رواج مسيحيت در اوگاندا و وضعيت پرمخاطره مسلمانان

  • کد خبر: 1982
  • منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی آفران

خلاصه كشور اوگاندار در خصوص تبليغ مسيحيت و از بين بردن هويت مسلمانان و در نتيجه تهي كردن مسلمانان از اين كشور نقش آشكاري داشته است و يكي از كشورهاي آفريقايي مشخص در اين موضوع است.


مقدمه:

چنانچه مشخص است آفريقا به ميداني از حملات تبليغي مستمر و مداوم مسيحيت تبديل شده است و مسيحي سازي و تحقق آن بعنوان يكي از اهداف آنان در قارة سياه بوده است آنهم بدليل عقب ماندگي و فقر و جهل حاكم بر جوامع آفريقايي مي‌باشد. مسئله تعليم، آموزش و ارائه خدمات به مردم با مسيحيت‌سازي و تبليغ مسيحيت مرتبط بوده است حتي اشتغال و كار در حكومت‌هاي آفريقايي بعضاً مرتبط با تبليغ مسيحيت با تبليغ مسيحيت شده بود و از همين جا بود كه مشكلات پديدار گشت و جنگ‌هاي داخلي بين بوميان با هدف جنگ‌هاي مذهبي آغاز گرديد و نتيجة آن تهي كردن و از بين بردن مسلمانان در قارة سياه بود و دسترسي به ثروت‌هاي بي حد و حصر اين قاره بود.

كشور اوگاندار در اين خصوص يعني تبليغ مسيحيت و از بين بردن هويت مسلمانان و در نتيجه تهي كردن مسلمانان از اين كشور نقش آشكاري داشته است و يكي از كشورهاي آفريقايي مشخص در اين موضوع است. اين كشور كه در شرق آفريقا واقع گرديده است از شرق به كنيا، از غرب به كنگو و رواندار از شمال به سودان و از جنوب به تانزانيا منتهي مي‌شود و مرز دارد.

دين اسلام اولين ديني بود كه قبل از همة اديان در اين كشور بسط و گسترش يافت، بازرگانان عرب كه از جنوب شبه جزيرة عربستان به آنجا عزيمت نمودند نقش عمده‌ايي را در جهت گسترش و شيوه دين اسلام در اوگاندا داشتند در واقع اسلام در سال 1860 ميلادي وارد اوگاندا شد كه در آن زمان برخي از سلاطين محلي و منطقه‌ايي به دين اسلام گرويدند. اين روند ادامه داشت تا زمانيكه استعمار انگليس بر اين كشور سلطه پيدا كرد و آن را مستعمره خود كرد.

در دهة آخر قرن نوزدهم و درست قبل از سلطه بريتانيا براين كشور، گروه‌هايي از پيروان پروتستان‌هاي انگليسي و كاتوليك‌هاي فرانسوي در آنجا حضور داشتند و آنها توانسته بودند تا حدودي آثار و نشانه‌هاي اسلامي را نابود كنند تصور كنيد كه تعداد انگليسي‌هاي حاضر در اوگاندا تا قبل از استقلال اوگاندا در سال 1962 به هفت هزار نفر بالغ مي‌شد كه 1200 نفر آنان مبلغ مسيحي بودند.

 

1. مبارزه با تعليم اسلامي «تعليمات اسلامي»

استعمار انگلستان با استفاده از روش‌ها و ابزار براي جلوگيري از فعاليت‌هاي جنبش‌هاي اسلامي و تبليغات اسلامي خصوصاً در زمينه‌ آموزش مسلمانان جلوگيري كرد. به همين دليل بيشتر جمعيت مسلمانان اوگاندا در شمال اين كشور متمركز شدند، تمركز آنان در نزديكي مرزهاي سودان باعث ارتباط آنان با دانشگاه‌هاي اسلامي كشور سودان گرديد به همين دليل استعمار انگلستان يك دانشگاه به نام «ماكه ره ره» در اوگاندا براي جلوگيري از ارتباط مسلمانان با دانشگاه‌هاي خارطوم و سودان تأسيس كرد و سپس مسئوليت نظارت بر آموزش دانشگاه را بعهده هيئت‌هاي يهودي و مسيحي نهاد تا بدينوسيله ارتباط بين مسلمانان و فرهنگ اسلامي را قطع كنند در اين خصوص شوراي كليساهاي بين‌المللي نقش مؤثر و اصلي را در پشت صحنه اين سياست‌ها بازي مي‌كردند كه با صرف هزينه‌هاي فراوان و تلاش‌هاي فراوان مبادرت به تخريب مدارس اسلامي و بستن آنها كردند.

شايان ذكر است تعداد مدارس دبيرستاني هيئت‌هاي يهودي قبل از استقلال بالغ بر 282 مدرسه بود در حاليكه تعداد مدارس اسلامي حتي بعد از استقلال 18 مدرسه بود و بعد از استقلال مسلمانان بيشتر از گذشته مورد آزار و ظلم و اذيت قرار گرفتند بدليل آنكه رژيم حاكم كه در كشور حكومت مي‌كرد وابسته به استعمار بود و اعضاء حكومت كساني بودند كه تربيت شده مكتب استعمار بودند كه زير نظر مؤسسات مسيحي كار مي‌كردند.

 

2. عيدي امين

در زمان عيدي امين، رييس جمهور اسبق اوگاندا كه در سال گذشته در عربستان سعودي از دنيا رفت، مسلمانان كه 35% از كل جمعيت اوگاندا را تشكيل مي‌دادند و بيش از 20 ميليون نفر بودند احساس راحتي بيشتري مي‌كردند. اما استعمار صليبي و تشكيلات تبليغاتي مسيحي جنگ لجام گسيخته‌ايي را برعليه كسيكه اسلام خود را علام نمود و اوگاندا را در سازمان كنفرانس اسلامي عضو كرد، آغاز نمود و در سال 1979 وي را ساقط كرد و جانشين وي «يوسف والي» امور كشور را بدست گرفت اما بعد از مدتي نيز او از كار بركنار شد و به جاي او وكيل صليبي به نام «جودفري بنيسا» حكومت را بدست گرفت تا بدبختي‌ها و سيه روزي‌ها برعليه مسلمانان مجدداً باز گردد.

سقوط عيدي امين بصورت عادي انجام نگرفت و كشور تا جنگ داخلي پيش رفت اما دخالت كشيش «نايره ره» رييس وقت كشور تانزانيا مانع از اين كار شد. ضمناً كشور تانزانيا كه قبلاً 95% آن مسلمان بودند بدليل فعاليت‌هاي گسترده اين مؤسسات تبليغي مسيحي اكنون اين نسبت به 35% رسيده است.

جليوس نايره، نيروهاي خود را براي سركوب كردن مسلمانان و طرفداران عيدي امين به اوگاندا اعزام كرد و دقيقاً مشخص نيست كه تعداد كشته شدگان اين قتل عام‌ها در بين مسلمانان اوگاندا بدست نيروهاي تانزانيايي تاچه حد بوده است. فقط تعداد كساني كه از آتش اين كشتار فرار كردند به 50 هزار مسلمان مي‌رسد كه توانستند به سودان پناه ببرند.

 

3. كشتار پناه جويان در شهر ليره

كشتار و قتل عام مسلمانان اوگاندا همچنان ادامه داشت تا اينكه كشتار اخيري كه «لشگر خدا» «جيش الرب» در پادگان پناهندگان مسلمان در شمال شهر ليره واقع در شمال كشور اوگاندا انجام داد و در شب شنبه اول محرم 1424 هجري قمري برابر با 21 فوريه 2004 ميلادي انجام گرفت در اين قتل عام «لشگر خدا» بعد از اينكه با توپخانه و بمب‌هاي دستي براي آتش زدن پادگان و كمپ آنان حمله كردند تمامي پناهجويان مسلمان را سوزاندند و يك كشتار و قتل عام وحشتناكي را پديد آوردند كه نزديك به 200 نفر در اين حادثه و جنايت بنا به گفته راديو بي بي سي كشته شدند و 56 نفر در بيمارستان ليره به دليل سوختگي و اصابت تركش‌هاي آهنين و گلوله بستري شدند.

حادثه ديگر در پادگان «بارلوينا» اتفاق افتاد كه در آن بالغ بر 5000 نفر از ترس جنگ و كشتار بين متمردين و شورشيان «جيش الرب» و نيروهاي حكومتي، فرار كردند و مجموع كسانيكه از اين حوادث از خانه و كاشانه خودشان آواره شدند بيش از يك ميليون نفر مي‌رسيد كه اكثراً مسلمان هستند و در شمال كشور اوگاندا متمركز شدند كه يكي از روحانيون صليبي دربارة اين كشتار مي‌گويد در طول زندگي‌ام مثل اين كشتار را هرگز نديدم.

در يك كپره «خانة فقيرنشين» خانواده‌هايي بطور كامل در آتش سوخته بودند و سخنان اين كشيش قابل تصوير نيست. و تمامي اين جنايت‌ها توسط «جيش الرب» انجام پذيرفت كه همه آنها صليبي هستند. همان لشگر مسيحي تندرويي كه به وحشيت معروف است و بيش از بيست سال تقريباً به قتل عام مسلمانان اوگاندا اقدام كرده‌اند و بين آنان و حكومت اوگاندا جنگ 18 ساله ادامه دارد اما از ظواهر پيدا است كه بين حكومت و جيش الرب تباني و همكاري وجود دارد جهت كشتار و قتل عام مسلمان.

در حاليكه اولي (ارتش اوگاندا) ادعا مي‌كند كه من متمردين را سركوب مي‌كنم در حاليكه اين سخن واقعي نيست و همچنان مردم شهرنشين بويژه مسلمانان در برابر حملات جيش الرب كه توسط شوراي كليساهاي جهاني حمايت مي‌شود پيوسته تضعيف مي‌شوند و از خانه و كاشانه آواره مي‌شوند و در امان نيستند. «جيش الرب» «لشگر خدا» در مناطقي كه در آن قانون حاكم نيست مانند جنوب سودان و شمال اوگاندا متمركز شده‌اند و همچنين از كليساهاي انجليلي آمريكايي پشتيباني و حمايت مي‌شوند و در واقع اين متمردين را در برابر مسلمانان قرار داده تا به قتل عام مسلمانان اقدام كنند و به شدت مورد حمايت شوراي كليساي جهاني قرار دارند.

باور كردني نيست كه رييس جمهور اوگاندا مي‌گويد كه او شبه نظاميان ارتش خدا «جيش الرب» را سركوب خواهد كرد اما واقعيت اين است كه مسئولين اوگاندايي، جيش الرب را پشتيباني مي‌كند و هيچ مزاحمتي براي آنان ايجاد نمي‌كنند. مثلاً وزير دفاع اوگاندا در روزي كه «جيش الرب» به قتل عام عده زيادي از مسلمانان پرداخت اعلام كرد كه حدود 25 نفر از متمردين در منطقه‌ايي ديگر توسط مسلمانان كشته شده‌اند كه در واقع بدنبال توجيه كشتار مسلمانان توسط آنان بود.

همچنين مسئولين اوگاندايي به سرعت جسدهاي كشته‌شدگان مسلمان را دفن كردند تا آمار اصلي از چشمها پنهان بماند و اعلام كردند كه فقط دويست نفر از مسلمانان كشته شدند كه واقعيت‌ها همچنان پنهان بماند. آيا ممكن است در پادگان 000/50 نفري كه كاملاً در آتش سوخته شده فقط 200 نفر كشته شده باشد ؟! سئوالي بي جواب !!