طریقه تیجانیه و حرکت‌های جهادی (1)

  • کد خبر: 2421
  • منبع خبر: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»

خلاصه بسیاری از شیوخ طرق صوفیه در کشورهای شمال و غرب آفریقا با استفاده از پیروان خود، حرکت‌های جهادی و ‏ضداستعماری را شروع کردند. از بین آنان شیخ‌عمر تال، شیخ‌حماه الله، شیخ‌عثمان دان‌فودیو، شیخ‌احمد بامبا و... دارای شهرت خاصی ‏هستند.


مقدمه

بخش‌های وسیعی از قاره آفریقا قرن‌ها زیر چکمه‌های استعمار بود و استعمارگران در این مدت علاوه بر غارت منابع اقتصادی مردم این ‏منطقه، آنان را نیز به بیگاری کشیده و به عنوان برده به کشورهای اروپایی و آمریکایی می‌بردند. هنوز خاطرات تلخ آن دوران از اذهان ‏مردم مظلوم این قاره محو نشده است. در برخی از کشورهای آفریقای سیاه، مانند سیرالئون، سنگال و تانزانیا، هنوز ما شاهد بقایایی از بازار ‏برده‌فروشی هستیم.‏

استعمارگران علاوه بر استعمار مردم و این سرزمین در جهت منافع خود، در امور دینی آنان نیز خیانت‌هایی کردند که در کتب تاریخی بیان ‏شده است. در برابر پدیده استعمار، مردم آفریقا دو دسته شده بودند: عده‌ای به حالت تسلیم و بی‌طرف بودند، و عده‌ای دیگر با پیروی از ‏شیوخ و علمای خود، حرکت‌های ضداستعماری را آغاز کردند.‏

علمایی که حرکت‌های ضداستعماری را هدایت می‌کردند، اغلب از شیوخ طرق صوفیه و به‌خصوص طریقه تیجانیه و بعضی از اقطاب این ‏طرق بودند. بسیاری از شیوخ طرق صوفیه در کشورهای شمال و غرب آفریقا با استفاده از پیروان خود، حرکت‌های جهادی و ‏ضداستعماری را شروع کردند. از بین آنان شیخ‌عمر تال، شیخ‌حماه الله، شیخ‌عثمان دان‌فودیو، شیخ‌احمد بامبا و... دارای شهرت خاصی ‏هستند. آنان توانستند حرکت‌های جهادی را علیه استعمار و در جهت نشر اسلام در غرب آفریقا انجام دهند. بعضی از این شیوخ در جهت ‏تشویق مردم در پیوستن به حرکت‌های جهادی خود، از اندیشه مهدویت بهره می بردند و بعضا خود و یا طرفدارانشان، شیخ‌را به عنوان ‏مهدی موعود معرفی کرده و مردم را بر گرد او جمع می‌کردند.‏

قرن هجدهم و نوزدهم از طرفی برای غرب آفریقا دوران رشد و گسترش اسلام، و از سویی دیگر، دوره تنش و درگیری نظام‌های سیاسی ‏غیراسلامی با حکومت‌های اسلامی در تاریخ ثبت شده است. ظهور نهضت‌ها و حرکت‌های جهادی در این منطقه از قارّه آفریقا، نظیر جهاد ‏احمد لوبو در ماسینا (مالی) و جهاد شیخ‌عمر سعید فوتی در فوتاجالون و سنگامبیا (گینه-سنگال)، تنها نمونه‌هایی از این نوع هستند.‏

تمام این‌گونه جهادها و به‌خصوص جهاد عثمان دان‌فودیو با هدف اجرای شریعت اسلامی، پیاده کردن قوانین اسلام بر طبق سنن پیامبر اکرم ‏ص و مبارزه با فساد سیاسی و اجتماعی بوده است که در برخی موارد به‌صورت تشکیل حکومت اسلامی چهره فروزنده خود را نمایان ‏ساخته است.‏

شاید بتوان انقلابی‌ترین دوران نفوذ اسلام در غرب آفریقا را قرن‌های ۱۸ و ۱۹ دانست که در واقع این دوران را عصر انقلاب‌های اسلامی ‏نامیده‌اند؛ چرا که شاهد سلسله جهادها یا جنگ‌های مقدسی به رهبری هواخواهان فولانی و مبلغان و سلحشوران مسلمان بوده است. مسلمانان ‏فولانی که مردمانی سخت‌کوش بودند، از موطن اصلی خود در سنگال هجرت کرده و به دنبال تغییرات و تحولات اساسی اسلامی، تاریخ ‏اسلام را با نقاط عطف مهمی در این بخش از آفریقا روبه‌رو ساختند. جهادهای فولانی از مناطقی چون فوتاتورو، فوتاجالون، ماسینا، ‏سوکوتو و دیگر مناطق آغاز و تا پایان قرن هجدهم سلسله‌وار ادامه داشت.‏

مورخان، جنگ مقدس مردم فولانی در غرب آفریقا را به پنج بخش اصلی تقسیم کرده اند:‏

‏1.‏ حرکت اسلامی در فوتاجالون به‌سال ۱۷۲۵ و در نتیجه سقوط حاکمان مشرک و تشکیل یک حکومت اسلامی؛

‏2.‏ جهاد در فوتاتورو به‌سال ۱۷۷۵؛

‏3.‏ جهاد عثمان دان‌فودیو به‌سال ۱۸۰۴؛

‏4.‏ جهاد اسکو احمدو در ماسینا به‌سال ۱۸۱۸؛

‏5.‏ جهاد حاج‌عمر در سگو در اواسط قرن ۱۹٫‏

البته جهادهای فوق در ابعاد مختلفی چون رهبری، شرایط و استراتژی‌ها، دارای اختلاف و تمایز بودند و مهم اینکه مهم‌ترین نهضت‌ها یعنی ‏نهضت دان‌فودیو بر انقلاب‌های بعدی خود، به‌خصوص در فوتاجالون و فوتا تورو تأثیر بسزایی داشته‌اند.‏

از سویی ما شاهد این بودیم که حرکت‌های اسلامی در دوران یادشده متأثر از کار تجاری با شمال آفریقا و شرق سودان نیز بوده است. نفوذ ‏طریقه‌های تصوف در سودان غربی و گسترش فرقه‌های قادریه و تیجانیه در قرن‌های ۱۶ تا ۱۸ سهم مؤثری در این حرکت‌ها داشته‌اند.‏

از سوی دیگر، پیشینه جهادهای قرون فوق، به قرن‌ها قبل در آفریقا مربوط می‌شود و آن تأثیر، از زمان نفوذ و ورود اسلام در غرب آفریقا ‏در قرن ۱۲ و۱۳ میلادی است.‏

در آن دوران، حاکمان هیچ‌گاه خواهان و علاقه‌مند اجرا و اِعمال قوانین اسلامی نبودند. مردم نیز ادیان بومی را با اسلام ترکیب کرده بودند. ‏چنین شرایطی بود که در اواخر قرن ۱۷ میلادی، رهبران مسلمان در غرب آفریقا، تبلیغ و اصلاح مذهب را آغاز کرده و خواهان ایجاد و ‏اجرای قوانین شریعت اسلامی شدند.‏

تعداد زیادی از رهبران علیه حاکمان آفریقایی در منطقه اعلام جهاد نموده و حکومت اسلامی را بنیان نهادند و چنین حرکت‌هایی باعث شد تا ‏اوایل نیمه دوم قرن ۱۹، حکومت‌های جدید اسلامی تقریباً اکثر مناطق غرب آفریقا را در سیطره خود داشته باشند.‏

اما برخی از مورخان، نهضت‌های اسلامی را به دوره‌های پیش و پس از استعمار تقسیم کردند. اسلام التقاطی، بت‌پرستی و فقدان شریعت ‏دینی، برخی از ویژگی‌های جهادهای پیش از دوران استعمار بود.‏

جهادها و انقلاب‌ها در دوران نخستین حضور استعمار با ویژگی‌هایی چند رخ داد:‏

‏1.‏ احساس تعلق مسلمانان به جهان اسلام؛

‏2.‏ گسترش سوادآموزی به زبان عربی در میان مسلمانان؛

‏3.‏ تقویت ابعاد معنوی و نظامی جهادها؛

‏4.‏ تسریع تحولات اجتماعی، یعنی ایجاد شهرهای جدید، حرکت جمعیت‌ها، تأسیس نهادهای جدید، و تغییرات اقتصادی و سیاسی؛

‏5.‏ توسعه روحیه وحدت و همبستگی اجتماعی.[۱]‏

در خصوص حرکت‌ها و جهادهای اسلامی در غرب آفریقا، نویسندگان آفریقایی و اروپایی کتاب‌ها و مقالات زیادی را نوشته اند که از میان ‏آنها، می‌توان به کتب ذیل اشاره کرد:‏

‏1.‏ گسترش اسلام در غرب آفریقا، اثر هیسکت مروین؛

‏2.‏ الثقافه العربیه الاسلامیه فی غرب أفریقیا، از عمرمحمد صالح الفلانی؛

‏3.‏ التفسیر و المفسرون فی غرب أفریقیا، نوشته محمدبن‌رزق‌بن‌طرهونی.‏

در اینجا به برخی از جهادهای اسلامی در غرب آفریقا که با هدف توسعه و نشر اسلام و مبارزه با استعمار شکل گرفته است، اشاره می‌کنیم:‏

جهاد حاج‌عمر سعید تال

در منطقه فوتاتورو، در شمال کشور سنگال، مجدّد بزرگ و صاحب پرچم اسلام و مجاهد بزرگی به نام حاج‌عمر بن‌سعید الفوتی ظهور ‏نمود. وی در سال ۱۲۱۲ قمری برابر با ۱۷۹۷ میلادی متولد و از سنگال به مالی، نیجر، نیجریه، چاد، سودان، و مصر مسافرت نمود.‏

حاج‌عمر در سال ۱۸۲۸ به حجّ رفت و در آنجا تحت تأثیر و نفوذ خلیفه تیجانیه حجاز، یعنی محمد الغالی ابوطالب قرار گرفت و این خلیفه ‏حاج‌عمر را به‌عنوان خلیفه شاخه تیجانیه غرب سودان منصوب نمود. وی هنگام بازگشت از سفر حجّ و اقامتش در مصر، از الازهر دیدار و ‏با دانشمندان آنجا نیز ملاقات و گفتگو نمود.‏

وی در سال ۱۸۳۲، پس از بازگشت از حج، مدّتی را در سوکوتو(‏Sokoto‏-شهری در نیجریه) به‌سر برد و با دختر محمد بلّو (‏Bello‏ پسر ‏وجانشین عثمان دان‌فودیو) ازدواج کرد. پس از بازگشت از سوکوتو، به احیای میراث محمدی قیام کرده و دامنه نفوذ و تبلیغات خود را به ‏ناحیه فوتاجالون در کشور گینه کوناکری گسترش داد و در آنجا جماعت تیجانیه را بنیان‌گذاری کرد و روزبه‌روز تعداد پیروان او افزایش ‏پیدا کرد. دیدار از سایر کشورهای مسلمان‌نشین، انجام مراسم و اعمال حج و عضویت در فرقه تیجانیه، از جمله نقاط عطف در مسیر زندگی ‏این رهبر مسلمان به‌شمار می‌رود که باید همواره مورد توجّه و امعان نظر قرار گیرد.‏

 

شخصیت، افکار و اندیشه‌ها

عمر تال از گروه نژادی «تورودوبی» و از قبیله «توکولور» از منطقه «فوتاتورو» شهری در شمال کشور سنگال است. عنوان «الحاج» ‏نشان می‌دهد که وی اعمال حج را به جای آورده است. در حقیقت، او به مدت تقریباً بیست سال، از وطن خویش دور بوده است. دوازده سال ‏از این بیست سال را، به‌نظر می‌رسد که در سوکوتو سپری کرده و با قصر و دربار محمد بلّو معاشرت داشته و یکی از دختران وی را به ‏همسری برگزیده و در این مدت حداقل یک کتاب مهّم نوشته است. تعدادی از دست‌نوشته‌های زیبای او هنوز باقی است و به‌طور کلی ‏نشان‌دهنده آن است که خوب تحصیل کرده و با اصول و مبانی جهاد مسلمانان فولانی در غرب آفریقا آشنا شده و تأثیرات جهاد بر وی، از ‏جهادگران سوکوتو گسترده‌تر بوده است.‏

او همچنین مدّتی را با «الکانمی» در «بُرنو» گذرانده است. مهّم‌تر اینکه، وی در مصر و مکّه اقامت کرده و با شیوخ آنجا به‌خصوص ‏شیخ‌محمد الغالی در مکه و با مرکز بزرگ آموزشی الازهر در قاهره نیز ارتباطی داشته است. بدین ترتیب، او از حرکت اصلاحی و تجدید ‏حیات اسلامی «وهابی» در عربستان در برابر حاکم عثمانی آگاه بوده است. همچنین وی به فرقه تیجانیه پیوسته و رهبری شیخ ‌مراکشی متوفا ‏در سال ۱۸۱۵ میلادی را در سودان غربی پذیرفته است. این فرقه وضعیت و موقعیت مشخص و فعّالی را نسبت به فرقه قدیمی‌تر، یعنی ‏قادریه دارد و اعضای آن، دارای الزامات اخلاقی معیّن و مشخصی هستند.‏

وی در سال ۱۸۴۹ با برخورداری از شاگردان و حامیان بسیار، هجرت به «دینگوری» در مرزهای «فوتاجالون» و «بامبوک» را رهبری ‏و در آنجا رباط (زاویه) را تأسیس نمود. این مکان در جای دوری واقع شده بود و پناهگاه مذهبی برای آموزش نوآموزان عضو طریقه ‏تیجانیه بود که بیشتر آنها از میان جوانان و فولانی‌های بلندهمّت و «تورودوبی‌های» قبیله «توکولور» منطقه بودند. این مکان، همچنین پایگاه ‏قدرت بود که انتظار می‌رفت هسته مرکزی برای نیروهای نظامی و دولت را فراهم کند.‏

چنین پایگاهی، می‌توانست افراد داوطلب را از راه‌های دور و از گروه‌های نژادی مختلف به‌سوی خود جذب نماید. پایه‌های جامعه، به وسیله ‏تجارت و مالکیت برده و سایر کالاهای جهانی که برخی از آنها با تجار اروپایی در ساحل برای به دست آوردن سلاح و تجهیزات، معامله ‏می شد، مستحکم می‌گردید.‏

رباط‌ها یا زاویه‌ها، همواره در کشورهای شمال و غرب آفریقا، نقش اساسی در روند زندگی سیاسی اجتماعی مردم ایفا نموده و به‌طور جدّی ‏بر عرصه‌های مختلف زندگی تأثیر داشته‌اند.‏

بدیهی است، افکار و اندیشه‌های فرق صوفی که خود نیازمند بررسی و تتبع جداگانه است، باید در این ارتباط همواره موردتوجه و ملاحظه ‏قرار گیرد.‏

نتیجه اقدامات انجام‌شده، عبارت بود از اینکه در سال ۱۸۵۲، افرادی از منطقه «دینگوری» برخورد و درگیری آشکاری با مقامات و ‏مسئولان بومی «بامبارا» پیدا کردند. این افراد به سلاح‌های مدرن مجهّز بوده و از نظر روحی، وضعیت و شرایط بهتری در مقایسه با ‏جهادهای اجداد و نیاکان خود در غرب آفریقا داشتند.‏

اولین مسیر جهاد به سوی شمال، از طریق سرزمین‌های دارای طلا، یعنی «بامبوک» و «بُورِه» به سمت سنگال بالایی بود و نخستین موفقیت ‏بزرگ در سال ۱۸۵۴، شکست پادشاهی «کارتا» در منطقه «بامبارا» و اشغال پایتخت آنجا، یعنی «نیورو» بود. شاید این عمل، یک اقدام ‏انحرافی و شاید مسئله امنیتی نظامی به حساب آید. رویدادهای بعد حاکی از آن است که شاید هدف اصلی حاج‌عمر، سنگال پایینی بوده است؛ ‏جایی که وطن او یعنی «فوتاتورو» در آنجا قرار دارد. درّه آنجا، شریان اصلی تجارت با جهان خارج را داشته و در بالای درّه، سپاه فرانسه ‏در حال مبارزه و غلبه بر مسلمانان بودند تا به سرزمین‌های ثروتمند داخلی دسترسی پیدا کنند. درهرحال، دو سال مبارزه (۱۸۵۹-۱۸۵۷) ‏علیه فرانسه در «گالام»، به حاج‌عمر ثابت کرد که او به اندازه کافی قدرتمند نیست تا آنها را از استحکامات نظامی خطوط مرزی در ‏‏«مِدینا» بیرون کند.‏

امّا اگر حاج‌عمر مجبور بود سنگال را برای مسیحیان امپریالیست ترک نماید، تا سال ۱۸۶۱ پیروز شده و پادشاهی «بامبارا» در منطقه ‏‏«سگو» در نیجر بالا، سقوط کرده بود.‏

این پیروزی، نقطه عطفی در مسیر و دوره زندگی حاج‌عمر ایجاد کرد. فولانی‌های «مسینا» از همکاری با او بر ضد «سگو» اجتناب ‏کردند؛ زیرا در فرقه قادریه عضویت داشتند. برخی از سربازان فولانی، در حقیقت با «بامباراها» علیه سپاه حاج‌عمر جنگیدند و خلیفه آنها ‏به عمر نامه‌های اعتراض و مخالفت نوشت؛ همان‌طور که الکانمی به عثمان دان‌فودیو نامه نوشت. امّا حاج‌عمر نمی‌توانست بپذیرد که ‏رهبری مسلمانان در جای دیگری به جز خودش و تیجانیه قرار دارد.‏

گام بعدی وی این بود که فولانی‌های «مسینا» را تحت اقتدار و نفوذ خویش درآورد. شهر «حمداللهی» تصرف و تخریب گردید و در سال ‏‏۱۸۶۳، نیروهای حاج‌عمر در «تمبوکتو» حضور داشتند. امّا این اقدامات، واکنش‌های تلخی را در میان فولانی‌ها و «بامباراها» برانگیخت و ‏قادریه و شیوخ کونتا و علمای محلّی به یکدیگر پیوستند. در سال بعد، درحالی‌که حاج‌عمر تلاش می‌کرد تا مقاومت مسینا را از میان ببرد، ‏کشته شد و میراث آشفته‌ای را در «سگو» و «مسینا» برای پسرش «احمد سکو» که جانشین او شد، به یادگار گذاشت.‏

فعالیت‌های جهادی حاج‌عمر

او تعلیم و آموزش نیروهای نظامی، مذهبی و انقلابی را در فوتاجالون آغاز کرد و در «دینگوری» سلاح، تجهیزات و مهمّات جمع‌آوری ‏نمود. وی جهاد خویش را علیه «کارتا» آغاز نمود. این دولت با دولت «فوتا»، «سگو» و «مسینا»، یکی از چهار دولت مهّم در آن زمان ‏در غرب سرزمین هوسا به‌شمار می‌رفت.‏

دو دولت قدرتمند از میان این چهار دولت، پادشاهی «بامبارا» در منطقه «سگو» و «کارتا» بود. پس از فتح «کارتا» عمر مبارزه‌ جدیدی ‏را با فرانسه آغاز نمود که به تازگی وارد این نواحی شده بود. امّا ورود فرانسه مانع تصرّف «سگو» نبود. وی پادشاه آنجا را در سال ۱۸۵۹ ‏از بین برد و در سال ۱۸۶۲، شهر «حمداللهی» پایتخت مسینا را تصرف نمود و سپس به «تیمبوکتو» رفت. ولی شورش و قیام آنجا سبب ‏گردید تا وی به «حمداللهی» بازگردد و به‌دنبال آن حاج‌عمر خود را در محاصره دید. «امپراتوری توکولور» که وی تأسیس نموده بود، ‏سرتاسر سودان غربی، از «فوتا» تا «مسینا» و «کارتا» و «سگو» را شامل می‌گردید.‏

عوامل موفقیت جهاد عمر

اولین عامل موفقیت عمر بدون تردید، تجربه‌های ارزشمند سایر جهادها در مناطق عربی، مصر، برنو، سوکوتو و مسینا بوده است. زمانی ‏که وی جهاد تیجانی را در فوتاجالون طراحی و به اجرا گذاشت، این سابقه و زمینه تجربی، سرمایه بزرگی برای او محسوب می‌شد. در ‏کنار این سرمایه بزرگ، شخصیت و نفوذ و اعتبار شگفت‌انگیز وی به عنوان دانشمند و سخنران، مریدان و شاگردان سرسخت و زیادی را به ‏همراه داشت.‏

مهم‌تر از عامل فوق، شاید نفوذ فرقه تیجانیه بود که وی موفق شد جهاد خویش را در میان مردم توکولور و ماندینکا گسترش دهد.‏

فلسفه مساوات‌گرایی تیجانیه، مخالفت آنها با اصول رهبری نخبگان قادریه، سادگی و اساسی بودن آموزش‌ها و تعالیم اعتقادات اسلامی، و ‏ادّعای برتری و تفوقّ بر قادریه، آرمان‌هایی بودند که سبب گردیدند تا افراد بسیاری به سوی پرچم عمر جلب و جذب شوند.‏

همچنین، ستم و تعّدی از سوی حاکمان بر مردم که از سوی اصلاحگران محکوم می‌گردید، و امید به اینکه جهاد، مردم را به شرایط و ‏وضعیت زندگی بهتری هدایت خواهد کرد، باعث حمایت مردم از حاج‌عمر می‌گردید.‏

در یک دوره طولانی آمادگی نظامی فراهم شده بود. در این مدت، ذخیره‌سازی سلاح و تجهیزات نظامی انجام شد و این اقدامات به‌عنوان ‏عوامل موفقیت جهاد ذکر شده است. شایسته است یادآوری گردد که موفقیت‌های اولیه حاج‌عمر، ناشی از اعتبار و حیثیت وی بود که افرادی ‏زیادی از جمله صنعتگران را از «سنت لوئیس» در سنگال جهت پیوستن به نیروهای نظامی به‌سوی خود جذب می‌کرد.‏

تأثیرپذیری حاج‌عمر از سایر جنبش‌ها

حاج‌عمر تال در سال ۱۸۲۰ برای انجام مراسم حج به مکّه عزیمت نمود و به مدت بیست سال از وطن خویش دور ماند. وی در طول این ‏مسافرت، تجارب ارزنده‌ای را کسب نمود که افکار او را تحت تأثیر قرار داد و او را برای نقش آینده‌اش جهت رهبری جنبش و حرکت ‏اصلاحی اسلامی آماده نمود.‏

ابتدا وی شاهد قیام و شورش وهابیت علیه ترک‌ها در عربستان بود. پس از آن، انقلاب محمد علی را با هدف تأسیس دولت مدرن در مصر ‏نظاره‌گر بود. در نتیجه وی از دو نوع حرکت اسلامی اصلاحی در قرن نوزدهم که در خاورمیانه به وقوع پیوست، آگاهی داشت. همچنین ‏وی از شهر بورنو که تحت حکومت الکانمی و سوکوتو تحت حکمرانی محمد بلّو بود، و از مسینا که تحت حکومت سرکو احمدو بود، دیدار ‏کرده و حرکت‌های اصلاحی یا جهاد را در این مناطق مشاهده نمود. مهّم‌تر از همه، زمانی که در مکّه بود، به فرقه تیجانیه وارد و عضو ‏این فرقه گردید و بعد به عنوان خلیفه یا رهبر این فرقه در سودان غربی منصوب گردید. با برخورداری از این تجارب ممتاز و برجسته ‏گذشته، جای تعجّب نیست که وی پس از بازگشت، در سال ۱۸۳۸ خود را برای جهاد تیجانی آماده نمود.‏

تأثیرپذیری از سایر جنبش‌ها و حرکت‌های اسلامی و زیارت خانه خدا و ملاقات با دانشمندان آنجا و نیز آشنایی و عضویت در فرقه تیجانیه، ‏از عوامل اساسی در شکل گیری شخصیت حاج‌عمر و نهایتاً ظهور پدیده جهاد به شمار می آید.‏

موفقیت جهاد عثمان دان‌فودیو و تأسیس خلافت سوکوتو، تأثیر بسزایی در سودان غربی قرن نوزدهم داشت. آموزش‌های عثمان و موفق بودن ‏جهاد وی، سبب گردید تا واحد‌های سیاسی بزرگی، از  اندیشه‌ها و افکار ایشان الهام بگیرند. اسلام در سرتاسر سودان غربی گسترش یافت و ‏سبب گردید تا آموزش و تعلیم نیز ارتقا و افزایش یابد. در خارج از خلافت سوکوتو، حاج‌عمر تحت تأثیر وی قرار گرفت. حاج‌عمر کسی ‏بود که «امپراطوری توکولور» را بنیان‌گذاری نمود. به‌طور غیر مستقیم جهاد عثمان دان‌فودیو، خط مشی و سیاست‌های ساموری توره را ‏در امپراطوری وی که در میان مردم «ماندینکا» به‌وجود آورده بود، تحت تأثیر قرار داد.‏

تأثیرگذاری و نفوذ حکومت اسلامی در سوکوتو بر افکار و اندیشه‌های سایر جهادگران غرب آفریقا، به¬صورت گسترده مورد تأکید و ‏تصریح اکثر محقّقان و نویسندگان قرار گرفته است. نقش عثمان دان‌فودیو نه تنها در شمال نیجریه، بلکه در کشور‌های غرب آفریقا کاملاً ‏برجسته و ممتاز است.‏

در قرن گذشته، در مناطقی از غرب آفریقا، یک‌سلسله انقلاب‌های اسلامی دیده شده است که از میان آنها می‌توان به نهضت عثمان دان‌فودیو ‏در سرزمین هوسا، احمد لابو در مسینا و عمر فوتی در سنگامبیا و... اشاره نمود.‏

در میان جهادهای غرب آفریقا، قیام و انقلاب به‌وجودآمده به وسیله عثمان دان‌فودیو، از ویژگی خاصی برخوردار است. جهاد حاج‌عمر به ‏طور عمیق و بنیادین، از جهاد و انقلاب اسلامی عثمان دان‌فودیو که سرانجام به تشکیل خلافت سوکوتو منجر گردید، تأثیر پذیرفته است.‏

از جمله فعالیت‌ها و اقدامات حاج‌عمر، می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:‏

‏1.‏ وی امپراطوری اسلامی را تأسیس نمود که سودان را به غرب آفریقا متّصل می‌کرد.‏

‏2.‏ حاج‌عمر اعلام جهاد نمود و در سایه همین جهاد حکومت اسلامی را تأسیس کرد.‏

‏3.‏ همچنین، وی مراکز علمی و کتابخانه‌های اسلامی را در سرتاسر سنگال، گینه و مالی تأسیس نمود.‏

‏4.‏ در برابر استعمار فرانسه، مقاومت شدیدی از خود نشان داد.‏

‏5.‏ طریقه تیجانیه را در سودان غربی نشر داد.‏

 

پاورقی ها:

‏[۱]. گسترش اسلام در غرب آفریقا، هیسکت مروین، ص ۲۴۶.

‏ادامه دارد...

 

منبع: کتاب تصوف در غرب آفریقا، ‏نوشته حجت الاسلام و ‏المسلمین سید محمد شاهدی، فصل هفتم: طریقه تیجانیه و حرکت‌های جهادی.