جغرافياي تاريخي مصر در قرآن کريم و عهد عتيق (1)

  • کد خبر: 2160
  • منبع خبر: نشریه علمی پژوهشی قرآن شناخت

خلاصه قرآن به جغرافياي تاريخي کشور مصر، از جمله حاصلخيزي، ذخاير، مفاخر تاريخ اديان مصر، طبقه‌بندي حکام و پادشاهان مصر، شکرگزاري حضرت يوسف براي سکونت در مصر و... اشاره کرده است.


چکيده

بررسي تطبيقي جغرافياي تاريخي مکان‌هاي مذکور در قرآن و عهد عتيق، از برخي ابهامات تاريخي و تفسيري پرده برمي‌دارد.

قرآن به جغرافياي تاريخي کشور مصر، از جمله حاصلخيزي، ذخاير، مفاخر تاريخ اديان مصر، طبقه‌بندي حکام و پادشاهان مصر، شکرگزاري حضرت يوسف براي سکونت در مصر و... اشاره کرده است.

قرآن کريم در سرگذشت افکندن موساي نوزاد در رود نيل، مباهات فرعون به حکومت مصر و مديريت شاخه‌هاي منشعب شده از آن، به رود نيل (واقع در مصر) اشاره کرده است.

واژة مصر پنچ‌بار در قرآن ذکر شده که دو مورد اشاره به سرزميني است که يوسف از کنعان به آنجا سفر کرد و سه مورد ديگر همان سرزمين را ذکر مي‌کند و اشاره دارد که حضرت موسي و قوم او به امر خداوند از آن به سوي ارض مقدس مهاجرت نمودند.

کليدواژگان: جغرافياي تاريخي مصر، مصر، نيل، قرآن، عهد عتيق.

 

مقدمه

قرآن کريم معجزه است و هيچ‌گونه تحريفي به آن ـ خواه به نقصان يا اضافه يا هرگونه تغييرـ‌‌ راه نيافته و هر واژة آن به‌جا در آيات به‌کار رفته و جابه‌جا کردن هر کلمه‌اي يا جايگزين نمودن آن با واژه‌اي ديگر باعث تغيير در مفهوم، ساختار يا محتواي مورد نظر خداوند خواهد بود؛ لذا بايد هر گونه ابهام يا تفصيل در آيات را جدي گرفت و دربارة علت آن انديشيد. قرآن به عوامل جغرافيايي در ساختار قصص توجه خاص نموده، آنها را به شكل‌هاي مختلف (روشن، نيمه‌روشن، و مبهم) طرح كرده است.

اين نوشتار که حول کشور مصر مي‌چرخد، بر آن است که برخي عوامل جغرافياي تاريخي کشور مصر، در قرآن و عهدعتيق را بررسي كند. براي تبيين بهتر تحقيق، ابتدا نگاهي گذرا به موقعيت تاريخي و جغرافيايي مصر افکنده، سپس جغرافياي تاريخي سرزمين مصر را با تفصيل بيشتري در قرآن بررسي کرده است. در پايان نتيجه‌گيري نهايي تحقيق منعکس شده است.

 

1. موقعيت تاريخي و تمدن مصر

دربارة تمدن مصر سخن فراوان است. مصريان در زبان، کتابت، اختراع خط، آموزش کهانت، تعليم دين، هندسة معماري، رياضيات، ستاره‌شناسي، موسيقي، و علوم و فنون مختلف پيشتاز بوده‌اند. براي مثال، آنها2000 سال قبل از ميلاد شمار ساعت‌ها وروزهاي سال و ماه را دريافته و ساعت آبي اختراع کرده بودند.1

تمدن در مصر شکل گرفته است؛ تمدني بزرگ که مردمان آن، نخستين‌بار ستاره‌ها را ‌شناختند، هندسه را تنظيم کردند، سال را ابتدا به 310 و بعد به 365 روز و به 12 ماه تقسيم کردند. نخستين جوانه‌هاي رياضي در اين تمدن به بار نشست. طب و شناخت کاغذ و مرکب و قلم که هريک به تنهايي کافي است به يک تمدن نقش و اثري شکوهمند و فراگير ببخشد، در اين سرزمين ظهور کرد.2

1.1. ارتباط مصر با فلسطين

مصر با بلاد شام (به‌طورکلي) و با فلسطين (به‌طور خاص) ارتباط مؤثر و حياتي دارد. با مطالعة اعصار تاريخي مي‌توان به اين نتيجه رسيد که اين دو اقليم از نظر تاريخي، جغرافيايي، سياسي و نظامي ارتباطي تنگاتنگ و جدايي‌ناپذير داشته است. ازاين‌رو، مصر بسياري از جنگ‌هاي خود را در بلاد شام انجام داد؛ چون شام خط اول دفاعي مصر است.3 و4

1.2. خط هيروگليفي مصر

حدود هزارة دوم قبل از ميلاد، دورة اوج خط ميخي بود. از حدود اوايل قرن شانزدهم قبل از ميلاد، با پيدايش هجاهاي بسيط در خط هيروگليفي مصري خط ميخي متروک شد. برخي محققان قدمت خط هيروگليفي را بيش از 3000 سال قبل از ميلاد دانسته و آن را آميزه‌اي از خط سامي و حامي و متشکل از حروف تصويري (نقوش و کتابت) توصيف کرده‌اند.5

اين امر حاکي از پيشرفت مصر باستان در زمينة نشر فرهنگ از زمان‌هاي کهن است. برخي محققان بر اين باورند که حضرت موسي(ع) نيز به حکم اقامتش در کاخ فرعون، بر زبان گفتاري و نوشتاري مصري قديم (هيروگليفي) مسلط بوده است.6 هرچند مدت‌ها پس از پيشرفت خط هيروگليفي مصري، الفباي صامت (يک نوآوري سوري ـ فلسطيني) رايج شد.7

مصر به لحاظ تمدن، شوکت، رفاه و ثروت، از عالي‌ترين کشورها بود؛ تا جايي که بسياري از دانشمندان و حکيمان يونان براي آموختن انواع علوم و معارف به مصر سفر مي‌کردند.8

1.3. پيشرفت پزشکي در مصر

در عصر فراعنه، طب از مرتبت والايي برخوردار بود و پزشکان داراي جايگاه رفيعي بودند. به گفتة هرودُت دانش طب در اين سرزمين از حرفه‌هاي تخصصي متفکران و بزرگان قلمداد مي‌گرديد و کيمياگري در اين ديار رايج بود. به اعتقاد او واژة کيميا از نام قديمي مصر گرفته شده است. طب در اين سرزمين به‌گونه‌اي گسترش يافته بود که آوازة طبيبان آن ديار اقصي نقاط گيتي را درنورديده بود و امپراتوران ازجمله کوروش پادشاه ايران‌زمين، كساني را نزد فراعنه مي‌فرستادند و از آنان درخواست گسيل طبيب براي اشتغال در دربارهايشان مي‌كردند. حرفة پزشکي، از مشاغل مذهبي آن سرزمين محسوب مي‌شد.9

 

2. ويژگي‌هاي جغرافيايي مصر

در اين بخش به حدود جغرافيايي، ناهمواري‌هاي مصر، عوارض طبيعي، و آب‌هاي اين کشور پرداخته مي‌شود.

1.2. موقعيت، حدود و وسعت

جمهوري مصر، در گوشه شمال شرقي قارة آفريقا قرار گرفته است. اين سرزمين از طرف شمال به درياي مديترانه از طرف مشرق به درياي سرخ و از طرف جنوب به سودان و از طرف مغرب به کشور ليبي محدود مي‌گردد.10

حدود 96% از مساحت 1001450 کيلومتر مربعي اين سرزمين را صحرا تشکيل مي‌دهد و تنها حدود 4 درصد از خاک اين کشور که در حواشي رود نيل قرار گرفته است، حاصلخيز و مسکوني مي‌باشد. شبه‌جزيرة سينا که در مشرق اين کشور قرار گرفته، حد فاصل اين سرزمين با قاره آسياست.11و12

2.2. ناهمواري (Topography)

مصر در مجموع کم‌ارتفاع است و ارتفاعات عمدتاً در نواحي شرقي و جنوب غربي قرار دارد. بلندترين نقطه در اين کشور کوه کاترين مي‌باشد که در صحراي سينا واقع شده و 2642 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. همچنين اين سرزمين کوه‌هاي آتشفشاني ندارد.

کوه‌هاي فعلي از سنگ‌هاي بلورين و متامورفيک كهن و مربوط به چين‌خوردگي‌هاي حاصل از دوران اول زمين‌شناسي مي‌باشند که به‌شدت فرسوده شده‌اند. پس از استقرار اقليم صحرايي، چين‌خوردگي‌هاي ابتدايي فرسوده شده و سطح زمين را ماسه پوشانده است.

در دوره ژوراسيک13 (Jurassic) و کرتاسه(Kretaceou) آب تقريباً تمام منطقه را فراگرفته و آهک و مارن(Marnes) به جاي گذاشته است. فشارهاي داخلي به آهستگي موجب پيدايش چين‌خوردگي‌هاي قوسي‌شکل شده است که از جنوب غربي به سوي شمال شرقي امتداد يافته و در صحراي سينا امتدادي شمالي و جنوبي پيدا کرده‌اند. ناوديس‌ها، چاله‌هاي عميق را در صحراي غربي، و طاقديس‌ها در شرق، برجستگي‌هايي در سينا (جبل مغاره ـ  Maghara) پديد آورده‌اند. در آن دوران شکاف‌ها سبب پيدايش بحر احمر و بالا آمدن منطقة سوئز و جنوب سينا (جبل التيه ـ Jabal ol tih) شده و در ساحل بحراحمر، نيز جبل شعيب(2181) ارتفاع يافته است. سپس اين منطقة خشک به منطقة استوايي مرطوب تبديل مي‌گردد. برجستگي‌هايي نامتقارن(Cuesta)14 در سينا، نشانة اقليم حاره‌اي مرطوب آن زمان است و همچنين گود شدن دره‌ها نشانة اقليمي مرطوب. كم‌كم اقليم خشک باز بر اين نواحي حاکم شده و در خارج از درة نيل (شرق و غرب آن) فرسايش صحرايي حکمفرما شده است.15

کشور مصر از نظر ويژگي‌هاي جغرافيايي، به چهار بخش تقسيم مي‌گردد:

الف. دلتاي نيل: مساحت درة نيل و دلتاي آن تقريباً 33000 کيلومتر مربع و حدوداً 4 درصد از مساحت کل کشور است. رود نيل از خط مرزي در جنوب وارد مصر مي‌شود و سرتاسر مصر را پيموده، از اين دلتا به درياي مديترانه در شمال مي‌ريزد.

ب. صحراي غربي: صحراي غربي در مغرب رود نيل تا مرزهاي غربي اين کشور قرار دارد و در حدود 671 هزار کيلومتر مربع وسعت دارد. در اين منطقه تپه‌هاي صخره‌اي تشکيل گرديده و مناطق پست الفرافره(Elfaraferah)، الخارجه، الداخله و العنويات(Eloneiet) قرار گرفته‌اند.

ج. صحراي شرقي: بخش صحراي شرقي به طور تقريبي 225000 کيلومتر مربع مساحت دارد و از غرب به رودخانة نيل، از شرق به درياي سرخ، از جنوب به سرزمين‌هاي شمال شرقي سودان و از شمال به دلتاي نيل محدود مي‌شود.

د. شبه‌جزيرة سينا: تنها شبه‌جزيره در مصر، شبه‌جزيره سيناست. اين شبه‌جزيره حدود 60000 کيلومتر مربع مساحت دارد و به شکل مثلثي است که قاعدة آن در شمال و رأس آن در جنوب مي‌باشد. اين شبه‌جزيره از شمال به درياي مديترانه، از شرق به خليج عقبه و از غرب به خليج و کانال سوئز متصل است و مرز مصر و فلسطين اشغالي در اين شبه‌جزيره واقع است.16

3.2. آب و هوا و شرايط اقليمي

کشور مصر به لحاظ اقليمي در کمربند مناطق خشک جهان قرار گرفته و به غير از نوار شمالي که تحت تأثير اقليم مديترانه‌اي است، بخش وسيعي از اين کشور تحت تأثير اقليم خشک و بياباني قرار دارد.

هواي مصر تقريباً در تمام فصل‌ها غبارآلود است. علاوه بر گرد و غبار، ذرات معلق شن نيز هواي بياباني مصر را همراهي مي‌کنند. اما در فصل بهار اين گرد و غبار به صورت طوفان‌هاي موسمي و شن نمايان مي‌شود که از عوامل نشئت گرفته از عوارض طبيعي در اين کشور مي‌باشد. از ديگر عوارض طبيعي، در گذشته، طغيان رود نيل بوده که با احداث سد اسوان(Aswan) در مسير نيل، تقريباً طغيان‌هاي اين رود از بين رفته است.17

4.2. آب‌ها (خوشبختي مصر)

مصر به دو ناحية پرجمعيت و کم‌جمعيت تقسيم مي‌شود. قسمت پرجمعيت در دره و دلتاي نيل قرار دارد که 33000 کيلومتر مربع وسعت دارد و متجاوز از نود درصد مردم مصر را در خود جاي داده است.

منطقة کم‌جمعيت، در صحراهاي شرقي و غرب نيل قرار دارد که مساحت اين منطقه 965000 کيلومتر مربع مي‌باشد و جمعيت نسبي آن در هر بيست کيلومتر، از يک نفر بيشتر نيست. به منطقة پرجمعيت در عربي مصر اطلاق مي‌گردد. کشور مصر سرزمين پربرکتي مي‌باشد که به يمن رودخانه نيل پديد آمده است. وجود اين رود عظيم در اين گوشه از قارة آفريقا به معجره شباهت دارد. آغاز پيدايش آن به اوايل دوران دوم زمين‌شناسي برمي‌گردد، اما پيدايش دلتا را به دوران سوم نسبت مي‌دهند.

2ـ4ـ1. رودخانة نيل

از زمان قبل از نوسنگي، رانده‌شدگان اقليم‌هاي خشک صحرايي که جز درة نيل پناهي نيافتند، در کناره‌هاي رودخانه اقامت گزيدند. وجود نباتات و حيوانات و شرايط مساعد ديگر، باعث شد که شکارچيان و دامپروران در روستاها اقامت گزينند. زماني که همسايگان مصر (هکسوس‌ها، ليبي‌ها، آريايي‌ها، يوناني‌ها و...) در مراحل آغازين تمدن گام برمي‌داشتند، تمدن مصر مديترانه را ارتقا داده بود. نيل شطي است به طول 6825 کيلومتر که طويل‌ترين رود جهان است و از گرم‌ترين و خشک‌ترين صحراهاي جهان عبور مي‌کند.

رود نيل در مسير خود از چند آبشار مي‌گذرد و سد اسوان بر روي اولين آبشار احداث شده است. رود نيل پس از قاهره به شکل بادبزني دلتاي وسيعي مي‌سازد که 22000 کيلومتر مربع وسعت دارد. از قاهره رودخانه به شعبه‌هاي مختلف تقسيم مي‌شود، شعبة روزت(Rosetta) در غرب و دمياط در شرق. در پشت رسوبات ماسه‌هاي ساحلي، درياچه‌هاي ماريوت(Mariot)، ادکو، بورولوس(Borollos) و منزله قرار دارند.

اين رودخانه بخش عظيمي از برق مورد نياز مصر را تأمين مي‌كند. ميزان بارندگي در سرزمين مصر بين 100 تا 200 ميليمتر متغير است و هرگز اين ميزان باران نمي‌تواند آب مورد نياز اين سرزمين را تأمين نمايد. بزرگ‌ترين و مطمئن‌ترين منبع آب به غير از نيل، سفره‌هاي آب زيرزميني اين سرزمين است که در غرب صحراي مصر قرار دارد. اين محدوده که عمدتاً از ماسه و لايه‌هاي گستردة رسوبي تشکيل يافته، حاوي ذخاير فراوان آب است که براي ساکنان اطراف خود، موهبتي ارزشمند قلمداد مي‌گردد. اين ذخاير عظيم که مي‌توان ميزان استخراج آنها را به 800 ميليون متر مکعب در سال افزايش داد، باوجود گستردگي‌اش تنها مي‌توانند 5/1 درصد از نياز کلي اين سرزمين را برطرف سازد.

درياچه‌هاي فراواني که در جوار کشورهاي رواندا و بروندي شکل گرفته‌اند، هرچند برخي داراي منشأ تکتونيکي (زمين‌ساختي)اند، ولي از تأثيرات ارتفاعات جنوبي خود نيز بي بهره نيستند. درياچة ويکتوريا (با 1135 متر ارتفاع از سطح دريا) و درياچة کيوگا(Kyoga) و درياچة آلبرت داراي اثرپذيري از آب‌هاي ارتفاعات مياني آفريقا بوده‌اند. بخشي از آب رودخانة نيل از طريق ذوب برف‌هاي کوه‌هاي پيش‌گفته تأمين مي‌شود و بخش ديگر از باران‌هاي سنگين و پرآب استوايي. بايد به اين نکته توجه كرد که ارتفاعات آفريقايي مياني (در محدودة شرق) آن‌قدر که در جنوب خود و به سوي کشورهاي تانزانيا و رواندا و... دچار عملکردهاي تکتونيک بوده‌اند، در بخش شمالي خود کمتر دچار ناآرامي و شکست شده‌اند و همين امر باعث شده است که رودخانة نيل در مسير خود فراز و نشيب کمتري داشته باشد و مسيري آرام را بپيمايد.

2ـ4ـ2. نيل در قرآن

قرآن کريم چندبار به رود نيل اشاره کرده که مواردي از آن ارائه مي‌شود.

ـ افکندن موساي نوزاد در آب: «وَأَوْحَينا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيمِّ وَلا تَخافي وَلا تَحْزَني إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيكِ وَجاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلينَ؛ ما به مادر موسى الهام كرديم كه: او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در رود [نيل] بيفكن و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو بازمى گردانيم، و او را از رسولان قرار مى دهيم»(قصص:7).

تقريباً همة مفسران، يمّ را در اين آية شريفه، نيل مي‌دانند.18

ـ مباهات فرعون به حکومت مصر و مديريت نيل: مصر کشوري است که فراعنة مقتدر روزگار به فرمانروايي آن مباهات و فخرفروشي مي‌كردند: «وَنادى فِرْعَوْنُ في قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ ألَيسَ لي مُلْكُ مِصْرَ وَهذِهِ الْأَنْهارُ تَجْري مِنْ تَحْتي أَفَلا تُبْصِرُونَ؛ فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آيا حكومت مصر از آن من نيست، و اين نهرها تحت [فرمان] من جريان ندارد؟ آيا نمى بينيد؟» (زخرف:51).

واژة «الْأَنْهارُ» در آية مذكور به معني نهرهاي منشعب شده از رود عظيم نيل است که فرعون به جريان آنها تحت فرمان خودش مباهات مي‌کند. معناى «وَهذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي» اين است كه اين نهرها از زير کاخم يا از زير دامنة بستانم كه قصرم در آن است، جارى است. احتمال مي‌رود قصر فرعون در آن باغ و در نقطة مرتفعى قرار داشته، و بنايى بلند بوده است.19 احتمال ديگر در معني اين عبارت آن است كه اين نهرها به فرمان من جريان مي‌يابند20 و نظام تقسيم آن بر آبادي‌ها طبق مقرراتى است كه من اراده مى كنم.21

به نظر مي‌رسد اين عبارت قرآني به مديريت منابع آب و ايجاد کانال‌هاي آبياري و... به دستور فرعون و مقامات حکومت مصري اشاره کرده است.

ـ عبور بني‌اسرائيل از آب: «وَإِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيناكُمْ وَأَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ؛ و [به خاطر بياوريد] هنگامى را كه دريا را براى شما شكافتيم و شما را نجات داديم و فرعونيان را غرق ساختيم در حالى كه شما تماشا مى كرديد»(بقره:50).

به نظر برخي مفسران مراد از بحر در اين آيه و آيات مشابه، رود نيل است.22 اين نظريه مستند به ادله‌اي است که در كانون نقد و بررسي قرار گرفته و در مقابل آن، نظرية قوي‌تر اين است که آل‌فرعون در درياي سرخ غرق شده‌اند. اين نظريه مبتني بر ادلة بسياري از جمله آيات قرآن و تحقيقات ميداني است.23

 

پي‌نوشت‌ها:

1. ر.ك: دائرة المعارف الکتابيه، ج 7، ص178، واژة مصر.

2. ر.ك: رحمت‌الله منشي‌زاده، جهان اسلام و تحولات ساختاري، ص75.

3. عمر فاروق، و محسن، و محمدحسين، تاريخ فلسطين في العصور الإسلاميه الوسطي، ص342.

4. ر.ك: پيوست 1.

5. القس منيس عبدالنور و...، دائرة المعارف الکتابيه، ج 7، ص176، واژة مصر.

6.عصام موسي القنيبي، سلاسل من دخان، ص87.

7. ر.ك: کالين مک ايوِدي، اطلس تاريخي جهان از آغاز تا امروز، ص63ـ64.

8. مصطفوي، ‌التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج 11، ص 120 به نقل از: النخبة الأزهريّة، ص146.

9ر.ك: حسن سعدالله، من اسرار الفراعنه، ص8.

10. Wright, Edmond, A Dictionary of World History, Oxford,2nd, 2006, Egypt, P. 198.

11.ر.ك: رحمت‌الله منشي‌زاده، همان، ص75ـ80.

12.لازم به ذکر است که اين حدود و مرزهاي امروز کشور مصر است، نه مصر قديم.

13. دومين دوره زمين‌شناسي مربوط به 180 تا 135 ميليون سال قبل (همان، ص201).

14. کواستا (Cuesta واژه‌اي اسپانيايي است به معناي رشته کوهي که يک طرف آن داراي شيبي ملايم و طرف ديگر شيبي تند دارد (سياوش شايان، فرهنگ اصطلاحات جغرافياي طبيعي).

15.ر.ك: رحمت‌الله منشي‌زاده، همان، ص77.

16. ر.ك: همان، ص78ـ80.

17.همان، ص79.

18.ابن عاشور، التحرير و التنوير، ج 20، ص 16؛ احمد بن مصطفى مراغي ، تفسير المراغى ، ج 20، ص37؛ ابن عطيه اندلسى، المحرر الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، ج 4، ص277.

19. ر.ك: طباطبايي، الميزان، ج 18، ص110.

20. ر.ك: سورآبادى، تفسير سورآبادى، ج 4، ص2273.

21. ر.ك: مکارم شيرازي و همکاران، تفسير نمونه، ج 21، ص86.

22. ر.ك: همان، ج15، ص248.

23. ر.ك: طاهره‌سادات طباطبايي امين، جغرافياي تاريخي مسير حرکت قوم حضرت موسي(ع) از مصر تا فلسطين با تأکيد بر ديدگاه­هاي مفسران قرآن و عهد عتيق، فصل سوم، بخش سوم، گفتار سوم، ص100ـ106.

 

منبع:

نشریه علمی پژوهشی قرآن شناخت سال پنجم، شماره اول، پياپي 9، بهار و تابستان 1391، صفحه 101 ـ 124.

نویسندگان:

طاهره‌سادات طباطبايي امين، دانشجوي دكتري علوم قرآن و حديث، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران.‏

‏محمدعلي احمديان دانشيار دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد ، گروه جغرافيا.‏