وضعيت شيعيان مصر در عصر صلاح‏ الدين ايوبي(1)

  • کد خبر: 2176
  • منبع خبر: تاريخ اسلام در آينه پژوهش

خلاصه در اين مقاله ضمن بررسى وضعيت شيعيان در عصر صلاح ‏الدين ايوبى به چگونگى به قدرت رسيدن او از دل حكومت فاطميان در مصر و چگونگى برخورد او با تشيع اشاره مى ‏شود. در ضمن علل كم‏رنگ شدن تشيع در مصر نيز بررسى شده است.


چكيده

بررسى وضعيت شيعيان در جوامع مختلف و چگونگى برخورد حاكمان با آن‏ها غالبا از موضوعات مورد توجه برخى از محققان بوده است. در اين مقاله ضمن بررسى وضعيت شيعيان در عصر صلاح ‏الدين ايوبى به چگونگى به قدرت رسيدن او از دل حكومت فاطميان در مصر و چگونگى برخورد او با تشيع اشاره مى ‏شود. در ضمن علل كم‏رنگ شدن تشيع در مصر نيز بررسى شده است.

 

واژگان كليدى:

تشيع، مصر، شيعيان مصر و صلاح‏ الدين ايوبى.

 

مقدمه

حاكمان شيعه (ادريسيان و فاطميان) حدود چهار قرن در شمال افريقا حكم راندند. ادريسيان زيدى‏ مذهب و فاطميان كه محور اصلى بحث در اين تحقيق هستند، جزء شيعيان اسماعيليه محسوب مى‏ شدند. طبيعى است بنابر «الناس على دين ملوكهم» مردم شمال افريقا (مصر) نيز شيعه بودند و حكومت‏ هاى ياد شده، تمام تلاش خود را در همراه كردن مردم تحت امر خويش با تشيع به كار مى ‏بستند و در اين راه توفيقات زيادى هم به دست آوردند. اما با سقوط فاطميان و روى كار آمدن صلاح‏ الدين ايوبى تقريبا تشيع به يك‏باره از آن سامان رخت بست. در اين پژوهش برآنيم كه در حد توان به اين سؤال‏ ها پاسخ گوئيم:

1. برخورد صلاح ‏الدين ايوبى با شيعيان و مذهب تشيع چگونه بوده است؟

2. نقش تعصب در عملكرد و برخورد صلاح ‏الدين با شيعيان چقدر بوده است؟

3. صلاح ‏الدين براى پيشبرد اهداف خود از چه ابزارى استفاده مى‏ كرد؟

به نظر مى‏ رسد كه صلاح‏ الدين با تعصب بالاى خود در جهت محو شيعه در مصر تلاش كرده است و اين همان فرضيه‏ اى است كه در اين نوشتار به اثبات خواهد رسيد. هدف از اين تحقيق شناخت وضعيت شيعيان مصر در قرن ششم (عصر صلاح‏ الدين ايوبى) است.

 

1. تشيع در شمال افريقا (مصر) پيش از صلاح ‏الدين ايوبى

طبيعى است كه مردم مصر در عصر حكومت فاطميان شيعه بوده و به مذهب و اعتقادات خود پاى‏بند بودند. دستگاه خلافت با تأسيس مراكز علمى بزرگ، مثل الازهر و برپايى و جا انداختن مراسم و شعائر بزرگ شيعه، مثل عيد غدير(1) (به عنوان مظهر حقانيت شيعه)، عاشورا(2) (مظهر مظلوميت شيعه)، نيمه شعبان(3) (يكى از اصلى ‏ترين عقايد شيعه، يعنى انتظار) و ساير مراسم و بزرگداشت‏ ها مردم را به مذهب، آشناتر و دلگرم‏تر مى‏ كردند و مردم هم به قصد نشان دادن ميزان علاقه‏ مندى خود به مذهبشان در اين مراسم حضور فعال داشتند.

حكومت هم در اين زمينه، مساعدت‏هاى لازم را انجام مى‏ داد و زمينه مناسب را براى انجام امور ياد شده فراهم مى‏ كرد. از نظر اقتصادى و اجتماعى هم اگرچه حكومت فاطمى گاهى اوقات با بحران‏ هايى رو به‏ رو بود، ولى در اين دوره، آرامشى نسبى در جامعه حاكم بود،(4) زنان از منزلتى خاص برخوردار بودند و سالخوردگان و بيوه‏ زنان در مراكز خاصى نگهدارى مى‏ شدند.(5) به طور كلى از گزارش‏ هاى تاريخى مى‏ توان نتيجه گرفت كه مردم در اين دوره، از نظر معيشتى و فرهنگى و براى انجام امور مذهبى خويش مشكل جدى نداشته ‏اند. با توجه به حضور اسماعيليان در مصر و اقدامات فرهنگى و فكرى آن‏ها، در ادامه درباره آن‏ها بحث مى‏ شود.

يكى از فرقه‏ هاى مهم شيعه، فرقه اسماعيليه است. پيروان اين فرقه به امامت اسماعيل، پسر امام صادق عليه‏ السلام اعتقاد دارند. اين در حالى بود كه اسماعيل در زمان حيات امام صادق عليه‏ السلام از دنيا رفت و آن حضرت نيز بارها بر امامت فرزند كوچك‏تر خود، امام موسى كاظم عليه ‏السلام تأكيد كرده بود.(6)

اسماعيليه به دو گروه عمده تقسيم شدند:

الف. گروهى قائل شدند كه اسماعيل نمرده و قائم اوست. ايشان به اسماعيليه خالصه شناخته مى‏ شدند.

ب. گروه ديگرى معتقد شدند كه امام صادق عليه‏ السلام بعد از اسماعيل، نوه خود، يعنى محمد بن اسماعيل را به امامت منصوب كرده است. ايشان به نام مؤسس فرقه خويش، يعنى «اسماعيليه مباركه» شهرت يافتند.(7)

 

2. حضور اسماعيليه در مصر

از برخى منابع چنين بر مى ‏آيد كه پيش از ورود فاطميان به مصر، مذهب تشيع براى مردم مصر شناخته شده بود. براى مثال، مقريزى قيام محمد بن ابى‏ حذيفه در سال 350 ق را در مصر كه بر ضد دستگاه خلافت عثمانى صورت گرفت، داراى رگه‏ هاى شيعى مى ‏داند. سپاهيان محمد بن ابى‏ حذيفه بعد از كشته شدن عثمان و هنگام ورود به مصر، اين شعار را سر مى‏ دادند: اى اباالحسن اميرالمؤمنين على عليه ‏السلام خلافت را برگير.(8)

از اين رو مى‏ توان گفت كه سال‏ هاى متمادى قبل از ورود فاطميان به مصر، تشيع در مصر نفوذ كرده بود. در فتح مصر بعضى از دوست‏ داران اهل‏ بيت عليهم‏ السلام، مثل مقداد، ابوذر و... حضور داشته‏ اند(9) به همين دليل مى‏ توان گفت كه حضور شيعه در مصر، مقارن با فتح مصر توسط سپاهيان اسلام است. اين شخصيت‏ ها با حضور خويش در مصر توانستند آموزه‏ هاى شيعى را بين مردم گسترش دهند. مهاجرت علويان به مصر موجب اين شد كه مردم مصر با اين مذهب آشنا شوند. پس از روى كار آمدن عباسيان، على بن محمد بن عبداللّه‏ كه از فرزندان امام حسن عليه ‏السلام و نخستين مهاجر علوى به مصر بود، مردم را به مبارزه با دستگاه جور دعوت كرد.(10) طبيعى است كه حضور چهره‏ هاى مخالف با دستگاه حاكم در شهرهاى مختلف، نتايجى از جمله تبليغ و نشر افكار و عقايد آن‏ها را در پى خواهد داشت.

در مصر نيز وضع بر همين منوال بود و تشيع به سبب مهاجرت افراد (چه مخالف با دستگاه و چه غيره) در اين كشور نفوذ كرد و با وجود موانع متعدد به رشد و گسترش خويش ادامه داد و مردم مصر اين مذهب را پذيرفتند، گرچه گاهى براى حفظ اين عقيده و برپايى شعاير شيعه با مشكلاتى رو به ‏رو بودند. مقريزى از درگيرى سربازان و عمّال دولتى با مردمى كه در روز عاشورا در سال 350 ق در جوار مرقد ام كلثوم علوى مشغول عزادارى بودند، گزارش مى‏ دهد.(11)

متوكل عباسى در سال 234 ق فرمان اخراج علويان را از مصر صادر كرد. بعد از او المستنصر فرمان داد هيچ‏كس حق معامله با علويان را ندارد، اگر ميان يك علوى و دشمن علوى، دشمنى رخ داد، بدون مدرك و دليل سخن دشمن علوى پذيرفته شود. اين سخت‏ گيرى حاكمان با شيعه در مصر به خوبى اين نكته را روشن مى ‏سازد كه مصر با شيعه و تشيع هم‏ خوانى داشته و گر نه چه دليلى داشت كه حاكمان وقت اين ‏گونه رفتار كنند.

خلفاى فاطمى مصر، از پيروان فرقه اسماعيليه مباركيه بودند كه پس از تلاش‏ هاى فراوان بالأخره در سال 358ق با ناتوان شدن اخشيديان و رشادت‏ هاى سردار بزرگ خود، جوهر سيسلى توانستند مصر را فتح كنند.

المعز، خليفه فاطمى در روز سه ‏شنبه هفتم ماه مبارك رمضان در سال 362 در قصرش مستقر شد و بدين ترتيب، حكومت فاطميان در مصر به طور رسمى آغاز شد.(12) با فتح مصر به دست فاطميان، خلفاى فاطمى به گسترش و نشر مذهب اسماعيلى همت گماردند و در اين راه، توفيق‏ هاى چشم‏گيرى داشتند تا جايى كه مذهب اسماعيلى، مذهب رسمى آن سرزمين قرار گرفت.

 

2ـ 1. مهم‏ترين اقدامات فاطميان

در عصر فاطمى، تشيع به خوبى در مصر متجلى شد. جلوه‏ هاى ظهور تشيع عبارت بود از:

الف ـ سر دادن نداى «حىّ على خير العمل» در اذان؛

ب ـ آشكار شدن احاديث و رواياتى كه بر افضليت امام على و اهل ‏بيت عليهم ‏السلام دلالت داشت؛

ج ـ اضافه شدن مناسبت‏ هايى، مثل عاشورا، جشن‏ هاى نيمه شعبان، غدير، ميلاد امام على و ساير ائمه عليهم‏ السلام به مراسم و مناسبت ‏هاى مصرى‏ ها؛

د ـ تشكيل مجالس براى يادگيرى‏ علوم اهل ‏بيت عليهم ‏السلام.370

مصريان در دوره خليفه العزيز، پنجمين خليفه فاطمى، نخستين بار سوگوارى براى امام حسين عليه‏ السلام را در روز عاشورا تجربه كردند.371 مقريزى در مورد سوگوارى مصريان براى امام حسين عليه‏ السلام چنين گزارش مى‏ دهد: اداره‏ هاى دولتى و مغازه‏ ها و محل‏ هاى تجارت، سه روز مانده به عاشورا تعطيل مى‏ شد و فقط نانوايى‏ ها به فعاليت مى ‏پرداختند.372

به هر حال، با حضور فاطميان در مصر، مردم اين ديار به مذهب آن‏ها گرويدند و مذهب تشيع در اين كشور به صورت رسمى طرفداران و پيروان فراوانى پيدا كرد.

 

2ـ 2. سقوط فاطميان در مصر

حكومت فاطميان در اواخر دوره خود، دو ويژگى عمده داشت:

الف. وزيران فاطمى قدرت فوق‏ العاده‏ اى پيدا كردند؛373

ب. سست شدن پايه‏ هاى حكومت؛ بدين ترتيب كه وزيران قدرت يافته، بر سر تصاحب قدرت به كشمكش و نزاع با هم پرداختند. مقريزى از اختلاف بين ابن سلاّر و عباس ضهاجى، ديگر وزير وقت فاطمى در عصر خلافت الظافر گزارش مى‏ دهد كه در پى اين نزاع، ابن سلار كشته مى‏ شود و اين امر موجب تسلط صليبى ‏ها بر بخش ‏هايى از قلمرو فاطميان مى‏ شود.374 گاهى اين اختلافات به اهل شمشير نيز مى‏ رسيد؛ يعنى بعضى از وزيران با اميران سپاهى اختلاف داشتند و اين رخ‏داد بر بى‏ رمق كردن هرچه بيشتر دستگاه خلافت فاطمى مى ‏انجاميد. به عنوان نمونه مى ‏توان به اختلاف وزير فاطمى (رزيك) با امير سپاهيان (شاور) نام برد كه البته شاور بعدا به مقام وزارت هم رسيد.375

به نظر مى‏ رسد كه با وجود چنين وضعيتى حضور يك وزير مخالف و مغرض مى‏ تواند ضربات محكمى به پيكره چنين حكومتى بزند و اين ضربات وقتى كارى مى‏ شود كه خليفه نيز سست و ضعيف شده باشد، چنان‏كه وقتى شيركوه در دستگاه خلافت فاطمى به مقام وزارت رسيد حقيقت فوق تحقق يافت و بى ‏رمقى و سستى دولت فاطمى به حدى رسيده بود كه شيركوه، امير سنّى‏ مذهب و هم‏ پيمان خليفه بغداد به وزارت تعيين شد و روند سقوط دولت فاطمى سرعت گرفت.376

 

3. صلاح‏ الدين ايوبى در يك نگاه

يكى ديگر از موضوعاتى كه پيش از ورود به مباحث اصلى بايد به آن پرداخته شود، شناخت صلاح الدين ايوبى و آشنايى با شخصيت و روحيات و ويژگى ‏هاى اوست.

در ابتداى اين قسمت ذكر اين نكته ضرورى است كه صلاح ‏الدين ايوبى در جهان اسلام به عنوان چهره ‏اى جهادگر مطرح است و اين موضوع سبب شده كه محبوبيت او به ميزان چشم‏گيرى در بين مسلمانان زياد شود، به‏ ويژه آن‏كه آزاد شدن بيت ‏المقدس توسط او از دست صليبيان، او را در جهان اسلام چهره‏ اى كاملاً مقدس ساخته و مسلمانان براى او همواره احترامى خاص قائل‏ اند. البته جداى از محبوبيت تاريخى صلاح ‏الدين ايوبى، اين اقدامات وى سبب محبوبيت او در زمان خودش هم بوده است. گفتنى است كه اين موضوع بر قلم كسانى هم كه زندگى‏نامه صلاح‏ الدين را نوشته ‏اند تأثير گذاشته به طورى كه در معرفى وى گاهى دچار تعصب و افراط شده‏ اند.

صلاح‏ الدين كه شهرتش بيشتر به سبب شركت در جنگ‏ هاى صليبى (532ق/ 1138م) است در تكريت و به قولى در كركوك واقع در كردستان عراق ديده به عالم خاكى گشود.377 او در بين مسلمانان به «الملك الناصر»378 ملقب گرديده است. پدرش امير نجم‏ الدين ايوبى در زمان عمادالدين زنگى حاكم شهر بعلبك بوده است. از همان دوران كودكى علاقه شديدى به يادگيرى فنون جنگى، خصوصا شمشيربازى و جنگ با خنجر داشت و بالأخره در اين فنون، مهارت‏ هايى به دست آورد.379 از گزارش‏ هاى تاريخى چنين برمى‏ آيد كه او دلبستگى عميقى به اسب و سلاح داشت.

شهر بعلبك از جمله شهرهايى است كه صرف و نحو و لغت و تا حدودى هم فقه در آن شهر از جايگاه خوبى برخوردار بوده است.380 بعيد نيست كه صلاح ‏الدين در كسب اين علوم هم تلاش‏ هايى داشته هرچند گزارش موثقى در اين زمينه نداريم.

وى در همه امور، به‏ ويژه در امور مذهب تعصب داشت و ـ چنان‏كه بعدا اشاره خواهد شد ـ براى تثبيت پايه ‏هاى مذهب اهل ‏تسنن تلاش‏ هاى زيادى كرد.

بعد از مرگ عمويش شيركوه كه مقام وزارت خليفه فاطمى، العاضد را عهده‏ دار بود، منصب وزارت خليفه فاطمى را عهده‏ دار شد. حضور صلاح ‏الدين در دستگاه خلافت فاطمى مقارن بود با ضعيف شدن دستگاه حكومت و تحليل قدرت فاطميان، و همين سستى حكومت باعث شد صلاح ‏الدين در اجراى برنامه ‏هاى خود و رسيدن به اهداف خود توفيق بيشترى به دست آورد. البته صلاح‏ الدين از پشتوانه نظامى و رجال دولتى برخوردار نبود و عاضد هم به همين دليل كه او از پشتيبانى رجال و نظاميان برخوردار نيست و توان مخالفت با حاكميت را ندارد، او را به مقام وزارت برگزيد.381 ولى با اين حال با بهره گيرى از استعداد ذاتى خويش و همت فراوان براى به دست آوردن قدرت، توانست به همه اهداف خويش برسد. او در اين راه به جلب حمايت خلافت عباسى روى آورد و اگر قول مساعدت خلافت عباسى به او و جاه‏ طلبى شخصى او نبود هرگز ممكن نبود كه صلاح ‏الدين به اين همه توفيق دست يابد.

صلاح‏ الدين ايوبى پس از يك عمر جنگ و خون‏ريزى در سال 589ق در سن 57 سالگى و بعد از طى يك دوره بيمارى درگذشت.382

 

4. اقدامات صلاح ‏الدين ايوبى در براندازى مذهب شيعه

شكى نيست كه بنيان‏گذار سلسله ايوبيان يك سنى متعصب و شافعى تمام‏ عيار بود و وقتى به قدرت رسيد تمام سعى خود را در نشر اين مذهب و جايگزين كردن آن به جاى مذهب فاطميان به كار گرفت.383

اقدامات او در مصر براى محو شيعه از لحاظ زمانى به دو دوره تقسيم مى ‏شود: 1. دوران وزارت، 2. دوران حكومت.

وى در دوران دو ساله وزارت خود اقدامات و فعاليت ‏هاى چشم‏گيرى در جهت تغيير مذهب انجام داد. او پس از رسيدن به مقام وزارت به تدريج به تضعيف مذهب اسماعيلى و تقويت تسنن و ايدئولوژى آن‏ها پرداخت. اين اقدامات وى زمانى صورت مى‏ گرفت كه هنوز خليفه فاطمى بر اريكه قدرت تكيه زده و صلاح‏ الدين در مقام وزارت به تضعيف سازمان‏ هاى مذهب فاطمى مى‏ پرداخت. اين مسئله، نشان دهنده اوج انحطاط و زوال در دستگاه فاطمى است.

ادامه دارد...

پاورقی ها:

1. مقريزى، المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط، ج 1، ص 389.

2. همو، اتعاظ الحنفاء، ج1، ص 146.

3. سلطان، عبدالنعيم، المجتمع المصرى فى العصر الفاطمى ، ص133.

4. عبداللّه‏ ناصرى، فاطميان در مصر ، ص 110.

5. همان، ص 13.

6. حسن بن موسى نوبختى، فرق الشيعه، ص 67 ـ 68.

7. همان.

8. مقريزى، المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط والآثار، ج 2، ص47.

9. همان، ج 2، ص 338.

10. همان، ج 3، ص 338.

11. همان، ص 271.

369. ابوعبداللّه‏ محمد صنهاجى، اخبار ملوك بنى‏ عبيد و سيرتهم، ص 53.

370. خطط، ج 1، ص 270 ـ 271.

371. خطط، ج1، ص427.

372. خطط، ج 2، ص 57؛ ابوشامه، الروضتين، ج1، ص 10.

373. براى پى بردن به قدرت روزافزون وزيران در اوخر دوره فاطمى، ر.ك: مقريزى، المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط، ج 1، ص338؛ همو، اتعاظ احنفاء بأخبار الائمة الفاطميين الخلفاء، ج 3، ص 260 و ابن تغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهره، ج 5، ص 346.

374. مقريزى، اتعاظ الحنفاء بأخبار الأئمة الفاطميين الخلفاء، ج 3، ص 209.

375. ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 9، ص 91.

376. عبداللّه‏ ناصرى، فاطميان در مصر، ص 97، به نقل از: مقريزى، اتعاظ الحنفاء، ج 3، ص 229 ـ 302.

377. معررى سامى، قاموس الاعلام، ج 4، ص 2964.

378. درباره اين لقب بحث‏ هايى وجود دارد، از جمله اين‏كه همين لقب مايه كدورت خلافت عباسى با صلاح‏ الدين شده است. جا دارد در تحقيق ديگرى تعامل و تقابل صلاح‏ الدين با خلافت عباسى بررسى شود. براى آگاهى بيشتر در اين باره، ر.ك: عبداللّه‏ قلقشندى، مآثر الانافه فى معالم الخلافه، ص 266.

379. عبيداللّه‏ ايوبيان، نقش قهرمان شرق در پيشگاه تاريخ، ص24.

380. شهاب‏الدين ياقوت بن عبداللّه‏ حموى، معجم المؤلفين، ص 115 ـ 140.

381. مقريزى، اتعاظ الحنفاء بأخبار الأئمة الفاطميين الخلفاء، ج3، ص 308.

382. فليپ، تاريخ عرب، ص 187.

383. قاسم شماعى رفاعى، بعلبك فى التاريخ، ص 45 ـ 60.

 

نویسنده: داوود كاظم ‏پور/ دانشجوى كارشناسى ارشد تاريخ تشيع

منبع: تاريخ اسلام در آينه پژوهش 18/تابستان 87