اجمالى از تاریخ معاصر الجزایر (بخش دوم)

  • کد خبر: 1898
  • منبع خبر: الجزاير سرزمين قهرمانان اسلامی

خلاصه در نهضت الجزائر نیز بیش از هر عامل دیگرى، عامل اسلام و طرز فکر انقلابى اسلام، مؤثر بود و بطور قاطع انگیزه اصلى انقلاب به شمار مى آید.


نقش اسلام و مساجد در پیروزى نهضت الجزائر

نقش اسلام در نهضت الجزائر

اسلام، دین جنبش و جهاد:

براى نهضتهاى آزادیبخش ملى سرزمینهاى اسلامى، علل و عوامل زیادى را مى توان ذکر کرد، ولى به نظر ما در پیدایش این نهضتها، آنچه که بیش از هر عامل دیگرى تأثیر داشته و دارد، همان ایمان و اعتقاد به طرز فکر انقلابى اسلامى است.

بدون شک تا ملتى از نظر رشد فکرى و تربیت روحى، آماده جنبش نباشد، هرگز نمى تواند بپاخیزد و در مقابل حوادث و مشکلات بى شمار مقاومت نماید و اگر هم بپاخاست، خواهى نخواهى شکست خورده و از نو در دامن «استعمار» مى غلطد! ولى البته نحوه «استعمار» تغییر مى یابد و ماسک جدیدى به خودمى زند.

اما اگر ملتى، تحت تربیت تعالیم عالى اسلامى قرار گیرد، بطور خودجوش به جنبش و حرکت در مى آید، زیرا:

اسلام بدون جهاد و کوشش در راه تحقق یافتن عدالت اجتماعى، هرگز معنى ندارد و روى همین اصل است که ما مى بینیم اسلام همیشه در تعلیمات خود مبارزه بر ضد ظلم و ستم را یکى از وظائف اصلى و اساسى مسلمانان قرار داده و حتى مظلوم و ستم دیده را به خاطر آنکه حق خود را نخواسته و در این راه به کوشش و جهاد نپرداخته، سرزنش مى کند و بر او، وعده «مؤاخذه و عذاب» مى دهد.

و اصولا با مراجعه به تاریخ اسلام کاملا روشن مى شود که اسلام دینى برضد ظلم و ستم، زورگوئى و تجاوز است و پیشوایان ما هم همیشه بر ضد حکومتهاى متجاوز و زورگو مبارزه کرده اند.

 

اسلام، انگیزه جنبش هاى قرن ما:

در قرن ما نیز ملتهاى زجردیده و استعمار شده آسیا و آفریقا، براى نجات خود، بیش از همه از اسلام و تعالیم آن کمک گرفته اند ... و شاید بهترین دلیل این مدعا این باشد که آفریقا وقتى سر از خواب برداشت که اسلام به سرعت در میان مردم آن پیش رفت و میلیونها نفر از بت پرستى دست برداشته و به سوى اسلام روى آورد.

«ژورژیالاندیه» جامعه شناس فرانسوى در کتاب معروف خود «جامعه شناسى آفریقاى امروزى» رابطه میان نهضتهاى ملى و جنبش هاى مذهبى سیاهان آفریقائى را به خوبى نشان داده و دلایل پیشرفت و توسعه اسلام را در آفریقا بیان کرده و در این باره از سه علت بحث مى کند:

1- استقبال از اسلام بعنوان آورنده راه نجات در مشکلات و بحرانهاى اجتماعى.

2- عکس العمل معنوى و ایدئولوژیکى در مقابل اروپاى مسیحى.

3- نویددهنده آینده بهتر و اعتباردهنده به جنبش هاى انسانى ...

و بدون شک یک جنبش عمیق و یک نهضت حاد اجتماعى ضداستعمارى، هرگز بدون عامل ایدئولوژیک و بدون ایمان و عقیده و اتکاء به یک مکتب فکرى و اجتماعى، مقدور و عملى نیست و همین عامل ایدئولوژیک و اتکاء به مکتب فکرى و عقیدتى است که توانست هزار و سیصد سال پیش، از ملتى چون مردم شبه جزیره عربستان، ملتى زنده و رزمنده بسازد و آن را به حرکت درآورد و به انقلاب اجتماعى و تاریخى آنان شکل دهد ...

 

نقش اسلام در نهضت الجزائر:

در نهضت الجزائر نیز بیش از هر عامل دیگرى، عامل اسلام و طرز فکر انقلابى اسلام، مؤثر بود و بطور قاطع انگیزه اصلى انقلاب به شمار مى آید و استعمار چون از خطرات! این مکتب فکرى و اجتماعى آگاه بود، تا آنجا که مى توانست در الجزائر نخست بر ضد اسلام و دستورات اسلامى مبارزه کرد: مساجد را بست و یا تبدیل به کلیسا نمود علما و رهبران اسلامى را توقیف و تبعید نمود. تعلیم دروس اسلامى و زبان عربى را از برنامه مدارس حذف کرد، تا الجزائر» مردم آن سامان را تغییر دهد و به افسانه موهوم «هویت مذهبى» بتواند تحقق بخشد!. !«فرانسه اما مردم مسلمان الجزائر با اتکاء به نیروى لایزال ایمان، علاوه بر آنکه نگذاشتند مذهب آنان از بین برود، سرانجام استعمار را طرد کرده و استقلال خودرا بدست آوردند.

دکتر احسان حقى مى نویسد: اگر الجزائرى ها توانسته اند علیرغم فشار فرانسوى ها، استقلال معنوى خود را حفظ کنند و در زیر فشار استعمارگران اروپائى از بین نروند، فقط یک علت داشته و آن اسلام است که همه مردم الجزائر را متشکل ساخته است». («الجزائر العربیۀ ارض الکفاح المجید» چاپ بیروت، ص 115).

 مؤلفان کتاب «التبشیر و الاستعمار فى البلاد العربیۀ» مى نویسند: «مسئله... اهمیت دین در جهاد امروز الجزائر کاملا روشن است و بقول دو نویسنده معروف «کولیت و فرانسیس جانسون»، اسلام تأثیر بسزائى در تحریک الجزائرى ها براى خواست آزادى دارد. الجزائرى ها از روز اول تجاوز استعمار، دیدند که هدف نهائى فرانسوى ها از بین بردن اسلام است و روى این اصل، فهمیدند که راه نجات فقط اسلام است و باید همه با هم، به اسلام چنگ بزنند تا بتوانند آزاد شوند. (التبشیر و الاستعمار Missionary and Imperialism تألیف دکتر مصطفى خالد و دکتر عمر فروغ چاپ دوم، بیروت، ص 178).

 

حقیقت پیروز مى شود:

... بدین ترتیب الجزایر قیام کرد و پس از سالها جهاد و مبارزه خونین به حکم دستور صریح اسلام در لزوم دفاع از سرزمین اسلامى در قبال تجاوز هر متجاوزى .. و پس از کشته شدن صدها هزار نفر از برادران و خواهران مسلمان ما .. و پس از ننگ و رسوائى عالمگیر امپریالیسم و استعمار بین المللى، سرانجام حقیقت پیروز شد و در الجزائر «استقلال» و سپس «آتش بس» اعلام گردید.

درست است که جنایات نابخشودنى باند تروریستهاى اروپائى، بنام «ارتش سرى» که از چند ژنرال پوسیده عهد عتیق! و یک مشت جانى حرفه اى و آدمکش وحشى تشکیل یافته بود، مدتها در سرزمین الجزائر ادامه یافت و حتى زنان چادر بسر مسلمان، مریضهاى بیمارستانها، کودکان بى گناه، و پیرمردان از کار افتاده نیز هدف گلوله هاى جنایتکاران قرار گرفت، ولى آنچه مسلم شد، این بود که: سرانجام حقیقت پیروز مى گردد و چنانکه دیدیم مردم مسلمان الجزائر باند تروریستهاى جنایتکار اروپائى را تار و مار نمود و این خواست قلبى همه ملتهاى اسلامى و فتواى محتوم تاریخ بود.

ملت مسلمان ایران از همان روزى که الجزائر براى بازیافتن حقوق از دست رفته خود بپاخاست، علیرغم همه شرائط نامساعد داخلى و جهانى، از ملت برادر الجزائر و جهاد مقدس و مبارزه خونین و افتخارآمیز آن پشتیبانى کرد و پشتیبانى خود را به هر وسیله اى که ممکن بود به سمع جهانیان رسانید و آنگاه که استعمار شکست خورد و مردم مسلمان الجزائر پیروز شدند، مردم ایران با برگذارى مجالس جشن و سرور، و با برپا ساختن مراسمى براى بزرگداشت خاطره این انقلاب اسلامى، خوشحالى و پشتیبانى همه جانبه خود را از نو و براى بار دیگر اعلام داشت و براى همین منظور بود که مجالس متعددى در ایران برپا شد و از طرف «دبیرخانه انجمن هاى اسلامى ایران» هم مجلس پرشکوهى در مسجد «فخرالدوله» تهران برپا گردید که شخصیت هاى برجسته مذهبى - سیاسى کشور در آن شرکت نمودند.

 

عامل پیروزى نهضت الجزائر

... دیدار از یک کشور اسلامى در شمال آفریقا که براى آزادى و استقلال خود و طرد نیروهاى استعمار خارجى 7 سال تمام به نبرد مسلحانه پرداخته و سرانجام پیروز شده است، براى هر کسى جالب و شورانگیز است و طبعاً سؤالاتى هم در ذهن هر بازدیدکننده اى ایجاد مى کند؟

... نهضت مقاومت الجزائر چرا پیروز شد؟ مردمى که سلاحى جز اسلحه اى سبک در اختیار نداشتند، چگونه توانستند در مقابل پانصد ششصد هزار سرباز مسلح اشغالگر و صدها بمب افکن و توپ و تانک و دیگر سلاح هاى سنگین، مقاومت کنند و پیروز شوند؟ ملتى که همه جمعیت آن بیش از ده دوازده میلیون نفر نبود، چگونه یک میلیون شهید داد تا توانست سرزمین خود را آزاد سازد؟ انگیزه واقعى این نهضت، عامل حقیقى این پیروزى و سلاح برنده آن چه بود؟

پاسخ این پرسشها، پس از بازدید از الجزائر و بررسى ایدئولوژى حاکم بر توده مردم، کاملا آشکار مى شود: انگیزه مردم الجزائر در نبرد ضد استعمارى خود، ایمان به ضرورت آزادى میهن اسلامى از تسلط بیگانه، ایمان به وجوب دفاع و جهاد در قبال هر هجوم خارجى ... و نیرومندترین سلاح آن ایمان به خدا و بى باکى در برابر مرگ و اعتقاد راسخ به حتمى بودن شکست دشمن ... و عامل پیروزى آن آموزشهائى بود که توده مردم در راه پیروزى این جهاد آزادیبخش اسلامى در «مساجد» دیده بود ...

در الجزائر به وضوح مى توان دید که برخلاف ادعاهاى قبلى گروهى از چپ گرایان، تنها ایدئولوژى حاکم بر توده مردم پشتوانه اصلى نهضت فقط اسلام است و اگر این مردم براى رهائى میهن اسلامى خود یک میلیون شهید داده، به خاطر آن است که ایمان داشت در راه خدا مى جنگد و اگر کشته شود مى شود و اگر دشمن را بکشد علاوه بر آزادى میهن، پاداشى در نزد «شهید» خداوند خواهد داشت.

و البته چنانکه مى دانیم، پیش از آنکه نهضت آزادیبخش اسلامى الجزائر به اوج مرحله خود برسد و پیروز گردد، مردم الجزائر صد و سى سال تمام، زیر پرچم اسلام و بنام «جهاد» و تحت رهبرى معنوى علماى بزرگى مانند «امیر عبدالقادر» و «شیخ عبدالحمید بادیس» و «شیخ بشیر الابراهیمى» و دهها تن دیگر به نبرد ضداستعمارى ادامه داده و هرگونه نفوذ معنوى خارجى را طرد کرده بودند تا راه را براى پیروزى نهائى هموار سازند بدون هیچگونه تردیدى مى توان اظهارنظر کرد که استعمار و تبشیر مسیحى در طول مدت تسلط جابرانه خود، هرگز نتوانسته است در اعماق جامعه الجزائر نفوذ کند و آداب و رسوم و برنامه هاى اسلامى مردم را از بین ببرد. و با صرف نظر از مسائلى که در همه پایتخت هاى کشورهاى اسلامى مطرح است، باید تصدیق کرد که زن و مرد الجزائرى نه تنها قهرمانانه نبرد کرده، بلکه: قهرمانانه روح اسلامى خود را نیز حفظ نموده است.

البته ممکن است که در شهر «الجزیره» -پایتخت- مانند هر پایتخت کشور اسلامى دیگرى، با پاره اى امور و مناظر غیراسلامى برخورد کنیم، ولى این هرگز نمى تواند و نباید سندى براى قضاوت کلى در مورد توده مردم الجزائر باشد، بلکه باید با توده مردم آشنا شد و تماس گرفت تا حقیقت را دریافت بطور کلى مظاهر تکنیک غرب و آثار سوء زندگى ماشینى در هر سرزمینى رخنه کرده، ولى ثمره استعمار به مفهوم وسیع و عام آن و یک صد و سى سال تبلیغ و تبشیر مسیحى گرى در بین مردم و با تمام قوا اگر نگوئیم در الجزائر «هیچ بوده» حداقل باید بگوئیم که «هرگز قابل توجه نبوده» است.

و با توجه به این نکته اساسى که انقلاب الجزائر از همان ابتدا تحت پرچم اسلام و به نام خدا، رهبرى شده و آموزشگاه تعلیماتى آنهم «مسجد» بوده، نباید از برداشت و قضاوت ما درباره وضع کنونى مردم الجزائر دچار شگفتى شد.

... امپریالیسم فرانسه نیز با توجه به همین نکته مهم و حیاتى بود که نخست سعی کرد زبان عربى -زبان قرآن- را از بین مردم بردارد و زبان فرانسوى را جاى گزین آن سازد و سپس مساجد را به کلیسا تبدیل نماید، بلکه بتواند «پایگاه واقعى» انقلاب را درهم بکوبد.

مجله «الاصالۀ» چاپ الجزائر، ضمن بحث درباره فعالیتهاى دینى در الجزائر کنونى به نقش اساسى «مسجد» در دوران مبارزه با استعمار فرانسه اشاره کرده و مى نویسد: «مساجد ما در طول تاریخ مبارزات و نبردهاى ضد استعمارى مردم ما، همیشه مرکز انطلاق و نقطه پیدایش انقلابها بوده است... «شیخ ابومروان بونى» امام مسجد بود ولى رهبرى نبردها در سواحل عنابه (بونه) را بر عهده داشت و براى آنکه بتواند خود بر چگونگى نبردها همیشه نظارت داشته باشد و در صف مقدم جبهه قرار گیرد، مسجد خود را در کنار دریا، مرکز فرماندهى قرار  داد ... و از سال 1830 میلادى که اشغالگران فرانسوى به الجزائر حمله کردند، بهترین و پاک ترین مردان مسجد و در رأس همه آنها «امیر عبدالقادر» به مقاومت برخاسته و آغاز جهاد را در مساجد اعلام داشتند.

استعمار پس از اشغال الجزائر با توجه به نقش مسجد در رهبرى مقاومت ملى، دستور داد مساجد تحت اختیار کمیته ویژه اى درآید و سپس به ویران ساختن مساجد بى شمارى اقدام نمود و براى ارضاء کینه درونى و ضداسلامى خود، مساجد دیگرى را به کلیسا تبدیل کرد و پاره اى را هم انبار اسلحه نمود و آنگاه بالغ بر 2000 ساختمان و دو میلیون هکتار از بهترین زمینهاى کشاورزى را که وقف مساجد بود، تصرف نمود و به بهره بردارى از آنها پرداخت تا به خیال خود، مساجد را براى همیشه تعطیل کند! ... مساجدى هم که ویران نشده بودند، در اختیار کسانى قرار گرفت که از طرف حکومت اشغالگر فرانسه، جواز امامت! به آنها داده مى شد و در واقع به مزدورانى که مأموریت داشتند مساجد را تحت نظر قرار دهند.

... اما استعمار نمى توانست که بر قلب و روح ملت تسلط یابد ... آنها به مساجدى روى آوردند که در گوشه و کنار قرار داشت و تحت تسلط بیگانه و مزدوران آنها نبود و در آنجاها، تعلیمات دینى و رهبرى و فکرى و حتى نظامى فرا گرفتند و به میدان جهاد شتافتند. (مجله تئوریک و فکرى «الاصاله» شماره 8 سال دوم مورخ جمادى الاول 1392 ه، ص 244 ، چاپ الجزائر).

 ... بدین ترتیب مسجد و رهبران و مردم آن، به وظایف خود بخوبى عمل کردند و سرانجام الجزائر در نبرد ضداستعمارى خود پیروز گردید و اشغالگران، خاک این سرزمین اسلامى را ترک گفتند و اکنون در سراسر الجزائر، اعم از شهرها و روستاها، مساجدى با مناره هاى سر برآسمان کشیده خود، با افتخار کامل به رسالت خود در تعلیم مذهبى مردم و یاددادن قرآن و آموزش دروس فقه و تفسیر و تشکیل کلاسهائى براى مبارزه با بیسوادى عمومى، ادامه مى دهد.

«کاردینال دو فال» رهبر مذهبى مسیحیان در الجزائر، بطور مرتب به دولت الجزائر اطلاع مى دهد که در فلان نقطه، به «کلیساى موجود» احتیاجى ندارد، چون در آن نقطه کسى که به کلیسا برود وجود ندارد و روى همین اصل تاکنون کلیساهاى زیادى در الجزائر به مسجد تبدیل شده اند که همه روزه در آنها نماز برپا مى شود.

الجزائر پس از استقلال به عهد خود نسبت به اسلام و مسجد، وفادار مانده و آمار زیر نشان دهنده فعالیت هاى پى گیر در راه ادامه رسالت مسجد در سراسر الجزائر است. این آمار مربوط به دهه اول پس از استقلال است و توسط منتشر «وزارت امور دینى الجزائر » شده است. در این آمار به تعداد مساجد موجود و در دست ساختمان و کلیساهائى که در 15 شهر، به مسجد تبدیل شده اند، اشاره شده است.

با توجه به این آمار، این نتیجه جالب و ارزنده بدست مى آید که در دهه اول استقلال: علاوه بر 4100 مسجد موجود در 15 شهر، در حدود 200 مسجد دیگر نیز در دست ساختمان بوده و تعداد 183 کلیسا هم که توسط استعمار و تبشیر در الجزائر اداره مى شد، به مسجد تبدیل گشته است و این نشان دهنده راز پیروزى و بقاى مردم مسلمان الجزائر است.