ادیان و باورهای بومی در تانزانیا

  • کد خبر: 2451
  • منبع خبر: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی

خلاصه در حال حاضر حدود 5 تا 10 درصد مردم تانزانیا به مذاهب بومی باور دارند و برخی از تفکرات و آداب و رسوم آنان نیز به صورت بخشی جدایی ناپذیر در میان مسلمانان و مسیحیان رایج است.


ادیان و باورهای بومی در تانزانیا

اعتقادات آفریقایی محصول تفکر و تعامل پدران آفریقایی است که عقاید و باورها را ساخته و با برگزاری مراسم و جشن ها و اعمال مذهبی آن را حفظ کرده اند. تکامل این مذاهب از طریق پیامبر یا فرستاده ای از سوی خدا نبوده است، بلکه در طی قرون متمادی و توسط نسل های مختلف با تاثیر پذیری از عوامل گوناگون طبیعی در زندگی روزمره و وقایع مهم تاریخی مانند جنگ ها، قحطی ها و غیره شکل گرفته است. در راه مقابله یا همزیستی با این عوامل طبیعی، روش ها و اصولی را فراگرفته و به کار بسته اند که به تدریج حالت دینی در جامعه پیدا کرده است. 

باورهای آفریقایی در طول تاریخ از نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده است و هیچ کتاب تدوین شده ای مانند کتاب های آسمانی در این زمینه وجود ندارد؛ به همین دلیل دین هرگز عامل جنگ و درگیری های مذهبی در میان آنها نبوده است. این اعتقادات بر احترام به اجداد و برگزاری مراسم و دعا برای آنان، عبادت و قربانی به درگاه خدایان، اعتقاد به روح، جادو و نیروهای نامرئی در جهان استوار است. این باورها عمدتا شامل اعتقاد به جهان پس از مرگ نیز می شود که در نقاشی ها و مجسمه های آنان مشاهده می شود، هر چند توصیف آخرت آنان شباهت زیادی به زندگی در همین دنیا دارد. این ادیان بومی و سنتی به درازای تاریخ سابقه دارند ولی جهان شمول نیستند. معتقدان به ادیان بومی از مذهب قوم یا قبیله خود پیروی می کنند و مبشرینی برای تبلیغ پیام خود تربیت و اعزام نمی نمایند.

در حال حاضر حدود 5 تا 10 درصد مردم تانزانیا به مذاهب بومی باور دارند و برخی از تفکرات و آداب و رسوم آنان نیز به صورت بخشی جدایی ناپذیر در میان مسلمانان و مسیحیان رایج است. از این رو امروزه در این کشور مراسمی مانند شفای بیماران، باطل کردن سحر و جادو در کلیسا انجام می شود و برخی از فرقه های مسیحی تلفیق کاملی از آیین های بومی و مسیحیت اند. در میان مسلمانان نیز چنین تلفیق هایی از اسلام و باورهای سنتی به چشم می خورد. (عرب احمدی، 1384، 231).

 

منبع: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی» نوشته سید احمد سیدمرادی، ص 93.