طریقه تیجانیه در کشور غنا

  • کد خبر: 2387
  • منبع خبر: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»

خلاصه گسترش پیروان طریقه تیجانیه زمانی بود که ‏فرزندان و نسل عمرتال به سوی نیجریه و ساحل طلا (غنا) مهاجرت کردند. آغاز حرکت تیجانیه، از سوی فرزندان و پیروان عمر تال، ‏مردم هوسازبان شمال نیجریه وعلمای محلی در غنای امروز بوده است.‏


گفته می‌شود که نخستین نسل رهبران تیجانیه پس از مؤسس آن، شیخ‌احمد تیجانی، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در غرب آفریقا ‏حضور داشتند.

رشد حرکت تیجانیه در این منطقه و نیز ساحل عاج (غنای امروز)، به سال‌های پس از ۱۸۸۹ بازمی‌گردد. این ایام مصادف ‏بود با سقوط سلطنت سگو که به‌وسیله «حاج‌عمر تال» در سال ۱۸۸۹ تأسیس شده بود. علی رغم اینکه پیروان طریقه تیجانیه بیشتر در مناطقی ‏چون ‏Zugu‏ در بنین، ‏Salaga‏ در ساحل طلا (غنا) و سرزمین هوسا (نیجریه) اقامت داشته‌اند، اما گسترش پیروان این طریقه زمانی بود که ‏فرزندان و نسل عمرتال به سوی نیجریه و ساحل طلا (غنا) مهاجرت کردند. آغاز حرکت تیجانیه، از سوی فرزندان و پیروان عمر تال، ‏مردم هوسازبان شمال نیجریه وعلمای محلی در غنای امروز بوده است.‏

طریقه تیجانیه برخلاف طریقه قادریه، رشد قابل‌توجهی در کشور غنا داشته است. هرچند این طریقه در اواخر قرن نوزدهم فعالیت داشته، اما ‏در نیمه اول قرن بیستم توانست پیروان بسیاری را برای خود داشته باشد. از ابتدا این طریقه به واسطه فعالیت‌های آموزشی رشد کرده و نقش ‏رهبران و علمای این طریقه که از دیرباز از کشورهای بورکینافاسو، بنین، سنگال و موریتانی برای تلاش دینی وارد غنای امروز شدنده ‏بودند، بسیار مؤثر بود.‏

دراین‌میان، نقش «ابراهیم نیاس کولاخی»، عالم اسلامی سنگالی در تبلیغ طریقه تیجانیه از دهه ۱۹۵۰ و در شکل‌دهی چهارچوب اعتقادی ‏مسلمانان غنا بسیار موثر بود. شیخ‌نوحو شربتو، امام کل مسلمانان امروز غنا نیز از طریق عمویش عباس محمد به این طریقه درآمده و رهبری ‏مسلمانان را به عهده دارد. همچنین شیخ‌کمال‌الدین احمد (پدر شیخ‌کمال الدین، امام شیعیان غنا) معاون فعلی امام کل، از طریق احمد فوتا پس ‏از عمر فوتی توانست با طی مراحل تصوف، در سطح رهبری تیجانیه در غنا قرار گیرد.‏

حاج‌ادریس از شمال نیجریه توانست طریقه تیجانیه را در منطقه ‏Salaga‏ در شمال غنا تبلیغ نماید، و حاج‌اسحاق از منطقه ‏Segu، مبلغ طریق ‏تیجانیه در منطقه ‏Bonduku‏ در شمال غنا بود. علمای دیگری همچون معلم موسی وآلفا هاشم نوه عمر تال از کانو در نیجریه، از ۱۹۱۳ ‏تیجانیه را در غنا با روش آموزش و وعظ تبلیغ نمودند. گفته می‌شود که نسل شاگردان وی به مرور توانستند تیجانیه امروز غنا را شکل ‏دهند.‏

عبدالله دانتانو، عالم مشهور کوماسی در منطقه آشانتی وبرخی دیگر از علما فقط در منطقه کوماسی غنا توانستند در ربع اول قرن بیستم، ‏طریقه تیجانیه را از نظرآموزشی و تبلیغی بارور کنند. در حال حاضر، شیخ‌نوحو عثمان شربتو، امام کل کنونی مسلمانان غنا، از جمله ‏شاگردان و مریدان ‏MallamDantanu‏ هستند.‏

نقش شیخ‌ابراهیم نیاس در احیای تیجانیه در غنا

هیچ مورخ و یا نویسنده‌ای را نمی‌توان یافت که درباره توسعه دین اسلام در غرب آفریقا از «شیخ‌ابراهیم نیاس» (۱۹۷۵-۱۹۰۰) نام نبرده ‏باشد. معمار احیای طریقه تیجانیه در غنا، عالم سنگالی، «ابراهیم نیاس» بود. افکار و اندیشه‌های وی، نه تنها غنا، بلکه منطقه غرب آفریقا ‏را تحت پوشش آموزه‌های تیجانیه قرار داد. در اصطلاح، خط فکری و پیروان احیاگری تیجانیه به‌وسیله شیخ‌ابراهیم نیاس سنگالی، به ‏‏«جماعت فیض تیجانی» مشهور است.‏

ابراهیم نیاس، به عنوان برترین شخصیت معنوی تیجانیه در غرب آفریقا شناخته شده است. یکی از ویژگی‌های اصلی ابراهیم نیاس توجه ‏خاص وی به امر تربیت نفس بود. انزواگزینی و روزه داشتن، از جمله روش‌های تربیتی او به حساب می‌آید. نیاس خود را «شیخ‌مرشد» یا ‏‏«قوس زمان» به معنی «منجی قرن» می‌دانست. نفوذ رهبری طریقت ابراهیم نیاس از طریق تلاش‌های فراوان خود وی و شاگردانش در ‏غنا وحضور بسیاری از علاقه مندان این حرکت در سنگال و همچنین تداوم ارتباطات بین علما و تجار مسلمان در کشورهای غرب آفریقا، به ‏تدریج آموزه‌های ابراهیم نیاس را به کرسی رهبری بلامنازع طریقه تیجانیه معاصر درغرب آفریقا (غنا) رساند.‏

حرکت ایجادشده به‌وسیله ابراهیم نیاس فرصت مهمی بود تا استعمارگران بریتانیا بتوانند از طریق حمایت از حرکت وی، با جنبش‌های انقلابی ‏آزادی‌بخش مقابله کنند. بریتانیا با حمایت از دیگر رهبران تیجانیه، سیاست جذب آنها را برای سرکوب کردن نهضت‌های انقلابی برای ‏استقلال غرب آفریقا دنبال می‌کرد. نقش رهبری ابراهیم نیاس بعد از نخستین سفرش به غنا در سال ۱۹۵۲، هم‌زمان با دوران قدرت کوام ‏نکرومه،[۴۱] رهبر استقلال کشور، بسیار مهم بود. هماهنگی سیاسی- مذهبی حرکت تیجانیه به رهبری ابراهیم نیاس با استقلال سیاسی غنا به ‏رهبری نکرومه، توانست فضای بسیار مناسبی را برای رونق طریقه تیجانیه در غنا مهیا سازد.‏

حوادث ناشی از فعالیت‌های حزبی نکرومه در دوران استقلال غنا که از سال ۱۹۴۸ آغاز شده بود، تاثیر بسزایی در رهبری مسلمانان و نیز ‏رشد حرکت تیجانیه داشت. به علت همین تعاملات دوجانبه بود که حزب سیاسی انجمن مسلمانان (‏MAP‏) درآن زمان تأسیس شد که همکاری ‏خوبی با حزب سیاسی میثاق مردمی به رهبری کوام نکرومه (‏CPP‏ ) داشت. حرکت‌های سیاسی پیروان تیجانیه باعث گردید تا نام «انجمن ‏مسلمانان کیپ کاوست»، به «حزب سیاسی اسلامی» تغییر کند. این حزب اسلامی برای ائتلاف احزاب سیاسی در حرکت دوران استقلال، ‏تلاش فراوانی نمود.‏

تحول سیاسی حزب اسلامی، باعث حضور تیجانی‌ها در انتخابات مجلس از دو شهر اکرا و کوماسی در سال‌های ۵۴-۱۹۵۳ گردید. در همین ‏ایام بود که «عباس محمد» به عنوان امام مسلمانان اکرا منصوب و دیگر رهبران دینی نیز به مسئولیت‌های سیاسی حزبی در همراهی با حزب ‏حاکم دست یافتند. «نکرومه»، رهبر استقلال غنا حرکت تیجانیه به رهبری نیاس را برای سیاست‌های رهبری سیاسی مسلمانان کشور مفید ‏یافت.‏

ابراهیم نیاس نیز به غیر از تمایل به حزب سیاسی حاکم، توانست تأثیرات مهمی را از طریق علمای تیجانیه بر مسلمانان کشور داشته باشد. ‏رهبری طریقت تیجانیه در سنگال (ابراهیم نیاس) نیز توانست رهبری علمای کوماسی در غنا را به خود جذب نماید.‏

دیدار نیاس از غنا و ویژگی کاریزماتیک وی باعث گردید تا علما و رؤسای سنتی مسلمان قبایل کشور، به سمت او جذب شده و نخبگان، ‏علما و مسلمانان، رهبری طریقت تیجانیه ابراهیم نیاس را پذیرا باشند. نیاس توانست در میان علمای مسلمان غنا و به خصوص علمای شهر ‏کوماسی نفوذ بسیاری داشته باشد و سرانجام، تحولی را در طریقت تیجانیه غنا ایجاد کند.‏

شاید یکی از علل مهم نقش علمای کوماسی در دهه ۱۹۵۰، ویژگی «روشنفکری اسلامی» در کشور غنا بود. مراکز دینی کوماسی در آن ‏زمان به واسطه حضور علمای مشهور تیجانیه، محل جذب بسیاری از طلاب و دانشجویان از مناطق مختلف غنا بود. حرکت فیض تیجانیه به ‏ابراهیم نیاس، از جانب مسلمانان به عنوان مکتب انتظاری دریافت شده بود که گویی در نهایت به رستگاری خواهد انجامید.‏

گفته شده است که وقتی ابراهیم نیاس وارد فرودگاه کوماسی شد، شش‌هزار مسلمان از وی به گرمی استقبال کرده و علمای مسلمان کوماسی ‏رهبری ابراهیم نیاس را با شور و شوق پذیرا شدند. البته طبق مدارک موجود، برخی مسلمانان نیز در مناطقی چون ‏Wenchi‏ و ‏Wa‏( ‏منطقه شمال غنا)، عقاید نیاس را انحرافی دانسته و بر اندیشه‌های ارتدکسی خود پافشاری کردند. ابراهیم نیاس در سفر‌های بعدی خود به غنا ‏در سال‌های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۵، موجب افزایش پیروان خود گردید. در سفر ۱۹۶۵ به غنا، با توجه به اجلاس سران سازمان وحدت آفریقا در ‏همان سال، «نکرومه» رئیس جمهور غنا، حضور شخصیت بانفوذ و معنوی «ابراهیم نیاس» را با تکریم خاص مورد تفقد قرار داد.‏

تاثیر تیجانیه در استقلال و فرهنگ اسلامی غنا

علمای تیجانیه نقش بارزی در مبارزات و استقلال غنا از حاکمیت استعمار داشتند. شیخ‌ابراهیم نیاس پس از فعالیت‌های بسیار در دهه ۱۹۵۰، ‏ارتباط بسیار نزدیکی با نکرومه رهبر استقلال غنا داشت. در ملاقات شیخ‌ابراهیم نیاس به همراه یاران خود با نکرومه در سال ۱۹۵۲، این ‏تعامل توسعه بیشتری یافت. نقش علمای تیجانیه و به خصوص شهو احمد در مبارزات استقلال غنا، حتی در تغییر نام این کشور از ساحل ‏طلا به غنا (برگرفته از لغت عربی غنی به معنی ثروت) قابل ملاحظه است. همچنین شهو احمد به کمک یاران خود پیشنهادهایی را در جهت ‏استقلال کشور به نکرومه ارائه داد.‏

علمای تیجانیه موجب افزایش کاریزمای نکرومه برای رهبری غنا، بلکه برای هدایت کل قاره متحد آفریقا شدند. روابط دوستانه نکرومه با ‏ابراهیم نیاس، به قدری افزایش یافت که حتی نام فرزند نکرومه به‌وسیله شهو ابراهیم نیاس گذاشته شد. شهو ابراهیم نیاس و یارانش تلاش ‏کردند تا نخستین کابینه دولت استقلال، فرهنگ لباس اسلامی را مورد توجه قرار دهند و به همین منظور لباس‌های استفاده‌شده نکرومه و ‏وزرای کابینه با ارائه طرح پیشنهادی علمای تیجانیه به شیوه لباس سنتی اسلامی آفریقایی درآمد. پس از استقلال نیز تأثیر این طریقت در ‏درون دولت قابل ملاحظه است. تعیین ائمه جمعه وجماعت مساجد در بخش‌های مختلف دولتی، از جمله این موارد بود.‏

طلوع و غروب فیض تیجانیه

مهم‌ترین دوران رشد حرکت فیض تیجانیه غنا به سه دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ می‌رسد. عوامل اصلی آغاز و رشد آن عبارتند از:‏

‏1.‏ زمینه اجتماعی پیشرف تجددگرایی؛

‏2.‏ خودشیدایی نژادی؛

‏3.‏ تکنولوژی جدید ارتباطات؛

‏4.‏ نقش احیاگری اسلامی رهبری؛

‏5.‏ تفکرات قوی دینی، یعنی نقش راهبردی تزکیه نفس به روش تصوف-اذکار و نقش مهم مراسم میلاد النبی ص حرکت فیض نیاس بعدها با انتقاداتی در خصوص روش تزکیه نفس و نقصان آگاهی‌های جماعت پیرو قرار گرفت. فضای اعتقادی مسلمانان ‏غنا تحت تأثیر همه تحولات پیرامونی بود و در نتیجه، بر روی ارزش‌های شریعت بی‌تأثیر نبود. تحجر و تعصب دینی و فقدان ظرفیت علمای ‏وقت در کنترل و نظارت صحیح بر رفتارهای معنوی پیروان، از جمله عوامل تحلیل رفتن حرکت تیجانیه فیضی بود. اختلاف میان علما در ‏الگوی تزکیه نفس و مواردی از شریعت تیجانیه، خود در این چالش مهم بود.‏

احیاگری تصوف تحت نهضت تیجانی‌گری ابراهیم نیاس و در چالش میان طرفداران و علمای تیجانی، به تدریج دچار ضعف و انحطاط گشته ‏و اختلاف نظر شدید فکری و مناظرات جدلی، علتی مهم در این ‌میان بود. برخی از علمای کوماسی ضمن تجدید نظر در آموزه‌های حرکت ‏فیض تیجانی، گروه جدیدی را به رهبری «جعفر» با نام «جماعت منتظرموعود» در دهه ۱۹۶۰ بنیان نهادند و شیخ‌جعفر خود را در جایگاه ‏بالای دینی پس از حضرت محمد صلی الله علیه و آله دانست و به صدور برخی فتاوا اقدام نمود. از جمله آنها به فتوای وی بر عدم وجوب اقامه نمازهای یومیه ‏پس از گذشت وقت مقرر نماز و عدم اعتقاد به نگهداشتن عده برای زنان می‌توان اشاره نمود. چنین طرز تفکری با واکنش جدی علمای ‏کوماسی به عنوان تضاد و بدعت در شریعت قلمداد شد.‏

این موضوع باعث روی‌آوری مسلمانان به ابراهیم نیاس شد که وی جعفر را فردی دغل‌باز(دجّال) نامیده بود و باعث شد تا نیاس او را از ‏جماعت فیض خود اخراج نماید.چنین برخوردی بعدها موجب پشیمانی و رجوع مجدد جعفر به جماعت نیاس گردید؛ ولی این اتفاق‌ها بعدها ‏موجب اختلاف در میان خود حرکت فیض تیجانی به رهبری ابراهیم نیاس شد.‏

تعدادی از پیروان تیجانیه این حرکت، بعدها ادعای دیدن خدا را کردند. مخالفان(سلفی‌ها)، این گروه از تیجانی‌ها را مورد انتقاد قرار داده و ‏آنها را «مدعیان رؤیت خدا» خواندند. در واکنش به این انتقاد، نیاسی‌های فیضی مخالفان خود را به انکار واقعیت متهم نمودند. وضعیت فوق ‏در برچسب زدن به یکدیگر، امروزه نیز در میان برخی از طرق صوفی تیجانی همچنان وجود دارد.‏

عبدالله احمد مایکانو جلو(۲۰۰۵-۱۹۲۸)‏

عبدالله، دانش‌آموخته دانشگاه الازهر و یکی از طرفداران و مدافعان مکتب تزکیه تیجانی در دوره معاصر غنا به‌شمار می‌آید. وی تحصیلات ‏اولیه خود را در کوماسی آشانتی گذراند و در سال ۱۹۵۶ وارد دانشگاه الازهر شد. فعالیت‌های دینی مایکانو از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد؛ ‏دورانی که بیشتر پیروان تیجانیه هنوز آماده مقابله جدلی با سلفی‌ها نبودند. تعامل جلو با پیروان خود، موجی از اعتماد دینی را برای ‏طرفدارانش ایجاد نمود. نام و آوازه مایکانو به عنوان رهبر طریقت تیجانیه غنا، به همه‌جا منتقل شد. یکی از رقبای مکتبی وی الفا یوسف ‏اجورا (متوفای ۲۰۰۵) رهبر و عالم سلفی در منطقه تماله شمال غنا بود.‏

دیدگاه مشترک عبدالودود هارون و عبدالله مایکانو به این معنی بود که دفاع از تیجانیه ارتدکسی تقویت خواهد شد. مایکانو خود روزگاری ‏شاگرد محمد هارون(متوفای۱۹۸۳) پدر عبدالودود بود. درحالی‌که مایکانو خود را داعیه‌دار تیجانیه می‌دانست، عبدالودود نیز خود را مدافع ‏تیجانیه در کوماسی می‌دانست. بسیاری از درگیری‌ها و اختلافات فرقه‌ای در کوماسی و دیگر بخش‌های غنا بین سلفی‌ها و تیجانیه، ناشی از ‏عکس‌العمل فعالیت‌های این دو عالم تیجانی بود.‏

سالیوس شعبان، به عنوان پایه‌گذار نحله فیض طریقت تیجانیه (ابراهیم نیاس)، در یکی از مباحثات تندش با سلفی‌ها در منطقه نیما ( در اکرا) ‏به سال ۱۹۷۵، طرف مقابل را در صورتی که حمله به تیجانیه را متوقف نکند، به خون‌ریزی تهدید نمود. با این‌حال، ادامه روش فعالیت ‏دینی این علما به تدریج مخالفان جدی را برایشان به دنبال داشت. برای نمونه، درمراسم میلاد النبی ص در ۱۹۸۳، مسلمانان شاهد درگیری ‏جدلی بین سلفی‌ها و تیجانی‌ها بودند. پس از درگذشت شیخ‌عبدالله مایکانو، فرزندش شیخ‌خلیفه ابوالفیض احمد مایکانو، عهده‌دار مقام رهبری ‏تیجانیه در غنا شد.‏

طریقت «فیض تیجانیه» طی سال‌های گذشته، فرهنگ دینی خاصی را به خصوص برای مراسم میلاد النبی ص در غنا ایجاد کرده است. این ‏مراسم با حضور جمعیت بسیار زیادی برگزار می‌شود و درآن، پس از قرائت قرآن، اذکار طریقتی و اشعار عرفانی به شیوه خاصی زمزمه ‏می‌شود. این مراسم، شکلی از احترام به رهبری طریقت یعنی ابراهیم نیاس نیز هست. هم‌اکنون برنامه‌های مشابهی در مناطق دیگری از غنا ‏مانند پرانگ، به رهبری شیخ‌مایکانو جلو، فرزند عبدالله مایکانو، حداقل دوبار در طول سال برگزار می‌گردد. این مراسم ویژه در میان ‏پیروان تیجانیه به یک فرهنگ دینی تبدیل شده است.‏

ترکیب آداب دینی با برخی سنت‌های بومی همچون رقص‌های آیینی که با نواختن برخی سازهای کهن محلی همراه است، به ویژه پیروان ‏جوان طریقت را به وجد می‌آورد. اختلاط زنان ومردان در این‌گونه مراسم و اجرای آیین‌های طریقتی فوق، موجب بروز اختلاف میان ‏علمای تیجانی شده است؛ چنان‌که بیشتر آنها مخالف چنین روشی بوده و آن را به دور از اخلاق مذهبی قلمداد کرده‌اند.‏

یکی از نکات مهم این طریقت به رهبری مایکانو، نیاز و ضرورت ایجاد توازن و رفع شکاف بین تفکرات محافظه‌گری دینی (سالخوردگان) ‏و علایق جوانان به فعالیت‌های دینی است . از جمله بهانه‌های دفاع از این طرز تفکر فرهنگی، ارائه این دلیل است که چون مسلمانان غنا در ‏اقلیت بوده و در برابر هجوم هزاران تهاجم فرهنگی قرار گرفته‌اند، لازم است چنین برنامه‌هایی را داشته باشند.‏

بنابراین، در غنای امروز شاهد گسترش طریقت و حرکت جدیدی در تیجانیه به عنوان «تیجانیه جلو» هستیم که خود را «حرکت تیجانیه غنا» ‏می‌نامد. در چنین طریقتی، مایکانو نه تنها با دیدگاه سلفی‌گری مبارزه می‌کند، بلکه در برابر مخالفان خود نیز مقاومت می‌نماید. ازاین¬رو، ‏این حرکت جدید درعین‌حال که به اختلافات دینی به شدت پایبند است، تساهل بین تفاوت‌های مذهبی را از نظر دور ندارد.‏

یکی از ویژگی‌های رهبری شیخ‌مایکانو، نگرش جدید به برخی آموزه‌های دینی پیروان خود بود و در این میان، مخالفت‌هایی از ناحیه کسانی ‏چون شیخ‌نوحو عثمان شربتو امام کل مسلمانان غنا را در برابر برخی افکار خود به همراه داشت.‏

طریقت تیجانیه فعلی بین دو قطب فیض ابراهیم نیاس و شیخ‌جلو قرار داشته و طی سال‌های گذشته، اسلام سلفی مخالفت شدیدی با روش ‏فکری تیجانیه نشان داده است.‏

برنامه‌ها وفعالیت‌های تیجانیه در غنا

برنامه‌های مذهبی براساس باورهای دینی و آموزشی، بهره‌برداری رسانه‌ای، همکاری سازمان‌های مستقل و مشارکت اجتماعات اسلامی در ‏نقاط مختلف جهان برگزار می‌شود. شیوخ و رهبران تیجانیه بر مبنای روحیات معنوی خود و با ترکیب آن با آداب و سنن آفریقایی، نوعی از ‏دین اسلام را ارائه داده‌اند. برای نمونه، این طریقت بر این باور است که ماه صفر به عنوان دومین‌ماه تاریخ هجری قمری مسلمانان، ماه ‏نحس وبدی است.‏

پیروان تیجانیه هرساله طی مراسم خاصی مراسم میلاد النبی ص را گرامی می‌دارند. سابقه این مراسم در غنا به قبل از دهه ۱۹۵۰ می‌رسد ‏و طی دوران بعد، با اهمیت بیشتری از دهه ۷۰ تا سال ۲۰۰۰ میلادی برگزار می‌شده است. چنین مراسمی در مناطقی از کشور که به ‏اجتماعات ‏Zongo‏ مشهور است، با برنامه‌هایی چون تفسیر، قرائت قرآن، شعرخوانی در مدح حضرت رسول ص و اقامه نماز وظیفه اجرا ‏می‌گردد.‏

اجرای مراسمی با نام “‏Damba‏” در شمال غنا، به صورت جشنواره سالانه در میان جامعه ‏Gonja‏ دیده شده و دو گروه ‏Dagomba‏ و ‏Wala‏ نیز مراسم مولود را گرامی می‌دارند. از دهه ۱۹۸۰ به بعد، این مراسم نه تنها از استقبال مسلمانان، بلکه از استقبال مسیحیان نیز ‏برخوردار بوده و معمولاً مقامات سیاسی کشور چون رئیس‌جمهور یا نمایندگان وی و بزرگان دین (امام کل) در این‌گونه برنامه‌ها شرکت ‏می‌کنند. رسانه‌های جمعی غنا اخبار مراسم را برای مردم، با پوشش کاملی پخش می‌کنند.‏

مراسم کفن و دفن، ختم و دعا برای متوفا، با برخی آداب و سنن آفریقایی ترکیب شده و به نوعی فرهنگ دینی، تبدیل شده است. طلسم و ‏تعویذ نیز از سوی رهبران تیجانیه در مکان‌هایی موسوم به «خلوت» در منازلشان به‌عنوان عبادت انجام می‌شود. این نوع رفتار دینی، از ‏سوی برخی گروه‌های اسلامی نظیر اهل‌سنت و جماعت، به شدت تقبیح شده است. ترکیب باورهای دینی تیجانیه با برخی آداب و سنن فرهنگی ‏آفریقایی، حتی برخی غیرمسلمانان (مسیحیان) را به این‌گونه مراسم ترغیب کرده است. برنامه سحر و جادو نیز در میان برخی از پیروان این ‏طریقت، از دیرباز مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفته است. توجه و سرمایه‌گذاری بر آموزش نسل تیجانیه به سبک غربی و بهره‌برداری از ‏رسانه‌های جمعی، از دیگر فعالیت‌های این طریقت است.[۴۲]‏

رابطه طریقه تیجانیه در غنا با شیعه

می‌توان گفت، نخستین کسانی‌که در این کشور از مذهب تشیع استقبال کرده و از پیروان این مذهب شدند، برخی از هواداران طریقه تیجانیه ‏بودند. مهم‌ترین عامل در این گرایش، ضعف علمی شیوخ طریقه تیجانیه در این کشور بوده است. طریقه تیجانیه، تنها در کشورهای سنگال، ‏موریتانی، مالی، نیجریه و گینه کوناکری، دارای شخصیت‌های علمی و مراکز آموزشی قوی است. ولی در بعضی از کشورهای دیگر ‏غرب آفریقا از قبیل ساحل عاج، غنا، سیرالئون، نیجر و بنین، دارای شخصیت‌های علمی و مراکز آموزشی قوی نیست.‏

براین‌اساس، طریقه تیجانیه در این کشورها که از ضعف علمی برخوردارند، در مقابل دشمنان فکری خود که مهم‌ترین آنان وهابی‌ها و ‏سلفی‌ها هستند، ناتوان بوده و پیوسته مورد هجمه قرار می‌گیرند.‏

تیجانیه تنهامذهبی است که هم از جهت فکری به شیعه نزدیک است و هم مسلمانان با فراگیری تعلیمات آن، می‌توانند سد محکمی در برابر ‏هجمه‌های وهابیت علیه مذهب تشیع ایجاد کنند. ازاین‌رو، بسیاری از شیوخ تیجانیه در کشور غنا، به مذهب تشیع درآمده و بعضا هرچند رسما ‏اعلان تشیع نکرده‌اند، ولی با شیعیان رابطه بسیار تنگاتنگی داشته و در مناسبت و مراسم یکدیگر شرکت می‌کنند.‏

آقای شیخ‌کمال بدرالدین که به عنوان رهبر شیعیان غنا معروف است، خود از شیوخ طرق صوفیه بوده و بیشتر افراد خانواده وی از این ‏طریقه هستند که تعداد زیادی از آنان شیعه شده‌اند.[۴۳]‏

 

پاورقی ها:

‏[۴۱]. وی (۱۹۰۹-۱۹۷۲) سیاستمدار مسلمان غنایی بود. البته در خصوص اسلام وی دیدگاه‌ها مختلف است، ‏ولی قدر مسلم این است که او ‏در دورانی که در مصر درس می‌خوانده، با یک دختر مصری ازدواج کرده و ‏دارای فرزندانی است که بعضی از آنها در مصر هستند. ‏نکرومه بانی استقلال این کشور و اولین رئیس‌جمهور ‏کشور غنا در سال‌های ۱۹۶۰-۱۹۶۶بود.‏

‏[۴۲]. مقاله تیجانیه در غنا، محمدحسن ایپکجی، رایزن فرهنگی ایران در کشور غنا.‏

‏[۴۳]. مصاحبه نگارنده با شیخ‌منیر مصطفی، اهل غنا.‏

 

منبع: فصل ششم کتاب تصوف در غرب آفریقا: طریقه تیجانیه، حجت الاسلام و ‏المسلمین سید محمد شاهدی.‏