یادگیری اسلامی، دولت و چالش های آموزش در غنا (1)

  • کد خبر: 1884
  • منبع خبر: خبرگزاری مهر

خلاصه مطلب پیش رو خلاصه ای از ترجمه کتاب «یادگیری اسلامی، دولت و چالش های آموزش در غنا» تالیف جمعی از نویسندگان در ۲۳۰ صفحه و در سه فصل است که در آمریکا چاپ شده و مراسم رونمایی این کتاب در آکرا برگزار شد.


۱- آموزش اسلامی در برابر استعمار

جمعیت مسلمان مناطق شمالی غنا که روزگاری این منطقه ساحل طلای بریتانیا نام داشت تجربه چندانی در مواجهه با میسیونرهای مسیحی  تا پایان قرن بیستم نداشتند. سنن یادگیری مسلمانان در تاریخ غرب آفریقا و هم چنین در ساحل طلا به زمان ورود استعمار اروپا و به دیگر معنی نفوذ آموزش غربی در منطقه ساحل گینه است. تاریخچه شیوه های تعلیم اسلامی در غرب آفریقا در واقع آمیخته با فعالیت های تجاری مسلمانان در این منطقه است.

مقاله Ivor Wilks در سال ۱۹۶۲ در کنفرانس جامعه تاریخی نیجریه نخستین نوشته تحقیقی به شمار می رود که در موضوع تعلیمات اسلامی در غنا نوشته شده است. این کار علمی به زودی در موسسه مطالعات آفریقایی دانشگاه لگون غنا ادامه پیدا کرد. کارهای تحقیقی گردآوری شده دانشگاه لگون از دو جهت مهم بود :۱-بیشتر نوشته ها به زبان عربی و هوسا بوده که بررسی های تاریخی موضوع توسط علما و محققین بومی انجام شده بود ۲- بیشتر جمع آوری کنندگان و محققین مسلمانانی بوده اند که در رشته های اسلامی تحصیل کرده بودند.

جدای از موضوع گردآوری اسناد و مدارک بدست آمده تاریخی در مورد آموزش اسلامی در غنا بررسی ها نشان از اهمیت وجودی آموزش اسلامی در ساختار نظام غنا از دیر باز دارد البته هرچند نباید از تاثیر استعمار غرب بر آموزش اسلامی در این منطقه در دوران استعمار غافل بود.

 

۲- آموزش قرآن

الحاجی عبداللهی محمد ،مدیر وقت مدرسه اسلامی فوضیه در منطقه نیما در آکرا در گزارشی که از فعالیت درسی دانش آموزان این مدرسه نوشته آورده که " ما تدریس زبان عربی را برای دانش آموزان آغاز کردیم و سپس آموزش قرآن را در شصت بخش به تدریج کار کردیم. تدریس را با سوره فاتحه شروع و با سوره ناس به اتمام می رساندیم. معمول بود که پس از قرائت کل قرآن آموزش زبان عربی و دیگر علوم اسلامی را ادامه می دادیم.

مقاله محقق مزبور در نیجریه اضافه می کند که منبع اصلی آموزش قرآن و تدریس بر مبنای فقه مالکی بود که فعالیت این گونه مدارس را به ویژه در مناطقی که بازرگانان مسلمان گذر داشتند مساله ای مهم محسوب شده بود. معمول این بود که کودکان در زمان چهار تا هفت سال دوره آموزش قرآنی را به پایان می رساندند. سنت یادگیری علوم قرآنی در غرب آفریقا بیش از این که دولتی باشد خصوصی بود. بنابراین خیلی رسم بود که معلم یا عالم قرآنی زیر درخت یا محلی دیگر به تدریس قرآن بپردازد. نخستین آمار موجود از تعداد تقریبی دانش آموزان قرآنی در منطقه شمالی غنا به ۱۹۶۰ می رسد.

سفرنامه اروپائیان آن زمان به شمال این کشور گزارشاتی را در پی دارد. برای نمونه سفر یک هیئت انگلیسی به منطقه کوماسی غنا در دهه دوم قرن نوزدهم براین نکته تاکید دارد که مسلمانان در پایتخت آشانتی برنامه آموزش قرآن داشتند. تا گزارش سال ۱۹۸۴، توسعه مدارس اسلامی همراه با آموزش قرآن را در این منطقه می بینیم. بعدها این نوع آموزش اسلامی با سبک آموزش غربی ترکیب و مواد درسی دیگری نیز بدان اضافه شد. اما امروزه، نمی توان کتمان نمود که تاریخچه مهم آموزش اسلامی در غنا توانست علمای بزرگی را در این منطقه نتیجه دهد.

مدارک موجود نشان می دهد در کنار آموزش قرآن، سیره و زندگی حضرت پیامبر اکرم(ص) و گذری بر تاریخ اسلام در برنامه آموزشی کودکان مسلمان قرار داشت. هم زمان توجه و آموزش نماز جزو برنامه های این گونه مدارس بود. در مدارس منطقه نیما در آکرا آموزش نحوه گرفتن وضو برای نماز بسیار دارای اهمیت بود.

در قرن ۱۹، برای نمونه تفسیر جلالین المهالی و سیوطی به دانش آموزان مقطع متوسطه امروزی تدریس می شد که برای مثال این نوع مدارس در منطقه Wa  و Banda در غنا فعالیت داشتند. یا کتاب شفاء در مورد زندگانی پیامبر اکرم(ص) به همراه کتابی از امام مالک بن اناس تدریس می شده است. این دوره نیز بین سه تا پنج سال طول می کشید. در این میان برخی از فارغ التحصیلان برای طی دوره بالاتر فقه و حدیث و سیره نبی اکرم(ص) به دیگر مراکز علمی خارج غنا سفر می کردند.

نکته مهم سن دانش آموزان بود که محدودیتی هم نداشت بلکه جدیت و احساس مسئولیت مهم بود بنابراین حتی دانش آموزان بالای ۵۰ سال سن را در این نوع مدارس مشاهده می کردند. مدارس اسلامی سنتی آن قدر اهمیت داشت که علما تدریس برای فقط دو دانش آموز بدون توجه به سن و سال را مورد دقت و برنامه ریزی قرار می دادند.

یکی از مهم ترین وظایف فراگیران آموزش اسلامی نوع مسئولیت اجتماعی دینی بود که بلافاصله پس از پایان تحصیل در خود می دیدند که در مناطق زندگی خود هدایت دوستان و همسایه ها را در مسیر اطاعت خدا و صراط مستقیم کمک نمایند. به تدریج تعداد مدارس اسلامی و معلمین دینی افزوده شد و طلاب نیاز کمتری به خروج از کشور می دیدند. افزایش فراگیران و طلاب در مساجد محلی ادامه داشت. یکی از نکات آموزش سنتی اسلامی آموزش به بستگان و اعضای فامیل بود که رسم مهمی محسوب می شد.

بسیاری از علمای طراز اول که امروزه نیز جایگاه بسیار حساسی در غنا دارند دانش آموختگان آن زمان بودند. برای نمونه، شیخ عثمان نوحو شربتو امام کل مسلمانان غنا از آن جمله است. امام شربتو نقل می کند که والدین وی را در مدارس سنتی برای آموزش قرآن و دروس اسلامی گذاشتند تا هم بتواند به زبان عربی بنویسد. او بعدها به کوماسی برای یادگیری پیشرفته زبان عربی می رود. سپس شیخ شربتو به سنگال رفته و در کلاس های شیخ ابراهیم نیاس شرکت می کند. منابع درسی اسلامی بیشتر از شمال آفریقا و کشورهای عربی به غنا وارد می شده است.

بعدها کتابهایی دو مورد وضعیت آموزش مسلمانان غنا نوشته شد که از جمله می توان به کتاب مسلمانان کوماسی سال ۱۹۷۸ و کتاب اسلام و هویت در زونگوی کوماسی اشاره داشت. در این آثار ضمن بررسی آموزش های اسلامی به مساله نوعی ناهمگونی در بین اقشار مسلمان غنا اشاره شده است. جدای از تبعیت مشترک مسلمانان از دین اسلام  ، امروزه مسلمانان غنا از طریق قومیت و حتی طریقه و فرقه شناخته می شوند. تیجانیه، قادریه، اهل سنت(وهابی) و احمدیه  از جمله تقسیمات در آن زمان هستند.

مسلمانان غنا نقش بسیار مهمی در مسیر استقلال کشوشان داشتند. برای نمونه، محمد رشید شعبان در مقاله خود در سال ۱۹۹۶ به این موضوع توجه کرده است. سیاست بریتانیا در ساحل طلا (نام قدیمی غنا) وارد کردن فرهنگ آموزش غربی به کشور و به خصوص شمال این سرزمین را در دست اقدام داشت. مسلمانان ترس و نگرانی بسیاری از این اتفاق فرهنگ استعماری داشتند چرا که نه تنها با آن آشنا نبودند بلکه همراه با آن نفوذ تبلیغات مسیحیت و به ویژه پروتستانیسم را خطر بزرگی می دانستند. مسیحیت نیز از تبلیغات اسلام هم زمان با ورود استعمار به منطقه سر مخالفت داشت و آموزش های اسلامی را مانع بزرگی در اهداف خود می دانستند.

 

۳- سیاست استعماری و آموزش غربی در مناطق شمالی غنا

بلافاصله هم زمان با ورود استعمار بریتانیا به غنا میسیونری مسیحیت در اولین مرحله تعداد پنجاه واحد مدرسه تا سال ۱۸۸۱ ساخته بود. در همان زمان تاسیس مدرسه دخترانه و کالج معلمین نخستین فعالیت آموزشی میسیونری بود. و تا سال ۱۹۲۰،  استعمار جدای از کوماسی فعالیت گسترده ای از آموزش غربی را در جنوب کشور به همراه داشت. تلاش سیاست استعماری به نوعی مقابله با فرهنگ آموزش اسلامی بود.

برای نمونه، وقتی در سال ۱۹۱۰، حکومت وقت در صدد بود تا مدرسه ای را در تماله راه اندازی کند، برنامه میسیونران کاتولیک نیز در منطقه ای به نام Navrongo شروع گردید. در واقع، حکومت می خواست در برابرگسترش فعالیت غیر کنترل شده ی میسیونری ایستادگی نماید. از طرفی حکومت هم در مدارس خود فرهنگ غربی- مسیحی را به تدریج در برنامه گنجانده بود و برخی والدین دانش آموزان فرزندان خود را وقتی مشاهده می کردند که تلاشی برای فرستادن کودکانشان به کلیسا می شود حاضر می شدند به مدارس غیر دینی بروند.

در عین حال، این طور نبود که همه والدین مسلمان در مناطق شمالی مخالف آموزش غربی و البته تقبل هزینه های آن نیز نبودند. همین حالت فرهنگی که والدین ابایی از فرستادن فرزندانشان به مدارس به سبک غربی در مناطق شمالی نداشتند میسیونری مسیحیت هم می توانست چالشی را برای مدارس اسلامی سنتی همانند مدل جنوب نیجرینه ایجاد نماید. ترسی که والدین فرزندان را مجبور می کرد به جای مدارس میسونری مسیحی مدارس به سبک غیر دینی را انتخاب نمایند.

این گونه مدارس حکومتی نیز بیشتر برای فرزندان بزرگان قبایل و سران بوده از امکان ورود بیشتر دیگران جلوگیری می نمود. از طرفی شرایط در شمال ساحل طلا بر خلاف شمال نیجریه باعث نگردید که میسیونری مسیحیت بتواند پیشرفت قابل ملاحظه ای را در جذب فرزندان داشته باشد و هرچند این فرهنگ بسیار معمول بود که به خصوص روسای قبای که دارای قدرت بالای سنتی بودند می توانستند کودکان خود را به یادگیری زبان انگلیسی به مدارس حکومتی بفرستند و در این میان سهم دختران بنا بر اعتقادات سنتی در کسب دانش انگلیسی بسیار ناچیز بود.

به هرحال، شرایط طوری پیش رفت تا آموزش اسلامی و به خصوص علوم قرآنی در بین خانواده های مسلمان امری واجب بود و تحصیل در مدارس حکومتی نیز بسیار رونق داشت و به تدریج نوعی ترکیب اتفاق افتاد که دانش آموزان مسلمان از دو امکان تحصیل علوم دینی و رسمی دولتی برخوردار شوند و از خطر بزرگ تبلیغات مسیحیت میسیونری در امان بمانند .

 

۴- مدارس اسلامی مدرن در غنا: فرقه احمدیه و تفکر آموزش غیر دینی برای مسلمانان

فقدان مسیری روشن در تدوین و اجرای آموزش سکولار برای کودکان مسلمان در مناطق شمالی ساحل طلا (غنا)، موجب ایجاد شکاف سیاست آموزشی گردید. سازمان های مسیحیت که در اجرای سیاست فرهنگ آموزش غربی باتجربه بودند و در مناطق ساحلی نفوذ بسیاری داشتند لیکن در مناطق شمالی ساحل طلا تا دهه ۱۹۲۰ نتوانسته بودند در برابر فرهنگ اسلامی سبک آموزش غربی خود را به علت مقابله مسلمانان اجرایی توسعه دهند.

از فقدان سیاست آموزشی در برابر آموزش غربی بین مسلمانان شمال و سایر مناطق کشور شکافی آموزشی را ایجاد نمود. و برخی بر این باور بودند که  مدارس وابسته به فرقه اسلامی احمدیه تلاشی برای رفع این شکاف می باشد. بر این اساس نخستین مدارس احمدیه در ساحل طلا (مقطع ابتدایی) در دهه ۱۹۲۰ تاسیس شد. و هم زمان این نوع مدارس در دیگر کشورهای غرب آفریقا نیز راه اندازی گردید.

در کتاب: احمدیه، نویسنده،Humphrey  Fisher، مطالعه ای در اسلام معاصر در سواحل غربی آفریقا تاسیس چنین مدارسی را شرح داده است. فرقه احمدیه با پذیرش دستورالعمل برنامه درسی غیر دینی میسیونری ساحل طلا موافقت کرده و برنامه های خود را دنبال نمود. در این میان از فعالیت های آموزشی وهابیت نیز نباید چشم پوشید. تاسیس پنج مدرسه میسیونری وهابیت با حمایت مالی عربستان سعودی به همراه چندین مدرسه ابتدایی  خصوصی دینی با کمک مالی عربستان اقدام دیگری بود که دانش آموزان پس از پایان تحصیل و برای ادامه تحصیلات با هزینه عربستان به آن کشور اعزام می شدند.

حکومت ریاض حتی در دهه ۱۹۶۰  با کمک مسلمانان قبیله GA مدرسه ای را تاسیس نموده و هم چنین مدرسه اسلامی حجاز نیز در آکرا آغاز به کار کرد. در این میان بررسی ها نشان می دهد که برخی از جوامع اسلامی آن زمان چون مسلمانان قبیله GA و Fante در میان مسیحیان زندگی و فرزندانشان به مدارس مسیحی می رفتند. فعالیت منظم و تشکیلاتی احمدیه موجب جذب فرزندان مسلمانان حتی نسبت به مدارس به سبک غربی میسونری مسیحیت شد.

احمدیه بعدها مدرسه متوسطه معروف خود را در شهر کوماسی در سال ۱۹۵۰ تاسیس نمود که بسیاری از محصلین مسلمان هم نبودند. در دهه ۱۹۲۰، احمدیه توانست نزدیک ۳۰۰ موسسه و مرکز آموزشی دینی را در غنا تا نیمه ۲۰۰۰ راه اندازی کند که در این بین ۶ بیمارستان مدرن، یک کالج تربیت معلم، یک مرکز آموزش حرفه ای و مدارس ابتدایی و متوسطه بسیاری دیده می شد. فرقه احمدیه در کنار این گونه فعالیت ها اقدام به انجام پروژه های کشاورزی، برنامه های درمانی و طرح های متعدد آموزشی داشت.

ادامه دارد...