تشیع و تصوف در غرب آفریقا (بخش نخست)

  • کد خبر: 2309
  • منبع خبر: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»

خلاصه بسیاری از متفکران و علمای طرق صوفیه بر این باورند که ارتباط بسیار محکمی بین طرق صوفیه و شیعه وجود دارد. حتی بعضی از آنان ‏می‌گویند: صوفیه جز شیعه، چیز دیگری نمی‌تواند باشد.


رابطه بین تشیع و تصوّف

بسیاری از متفکران و علمای طرق صوفیه بر این باورند که ارتباط بسیار محکمی بین طرق صوفیه و شیعه وجود دارد. حتی بعضی از آنان ‏می‌گویند: صوفیه جز شیعه، چیز دیگری نمی‌تواند باشد. در این‌باره، یکی از متفکران سودانی به نام شیخ علی زین العابدین چنین می‌گوید:‏ مسلمانان پس از رحلت پیامبر اسلام ص به فرقه‌های مختلفی تقسیم شدند، و کسانی‌که به دنبال حقیقت بودند، به اهل‌بیت ع پناه بردند؛ چون ‏این خاندان طبق فرمایش رسول الله ص با حق هستند. آن دسته که پیرو اهل‌بیت ع شدند، به شیعه و متصوّف شهرت پیدا کردند. در حقیقت ‏تفکر شیعی هسته اصلی تصوّف را تشکیل می‌دهد. پس از آن، صوفیه به طرق مختلفی تقسیم شد، ولی وجه مشترک همه آنها، بازگشت به ‏اهل‌بیت ع است.‏

سپس ایشان سخن را در این موضوع ادامه می‌دهد و می‌گوید:‏ حتی بزرگان و مؤسسان مذاهب اهل‌سنت نیز از خرمن پرفیض اهل‌بیت ع بهره برده و آنان نیز به نحوی شیعه هستند.[۱]‏

همچنین مصاحبه ای با شیخ علی زین العابدین در مجله العالم به چاپ رسیده است که ما به خاطر اهمیت موضوع، متن کامل آن مصاحبه را ‏در اینجا می‌آوریم:‏

هنالک شبهات کثیره تثار حول التصوف الإسلامی فما هو ردّکم علیها؟ ‏

‏ إنّ التصوف بمفهومه الحقیقی هو دین الله الإسلامی الذی شرعه الله سبحانه و تعالی لعباده وارتضاه لهم دیناً الی قیام الساعه ولکن بعد ‏أن وقعت الفتنه بین المسلمین فی العصور الأولی وکثرت فرق الضلال و الزندقه وتفرّقت الأمّه الی ثلاث وسبعین أمهً کما أخبر الرسول صلی الله علیه وسلم، ‏بدأ المسلمون یلتمسون الطریق الصحیح الذی کان علیه الرسول صلی الله علیه وسلم ولم یجدوا ملجاً عند فرقه من کل هذه الفرق إلا الفرقه الناجیه التی ‏کانت علی ما کان علیه الرسول و اصحابه و هذه الفرقه هی فرقه أهل البیت ع. ‏

اذن هناک علاقه متینه بین التصوف والتشیع؟ ‏

نعم لم یجد الذین یلتمسون الحقیقه ملجاً إلا عند أهل بیت رسول الله‌ ص و هؤلاء وجدوا الحقیقه و هم الذین سُمّوا فیما بعد بالمتصوفه و ‏هم أنفسهم الشیعه لأنّهم وقفوا الی جناب أهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم و الشیعه کانوا نواه التصوف‌ و تفرقت بعد ذلک الطریق الصوفیه، و جمیع ‏مسالک و أسانید و دلائل الطرق الصوفیه ترجع الی أهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم‌. ‏

ولا بد هنا أن أذکر أمراً یجهله الکثیر من الناس هو معنی کلمه «الشیعه» و سبب «التشیع‌«. کلمه الشیعه فی اللغه العربیه معناها الحزب ‏او الجهه المناصره. و قد سُمّوا شیعه لأنّهم وقفوا الی جانب آل البیت ع حین فرّ الناس عنهم و ناصروه حین حاربهم الناس والتفّوا حولهم ‏حین اعتزلهم الناس ولذلک سَمّوهم بالشیعه و علی مرّ الزمن صار هذا الوصف علماً علیهم بالغلبه. ‏

اما سبب تشیعهم، فقد ورد فی کتاب الله أکثر من ثلاث مائه آیه فی‌ حق أهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلّم مدحاً لهم حتّی سمّی‌ حزبهم ‏بحزب الله‌. ‏

أهل السنّه حقیقهً هم الشیعهُ و إن انتزع غیرهم هذا الإسم‌، و معلوم أنّ الإمام الشافعی من شده حبّه لأهل البیت: أتُهم بالرفض و مما قاله ‏فی ذلک‌: ‏‏ إن کان حبّ محمّد وَآله رفضٌ فَلیشهَد الثَقَلانِ أنّی رافضٌ.

و معلوم ایضا أنّ مالک بن انس من تلامیذ الإمام جعفر الصادق ع و ابوحنیفه من تلامیذ الإمام زید وکان زیدیاً و من أجل هذا نُکّلَ به؛ کما ‏أخذ عن الامام جعفر الصادقع ایضا فهو من تلامیذ اهل‌البیت ع، و ما نُکّلَ به إلاّ لإتهامه بالتشیع الخفی. أما احمد بن حنبل فقد دل‌ّ علی ‏تشیعه ما اورده من مناقب آل‌البیت ع فی‌ مسنده‌ و ما أفرد فی المناقب العلویه کتاباً مستقلاً، و قد قال الشیخ‌احمد بن حنبل رضی‌ الله عنه:‌ ‏‏«ما ورد فی‌ حق أحد من أصحاب رسول الله‌ ص مثل ما ورد فی‌ حق علی‌ کرم الله وجهه من المناقب بالأسانید الحسان‌» و المعلوم أیضا أنّ ‏جُل‌ّ رجال الصحیحین من رجال الشیعه مثل سلیمان بن مهران الأعمش و سفیان الثوری‌ و عبدالرازق الصنعانی‌ کل هؤلاء من شیوخ ‏الشیخین و الامام احمد و بقیه الصحاح و کل کتب السنّه المتقدمه.[۲] ‏

بسیاری از اقطاب طرق صوفیه مفتخرند که اجازات آنان با چندین واسطه به معروف کرخی غلام امام رضا ع می‌رسد. شیوخ، در کشور ‏سودان اجازه خرقه خود را قاب گرفته و در اطاق خود نصب می‌کنند. کلیّه این اجازه‌ها را با چندین واسطه به معروف کرخی و به امام ‏رضا ع و امامان دیگر ع تا به علی‌بن‌ابی‌طالب ع و پیامبر ص و پس از پیامبر ص به جبرئیل ع می‌رسانند. آنان می‌گویند: در واقع مؤسس ‏فکر تصوّف حضرت علی ع بوده است. ازاین‌رو آن حضرت را به «قطب الأقطاب» خطاب می‌کنند. صاحب کتاب کاشف الإلباس چنین ‏می‌گوید:‏ وَأمّا واضِعُهُ: فَهُوَ النَبیّ ص عَلّمَهُ اللهُ لَهُ بِالوَحیِ وَالإلهامِ، فَنَزَلَ جَبرئیلُ ع أوّلاً بالشَریعهِ، فَلَمّا تَقَرَرَت نَزَلَ ثانیاً بالحَقِیقَهِ … وَأوّلَ مَن تَکَلّمَ ‏فِیهِ وَأظهَرَهُ سیّدُنا عَلیّ کَرّمَ اللهُ وَجهَهُ»[۳].‏

دکتر زکی مبارک در کتاب المدائح النبویه فی الأدب العربی می‌گوید:‏ التَصّوفُ وَالتَشّیعُ یَرجعانِ عِندَ المُسلمینَ إلی أَصلٍ واحدٍ وَلا یَفصِل بَینَهُما إلاّ حاجِزٌ غَیرُ حَصینٍ مِن الُرسُومِ وَالتَقالِید؛ِ[۴] نزد مسلمانان تصوف ‏و تشیع هردو به یک اصل باز می‌گردند و به جز برخی اداب و رسوم، فاصله چندانی بین آنان وجود ندارد، و حقیقت هردو یکی است.‏

الشیخ‌حاج عبدالله درباره تصوف می‌فرماید:‏ وَأَمّا واضِعُه: فَهُو النَبّی ص عَلَّمَه اللّهُ لَه بِالوَحی وَالإِلهام فَنَزَلَ جَبرئَیلُ ع أَوّلاً بِالشَریعَهِ فَلّما تَقَرّرت نَزَلَ ثانیاً بِالحَقیقَهِ وَأَوّلُ مَن تَکَلّم فیه ‏وَأَظهَرَهُ سَیّدنا عَلیُّ کَرَّمَ اللهُ وَجَهُه وَأَخَذَ عَنه جَمیعُ الصُوفیّهِ وَسِلسِلَتهُم مَشهُورَهٌ فی کُتُبِهِم.[۵]‏

سیدعلی حَرازِمی در کتاب جواهر المعانی در مبحث «قطبیت و خلافت عظمی» از سیداحمد تیجانی مؤسس طریقه تیجانیه چنین نقل می‌کند ‏که: علی‌بن‌ابی‌طالب ع قطب اعظم بوده و خلافت عظمی داشته است. وی روایتی را از علی‌بن‌ابی‌طالب ع نقل می‌کند که فرمود:‏ ‏«أنا مُبرِقُ البُرُوق وَمُرعِدُ الرُعُودِ وَمُحَرِّکُ الأفلاکِ وَمُدبِّرُها».‏

سپس می‌گوید:‏ ‏«یُریدُ بِها أنَّهُ خَلِیفَهُ اللّهِ فی أرضِهِ فی جَمِیعِ مُمسِکَتِهِ».‏

همچنین روایت دیگری را از سیداحمد تیجانی از علی‌بن‌ابی‌طالب ع نقل می‌کند که حضرت فرمودند:‏ ‏«إنّی أریَ السَماواتِ السَبع وَالأرضِینَ السَبعَ، وَالعَرشَ داخلاً فی وَسَطِ ذاتی وَکَذا ما فَوقَ العَرشِ منَ السبعینَ حِجاباً، وَفی کُلِّ حِجابٍ سَبعُونَ ‏ألف عامٍ، وَبَینَ کُلِّ حِجابٍ وَحِجابٍ سَبعُونَ ألفَ عامٍ، وَکُلُّ ذلکَ مَعمُورٌ بالملائکهِ الکِرامِ، وَکذا ما فَوقَ الحُجُبِ السَبعِینَ من کُلِّ عالَم الرَّقّاع ‏وَکُلُّ هؤلاء مَخلُوقاتٌ لا یَقَعُ فی فِکرِهِم شَیءٌ فَضلاً عَن جَوارحِهِم، إلّا بإذنِ صاحِبِ الوَقتَ (أعنی به القطب)».‏

بعد از ذکر این روایت سیدعلی حرازمی می‌گوید:‏ هذه المَرتَبهُ أعطاها الحَقُّ لَهُ، لِکُونِهِ خَلِیفَهٌ عَنه، وَممّا أکرَمَهُ اللّهُ بهِ الخَلِیفهَ وَقُطبَ الأقطابِ[۶].‏

بسیاری از اوراد و اذکار طرق صوفیه از ائمه، و به‌خصوص حضرت علی ع گرفته شده است. برای مثال، مهم‌ترین ذکر طریقه تیجانیه را ‏که «صلاه الفاتح» است، سیداحمد تیجانی از حضرت علی ع گرفته است. وی در کتاب أحزاب و أوراد خود می‌گوید:‏ ‏«لَقَد وَرَدَ هذه الصَلاهُ عَن عَلَیّ بنِ أبی طالب کَرَّمَ اللّهُ وَجهَهُ».‏

این ورد در نهج البلاغه آمده است. حضرت علی ع می‌فرماید: «اجعَل شَرائفَ صَلَواتِکَ وَنَوامی بَرَکاتِکَ عَلی مُحَمّدٍ عَبدِکَ وَرَسُولِکَ الخاتِمِ ‏لِما سَبَقَ وَالفاتحِ لِما انغَلَقَ وَالمُعلِنِ الحَقَّ بِالحَقّ»[۷].‏

‏«حزب الوسیله» یکی از ادعیه مهم نزد طریقه قادریه است و شیخ‌عبدالقادر بسیاری از فرازهای این حزب را از مناجات حضرت علی ع در ‏مسجد کوفه گرفته است.‏

کتاب «أبواب الفرج»‏: سیّدمحمّدبن علوی المالکی الحسنی در کتاب أبواب الفرج که دربردارنده اذکار و اعمال و ادعیه است، برخی از دعاها را از ائمه ع نقل می‌کند ‏که پیروان طرق صوفیه بر آنها ملازم‌اند و در اوقات معینی می‌خوانند. بعضی از آنها عبارت است از:‏

‏1.‏ و فی «مُسندِ الفِردَوسِ» عَنِ جَعفَربنِ مُحمّدٍ-یَعنی الصادِق- قال: حَدَّثَنی أبی عَن جَدّی أَنَّه ص کَانَ إذا حَزبَه أَمَرَ الدعاءَ بِهذا ‏الدعاءِ…؛[۸]‏

‏«اللّهمّ احرسنی بعینک التی لاتنام ….»؛

‏2.‏ دعاء سیّدنا علیّ رضی الله عنه[۹]؛

‏3.‏ دعاء علیّ بن‌الحسین فی الشدّهِ[۱۰]؛

‏4.‏ دعاء الفرج لسیّدنا جعفر الصادق[۱۱]؛

‏5.‏ رُوِیَ عن جعفربن محمّد الباقر بسنده قال: إذا هالَکَ أمرٌ فَقُل: «أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ وَعَلی الِ مُحمَّد، أَللّهُمَّ إِنّی أَسأَلُکَ بِحَقّ محمّدٍ ‏وَالِ مُحمَّدٍ أَن تَکفَینی شَرَّ ما أَخافُ وَأَحذَرُ، فَإِنَّکَ تَکفی ذلِکَ الأَمرَ»[۱۲]؛

‏6.‏ دعا للفرج لسیدنا الإمام علیّ زین العابدین[۱۳]؛

‏7.‏ دعاء سیّدنا علیّ زین العابدین للفرج[۱۴]؛

‏8.‏ دعاء الحسن بن علیّ رضی الله عنه لتیّسر الرزق؛[۱۵]‏

‏9.‏ دعاء ختم القرآن عن سیّدنا علیّ زین العابدین ابن مولانا أبی عبدالله الحسین السبط رضی الله عنهما و عن آل البیت النبوی ‏أجمعین[۱۶]؛

‏10.‏ دعاء یوم عرفه للإمام السجّاد علیّ زین العابدین ابن الإمام الحسین السبط رضی الله تعالی عنهما.[۱۷]‏

آنچه که بدان اشاره شد، برخی از دعاهای مستقلی است که از ائمه نقل شده است. به‌جز دعاهایی که در کتاب یادشده از ائمه نقل شده، ‏دعاهایی نیز از اقطاب طرق صوفیه نقل شده است که آنان، بعضی از فرازها را از معصومان ع اخذ کرده‌اند.‏

کتاب أبواب الفرج از کتب معروف نزد طرق صوفیه در شمال و غرب آفریقاست و طالبان بسیاری دارد. بسیاری از طرق صوفیه و ‏به‌خصوص طریقه تیجانیه، این کتاب را یکی از مصادر و مراجع ادعیه خود به حساب می‌آورند.‏

کتاب «عون العلماء الصالحین»‏: یکی از کتب معروف دعا در غرب آفریقا و به‌خصوص در میان پیروان طریقه تیجانیه کتاب عون العلماءالصالحین تألیف الحاج یعقوب ‏عبدالله الألوَری است. این کتاب یکی از پرتیراژترین کتب دعا در کشورهای غرب آفریقاست. نویسنده در مقدمه آن، سبب تألیف این کتاب ‏را چنین بیان می‌کند: «….لیکونَ عَوناً لِلعُلماءِ فی إفریقیهِ الغَربیّهِ وَطُلابِ العلم…».‏

نویسنده در این کتاب، بسیاری از ادعیه را از ائمه: اقتباس کرده است. در بعضی دعاها، تمام الفاظ آنها را نیز آورده است. برای مثال، ‏دعای معروف «أللّهُم أدخِل علی أهلِ القُبُورِ السُرُورِ…» را به عنوان ذکر هر روز آورده است. وی صلوات معروف شعبانیه، یعنی«أللّهمَ ‏صَلِّ عَلی مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ شَجَرهِ النُبُوهِ…» را به عنوان یکی از مستحبات شب نیمه شعبان ذکر کرده است. همچنین دعاهای روزانه ماه ‏مبارک رمضان را با تغییری مختصر، به عنوان وظایف روزانه ماه مبارک رمضان ذکر کرده است.[۱۸]‏

‏‏دعای «یا مَن أظهَرَ الجَمیل»‏: یکی از دعاهایی که سیداحمد تیجانی مؤسس طریقه تیجانیه به آن سفارش کرده، دعای «یا مَن أظهَرَ الجَمِیل وَسَتَرَ القَبیحَ وَلَم یُؤاخَذ بِالجَریرَهِ ‏وَلَم یَهتکَ السِتر» تا آخردعاست که در مفاتیح الجنان از پیامبر اسلام ص روایت شده است. سیداحمد تیجانی این دعا را قوی‌تر از دعای ‏‏«السیفی» می‌داند که در مفاتیح وارد شده است.[۱۹]‏

دعای جوشن کبیر: یکی از ادعیه معروف در میان طرق صوفیه در شمال آفریقا و به‌خصوص در کشور مصر، دعای جوشن کبیر است. این دعا از جهت الفاظ ‏و عبارات مانند دعای جوشن کبیر در مفاتیح الجنان است؛ تنها با این تفاوت که به‌جای جمله «سَبحانَکَ یا لا إله إلا أنتَ الغَوث الغَوثَ خَلّصِنا ‏مِن النارِ یا رَبّ» جمله «سُبحانَکَ یا لا إله إلا أنتَ الأمانَ الأمانَ خَلّصنا مِن النّارِ» آمده است.[۲۰]‏

در سال‌هایی که در حوزه رسول اکرم ص سنگال، مراسم احیای شب‌های قدر ماه مبارک رمضان با حضور ایرانیان و جمعی از شیعیان ‏بومی و تعدادی از اهل سنت برگزار می‌شد، در یکی از شب‌ها بعضی از شیوخ طریقه مریدیه در این مناسبت شرکت نمودند و پس از ‏قرائت دعای جوشن کبیر، درخواست کردند که نسخه‌ای از این دعا برای قرائت در شهر طوبی، به آنان داده شود. پس از مراسم، تعدادی ‏مفاتیح الجنان به آنان هدیه شد و پس از مدتی باخبر شدیم، یکی از دعاهایی که آنان بر قرائت آن ملتزم شده‌اند، دعای جوشن کبیر است. یکی ‏از شیوخ طریقه مریدیه اظهار می‌داشت که دعایی با این جذابیت و دلنشینی تاکنون ندیده است.‏

 

 

پاورقی ها:

‏[۱]. الشیعه فی شمال أفریقیا، ص ۴۰.

‏[۲]. مجله العالم، شماره، ۲۰۹.

‏[۳]. کاشف الإلباس، ص ۴۱.

‏[۴]. الأدب الصوفی فی المغرب فی عهد الموحدین، دکتر نورالهُدی الکتّانی، ص ۱۳۷.

‏[۵]. کاشف الإلباس، ص ۴۱.

‏[۶]. جواهر المعانی و بلوغ الأمانی، سیدعلی الحرازمی، ص۱۵۸‏.

‏[۷]. نهج البلاغه، خطبه، ۷۲‏.

‏[۸]. أبواب الفرج، السیدّ محمدبن¬علوی المالکی الحسنی، ص ۲۵۴.

‏[۹]. همان، ص ۲۰.

‏[۱۰]. همان، ص ۲۱.

‏[۱۱]. همان، ص ۲۱.

‏[۱۲]. همان، ص ۲۳.

‏[۱۳]. همان، ص ۲۳.

‏[۱۴]. همان، ص ۲۵.

‏[۱۵]. همان، ص ۴۴.

‏[۱۶]. همان، ص ۱۴۶.

‏[۱۷]. همان، ص ۲۵۴.

‏[۱۸]. عون العلماء الصالحین، الحاج یعقوب عبدالله الالوری، ص۷، ۵۰ و ۹۵.

‏[۱۹]. جواهر المعانی و بلوغ الأمانی، ص ۱۵۸.

‏[۲۰]. الجوشن الکبیر، دار سوزلر مصر، ص۱۵.

ادامه دارد...

 

منبع: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»/ حجت الاسلام و ‏المسلمین سید محمد ‏شاهدی/ فصل پنجم/ تشیع و تصوف.