيزيت، نمك، باريت، ميكا، و مس نام برد. نيروي كار كشور بالغ بر 000، 400، 5 نفر است كه 13% آن در صنايع و 86% در بخش كشاورزي مشغول به فعاليت مي باشند.

واحد پول کنيا، شيلينگ كنيا (Kasha) معادل 100 نست است که هر 69/7 واحد آن معادل يك دلار است. ميزان توليد ناخالص ملي در سال 1979 حدود 04/6 ميليارد دلار بوده (درآمد سرانه 337 دلار) كه 20% آن از صنايع و معادن و 31% از كشاورزي بدست مي آيد. نرخ سالانه رشد توليد ناخالص ملي حدود 9/0% است. درآمد بودجه ملي در سال 1980 بالغ بر 69/ 1ميليارد دلار و هزينه هاي آن معادل 87/1 ميليارد دلار بوده است. واردات كنيا در سال 1980 حدود 3/2 ميليارد دلار بوده كه عمدتا بر ماشين آلات، وسائط نقليه،‌ مواد شيميائي، پارچه و دارو مشتمل گرديده و از كشورهاي انگلستان (22%)،‌آلمان(13%)، ژاپن (10%) و ايران (7%) وارد مي گردد.

 ميزان صادرات اين كشور حدود 3/1 ميليارد دلار است كه بر قهوه، چاي، گوشت، چوب و موز مشتمل مي گردد که عمدتا به كشورهاي انگلستان (14%)،‌ آلمان(14%)،‌ اوگاندا (10%) و هلند (6%) صادر مي گردد. در حال حاضر بانك جهاني نظارت دقيقي بر ساختار اقتصادي کنيا دارد، از اين روي، اقتصاد  اين کشور بتدريج توسعه يافته و به جلو حركت مي كند.

 

ملاحظات علمي

طبق آمار بدست آمده در سال 1963، نرخ ثبت نامي دانش آموزان مدارس ابتدايي بر000 / 900 نفر و دانشجويان مراکز آموزش عالي بر 000 / 30 نفر بالغ مي گرديد و اين در حاليست که  در سال 1980 نرخ ثبت نامي دانش آموزان مدارس ابتدايي بر 9 / 3 ميليون و نرخ ثبت نامي دانشجويان در مراکز آموزش عالي بر 400 هزار نفر بالغ گرديد كه اين رقم خود نشان دهنده رشد 9 تا 5 / 16 درصدي است.

طبق مطالعات بانك جهاني طي سال 1994، آموزش ابتدايي از افزايش 18 درصدي، آموزش متوسطه از افزايش13درصدي و آموزش عالي از افزايش کمتر از 10 در صد برخوردار بوده است. مطالعات فوق همچنين بر کاهش هزينه هاي عمومي مقاطع مقدماتي آموزش و عدم ارائه و استقبال پيگيري بخش خصوصي کشور از سرمايه گذاري در آموزش عالي تاکيد دارد.

 

جمعيت

طبق آمار سال 2003 جمعيت كنيا بر 31,012,000 نفر (چهل و سومين كشور جهان) بوده و تراكم جمعيت 1/28 نفر در كيلومتر مربع مي باشد. 14% مردم كشور ساكن شهرها بوده و پرجمعيت ترين شهر آن (نايروبي) حدود 5% جمعيت كشور را تشكيل مي دهد. 4/3% جمعيت کشور در كوهستانهاي مركزي (50500 - 9000 پايي)، اطراف سواحل درياچة ويكتوريا و در طول باريكه كناري جنوب مومبا سا به لامو، متمركز شده اند.

59% مردم آن مسيحي(37% پروتستان،‌22% كاتوليك)، 7% مسلمان و بقيه عمدتاٌ آنيميست هستند. زبانهاي رسمي آن انگليسي و سواحلي است و خط رايج لاتين است. پايتخت كشور شهر نايروبي، پرجمعيت ترين شهر کشور به شمار مي آيد. از جمله ديگر شهرهاي پرجمعيت کشور مي توان از شهرهاي مومباسا، كيسومو، ناكورو و الدورت نام برد.

 

تاريخچه آموزشي

تاريخچه آموزش در كشور کنيا به دوره پيش از استقلال کشور باز مي گردد. از جمله نقاط برجسته آموزش در آن اثنا مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

· اهميت کسب مهارت هاي پايه آموزشي نظير خواندن، نوشتن و رياضيات در پايين ترين سطح آموزش

· گفتني است که در آن زمان؛ هيچ گونه تلاشي جهت جلب رضايت افراد بومي صورت نگرفت.

· هدايت سيستم آموزشي توسط مبلغين مذهبي

· رقابتي بودن سيستم گزينش معلم

· در آن اثنا، سيستم گزينشي معلمين بسيار سخت و رقابتي بود، به نحوي که معلمين برخوردار از معلومات و توانايي هاي کمتر در مدارس ابتدايي و سطوح پايين تر دفتري و معلمين نمونه در مدارس متوسطه جذب مي شدند.

· معرفي آموزش متوسطه به عنوان مجوز استخدام در نهادهاي دولتي نظير بانكداري يا صنعت

· برخورداري دانش آموزان کنيايي از الگوهاي همسان انگليسي و سيستم امتحان مبتني بر الگوهاي خارجي        

· تمايل شديد دانش آموزان در گرايش به رشته هاي هنري- كتابخانه اي

· تاکيد اهميت بر آموزش علوم ظرف2 سال نهايي آموزش متوسطه

· برقراري امکان ادامه تحصيلات عالي تنها براي 2 تا 3 در صد از شهروندان کنيايي

· تامين هزينه هاي آموزش ابتدايي و مقدماتي متوسطه توسط والدين دانش آموزان

· اعطاي بورسيه هاي تحصيلي سخاوتمندانه به دانش آموزان مقطع متوسطه

· ارائه آموزش دانشگاهي رايگان تا اوايل دهه 1970

· ارتباط مستقيم سرعت رشد آموزش با سرعت چشمگير محصولات محلي تا سقف% 8 طي دهه 1960

· عدم پاسخگويي  به فرصت هاي استخدامي و شغلي با وجود افزايش جمعيت كشور از يک سو و افزايش نرخ افراد تحصيل كرده از سوي ديگر

· اتخاذ تصميمات سياسي درجهت افزايش تعداد دانشگاهها به واسطه افزايش نرخ تقاضاي عمومي

· جايگزيني موسسات كوچك آموزش عالي با دانشگاههاي بزرگ

· گفتني است که متعاقب اتخاذ چنين سياستي، دانشگاه هاي برخوردار از تنها 500 دانشجو طي سال 1970 به جذب41 هزار دانشجو طي سال 1995 مبادرت نمودند.

· افزايش نرخ هزينه هاي دولتي تا سقف 35درصد كل هزينه ها

· افزايش نرخ فارغ التحصيلان دانشگاهها و مدارس متوسطه و عدم توانايي اقتصاد كشور جهت جذب کليه نيروهاي آموزش ديده

· وجود تعداد زيادي از رشته هاي تحصيلي بين رشته اي مورد علاقه دانشجويان در دانشگاهها

· وجود تضاد گسترده ميان بازار كار و رشته هاي دانشگاهي

· بروز افت شديد كيفيت آموزشي و کاهش تاثير آموزش

 

سياستهاي آموزشي

از جمله مهمترين سياستهاي آموزشي کشور کنيا مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- تغيير طرز تفكر شهروندان کنيايي از دوران کودکي مبني بر توجه به آموزش به منظور ارتقاء زندگي و نه احراز موقعيتهاي مناسب شغلي.

القاء اين طرز تفکر که فرد با ادامه تحصيل خود درصدد توسعه جامعه و نه به انفعال کشاندن آن است با کاهش نرخ استخدام ثابت افراد در نهادهاي دولتي و گسترش ارتباطات داخلي انساني و اعطاي مسئوليت و آزادي بيشتر به آنان ديگر سياست اصلي حوزه آموزش کنيا به شمار مي آيد، چرا که با استخدام ثابت افراد در نهادهاي دولتي اين فرهنگ تقويت مي گردد که با فروش مهارت هاي فردي به فرد نيازمند چنين مهارت هايي، فرد ماهر از اختيار عمل در روند فروش مهارت خود به بهترين قيمت برخوردار گرديده و قدرت بروز مهارتهاي خلاقه به واسطه عدم نيازمندي افراد از ميان مي رود. مطابق چنين سناريويي، سيستم آموزشي مناسب بايد بر اساس مهارت هاي مناسب افراد براي زندگي تدوين گرديده و اشخاص به راحتي قادر به بيان افكار و احساسات خود (انتخاب زبان ارتباطي) باشند.

2- برخورداري کليه شهروندان کنيايي از درك بالايي از نوشتن و خواندن و زبان و رياضيات

3- تعميق درك شهروندان کنيايي نسبت به محيط زيست، جامعه، تاريخ، سياست، فرهنگ و دين به واسطه حضور مستمر آنان در فضاهاي آموزشي

4- بهره گيري از امکانات تكنولوژيک هرچند ابتدايي در حوزه آموزش در جهت نيل به توسعه و آرمانهاي ملي

لازم به ذکر است که با وجود عدم صدور مجوز بهره گيري از امکانات عادي تکنولوزيک آموزشي نظير استفاده از ماشين حساب در تعداد زيادي از مدارس کشور، استفاده از کامپيوتر و ديگر امکانات تکنولوزيک در  مراکز آموزشي کشور، دور از ذهن به نظر مي رسد.

5- سازگاري توسعه تكنولوژيك با عملکرد مراکز آموزشي کشور

6- کسب استانداردهاي آموزشي بهتر وبرطرف سازي كمبود اقدامات حمايتي از كودكان آسيب ديده

7- ارائه دوره هاي آموزشي تعديل يافته براي پسران و دختران غنايي

8- تضمين فراهم سازي حداقل آموزش پايه براي کليه شهروندان کنيايي

9- برطرف كردن مشكلات اقتصادي و نرخ ثابت بيکاري تا 30 الي 45 %

ادامه دارد...

 

منبع: سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

http://oerp.ir