اسلام در تانزانیا

  • کد خبر: 2456
  • منبع خبر: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی

خلاصه اسلام کهن ترین آیین الهی در تانزانیا است و تاریخ ورود آن به شرق آفریقا و تانزانیا به سال های آغازین ظهور اسلام برمی گردد.


ورود اسلام به تانزانیا

اسلام کهن ترین آیین الهی در تانزانیا است و تاریخ ورود آن به شرق آفریقا و تانزانیا به سال های آغازین ظهور اسلام برمی گردد. برخی از مورخین بر این باورند که هجرت مسلمانان از مکّه به حبشه تا مناطقی از سواحل کنیا و تانزانیا امتداد داشته است و بعضی از آنان در سواحل کنیا مستقرشده اند. نویسنده کتاب زنجبار، شخصیّات و أحداث می گوید: در اکتشافاتی که توسط دولت کنیا در منطقه (شانجا) در نزدیکی جزیره (لامو) کنیا صورت گرفته  به مسجدی رسیده اند که قبله آن به طرف بیت المقدس بوده است و همچنین در نزدیکی آن قبوری یافت شده است که مردگان را به طرف بیت المقدس دفن کرده اند. این نویسنده از این اکتشاف نتیجه می گیرد که مسلمانان ساکن در آن منطقه با اسلام مکّی وارد این سرزمین شده اند، زیرا تحویل قبله به طرف مکّه حدوداً در سال دوّم هجری اتفاق افتاد. (شاهدی، 1395، 75).

براساس برخی مستندات تاریخی دیگر، مسلمانان پس از ارتحال پیامبر اکرم(ص)، در زمان خلفای راشدین سفر خود را به شرق آفریقا آغاز کردند که بیشتر جنبه تجاری داشت و اولین مهاجرت سازمان یافته مسلمانان به شرق آفریقا، در اوایل دهه هفتاد قرن اول هجری و در زمان خلافت عبدالملک بن مروان صورت گرفت. بلاذری مورخ بزرگ مسلمان قرن سوم هجری، انگیزه اصلی این مهاجرت را سرپیچی دو تن از روسای قبیله ازد عمان از بیعت خلیفه و ترس آن ها از مجازات می داند.

در اوایل قرن دوم هجری قمری گروهی از زیدیه یمنی در پی محیطی آرام به شرق آفریقا روی آوردند و در محدوده ای بین موگادیشو و جزیره لامو سکونت گزیدند و با بومیان منطقه درآمیختند. در قرن چهارم هجری نیز گروه دیگری از اعراب قبیله حارث بحرین برای رهایی از ظلم و جور حاکمان خود به شرق آفریقا مهاجرت کردند. (عرب احمدی، 1379، 15). حضور این قبایل عرب، اسلام را در تانزانیا گسترش داد و ارتباط آن ها با بومیان موجب گرایش شماری از آن ها به اسلام شد.

مورخان و جغرافی دانان ایرانی و عرب قرن های نخستین هجری، در کتاب های خود به حضور مسلمانان و گستردگی اسلام در شرق آفریقا اشاره کرده اند. مسعودی در مروج الذهب به حضور مسلمانان در میان زنگیان جنوب شرق آفریقا پرداخته و برخی از حکمرانان آنان را از مسلمانان دانسته است. ابوزید السیرافی و جاحظ نیز به حضور مسلمانان در جزیره قانبالو(پمبا) اشاره کرده اند. در کتاب های ناخدا بزرگ شهریار رامهرمزی و یاقوت حموی نیز به حضور گسترده مسلمانان در سواحل زنج و شمار فراوان پیروان اسلام پرداخته شده است.

مورخان و جغرافی دانانی همچون ابوالفداء الدمشقی و ابن المجاور نیز اطلاعاتی درباره مسلمانان شرق آفریقا ارائه نموده اند که نشان دهنده گسترش اسلام در سواحل و جزایر شرق آفریقا در این دوره است. همچنین وقایع نامه کیلوا اشاره به نام منیری واباری که مسلمان بوده و وجود مسجدی قدیمی به نام کیبالا در قرن های نخستین هجری در جزیره کیلوا دارد که نشان دهنده حضور اسلام در قرن های نخستین اسلامی در سواحل و جزایر شرق آفریقا است. در ترجمه پرتغالی وقایع نامه کیلوا نیز به حضور اعراب در مناطقی از سومالی پیش از ورود شیرازی ها اشاره شده است.

علاوه بر آن خرابه های چند مسجد قدیمی در جزیره لامو، شانگا و مسجد قدیمی کیزیمکازی در جزیره زنگبار از توسعه اسلام و پیروان آن در سواحل و جزایر شرق آفریقا در قرن های نخستین هجری حکایت دارد. سنگ قبرهای قدیمی در مجاورت مسجد کیزیمکازی در جزیره اونگوجا، پمبا و تومباتو که روی آن ها نام های محمد، علی، فاطمه و ... حک شده است نیز علاوه بر تایید حضور مسلمانان، نشان دهنده این واقعیت است که در میان آن ها پیروان اهل البیت(ع) نیز زندگی می کرده اند. (عرب احمدی، 1391، 72).

 

مهاجرت شیرازی ها به تانزانیا

مهاجرت ایرانیان شیرازی بزرگ ترین مهاجرت سازمان یافته مسلمانان به تانزانیا و شرق آفریقا است و استقرار آن ها در جزایر و نواحی ساحلی شرق آفریقا موجب رشد و گسترش اسلام در منطقه گردید. آن ها ده ها مسجد در شهرهای ساحلی و جزایر زنگبار، تانگانیکا، کنیا و سایر کشورها احداث کردند و مردم آن سرزمین مسلمان شدند. در این دوره پانصد ساله ایرانیان و اعراب مسلمان، کنترل تجارت در جنوب شرق آسیا، هند و شرق آفریقا را در دست داشتند و اسلام را در مناطق وسیعی گسترش دادند.

ابن بطوطه سیاح معروف مراکشی که در این دوره به شرق آفریقا سفر کرده است با تاکید بر جو اسلامی حاکم بر جزایر و سواحل شرق آفریقا، از انبوه مساجد و مدارس اسلامی این مناطق یاد می کند. تاریخ نگاران مسلمان به چند تن از فقهای شافعی نیز که در این ایام در زنگبار، کیلوا، مالیندی و سایر شهرهای حکومت شیرازی ها مشغول تبلیغ اسلام بوده اند اشاره می کنند. فرانسیس اگزاویه پرتغالی که در همین روزگار توسط هندی ها اسیر و در مالیندی به بردگی گرفته شد، از تعدد مساجد در این شهر سخن به میان آورده است. در این دوره مدارس و نهادهای قضایی اسلامی نیز از رونق بسیاری برخوردار بودند و نامه ها و مکتوبات به جای مانده از سلاطین شیرازی از جمله سلطان حسن بن سلیمان، مملو از قوانین اسلامی است که به خط فصیح عربی نگاشته شده است. (الهی، 1363، 574).

ورود پرتغالی ها در قرن پانزدهم به شرق آفریقا که با کشتار مسلمانان و تخریب مساجد و مدارس اسلامی همراه بود، در روند گسترش اسلام در تانزانیا تاثیر منفی گذاشت؛ اما پس از بیرون راندن آن ها در قرن هفدهم توسط مسلمانان عمانی بار دیگر زمینه رشد و توسعه اسلام فراهم شد. سلاطین عمانی از زمان حاکمیت سلطان سید سعید بر سواحل و جزایر شرق آفریقا به تدریج در صدد نشر اسلام در سایر مناطق شرق آفریقا به ویژه سرزمین های داخلی برآمدند و با اعزام مبلغان مسلمان به این مناطق نقش مهمی را در گسترش اسلام ایفا کردند. مساجد و مدارس اسلامی متعددی در شهرها و روستاهای تانزانیا احداث نمودند و بسیاری از بومیان به فراگیری علوم و تعالیم اسلامی پرداختند.

بازرگانان مسلمان نیز که برای تجارت به نواحی داخلی تانگانیکا سفر می کردند، با اقامت در سرزمین هایی همچون حاشیه دریاچه ویکتوریا، حوالی دریاچه نیاسا و ایجاد ارتباط با قبایل یااو، نیاموزی و ماتیمه ما به ترویج اسلام در میان بومیان همت گماشتند. البته در کنار این تجار، بازگانان بی رحم و سودجوی برده نیز فعالیت چشم گیری داشتند. آنان با ورود به بخش هایی از مناطق داخلی شرق آفریقا، بسیاری از جوانان را به عنوان برده به اسارت می گرفتند و در بازارهای برده فروشی زنگبار به فروش می رساندند. این بازرگانان به دلیل تجارت سودآور خود به هیچ عنوان علاقه ای به معرفی اسلام به بومیان نداشتند و تنها به منافع خود می اندیشیدند. با این وجود اعمال ننگین تاجران برده که خود مانعی برای گسترش اسلام در مناطق داخلی شرق آفریقا بود، تاثیر چندانی در ورود اسلام به این مناطق نداشت. (عرب احمدی، 1391، 82).

در اواخر قرن نوزدهم میلادی آلمان ها تانگانیکا را به تصرف در آوردند. بسیاری از مسلمانان زنگبار به خدمت آلمانی ها درآمدند و به عنوان کارگزار در سراسر تانگانیکا به کار گرفته شدند. این امر موجب گسترش اسلام در میان بومیان سیاه پوست مناطق داخلی تانگانیکا شد و هم زمان برخی طریقت های صوفیانه نیز در تانگانیکا گسترش یافتند. پس از شکست آلمان ها در جنگ جهانی اول تانگانیکا تحت کنترل انگلستان قرار گرفت. انگلیسی ها برخلاف آلمان ها علاقه چندانی به اعمال حاکمیت مستقیم بر مستعمرات خود را نداشتند و می کوشیدند از طریق حکومت های محلی و روسای قبایل اهداف خود را عملی کنند. به همین دلیل در تانگانیکا از سلاطین عمانی و قبایل بزرگ استفاده می کردند و همین امر راه را برای گسترش اسلام هموار نمود.

در این دوره هیئت های تبشیری کلیساهای مختلف با حمایت انگلیسی ها وارد تانگانیکا شدند و با تاسیس کلیساها و مدارس مسیحی تا حدودی روند گسترش اسلام را در تانگانیکا متوقف کردند. پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز نهضت مردم تانگانیکا و زنگبار برای استقلال، مسلمانان تانزانیا نقش مهمی در جنبش های استقلال طلبانه ایفا کردند. حزب آفروشیرازی که حزب اصلی زنگبار بود به طور کامل در اختیار مسلمانان قرار داشت و بخشی از اعضاء حزب تانو را نیز مسلمانان تشکیل می دادند، هر چند کادر مدیریتی آن بیشتر مسیحی بودند. (عرب احمدی، 1384، 124).

 

مسلمانان تانزانیا در عصر حاضر

در حال حاضر مسلمانان تانزانیا تقریبا در سراسر کشور پراکنده اند، اما نقطه تمرکز آن ها در مناطق ساحلی از شمال تا جنوب تانزانیا و جزیره های واقع در اقیانوس هند است که از نظر جمعیتی بیشترین تراکم را دارند. در یک بررسی کلی می توان گفت مسلمانان در شهرها و روستاهای مجمع الجزایر زنگبار، دارالسلام، کیساوا، ماندرا، روفیجی، امتوارا، نوالا، کیلوا، اوجیجی، لیندی، ناچینگوا، ماساسی، کیگوما، تونداره، امبینگ و سونگیا نسبت به مسیحیان از جمعیت بیشتری برخوردارند.

اکثریت مسلمانان تانزانیا اهل سنت هستند، اما بیشتر مسلمانان بومی از مذهب شافعی و مسلمانان آسیایی از مذهب حنفی پیروی می کنند. قبیله نیاموزی که دومین قبیله بزرگ تانزانیا به شمار می رود، مهم ترین قبیله اسلامی کشور است که بیش از نیمی از جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند. علاوه بر این که جمعیت قابل توجهی از قبیله های زگولا، انگولو، شامبالا، دوئه، رووا، روندی ایرانگی، انیاتورو و نیرامبا نیز مسلمان هستند. قبیله یاتو یکی دیگر از قبایل بزرگ تانزانیا است که هشتاد درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند. طریقت های صوفیانه به ویژه قادریه و شاذلیه پیروانی در تانزانیا دارند و شیعیان نیز بخش دیگری از مسلمانان تانزانیا هستند که عمدتا شیعیان خوجه اثنی عشری و شیعیان بومی را در بر می گیرد. همچنین در حال حاضر حدود 99 درصد از جمعیت زنگبار را پیروان اسلام تشکیل می دهند و شغل اکثر آنان کشاورزی و ماهیگیری است. (عرب احمدی، 1391، 129).

در کنار مسلمانان بومی، اقلیت کوچکی از مسلمانان آسیایی و عرب تبار نیز در تانزانیا زندگی می کنند. اعراب بیشتر در دارالسلام، زنگبار و پمبا و گروه اندکی نیز در کیلوا و باگامویو حضور دارند. آن ها بیشتر به تجارت اشتغال دارند و بخش عمده ای از بازار زنگبار که از مراکز پر رونق تجاری شرق آفریقا به شمار می رود، در دست تاجران عرب است. آن ها در دارالسلام نیز از جایگاه مناسبی برخوردارند و علاوه بر صادرات و واردات کالاهای گوناگون، در برخی از شرکت های بزرگ تجاری نیز سرمایه گذاری می کنند. اعراب زنگبار و دارالسلام دارای مساجد و مراکز آموزشی خاص خود هستند و با کشورهای اسلامی مانند عربستان سعودی، عمان، قطر، امارات متحده عربی و بحرین ارتباطات خوبی دارند. هندی ها دیگر گروه مهم مسلمانان در تانزانیا هستند که عمدتا در اواخر قرن نوزدهم از ایالات گوناگون هندوستان به این کشور مهاجرت کردند. این مسلمانان براساس تعلق خود به مناطقی از هند، آداب و رسوم خاص خود را دارند.

یکی از گروه های مهم آنان، کچی ممون ها هستند که پیشینه آن ها به منطقه کچ هند باز می گردد و از این ایالت به شرق آفریقا مهاجرت کردند. آن ها در قرن نوزدهم عمدتا به دلیل تجارت و فعالیت های دریانوردی وارد شرق آفریقا شدند و نخست در جزیره لامو و سپس در مومباسا و زنگبار اقامت گزیدند. کچی ها پس از اقامت طولانی در تانزانیا هنوز به آداب و رسوم خاص خود وفادارند و جامعه ای بسته به شمار می روند. کچی ها در شهر زنگبار دارای مساجد متعدد و مقبره های قدیمی هستند که به بزرگان و مشایخ آنها تعلق دارد. این جماعت همچنان به رسم دیرین مبتنی بر اشتغال هر یک از دسته های کچی به یک شغل خاص وفادارند و لذا هر یک از دسته جات کچی به شغلی خاص مشغولند که با شغل دسته های دیگر متفاوت است. (همو، 165).

کوکانی ها گروه دیگری از هندی های سنی هستند که در اوایل قرن نوزدهم از منطقه کوکان واقع در ایالت ماهاراشتا به شرق آفریقا مهاجرت کردند. کوکانی ها در قرون میانه مسلمان شدند و بعدها به دریانوردی روی آوردند. در اوایل قرن نوزدهم گروهی از آنها در مومباسا اقامت گزیدند و اولین رهبر آنان حاج کامبی نام داشت. او در یکی از رشته های مهندسی تحصیل کرده بود و در شرکت مکنزی که عهده دار تاسیس راه آهن کنیا بود، کار می کرد. وی پس از بازگشت به هندوستان، کوکانی ها را تشویق به مهاجرت به کنیا کرد. شماری از کوکانی ها به کنیا آمدند و پس از اتمام کار راه آهن، با احداث شرکت های خصوصی در شهرهای گوناگون کنیا و تانزانیا به فعالیت های تجاری پرداختند. کوکانی ها نیز تشکیلات خاص خود را دارند و کمتر با دیگر مسلمانان به ویژه سیاهان مسلمان همراهی نشان می دهند. آن ها از نظر اقتصادی وضعیت مناسبی دارند و در زمره طبقات ثروتمند جامعه به شمار می آیند. (مقدم، 1388، 172).

غیر از هندی ها، شماری پاکستانی سنی مذهب نیز که انگلستان آن ها را در اواخر قرن نوزدهم به شرق آفریقا انتقال داد، در چند شهر بزرگ تانزانیا زندگی می کنند. آن ها در آغاز به عنوان کارگر، فروشنده و منشی در خدمت انگلیسی ها بودند ولی پس از استقلال تانزانیا و بهره گیری از خلاء اقتصادی موجود، جذب مشاغل تجاری گوناگون شدند.  این پاکستانی ها در سایه استعداد خود به جایگاه مناسبی دست یافتند و امروزه مالک بسیاری از شرکت های تجاری، کارخانجات، صرافی ها، بنگاه معاملات ملکی، موسسات صادرات و واردات و مغازه هایی در شهرهای مختلف تانزانیا هستند.

همچنین بلوچ های ایرانی تبار یکی دیگر از اقلیت های مهم مسلمانان تانزانیا به شمار می روند که پیشینه حضور آن ها به دوره قاجار و حکومت سلاطین عمانی بر بخش های مهمی از این کشور برمی گردد؛ اکنون نیز تعداد زیادی از آن ها در تانزانیا زندگی می کنند.

 

منبع: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی» نوشته سید احمد سیدمرادی، ص 99 - 94.