رهبر فکری حرکت اسلامی سودان (بخش دوم)

  • کد خبر: 1971
  • منبع خبر: روزنامه اطلاعات

خلاصه شیخ حسن ترابی تألیفاتی دارد که هر کدام حاوی نظریات و اندیشه‌های جدید اوست و مورد استفاده نخبگان و روشنفکران دنیای اسلام قرار گرفته و بعضی از آنها به زبان‌های مختلف ترجمه و چاپ شده است.


دعوت برای کنفرانس جبهه اسلامی ـ قومی

در سایه روابط فرهنگی مستمر، دکتر حسن ترابی به مناسبت‌های مختلف از این جانب برای حضور در سودان و شرکت‌ در المؤتمر عمومی دعوت به عمل می‌آورد که در یکی دو مورد، به علت عدم توفیق حضور، از طریق «مکاتبه» به پیگیری امر پرداختم که از لحاظ تاریخی اشاره به یک نمونه آن، بی‌مناسبت نخواهد بود. شیخ حسن ترابی به عنوان دبیرکل «المؤتمر الشعبی القومی الاسلامی» برای شرکت در دومین کنفرانس عام آن، رسماً از این جانب دعوت نمود که در این رابطه، یکی دو نامه فیمابین رد و بدل شد که جهت اطلاع علاقه‌مندان به نقل چگونگی آن می‌پردازیم. در متن دعوت‌نامه آمده بود:

«…برای تحکیم روابط و تکمیل تجربه‌ها و مبادله آگاهی‌ها، خوشوقت هستم که از شما برای حضور در دومین مؤتمر عام جبهه اسلامی ـ قومی، دعوت کنیم که از تاریخ ۲۵ جمادی الاولی ۱۴۰۸ق مطابق ۱۴ دسامبر ۱۹۸۸ تا روز ۲۷ جمادی‌الاولی ۱۴۰۸ق مطابق با ۱۶ دسامبر ۱۹۸۸ در خرطوم منعقد خواهد شد… با صادقانه‌ترین آرزوها و دعاوی ما برای شما، در راه استواری و توفیق.

دکتر حسن عبدالله الترابی، دبیر کل»

 

بنده در بخشی از پاسخم نوشتم: «… دعوت شما… متأسفانه [هنگامی] به دست من رسید که مشغول معالجه بودم… از خدای بزرگ برای شما و جبهه اسلامی و ملت برادر سودان، درخواست توفیق خدمت می‌کنم و امیدوارم که روابط برادرانه ما و شما، علی رغم توطئه‌های دشمنان اسلام به ویژه ارتجاع عرب، همچنان استوار و مستحکم باقی بماند. فرصت را مغتنم شمرده… دو نکته را یادآور می‌شود:

۱ـ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی حکیم از علمای معروف عراق میهمان شما و ملت سودان بود و متأسفانه دشمنان اسلام از حسن سلوک و اخلاق مردم سودان سوءاستفاده کرده، ایشان را در ملأ عام ترور کردند و البته این آرزوی همه ما است که عاقبت زندگی ما شهادت در راه خدا باشد و طوبی له… اما این امر از وظیفه شرعی و اخلاقی شما در قبال تعقیب و توقیف و قصاص عاملان این جنایت نمی‌کاهد.مردم مسلمان ایران و مردم مظلوم عراق انتظار دارند به هر نحوی که مقدور و ممکن است، در مورد افشای عاملان جنایت و محرکان آن، بدون ملاحظات روشهای دیپلماسی اقدام لازم را به عمل ‌آورید.

۲ـ در مجله التضامن، در مصاحبه‌ای منسوب به شما، حجاج بی‌سلاح ایرانی مسئول حوادث خونین قتل‌عام حجاج در مکه مکرمه معرفی شده‌اند. امیدواریم که نقل این جملات از شما صحت نداشته باشد و به همین دلیل همچنان انتظار می‌رود که کذب بودن جملات منسوب به شما را طی بیانیه یا مصاحبه‌ای، اعلام فرمایید و در غیر این صورت و بی‌تردید شما برادر مسلمان، در یوم الجزاء در رابطه با این شهادت خلاف واقع، عند‌الله سخت مورد سؤال خواهید بود…»

ارسال این نامه و تذکار یکی دو نکته موجب شد که شیخ حسن ترابی، طی نامه‌ای رسمی به این جانب، به توضیح امر بپردازد که ترجمه بخشی از آن چنین است: «… تشکر می‌کنم که با اظهارات خود، به وظیفه نصیحت که مورد تأکید و احترام دین استوار ماست، عمل کرده‌اید…

اولاً: در مورد شهید حکیم، مسأله هم‌اکنون در دست مسئولان رسمی است که در پی تحقیق برای شناخت جنایتکاران است و… ترجیح می‌دهند با مخفی‌کاری عمل کنند و از آنجایی که ما از دولت و سازمان‌های آن دور هستیم، به موقع از آنها خواسته‌ایم که پیگیری جدی و هدفمند و بدون هیچ گونه سهل‌انگاری و کوتاهی انجام پذیرد.

ثانیاً: روزنامه‌های بسیاری در داخل و خارج، از من و یا درباره من مطالببی منتشر می‌سازند و روش من آن نیست که همه آنها را پیگیری کنم…

ثالثاً: در مسئله حج، بدون آنکه قضاوتی درباره حقیقت داشته باشم و یا به سوی ابعاد سیاسی مسئله بپردازم، تأکید می‌کنم معیارها را باید مراعات نمود ـ بدون رفث و فسوق و جدال ـ چون مسلمانان به طور یکسان و بدون برخورد و نفرت به حج مشغول هستند، در حالی که برای آنها،از علائق وحدت، به جز از حج، چیز زیادی باقی نمانده است…»

 

دیدار در اسلام آباد

مهندس ابراهیم صلاح از اخوان بین‌الملل، از برن سوئیس زنگ زد که «سالم عزام» مایل است با شما ملاقات کند. سالم عزام از یک خانواده سرشناس و اصیل مصری بود که گرایش اسلامی داشت ولی در احزاب و سازمانهای خاص جای نمی‌گرفت و در انگلستان به فعالیت‌های فرهنگی ـ اسلامی می‌پرداخت. در لندن مرا به ناهار دعوت نمود که ابراهیم صلاح هم از برن آمد. این نخستین دیدار من با او بود.

سالم که فردی فرهیخته، اسلام‌شناس و آشنا با مسائل جهان اسلام و مشکلات آن شناخته می‌شد، هدف از این دیدار را مشورت در تشکیل یک کنفرانس بین‌المللی اسلامی اعلام کرد که فقط با حضور شخصیت‌ها و علما و رهبران حرکت‌های اسلامی و منهای نمایندگان دولت‌ها تشکیل شود و به مسئله جنگ عراق با ایران، از منظر اسلامی، نه تعصب قومی و طایفه‌ای بپردازد. پرسش او این بود که: «آیا ایران حاضر است نماینده‌ای به این مؤتمر، در این سطح، اعزام کند؟ و اینکه محل اجلاس، کدام کشور باشد؟ آیا لندن» مناسب است؟»

من در پاسخ گفتم: چون کنفرانس دولتی نیست، من می‌توانم بگویم که حتماً نماینده‌ای از ایران شرکت می‌کند و البته اگر دولتی بود، می‌بایست که با مرکز تماس بگیرم؛ اما لندن یا پایتخت هر کشور اروپائی دیگر اصلاً صلاح نیست، چون رسیدگی به امور مسلمانان، باید در پایتخت یک کشور اسلامی انجام پذیرد و «اسلامبول» یا «اسلام آباد» را پیشنهاد کردم که ایشان به دلایلی اسلام آباد را ترجیح داد.

مقدمات امور و دعوت‌ها به عهده ایشان بود و کنفرانس در موقع معین در اسلام‌آباد تشکیل شد و تقریباً می‌توان گفت که علاوه بر شخصیت‌های فکری، فرهنگی علمی و دینی جهان اسلام، رهبران همه حرکت‌های اسلامی معاصر از همه کشورهای اسلامی عربی،‌آسیائی، آفریقائی و… در آن حضور داشتند؛ مانند:

شیخ‌ الازهر، حامد ابوالنصر (مرشد اخوان)، شیخ عمر عبدالرحمن (مفتی جهادی‌های مصر). شیخ نصیر شعبان، قاضی احمد حسین، عدنان سعدالدین (از‌اخوان‌سوریه)، نجم‌الدین اربکان (رئیس حزب رفاه ترکیه)، رهبران حرکت‌های جهادی افغانستان (حکمتیار، شهید برهان‌الدین ربانی، شهید شیخ منصور، قاضی امین وقادی جزولی وفع الله)، صادق عبدالله عبدالماجد، سوارالذهب و شیخ حسن الترابی از سودان و دهها شخصیت دیگر از همه بلاد اسلامی که جمع کردن آن همه افراد برجسته جهان اسلام کار آسانی نبود و شاید بتوان گفت این کار تکرارشدنی نخواهد بود.

از ایران هم آیت الله محمدعلی تسخیری و این جانب شرکت داشتیم و آقای دلبرزی از وزارت امور خارجه، بدون ذکر سمت، در مؤتمر حضور داشت.

موضوع اصلی بحث، مسئله جنگ عراق علیه ایران بود و سخنرانان، هر کدام دیدگاه خود را بیان داشتند و در پایان، برای نخستین بار، در قطعنامه‌ای که به اتفاق آرا تصویب شد، عراق به عنوان متجاوز معرفی گردید و از ایران درخواست شد که با «بخشش اسلامی» صلح را بپذیرد!

نقل داستان و مسائل مطرح شده و یا متن قطعنامه با تصویب دهها شخصیت برجسته جهان اسلام، فرصت دیگری می‌طلبد و من البته گزارشی در همان وقت به وزارت متبوع وقت (وزارت امور خارجه) ارسال کردم؛ ولی آنچه در اینجا نقل آن مناسبت دارد، دیدار مفصل و مکرر با دکتر شیخ حسن ترابی، به عنوان مسئول اول حرکت اسلامی سودان بود. دکتر ترابی درد دل‌های بسیاری داشت و مسائل گوناگونی را مطرح ساخت و از کم‌کاری جمهوری اسلامی در سودان گله‌مند بود!

او در مورد شهادت آیت‌الله سیدمهدی حکیم در خرطوم ضمن اظهار تأسف زیاد، کپی پرونده چگونگی حضور ایشان در سودان را به این جانب داد و توضیح داد که اصحاب المؤتمر با کمال احترام از ایشان استقبال کردند و افزود که اصولاً با توجه به شرایط امنیتی سودان، حضور ایشان را صلاح نمی‌دانستند؛ ولی پس از حضور انجام دیدارها، با شخصیت‌های مختلف با همکاری المؤتر، متأسفانه بر اثر قصور یا تقصیر پلیس و مسئولان امنیتی وزارت کشور، ایشان در مدخل هتل هیلتون به شهادت رسید.

دکتر ترابی سفارت ایران در سودان را غیرفعال نامید تا آنجا که گفت: خبر تحریف شده روزنامه «الهدف» ارگان حزب بعث سودان را درباره مصاحبه من و یا «میلیونر بودن شهید» را به عنوان خبر روزنامه، «الجبهه» به تهران گزارش کرد که این در عالم دیپلماتیک آثار منفی دارد و البته ناشی از عدم کارائی است و ایران باید سفارت خود را در سودان تجهیز نماید و عناصر فعال‌تری را اعزام کند.

دکتر ترابی گفت: ما به وابسته فرهنگی ایران میدان داده‌ایم اهداف انقلاب اسلامی و حقیقت تشیع و شیعه را به عنوان یکی از مذاهب فقهی اسلام، در کنار مذاهب چهارگانه ما روشن سازد، البته نه برای شیعه‌کردن مردم سودان. ما فضا را برای فعالیت جنبش‌های جهادی مانند حماس و جهاد اسلامی باز گذاشتیم و در حد توان خود به آنها کمک کردیم، ما با اعزام سربازها و نیروهای سودان به کمک عراق برای جنگ با ایران سخت مخالفت نمودیم، گرچه مسئولان نظامی و دولت در مواردی تخلف کردند.

ترابی سپس به عنوان مطلبی محرمانه گفت: حکومت بعث عراق برای تقویت عملی حزب بعث سودان و اعزام سربازان کشور به عراق و به بهانه کمک به دولت: ۲۹ پرواز مستقیم از بغداد با ۱۵۰۰ تن سلاح برای رهایی شهر کرمک به سودان فرستاد و سپس با افتتاح پل هوایی به عنوان کمک به قحطی‌زدگان سودان، از سوی بغداد، زمینه‌ها را برای جلب‌نظر دولت و حذف تدریجی ایران و جنبش‌های هوادار ایران از صحنه سودان مساعد ساخت. در قبال اینها، ایران چه نوع کمک قابل ذکری انجام داده است؟

دکتر ترابی افزود: حرکت اسلامی سودان به علت برقراری روابط حسنه با جمهوری اسلامی ایران، از همه جهات تحت فشار قرار گرفت و این فشارها پس از سفر رئیس جمهوری محترم شیخ علی اکبر هاشمی، تشدید شد و غربِی‌ها همراه با بعضی از کشورهای عربی منطقه این دیدار دوستانه را بهانه قرار داده و مدعی شده‌اند که به‌زودی محور ایران و سودان، به وجود می‌آید و پیمانی منعقد خواهد شد که تهدیدی برای امنیت منطقه و بلاد عربی خواهد بود…

عملکرد رژیم ژنرال بشیر پس از ترابی، نشان داد که حق با ترابی بوده و ژنرال برای جبران کسری بودجه کشور و ادامه حکومت و اخذ رشوه از ارتجاع عرب و امپریالیسم غرب، همه نوع همکاری را با آنها انجام داده و می‌دهد و حتی در این راستا روابط خود را هم با ایران قطع می‌کند. اما ما در دوران حکومت اخوان‌المسلمین و جریان اسلامی دکتر ترابی، فرصت‌ها را از دست نداده‌ایم و آیا کمک‌های بعدی ما به ژنرال بشیر اشتباه نبوده است؟

 

تجدید نظرطلبی یا نواندیشی

محور فکری شیخ حسن ترابی در دایره نواندیشی دینی که در واقع نوعی تجدید نظرطلبی در مسائل سیاسی و تعامل با جامعه بر پایه درک واقعیت‌ها و اهمیت زمان و مکان در بررسی امور جاری و قانونی بود و بنا بر همین اصل او معتقد بود که باب اجتهاد بسته نیست و اجتهاد نمی‌تواند فقط در جهاد ائمه مذاهب اهل سنت منحصر گردد، بلکه هر انسان عالم مسلمان و آگاه به زمان و مسلط بر اصول شریعت، می‌تواند درباره همه چیز اجتهاد و نوآوری کند و در همین راستا، او به مسئله «عرف» که در فقه شیعه جایگاهی ویژه دارد، به مثابه یکی از منابع قانون گذاری تأکید می ورزید و مسئله «استصحاب» را هم یکی از منابع تشریع می‌شمرد.

ترابی معتقد بود که روش سنتی و قدیمی و استنباط احکام و قانون‌گذاری مورد نیاز برای اداره کشورهای اسلامی کافی نیست؛ زیرا که شرایط زمان ما با شرایط و نیازهای قرون پیشین یکسان نیست و اعتماد به آن روشها، دیگر برای عصر ما سازنده و کافی نیست و به همین دلیل یک تجدید نظر کلی ضروری است. ترابی فقه اهل سنت را به علت اجتناب و دوری عملی از اجتهاد، فقهی جامد و غیر پویا نامید و منحصر کردن درک دین یا میراث فقهی به سنت پیشینیان صالح، پاسخگوی نیازهای انسان عصر ما نمی‌دانست و در همین جهت، طرح «علم اصول جدید» برای اجتهاد پویا را پی‌ریزی کرد و کتابی هم به نام «تجدید اصول الفقه» منتشر ساخت و خواستار ایجاد تحول در میراث فعلی با توجه به عناصر ثابت ـ کتاب و سنت متناسب با تفاوت‌های محیطی و فرهنگی و اجتماعی و مادی گردید.

او می‌گوید: منظور من از اجتهاد کردن به شیوه‌ای که در فروع دینی و مسائل فقهی مطرح است، نیست. بلکه مقصود من این است که «شناخت» به دست آمده از ایمان مطلق به خدا می‌تواند اجتهادی پاک، مبتنی بر آزادی‌های عمومی به وجود آورد و این یک تکلیف عام است و مردم، همگی باید در این زمینه کوشا بوده و مشارکت داشته باشند و بتوانند آرا و نظرات خود را برای اداره کشور و وضع قوانین جدید، برای مسائل متحدثه آزادانه بیان کنند یعنی در واقع «ما باید، برای تامین منافع جامعه اجتهاد کنیم». (حرکت اسلامی در سودان، تألیف این جانب، ص۱۹۰ چاپ تهران)

البته ترابی در این مسیر، فتاوی خاص و شاذی هم در زمینه‌های مختلف صادر کرد که مورد خشم علمای وهابی و بعضی از شیوخ الازهر قرار گرفت.

 

آثار علمی

وی تألیفاتی دارد که هر کدام حاوی نظریات و اندیشه‌های جدید اوست و مورد استفاده نخبگان و روشنفکران دنیای اسلام قرار گرفته و بعضی از آنها به زبان‌های مختلف ترجمه و چاپ شده است. از جمله آثار اوست: ۱ـ التفسیر التوحیدی، ۲ ـ الصلاه عمادالدین، ۳ ـ تجدید الدین، ۴ ـ تجدید اصول الفقه، ۵ ـ منصجیه التشریع، ۶ ـ الدین والفن، ۷ ـ قضاء الوحده و الحریه، ۸ ـ المراه بین تعالیم الدین و تقالید المجتمع، ۹ ـ تجدید الفکر الاسلامی، ۱۰ ـ المصطلحات السیاسیه فی‌الاسلام، ۱۱ ـ الحرکه اسلامیه و التحدیث، ۱۲ ـ الحرکه الاسلامیه فی السودان، ۱۳ ـ السیاسه و الحکمه، ۱۴ ـ الایمان و اثره فی الحیات، ۱۵ ـ الحرکه الاسلامیه، التطور و النهج و الکسب و…

ترابی با تفسیر ظاهر و حفظ اصول از آغاز چندین سازمان و حزب با نامهای مختلف: اخوان المسلمین، جبهه میثاق اسلامی، جبهه قومی اسلامی، و سرانجام الموتر اشبعی العربی و السلامی تشکیل داد و توانست در هر برهه‌ای به فعالیت‌‌های سیاسی خود ادامه دهد تا اینکه سرانجام به علت اختلاف بنیادین و شدید با ژنرال بشیر، به زندان رفت و از صحنه سیاسی برکنار شد تا اینکه در اسفند ۱۳۹۴ به دیار باقی شتافت.

 

به مناسبت درگذشت دکتر شیخ حسن عبدالله الترابی

بقلم: استاد سیدهادی خسروشاهی، بخش دوم و پایانی

روزنامه اطلاعات/ چهار شنبه ۱8 فروردین ۱۳۹۵