نیم‌نگاهی به جمهوری لیبریا

  • کد خبر: 1962
  • منبع خبر: جزیره دانش

خلاصه جمهوری لیبریا در غرب آفریقا بین گینه، ساحل عاج و سیرالئون قرار دارد و یکی از کهن‌ترین کشورهایی آفریقایی است که نظام جمهوری دارد.


معلومات عمومی

موقعیت: غرب آفریقا بین گینه، ساحل عاج و سیرالئون

مختصات جغرافیایی: 306 شمالی، 309 غربی

مساحت: 99067 کیلومتر مربع

مرز: 1585 کیلومتر(563 کیلومتر با گینه، 760 کیلومتر با

ساحل عاج و 306 کیلومتر با سرالئون)

آب و هوا: گرمسیری، مرطوب، زمستان‌های خشک با روزهای گرم و شب‌های سرد و تابستان‌ها ابری و بارانی

جمعیت: 6/3 میلیون(برآورد 2005)

دین: مسیحی، اسلام و طبیعت‌پرستی

زبان‌ها: انگلیسی و زبان‌های بومی

حکومت: جمهوری

پایتخت: مونروویا

منابع طبیعی: آهن، لاستیک، الوار، قهوه، کاکائو

صنعت: فرآوری لاستیک، فرآوری روغن نخل، تولید الوار، فولاد

محصولات کشاورزی: لاستیک، قهوه، کاکائو، برنج، کاساوا، روعن نخل، نی‌شکر، موز، الوار، گوسفند و بز

تولید ناخالص ملی: 911/2 میلیارد دلار(برآورد 2006)

پول: دلار لیبریایی

 

جغرافیا

لیبریا بین گینه، ساحل عاج و سیرالئون قرار دارد و می‌توان از آن‌ها به عنوان دروازه‌ غربی آفریقا یاد کرد، زیرا راه ورود به همه‌ کشورهای آفریقای غربی است. از راه این کشور و خلیج گینه می‌توان به کشورهای بنین، لسوتو، نیجریه،کامرون و همچنین کشور چاد راه یافت.

 

منابع طبیعی

لیبریا مانند کشورهای پیرامون آن، هم از نظر فرآورده‌های کشاورزی و باغداری ویژه‌ سرزمین‌های گرمسیری و استوایی مانند کاکائو، قهوه، نیشکر، برنج و موز هم از نظر اندوخته‌های معدنی مانند سنگ آهن، طلا، منگنز، الماس، زغال سنگ سرشارند. است. بی‌جهت نیست که قدرت‌های بزرگ صنعتی به ویژه هفت قدرت صنعتی جهان و حتی چینی‌ها و سوئدی‌ها در لیبریا مشغول کاوش و بهره‌برداری از معدن‌های گوناگون هستند. همچنین، بررسی‌های زمین‌شناسی نشان داده‌اند که کشور لیبریا دارای اندوخته‌های بزرگی از نفت و گاز طبیعی است. برآوردها روشن کرده‌اند که نفت لیبریا همراه با نفت نیجریه و بنین می‌تواند بخشی از نیازهای ایالات متحده و همچنین اروپای باختری را برآورده کند.

ایالات متحده‌ آمریکا از آغاز جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی دوم توانست از منابع کائوچوی این کشور کارخانه‌های لاستیک‌سازی فایرستون، استفاده کند. هم‌اکنون نیز مواد معدنی و گیاهی مورد نیاز خود را از نزدیکترین راه، یعنی از شرق اقیانوس اطلس، از بندرهای لیبریا به بندرهای شرق ایالات متحده می‌رساند. به عبارت دیگر بندرهای غرب آفریقا می‌توانند کانون صادرات منابع طبیعی به نزدیکترین بندرهای شرق ایالات متحده باشند. محصول اورانیوم کشور چاد نیز از بندرهای خلیج گینه به کشورهای صنعتی صادر می شود. به همین علت است که ایالات متحده آمریکا به تازگی توجه خود را به کشور لیبریا بیشتر کرده است.

 

کشور آزاد شدگان

کشور لیبریا که پیش از مهاجرت بردگان سیاه پوست آزاد شده در آمریکا ساحل غله نامیده می شد به دلیل این که پس از کشف آمریکا برای اداره کردن مزارع نیشکر و پنبه و کار در منازل در نیمکره غربی دلالان برده از روستاهای ساحلی افراد بومی سیاه پوست به ویژه جوانان از مرد و زن را ربوده و با کشتی به آن جا میبردند تا اندازه‌ زیادی از سکنه خالی شد. ربودن برده ها از سواحل غربی آفریقا از 1619 آغاز شد و منحصر به ساحل غله نبود بلکه از سیرالئون، گینه و کشورهای واقع در ساحل خلیج گینه نیز انسان ‌ه ای سیاهپوست را میربودند تا در ایالات متحده به کارهای سخت وادارند. در ایالات متحده این بردگان به دست مسیونرهای مذهبی به مسیحیت گرویدند.

در سال 1816 در زمان ریاست جمهوری جیمز مدیسون کنگره ‌ی آمریکا قانونی را برای اسکان بردگان آزاد شده به کمک اربابانشان در آفریقا تصویب کرد. از آن زمان، واردکردن برده از سواحل آفریقای سیاه راکد شد و فقط شماری از آنها را برای کار در کشتزارهای نیشکر به جزیر ه‌های آنتیل میبردند. تا آن که جیمز مونرو به ریاست جمهوری رسید و به ریاست انجمن مهاجرت بردگان آزاد شده برگزیده شد. در دوران حکومت او به سال 1822 نخستین گروه از بردگان آزاد شده، که به دین مسیح نیز گرویده بودند، وارد ساحل کشوری شدند که به سبب آزادی خود آن را لیبریا نامیدند و شهر مونروویا (به یاد مونرو) را در ساحل اقیانوس اطلس ساخت ند.

پرزیدنت مونرو در 1823 با طرح دکترین خود به اروپا ی یان اخطار کرد که در امور ایالات متحده و نیمکره ‌ی غربی دخالت نکنند. اما خود مشوق مهاجرت شمار زیادی به ساحل آفریقا شد و سیاهپوستان و بردگان آزاد شده ‌ی آمریکایی را در یک کلنی (سرزمین مهاجرنشین) جای داد و در واقع تکیه گاهی برای آمریکا در ساحل آفریقا ایجاد کرد. این مهاجران وقتی شهر مونروویا را ایجاد کردند، سازمان‌های شهری شبیه به آمریکا درست کردند. آنها در چند شهر بندری کلیساهای بزرگی نیز برپا کردند، در صورتی که بومیان به مذهب آنیمیسم (جاندار پنداری) معتقد بودند و شانزده درصد سکنه بومی نیز مسلمان بودند.

 

استقلال لیبریا

در 24 جولای 1847 در زمان ریاست جمهوری جیمز پولک از حزب دموکرات، لیبریا به عنوان یک کشور مستقل به جهان معرفی شد و بلافاصله دولت انگلستان و سپس سایر دولت های اروپایی آن را به رسمیت شناختند. در آن زمان در آفریقای سیاه، لیبریا را می توان یگانه کشور مستقل محسوب کرد.

اگر کشور اتیوپی (حبشه) را نیز در زمره کشورهای سیاهپوست قاره ‌ی آفریقا در نظر بگیریم میتوان گفت که در 159 سال پیش فقط دو کشور مستقل در آفریقا وجود داشته اند: اتیوپی در شرق آفریقا و لیبریا در غرب این قاره.

نخستین رییس جمهور این کشور جوزف رابرتس سیاه پوست اهل ویرجینیا و مسیحی مذهب بود. در آن زمان یک قانون اساسی شبیه ایالات متحده برای لیبریا نوشته شد. در جمهوری لیبریا از زمان جوزف رابرتس تا زمان ریاست جمهوری ویلیام توبمان نزدیک به یک قرن نوزده نفر به ریاست جمهوری رسیدند که اکثر آنها طرفدار حزب ویگ واقعی(TWP یا True Whig Party) بودند. حزب ویگ پیشتر در انگلستان ایجاد شده بود و طرفداران آن عقاید لیبرالی و آزادی خواهانه داشتند. زمامداران لیبریا در مدت یک قرن کوشیدند که میان بومیان و مهاجران که حکومت به دست آنها بود، آشتی برقرار سازند ولی موفق نمیشدند.

 

لیبریا در گذر زمان

1847 ( 24 جولای)، لیبریا به استقلال دست یافت.

1917، لیبریا علیه آلمان وارد جنگ شد و پایگاه نیروهای متحد در غرب آفریقا شد.

1926، شرکت لاستیک‌سازی فایرستون بهره‌برداری از لاستیک را آغاز کرد و تولید لاستیک ستون اقتصاد لیبریا شد.

1936، کار اجباری ممنوع شد.

1943، ویلیام توبمان رییس جمهور شد.

1944، دولت علیه نیروهای محور اعلان جنگ کرد.

1951، زنان و مردمان بومی(اکثریت) حق رای در انتخابات ریاست جمهوری پیدا کردند.

1958، تبعیض نژادی غیرقانونی شد.

1971، توبمان مرد و ویلیام تولبرت جای او را گرفت.

1974، دولت برای نخستین‌بار کمک‌های اتحاد جماهیر شوروری را پذیرفت.

1978، لیبریا با کمیته‌ اقتصادی اروپا پیمان‌نامه‌ اقتصادی امضا کرد.

1979، بیش از 40 نفر در شورش پس از افزایش قیمت برنج کشته شدند.

1980، گروهبان یکم ساموئل دو کودتای نظامی کرد. تولبرت و دستیارانش از کشور اخراج شدند.

1984، ساموئل دو با فشار دولت آمریکا به گروه‌های سیاسی اجازه داد به کشور بازگردند.

1985، ساموئل دو در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.

1989، حزب جبهه ‌ی ملی لیبریا ( NPFL ) به رهبری چارلز تیلور مخالفت با دولت را آغاز کرد.

1990، جامعه‌ اقتصادی غرب آفریقا( Ecowas ) نیروهای پاسدار صلح را به لیبریا فرستاد. گروهی از نیروهای جبهه‌ ملی لیبریا سامئل دو را تیرباران کردند.

1991، جامعه‌ اقتصادی غرب آفریقا و جبهه‌ ملی لیبریا برای خلع صلاح و یکدولت وحدت ملی موقت، به توافق رسیدند.

1992، نیروهای جبهه‌ ملی حمله‌ گسترده‌ خود را بر نیروهای پاسدار صلح غرب آفریقا در مونروویا آغاز کردند. نیروهای پاسدار صلح نیز پایگاه‌های جبهه‌ ملی را در بیرون پایتخت بمباران کردند و آن‌ها را به بیرون پایتخت پس زدند.

1993، طرف‌های درگیر طرحی برای یک دولت گذار ملی و آتش‌بس پی‌ریزی کردند، اما به سرانجام نرسید و درگیری‌ها از سر گرفته شد.

1994، طرف‌های درگیر برای جدول زمانی خلع سلاح و یک شورای دولتی به توافق رسیدند.

1995، پیمان‌نامه‌ صلح امضا شد.

1996 (آوریل)، درگیری‌های نظامی از سر گرفته شد و به مونروویا گسترش یافت.

1996 (آگوست)، نیروهای پاسدار صلح غرب آفریقا برنامه‌ خلع سلاح را آغاز کردند. زمین‌های معدنی پاکسازی شدند، جاده‌ها باز شدند و به آوراگان اجازه‌ بازگشت داده شد.

1997 (جولای)، انتخابات ریاست جمهوری و مجلس قانون‌گذاری برگذار شد. چارلز تیلور پیروز شد و حزب پشتیبان او نیز اکثریت را در مجلس ملی به دست آورد. ناظران بین‌المللی آزادی و سلامت انتخابات را اعلان کردند.

1999 (ژانویه)، غنا و نیجریه لیبریا را به پشتیبانی از جبهه‌ اتحاد انقلابی که در سیرالئون شورش به پا کرده بود، متهم کردند. انگلستان و آمریکا تهدید کردند که کمک به لیبریا را معلق خواهند کرد.

1999 (آوریل)، نیروهای شورشی که گفته می‌شد از غنا آمده‌اند، به شهر وینجاما حمله کردند و 25 هزار نفر را کشتند.

1999 (سپتامبر)، غنا نیروهای لیبریا را متهم کرد که به خاک آن کشور وارد شده‌اند و به روستاهای مرزی حمله کرده‌اند.

2000 (سپتامبر)، نیروهای لیبریایی به نیروهای شورشی در شمال این کشور حمله کردند. لیبریا نیروهای غنا را به یورش به روستاهای مرزی خود متهم کرد.

2001 (فوریه)، دولت لیبریا گفت که رهبر شورشیان سیرالئون، سام بوکاری که به نام پشه هم شهرت داشت، این کشور را ترک کرده است.

2001 (می)، شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریم‌های تسلیحاتی را بر لیبریا اعمال کرد تا تیلور از فروش اسلحه در برابر الماس به شورشیان سیرالئون دست بکشد.

2002 (ژانویه)، بیش از 50 هزار نفر از مردم لیبریایی و سیرالئون به خاطر جنگ آواره شدند. در ماه فوریه تیلور حالت فوق‌العاده اعلان کرد.

 

منابع:

1. Americana 2000

2. Africa South of the Sahara 2000

3. The Leader of the World 2000

4. Time & Newsweek Jon 2006

 

منبع: جزیره دانش

http://jazirehdanesh.com