اجمالى از تاریخ معاصر الجزایر (بخش نخست)

  • کد خبر: 1896
  • منبع خبر: الجزاير سرزمين قهرمانان اسلامی

خلاصه تاریخ الجزائر (ورود اسلام در آن سامان و ماجراهاى بعدى) بسیار طولانى است. در اینجا فقط اشاره اجمالى به کیفیت حکومت این سرزمین عزیز اسلامى، قبل از اشغال مى نمائیم و سپس به آنچه که امروز در آن سامان مى گذرد، مى پردازیم.


مقدمه:

این بحث، در واقع به مناسبت آغاز هشتمین سال نبرد خونین در الجزائر، سرزمین قهرمانان اسلام، نوشته شد و روى این اصل، بعضى از مسائل و جملات آن، چنانکه مى خوانید، مربوط به اوضاع همان روزها است .... ولى اینک روى جهاتى، همان مطالب را بدون تغییرات، در اینجا مى آوریم.

 

الجزائر

سرزمین الجزائر که جزئى از مغرب عربى است، بین تونس و لیبى از مشرق و مراکش و موریتانیا از مغرب و دریاى مدیترانه (بحر ابیض) از شمال و سودان فرانسه از جنوب، واقع شده است.

مساحت الجزائر، دو میلیون و دویست و پنجاه هزار کیلومتر مربع بوده و جمعیت آن 12 میلیون نفر است که از این رقم در حدود 850 هزار نفر اروپائى (فرانسوى، ایتالیائى، اسپانیائى و ...) بوده و بقیه مردم، همه مسلمان و عمدتاً عرب زبان هستند و هر سال بر این عده افزوده مى شود و پس از تقریباً نیم قرن، سکنه الجزائر، دو برابر خواهد بود.

 

تاریخ الجزائر

تاریخ الجزائر (ورود اسلام در آن سامان و ماجراهاى بعدى) بسیار طولانى است و ما امیدواریم که در آینده، بطور مشروح درباره آن بحث کنیم، ولى در اینجا فقط اشاره اجمالى به کیفیت حکومت این سرزمین عزیز اسلامى، قبل از اشغال مى نمائیم و سپس به آنچه که امروز در آن سامان مى گذرد، مى پردازیم:

... الجزائر قبل از سال 1830 میلادى دولت مستقلى بود و زیرنظر یک نفر که به منزله هیئت وزراء «دیوان عالى» نامیده مى شد و با کمک و همکارى «داى» بود، اداره مى گردید و به سه استان بزرگ تقسیم شده بود و هر کدام حاکمى که به او «باى» مى گفتند، داشت.

در سال 1830 م استعمار فرانسه، براى توسعه مستعمرات آفریقائى خود! به الجزائر حمله کرد. اما درست در همان سال «شیخ عبدالقادر» قهرمان مسلمان الجزائرى که فرزند یکى از روحانیون بود و خود به تحصیلات علوم دینى اشتغال داشت، علیه نیروهاى متجاوز قیام کرد و 17 سال تمام، با نیروهاى اشغال گر که روز بروز تقویت مى شدند، جنگید.

 

نهضتهاى ملى اسلامى الجزائر

تاریخ جنبش هاى ملى و انقلابهاى ضداستعمارى الجزائر را فهرستوار مى توان چنین بیان نمود:

سال 1830- 1847 م انقلاب شیخ عبدالقادر.

سال 1845- 1847 م شورش ابومعزه در کوه هاى ظهره.

سال 1852- 1854 انقلاب محمدبن عبداللّه در جنوب و این انقلاب مدت 20 سال بواسطه پسر وى سیدى سلیمان، ادامه یافت.

سال 1851- 1854 انقلاب ابو بغلۀ در منطقه قبایل.

سال 1857 انقلاب لالا فاطمۀ در منطقه جرجره.

سال 1859 انقلاب بنى سناسن در مرز مراکش.

سال 1863 - 1864 انقلاب اولاد سیدى شیخ در جنوب.

سال 1870- 1871 انقلاب مهمى به رهبرى شیخ حداد و مقرانى.

سال 1916 انقلاب اوراس.

پس از این قیام ها و انقلاب ها، که اغلب به علت تجهیزات کامل نیروهاى فرانسوى، منجر به شکست مسلمانان مى شد، مبارزه مخفى و نبردهاى کوچک محلى بر ضد استعمار، ادامه داشت تا اینکه در سال 1945 انقلاب عظیمى در منطقه قسنطینه رخ داد و فرانسویها براى خاموشى آتش آن 45 هزار نفر را کشتند (الجزائر المجاهدۀ- نشریۀ جبهۀ التحریر ص 10 ولى در فرانسه، اعتراف کردند که آمار کشته شدگان چهل هزار نفر بوده است. آرى فقط 40000 نفر) و بدین ترتیب تا مدتى، مردم مسلمان الجزائر نتوانستند از خود جنبشى نشان دهند، ولى سرانجام در اول نوامبر 1954 م، ملت برادر الجزائر، به رهبرى «جبهۀ التحریر الوطنى الجزائریه» (جبهه آزادیبخش ملى الجزائر) در سراسر آن سرزمین بپاخاست و به نبرد خونین و دامنه دارى دست زد و اخیراً پایان هفتمین سال آن را جشن گرفت!.

 

نقش اسلام در انقلاب الجزائر

بحث درباره نقش اسلام در نهضتهاى ملى و ضداستعمارى در کشورهاى آسیائى و آفریقائى، نیازمند فرصت بیشتر و نشریه مستقلى است، ولى ما در اینجا فقط اشاره اى به چگونگى اهمیت آن در انقلاب الجزائر، مى نمائیم و امیدواریم که بحث جامع خود را در این باره، با دهها مدرک و سند غیرقابل انکار، در آینده منتشر سازیم ...

ملت برادر الجزائر، که به پیروى از تعلیمات اجتماعى اسلام، در راه طرد قطعى و ابدى استعمار، مردانه بپاخاسته و مردانه هفت سال تمام است که مى جنگد و تا حصول پیروزى نهائى هم همچنان خواهد جنگید، ملت مسلمان با ایمانى است و فقط از «قرآن» و «اسلام» و فقط از منبع لایزال الهام مى گیرد.

تأثیر اسلام در جنبش آزادیخواهانه ملت الجزائر را از گزارشى که کاردینال «لاوژر» تهیه کرده و به مقامات مربوطه ارسال کرده است کاملا مى توان فهمید، وى در این گزارش مى نویسد: «براى ما ضرورى است که این ملت را از قرآن نجات دهیم و به آنها آزادى! ببخشیم و لااقل کودکان و جوانان را از هم اکنون بر مبنائى جدید! تربیت کنیم و انجیل را به آنها یاد دهیم». (نشریه جبهۀ التحریر، ص 12 «الجزائر المجاهدۀ»)

 آرى! اگر مردم را بر مبنائى جدید تربیت مى کردند و به آنها «انجیل» یاد مى دادند، مى بایستى که تسلیم استعمار شوند. زیرا تعلیمات اناجیل تحریف شده فعلى، جز این نتیجه اى ندارد ...

فرانسه براى نابودى این ملت مسلمان قهرمان; راهى بهتر و کاملتر از آن ندید و که در شمال افریقا، با اسکان گروه زیادى اروپائى مسیحى «آفریقاى لاتینى» و «الجزائر فرانسوى» درست کند، بلکه بتواند بدینوسیله «اسلام» تنها نیروى الهام بخش و تنها عامل جنبش ضداستعمارى مردم الجزائر را از بین ببرد. فرانسه براى اجراى این هدف ضداسلامى، نخست تعلیمات اسلامى را در مدارس الجزائر ممنوع ساخت و بسیارى از مساجد را در شهرهاى معروف این سرزمین به «سربازخانه» و «کلیسا» تبدیل نمود، که البته هرکس گذرى به الجزائر بنماید، چگونگى این امر اسف انگیز و رقت بار را به رأى العین خواهد دید.

ولى استعمار در این نقشه هم موفقیتى بدست نیاورد و این بار، احزاب و جمعیت هاى اسلامى بودند که مبارزه همه جانبه خود را علیه استعمار شروع کردند.

 

احزاب و جمعیت هاى اسلامى

در الجزائر جمعیت ها و احزاب اسلامى زیادى در یک قرن اخیر تشکیل شده اند که متأسفانه اغلب آنها بوسیله استعمار منحل و تار و مار گشته اند، ولى بعضى دیگر به فعالیتهاى مخفى و زیرزمینى خود ادامه مى دهند.

جماعۀ العلماء: این سازمان که به منظورهاى صرفاً دینى تشکیل شده بود و روزنامه اى هفتگى بنام «البصائر» منتشر مى ساخت، مبارزه دامنه دارى را علیه استعمار شروع کرد، ولى بلافاصله از طرف استعمار سرکوب شد و رهبران آن به کشورهاى اسلامى دیگر پناهنده شدند و در جرگه رجال انقلاب و سران جنبش آزادیبخش درآمده و به نبرد خود ادامه دادند.

اتحادیه کارگران مسلمان: این اتحادیه اسلامى یک تشکیلات کارگرى وسیعى بود که براى استقلال و آزادى مبارزه مى کرد.

سازمان دانشجویان مسلمان شمال آفریقا: که یک سازمان دانشجوئى سراسرى، مرکب از دانشجویان مسلمان کشور بود.

علاوه بر اینها، سازمانهاى اسلامى دیگرى نیز در الجزائر وجود داشت که همه آنها پس از شروع انقلاب، به رهبرى جبهه آزادى بخش ملى، با این جبهه ائتلاف کردند و همه با هم، یکدل و یکزبان برضد استعمار مى جنگند و در واقع تشکّل و گرایش نیرومندى در داخل جبهه آزادیبخش هستند و رهبران آنها، از سران جبهه بشمار مى روند. (براى مزید توضیح رجوع شود به کتاب «الجزائر العربیۀ، ارض الکفاح المجید» تألیف دکتر احسان حقى چاپ بیروت، فصل 24 ص 232 و ببعد ...).

تنها حزبى که با جبهه آزادیبخش ائتلاف نکرده، حزب کمونیست الجزائر، به رهبرى «العربى یوهالى» است که چون انحلال سازمان خود را تاکنون اعلام نکرده، پیوستگى آن به جبهه آزادیبخش به مثابه یک حزب، هنوز عملى نشده است! و امیدواریم که هیچوقت هم عملى نشود!.

 

جنایات فرانسه در الجزائر:

در طول صد و سى و یک سالى که از اشغال الجزائر، بوسیله نیروهاى متجاوز فرانسه مى گذرد، چه جنایات و فجایعى در این سرزمین بوقوع پیوسته است؟ بطور کامل معلوم نیست، ولى ما نمونه هائى از آن را براى شما نقل مى کنیم تا اجمالا بر جنایات استعمار، در گوشه اى از جهان اسلام پى ببرید.

فرانسویان همه مردم یک شهر کوچک را جمع کرده و به سوى بیابانى که  آب و باتلاق داشت سوق دادند، آنها قبلا در آن باتلاقها نفت ریخته بودند و وقتى که مردم اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ، به آنجا رسیدند، همه را به مسلسل بستند، مردم بى سلاح و بى پناه خود را به آب و باتلاق انداختند، ولى فرانسویها باتلاقها را آتش زدند، و سرانجام معلوم شد که عده افرادى که کشته و غرق شده و یا سوخته اند 70 هزار نفر بوده است. («الاسلام انطلاق لاجمود» تألیف دکتر شیخ مصطفى رافعى، استاد دانشگاه لبنان ص 92 ، ط بیروت).

علاوه بر این قبیل کشتارهاى دسته جمعى و بمباران دهات و اعدام افراد ارتش آزادیبخش، شکنجه هاى ناجوانمردانه اى که فرانسویها بر ضد افراد مسلمان و مبارز روا مى دارند، خاطره شکنجه هاى سازمان مخوف انگیزیسیون را در اذهان تجدید مى کند مثلا: فرانسویها پوست سر یکى از رهبران انقلاب «ابن المهیدى» را در الجزائر، کندند، ولى چون او اسرار انقلابیون را فاش نساخت، میله آهنى را در آتش گداختند و به حلق او فرو بردند تا درگذشت و همچنین «ابومدین محمد» را از پا به سقف آویزان کردند، و وقتى که مخزن همچنین اسلحه مجاهدین را نشان نداد، سر او را در آتش گداخته اى فرو بردند، تا جابجا سوخت! و «مصطفاوى محمد» را پس از شکنجه هاى غیرانسانى، چون اقرارى نکرد، با دینامیت منفجر و تکه تکه ساختند!!. و مجاهد جوان «جلّود احمد» را به درختى بستند و یک بازویش را هم به ماشین جیپ ... و چون در آن حال هم حاضر به اقرار نشد، جیپ به حرکت درآمد و بازوى وى از بیخ کنده شد و او پس از تحمل درد و عذاب، در اثر خونریزى شدید درگذشت. («حرب الابادۀ فى الجزائر» نشریه جبهه آزادیبخش، ص 74 و 75 و 76).

اینها نمونه هائى از اعمال ضدانسانى است و رسوائى آن به جائى رسیده که حتى خود فرانسویها، مطالبى بر ضد این بى رحمى ها منتشر ساخته اند که بعضى از آنها به عربى ترجمه و منتشر شده است از جمله آنها است: «المجندون یؤدون الشهادۀ»- سربازان شهادت مى دهند- و «ضابط فى الجزائر»- افسرى در الجزائر- و «الشهادات المسیحیۀ» - شهادتهاى مسیحى!- و «ضد اعمال التعذیب» - بر ضد شکنجه- و همچنین جرائد فرانسوى از قبیل روزنامه «اکسپرس» و مجله «اسپرى» طى مقالات و گزارشهائى، پرده از روى جنایات فرانسویان در الجزائر برداشته اند.

 

جبهۀ التحریر چرا بوجود آمد؟

امروز در الجزائر  600 هزار سرباز فرانسوى و 180 هزار نفر از مأمورین ژاندارمرى و پلیس براى ایجاد صلح و امنیت!! همه در حالت آماده باش بسر مى برند و یک سوم نیروى دریائى و یک سوم نیروى هوائى فرانسه هم براى کمک و یارى سربازان و 850 هزار نفر از اروپائیان مسلح مقیم الجزائر، مشغول کارند. («الجزائرالمجاهدۀ» ص 20 و «مشاهدات من الثورۀ الجزائریۀ» نشریه جبهه آزادیبخش، به زبان عربى و انگلیسى).

سرمایه داران فرانسه، شرکتهاى استعمارى، کارتلها و تراستهاى نفتى، صاحبان سهام بانکها و معادن در الجزائر، براى حفظ منافع نامشروع خود حاضرند که ششصد هزار سرباز و دویست هزار نیروى انتظامى! را تا دندان مسلح و به حالت آماده باش نگهدارند تا اگر مردم استعمارکشیده حرکتى کنند، آنها را سرکوب و نابود سازند.

در طول تاریخ استعمار الجزائر، نمونه هاى فجیعى از این قبیل جنایات که نقل شد و این روش هاى ضدانسانى به چشم مى خورد که براى هر انسان با شرفى تحمل آن مشکل است روى همین اصل تمام احزاب سیاسى و اسلامى الجزائر با همدیگر ائتلاف کردند و براى پایان دادن به عمر صد و سى و یکساله استعمار تجاوزکار و مرتجع فرانسه، متحد شده و «جبهۀ التحریر الوطنى الجزائریۀ» را تشکیل دادند و همه با هم اسلحه بدست گرفته و «جیش التحریر» را بوجود آوردند که این همه سرباز و نیروى انتظامى! بیگانه نتوانستند در مقابل آنها مقاومت کنند و فرانسه مجبور شد که همه اروپائیان مقیم الجزائر را نیز با انواع سلاحها مجهز نماید، بلکه بتوانند در مقابل اراده ملتى مسلمان ایستادگى کنند و به بهره بردارى ظالمانه خود ادامه دهند و دسترنج مستمندان و خون دل زحمتکشان الجزائر را به غارت ببرند و بیاشامند!

اما باید گفت که دیگر خیلى دیر شده است و در مقابل خواست و اراده چنین ملتى، هیچ نیروى اهریمنى و استعمارى هرچند هم نیرومند و تازه نفس باشد، توان مقاومت ندارد و این مسئله اى است که تجربه هاى تلخ استعمار در بسیارى از سرزمینهاى آفریقائى و آسیائى، آن را به ثبوت رسانده است.

 

احتراق در منطقه اسلام و ما چه مى خواهیم؟

هشتمین سال جهاد

روز چهارشنبه 21 جمادى الاولى 1381 ه 10 آبانماه 1340 ش هشتمین سال جهاد ضداستعمارى ملت برادر الجزائر، شروع شد و به همین مناسبت در سراسر الجزائر براى ابراز طرف دارى همه جانبه خود از نیروهاى ملى، و براى روشن ساختن پیوند ناگسستنى ملت و مجاهدین الجزایرى، تظاهرات عظیم و دامنه دارى به عمل آمد. و طبق گزارش خبرگزاریهاى جهان، شمار تظاهرکنندگان مسلمان در الجزائر، بیش از یک میلیون نفر بوده و شعار آنها چنین بوده است: «زنده باد جمهورى الجزائر»، «الجزائر مال مسلمانها است».

ولى آیا مى دانید عکس العمل، در قبال این تظاهرات مسالمت آمیز، از طرف نیروهاى متجاوز چگونه بود؟ ... پلیس و قواى نظامى! فرانسه در برابر صفوف مسلمانان صف آرائى کرده و بر آنها حمله کردند و طبق نوشته جراید تهران: «در این حوادث 72 تن از مسلمانان کشته و یکصد و پنجاه تن زخمى شدند. چهل تن از مسلمانان بدست پلیس به قتل رسیدند و ده تن دیگر هنگامى کشته شدند که تانکهاى ارتش فرانسه به میان آنها رفت و گروهى را زیر گرفت. قواى فرانسه با هلیکوپتر و تانک و مسلسل به تظاهرکنندگان حمله کردند ...».

آرى! در قرن بیستم، در جلو چشم جهان آزاد! نیروهاى فرانسه متمدن! و آزادیخواه! با تانک و مسلسل به مسلمانان بى سلاح حمله مى کنند و آنها را زیر تانک خورد مى نمایند و لابد بدینوسیله مى خواهند جلو پیشرفت کمونیسم! را بگیرند.

این وضع ناگوار و ضدانسانى، منحصر به مسلمانان الجزایر نیست، بلکه تبعیضات شدید و فشارهاى غیرقانونى برضد مسلمانان مقیم فرانسه -بالخصوص پاریس- نیز اعمال مى شود، تا آنجا که دو هفته پیش از این جریان، شهربانى پاریس دستور داد که مسلمانان بایست تا اطلاع بعدى از ساعت هشت و نیم شب در خیابانها رفت و آمد نکنند! بدنبال این دستور، مردم مسلمان طى تظاهرات مسالمت آمیزى خواستار لغو این دستور شدند، ولى در نتیجه زد و خوردى که از شورشیان درگرفت! از مسلمان الجزایرى 11500 نفر دستگیر و عده اى کشته شدند و تعداد چهار هزار نفر از دستگیرشدگان، مجروح و زخمى بودند و بعد جنازه 60 تن از مسلمانان در رودخانه سن و اطراف پاریس پیدا شد».

این اقدامات وحشیانه به اندازه اى رقت انگیز بود که بلافاصله 700 نفر از اساتید و دانشجویان دانشگاه «سوربن» پاریس به این اعمال اعتراض کرده و اعلام داشتند که: «عملیات علیه مسلمین غیرانسانى بوده است».

آرى! این است وضع مردم مسلمانى که براى بزرگداشت نهضت ضداستعمارى و براى بدست آوردن حقوق انسانى خود، جنبشى کرده اند. ملت برادر الجزایر، براى برگزارى مراسم باشکوه پایان هفتمین سال جهاد ملى خود، اجتماعى تشکیل مى دهد و جشن مى گیرد و ما نیز این روز بزرگ را از صمیم قلب به آنان تبریک مى گوییم و ایمان داریم که بزودى استقلال و آزادى این سرزمین عزیز اسلامى را در سراسر جهان پرعظمت اسلام، جشن خواهیم گرفت.

 

نقشه هاى جدید!

قبلا اشاره کردیم که در عرض هفت سالى که از جهاد ملى الجزائر مى گذرد، حدود یک میلیون نفر از مردم مسلمان آن سامان، اعم از زن و مرد، پیر و جوان، خرد و کلان، کشته شده اند و در طول این مدت نیز همانند سالهاى قبل از انقلاب هر دولتى که در فرانسه به روى کار آمده، در مسئله الجزائر از سیاست واحدى طرفدارى و پشتیبانى نموده و آن را به شدت اجرا کرده است ... و آن سیاست، عبارت بود از: سرکوب جنبش الجزائر حتى در چند سال پیش، که سوسیالیست هاى فرانسه - طرفداران دروغین مساوات و عدالت اجتماعى- به رهبرى «گیموله» روى کار آمدند، وضع الجزائر نه تنها فرقى نکرد، بلکه فشار و تضییقات بیشتر شد. (البته در زمان حکومت همین سوسیالیستها بود که حمله و تجاوز ضدانسانى سه جانبه اى: اسرائیل، فرانسه و انگلیس به «مصر» و کانال سوئز، انجام شد...).

... تا اینکه «ژنرال دوگل» زمامدار شد و «جمهورى پنجم» را پى ریزى کرد! و نوید داد که بزودى الجزایر استقلال خود را باز خواهد یافت، اما دوراندیشان و مطلعین نمى دانستند که فرانسه بدینوسیله مى خواهد نقشه جدیدى را براى ادامه استعمار طرح کند و مى خواهد چنین وانمود کند که طرفدار خونریزى نیست و خواستار آتش بس و جلوگیرى از کشتار مردم بى گناه است، و براى همین منظور فرانسه اعلام کرد که حاضر است با سران ملیون الجزائر مذاکره نماید تا راه حلى پیدا شود...

پس از گفتگوهاى زیاد، سران جنبش الجزائر حاضر به مذاکره شدند و در مذاکرات خود کمال حسن نیت را نشان دادند، ولى فرانسویان شرائط استعمارى جدیدى را پیشنهاد کردند که هرگز پذیرش آنها براى مردم مسلمان الجزایر که فقط در 7 سال اخیر یک میلیون شهید داده اند (از آمار خسارتهاى مالى و تعداد زندانیان مسلمان و .. اطلاعات صحیحى نداریم) امکان پذیر نبود ...

از مسائلى که در این پیشنهادها جلب توجه مى کرد این بود که: انقلابیون اسلحه را کنار بگذارند!- البته بمدت چهار سال؟- و بعد طى انتخاباتى به آنها اختیاراتى داده مى شود! و وقت انتخابات هم بعد اعلام مى گردد! و تازه بعد از اینها معلوم خواهد شد که «الجزایر» باید مستقل شود یا یک حکومت فدرالى با فرانسه تشکیل دهد؟! و اگر عده اى استقلال خواستند و گروهى استقلال نخواستند، در قسمتى که مردم آن استقلال مى خواهند حکومت مستقلى تشکیل مى شود، ولى مسائل نظامى، دفاعى، اقتصادى، تربیتى و روابط خارجى آنها هم باید تحت نظر فرانسویان باشد! (براى مزید توضیح در این زمینه، به کتاب «الاستعمار الفرنسى من القرن السادس عشر الى عهد دیجول» تألیف دکتر محمدحسین، ط 2 قاهره، ص 421 و ببعد مراجعه شود).

فرانسویها، بعد برنامه دیگرى را نیز مطرح کردند که مجله فرانسه «نیوزویک» چاپ آمریکا آن را اینطور شرح مى دهد: «فرانسه جبهه آزادیبخش را به رسمیت نمى شناسد و در صورت استقلال کذائى! اولا فرانسه «صحرا» را که داراى منطقه منابع نفتى است به الجزایر نمى دهد و ثانیا تمام پایگاههاى نظامى خود را حفظ مى کند و ثالثا اداره هر شهرى که در آن عده اى فرانسوى بسر مى برند، بایست بدست فرانسویان باشد».

و علاوه بر این، باز براى گول زدن ملل مسلمان جهان، رفراندوم مسخره اى را در الجزایر راه انداختند که در سؤالات آنها اصولا اشاره اى هم به جمهورى مستقل الجزایر نشده بود، بلکه به نوعى از سازمان ادارى مختلط اشاره شده بود که بیشتر به سازمان و تشکیلات فرانسه قبل از سقوط «دین بین فو» در «هند و چین» شبیه بود.

در این صورت «دبیر خانه امور الجزایر» در «پاریس» به «وزارت الجزایر» تبدیل مى یافت! که در رأس آنها یک فرانسوى قرار مى گرفت! و در الجزایر هم کمیته مشترکى از فرانسوی ها و الجزایری ها تشکیل مى شد که اختیارات آنها خیلى مبهم و غیرمعلوم بود ...

... رفراندم در الجزائر بالاخره عملى شد، ولى اکثریت مسلمانان در آن شرکت نکردند، ولى استفاده اى که مى شد از آن بدست آورد این بود که دیگر افسانه موهوم «الجزایر فرانسه» براى همیشه ارزش خود را در نزد مردم فرانسه از دست داده است و دست راستى هاى افراطى فرانسه دیگر نمى توانند درباره این «تز» موهوم، سر و صدا راه بیاندازند ... در هر صورت، از این نقشه ها هم نتیجه اى عاید ملت الجزایر نگردید.

ادامه دارد...

 

الجزاير سرزمين قهرمانان اسلامی/سیدهادى خسروشاهى/ کلبه شروق