طریقه تیجانیه و حرکت‌های جهادی (4)

  • کد خبر: 2431
  • منبع خبر: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»

خلاصه پدیده تجارت برده اروپا از آفریقا و از طریق اقیانوس اطلس و به‌خصوص تجارت برده در طول قرن ۱۸، بحران‌های جدی اجتماعی، ‏اقتصادی و سیاسی را در جوامع سنگامبیا به‌وجود آورد.


جهاد مالک سای در بوندو ‏Bondu

پدیده تجارت برده اروپا از آفریقا و از طریق اقیانوس اطلس و به‌خصوص تجارت برده در طول قرن ۱۸، بحران‌های جدی اجتماعی، ‏اقتصادی و سیاسی را در جوامع سنگامبیا به‌وجود آورد. از طرفی شکست نظامی نهضت ‏marabout‏ تحت رهبری ناصرالدین در نیمه دوم ‏قرن ۱۷، گسترش خیزش و واکنش را علیه حاکمیت وقت (‏Ceddo‏) و تجارت برده در سراسر منطقه سنگامبیا را به‌دنبال داشت.‏

در حکومت‌هایی که به‌وسیله حاکمان نظامی اشرافی قدرتمند اداره می‌شد، اجتماعات اسلامی به‌تدریج خودشان را قوی ساختند؛ به‌طوری‌که ‏ضمن استقلال، پیروزی سیاسی و اجتماعی لازم را تحت رهبری خاندان مرابطون به‌دست آوردند. درعین‌حال جوامع اسلامی، به‌طور ‏گسترده‌ای در سراسر منطقه سنگامبیا انسجام بیشتری یافتند و از طریق شبکه‌های قوی دینی، سیاسی و اقتصادی، به موفقیت‌های بزرگی نایل ‏شده و به حکومت‌هایی دسترسی یافتند که بعضی از این حکومت‌ها از طریق جنگی مقدس محقق گردید.‏

از سویی دیگر، جهاد‌های قرن هفدهم و هجدهم در غرب سودان، توجه کافی را همانند جهادهای قرن نوزدهم از سوی مورخان کسب نکرده ‏است. اما براساس اطلاعات تاریخی به‌دست‌آمده، نخستین نهضتی که به‌درستی باید نام جهاد را بر آن نهاد، حرکتی بود که طی آن، سلسله ‏فولانی کنترل بوندو (‏Bondu‏) را در اواسط قرن هفدهم به‌دست آورد. به تعبیر دیگر، دهه پایانی قرن ۱۷ (۱۶۹۰)، شاهد تحول مهمّی در ‏منطقه سنگامبیا بود. بعد از شکست ناصرالدین، حرکتی برای سرکوبی مرابطون انجام گرفت که منجر به عزیمت مسلمانان بسیاری از منطقه ‏فوتاتورو به بوندو گردید؛ جایی که مالک سای توانسته بود اولین حکومت دینی اسلامی را در مرز سنگامبیا  در سال ۱۶۹۰ بنیان‌گذاری کند.‏

حرکت مرابطون به رهبری مالک سای، بدون شک یکی از نهضت‌های پیشرو اسلامی بود که ارتباط بسیار نزدیکی با بربرها (زوایا) داشت.‏

مالک سای در منطقه‌ای نزدیک ‏Podor‏ در ‏Suyuma‏ به‌دنیا آمد. او پس از تکمیل آموزش‌های دینی خود، به منطقه سنگامبیا رفته و در ‏منطقه مرزی ‏Gajaaga‏ رحل اقامت افکند. او بعدها موفق شد با استفاده از برخی موقعیت‌ها، گروه اسلامی را تشکیل دهد که پس از ‏شکست نهضت مرابطون او را قادر ساخت تا حکومت دینی بوندو را راه‌اندازی کند. لازم به‌توضیح است که بوندو منطقه‌ای است واقع در ‏جنوب سنگال و جنوب شرقی فوتاتورو که تاریخ دقیق تأسیس امامت اسلامی در آنجا معلوم نیست؛ لیکن به احتمال زیاد، در اواخر قرن ۱۷ ‏میلادی بوده است.‏

حرکت مالک سای موردحمایت مسلمانان قرار گرفت. مهاجران فوتاتورو به بوندو، با آغوش باز از این نهضت حمایت کردند و رهبری ‏انقلاب، لقب «امام» (‏eliman‏) را که قبلاً در اختیار امام ناصرالدین بود، به‌خود اختصاص داد.‏

‏«‏Philip Curtin‏» به‌روشنی ارتباطات نزدیک مذهبی و خانوادگی نهضت ناصرالدین و انقلاب بوندو را بیان کرده است:‏

حتی برخی اعتقاد دارند که حرکت مالک سای شاخه‌ای از نهضت ناصرالدین در موریتانی بود. بدون شک مالک سای از اثرات نهضت خود ‏کاملاً مطّلع نبوده است؛ ولی از طرفی، تفاوت‌هایی نیز بین دو حرکت فوق دیده می‌شود. ناصرالدین کاری کرد که بعدها طغیان علیه ‏قدرت‌های سیاسی شد و درعین‌حال بر منطقه‌ای دست یافت که ظاهراً در تصرف عشایر بت‌پرست بود و سپس حکومت خود را به داخل ‏کشورهای مجاور گسترش داد. نهضت مالک سای، در آغاز کوشش تبلیغاتی ساده‌ای بود که به جنگی برای کشورگشایی تبدیل شد؛ نه جنبشی ‏اصلاح‌طلبانه که به انقلابی تبدیل شده باشد.‏

اما در خصوص اینکه چرا حرکت بوندو به‌عنوان نخستین انقلاب اسلامی (غرب آفریقا) موفقیت‌آمیز بود، سندی در دست نیست؛ ولی همواره ‏تمایلی نیز از طرف مسلمانان دیده شد که حامی پیروزی اسلام و دوری از حاکمیت ‏Ceddo‏ بودند. بوندو با جوامع اسلامی فوتاتورو و ‏فوتاجالون در ارتباط و همکاری بود. درعین‌حال، بوندو خود حائل تجاری خوبی بین کمربند نیجر در گامبیا تحت سلطنت ‏sisibe‏ بود.‏

اما در منابع تاریخی، دو نهضت بوندو و فوتاتورو با اختلاف زمانی نسبت به‌هم نقل شده‌اند و درحالی‌که به‌ندرت نهضت بوندو را پس از ‏فوتاتورو آورده‌اند، اما در اکثر اسناد تاریخی موجود، جهاد بوندو نخستین نهضت دینی معرفی شده که ویژگی کاملاً دینی داشت و به عبارتی ‏دیگر بیشتر دینی بود تا سیاسی.‏

یکی از دلالت‌های دینی بودن این نهضت، شخصیت رهبری آن بود؛ چرا که مالک سای، رهبری باکرامت بود که علوم قرآنی را به‌خوبی ‏فرا گرفته بود و قبل از آنکه کار خود را به عنوان مبلّغ و مصلحی مسلمان آغاز کند، به سفر حج رفته بود. براساس برخی اخبار موجود، او ‏توانسته بود در منطقه‌ای که بت‌پرستی حاکم بود، دولت اسلامی کوچکی تأسیس کند.[۹]‏

جهاد عبدالقادر در فوتاتورو

بدون تردید، موفقیت‌های جهاد فوتاجالون به‌دست مسلمانان فولانی، وقوع جهاد دیگری را در منطقه فوتاتورو در سال ۱۷۶۹ نویدبخش بود. ‏فوتاتورو در حقیقت سرزمین مردم «تورودبی» بود؛ امّا طبقه حاکم یعنی «توکولور» مشرک و غیرمسلمان بودند. شیخ‌تورودبی یعنی سلیمان ‏بال، با نامشروع خواندن رژیم، مسلمانان را علیه حکومت فراخواند و تا سال ۱۷۷۶حکومتی جدید براساس قوانین اسلامی بنیان گرفت.‏

به تعبیری دیگر، دین اسلام پس از موفقیت در بوندو و فوتاجالون و در طی نیمه قرن ۱۸ و از ناحیه گروه تورودو، و مرابطون، توانست ‏در فوتاتورو به پیروزی دیگری دست یابد. در انقلاب اخیر، ارتباط روشنی بین نهضت تورودو و حرکت ناصرالدین در اواخر قرن ۱۷ و ‏ختی بیشتر از بوندو و فوتاجالون دیده می‌شود. البته حلقه ارتباطی فوق بیشتر ماهیت تجاری داشت. مسلمانان مبارز این انقلاب، درس‌های ‏بسیاری از دو نهضت بوندو و فوتاجالون آموخته بودند. رهبری نهضت فوتاتورو یعنی سلیمان بال و عبدالقادر، از قبل ارتباطات دوستانه‌ای با ‏زوایا در موریتانی داشتند. میراث روحانی نهضت ناصرالدین توانست با تقویت ایمان مذهبی فوتاجالون و بوندو، به تأسیس و تثبیت حکومت ‏دینی در فوتاتورو منجر شود؛ جایی که آخرین بحران رژیم ‏Denyake‏ موجب پیروزی انقلاب ‏Torodo‏  شد.‏

منابع غربی اقرار می‌کنند که پیروزی‌های اسلامی در انقلاب فوتاتورو، بیش از بوندو و فوتاجالون بوده است. از طرفی، انقلاب فوتاتورو نه ‏فقط حرکتی علیه حاکمیت ‏Denyanke‏ بود که نتوانسته بود امنیت را در کشور به‌وجود آورد؛ بلکه همچنین حرکتی علیه گروه ‏Brakna‏ و ‏جریان برده‌داری تلّقی شد.‏

انقلاب ‏Torodo‏ تحت رهبری سلیمان بال بر ‏Ulad Abda llah‏ در ‏Mboya‏ غلبه نظامی یافت و توانست بر وضعیت باج‌گیری سالانه ‏muudul horma‏ پایان دهد. پس از شروع کار حاکمیت این انقلاب در فوتاتوروی مرکزی، جماعت ‏Torodo‏ به تسلط چندقرنی ‏Denyanke‏ خاتمه دادند و در جولای ۱۷۷۶ امر بازرگانی انگلیس را با ‏Galam‏ به‌علت چپاول و غارت اموال «‏Ohara‏» ممنوع ساختند.‏

پیروزی ‏Torodo‏ مصادف با مرگ سلیمان بال رهبر حرکت بود؛ کسی‌که عبدالقادر جانشین او گردید و مردی که با کسب آموزش‌های دینی ‏لازم توانست انسجام کافی را به حکومت جدید دینی بدهد. زمانی که عبدالقادر به جایگاه «الامامی» منصوب شد، بسیاری از اعمال و ‏برنامه‌های فوتاجالون را اقتباس کرد و هم‌زمان برای حفظ برخی آداب و سنن پادشاهی ‏Denyanke‏ نیز کمر همّت گمارد.‏

به‌هرحال، عبدالقادر توانست انسجام لازم را در نظام سیاسی ایجاد کند و نفوذ مذهبی خود را وَرای سرحدّات مرزی فوتاتورو گسترش دهد؛ ‏جایی که موفقیت‌های آن، امیدهای زیادی را نتیجه داد، تا اینکه تغییراتی در جوامع اسلامی که با قدرت تحت محاصره حکومت‌های ولوف و ‏سریر بود، ایجاد شود.‏

انقلاب فوتاتورو، تنش‌های بین مسلمانان اصلاح‌طلب و طبقه حاکم ‏Ceddo‏ را در مناطق ‏Waalo، جولوف، کایورو و باوُل افزایش داد. ‏بسیاری از کشاورزان برای امنیت بهتر به فوتاتورو رفتند و امنیت نیز به‌وسیله حکومت دینی تضمین شده بود؛ حکومتی که هرگونه تجارت ‏برده را در بین مسلمانان تحریم نموده بود.‏

در کل، عبدالقادر توانست آموزش مذهبی را در هر روستایی تشویق و نضج دهد و در ساختن مساجدی که هریک دارای امام جماعت ‏بودند، کوشا باشد؛ چرا که به قانون قرآن احترام فراوانی روا می‌داشت. عبدالقادر خود را وارث حقیقی امام ناصرالدین می‌دانست؛ امامی که ‏یک‌صد سال پیش از او پرچم اسلام را برافراشته بود. تغییر و تحولات و درگیری‌های آن زمان، عبدالقادر را وادار نمود تا به‌هرحال، از ‏دین اسلام محافظت کند. در سال ۱۸۰۷ او به‌وسیله نیروهای مخالف کشته شد. البته هرچند عبدالقادر نتوانست ایدئولوژی اسلامی را کاملاً ‏پیاده نماید، اما مرابطون بومی توانستند این وظیفه مهم را برعهده گرفته و باعث رونق اسلام شوند.‏

از سوی دیگر، گفته می‌شود که پس از شکست نهضت ناصرالدین (۷-۱۶۷۳)، پیروان اسلام، نظام خود را در قالب نهضت‌های بوندو، ‏فوتاجالون و فوتاتورو جای دادند.‏

به‌هرحال، در پایان قرن هجدهم، حکومت‌های دینی به‌تدریج ویژگی انقلابی خود را از دست دادند؛ آن‌هم درست زمانی که اروپا درصدد ‏براندازی تجارت برده بود، و در نتیجه، دچار برخی مشکلات اقتصادی شدند. لذا اروپا تمامی سعی خود را به‌کار برد تا ساختار سنگامبیا را ‏در نظام سرمایه‌داری پیشرفته داخل نماید تا سرمایه خود را از دست ندهد.‏

یکی از ویژگی‌های جهاد فوتاتورو این بود که طغیان داخلی باعث جهادی واقعی شد. مورخان غربی، سال ۶-۱۷۸۵ را آغاز قرن جدید ‏اسلامی خوانده‌اند. علت این امر چه بسا رشد اندیشه‌های مهدویت وبهره‌برداری عبدالقادر از آن اندیشه باشد. عبدالقادر پس از شکست و ‏اسارت، به سال ۱۸۰۷ به قتل رسید و قدرت به شورای امامان انتقال یافت. گویند که شکست او به‌سال ۱۷۹۶، نقطه عطفی را در تاریخ ‏نهضت‌های اصلاح‌طلبانه در سنگامبیا به‌وجود آورد.‏

از آن زمان به بعد، فرمانروایان سنتی قدرت خود را به‌تدریج بازیافتند و تا آغاز جهاد در قرن نوزدهم، نیروهای اصلاح‌طلب اسلامی دوباره ‏به جنگی جدّی با آنان برنخاستند.‏

اما یکی دیگر از اثرات و نتایج جهاد عبدالقادر در فوتاتورو، موفقیت‌های تجاری بود که مانعی برای موقعیت فرانسوی‌ها شد و نه تنها ‏به‌تدریج باعث کدورت فرانسه شد، بلکه زمینه و علّتی مهّم در جنگ‌های استعماری بعدی فرانسه بود.‏

یکی دیگر از اثرات مهّم انقلاب فوتاتورو، تأثیر آن بر نهضت‌های بعدی منطقه است. اواخر قرن نوزدهم، نهضت حاج‌عمر به پیروزی‌هایی ‏دست یافت که یکی از عوامل پیروزی انقلاب او، اشتیاق فراوان مسلمانان توکولوری به جهاد بود و آنها این ویژگی را از نهضت عبدالقادر ‏در فوتاتورو (۹۶-۱۷۷۶) به ارث برده بودند.‏

تأثیر جهاد عبدالقادر بر جهاد مهم سوکوتو به‌رهبری عثمان دان‌فودیو نیز جنبه مثبت دیگر آن نهضت تلّقی می‌شود و حداقل اینکه دان‌فودیو نه ‏تنها از لحاظ خانوادگی از مسلمانان تورودبی بوده، بلکه از پیروزی‌های انقلاب فوتاتورو و فوتاجالون مطلع بوده است. نه تنها عثمان ‏دان‌فودیو، بلکه حاج‌عمر خود نیز از خاندان تورودبی و شخصاً از نسل فوتاتورو بوده است.[۱۰]‏

جهاد سکو احمدو در مسینا

احمدبن ‌محمدبن ‌ابی‌بکر بن‌سعید که معروف به «احمدو لوبو» یا سکو احمدو (‏SEKU AHMADU‏) در سال ۱۷۷۵ میلادی به دنیا آمد. ‏Masina‏ نام منطقه‌ای واقع در جنوب دریاچه نیجر است که در آغاز قرن ۱۹، گروه‌های مختلفی چون مسلمانان فولانی و سونینک به‌همراه ‏مشرکانی از قبایل ‏bambara، ‏Bozo‏ و فولانی در آن ساکن بودند. ماسینا در حقیقت منطقه حساس مقابله مسلمانان و مشرکان و یا محل ‏خاص درگیری بود. طبقه حاکم ماسینا به‌نام ‏Dyalo‏ از قبیله فولانی با قبیله دیگر ‏Sangare‏ و یا فردی به‌نام سکو احمدو که از آن قبیله بود، ‏اختلاف داشت.‏

سکو احمدو از دوران کودکی آموزش‌های مذهبی را به سبک سنتی آغاز و از ابتدا سفرهای متعددی داشت. در سال ۱۸۰۵ او در سرزمین ‏هوسا اقامت داشت. زمانی که دان‌فودیو در حال شروع قیام خود بود، برنامه سفر فوق این آمادگی را به سکو احمدو داد تا با رهبران مخالف ‏خود در منطقه ماسینا مقابله و سپس جهاد خویش را اعلام نماید. او هنگام مراجعت به موطن خود، در روستای کوچکی در نزدیکی ‏Jenne‏ ‏رحل اقامت گزید؛ لیکن به‌وسیله حاکم آن منطقه اخراج گردید. وی سپس در منطقه‌ای به‌نام ‏Sebra‏ اقامت کرد و رفته‌رفته حامیان و ‏طرفدارانی را به‌دور خود جمع نمود؛ همانند دان‌فودیو که این حرکت را در منطقه ‏Degel‏ انجام داده بود.‏

گفته می‌شود که میان حرکت‌های سکواحمدو و دان‌فودیو، شباهت‌های دیگری وجود داشته است. سکو احمدو دو تن از برادرانش را در سال ‏‏۱۸۱۷ به سوکوتو فرستاد تا پرچم جهاد عثمان دان‌فودیو را همراه نامه مخصوص اجازه جهاد در ماسینا با خود بیاورند. سپس سکو احمدو ‏جهاد خود را اعلام کرد که با حمایت وسیعی از مسلمانان روبه‌رو شد؛ اما جهاد ماسینا جدای از جهاد سوکوتو بود. مردم ‏Jenne‏ عموماً ‏طرفدار او بودند؛ اما حاکم وقت نمایندگان اعزامی سکو احمدو را کشتند که در پی‌آن سکو احمدو به آن شهر حمله و آن را متصرف شد.‏

او مرکز قدرت خود را در سال ۱۸۱۹ در حمداللهی (‏Hamdallahi‏) در مالی قرارداد و طی سال‌های بعد و تا زمان مرگش در سال ‏‏۱۸۴۴، بر منطقه‌ای وسیع بین ‏Jenne‏ و تیمبوکتو فرمانروایی می‌کرد. حکومت سکو احمدو دارای ویژگی‌های بسیار عالی بود، و این مسئله ‏به‌خاطر وسعت قلمرو حکومت یا مسائل دیگر نبود؛ بلکه به‌خاطر ایجاد زمینه جهاد حاج‌عمر بود. او نظام اداری خاصی داشت و قبل از ‏مرگ، فرزند خود، ‏Ahmadu‏ را جانشین خود کرد که بعدها به‌وسیله حاج‌عمر به قتل رسید.‏

بنابراین، جهاد ماسینا جهادی مستقل و جداگانه بود و الهام کمتری از دیگر جهادها گرفته بود و شباهت‌های کمی با آنها داشت. منطقه ماسینا ‏در نیجر هم بسیار با سرزمین هوسا متفاوت بود. در جهاد ماسینا رمه‌داران ‏Fulbe‏ اکثریت جمعیت را داشتند. البته رهبری ماسینا از جایگاه ‏کمتری نسبت به دان‌فودیو برخوردار بود، امّا موفقیت‌های بسیاری در مسیر اصلاحات مذهبی پیدا کرد؛ چرا که رهبری او بر انقلابی خاص ‏و مستقل بود و رهبری مجموعه‌ای از حرکت‌ها را نداشت.‏

با نگاهی به انقلاب دان‌فودیو، این نکته برایمان روشن می‌شود که انقلاب فوق اصلاحی بود برای تطبیق با الگوی عصر پیامبر اکرم ص و ‏دوران خلافت‌های بعدی صدر اسلام. در این راستا، نهضت فوق به تعبیری نگهدارنده سنت‌های قدیمی بود و الگوی صدر اسلام را برای ‏زمان حال و آینده پذیرفته بود.‏

وضعیت در جهاد ماسینا در اوایل قرن نوزدهم مشابه سایر انقلاب‌ها در سرزمین هوسا بود؛ از یک‌سو مقابله اسلام با مشرکان، و از سوی ‏دیگر مقابله با طبقه حاکم غیرمسلمان بود.‏

رهبری نهضت ماسینا فردی قادری بود که قبل از اعلام جهاد و پس از کسب تجربه از معلم بزرگ انقلاب اسلامی عصر خود یعنی ‏دان‌فودیو، نقش معلمی را برای توده وسیعی از مسلمانان ایفا نمود.‏

اذیت و آزارها علیه مسلمانان ماسینا آنها را راهی هجرت به منطقه حمداللهی کرد که به جهاد علیه ‏Bambara‏ و ایجاد حکومت اسلامی در ‏پایتخت حمداللهی منجر گردید.‏

خلافت ماسینا بسیار کوچک‌تر از حکومت سوکوتو بود و مرکزیت بیشتری داشت و اداره آن آسان‌تر بود و از جهت قدرت وشخصیت ‏رهبری، بسیار کمتر از عثمان دان‌فودیو بود؛ ولی خلاق یک ایدئولوژی اسلامی بود. یکی از مسائل مهمی که در نهضت ماسینا رعایت ‏می‌شد، قانون شریعت بود. احمدبن‌محمد یا سکو احمدو، یکی از اصحاب دان‌فودیو و مالکی‌مذهب و پیرو طریقه قادریه بود.‏

امّا از نتایج جهاد در مسینا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:‏

‏1.‏ پیوند دوباره قطعات ازهم‌پاشیده مسینا، سگو، کارتا و تمبوکتو، به کشور اسلامی واحد؛

‏2.‏ تحمیل مذهب تسنّن بر جامعه اسلامی.‏

سرزمین آفریقایی نیجریه که در بخش غربی قاره آفریقا در کنار خلیج گینه واقع شده، بیش از نیمی از جمعیت مسلمانان آفریقای سیاه را در ‏خود جای داده است. شمال این کشور، با اکثریت تقریباً مطلق مسلمانان، با مناطق جنوبی کشور که دارای درصد بیشتری از مسیحیان است، ‏از نظر پراکندگی مذهبی قابل توجه است.‏

در تاریخ کشور نیجریه، شیخ‌عثمان دان‌فودیو، نامی مشهور و محبوب بوده و مبارزات او از اهمیّت و ویژگی خاصی برخوردار است. ‏تأسیس و تشکیل خلافت سوکوتو که با جهاد شیخ‌عثمان آغاز شد، از سال ۱۸۰۴ تا ۱۹۰۳ میلادی در ناحیه شمالی کشور به طول انجامید. باید ‏بازشناسی این قیام تاریخی و احیای آن در اذهان مسلمانان، در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور، همواره موردتوجه قرار گیرد. ‏می‌توان گفت که پس از گذشت بیش از یک قرن از این حکومت، هنوز آثار آن در مناطق شمالی این کشور دیده می‌شود.‏

اسلام که از قرن سیزدهم وارد کشور نیجریه شده بود، به مردم امکان داد تا با تمدن و جهان معاصر آشنا شوند و دولتی نیرومند تشکیل ‏دهند. انگلستان پس از مشاهده چنین وضعیتی، ابتدا در امور داخلی شمال نیجریه دخالت نکرد و تنها به تسلط اقتصادی و نظارت بر سیاست ‏خارجی آن ناحیه اکتفا کرد. سرانجام در قسمت غرب و جنوب نیجریه که مردم آن دارای مذهب آنیمیسم بودند، و قبیله ایبو نیز سکونت ‏داشت، استعمار توانست با به‌کار گرفتن میسیونرهای مسیحی، در سال ۱۹۰۳ میلادی بر تمام منطقه نیجریه تسلّط یابد.‏

بدین ترتیب، آخرین ناحیه از متصرفات استعمار انگلیس، ناحیه شمالی کشور نیجریه بود که بیشتر مردم آن منطقه مسلمان بودند و هم‌اکنون ‏نیز اکثر جمعیت شمال را مسلمانان تشکیل می‌دهند. بنابراین، انگلستان پس از گذشت پنجاه و چهار سال از سلطه‌اش بر شهر لاگوس، ‏توانست در سال ۱۹۰۳ میلادی بر شمال نیجریه تسلّط یابد. استعمار که با جهاد مسلمانان موقعیت خود را در خطر می‌دید، در سست کردن ‏پایه‌های حکومت در شمال، تلاش وسیعی را انجام داد و سرانجام باعث فروپاشی حکومت اسلامی در آن منطقه گردید.‏

 

پاورقی ها:

‏[۹]. همان، ص ۲۱۰.

‏[۱۰]. گسترش اسلام در غرب آفریقا، ص ۲۰۹ و ۳۳۱.

 

منبع: کتاب تصوف در غرب آفریقا، ‏نوشته حجت الاسلام و ‏المسلمین سید محمد شاهدی، فصل هفتم: طریقه تیجانیه و حرکت‌های جهادی.