دوران مختلف گسترش اسلام در آفریقا

  • کد خبر: 1870
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی تهران پرس

خلاصه نخستین تماس اسلام با قاره آفریقا به روزهاى نخست اسلام بر می گردد که عده اى از اعراب تازه مسلمان شده در پى جور و ستم کفار به حبشه نجاشى پادشاه آنجا پناه بردند تا از حمایت او برخوردار شوند.


نخستين تماس اسلام با قاره آفريقا به روزهاى نخست اسلام بر مي گردد كه عده اى از اعراب تازه مسلمان شده در پى جور و ستم كفار به حبشه نجاشى پادشاه آنجا پناه بردند تا از حمايت او برخوردار شوند. در طى قرون اوليه اسلامى و طى نبردهائى كه مسلمانان براى ترويج آخرين دين الهى انجام مى دادند شمال آفريقا به تصرف اسلام در آمد. با ورود اسلام به منطقه هويت عربى اسلامى پا گرفت و ساكنان اين مناطق كه از حاكمان بيزانسى دل خوشى نداشتند و زندگى ساده و برابرى و برادرى اسلامى را ديدند گروه گروه به آن گرويدند و خود مروج آن شدند.

گسترش اسلام از آن پس با شدت بيشترى ادامه يافت. كوچ روان عرب به منظور تجارت به مناطق جنوبى تر قاره روان شدند و تعاليم روح بخش و انسان ساز پيامبر اسلام را در ميان مردم بت پرست اين مناطق رواج دادند. با گسترش اسلام فرق مختلف مذهبى نيز در اين بخش از جهان اسلام پيدا شدند و سلسله ها و حكومتهاى محلى نيز تشكيل شد. در اين ميان آئين مسيحيت نيز پيروان و طرفداران خود را داشت و مبلغان مسيحى نيز به ترويج مذهب خود مشغول بودند. در پى تسلط مجدد مسيحيان بر اندلس اسلامى، مسيحيان شروع به دست اندازى به مناطق مسلمان نشين شمال آفريقا كردند. عدم توانائى حكام شمال آفريقا در جلوگيرى از نفوذ مسيحيان، مسلمانان را بر آن داشت تا گرد رهبران طريقت هاى تصوف جمع شوند طريقت هائى كه همچون تشكيلات سياسى داراى سلسله مراتب بودند و رهبرى جهاد عليه مسيحيان را بر عهده داشتند.

سلسله هاى معروف تصوف مثل قادريه، شاذليه، تيجانيه، مريديه، سنگال و... كم كم در بين توده ها پيروان فراوان يافتند و اكنون نيز در بيشتر ممالك آفريقائى، همين طريقه ها، فرق و انجمنها هستند كه رهبرى را بر عهده دارند و توده مردم نيز با اداى احترام به اولياء و تكريم و تعظيم نسبت به آنان و مقابرشان ايمان خود را نشان مى دهند.

در اين مجال كوتاه سعى گرديده تاريخچه اسلام گرائى در كشورهاى عمده مسلمان نشين آفريقا، جمعيت و ميزان مسلمانان آن و وضعيت مذهبى آنان را با بررسى طريقه ها، فرق و انجمنها و ساير مجامع دينى در آن جا مورد تحقيق قرار گيرد. البته بايد اعتراف كرد كه اطلاعات در مورد قاره آفريقا بسيار كم است، آمارهاى موجود اكثر كهنه، ناقص و غيرقابل مصرف شده اند.

براى جمع آورى اطلاعات در زمينه آفريقا چندين كتاب و نشريه را بررسى كرده ايم و از بيشتر كشورهاى آفريقائى مورد بحث كه داراى جوامع عمده اسلامى بوده اند بازديد به عمل آورده ايم و در عين حال اطلاعات ما از زندگى مذهبى مسلمانان در اوضاع و شرايط كنونى هنوز هم نامشخص و اغلب ناقص باقى مانده است و لذا پيشنهاد مى گردد با همكارى مسلمانان خبره مناطق كه زبان كشورها را مى دانند تحقيقات منسجم از سر گرفته شود كه بتوان تا حد ممكن تصويرى دقيق و درست از زندگى مذهبى مسلمانان در قاره آفريقا ارائه داد.

 

«تاريخچه ورود اسلام به آفريقا»:

تاريخ وقايع، خود به تنهائى نفوذ اسلام به آفريقا را كم يا بيش نشان مى دهد، اين تاريخ ها قاطعيت دارند. در سال بعثت(16 ژوئيه 622 ميلادى)، پيامبر اسلام (ص) مكه را به قصد شهرك عربى گمنامى به نام مدينه ترك گفتند. در مدت كوتاه بيست و دو سال جنبش انقلاب سياسى و مذهبى كه آن حضرت پى افكند بر تمامى عربستان و سوريه چيره گشت، مصر را فرا گرفت، دژ بيزانس، بابل و اسكندريه تسخير شد و در هر كجا، آماده بود تا پايان بخش سنت هاى كهن باشد.

هيأت هائى به خاور و باختر روان گشتند، در سال 670 ميلادى عقبه ابن نافع حكومت اسلامى را در بيشتر شمال آفريقا و تونس استوار گرداند. دستهاى نبوى و مطمئن تار و پود تمدن كاملاً تازه ئى را تنيد. قانون اساسى مدينه نشان دهنده اين است كه مسلمانان به سبب اعتقاد دينى از ديگران متمايزند نه علتها و ريشه هاى قبيله اى و يا ملى. اين نكته اى اساسى است زيرا چيزى كه فرماندهان اسلامى توانستند به مردمى كه بر آنان فرمان مى راندند ارائه دهند تنها گردن نهادن به فاتحى بيگانه نبود. بلكه نويد عضويت در اجتماعى گسترده و نو يعنى امت اسلام بود كه در گستره آن همه انسان ها مى توانستند دست كم از ديدگاه نظرى از شأن و ارزش برابر برخوردار باشند.

لذا تبيين چگونگى امكان رونق و رشد اسلام در ميان اين مردمان ساده مى شود مردمانى كه چيزى به عرب ها مديون نبودند و از اعراب شناختى نداشتند و بندرت به زبان عربى تكلم مى كردند و يا اصلاً با اين زبان آشنائى نداشتند و اغلب اعراب را دشمنان خود مى پنداشتند. اسلام در زمين هاى بسيارى ريشه دوانده و گلهاى گوناگونى و زيبائى ببار آورده بود.

 

«دورانهاى مختلف رشد اسلام در آفريقا»

دوره نخست: دوره طولانى بازرگانى توسعه يابنده از طريق فعاليت هاى اسلامى كه با تغيير دين تدريجى بازرگانان سودان توسط شركاى بربرشان از صحرا همراه بود دست كم تا سده نهم اسلام به بازارهاى سودان غربى راه مى يابد اما تأثير اوليه آن اندك است.

دوره دوم: با فرا رسيدن سده سيزدهم آغاز مى شود كه در پى اغتشاشات طولانى كه با هجوم المرابطون و سقوط غنا و پيدايش امپراطورى مالى فرا مى رسد. موسى خليفه بخش هاى غربى آفريقا مى شود و اسلام به عنوان مذهب بزرگ حكومت مشرقى پديدار مى گردد. تجار ماليائى پيشبرندگان ثابت قدم اسلامند دينى كه نه تنها در آمدشان را از طريق بازرگانى صحرا تأمين كرده بلكه به آنها مجموعه اى كار آمد از تجارت را آموزش داده است. اين دوره تا پايان سده شانزدهم و هجوم مراكشى ها به سنگال بطول مى انجامد.

دوره سوم: دوره اى است كه در آن واكنشهاى ضد اسلامى و ضد شهرى بوقوع مى پيوندد. مردمان روستا كه به باورهاى كهن پايبندند ديگر باره سر بر مى دارند و رهبرى را به دست مى گيرند و اين مسئله تا سده هيجدهم بطول مى انجامد.

دوره چهارم: با هستى دوباره اسلام توسط رهبران متعهد و مردمان بند پرواز از آغاز سده هجدهم شروع مى شود و اين حركت با هجوم استعمارى اروپائيان كند مى شود.

 

اسلام در آفريقاى غربى

از ديدگاه تاريخى، تأثير اسلام در آفريقاى باخترى جدا از جنبه معنويش بايد به سبب اهميت بسيارش در دو زمينه مورد ملاحظه قرار گيرد. در فن هاى بازرگانى و در فن هاى حكومت شهرها و دولتها و امپراطورى هائى كه نيرومند و مهم مى گردند.

در هر دو مورد اسلام چونان حلال موثر جامعه سنتى عمل كرده است بارها خطوط تجزيه طلبى قومى را مغشوش گردانيده، مساوات قبيله اى با ساختار سلسله مراتبى تازه بنا نموده است. بنابراين اسلام مى تواند مدعى به ارمغان آوردن بسيارى از چيزها براى قاره آفريقا باشد.

اين قاره هم اكنون از جهت پيشرفت سريع اسلام در آن مورد توجه جهانيان است. زندگى و تحرك زياد اسلام در بين آنها انكارناپذير است. آيا اين بدان دليل است كه آئين اسلام آخرين دين الهى است و يا اينكه مركز نقل آن در جهان سوم قرار گرفته كه جمعيت آن متغير و متحرك است؟ آيا بواسطه آن است كه آفريقا مى خواهد استقلال فرهنگ خود را نسبت به اروپا نشان دهد و يا بدين سبب است كه اسلام تركيبى از زندگى مادى و معنوى است؟ هر چه باشد مسلم است كه شمار آفريقائى هائى كه مسلمان مى شوند بطور قابل توجهى افزايش يافته است.

اديان قديمى زمينه را در آفريقا از دست مى دهند و مسيحيت اكنون زير ضربه هاى منتبح از استعمار به همين سرنوشت دچار است. چه بسيار از مردم آفریقایی كه مسيحى زائيده شده اند و به اسلام مى گردند بى آنكه هيچ مسلمان آفریقایى به مسيحيت روى بياورد. در غرب آفريقا اسلام حكمفرما شده است عوامل نفوذ اسلام پل ها هستند كه يك قبيله دامدار چادر نشين و از تبار بربر هستند و از قرن نوزدهم اسلام را به ديگر نقاط رسوخ داده اند. حضور اسلام در سرتاسر آفريقا رو به افزايش است.

در واقع كسب استقلال همچون ضربه شلاقى است كه اسلام را به تحرك در آورده است پيروزى اسلام در قاره بسيار مرهون حالت تحرك و نرمش آن است و اينكه مرحله اى از شعور مذهبى را معرفى مي كند كه پيشرفت آن به تحول زندگى اجتماعى آفريقائى بستگى دارد.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی تهران پرس

tehranpress.com