جغرافیای مصر از منظر هویّت و فرهنگ اسلامی(1)

  • کد خبر: 2102
  • منبع خبر: نشریه فرهنگ انقلاب اسلامی شماره 32 و 33

خلاصه در این نوشتار، مصر در چارچوب هویت اسلامی، فرهنگ اسلامی، اشتراکات زبانی، رسم‌الخط قرآنی و تاریخ و تمدن مشترک اسلامی با رویکرد جغرافیای فرهنگی مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد.


پیشینه و تاریخ مصر اسلامی

سرزمین مصر را از ابعاد مختلفی می‌توان مورد بررسی قرار داد. مصر را می‌توان از بُعد تاریخی و تمدنی مطالعه کرد. چرا که این کشور دارای تاریخ و تمدن کهن و چندهزار ساله است و از این نظر، جایگاه و سهم عمده‌ای در ایجاد تمدن جهانی داراست. مصر را می‌توان از نظر موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در آسیای جنوب غربی مطالعه کرد. در تقسیم‌بندی‌های منطقه‌ای که به اصطلاح خاورمیانه نامیده می‌شود، مصر جزو کشورهای این منطقه محسوب می‌شود. تعلق این کشور به جهان عرب و مطالعه آن در قالب اتحادیه عرب جنبه دیگری از مطالعات را به خود اختصاص می‌دهد؛ چون اشتراکات زبانی و خط عربی مصر را در جرگه کشورهای عربی قرار داده‌است. مصر از جنبه دیگری نیز می‌تواند مورد مطالعه قرار گیرد و آن تعلق داشتن به جهان اسلام است. مصر کشوری اسلامی، با اکثریت جمعیت مسلمان، عضو سازمان کنفرانس اسلامی و دین اسلام دین رسمی مصر است که در اصل دوم قانون اساسی اشاره شده و شریعت اسلامی را یکی از منابع اصلی قانون‌گذاری اعلام کرده‌است.

با ورود اسلام به سرزمین مصر در سال 18 یا 20 هجری، این کشور خود را در چارچوب هویت و فرهنگ اسلامی تعریف کرد و علی‌رغم تلاش‌های قدرت‌های غربی برای تهی کردن هویت دینی و اسلامی این کشور، فراز و نشیب‌های زیادی را طی کرده‌است. در این نوشتار، مصر در چارچوب هویت اسلامی، فرهنگ اسلامی، اشتراکات زبانی، رسم‌الخط قرآنی و تاریخ و تمدن مشترک اسلامی با رویکرد جغرافیای فرهنگی مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد.

لفظ مصر در لغت عرب شهر و مدینه باشد و جمع آن امصار است (شیروانی، بی‌تا: 556). واژه مصر در عربی به معنای پایتخت، شهر بزرگ و مرکز می‌باشد (سفرنامه‌های خطی فارسی، 1388: ‌4/541). نام مصر قدیمی است و قبل از فتح مسلمین مورد استفاده بوده‌است. از شهر فسطاط در کشور مصر به نام مصر یاد شده‌است و بعداً به همه سرزمین مصر، مصر اطلاق شده‌است. مسعودی گوید: آنجا مصر یعنی شهر و دیار است و نام آن نیز مصر است و دیگر شهرها را به تقلید نام آن مصر گفته‌اند (جلیلی، بی‌تا: 1).

سرزمین مصر، مهد یکی از مهم‌ترین تمدن‌های باستانی تاریخ بشر است که مانند تمدن بین‌النهرین، کانون یکی از نخستین جوامع شهری و علمی جهان بوده‌است. این تمدن بزرگ در کانون حیاتی مصر، یعنی دره و دلتای رود نیل شکل گرفت. این کشور در سال 30ق.م. توسط رومی‌ها فتح و بخشی از امپراتوری روم شد و سپس بخشی از ایالت‌های امپراتوری بیزانس باقی ماند تا اینکه سپاه مسلمانان در سال 639ـ642م. مصر را فتح کردند (www.britannica.com). بدین‌ترتیب، از سال 19ق. و در زمان خلیفه دوم، شهرهای مصر به تدریج تا سال 20ق. از قلمرو امپراتوری روم شرقی (بیزانس) به تسخیر مسلمانان درآمد. فرماندهی جنگ‌ مصر‌ را عمروعاص عهده‌دار بود و مصر توسط وی فتح شد. عمروعاص از معاویه حکومت مصر را درخواست کرده بود و در قبال کمک به معاویه در رسیدن به حکومت، مصر را خواسته بود. عمروعاص به معاویه گفت: «اگر من تو را در کارت همراهی و یاری کنم تا به آنچه میخواهی برسی چه چیز بهره من خواهد بود؟ معاویه گفت هر چه خودت بگویی، عمرو گفت تا هنگامی که تو فرمان‌روا باشی حکومت مصر ویژه من باشد» (دینوری، 1383: 196).

در دوره حکومت امیرالمؤمنین علی(ع)، محمد بن ابی‌بکر را که از طرف حضرت امیرالمؤمنین(ع)والی مصر بود در مصر کشتند. حضرت، مالک اشتر را با لشکری گران به مصر فرستاد. چون این خبر به معاویه رسید، مضطرب شد و به دهقانی از دهقانان عریش، رشوه بسیار فرستاد و عهد نمود که خراج ۲۰ سال را از او نخواهد؛ به شرط آنکه دهقان سمی را که معاویه فرستاده، به عسل مخلوط نماید و عسل را بعنوان تحفه، برای مالک اشتر برد. معاویه میدانست که مالک را میل به عسل بسیار است. القصه، دهقان عسل مسموم را پیش مالک برد. مالک به محض تناول، شهید شد و لشکریان مالک، دهقان را کشتند (قزوینی، 1373: 277).

مصر همواره از سرزمین‌های مهم برای حکومت‌های اسلامی بوده و فراز و نشیب‌های تاریخی زیادی را پشت سر گذارده‌است. این سرزمین طی تاریخ اسلامی در دست خلفای اموی، فاطمی، عباسی، ممالیک و عثمانی بوده‌است.

فاطمیون در سال 358ق. بر مصر تسلط یافتند. این حکومت قدرتمند علاوه بر مصر بر مناطق اطراف آن نیز نفوذ و گسترش یافت. قدرت خلفای فاطمی به جایی رسید که با حکومت خلفای عباسی بغداد نیز درافتادند و گسترش قلمرو خود را تا آسیای صغیر، عراق، فلسطین و مصر ادامه دادند. خلفای فاطمی ۱۴ نفر بودند و جمعاً مدت 270 سال حکومت کردند. در زمان آخرین خلفای فاطمی جنگ‌های صلیبی درگرفت و با ظهور صلاح‌الدین ایوبی، چهاردهمین خلیفه ضعیف‌النفس فاطمی یعنی العاضد بالله (555ـ 567ق.) در سال 567ق. از آن سردار شکست خورد و سلسله فاطمی مصر منقرض شد. صلاح‌الدین پس از تسلط بر مصر کوشید تا آثار و پیروان اسماعیلیان را از میان بردارد. از آن پس مرکز اسماعیلیه منحصر به داعیان اسماعیلی نزاری که در الموت قزوین بودند شد و خلافت فاطمی مصر نابود شد (حمیدی، 1381: 198).

فاطمیون پیروان اسماعیل فرزند حضرت امام صادق(ع) را گویند. اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق(ع) علیه که ده سال پیش از پدر درگذشت. قبل از درگذشت وی، تصور عمومی شیعیان آن بود که وی جانشین امام صادق خواهد بود و حتی پس از مرگش برخی از شیعیان به رغم تأکید امام صادق بر رحلت فرزندش، مرگ وی را باور نکردند و امامت را در میان فرزندان او دانستند! این فرقه بعدها به «فرقه اسماعیلیه» شهرت یافتند که در مصر دولت فاطمی را تأسیس کردند (جعفریان، 1386: 347). حکومت فاطمی که بر مملکت خود به‌خوبی حکم میراند از بهترین حکومت‌های اسلامی به شمار میآمد؛ زیرا در آن، پرتوی از روحیه مکتبی به چشم میخورد. تأسیس «دارالحکمه» و دانشگاه «الازهر» نشانگر همین واقعیت است. بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخ، دانشگاهی تأسیس شد که از نظر دینی و مذهبی از آزادی کاملی برخوردار بود. جوهر صقلی فرمانده لشکریان المعزّ لدین الله که فاطمی و اسماعیلی‌مذهب بود، همان کسی است که دستور ساختن الازهر را صادر کرد. جوهر صقلی این دانشگاه را به گونهای برقرار کرده بود که همه مذاهب شیعه و سنّی را در بر می گرفت (مدرسی، 1369: 239).

پس از انقراض فاطمیون، در سال 1169م. / 564ق. صلاح‌الدین ایوبی بر مصر تسلط یافت و دولت ایوبی که دولتی سنی‌مذهب [شافعی] بود، بر مصر حاکمیت پیدا کرد. سلاطین سلسله ممالیک (1250ـ 1517م./ 648ـ922ق.)، با مرگ آخرین پادشاه ایوبی، یعنی توران‌شاه چهارم (648ق.) رسماً در مصر زمام امور را به دست گرفتند. ممالیک از خود رشادت‌هایی نشان داده و حتی سپاه مغول را که عازم تسخیر بیت‌المقدس بود شکست دادند و با نبردهای فراوان خود با صلیبی‌ها در سال 690ق./ 1291م. با تصرف شهر عکا، آخرین بازماندگان صلیبی را نابود کردند و نفوذ خود را در شهرهای شام و فلسطین گسترش دادند. توضیح اینکه کلمه «ممالیک» جمع واژه مملوک به معنی غلام و بنده است و ممالیک مصر جزو غلامان سفیدپوست از نژاد ترک و چرکس بودهاند که در آغاز به خدمت دستگاه فاطمی و سپس جزو قراولان مخصوص سلاطین ایوبی، مخصوصاً ملک الصالح ایوبی درآمدند.

ممالیک شامل دو طبقه بودند: ممالیک «بحری» (دریایی) که از 648 تا 792ق. بر مصر و شام حکومت کردند. دیگر ممالیک «برجی» بودند که از سال 784 تا 922ق. حکومت کردند. آخرین حاکم آن تومان‌بیگ اشرف بود که در سال 922ق. به دست سلاطین عثمانی گرفتار شد (حمیدی، 1381: 230). عثمان مؤسس سلطنتی شد که به نام دولت عثمانی معروف است. اروپاییان این سلطنت را Ottoman، عرب‌ها عثمانی و ترکها عثمانلی مینامند. در زمان تأسیس این دولت که مسلمان بود، نام عثمانی بر مردم آن سامان گذاشته شد و به نام دولت عثمانیه و ممالک عثمانی رایج گردید و واژه ترک و ترکیه پس از جنگ‌های اروپا در سال 1908م./ 1326ق. در این سرزمین به کار رفت.

جانشینان عثمان به ترتیب پسرش اورخان سلطان مراد، پسر اورخان و پسر او سلطان بایزید اول ملقب به بایزید یلدیرم (برق و صاعقه) بود. بعد از بایزید، پسرش محمد و بعد مراد دوم و بالاخره سلطان محمد فاتح ـ گشاینده قسطنطنیه ـ و جانشینان بعدی او بودند. جلوس سلطان محمد فاتح (1451ـ 1481م.) به تخت سلطنت عثمانی تمام اروپا را تحت تأثیر خود قرار داد (همان: 232ـ231).

سلطان سلیم (1467ـ1520م./ 872ـ926ق.) در زمان سلطنت خود، جنگ‌های مذهبی بین خود و شاه اسماعیل صفوی معروف به جنگ چالدران (1514م.) را آغاز کرد. پس از جنگ‌های با ایران، او  به بهانه اینکه سلطان مصر با شاه ایران پیمان اتحاد بسته‌است، خود را آماده تصرف مصر و سوریه میکرد. یورش به مصر و فلسطین در ماه اوت 1516م./ رجب 922ق. شروع شد. سپاهیان ترک بر اثر قدرت زیاد آتش توپخانه و با استفاده از نفاقی که بین دولت ممالیک به وجود آمده بود، ابتدا شهرهای حلب، حامه، دمشق و اورشلیم را متصرف شدند و در سال بعد حمله قطعی را به مصر آغاز نمودند.

تومان‌بیگ سلطان مملوک‌ها با اینکه دلاوری و رشادت زیادی از خود نشان داد، بر اثر خیانت نزدیکانش شکست خورد. به دنبال فتوحات سلیم، کشتار خوفانگیز و وحشتناکی در قاهره روی داد (1517م.) و بنابه گفته مورخان ۵۰ هزار کشته در کوچههای پایتخت مصر انباشته شد. از آن پس قدرت دولت عثمانی در سه قاره اروپا، آسیا و افریقا مستحکم شد (همان: 237ـ234).

تسلط امپراتوران عثمانی به مدت چهار قرن و اندی ادامه یافت. نفوذ و قدرت این حکومت و گسترش سلطه آن بر آسیا، افریقا و قسمت‌هایی از اروپا، دولت‌های اروپایی مثل انگلیس، فرانسه، روسیه تزاری و ایتالیا را نگران کرده بود و از سیطره قدرت عثمانی سخت به وحشت افتاده بودند. از این میان، دولت انگلستان مترصد ضربه زدن به دولت عثمانی شد. انگلستان تا اواخر قرن 19م. سیاستش بر محور عدم تعرض به تمامیت ارضی امپراتوری عثمانی در آسیا دور میزد، اما به‌ناگهان تغییر سیاست داد و در برابر دولت عثمانی واقع شد.

تا پیش از جنگ جهانی اول، متصرفات دولت عثمانی به‌تدریج از دستش خارج شد و سرزمین‌های مستقل اروپایی تشکیل و مستملکات امپراتوری در آفریقای شمالی، ضمیمه کشورهای مختلف اروپایی گردید، اما سرزمین‌های متصرفاتی آسیایی هم‌چنان در دست دولت عثمانی باقی ماند.

دولت انگلستان برای تسلط بر کانال سوئز و ادامه قدرت و نفوذ خود در هندوستان و نیز از پا درآوردن دولت عثمانی، به دسیسههای زیادی دست زد و با عقد قراردادهایی با شیوخ عرب، آن‌ها را به حمایت خویش امیدوار ساخت. دولت بریتانیا در سال 1916م. با برانگیختن خشم اعراب علیه دولت عثمانی، آن‌ها را به شورش واداشت ولی بعدها به مفاد قراردادهای خود عمل نکرد و شریف مکه را به اعتراض واداشت. در ماه می ‌1916م. طبق قرارداد سری «سایکس ـ پیکو» که میان فرانسه و بریتانیا به امضا رسید، سرزمین‌های جدا شده از دولت عثمانی بین انگلیس، فرانسه و روسیه تزاری تقسیم گردید (همان: 242ـ 241).

در تاریخ 5 ژوئن 1967م. اسرائیل به سه کشور عربی مصر، سوریه و اردن حمله کرد. در این جنگ تجاوزکارانه، کناره غربی رود اردن، نوار غزه و بلندی‌های جولان و صحرای سینا توسط نیروهای اسرائیل اشغال شد. در جنگ خانمان‌سوز ژوئن، ۴۱۰هزار فلسطینی آواره و مجبور به مهاجرت از کناره غربی رود اردن و نوار غزه به سوی کناره شرقی شدند. عدهای نیز به بلندی‌های جولان و صحرای سینا مهاجرت نمودند. بعد از جنگ 1967م. صهیونیست‌ها بر تمامی سرزمین فلسطین و بلندی‌های جولان در مرز سوریه و صحرای سینا در مصر دست یافتند (همان: 268ـ267).

مصر در سال ۱۹۴۵م. به عضویت سازمان ملل متحد در آمد. از زمان استقلال مصر در سال 1952م.  ـ که طی آن رژیم پادشاهی آن سرنگون و رسماً، نه عملاً ـ به رژیم جمهوری تبدیل شد ـ تاکنون حوادث و تحولات مهمی در این کشور رخ داده‌است و پیامدهای آن بر کل منطقه و جهان اسلام تأثیر گذاشته‌است؛ چون مصر از جمله کشورهای اسلامی دارای گفتمان دینی و سیاسی است و این تغییر و تحولات در داخل مصر باقی نمانده، بلکه در قالب جریان‌های فکری اسلام‌گرا کل منطقه و جهان اسلام را تحت تأثیر خود قرار داده‌است.

جریان فکری اخوان‌المسلمین مصر طی چند سال به کشورهای منطقه مانند ترکیه، سوریه و عراق نیز اشاعه پیدا کرد و در آن‌ها رشد کرد و تاکنون نیز طرف‌داران زیادی در این کشورها دارد. هم‌چنین مصر دارای نهادها و مراکز دینی و فقهی فعال و تأثیرگذاری مانند جامعه الازهر است. شخصیت‌های تأثیرگذار دینی و سیاسی این کشور نیز در مقاطعی از تاریخ معاصر، رهبری جهان عرب را عهده دار بوده‌اند.

در سال ۲۰۱۱م. طی انقلابی، حسنی مبارک رئیس‌جمهور این کشور برکنار شد و محمد مرسی با انتخابات جایگزین او شد. درسال ۲۰۱۳م. ارتش با سوءاستفاده از اعتراضات مردمی علیه محمد مرسی کودتا کرد و دولت وی را سرنگون نمود و عبدالفتاح سیسی به عنوان رئیس‌جمهور مصر به قدرت رسید (www.wikipeadia.com)

قدرت‌های جهانی همواره در صدد از بین بردن هویت اسلامی و دینی کشورهای اسلامی بوده و هستند تا از این طریق اهداف خود را پیش ببرند. جهان اسلام دو قرن توسط غرب و غرب‌گرایان مورد تحقیر هویتی قرار گرفته‌است و جهان‌شمولی تفکرات اسلامی و تمرکز بر غرب به جای تمرکز بر اسلام، دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی چشمگیری به ارمغان نیاورده‌است. جنبش‌های سلفی‌گری، اصلاح‌طلبی، ناسیونالیستی، اسلام‌خواهی و غیره، عکس‌العمل‌های مسلمانان در مقابل این تحقیر هویتی، فرهنگی و تاریخی در دو قرن گذشته بود. به گفته رابرت گلیو ـ استاد دانشگاه اگزتر انگلستان ـ جنبش اخوان‌المسلمین برای پیشرفت به تفکرات خارجی متوسل شد (فرهنگ اسلامی، 1392: 23). این امر موجب شد تا اخوان‌المسلمین از هویت اسلامی و رسالت دینی خود دور شود و اصالت خود را از دست بدهد. به همین دلیل، اخوان‌المسلمین نه تنها در مصر بلکه در کشورهای دیگر مثل سوریه و ترکیه و سایر کشورهای اسلامی محبوبیت خود را از دست بدهد و جایگاه خود را متزلزل کند.

 

جغرافیای طبیعی

موقعیت جغرافیایی و عرض جغرافیایی مصر و قرار گرفتن این کشور در کمربند نوار بیابانی کره زمین، موجب شده تا این کشور بارندگی بسیار کمتری دریافت کند و از جمله کشورهای خشک محسوب ‌شود. به همین دلیل، بیشتر نواحی این کشور سالانه کمتر از 80 میلی‌متر بارندگی دارند. بیشترین میزان بارندگی متعلق به نواحی ساحلی شمالی و مرطوب‌ترین ناحیه نیز اسکندریه‌است که به طور میانگین سالانه 200 میلی‌متر بارندگی دارد. به طور کلی، از میزان بارش از شمال به جنوب و از شرق به غرب کاسته می‌شود. میزان بارش سالانه به سرعت از شمال به جنوب (اسکندریه: 193 میلی‌متر؛ قاهره: 24 میلی‌متر؛ آسوان: 3 میلی‌متر) کاهش می‌یابد. اگرچه، این تغییرات زیاد با گسترش و رشد خشکسالی افزایش می‌یابد. بارش در مصر بین ماه‌های اکتبر و آوریل اتفاق می‌افتد. دسامبر مرطوب‌ترین ماه سال است. در طول سواحل مدیترانه بارش برف امکان‌پذیر است اما به ندرت اتفاق می‌افتد (Fouad and Barabara Ibrahim, 2003, p. 52)

سرزمین مصر به سه قسمت عمده تقسیم می‌شود: 1) اراضی دره نیل که اصطلاحاَ فلاحین نامیده می‌شود؛ 2) دلتای نیل (نواحی شهری) 3) مناطق بیابانی و صحرایی شرقی (عربی) و صحرای غربی(لیبی) که تقریباَ خالی از سکنه یا به ندرت دارای جمعیت قابل توجه هستند.

رود نیل، که مسیری به شکل s را از جنوب تا شمال را طی می‌کند، مصر را به دو منطقه بزرگ بیابانی تقسیم می‌کند: بیابان غربی (لیبی) که وسعتی بالغ بر 680 هزار کیلومتر مربع به میزان بیش از 68 درصد از کل وسعت مصر (000/002/1 کیلومتر مربع) را پوشش می‌دهد و بیابان شرقی (عربی) که وسعتی بالغ بر 220 هزار کیلومتر مربع یعنی بیش از یک پنجم از وسعت این کشور را شامل می‌شود (Fouad and Barabara Ibrahim, 2003, p. 57)

مصر را عطیه نیل دانسته‌اند؛ نیل به مصر حیات و هویت بخشیده‌است (کدیور، 1373: 16). از آنجایی که بارش در این کشور مناسب نیست رود نیل این کمبود را جبران می‌کند. سرشاخه‌های نیل از جنوب این کشور یعنی اتیوپی و سودان وارد می‌شود و در پشت سد آسوان و دریاچه ناصر به هم می‌پیوندند. در شمال قاهره دلتای نیل شروع می‌شود. نیل این دلتا را به دو قسمت تقسیم می‌کند: شاخه رزتای غربی و شاخه دامیتای شرقی (Ember and Ember, 2001: vol.3, p.673).

بیشترین میزان دما در ماه‌های جولای و آگوست (با حداکثر 30 و 31 درجه سانتی‌گراد) و کمترین دما در ماه‌های ژانویه و دسامبر (با حداقل 13 و 15 درجه سانتی‌گراد) و بیشترین بارش در ژانویه و دسامبر(5/6 و 5 میلی‌متر) اتفاق می‌افتد. در سراسر مصر، روزها گرم و شب‌ها سرد است و روی‌هم رفته دو فصل بیشتر وجود ندارد. یکی زمستان ملایم از نوامبر تا آوریل و دیگری تابستان گرم از می ‌تا اکتبر به طول می‌انجامد (حسینی و دیگران، 1381:‌ 17). البته نباید این دما را برای همه نقاط مصر یکسان دانست بلکه در بیابان‌های مصر یعنی در غرب رود نیل در استان مطروح و جنوب مصر یعنی استان وادی الجدید دما در تابستان به مراتب بالاتر است.

 

 جمعیت

مصر یکی از پرجمعیت‌ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است و جمعیت آن مطابق سرشماری سال 2015م. نزدیک به 85 میلیون نفر است. در آسیای جنوب غربی سه کشور ایران، ترکیه و مصر سه ضلع مثلث پرجمعیت‌ترین کشورهای این منطقه را به خود اختصاص داده‌اند.

تراکم جمعیت در بیشتر استان‌های مصر حدود هزار نفر در کیلومتر مربع است در حالی که در چهار استان پهناور مصر، مانند وادی الجدید، مطروح، بحر الاحمر و جنوب سینا تراکم جمعیت کمتر از ده نفر در کیلومتر مربع است. بیشترین تراکم در شهرها و بنادر مهم این کشور همچون قاهره، جیزه، اسکندریه، طنطا، پورت سعید، اسماعیلیه و سوئز دیده می‌شود. دره نیل جمعیت زیادی را در خود جذب کرده و شهرهای مهمی در کنار این رود استقرار یافته‌اند در حدود 96 درصد مردم مصر در کرانه‌های دره رود نیل از جنوب تا شمال زندگی می‌کنند که در حدود چهار درصد از وسعت مصر را شامل می‌شود. بیشترین فعالیت‌های اقتصادی در دره رود نیل رخ می‌دهد (Ember and Ember, 2001: vol.3, p.674).

مطابق آمارهای سال 2015م. نزدیک به نیمی از جمعیت مصر (44 درصد) شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه، دیگر شهرهای دلتای رود نیل و اطراف آن‌ها زندگی می‌کنند. 95 درصد از مساحت مصر را مناطق بیابانی و خشک این کشور تشکیل می‌دهند. از جمله این مناطق استان‌های وادی ‌الجدید و مطروح هستند که به دلیل نامساعد بودن آب و هوا (گرم و سوزان بودن و کمبود بارش) دافع جمعیت بوده و سکونت‌گاه‌ها در آن‌ها پراکنده و جمعیت بسیار اندکی را در خوی جای‌ داده‌اند.

بررسی تحولات جمعیت شهری در کشورهای خاورمیانه حاکی از آن است که بیشترین نسبت شهرنشینی طی سال‌های 1990 تا 2010م. مربوط به کشور عربستان با 4/82 درصد و کمترین آن مربوط به مصر با 8/42 درصد بوده‌است. در کشور مصر پدیده «نخست‌شهری» چندان مشهود نیست. در این کشور شهر قاهره به عنوان بزرگ‌ترین شهر کشور طی سال‌های 1986، 1996 و 2006م. به ترتیب 9/32، 26، و 7/21 درصد جمعیت شهری کل کشور مصر را در خود جای داده‌است که نشان می‌دهد حاکمیت این شهر کاهش یافته‌است (حسینی و دیگران، 1391). شهر دوم مصر شهر اسکندریه و شهر سوم شهر الجیزه‌ است که در نظام شهری این کشور ظهور کرده‌اند.

نقشه تراکم جمعیت مصر نشان می‌دهد که بیشترین تراکم جمعیت اولاً در نیمه شمالی این کشور و در عرض‌های جغرافیایی 28 تا 32 درجه و در دلتای رود نیل و سواحل دریای مدیترانه‌است و ثانیاً کناره‌های شرقی و غربی رود نیل از جنوب تا شمال محل تجمع و تراکم جمعیت مصر به شمار می‌رود. در چند دهه اخیر، مصر تلاش‌های زیادی برای کاهش تراکم جمعیت در مناطق پرتراکم و پرجمعیت مصر کرده‌است. از جمله این تلاش‌ها می‌توان به طرح‌های فضاسازی جمعیتی، اقتصادی، صنعتی، بهره‌برداری‌های سیاسی و نظامی اشاره کرد. مهم‌ترین این طرح‌ها عبارت‌اند از: طرح احداث کانال سوئز، طرح احداث سد بلند آسوان، طرح توشکا، طرح عونیاط شرقی، طرح ملی توسعه سینای شمالی.

 

موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی

مصر از نظر موقعیت بین عرض‌های 22 و 32 درجه شمالی و طول‌های 24 تا 37 درجه شرقی واقع شده‌است. مساحت کشور مصر بالغ بر 449/001/1 کیلومتر مربع است و از نظر وسعت بیست و هشتمین کشور جهان محسوب می‌شود. مصر از نظر موقعیت نسبی در میان دو قاره آفریقا و آسیا قرار دارد.

مصر در گوشه شمال شرقی قاره آفریقا قرار گرفته و از شمال به دریای مدیترانه، از مشرق به دریای سرخ و خلیج عقبه و عربستان سعودی، از غرب به لیبی و از جنوب به سودان محدود است. شبه‌جزیره سینا در شرق مصر واقع شده که کانال سوئز از آن عبور می‌کند و دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل می‌کند. مصر از طریق صحرای سینا با فلسطین اشغالی (در حال حاضر نوار غزه) و رژیم صهیونیستی مرز مشترک دارد.

این کشور از همسایگان خود از طریق دریا و بیابان‌های کم جمعیت جدا می‌شود. مرزهای دریایی این کشور شامل مدیترانه از شمال و دریای سرخ از شرق می‌باشد. مصر از لیبی از طریق بیابان غربی جدا و به وسیله شبه‌جزیره سینا از فلسطین اشغالی و از سودان از طریق بیابان جنوبی و دره نیل جدا می‌شود. کانال سوئز و رود نیل از مهم‌ترین مؤلفه‌های جغرافیایی مصر به شمار می‌رود. دریای سرخ ضمن اینکه مصر را از عربستان سعودی جدا می‌کند، اقیانوس هند و دریای مدیترانه را به هم متصل می‌کند و همچنین جزیره سینا را از بدنه اصلی مصر جدا می‌کند. مرتفع‌ترین نقطه در ارتفاعات کاترین در جزیره سیناست که در حدود 665/2 متر ارتفاع دارد (Ember and Ember, 2001: vol.3, p.673).

چند عنصر در تعیین موقعیت ژئوپلتیک مصر تأثیرگذار است:‌ نخست عنصر جغرافیای مصر است. مصر به دلیل دست‌رسی به آب‌های آزاد مدیترانه و داشتن سواحل در شمال از موقعیت دریایی مطلوبی برخوردار است. از طرف دیگر بهره‌مندی از کانال سوئز که دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل می‌کند، از زمان بهره‌برداری از آن تاکنون جایگاه ژئوپلتیکی مصر را در منطقه و جهان حفظ، بلکه دو چندان کرده‌است. همسایگی با فلسطین اشغالی و رژیم صهیونیستی نیز در موقعیت استراتژیکی و ژئوپلتیکی مصر تأثیرگذار است. این مجاورت فیزیکی در کنار سیاست‌های خارجی مصر در گذشته موجب تنش‌های سیاسی با این رژیم بوده‌است.

دوم، جهت‌گیری‌های اساسی سیاست خارجی مصر نسبت به سایر کشورهاست. اولین جهت‌گیری در مورد جهان عرب است. از منظر شرایط جغرافیایی مصر پل ارتباطی اتصال دهنده بخش‌های غربی و شرقی جهان عرب است. به عبارتی مصر مرکز جهان عرب تلقی می‌شود. به دلیل عوامل جغرافیایی و تاریخی مصر بود که جمال عبدالناصر تصریح می‌کرد که مصر نه تنها بخشی از جهان عرب، بلکه در واقع مرکز جهان عرب است (فرجی، 1391:‌ 17).

هرچند در سال‌های اخیر، با نفوذ بیگانگان و قدرت‌های خارجی مصر شاهد تحولات اساسی بود، لیکن باید در جهت وحدت و حفظ انسجام در جهان اسلام، تلاش جدی صورت گیرد. وحدت ژئوپلتیک و تعلق داشتن به منطقه مرکزی جهان اسلام و وجود دغدغه‌های سیاسی و دشمنان مشترک می‌تواند این وحدت و انسجام را حفظ و تقویت کند. همسایگی و مجاورت در جهان اسلام شرایط مشابهی را برای کشورهای اسلامی این منطقه حاکم کرده‌است. در صورتی که یکی از آن‌ها مورد تهدید و تعرض قرار می‌گیرد، به کشورهای هم‌جوار نیز آسیب‌های زیادی از این تهدیدات وارد می‌شود. نمونه بارز آن، گروه داعش است که با قتل و کشتار مردم عراق، سوریه و کشورهای آفریقایی مانند مصر و لیبی باعث شد تا این کشورها دچار بحران‌های امنیتی شوند و در مناطق مرزی خود احساس خطر نمایند.

در حال حاضر، طبیعی‌ترین ژئوپلتیک مصر گرایش به گسترش و ادامه نفوذ در شمال آفریقا و کشورهای علیای نیل (سودان و اتیوپی) و ذخایر نفت لیبی است (سیمبر و قربان شیخ‌نشین، 1389: 255).

 

عناصر هویتی و فرهنگی مصر

هر یک از جوامع اسلامی امروز عناصر فرهنگ خود را از اسلام گرفته‌اند و بدین ترتیب هویت اسلامی خود را در این چارچوب تعریف کرده‌اند. هویت اسلامی در واقع پذیرش ارزش‌ها و اصول اسلامی است که متکی بر وحی است که دین اسلام رکن اصلی هویت محسوب می‌شود. در کشورهای اسلامی، اسلام مهم‌ترین و برجسته‌ترین منبع و عامل فرهنگ‌ساز است. دین اسلام بر سبک زندگی، غذا، لباس و پوشاک، بر تعامل و ارتباطات اجتماعی، اخلاق و بر همه ابعاد زندگی تأثیر می‌گذارد. اسلام دین جهان‌شمولی است که همه مسلمانان را در هر جای کره زمین در برمی‌گیرد و آن‌ها را از غیرمسلمانان متمایز می‌کند و به آن‌ها هویت می‌بخشد.

 

دین و مذهب

مردم مصر قبل از اسلام، قبطی بوده‌اند (ابن‌اثیر جزری، 1371: 27/116). پس از اینکه اسلام وارد مصر شد، دین اسلام جایگزین آیین مسیحیت قبطی شد و بقایای این گروه دینی در اقلیت قرار گرفتند و مسلمانان اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل دادند. از آن زمان تاکنون، میان این دو گروه دینی هر از چندگاه بحرانی رخ می‌دهد؛ چون قبطی‌ها تنها گروه اقلیت هستند که در فرهنگ اسلامی ـ عربی مستحیل نشده‌اند (حسینی و دیگران، 1381: 80). قبطی‌ها حدود 5 میلیون نفر می‌شوند و به این ترتیب آنان یکی از بزرگ‌ترین اقلیت‌ها در خاورمیانه محسوب می‌شوند. بیشتر قبطی‌ها در سه‌استان مصر متمرکز هستند و تراکم جمعیت مسلمانان در دلتای نیل متمرکز است (سیمبر و قربانی شیخ‌نشین، 1389: 315). بخش اعظم قبطیان در زمانی که مصر بخشی از روم شرقی (بیزانس) بود، به آیین مسیحی گرویدند (حسینی و دیگران، ۱۳۸۱: 79).

به طور کلی، دیانت مصری‌ها «اسلام» و «نصاری» و «یهود» و «قبطی» است. از این میان، یهودیان در اقلیت بوده‌اند و از سال 1948م. به بعد از تعداد جمعیت یهودیان در مصر کاسته شد. به طوری‌که امروزه تعداد آن‌ها به 1000 نفر می‌رسد که بیشتر در شهرهای قاهره و اسکندریه زندگی می‌کنند (حسینی و دیگران، ۱۳۸۱: ۷۸). جمعیت مصر به طور نسبی همگن است و اکثریت مطلق آن‌ها مسلمان هستند که به زبان عربی تکلم می‌کنند. در حدود 6 درصد از این جمعیت، مسیحی قبطی و به کلیسای ارتدکس قبطی متعلق‌اند (Ember and Ember, 2001: vol.3, p.673). از کل جمعیت مسلمان، اکثریت مطلق اهل تسنن و یک اقلیت هم شیعه هستند (حسینی و دیگران، 181: 77).

محمدحسنین هیکل روزنامه‌نگار معروف مصری معتقد است که مصر کشوری اسلامی و ملت مصر یک ملت متدین است (کدیور، 1373: 252). جمله‌ای از امام علی(ع) درباره اهل مصر به محمدبن ابوبکر در «بحار الانوار» آمده‌است که می‌فرماید: «تو را برای فرمانروایی به جایی می‌فرستم که نزدیک‌ترین افراد به من هستند؛ آنان، اهل مصرند» (اعلَم یَا مُحَمَّدَ بنَ أبِی بَکرٍ إنِّی قَد وَلَّیتُکَ أعظَمَ أجنَادِی فِی نَفسِی أهلَ مِصر» (مجلسی، 1403: 74/ 389).

درباره ویژگی‌های مصریان، می‌توان گفت آنان نزدیک‌ترین افراد به اهل‌بیت و شیعه‌اند. یکی از شخصیت‌های مصری، در این‌باره می‌گوید: «ما مصری ها، سنی المذهب و شیعی الهوا» هستیم. اخیراً هم از رئیس کمیسیون خارجی مجلس مصر، دکتر مصطفی الفقی، مقاله‌ای در الاهرام نوشته شده‌است که: «نحن سنی المذهب و شیعی المزاج.» شخصیت مشهور محمد حسنین هیکل از روزنامه‌نگاران معروف و مشاور عبدالناصر می‌گوید: «شما شیعیان به خاطر محبتی که به اهل بیت دارید، اسم حسن و حسین را بر اولاد خود می‌گذارید. ما هم همین طور هستیم، اما ما هر دو اسم را یک‌جا برای بچه‌هایمان انتخاب می‌کنیم: حسنین!» (خسروشاهی، 1385).

چون سلسله اسماعیلی مصر، فاطمه زهرا دختر پیغمبر را جدّه خود میشمردند به فاطمی شهرت یافتند. آنان نسبت به بازرگانان و سوداگران، نیکخواه بودند و به سنّی و مسیحی و یهودی‌مذهبان و به افکار و عقاید مختلف با بلندنظری و اغماض مینگریستند. نفوذ و سلطه آنان در خشکی، از اتلانتیک تا مرزهای عراق و در دریا از سیسیل تا سند گسترده بود. خلافت فاطمیان در مصر در عظمت و گسترش با خلافت اسلامی در دوره خلفای راشدین برابری میکرد (راوندی، 1382: 9/124). فاطمیان مصر شیعی‌مذهب هستند. فاطمیان در بیرون از حدود اقتدار خود نیز به تبلیغ پرداخته بودند و خاصه در ایران این باطنیان شیعه از طریق داعیان خود، تأثیرات عظیم و عمیق به جا گذاردند. یکی از بزرگ‌ترین و مشهورترین مبلغان این فرقه، ناصرخسرو شاعر نام‌دار بوده‌است (ادوارد براون، 1367: 248).

کشور مصر بزرگ‌ترین مرکز مذهب شافعی است. این مذهب در دوران حکومت ایوبی‌ها رسمیت یافت (راوندی، 1382: 1207). البته جمعیت مالکی مذهب نیز در شمال افریقا از جمله مصر پیروانی دارد. بعد از آن، دوره حاکمیت عثمانی فرا رسید و مذهب حنفی در مصر گسترش یافت.

همان‌طور که اشاره شد، مصر از جمله کشورهای وسیع در جهان به شمار می‌رود؛ طوری که از نظر وسعت در رتبه سی‌ام جهان قرار دارد. علی‌رغم چنین وسعتی، به دلیل کمبود بارش و اقلیم نامناسب در 95 درصد از خاک این کشور، نواحی وسیعی غیر قابل کشت و غیرقابل سکونت است. موانع طبیعی و جغرافیایی در مصر منجر به عدم اسکان و توزیع مناسب جمعیت در این کشور شده‌است. با توجه به محدودیت‌های سرزمینی و جغرافیایی مصر، جمعیت‌های دینی در نواحی متمرکز شده‌اند که به طور مسالمت‌آمیزی با یکدیگر زندگی می‌کنند.

فرقه «بهائیه» یکی از فرقه‌های استعماری و یک گروه تأثیرگذار و دارای نفوذ مالی و اجتماعی است. در سال‌های اخیر این گروه تلاش زیادی برای رسمیت یافتن در مصر کرده‌است؛ لیکن قانون‌گذاران در قانون اساسی جدید، با تأکید بر اینکه ساختن مساجد و معابد و فعالیت‌ دینی در سه دین آسمانی اسلام، مسیحیت و یهودیت منحصر است، عملاً چنین فرقه‌هایی را غیررسمی اعلام کردند که نمی‌توانند از فعالیت تبلیغی علنی برخوردار باشند (رویوران، 1393: 230).

تدین مردم مصر و پای‌بندی آنان به نماز و روزه به خوبی مشاهده می‌شود. حضور در نماز‌های جمعه و نمازهای جماعت یومیه و زیارت قبور و مزارات متبرکه در کتب نیز آمده‌است. از مزارات متبرکه مصر مشهد عظیم‌الشأن مقدسی است که در جایگاه سر امام حسین بن علی(ع) ساخته شده‌است که به آن مسجد «رأس الحسین» می‌گویند که احترام و تعظیمی را که سزاوار چنان مقامی است، درباره آن مرعی می‌دارند. مرقد سیده نفیسه دختر حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابیطالب(س) نیز از دیگر قبور متبرکه است. سیده نفیسه با شوهرش ـ اسحاق پسر امام صادق(ع) ـ به مصر رفت و در رمضان سال 208ق. در مصر درگذشت.

مردم سال‌های سال است که اعتقاد دارند دعای آنان در کنار مرقد سیده نفیسه مستجاب می‌شود. مرقد سیده زینب از دیگر قبور متبرکه است. مطابق برخی از گزارش‌های تاریخی، زینب(س) بانوی کربلا به مصر رفت و بر اساس برخی دیگر به شام. البته برخی روایات دیگر مرقد حضرت زینب کبری(س) را در دمشق و مرقد زینب صغری(س) را در قاهره می‌دانند (کدیور، 1373: 68ـ46). به هرحال مرقدی که در حال حاضر در مصر قرار دارد، از اماکن مقدسی است که مردم مصر به آن احترام زیادی قائل‌اند و به زیارت آن می‌شتابند.

این مطلب ادامه دارد...