مساجد اوگاندا نیازمند وحدت و دوری از تفرقه

  • کد خبر: 2419
  • منبع خبر: خبرگزاری شبستان

خلاصه حدودا ۱۲۰۰ سال پس از رحلت پیامبر، یعنی زمانی که تازه بعضی اختلافات کوچک و اولیه در تفسیر قرآن ‏و سنت، میان مسلمانان شکل می گرفت اسلام به اوگاندا (باگاندا) رسید.


حدودا ۱۲۰۰ سال پس از رحلت پیامبر، یعنی زمانی که تازه بعضی اختلافات کوچک و اولیه در تفسیر قرآن و سنت، میان مسلمانان شکل می گرفت اسلام به اوگاندا (باگاندا) رسید...

سال ١٨٤٤ را می توانیم زمان شکل گیری تاریخچه اسلام و فرهنگ مسلمین در اوگاندا بدانیم. تازه اسلام به اوگاندا (باگاندا) رسید. اختلاف عقاید در برخی موضوعات فرعی و ثانویه تا آنجا پیش رفت که منجر به پیدایش مذاهب و دسته های مختلف در جامعه مسلمین شد. اولین اختلاف میان مسلمانان اوگاندا بر اساس اختلاف میان دیدگاه و روش گسترش اسلام، در این جامعه سربرآورد.

احمد ابن ابراهیم، رهبر اولین گروه اعرابی بودند که در سال ١٨٤٤ میلادی، و در زمان حکومت کاباکا سونای دوم به کشور پادشاهی باگاندا رسیدند. آنها این کشور را با فرهنگی غنی و نظام سیاسی که به رهبری کاباکا به خوبی استقرار یافته بود؛ استوار کردند. از سوی دیگر نکات و موضوعات فرهنگی خاصی در فرهنگ باگاندا وجود داشت که با تعالیم اسلامی مغایرت داشت؛ اما ایشان این سنت ها را با قوانین اسلامی سازگار نمودند. از جمله می توان به این باور اشاره کرد که می گوید خون کاباکا هرگز ریخته نمی شود. از این رو ایشان ختنه نمی نمودند. وی نیز ختنه نشده بود؛ در حالیکه ختنه کردن از اصول و مبادی اسلامی می باشد. ابراهیم و گروهش معتقد بودند که ممکن است کسی به اسلام مشرف شود در حالی که ختنه نکرده باشد. این گروه از مسلمانان کاباکا سونای دوم را به عنوان امام جماعت قبول کردند؛ در حالیکه وی ختنه نکرده بود.

 

موتاسای اول، رهبر مسلمانان

پس از مرگ سونا، موتاسای اول به جای او به تخت سلطنت تکیه زد؛ در حالی که همچنان ختنه نکرده بود. وی پدرش را دوست داشت (به پدرش احترام می گذاشت)، قرآن خواندن را یاد گرفت، پنج نوبت نماز یومیه را به جا می آورد، به مدت ١٠ سال در ماه رمضان روزه گرفت، و اسلام را به عنوان مذهب رسمی پادشاهی خود معرفی کرد. موتاسا، هم کاباکا بود و هم رهبر مسلمانان (قاضی شریعت یا مفتی اعظم). وی امام جماعت بود؛ به علاوه دستور داد تا حیوانات را طبق آداب و احکام اسلامی برای مصرف غذایی مردم قربانی کنند. موقعیت موتاسا در جایگاه پیشوای مذهبی، با موقعیت سنتی کاباکا مطابقت داشت؛ که به موجب این موقعیت هیچ کس در قلمرو پادشاهی به مخیله اش هم خطور نمی کرد که خود را در مقام و بزرگی، همتای وی بداند.

 

اختلافات و فرقه بازی ها

در سال ١٨٧٦، گروهی از مسلمانان سودان، وارد باگاندا شدند. روش آنها برای تبلیغ اسلام، با روش گروه اول متفاوت بود. آنها گروه اول را مورد مؤاخذه و نکوهش قرار دادند؛ به این دلیل که آنها ختنه نکردن کاباکا را قبول کرده بودند؛ در حالیکه وی امامت نماز جماعت مسلمین را بر عهده داشت. از نظر آنها امام جماعت بودن و قربانی کردن، برای کسانی که ختنه نکرده اند؛ امری غیر اسلامی بود. به طوری که مسلمانان از اینکه نمازشان را به امامت کاباکای ختنه نشده بخوانند؛ امتناع کردند و این عمل آنها به عنوان تمرد و سرکشی آنان در نظر گرفته شد. در نتیجه شاه ١٤٠ نفر از مسلمانان را به اعدام محکوم کرد.

این تمرد و سرکشی باعث شد موتاسای اول نسبت به مسلمانان و اعرابی که دین را معرفی کرده بودند؛ بدبین شود. این امر در دوره ای اتفاق افتاد که وی با اروپاییان ارتباط برقرار کرده بود و به ملکه انگلستان نامه نوشت و از وی خواسته بود تا افرادی را برای سواد آموزی به مردم، به کشورش بفرستد. در پی نامه موتاسا، اولین مسیونرهای (مبلغین) کلیسای انگلیس، در سال ١٨٧٧ به باگاندا آمدند. درپی آن در سال ١٨٧٩، کشیشان کاتولیک هم وارد باگاندا شدند. ورود این مسیونرها، هدفی بود برای آغاز نظام رسمی آموزشی و سازماندهی مسیونرهایی که در اوگاندا تا به امروز مشغول به کار هستند.

 مسیونرها با سلاحهای پرقدرتی به اوگاندا آمدند؛ که موتاسا فکر می کرد این سلاحها برای توسعه پادشاهی و تحکیم قدرتش که مسلمانان سعی در به چالش کشیدن آن داشتند؛ لازم و ضروریست. به همین دلیل وی موسیونرهای مسیحی را به عنوان دوستان و متحدان نزدیک خود در نظر گرفت و سرانجام مسیحیت را به عنوان مذهب کشور، جایگزین اسلام نمود. تلاش مسلمانان برای دستیابی مجدد به روابط حسنه ای که با شاه داشتند؛ مستقیما با مخالفت شدید مسیحیانی مواجه شد که در آن زمان شمارشان رو به فزونی بود. از اینرو عاقبت مسلمانان را از قصر بیرون کردند. اگر چه موتاسا تا آخر عمرش یعنی سال ١٨٨١، اسلام را تقبیح نکرد و مورد نکوهش قرار نداد؛ اما دیگر هیچ گونه رابطه نزدیک و صمیمانه ای با جمعیت مسلمان کشورش نداشت؛ به جز برادر ناتنی اش شاهزاده نوهام بوگو.

 

بهای اختلافات میان مسلمانان باگاندا (اوگاندا)

اعدام ١٤٠ مسلمان

رفته رفته اسلام موقعیتی را که به عنوان دین اصلی کشور داشت از دست داد. مسلمانان از قصر بیرون رانده شدند و همین امر منجر به انقراض کاباکا شد.

پس از موتاسای اول که در یک دوره، تفوق و تسلط مسیحان را در زمان پادشاهی خود پذیرفت؛ پسرش موانگای دوم روی کار آمد که شروع به سرکوب و اعدام پیروان مسیحیت کرد. موانگای دوم از پادشاهی برکنار شد؛ و مسلمانان به سرعت برادرش موتبی کیووا را روی کار آوردند. آنان فکر می کردند موتبی برایشان دوست و متحد بهتری خواهد بود. این اتفاق زمانی افتاد که مسلمانان هنوز در قصر از امتیاز و برتری برخوردار بودند؛ و همچنان برخی از پست های مهم قصر را به عهده داشتند. در این زمان که میان مسلمانان از یک سو، و مسیحیان از سویی دیگر، چالش وجود داشت، کارایی موتبی مورد سنجش و بررسی قرار نگرفت. در نتیجه برادرش کالما را به جای وی روی کار آمد. وی آنقدر شهامت داشت که اولین پادشاهی باشد که ختنه شدن را پذیرفت.

 

کاباکا رشید کالما، رهبر مسلمانان

پس از اینکه مسلمانان کالما را روی کار اوردند؛ اسلام به مسیر اصلی خود بازگشت و یکی از مسلمانان به نام کاتیکیرو عبدالکبیر کیامباده، مامور شد تا مجددا اسلام را به عنوان دین اصلی کشور مطرح کند. این گردش و تغییر حوادث، باعث رنجش و آزردگی خاطر دو مذهب از مسیحیان شد. به طوری که مسیحیان کاتولیک و پروتستان، به همراه سنت گرایان، علیه مسلمانان با یکدیگر متحد شده، وارد جنگ شدند. نتیجه این جنگ، بیرون کردن مسلمانان از قصر، و تبعید آنهایی بود که در قصر از مقام بالایی برخوردار بودند. شاهزاده نوها موبوگو با تعدادی از مسلمانان که وی را به عنوان شاه روی کار آورده بودند؛ به بونیورو گریخت. سایر مسلمانان هم در قسمتهای مختلف اوگاندا پراکنده شدند. این امر به ترویج اسلام در بقیه مناطق اوگاندا کمک کرد.

با توجه به تعداد مسلمانان در اوگاندا و حضور آنان در بخشهای مختلف از جمله سیاسی، اقصادی، فرهنگی، نظامی و غیره به نظر می رسد این قشر از اقلیت نسبتا قوی از موقعیتهای بسیار خوبی برخوردار بوده و موفقیت مسلمانان اوگاندا زمانی محقق خواهد شد که تفرقه در بین آنها به حداقل رسیده و وحدت بین آنها برقرار شود.(١)

 

پاورقی:

(1) سایت رایزن فرهنگی ایران در اوگاندا