نگاهی به قبایل در تانزانیا

  • کد خبر: 2146
  • منبع خبر: نامه فرهنگ

خلاصه در این مقاله نگاهی داریم به وضعیت قبایل تانزانیا، نحوه پراکندگی آنها در کشور، آداب‌ و رسوم‌ و ویژگی‌های خاص فرهنگی آنها.


تنوع و گوناگونی قبایل و طوایف از‌ مهمترین‌ ویژگی‌های‌ قاره آفریقاست که جایگاه مهمی را از لحاظ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به خود اختصاص داده‌ است. این قبایل عامل اصلی بروز هر گونه شورش،  ناآرامی، کودتا، جنگ‌های داخلی و خارجی‌ و در مجموع عامل عدم‌ ثبات‌ اکثر کشورهای این قاره به شمار می‌روند، به گونه‌ای که عدم موازنه بین قبایل اصلی و محروم ماندن آنان از دستیابی به قدرت، فجایع بزرگی را در این قاره به وجود آورده‌ است.

نمونه مشخص این امر در سومالی و روآندا به چشم می‌خورد که تخاصم و دشمنی بین قبایل، سبب خونریزی‌های فراوان و دخالت کشورهای خارجی و به خطر افتادن امنیت مناطق شاخ آفریقا و آفریقای شرقی‌ گردید‌. تانزانیا از جمله کشورهایی است که تنوع قبایل در آن به خوبی محسوس است. اما برخلاف سایر کشورها، دولت تانزانیا توانسته است با واگذاری مشاغل مهم به هر یک از‌ این‌ قبایل، از بروز اغتشاش جلوگیری کرده و امنیت کاملی را در سطح کشور فراهم آورد.

در این مقاله نگاهی داریم به وضعیت این قبایل، نحوه پراکندگی آنها در کشور، آداب‌ و رسوم‌ و ویژگی‌های خاص فرهنگی آنها.

 

موقعیت مکانی قبایل اصلی

برخلاف سایر کشورهای آفریقایی، قبایل موجود در تانزانیا مناطق خاص و مشخصی را به خود اختصاص نداده‌اند‌. اکنون‌ 120 قبیله در مناطق مختلف این‌ کشور‌ پراکنده‌اند‌. گفتنی است بیشتر گروه‌های نژادی موجود در کشور از نژاد بانتو بوده که با مهاجرت تدریجی از منطقه جنوب آفریقا به‌ بخش‌های‌ میانی‌ این قاره رخنه نموده‌اند.

در حال حاضر، قبیله‌ وا‌-سوکومو (Wa-Sukuma) مستقر در نواحی اطراف دریاچه ویکتوریا بزرگترین قبیله تانزانیا به شمار رفته و جمعیتی بالغ بر سه‌ میلیون‌ را‌ شامل می‌شود. دیگر قبایل بزرگ این کشور عبارتند از: وا‌-هایا (Wa-Haya) مستقر در غرب دریاچه ویکتوریات؛ وا- چاکا (Wa-Chaga) مستقر در دامنه کوه کلیمانجارو؛ وا‌ -نیاموازی‌ (Wa‌-Nyamwezi) مستقر در مرکز تانزانیا؛ وا-گوگو (Wa-Gogo) مستقر در‌ مرکز‌ کشور؛ وا-هه هه (Wa-Hehe)؛ وا-نگونی (Wa-Ngoni)؛ وا- نیوکیوسا (Wa-Nyokuosa) مستقر در‌ مناطق‌ مرتفع‌ جنوب؛ و وا-ماسایی (Wa-Massai) پراکنده در طول مناطق شمالی کشور و در‌ داخل‌ کشور‌ کنیا. بعضی از ماسایی‌ها به دیگر مناطق سرزمین اصلی نظیر رواها (Ruaha) در ایالت‌ ایرینگا‌، پوانی‌ (Pwani) و هاندنی‌ (Handeni) در ایالت تانگا (Tanga) مهاجرت نموده‌ و در‌ این مناطق مستقر شده‌اند.

تاکنون چهار زبان عمده که اهالی قبایل تکلم می‌کنند‌، مشخص‌ شده‌ است. زبان اصلی «بانتو» است که به وسیله اهالی قبایل نیلوتس (Nilotes)، کوشیتس (Cushites‌) و خوسان‌ (Khusan) تکلم می‌شود.

امروزه این قبایل به دلیل مهاجرت‌های گوناگون به مناطق روستایی‌ و شهری‌ و استفاده‌ از زبان سواحیلی به عنوان زبان مشترک، قرابت بسیار با هم پیدا کرده‌اند.

 

قبایل زنگبار‌

جزیره‌ زنگبار که از سال 1890 تا 1963 میلادی تحت الحمایه بریتانیای کبیر‌ به‌ شما‌ می‌رفت، جزیره‌ای واقع در اقیانوس هند و دور از ساحل سرزمین اصلی (Mainland) است. این جزیره‌ همراه‌ با‌ دو جزیره مافیا و پمبا کم ارتفاع‌ترین مناطق تانزانیا و شرق آفریقا هستند. جزیره‌ زنگبار‌ با مساحت 7240  کیلومتر مربع در منطقه شمال شرقی دارالسلام و روبروی منطقه با گامویو در‌ سرزمین‌ اصلی قرار دارد.

زنگبار دارای جامعه‌ای چند نژادی متشکل از آسیایی‌ها، آفریقایی‌ها‌ و اروپایی‌هایی‌ است که در سرتاسر جزیره پراکنده شده‌اند‌. در‌ حال‌ حاضر، اقلیتی اروپایی، عرب، شیرازی الاصل و کوموری‌ به‌ همراه اکثریت آفریقایی در این جزیره زندگی می‌کنند.

آفریقایی‌های ساکن این جزیره معتقدند‌ که‌ سال‌ها پیش در جزایر زنگبار‌ و پمبا‌ سکونت یافته‌اند‌ و لذا‌ می‌توان‌ گفت که جمعیت فعلی آفریقایی این‌ جزایر‌ شامل بومیانی است که از سال‌ها پیش به این جزایر مهاجرت کرده‌اند‌ و به‌ همراه برده‌های سابق و کسانی که در‌ طول دوره استعمار انگلستان‌ جهت‌ کارگری و بیگاری به این مناطق‌ آورده‌ شده‌اند، زندگی می‌کنند.

دو گروه نژادی که عقیده دارند از سرزمین اصلی (تانگانیکا‌) به‌ زنگبار مهاجرت کرده‌اند، تومباتو (Tumbatu‌) و هادیمو‌ (Hadimu‌) هستند. محل استقرار‌ تومباتو‌ منطقه شمال شرقی زنگبار‌ بود‌ که بعدها سراسر شمال را تحت تصرف خود درآورده‌اند؛ هادیموها نیز مناطق مرکزی و شرقی‌ جزیره‌ را به عنوان محل سکونت خود‌ در‌ نظر گرفته‌ بوده‌اند‌ که‌ هنوز نیز این نحوه‌ استقرار کم و بیش به چشم می‌خورد. قبیله اصلی که در جزیره پمبا سونت یافت پمبا‌ (Pembe‌) بود. اما گروه کوچکی از تومباتوها‌ نیز‌ در‌ قسمت‌های‌ جنوبی‌ جزیره پمبا اقامت‌ گزیده‌اند‌.

 

اختلاط نژادی در جزیره زنگبار

اولین کسانی که وارد این جزیره شدند فنیقی‌ها، آشوری‌ها، ایرانی‌ها، هندوها‌، یهودی‌ها‌ و اعراب‌ بودند. تجاری از شیراز و یکی دیگر از‌ شهرهای‌ کوچک‌ ایران‌ (شوشتر‌) نیز‌ در حدود قرن دهم میلادی وارد جزیره زنگبار شده و با بومیان ساکن این جزیره شامل هادیموها و تومباتوها ازدواج و اختلاط نمودند. شیرازی‌های کنونی که حاصل اختلاط خونی شیرازی‌های‌ مهاجر و اقوام بومی ساکن جزایر زنگبار و یپمبا بوده و امروزه اغلب به نام سواحیلی‌ها خوانده می‌شوند، حاصل این اختلاط هستند. اعراب عمانی نیز در خلق زبان و فرهنگ سواحیلی سهم داشته‌ و تأثیر‌ مهمی در اختلاط خونی و نژادی و ترکیب فرهنگ‌ها با یکدیگر داشتند. کوموری‌ها که گروه نژاد کوکی را در زنگبار تشکیل می‌دهند، عمدتا از جزیره فرانسه زبان کومور، واقع در اقیانوس‌ هند‌ به زنگبار مهاجرت نموده‌اند.

می‌گویند در طی قرون هفتم تا دهم میلادی اعراب موقعیتی بدست آوردند تا ضمن ورود به این جزیره با‌ مردم‌ بومی این منطقه اختلاط یافته‌ و اقلیت‌هایی‌ را تشکیل دهند. علاوه بر آن، در سال 950 میلادی علی حسن ابن السلطان شیرازی به دنبال منازعات و اختلافاتی که با حاکمان عرب این‌ مناطق‌ پیدا کرد به اتفاق‌ 7 پسر‌ و گروهی از هواداران خود از شیراز گریخته و در جزیره زنگبار سکونت یافت. علی حسن بن السلطان به همراه هفت پسرش که به 7  کشتی مجهز بودند تاریخ جدیدی از اختلاط آفریقایی‌ها‌ و آسیایی‌ها‌ را در جزیره زنگبار خلق نمودند که هنوز نیز ادامه دارد.

 

زندگی و فرهنگ قبایل تانزانیا

علی‌رغم افزایش ارتباطات با دیگر کشورها، تانزانیا همواره بر حفظ و تداوم میراث و فرهنگ خود اصرار‌ ورزیده‌ است. اجای‌ مراسم عبادی باستانی و آداب و رسوم نشأت گرفته از گذشته، هم اکنون نیز از سوی بسیاری از قبایل‌ انجام گرفته و زندگی روزمره در مقیاس وسیعی تمرین و تکرار سنت‌های گذشته‌ است‌. حوادث‌ زندگی، تولد، ازدواج، مرگ و میر، جشن‌های مختلف و غیره همگی جلوه‌هایی از آداب و رسوم پیشینیان کشور است. برای ‌‌مثال‌، در خصوص ازدواج رسم اهدای شیربها به وسیله داماد هنوز مورد احترام است‌ و داماد‌ هنوز‌ با اهدای گاو، بز، شراب محلی و مقداری وسایل گوناگون مخصوص کشاورزی به پدر زن (به‌ منظور خوشحال نمودن وی) عروس خود را به منزل می‌برند؛ البته در بعضی‌ اماکن معادل پولی آن‌ هم‌ قابل قبول است.

گفتنی است در عصر جدید انجام مقدمات برگزاری عروسی به تدریج در حال نابودی و محو شدن است و در شهرهای کوچک و بزرگ این امر‌ محسوس‌تر است، در شهرها نسل جوان معمولا برای ازدواج با شخص مورد علاقه خود آزاد است. امروزه ازدواج یکنفر از قبیله نیلوتیک لو (Nilotec Luo) در کنار دریاچه ویکتوریا با دختری‌ بانتو‌ نژاد از قبیله نگونی (Ngoni) عجیب نیست و هر دو طرف نیز با این قضیه مخالف نیستند، در صورتی که طبق سنن گذشته این امر غیرقابل قبول بود. با این حال هنوز‌ مرد‌ به عنوان قدرت مطلق و آقا در خانه و در بین خانواده خود محسوب می‌شود.

بیشتر قبایل بر طبق رسوم طایفه‌ای خود به مرد اجازه می‌دهند که در صورت علاقه ‌ ‌با‌ دو‌ یا سه زن ازدواج کند، این امر ارتباط مستقیم با درآمد شخص و قابلیت اداره و گذران دو یا سه خانواده از سوی وی دارد. رسوم قبیله‌ای به مردها اجازه می‌دهد‌، در‌ صورتی‌ که پی به راز خیانت‌ زن‌ خود‌ برند با هر کسی که می‌خواهند ازدواج کنند، البته ظهور مسیحیت و تمدن جدید مردها را متقاعد کرده که به داشتن تنها‌ یک‌ زن‌ خشنود باشند و حتی مسلمانان نیز عموماً به یک‌ زن‌ اکتفا نموده‌اند.

در تانزانیا نظیر بسیاری دیگر از کشورهای آفریقایی خانواده جمعیت زیادی را شامل عموها، دایی‌ها، عمه‌ها،  خاله‌ها‌، خواهرها‌ و برادرها‌، پدرزن، مادرزن، برادرزن‌ها، و خواهرزن‌ها را دربر می‌گیرد. خانواده هنوز هم‌ به عنوان هستی و جوهر نیرومند اجتماعی اکثر قبایل کشور مورد احترام است و کلیه منازعات و درگیری‌های فامیلی به وسیله‌ هیئتی‌ متشکل‌ از اعضای طایفه و ریش سفیدان حل و رفع می‌شود و در تمامی حوادث‌، چه‌ شاد و چه غمناک، کلیه اعضای طایفه در آن مشارکت ورزیده و خود را سهیم می‌دانند.

شایان ذکر‌ است‌ با‌ وجود اینکه تغییرات حاصل از تمدن جدید بر روی زندگی بسیاری از‌ تانزانیایی‌ها‌ تأثیر‌ برخورد با مظاهر تمدن دور نگه داشته‌اند. قبیله وا- تیندیگا (Wa-Tindiga) هنوز به‌ حالت‌ ابتدایی‌ و از طریق جستجوی ریشه درختان و شکار زندگی می‌کنند و خانه‌های آنان به سبک پیشینیان حالت‌ پناهگاه‌های‌ زیرزمینی دارند.

قبیله وا-باربایگ (Wa-Barbaig) و نی لوتیک (Nilotic) هنوز به طور‌ منحصر‌ به‌ فرد در مناطق چمنزار و علفزار و از طریق شیر و گوشت امرار معاش می‌کنند. با این‌ حال‌، باید یادآور شد که این قبایل به تدریج در حال پاسخگویی به تلاش‌ دولت‌ جهت‌ سکونت دادن آنها در دهکده‌های جدید با امکانات و تجهیزات آموزشی و بهداشتی می‌باشند. یکی از قبایلی‌ که‌ دولت درصدد جذب آنهاست قبیله ماسایی است که هنوز ایده‌آل‌های قدیمی و کهن‌ خود‌ را‌ حفظ نموده است. افسانه قدیمی «اول از همه، خدا ماسایی را خلق کرد، بعد او‌ گاو‌ و گوسفند‌ را آفرید تا ماسایی‌ها زنده بمانند و بدین سبب تمامی گله‌های گاو و گوسفند‌ جهان‌ حق الهی و خدایی ماسایی‌هاست» هنوز مورد قبول ماسایی‌هاست و گاو و گوسفند عامل اصلی حیات آنها به شمار‌ می‌روند‌.

 

فرهنگ عامه قبایل

یکی از مهمترین مفاهیم فرهنگ عامه تانزانیایی‌ها رقص سنتی‌ آنها‌ نئوما (Neoma) است که نمودار فعالیت‌ها، آداب‌ و رسوم‌ سنتی‌ یا حادثه‌ها و وقایع شاخص این قبایل است‌ و با‌ استفاده از لباس‌های رنگی و با احساس تمام اجرا می‌شود. در زبان سواحیلی کلمه‌ نئوما‌ از طبل بزرگ مأخوذ می‌گردد‌ که‌ ابزار موزیکال‌ اصلی‌ مورد‌ استفاده در هر رقص است. دستان‌ برهنه‌ یا چوب‌هایی که بر طبل بزرگ کوبیده می‌شود رقاص را وادار به‌ پیروزی‌ از خود می‌کند. علاوه بر این‌، ابزار گوناگون دیگری نیز‌ در‌ رقص نئوما دخالت دارد که‌ شامل‌ فلوت‌ها،  ست‌ها و شاخ‌های حیوانات (به عنوان ترومپت) است. مدل‌های رقص نئوما در هر‌ قبیله‌ متفاوت از سایر قبایل است‌. برای‌ مثال‌، در قبیله وا‌-ماکونده‌ Wa-) (Makonde رقاص در‌ حین‌ رقص بدن خود را به شدت می‌لرزاند و به روش سیندیمبا (Sindimba) می‌رقصد. رقاصان وا‌-ژارامو‌ (Wa-Zaramo) در حین رقص موج‌هایی‌ زیبا‌ توأم با‌ پرسش‌های‌ منظم‌ خلق می‌کنند و تمامی بینندگان‌ را به وجد می‌آورند؛ رقص منحصر به فرد افراد قبیله ماسایی‌ها بدین صورت است که‌ آنها‌ در حال رقص توأم با پرسش‌ با‌ سروده‌ها‌ و آهنگ‌های‌ بلندی‌ که از مسافت‌های‌ دور‌ نیز به خوبی شنیده می‌شود، همراهی می‌شوند. این رقص‌های توأم با آداب و رسوم خاص معمولا دارای‌ هیجان‌ زیادی‌ بوده و حتی گاه بینندگان را دچار ترس‌ و وحشت‌ می‌سازد‌. صورت‌های‌ نقاشی‌ شده‌ با رقاصان بر صورت خود می‌زنند، استفاده از مجسمه‌های رعب‌انگیز در حین رقص، رقص به حالت قدم زدن به همراه مسخ شدن و تغییر شکل دادن و رقص با‌ ارواح همگی در هنگام اجرا تأثیر فراوانی بر روی حضار می‌گذارد.

از جمله این رقص‌های محیر العقول، رقص قبیله واسوکوما (Wa-Sukuma) است که رقاص در حین حرکت مار زنده‌ای‌ را‌ بر طبق آداب و رسوم خود به دور گردن پیچیده و همراه با آن رقص موسوم به بوگو بوگو (Bogo Bogo) را آغاز می‌کند. به طور سنتی عقیده بر این است‌ که‌ مار یا افعی افسون و طلسم می‌شود و لذا رقاصان بدنشان را در اختیار این خزندهء کشنده قرار می‌دهند تا‌ حیوان‌ به طور کامل دور تا‌ دور‌ بدن آنها حلقه بزند. گهگاه و در مواردی نادر پیش آمده که مار یا افعی پیش از اینک به وسیله ضربه‌ای از سوی ناظران گیج‌ شود‌، به سوی طبالان خزیده‌ و قصد‌ حمله به آنان را داشته است.

 

مذهب

هر یک از قبایل بانتو غیر بانتو دارای مفهوم سنتی خاصی از خدا و مذهب می‌باشند و اگرچه نام‌ها ممکن است از یک قبیله تا‌ قبیله‌ دیگر تغییر پیدا کند، اما تصور عمومی بر مبنای وجود پروردگار و خالق جهان است. طرق و روش عبادت نیز در بین قبایل مختلف تفاوت دارد. آنها معتقدند خدا در همه جا‌ و در‌ یک زمان‌ وجود دارد. او آغاز و پایان است، قدرت مطلق است، می‌دهد و می‌گیرد، خلق می‌کند و می‌میراند. آنها قاطعانه معتقدند‌ در ابتدا خدا جهان، مرد، زن، درختان، کوهستان‌ها، رودخانه‌ها دریاچه‌ها، حیوانات‌، باران‌ و خورشید‌ را بر طبق نظم خاص و هدف مشخصی خلق کرد و هر یک از این مخلوفات دیگری را کامل می‌کند‌. ‌‌علاوه‌ بر این خداوند هر چیزی را خلق کرد تا نماینده او در روی زمین‌ باشد‌. بنابراین‌، می‌توان گفت: خدا درخت است، خدا کوهستان است، خدا دریاچه است و...، و در مجموع تمام پدیده‌های‌ طبیعی مظاهری از نمود خداوند هستند.

آنان معتقدند که خدا بخشنده و مهربان و توانای‌ مطلق در تمامی امور‌ است‌ و در عین حال خطاکاران را نیز مجازات می‌کند. خداوند مقدس، خردمند، توانا، یا سخاوت، قدرتمند و مصون از گناه و اشتباه است، با وجود این زمانی که عملی خطا از انسان‌ها سر می‌زند خدا‌ بر آنان خشم می‌گیرد. آنان علائم خشم خداوند را فاجعه‌های طبیعی نظیر زمین لرزه، مرگ، طوفان‌های وحشتناک، گرمای کشنده و باران‌های سنگین می‌دانند که سبب نابودسازی محصولات کشاورزی و حیوانات می‌شود. اینها همه‌ نمایانگر عصبانیت و خشم خداست. در این گونه موارد عبادات و اعمال گوناگونی از سوی قبایل (به قصد آرام ساختن خداوند و عذرخواهی از وی) انجام می‌گیرد. بر طبق عقاید آنان خداوند ناظر بر‌ هر‌ چیز بوده و هیچ عملی به دور از خواست و اراده او صورت نمی‌گیرد. اوست که تصمیم می‌گیرد و اوست که اراده می‌کند چه چیز اتفاق بیفتد و چه چیزی اتفاق نیفتد.

تولد‌ بچه‌ها‌ نیز براساس خواست و اراده خداوند است. بر طبق عقاید سنتی انسان‌ها در تمام اعمال خود باید از خداوند طلب هدایت و راهنمایی کنند و از این رو آنان به طور خاصی‌ علاقه‌مند‌ به‌ عبادت و ستایش خداوند هستند. بعضی‌ از‌ اسامی‌ خداوند در قبایل مختلف تانزانیا عبارت است از منونئو (Mnunev)، رووا (Ruwa)، مونئو (Muneu)، مولونگو (Mulungu)، ایشواگا (Ishwaga) و انگای (Engai) در‌ مجموع‌ می‌توان‌ گفت قبایل بانتو غیر بانتو تمایل زیادی به‌ امور‌ مذهبی داشته و سعی دارند از این طریق موجبات جلب رضایت قادر مطلق را فراهم آورند و از اینجا می‌توان نتیجه‌ گرفت‌ که‌ چرا آنان به سادگی به سوی مذاهب گوناگون نظیر مسیحیت‌ و اسلام گرایش پیدا کرده‌اند. آنان بر طبق طبیعت خود در طلب دین جدیدی هستند تا بتواند خلاءهای فکری‌ و عقیدتی‌ آنها‌ را پر کند. البته قبیله ماسایی تاکنون مقاومت بیشتری در گرایش‌ به‌ اسلام و مسیحیت نشان داده و ترجیح می‌دهد که خدای خود موسوم به انگای (Engai) و پیامبر خود کیندونگوی‌ (Kindongoi‌) را‌ مورد پرستش قرار دهد. مراسم عبادت آنها در زیر درخت انجیر مقدس‌ یا‌ در‌ کوه خدا موسم به اولدوینو لینگای (Oidonyo Lengai) انجام ‌ ‌می‌گیرد.

 

لباس

لباس سنتی بیشتر‌ قبایل‌ تانزانیا‌ قطعه‌ای پارچه یکسره است که در طرح‌ها و رنگ‌های مختلف به وسیله مردان و زنان به‌ دور‌ بدن پیچیده می‌شود. این لباس به کالیکو (Calico)، کانگا (Kanga)، کیتنگ،  (Kitenge)، شوکا‌ (Shuka‌) و اسامی‌ دیگر مشهور است و جنس آن از پارچه ‌های کتان است. در زمان‌های قدیم این قطعات‌ از‌ پوست درختان، حیوانات یا الیاف درخت خاصی تهیه می‌شد.

اگر چه امروزه تفوق مد‌ لباس‌های‌ غربی‌ بر لباس‌های سنتی در تانزانیا امری بدیهی و واضح است اما هنوز نیز لباس‌های سنتی در‌ گوشه‌ و کنار تانزانیا و دارالسلام به چشم می‌خورد. علاوه بر این، در طول‌ سواحل‌ سرزمین‌ اصلی و زنگبار علی‌رغم گرمای سوزنده خورشید مسلمانان، به خصوص زنان، لباس‌های کاملی پوشیه و خود را‌ از‌ چشم‌ نامحرم دور نگاه می‌دارند. بیشتر آنان لباس‌های مشکی بلندی به نام بای‌ بول‌ (Baibul) بر تن می‌کنند، مردان ساحل‌نشین نیز اغلب لباس‌های بلند سفیدی به نام کانزو (Kanzu) بر‌ تن‌ می‌کنند.

در تانزانیا لباس‌های کیتانگه (Kitange) و کانگا (Kanga) از مناسبت‌ترین لباس‌ها برای‌ زنان‌ به شمار می‌رود و تمام زنان در هر‌ سن‌ و در‌ تمام مناسبت‌ها اعم از لباس منزل و کار‌، مزرعه‌، جشن‌ها، عروسی، تشیع جنازه و مجالس بسیار رسمی از این نوع لباس‌ها می‌پوشند. بسیاری‌ از‌ آنان با استفاده از این‌ لباس‌ها‌ بچه‌های کوچک‌ و شیرخوار‌ خود‌ را بر دوش حمل کرده یا‌ وسایل‌ و اقلام خریداری شده را جابجا می‌کنند. در نواحی ساحلی در بدو ازدواج‌ اگر‌ شوهری قادر به خریداری کانگا برای‌ زن خود نباشد، این‌ امر‌ نه تنها توهین و تحقیری برای‌ زن‌ و خانواده‌اش به شمار می‌رود بلکه ممکن است حتی برگزاری ازدواج و شروع زندگی جدید‌ را‌ به خطر اندازد.

در حال‌ حاضر‌، هنوز‌ قبایلی وجود دارند‌ که‌ به هیچ عنوان حاضر‌ به‌ استفاده از البسه غربی نیستند. ماسایی‌ها مانند گذشتگان خود از لباس‌های محلی استفاده می‌کنند‌، مردهای‌ ماسایی تنها به یک تکه پارچه‌ بلند‌ روشن (معمولا‌ به‌ رنگ‌ قرمز) که بدن آنها را‌ از سینه تا زانو می‌پوشاند، کفایت می‌کنند و نیزه و سپر و چاقو نیز از ابزار اصلی مردان‌ ماسایی‌ محسوب می‌شود. برای اینکه اختلاف جنسی‌ بین‌ زن‌ و مرد‌ ماسایی‌ مشخص گردد زنان‌ ماسایی‌ سراسر گردن، بازوها، پاها و گوش‌های خود را با جواهرات ساخته شده از خوشه‌های جو تزیین می‌کنند. آنها‌ همچنین‌ در‌ مقابل رسوخ تمدن غربی و آرایش به شیوه‌ غرب‌ مقاومت‌ می‌ورزند‌ و تنها‌ از‌ برزن، نقره و مس، علاوه بر خوشه‌های جو، استفاده می‌کنند. قبیله ماکونده هنوز در خالکوبی بدن و صورت و سوراخ کردن دندان‌های خود اصرار می‌ورزند و زنان آنها اغلب لب‌های خود‌ را با قراردادن اجسامی در زیر آنها به حالت گرد و بلند در می‌آورند. قبیله وازاناکی (Wazanaki) واقع در کنار دریاچه ویکتوریا دندان‌های خود را سوهان می‌زنند. قبایل واهه هه (Wa‌-Hehe‌)، واندنگره کو Wa-) (Ndengereko و بعضی دیگر از قبایل بانتو صورت خود را با علائم خاصی خالکوبی می‌کنند.

در زنگبار و در طول سواحل، نقاشی دست‌ها و ناخن‌ها با حنا، به خصوص در‌ جشن‌های‌ خاصی نظیر عروسی و جشن‌های مذهبی، بسیار مرسوم است.

 

هنر و صنایع دستی

هنر و صنایع دستی در سراسر تانزانیا در برگیرنده حلقه گسترده‌ای از کارهای‌ زیبا‌ و با ظرافت است. سبدهای بافته‌ شده‌، کوزه‌ها و صندوق‌های چوبی، طبل‌های چوبی، حصیرها، سفال‌ها، مجسمه‌های چوبی بسیار زیبا، نقاشی‌ها و سایر هنرهای دستی نمایانگر قدرت و اهمیت این شغل در تانزانیاست. اهالی قبیله‌ ماکونده‌ در کار قلم زنی‌ و کنده‌ کاری بر روی چوب آبنوس بسیار مشهورند. افراد این قبیله که سال‌ها پیش از موزامبیک به نواحی جنوبی تانزانیا مهاجرت کرده‌اند، به شیوه سنتی خود نظیر استفاده از پوشش محلی‌، رقص‌ و آوازهای بومی و استفاده از ماسک در حین اجرای مراسم وفادار مانده و جدای از آن در کنده‌کاری و حکاکی بر چوب بسیار ماهر و قابل می‌باشند. آنان با زیبایی هرچه تمامتر بر روی‌ چوب‌ تلاش انسان‌، عشق، احساسات، ترس و نگرانی، خوشحالی و خشم وی را به نمایش می‌گذراند. در سواحل سرزمین اصلی و زنگبار، در‌ مناطق خاصی مجسمه‌های چوبی بسیار زیبایی به شکل‌ها و طرح‌های گوناگون ساخته‌ و به‌ فروش‌ می‌رسد که سخت مورد علاقه جهانگردان آمریکایی و اروپایی است.

 

موقعیت فعلی قبایل و تأثیر متقابل آنها بر هم‌

‌‌علی‌رغم‌ تنوع و اختلاف نژادی، تانزانیا یکی از توسعه یافته‌ترین و قابل ملاحظه‌ترین مظاهر وحدت ملی‌ در‌ بین‌ گروه‌های نژادی مختلف کشور است. این کشور تنها کشور آفریقایی است که عامل زبان نه‌ تنها موجب تفرقه مردم نشده بلکه آنها را هرچه بیشتر به هم پیوند‌ داده است؛ علت این‌ امر‌ پذیرفته شدن زبان سواحیلی به وسیله تمام مردم و ساکنان تانزانیا به عنوان زبان رسمی و ارتباطی کشور است. نتایج پذیرش این زبان مشخص است، در تانزانیا هیچ گونه مشکلی از لحاظ برقراری‌ ارتباطات و مواجه شدن با زبان‌های متفاوت، نظیر سایر کشورهای آفریقایی وجود ندارد و از این رو مردم در حین مواجه شدن با مشکل خاصی که وحدت کشور را در معرض خطر قرار‌ می‌دهد‌، به راحتی با یکدیگر همسو و متحد می‌شوند.

تقریباً تمام قبایل در تانزانیا علاوه بر زبان و لهجه بومی خود، به زبان سواحیلی نیز تکلم می‌کنند. حتی جوامع بسته‌ای نظیر آسیایی‌های مقیم کشور‌ نیز‌ قادر به ایستادگی در مقابل نفوذ تدریجی زبان سواحیلی به درون جوامع خود نبوده و لذا آنان نیز امروزه به این زبان آشنایی کامل پیدا کرده‌اند. به هر صورت، زبان‌ واحد‌ و توزیع نسبی قبایل در سراسر کشور و وحدت عقیدتی و ملی موجود سبب آرامش و ثبات تانزانیا در تمام طول تاریخ این کشور، به خصوص پس از استقلال آن گردیده است، به گونه‌ای‌ که‌ برخلاف‌ سایر کشورهای آفریقایی تا کنون‌ حتی‌ یک مورد‌ برخورد قبایل نظیر کشورهای همسایه-رواندا، بوروندی، زئیر و زامبیا-مشاهده نگردیده و مطمئناً با ادامه روند فعلی وحدت ملّی بعدها نیز هرگز‌ به‌ خطر‌ نخواهد افتاد.

 

منابع:

1. R. C. Jerrard,The Tribes of Tanzania‌,Their‌ Districts Usual Diatery and Pursuits,1936.

2. E. Cepolome and G. P. Hill,Language in Tanzania.

3. 1988 Population Census preliminary Report by Burean‌ of‌ Statistics‌,Ministry of Finance,Economic Affairs and Planning.

4. J. p Mofetto,Handbook of‌ Taganyika.

5. P. Van Pett,Bantu Customs in Mainland Tanzania.

6. J. Mashengo,History of Tanzania(1880-1980).

7. Chief Nangoli,No More‌ lies‌ About‌ Africa.

 

نویسنده: امیربهرام عرب احمدی، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران-دار السلام

منبع: نامه فرهنگ، پاییز 1374 - شماره 19 (صفحه 156)