جغرافیای انسانی آفریقای جنوبی (بخش دوم)

  • کد خبر: 1933
  • منبع خبر: سایت گردشگری سفر پارسی

خلاصه در‌حال حاضر سیستم آموزش و پرورش این کشور سه سطح دارد: سطح ابتدایی، دبیرستان و آموزش عالی در دانشگاه‌ها و دانشگاه‌های فنی. در سال‌های اخیر، آموزش در این کشور توسعه بسیاری یافته و تکنولوژی‌های مدرن به بسیاری از مناطق محروم وارد شده‌است.


موسیقی

موسیقی در آفریقای‌جنوبی شامل اشکال گوناگون سنتی و مدرن است و ریشه در آداب و فرهنگ مردم دارد. این موسیقی معمولاً با آواز همراه است و بخشی از فعّالیت‌های روزمره مردم را شکل می‌دهد. موسیقی در این کشور ریشه در آداب و فرهنگ مردمانش دارد. موسیقی مردمی همراه با رقص‌های سنتی در برنامه‌ها و مراسمی مانند: تولد، بلوغ، ازدواج، مرگ، باران، آغاز فصل درو و شکار انجام می‌گردد. این موسیقی همراه با رقص، تابع سنت‌ها و تشریفات مذهبی است. در میان قبایل، با رقص‌ها و موسیقی‌های مردمی ویژه و اجرای مراسم آیینی، ارواح بعضی از اعضای مهم قبیله گرامی داشته می‌شوند. آنها اعتقاد دارند این سبک رقص، ارتباط و اتحادی بین زندگان و دنیای ارواح است.

این کشور کانون رویارویی نژادها و قومیت‌های گوناگون است. هر قوم و نژادی موسیقی خاص خودش را دارد و موسیقی ملی نیز ترکیبی از موسیقی‌های محلی است. موسیقی‌دانان محلی نیز از موسیقی سنتی و کلاسیک استقبال می‌کنند. موسیقی کلاسیک به سبک موسیقی غربی از نیمه دوم دهه 1970 به‌شدت محبوبیت و گسترش یافت. سبک جاز غربی، موسیقی‌های حزن‌آور شرقی و همچنین موسیقی مذهبی مسیحیان تأثیر بسیاری بر موسیقی این کشور داشته‌است.

از جمله موسیقیدانان مشهور آفریقا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

میریام ماکبا(Miriam Makeba) (1932تا2008):  ماکبا، اهل آفریقای‌جنوبی و مشهور به ماماآفریکاست. موسیقی‌اش ترکیبی از موسیقی مردم آفریقا و جاز بود. او برنده جایزه گرمی(Grammy) شد و یکی از مشهورترین چهره‌ها در مبارزه علیه نظام آپارتاید در آفریقای‌جنوبی است. این زن اولین هنرمند آفریقایی بود که در دهه 60 در دنیا مشهور شد.

هوگه راموپولو مسیکیلا(Hugh Ramopolo Masekela)(1939): وی علاوه‌بر خوانندگی، نوازنده ترومپت، فلوگل‌هورن(Flugelhorn) و کورنت(Cornet) است. این هنرمند در سال 2010، جایزه ایکماهانگا(Ikhamanga) را دریافت کرد.

جاناس گوانگوا(Jonas Gwangwa) (1941): این موسیقیدان، بیش از 40سال از مهم‌ترین شخصیت‌ها در زمینه موسیقی جاز آفریقای‌جنوبی بود. در اسکار 1988، گوانگوا آهنگ فریاد آزادی(Cry of Freedom) را اجرا کرد و در سال 1997 آهنگ آغازین المپیک را ساخت.

عبدالله ابراهیم(Abdullah Ibraim)(1934)، جاناتان باتلر(Jonathan Butler)(1961)؛ کریستوفر مک‌گرینگر (Christopher McGrengor) (1936تا1990)؛ ساتیما بی بنجامین(Sathima Bea Benjami)(1936) و وریتی(Verity) (1975) نیز از دیگر هنرمندان در زمینه موسیقی این کشور هستند.

 

سینما

صنعت سینمای ملی در آفریقای‌جنوبی به‌کندی توسعه یافت؛ چراکه در گذشته به‌خاطر سیاست‌های آپارتاید، به فیلم‌ها یارانه داده نمی‌شد. فیلم «مکانی برای گریستن»(A Place at Weeping) به کارگردانی داری رودت(Darry Roodt) در سال 1986، اولین فیلم در انتقاد از آپارتاید بود و در دوربان، کیپ‌تاون، پورت‌الیزابت و بلومفونتن به نمایش درآمد.

سینمای آفریقای‌جنوبی از بدو تولدش تا اواخر قرن نوزدهم، از صنایع گسسته و طرد‌شده این کشور به‌حساب می‌آمد. با فروپاشی آپارتاید، محدودیت‌های اعمال‌شده بر صنعت سینما برطرف گردید. اولین فیلم مهم ساخته‌شده، فیلم احمق‌ها (1998) به کارگردانی یک سیاه‌پوست به‌نام رمضان سلیمان(Ramadan Suleman) بود. از زمان پخش فیلم احمق‌ها، صنعت فیلم‌سازی با یافتن استعدادهای جدیدی مانند زولا ماسکو(Zola Maseko)، زولفا اوتو سالیز(Zulfah Otto-Sallies)، برای کارهای تلویزیونی خود و بسیاری از افراد دیگر ترقی کرده‌‌است.

جشنواره بین‌المللی فیلم دوربان(Durban International Film Festival) (DIFF)، همه‌ساله در دوربان برگزار می‌شود. این جشنواره، قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین جشنواره فیلم در جنوب آفریقاست که با ارائه حدود دویست فیلم، بهترین جشنواره را در آفریقای‌جنوبی و سینمای بین‌المللی آفریقا برگزار می‌کند. بسیاری از این فیلم‌ها برای اولین بار در آفریقای‌جنوبی و حتی قاره آفریقا نمایش داده می‌شوند؛ همچنین در این جشنواره، کارگاه‌های آموزش فیلمسازی، سمینارهای صنعتی، بحث و تبادل نظر و فعالیت‌های دیگری شامل نمایش فیلم در شهرستان‌های بدون سینما و مسابقات استعدادیابی دوربان و تولید فیلم‌های بازار مشترک انجام می‌شود. جشنواره فیلم اویرگلیدز(Everglades Film Festival) هم به‌صورت سالانه در شهر دوربان برگزار می‌شود.

 

تئاتر

دانشگاه کیپ‌تاون در سال 1931، اولین تئاتر دانشجویی را بر روی صحنه آورد. از سال 1963، اداره هنرهای نمایشی کیپ‌تاون تاسیس شد. تئاترهای بسیاری که در آفریقا به نمایش درآمد، سبب شد که در دهه 1980، تئاتر این کشور به شهرت بین‌المللی برسد. به‌تدریج گروه‌های تئاتر جدیدی در این کشور تشکیل شدند و سبک نمایشنامه‌نویسی، تحت تأثیر جنبش نژاد سیاه‌پوستان توسعه پیدا کرد.

شکل متمایز تئاتر در این کشور، حاصل شرایط سیاسی و اجتماعی دهه‌های 1970و1980 است. این شکل تئاتر، از تئاترهای محبوب بوده و به‌عنوان وسیله‌ای برای اعتراض و تفسیر و تحلیل اوضاع اجتماعی محسوب می‌شده‌است. از ترکیب عناصر آفریقایی و غربی هم برای ایجاد انرژی و نشاط در آن استفاده می‌شود. شاید بتوان گفت که بهترین نمونه‌های تئاتر در این کشور، آثار آتول فورگارد(Athol Fugard)(1932)، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان مشهور آفریقای‌جنوبی است که کارهای او به‌صورت بین‌المللی نیز اجرا شده‌اند.

 

رقص

رقص در فرهنگ آفریقای جنوبی، روشی برای بیان احساسات است. رقص‌های سنتی به سبک‌ها و مدل‌های مختلفی اجرا می‌شوند. رقص این کشور از نظر تنوع و انرژی بی‌نظیر است. هنرمندان بسیاری از این کشور در جشنواره‌های بین‌المللی شرکت کرده و هنرنمایی می‌کنند.

در سال‌های اخیر، سبک‌های رقص با توجه به موسیقی اعتراضی در تئاترها توسعه یافته است. به‌عنوان مثال رقص‌های صحنه یا تویی‌تویی(Toyi- Toyi)، رقص راهپیمای ستیزه‌جو(Militant Marching Dance) که اقتباسی از پیاده‌روی اعتراضی آفریقای‌جنوبی است و همچنین رقص سنتی زولو. در آفریقای‌جنوبی، سه شرکت رقص باله حرفه‌ای و چندین گروه رقص مستقل وجود دارد. شرکت باله شهر کیپ‌تاون، قدیمی‌ترین موسسه آموزش رقص باله در این کشور است.

 

نقاشی

آفریقای‌جنوبی بیش از سه‌هزار مکان، با آثاری از عصر حجر دارد که حیوانات و دیگر موضوعات را به تصویر کشیده‌اند. مردم ندیبل  (Ndebele)نیز به‌خاطر رنگ‌آمیزی خانه‌های روستایی خود با رنگ‌های روشن و طرح‌های برجسته مشهور هستند.علاوه‌بر این، هنرمندان حرفه‌ای مانند هوگو ناود(Hugo Naude) و جان وولسچینگ(Jan Volschenck) که اغلب، مناظر آفریقای‌جنوبی را به تصویر کشیده‌اند، به‌شدت تحت تاثیر آثار هنری بریتانیا و هلند قرار گرفته‌اند.

پس از آنها هنرمندانی نظیر استراتفورد کولدیکات(Stratford Coldecott) و به‌ویژه هیندریک پیرنیف(Hendrik Pierneef)، روش‌هایی برای به تصویر کشیدن شرایط متمایز محیط آفریقای‌جنوبی پیدا کردند. در اوایل دهه 1950، هنر مدرن توسط سیاه‌پوستان آفریقای‌جنوبی در شهرستان‌های اطراف ژوهانسبورگ آغاز شد. این هنر، انعکاس مبارزات سیاه‌پوستان آفریقای‌جنوبی با رژیم آپارتاید بود که با ‌عنوان هنر شهرستانی معروف شد. هنرمندان آفریقای‌جنوبی بیشتر سبک‌های خارجی را تجربه کرده‌اند، اما مناظر همچنان به‌عنوان موضوعی مهم باقی مانده‌است. به‌تازگی برخی از هنرمندان بر روی سایر موضوع‌های محیطی تمرکز کرده‌اند.

 

مجسمه‌ سازی

مجسمه‌سازی در این کشور، میراث بی‌نظیر گذشتگان است. تصویرهای کنده‌کاری‌شده از افراد دارای نیزه، مردمان بومی و مهاجران اروپایی سوار بر اسب، تفنگ، کالسکه‌ها و کشتی‌ها و سربازان، همگی بیانگر قدمت این هنر در آفریقای‌جنوبی هستند. قدیمی‌ترین کنده‌کاری کشف‌شده در این منطقه، حدود ده‌هزار سال قدمت دارد. مواد اولیه مورد استفاده هنرمندان مجسمه‌ساز این کشور شامل برنز، مس، نیکل، قلع، سرب و چوب است. امروزه در این عرصه هنرمندان مشهور زیادی وجود دارند که می‌توان از بین آنها به نمونه‌های زیر اشاره کرد:

بریت مارای(Brett Murry) (1961): این مجسمه‌ساز مشهور در پرتوریا به دنیا آمده است. کارهای وی، انعکاسی از شخصیت و تجربیات فردی‌اش است. مارای بخش مجسمه‌سازی دانشگاه استیلن‌بوچ (Stellenbosch) را تاسیس کرده‌‌است.

فانیه الوف(Fanie Eloff) (1885تا 1947): فانیه در شهر پرتوریا به دنیا آمد و در مدت کوتاه اقامتش در پاریس، تحت تاثیر مجسمه‌سازان این شهر قرار گرفت و به‌طور حرفه‌ای این هنر را دنبال کرد. درحال حاضر 102 اثرِ مشهور از وی در موزه هنر پرتوریا، نگارخانه ملی در شهر کیپ‌تاون و سایر مناطق موجود است. بسیاری از آثار او برای عموم به نمایش گذاشته شده‌اند.

مایکل گیتلین(Michael Gitline) (1943)، ازروم لیگی(Ezrom Legae) (1938تا1999)، جنیفر ماستری(Jenifer Maestre) (1959)، پیتاکا نتولی(Pitika Ntuli) (1942) و لوکاس اسیتولی(Lucas Sithole)(1931تا1994)، از دیگر هنرمندان مشهور در عرصه مجسمه‌سازی هستند.

 

هنرهای دستی

صنایع دستی سیاه‌پوستان آفریقای‌جنوبی شامل زیورآلات، ابزارهای چوبی، سپرها و صورتک‌های گوناگون است. این ابزار، بیشتر در هنگام اجرای مراسم سنتی گوناگون، ازجمله تولد، بلوغ، ازدواج، بیماری و مرگ استفاده می‌شوند. همچنین از آنها برای اجرای مراسم‌ تاریخی مانند بازگویی جنگ‌ها و نزاع‌های قبیله‌ای یا رخدادهای طبیعی مانند سیل، قحطی و موارد مشابه استفاده می‌شود. در سال‌های اخیر، هنرمندان با الهام از هنرهای دستی بومیان، به ساخت ابزارآلات سنتی و صنایع‌دستی پرداخته‌اند. امروزه صنایع‌دستی این کشور توجه بسیاری از مردم جهان را به خود جلب کرده‌‌است.

 

آموزش و پژوهش

براساس سیستم آپارتاید، ادارات آموزش و پرورش جداگانه‌ای برای سفیدپوستان، رنگین‌پوستان، آسیایی‌ها و سیاه‌پوستان ایجاد شد. مخارج دولت برای آموزش و پرورش سیاه‌پوستان در پایان دهه 1980 افزایش یافت. در پایان دوران آپارتاید مخارج سرانه هر دانش‌آموز سفید‌پوست چهار برابر مخارج سرانه دانش‌آموز سیاه‌پوست بود. مدرسه‌های سیاه‌پوستان کمتر از مدرسه‌های سفید‌پوستان کلاس درس داشت. کمبود کتاب درسی متداول بود و تعداد کمی از مدرسه‌ها، آزمایشگاه علمی داشتند. درنتیجه، در اوایل دهه 1990 تنها چهل درصد از داوطلبان سیاه‌پوست می‌توانستند مدرک تکمیلی مدرسه متوسطه را برای ورود به دانشگاه دریافت کنند. در آن زمان حداقل یک‌و‌نیم‌میلیون کودکِ سیاه‌پوستِ واجد شرایط به مدرسه نمی‌رفتند.

پس از آپارتاید، آموزش و پرورش در بازسازی جامعه با چالش‌های بسیار زیادی روبه‌رو شد و چهارده سازمان‌ آموزشی به یک نظام آموزشی یکپارچه و بدون تبعیض نژادی تبدیل شد. در‌حال ‌حاضر برای کودکان هفت تا پانزده سال حضور در مدرسه اجباری است. مدرسه‌های دولتی در اواسط دهه 1990 یکپارچه شدند و سیستم آموزش عالی آفریقای‌جنوبی از زمان تبعیض نژادی به بعد، به‌خوبی توسعه یافت. بعد از سال 1994 تعداد سیاه‌پوستان در دانشگاه‌ها به‌سرعت افزایش یافته و نرخ باسوادی در آفریقای‌جنوبی از 82درصد در سال 1995، به 87 درصد در سال 2005 و سپس به 88درصد در سال 2010 رسید و از این نظر، در رتبه 107 جهان جای گرفت.

در‌حال حاضر سیستم آموزش و پرورش این کشور سه سطح دارد: سطح ابتدایی، دبیرستان و آموزش عالی در دانشگاه‌ها و دانشگاه‌های فنی. در سال‌های اخیر، آموزش در این کشور توسعه بسیاری یافته و تکنولوژی‌های مدرن به بسیاری از مناطق محروم وارد شده‌است. اخیراً یک نوآوری ملی به‌نام مدرسه‌های متمرکز در این کشور ایجاد شد. این مدرسه‌ها تخصصی هستند و به آموزش تجارت، مهندسی، هنر و فرهنگ می‌پردازند. این کشور، در سال 2010، حدود 48هزار مدرسه دولتی و خصوصی داشت.

 

آموزش و پژوهش

براساس سیستم آپارتاید، ادارات آموزش و پرورش جداگانه‌ای برای سفیدپوستان، رنگین‌پوستان، آسیایی‌ها و سیاه‌پوستان ایجاد شد. مخارج دولت برای آموزش و پرورش سیاه‌پوستان در پایان دهه 1980 افزایش یافت. در پایان دوران آپارتاید مخارج سرانه هر دانش‌آموز سفید‌پوست چهار برابر مخارج سرانه دانش‌آموز سیاه‌پوست بود. مدرسه‌های سیاه‌پوستان کمتر از مدرسه‌های سفید‌پوستان کلاس درس داشت. کمبود کتاب درسی متداول بود و تعداد کمی از مدرسه‌ها، آزمایشگاه علمی داشتند. درنتیجه، در اوایل دهه 1990 تنها چهل درصد از داوطلبان سیاه‌پوست می‌توانستند مدرک تکمیلی مدرسه متوسطه را برای ورود به دانشگاه دریافت کنند. در آن زمان حداقل یک‌و‌نیم‌میلیون کودکِ سیاه‌پوستِ واجد شرایط به مدرسه نمی‌رفتند.

پس از آپارتاید، آموزش و پرورش در بازسازی جامعه با چالش‌های بسیار زیادی روبه‌رو شد و چهارده سازمان‌ آموزشی به یک نظام آموزشی یکپارچه و بدون تبعیض نژادی تبدیل شد. در‌حال ‌حاضر برای کودکان هفت تا پانزده سال حضور در مدرسه اجباری است. مدرسه‌های دولتی در اواسط دهه 1990 یکپارچه شدند و سیستم آموزش عالی آفریقای‌جنوبی از زمان تبعیض نژادی به بعد، به‌خوبی توسعه یافت. بعد از سال 1994 تعداد سیاه‌پوستان در دانشگاه‌ها به‌سرعت افزایش یافته و نرخ باسوادی در آفریقای‌جنوبی از 82درصد در سال 1995، به 87 درصد در سال 2005 و سپس به 88درصد در سال 2010 رسید و از این نظر، در رتبه 107 جهان جای گرفت.

در‌حال حاضر سیستم آموزش و پرورش این کشور سه سطح دارد: سطح ابتدایی، دبیرستان و آموزش عالی در دانشگاه‌ها و دانشگاه‌های فنی. در سال‌های اخیر، آموزش در این کشور توسعه بسیاری یافته و تکنولوژی‌های مدرن به بسیاری از مناطق محروم وارد شده‌است. اخیراً یک نوآوری ملی به‌نام مدرسه‌های متمرکز در این کشور ایجاد شد. این مدرسه‌ها تخصصی هستند و به آموزش تجارت، مهندسی، هنر و فرهنگ می‌پردازند. این کشور، در سال 2010، حدود 48هزار مدرسه دولتی و خصوصی داشت.

 

ورزش

فوتبال، راگبی و کریکت، محبوب‌ترین ورزش‌ها در آفریقای‌جنوبی هستند. ورزش‌های دیگری همچون: شنا، دومیدانی، گلف، بوکس، تنیس، بسکتبال، موج‌سواری، اسکیت برد، نت‌بال، اسکواش، هاکی روی چمن، قایقرانی و بولینگ چمنی هم پرطرفدار هستند.

 

نژاد

سه کشور آفریقای‌جنوبی، لسوتو و سوازیلند، از فرهنگ‌ها و گروه‌های نژادی زیبا و غنی  برخوردارند. این سه کشور علاوه بر ریشه‌های فرهنگی، ساختار اجتماعی و اقتصادی بسیار پیچیده و به‌هم‌پیوسته‌ای دارند. لسوتو و سوازیلند هرگز در معرض طبقه‌بندی نژادی قرار نداشتند. این موضوع علاوه بر این واقعیت که هر دو کشور به‌طورکلی بر اساس یک گروه قبیله‌ای منفرد شکل یافتند(باسوتو(Basotho) در لسوتو و سوازی(Swazi) در سوازیلند)، به‌عبارت دیگر تبعیض نژادی موجود در آفریقای‌جنوبی در این دو کشور به چشم نمی‌خورد.

جمعیت آفریقای‌جنوبی از نژادها و اقوام مختلفی تشکیل شده‌است. سیاه‌پوستان 79درصد و سفید‌پوستان 10درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند که بیش از نیمی از آنها آفریقایی و درصد زیادی از آنها انگلیسی‌تبار هستند. نه درصد جمعیت رنگین‌پوست و دو درصد آسیایی هستند.

اگرچه سیاه‌پوستان خود به گروه‌های کوچک زیادی تقسیم می‌شوند، اما اجداد تمام آنها مردم بانتو زبانی می‌باشند که حدود دوهزار سال قبل به آفریقای‌جنوبی مهاجرت کردند. با توجه به نابودی و پراکندگی ایجاد شده به‌دلیل مهاجرت اجباری در قرن نوزدهم و نیز با توجه به جابه‌جایی‌ها و مسائل دوران آپارتاید، وابستگی‌های قومیتی درآفریقای‌جنوبی بسیار ضعیف‌تر از وابستگی‌های قومیتی در سایر نواحی قاره آفریقاست.

 

سیاه‌پوستان

آفریقای‌جنوبی درگذشته بخش عمده‌ای از جمعیت خود را به‌عنوان سیاه‌پوست یا آفریقایی دسته‌بندی می‌کرد؛ ولی آنها از نظر زبان و فرهنگ با یکدیگر متفاوت بودند. گروه‌های قومی سیاه‌پوست اصلی عبارتند از:

کوسا(Xhosa) زولو(Zulu)، تسوانا(Tswana)، سوتو شمالی(North Sotho)، سوتو جنوبی(South Sotho) و تسونگا(Tsonga) که همگی به زبان‌های بانتو(Bantu) صحبت می‌کنند.

بیش از نیمی از جمعیت سیاه‌پوست، شهرنشین شده‌اند. بیشتر آنها کارگرهایی هستند که در شهرستان‌ها یا شهرک‌های درحالرشد ساکن هستند. هنوز میلیون‌ها سیاه‌پوست به‌صورت جوامع روستایی در این کشور زندگی می‌کنند.

برخی اقوام نظیر زولو، کوسا، باپدی(Bapedi) و گروه‌های وندا، منحصر به آفریقای‌جنوبی هستند. بقیه گروه‌ها در خارج از مرزهای آفریقای‌جنوبی با همسایگان ادغام شده‌اند. گروه باسوتو(Basotho) گروه قومی در لسوتو است. تاسوانا(Tswana)  بخش عمده‌ای از جمعیت بوتسوانا را تشکیل می‌دهد. گروه قومیِ سوازی(Swazi)، گروهِ قومی عمده در سوازلند هستند. گروه قومی ندیبل(Ndebele) نیز در زیمبابوه، (جایی که میتابیله (Matabele)نامیده می‌شود) یافت می‌شوند. گروه قومی تسونگا(Tsonga) در موزامبیک جنوبی ساکن هستند و در آن کشور، شانگا(Shangaa) نامیده می‌شوند.

زولو بیشترین هویت قومی را در طی گذشت سالیان متمادی حفظ کرده‌‌‌است. اخیراً فعالیت حزب آزادی اینکاتا به ریاست مانگوسوتو بوتلزی(Mangosuthu Buthelezi) به ایالت خودمختار زولو محدود می‌شود. حدود 24درصد مردم آفریقای‌جنوبی به زبان زولویی صحبت می‌کنند. دومین گروه بزرگ پس از زولو، کوساست که در امور سیاسی بسیار تأثیرگذار بوده‌اند. نلسون ماندلا و نیز بسیاری از افراد مطرح در مبارزه با آپارتاید، کوسایی هستند. زبان کوسایی زبان مادری حدود 18درصد از جمعیت آفریقای‌جنوبی است.

 

رنگین پوستان

در طول دوران آپارتاید، به‌طورکلی، از واژه رنگین‌پوست در مورد هر فردی استفاده می‌شد که در هیچ‌یک از طبقه‌بندی‌های نژادی قرار نمی‌گرفت. بااین‌حال، رنگین پوستان هویت فرهنگی متمایزی در طی سال‌ها ایجاد کرده‌اند که تا حدی به‌خاطر امتناع سفیدپوستان از پذیرش آنها به‌عنوان مردمانی برابر با خودشان و امتناع خود رنگین‌پوستان از پذیرش آنها در گروه سیاه‌پوستان شکل گرفت.

در میان اجداد گوناگون، جمعیت رنگین‌پوست امروزی، افریکانی‌زبان‌ها و سایر تبارهای اروپایی، بردگان غرب آفریقا، زندانیان سیاسی و تبعیدی‌های جزایر اندونزی و بعضی از اولین مردم کوئه‌سان آفریقای‌جنوبی به چشم می‌خورند. یکی از بزرگ‌ترین زیرگروه‌های رنگین‌پوستان، زیرگروه گریکا(Griqa) به‌شمار می‌آید که بیشتر مردم آن اعضای کلیسای پروتستان هلند هستند.

زیرگروه اصلی دیگر، مسلمانان کیپ‌تاون هستند که مردمی از هند، اندونزی و قسمت‌هایی از شرق آفریقا بخشی از آنها به‌حساب می‌آیند و این مردم توانسته‌اند فرهنگ خود را به‌خوبی حفظ کنند. امروزه اعتقادات آنان به‌خصوص در ناحیه بوکاپ(Bo-Kaap) کیپ‌تاون، بر سر مزارهای اطراف شهر و در ماه رمضان مشهود است. در مسیر سی‌پوینت(Sea Point) کیپ‌تاون، می‌توان هزاران مسلمان را در حال نماز خواندن مشاهده کرد.

امروزه بیشتر رنگین‌پوستان در کیپ‌شمالی و کیپ‌غربی و تعداد بسیاری از آنان، در کوازولا ناتال، زندگی می‌کنند. زبان مادری حدود 20درصد از این مردم، انگلیسی است و 80درصد دیگر به زبان افریکانی صحبت می‌کنند. یکی از قدیمی‌ترین اسناد به زبان افریکانی، قرآنی است که با استفاده از نسخه عربی ترجمه شده‌‌است

 

سفیدپوستان

سفیدپوستان حدود نه‌درصد جمعیت آفریقای‌جنوبی را تشکیل می‌دهند. افریکانی‌ها که ترکیبی از مردم آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و هلندی‌تبار هستند، حدود سیزده‌درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. بااینحال، آنها تأثیر یکسانی بر تاریخچه  آفریقای‌جنوبی نداشته‌اند.

درحالی‌که بعضی از افریکانی‌زبان‌ها همچنان رویای ایالت مستقل و از لحاظ نژادی، بوئر(Boer) اصیل(هلندی‌زبانانی که در قرن هجدهم وارد آفریقای‌جنوبی شدند) را در سر می‌پرورانند، طبقه متوسط شهرنشین آنها تمایل زیادی دارند که میانه‌رو باشند. نکته جالب‌توجه آن است که هر چه فاصله از دوران آپارتاید بیشتر می‌شود، فضای بیشتری برای افریکانی‌زبان‌ها جهت افتخار به میراث‌شان ایجاد می‌شود. شاهد این مدعا محبوبیت روبهافزایش جشنواره هنرهای ملی آبسا کلین‌کارو(Absa Klein Karoo) می‌باشد. این جشنواره فرهنگی و هنری در منطقه کلین‌کارو در 400کیلومتری شمال‌شرق کیپ‌تاون برگزار می‌شود و برای تمام کسانی است که زبان افریکانی را می‌دانند.

حدود دو سوم سفیدپوستان انگلیسی زبان آفریقای‌جنوبی، ریشه خود را در مهاجران انگلیسی می‌دانند که در دهه 1820 وارد آفریقای‌جنوبی شدند. این گروه از سفیدپوستان در مقایسه با افریکانی‌زبان‌ها، انسجام بسیار کمتری دارند. سایر سفیدپوستان آفریقای‌جنوبی عبارتند از: حدود هفتادهزار یهودی مهاجر از اروپا؛ بیش از پنجاه‌هزار نفر یونانی و تعداد مشابهی پرتغالی که بیشتر این پرتغالی‌تبارها در طی دهه 1970 از موزامبیک وارد آفریقای‌جنوبی شده‌اند.

بیشتر سفید‌پوستان،آسیایی‌ها و رنگین‌پوستان، شهرنشین هستند. بزرگ‌ترین تجمع آسیایی‌ها و رنگین‌پوستان، در منطقه کوازولوناتال و کیپ دیده می‌شود و تعداد کمی از آنها در استان گوتنگ(Gauteng) زندگی می‌کنند. سفید‌پوستان انگلیسی‌زبان و آفریقایی‌زبان، در همه شهرها زندگی می‌کنند، اما ژوهانسبورگ، دوربان، کیپ‌تاون و پیترماریتزبورگ(Pietermartizburg) بیشترین جمعیت انگلیسی‌زبان را دارد؛ درحالی‌که آفریقایی‌زبانان بیشتر در پرتوریا، بلومفونتن و بسیاری از مناطق معدنی و صنعتی ویت‌واترزراند ساکن هستند.

 

مردمان آسیایی ساکن در آفریقای‌جنوبی

حدود 98درصد از آسیایی‌های ساکن در آفریقای‌جنوبی، با جمعیتی حدود 2/1میلیون نفر، هندی تبار هستند. بسیاری از این هندی‌ها در نیمه دوم قرن نوزدهم به‌عنوان کارگر به کوازولوناتال آورده شدند، درحالی‌که سایر هندی‌ها در طی زمان به‌عنوان بازرگان یا به‌دنبال اقوام خود به‌عنوان هندی‌های مسافر، آزادانه به آفریقای‌جنوبی آمده‌اند.

حدود نود درصد هندی‌های در دوربان و سایر نواحی کوازولوناتال زندگی می‌کنند. زبان اول بیشتر آنان انگلیسی است، اما به زبان‌های تامیل، هندی و افریکانی نیز صحبت می‌کنند.

علاوه‌بر هندی‌ها، بیش از دویست‌هزار چینی نیز در آفریقای‌جنوبی زندگی می‌کنند که بیشتر آنان در ژوهانسبورگ متمرکز شده‌اند. از سایر اقوام آسیای‌شرقی نیز تعداد کمی در این کشور ساکن هستند

 

دانشگاه‌های مهم آفریقای‌جنوبی

دانشگاه کیپ‌تاون(University of Cape Town) کیپ تاون

دانشگاه استیلن‌بوچ (University of Stellenbosch) استلین‌بوچ

دانشگاه ویت‌واترزراند (University of the Witwatersrand) ژوهانسبورگ

دانشگاه رودس (University Rhodes) گراهامستاون

دانشگاه ایالت آزاد (University of Free State) بلومفونتن

دانشگاه پرتوریا (Univesity or Pretoria) پرتوریا

دانشگاه کوازولا ناتال(University of Kwazulu Natal) دوربان

دانشگاه شهری نلسون ماندلا (Nelson Mandela Metropolitan University) پورت الیزابت

 

منبع: سایت گردشگری سفر پارسی

https://parsitrip.com