بهائیت، احمدیه و اباضیه در تانزانیا

  • کد خبر: 2459
  • منبع خبر: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی

خلاصه فرقه ضاله بهائیت یکی از اقلیت های مذهبی در تانزانیا است که تاریخ ورود آن ها به این کشور به سال 1951 م بر می گردد. فرقه احمدیه (قادیانیه) یکی دیگر از گروه های مذهبی فعال و منسوب به مسلمانان در تانزانیا است.


فرقه ضاله بهائیت در تانزانیا

فرقه ضاله بهائیت یکی از اقلیت های مذهبی در تانزانیا است که تاریخ ورود آن ها به این کشور به سال 1951 م بر می گردد. در این سال تعدادی از بهائیان ایرانی به رهبری جلال نخجوانی به تانزانیا آمدند و فعالیت این فرقه را در دارالسلام بنیان گذاردند. بهائیان موفق شدند در تانزانیا با شرکت در فعالیت های آموزشی و درمانی، فرقه خود را در میان بومیان گسترش دهند. طبق ادعای آن ها، امروزه نزدیک به یکصد و نود هزار بهائی در سه هزار نقطه تانزانیا زندگی می کنند و بیش از 150 شورای اجرایی محلی در نقاط مختلف این کشور وجود دارد؛ شورای ملی بهائیان تانزانیا در شهر دارالسلام قرار دارد. (سایت بهائی های تانزانیا).

مرکز اصلی آنان در شهر دارالسلام (منطقه اوپانگا پشت بیمارستان رجنسی) و در کنار یکی از مراکز آموزشی بزرگ آقاخان واقع است. ریاست این مرکز بر عهده یک ایرانی به نام هدایتی است که نماینده بهاییان شرق آفریقا هم هست. او با کمک معاون خود (هاشم) که اصالتا ایرانی و به چند زبان زنده دنیا مسلط است، جریان فکری و تبلیغی این فرقه ضاله را مدیریت می کند. مرکز بهایی (Bahai Center) با بهترین شیوه به اعضای خود کامپیوتر، زبان انگلیسی، خیاطی و... آموزش می دهد. این مرکز همه ساله در نمایشگاه های فرهنگی و اقتصادی حضور بسیار پررنگ دارد و برخی اوقات خود را به عنوان نمایندگی ایران معرفی می کند.

جمعیت بهاییان در شرق آفریقا بنا بر آمار غیر رسمی، تقریباً به بیست هزار نفر می رسد و به خاطر نفوذ و جایگاه آنان در حکومت تانزانیا، دولت نیز این فرقه را به عنوان یکی از مذاهب فکری اسلامی اعلام نموده است. آنان علاوه بر این که می توانند افکار خود را تبلیغ کنند، حق مشارکت در نشست های بین ادیان و مذاهب را نیز دارند. چند سالی است از سوی سفارت آلمان، نشست هایی تحت عنوان صلح و سازش بین ادیان و مذاهب در تانزانیا برگزار می شود که بهائی ها مشارکت بسیار فعّالی در این همایش دارند و در دو دوره نیز به عنوان رئیس این مجموعه انتخاب شدند. قدر مسلم این که با حضور طولانی آنان در این کشور و هزینه های زیاد در راه تبلیغ بهائیت، نتوانسته اند موفقیت چندانی کسب نمایند. (شاهدی، 1395، 91).

 

پیشینه تاریخی فرقه احمدیه

احمدیه (قادیانیه) فرقه ای مذهبی است که در قرن نوزدهم میلادی توسط میرزا غلام احمد قادیانی تأسیس شد. او از بازماندگان امير برلاس عموى امير تيمور گورگانى است؛ هنگامى كه امير تيمور ايالت كش را كه در تحت حكومت عمويش بود به تصرف خويش در آورد، اين خاندان به خراسان مهاجرت كردند و تا اواخر قرن دهم هجرى يا 16 ميلادى در خراسان بسر بردند. سپس آن سرزمين را ترك گفتند و به هندوستان رفتند و در حوزۀ رود بپاس منزل نمودند. رئيس اين خانواده کسی به نام هادى بيك بود و در نزديكى آن رودخانه، دهكده‌اى به نام اسلامپور (اسلام شهر) بنا نهاد.

غلام احمد در حدود سال 1839 م در دهکده ای کوچک بنام قادیان در استان پنجاب هند متولد شد و ظاهرا حرفه پدرش طبابت بود. غلام احمد پس از تحصيلات اسلامى وارد خدمت دولت انگليس شد و از سال 1860 تا 1865 م در شهر سيالكوت مشغول كار بود. سپس از خدمت دولتى كناره گرفت و در زادگاه خود قاديان گوشه‌گيرى اختيار كرد و در حدود چهل سالگى (1880 م) كتاب مذهبى خود را به نام «براهين احمديه» منتشر نمود. در حدود پنجاه سالگى به دعوت بشارت خود پرداخت و ادعا كرد كه از جانب خدا به او وحى مى‌رسد و اجازه دارد بيعت بپذيرد. او در سال 1904 م خود را مسيح و مهدى موعود و تاراكريشنا خواند. (مشکور، 1368، 38).

میرزا غلام در ابتدا خود را مسیح خواند و سپس ادعای مهدویت نمود و سرانجام ادعای نبوت کرد و اعلام کرد که آخرین پیامبر جهان است که مسلمانان، مسیحیان، هندویان و زرتشتیان در انتظار او بودند. گفته های او در باب رسالتش در کتاب براهین احمدیه موجود است. ادعای میرزا غلام احمد با مخالفت مسلمانان هندوستان اعم از شیعه و سنی مواجه شد، ولی گروهی از مسلمانان که شیفته سخنان جذاب و سحرآمیز میرزا شده بودند دور وی گرد آمدند و فرقه قادیانیه یا احمدیه را تشکیل دادند.

پس از مرگ غلام احمد بین پیروان وی اختلاف افتاد و آنها به دو گروه تقسیم شدند. اکثر پیروان او در قادیان ماندند و به مؤسس خود ابراز وفاداری کردند که این جمعیت را جماعت قادیانیه و یا احمدیه و یا میرزاییه می نامند. این فرقه به نبوت غلام احمد معتقدند و قیامت به گونه اسلامی آن را قبول دارند. جمعیت مزبور پس از استقلال پاکستان مرکز خود را از قادیان به محلی نزدیک لاهور منتقل کردند و آنجا را ربوه نامیدند .هم اکنون تعداد پیروان این فرقه بالغ بر چهار میلیون نفر است.

دسته دیگر از پیروان غلام احمد که گروه اندکی را تشکیل می دهند، انجمنی به نام انجمن اسلامی احمدیه را در لاهور تشکیل دادند و به لاهوری ها شهرت یافتند. این گروه غلام احمد را پیامبر نمی دانند بلکه به عنوان مصلحی که اقدام به زدودن برخی از خرافات از دامن اسلام نمود، اعتقاددارند. لاهوری ها خود را همانند سایر مسلمانان می دانند و به تمامی امور و مسائلی که در اسلام حلال و حرام اعلام گردیده است، اعتقاددارند.

پیروان فرقه احمدیه در بیش از 120 کشور جهان فعالیت دارند و سعی می کنند خود را گروهی اسلامی معرفی نمایند و در این راستا فعالیت گسترده ای را در سطح جهان آغاز کرده اند. این اقدامات به ویژه در قاره آفریقا با صرف هزینه های بسیار و تلاش فراوان در گسترش عقاید احمدیه همراه است. مبلغان قادیانیه هم اکنون از فعال ترین میسیونرهای دینی جهان بخصوص در کشورهای آفریقایی به حساب می آیند. احمدی ها در پاکستان نفوذ زیادی دارند ولی طی چند سال گذشته و از زمانی که گروه زیادی از علمای مسلمان این کشور مصرانه از دولت پاکستان خواستند تا فعالیت های مذهبی آنان را محدود سازد، تا حدودی از دامنه نفوذ آنان در این کشور کاسته شده است. (شاهدی، 1395، 86).

 

فرقه احمدیه در تانزانیا

فرقه احمدیه (قادیانیه) یکی دیگر از گروه های مذهبی فعال و منسوب به مسلمانان در تانزانیا است. طبق منابع این فرقه، سابقه حضور آنها در تانزانیا به سال 1923 م باز می گردد که یکی از پیروان احمدیه برای خدمت به سلطان زنگبار به این جزیره آمد. طی توافقنامه کنفرانس 1884 برلین، کشورهای کنیا و اوگاندا تحت الحمایه بریتانیا و تانگانیکا (تانزانیای کنونی) تحت الحمایه آلمان قرار گرفتند و طبق یکی از مفاد آن، تجارت برده متوقف شد؛ این برده های سیاه پوست محموله های عاج فیل را برای اربابان خود از مناطق داخلی به مناطق ساحلی شرق آفریقا حمل می کردند. درپی این تصمیم، جستجوی یک شیوه جایگزین برای حمل عاج، به ایده احداث خط راه آهن از مومباسا در کنیا به کامپالا در اوگاندا انجامید. سپس آگهی استخدام افراد واجد شرایط و آموزش دیده برای کار در راه آهن شرق آفریقا، در روزنامه های سراسر مستعمرات بریتانیا به چاپ رسید و پیروان احمدیه جزو کسانی بودند که به این آگهی پاسخ مثبت دادند و به عنوان کارمند دفتری، طبیب، حسابدار، مهندس و لوکوموتیوران به این مناطق آمدند، اما در کنار آن، تبلیغ و نشر فرقه خود را از یاد نبردند.  

در سال 1896 م دو نفر از پیروان احمدیه به نام های منشی محمد افضل صاحب و میرزا عبدالله صاحب، اولین پیروان احمدیه بودند که به شرق آفریقا آمدند. بعد شخصی به نام محمد اسماعیل گیریانوی به آنها گروید؛ او یک پزشک ارتشی بود که برای کمک به سلطان زنگبار (که از سوی اعضای خانواده اش بسیار احساس خطر می کرد) فرا خوانده شد. این سه نفر گروهی صمیمی را تشکیل دادند و در سال 1930 مسجدی در نایروبی ساختند و در سال 1923 نیز نشریه "البلاغ" را به چاپ رساندند.

طبیعت شغل این احمدی ها، به آنها اجازه نمی داد که برای مدت طولانی در یک مکان بمانند و مجبور بودند به نقاط مختلف بروند. آنان در این جابجایی ها گرچه به وعظ و تبلیغ می پرداختند و تعدادی را هم جذب مذهب خود می نمودند؛ اما از آنجا که در یک مکان ماندگار نمی شدند، آموزه های احمدیه در ذهن کسانی که به احمدیه می گرویدند، نهادینه نمی شد و گاه تعلیمات فرقه را ترک می کردند.  این وضعیت، آنها را واداشت تا برای یافتن روشی مناسب جهت حفظ اعتقادات و تجدید عهد و پیمان نو احمدی ها چاره ای بیندیشند و صلاح را در این دیدندکه از دفتر مرکزی سابق جماعت احمدی های جهان واقع در قادیان هند در این خصوص کمک بخواهند.

این درخواست با آغاز طرح نو "تحریک جدید" مصادف شد که با هدف گسترش فرقه احمدیه در چهار گوشه دنیا طراحی شده بود. این طرح در سال 1934 و در پاسخ به موج گسترده مخالفت ها با این فرقه، توسط میرزا بشیرالدین، خلیفه دوم احمدیه اجرا شد. میرزا بشیرالدین با گماردن شیخ مبارک احمد (متولد دهم اکتبر 1910)، به عنوان اولین امیر جماعت احمدیه در شرق آفریقا، به درخواست مبلغان منطقه پاسخ مثبت داد. (سایت احمدیه تانزانیا).

 

اولین پیروان فرقه احمدیه

طبق منابع احمدیه، اولین تانزانیایی که به این فرقه پیوست، آقای سلیمان کاگونجو اهل بوکوبا بود. او که به امید شغل بهتر از بوکوبا به شهر تابورا آمده بود، در این شهر با شیخ مبارک احمد ملاقات نمود و کیش احمدیه را پذیرفت. کاگونجو شغلی یافت و مشغول به کار شد و ثروت خوبی اندوخت و بعد از چندی به زادگاه خود بازگشت. در آنجا، او به خاطر آیینی که برگزیده بود، با مخالفت هایی از سوی دیگر مسلمانان مواجه شد، اما مقاومت کرد و نامش در شهر بر سر زبان ها افتاد. کاگونجو، سال های زیادی تنها زندگی کرد تا اینکه شیخ کالوتا امری عابدی به دیدارش رفت و با هم به یک سفر تبلیغی رفتند. وقتی کاگونجو درگذشت، اهالی روستا از دفن کردن او اجتناب نمودند و معلوم نگردید چگونه و کجا به خاک سپرده شد.  

همچنین در میان اولین کسانی که در این منطقه به مذهب احمدیه پیوستند، می توان از دو معلم نام برد؛ یکی معلمی دورگه بنام نجیم که علوم مذهبی و علوم آکادمیک، هردو را به خوبی آموخته بود و دیگری معلمی به نام سودی کامبی بود. شیخ مبارک احمد هر دوی آنها را به خدمت گرفت تا به او در ترجمه جزوات و کتب کمک نمایند. افراد دیگری که جزو اولین پیروان جماعت احمدیه محسوب می شوند عبارتند از: مزی همسین، مزی کامبولایا، مزی امری کوویامبا و شیخ صالح مبارکوکاپیلیما (مزی در زبان سواحیلی به معنی پیر، شیخ، و مهتر است). میرزا بشیرالدین خلیفه دوم در مقدمه ای که بر نخستین ترجمه قرآن کریم به زبان سواحیلی نوشته، می گوید: آفریقا از آنجا که نقش بزرگی در پذیرفتن نو احمدی ها و پناه دادن به آنان از خود نشان داد، مکانی قابل احترام است.

نخستین مدرسه اسلامی به نام مدرسه مسلمانان احمدیه نیز توسط این فرقه ساخته شد. این مدرسه به مدت دو سال دایر و مشغول به فعالیت بود، اما به دلیل مخالفت دیگر مسلمانان، تعداد شاگردان به حد نصاب نمی رسید و متعاقبا تعطیل می شد. سپس عرصه بر احمدیه در تانزانیا تنگ شد و پیروان آن با مخالفت و دشمنی دیگر مسلمانان مواجه شدند. گاه اموال و خانه هایشان راآتش زدند، زوج ها را مجبور به طلاق کردند و اجازه نداشتند که در مساجد دیگر مذاهب اسلامی نماز بخوانند.

در دهه 1950 روستاهای روسنده و نیپارا که مذهب احمدیه در آنها توسط شیخ صالح مبارکوکاپیلیما رواج پیدا کرده بود، شاهد درگیری و تشکیل پرونده قضایی بود. یک روحانی مسلمان از منطقه ساحلی روفیجی، اعلام کرده بود که احمدی ها مسلمان نیستند و خواهران و دختران کسانی که پیش از این با آن ها ازدواج نموده اند، باید از خانه هاشان بیرون انداخته شوند و در صورت امکان از روستاهای این منطقه تبعید شوند.

قرار شد که مامور ایالتی به نام جان یانگ، که اداره این دو روستا به دست او بود، طی یک جلسه دادرسی به اظهارات طرفین گوش فرا دهد.  شیخ کالوتا امری عابدی به نمایندگی از احمدی ها و شیخ حماد بن مسعود جنگو به نیابت از طرف دیگر، در این دادگاه محلی حضور یافتند. مامور ایالتی بعد از استماع اظهارات طرفین، حکم داد که با بودن احمدی ها در روستاهای روسنده و نیپارا مخالفتی ندارد و آنها می توانند بمانند و در کنار همسرانشان زندگی کنند و به این ترتیب پرونده بسته شد.  اما احمدی ها تصمیم گرفتند به روستایی دیگر بنام مکونگو نقل مکان نمایند. پس از این بود که تبلیغ و گسترش احمدیه در روستاها، سرلوحه فعالیت جماعت احمدیه قرار گرفت.

 به موازات پیشرفت کارها، به مبلغین بیشتری نیاز بود، لذا شیخ مبارک درخواست نیروی کمکی نمود و اولین نیروهای کمکی جهت تبلیغ شامل: مولانا شیخ محمد منور، شیخ عنایت الله احمد، شیخ ولی الله شاه، شیخ جلال الدین قمر، شیخ فضل الله بشیری، شیخ حافظ سلیمان، شیخ عبدالکریم شارما و شیخ جمیل الرحمن رفیق می شوند.

بعد از این که شرق افریقا در جریان استقلال به سه کشور کنیا، اوگاندا و تانزانیا تقسیم شد، در اول ماه می سال 1961، مایولوی محمد منور به عنوان مسئول تبلیغات فرقه برگزیده شد و تحت ریاست او شعبه های متعددی در کشور افتتاح گردید. موعظه و تبلیغ به سرعت افزایش یافت و شعبه هایی در شهرهای متاما جنگوانی واقع در منطقه لیندی، مکونگو، مروگورو، دودوما، موانزا، بوکوبا و ماچامه در منطقه کلیمانجارو دایر گردید.  معلمانی که در امر تبلیغ دخیل بودند، عبارتند از: داود شو، شبان شو، حسن محامد، عبدالعمران کوکا، عبدالله علی نگامباگه و ابراهیم رجب مکوگاس. (همان).

 

احمدیه در جزیره زنگبار

مجمع الجزایر زنگبار متشکل از جزیره پمبا، جزیره اونگوجا (زنگبار) و چند جزیره کوچک مرتبط دیگر است. این مجمع الجزایر، قسمتی از جمهوری متحده تانزانیاست؛ اما از نظر اداری و اجرایی، در مواردی که خارج از شمول توافق اتحادیه است، به صورت خود مختار اداره می گردد. حدود 95 درصد جمعیت زنگبار مسلمان اند و از اینرو از جمله مکان های ترویج اسلام در منطقه بشمار می رود.

 پیام احمدیه در زمان میرزا بشیرالدین خلیفه دوم آن ها به آگاهی سلطان وقت زنگبار رسید. سلطان مایل بود که پسر خود را برای مطالعه و تحقیق به قادیان بفرستد، اما با مخالفت و اتحاد شیوخ و علمای محلی زنگبار مواجه شد و از این تصمیم منصرف شد.

 یکی از این علماء شیخ صالح عبدالله الفارسی بود که بعد از ترجمه قرآن به زبان سواحیلی توسط جماعت احمدیه، با قصد مخالفت، قرآن را به زبان سواحیلی ترجمه نمود. همچنین نشر کتابی از او با عنوان "تفسیر غلط قادیانی ها"، شیخ کالوتا امری عابدی را واداشت تا کتاب "تغییر و تبدیل تفسیر قرآن" را بنویسد.

سال ها آثار و کتب جماعت احمدیه در زنگبار دست به دست می چرخید، اما گویا کسی جرئت نداشت که به سلک پیروان این فرقه در آید. اولین زنگباری هایی که به احمدیه پیوستند چهار کارمند بودند به نام های: مبوانا سیدی یک نیروی امنیتی، شیبو کندو افسر ارتش، سیدی مگروا کارمند ارشد در بانک تانزانیا و عمر روا؛ این چهار نفر از سرزمین اصلی به زنگبار منتقل شده بودند. آقای امه حاجی که در بندر دارالسلام مشغول به کار بود، اولین زنگباری شناخته می شود که به جماعت احمدیه پیوست و زمانی که در زنگبار زندگی می کرد، برادرش احمد حاجی نیز تحت تاثیر او، پیرو فرقه احمدیه شد.  

بعدها تعدادی از جوانان زنگباری با پیروی از احمدی های تانگانیکا، به این فرقه ملحق شدند. به عنوان مثال می توان در میان زنگباری ها به نام های علی خمیس جمعه، خانم بیمکوبوا کمبو، سیدی عثمان، عامری محمود خیری و خواهرش بیواهیدا اشاره نمود. همچنین عبدالرحمن محمد آمه که عمر خود را وقف تبلیغ فرقه کرد و دو دوره به دبیر کلی جماعت رسید نیز در بین این افراد زنگباری قرار دارد.

 با این وجود حکومت زنگبار هنوز مجوز ثبت رسمی جماعت را نداده است و در حال حاضر تشکیلات سازمان یافته ای در زنگبار فعالیت می کند که بیش از پنجاه عضو دارد؛ به علاوه تعدادی عضو دیگر که در جزیره پمبا پراکنده اند.  تلاش هایی نیز برای تملک مکانی دائم جهت ایجاد مسجد در شرف انجام است که گامی مهم برای تبلیغ فرقه احمدیه در زنگبار خواهد بود.

در سال 1936 م در مدت اقامت کوتاه شیخ مبارک احمد در مومباسا، ایده نقل مکان جماعت به شهر تابورا شکل گرفت. این نقل و انتقال چند دلیل داشت: اولا تابورا مرکز مسیحیان از فرقه های مختلف بود و (بر خلاف مسلمانان،) مسیحیان با حضور دیگر فرق و مذاهب مشکلی نداشتند و لذا به راحتی می توانستند تبلیغ کنند و به جذب طرفداران به پردازند.  مضاف بر این که بهترین دبیرستان کشور و کالج دینی باسابقه کشیشان کیپالاپالا نیز در این شهر قرار داشت؛ کیپالاپالا منطقه ای در نزدیکی تابورا در تانزانیا است. این محل در حدود سال 1891 مرکز تبلیغی پدرروحانی های سپید پوش بود و در حال حاضر چندین موسسه کاتولیک از جمله یک مدرسه علوم دینی و یک صومعه در آن قرار دارند. از این روی، این منطقه می توانست بهترین محل برای بحث و جدل های دینی و عقیدتی باشد و گذشت زمان صحت نظر شیخ مبارک را تائید نمود.

همچنین شیخ مبارک احمد، در سال 1936، نخستین نشریه احمدیه را در کشور راه اندازی نمود و نام آن را  "مپنزی یامونگو" گذاشت. توضیح این که جامعه روحانیت مسیحی تابورا، برگه هایی منتشر کرده بودند که می گفت: تنها خون عیسی مسیح (علیه السلام) می تواند ناجی انسان باشد. شیخ مبارک احمد این گفته را به صراحت رد کرد و گفت که تنها راه نجات بشر، عشق به خداست و "مپنزی یامونگو" به زبان سواحیلی یعنی عشق به خدا.  این روزنامه مطالبی در باره: تعالیم اسلامی، رد شبهات بی پایه و اساس بر علیه پیامبر منتشر می کرد و عموم مردم را به استقلال طلبی و حمایت از توسعه و نشر زبان سواحیلی و رسمیت آن فرا می خواند.

در دبیرستان پسرانه تابورا که شیخ مبارک احمد علوم اسلامی را به عنوان یک موضوع درسی در آن تدریس می کرد، خطابه ها و تبلیغات بسیاری صورت گرفت و طبق ادعای فرقه، جولیوس کامبارگه نایرره نخستین رئیس جمهور تانزانیا نیز جزو دانش آموزانی بود که در کلاس های او حضور می یافت.

موفق ترین مورد جذب پیروان، گرایش کالوتا امری عابدی بود که در سال1937، جذب تعالیم شیخ مبارک احمد شد، بعد به جماعت احمدیه پیوست و با شور و اشتیاق به شیخ مبارک احمد در بسیاری از فعالیت های تبلیغی کمک نمود. (سایت احمدیه تانزانیا).

 

جشن صد سالگی احمدیه در تانزانیا

جماعت احمدیه تانزانیا در سال 1989، صد سالگی خود را در تانزانیا جشن گرفت و به همین مناسبت، نمایشگاه کتابی برگزار نمود و ویژه نامه ای از روزنامه "عشق به خدا" را منتشر کرد. همچنین در شعبه های فرقه در سراسر کشور با نوشیدنی و غذا از میهمانان استقبال و پذیرایی شد و تیشرت های خاصی نیز تهیه و بین اعضای جماعت تقسیم شد؛ مراسم تحت پوشش گسترده رسانه های خبری کشور قرار گرفت.

در 21 اکتبر سال 2005 نیز جشن صد سالگی خلافت احمدیه در کشور برگزار شد و امیر جماعت در تانزانیا، افراد زیر را به عنوان اعضای کمیته ملی صد سالگی خلافت احمدیه در نظر گرفت: علی سعید موسی امیر کُل، مولانا فیض احمد  مسئول تبلیغات، عبدالرحمن آمی دبیرکل، محمود موبیرو مسئول آموزش و پرورش، سرگرد بازنشسته عبدالرحمن نگومبوی مسئول ضیافت ها، امیر کالوتا رئیس دپارتمان "وقف نو".  عبدالله کامبو رئیس سمعی بصری، عبدالله مبانگا رئیس مجلس خدام الاحمدیه، (یکی از پنج تشکیلات فرعی احمدیه است که در سال 1938 توسط بشیرالدین خلیفه دوم احمدیه بنا نهاده شد و ویژه افراد 15 تا 40 ساله است. در برخی کشورهای انگلیسی زبان نیز، به نام جمعیت جوانان مسلمانان احمدیه خوانده می شود).

هر سال در دفتر مرکزی احمدیه در تانزانیا که در کیونگا دارالسلام واقع است، برنامه های نمازشب برگزار می گردد و گاه به مناسبت جشن میهمانان به هتلی دعوت می شوند. مسابقات فوتبال، برنامه اهدا خون، نمایشگاه کتاب از دیگر برنامه های جماعت احمدیه در تانزانیا است و سالگرد خلافت احمدیه تحت پوشش وسیع رسانه ها قرار می گیرد و روزنامه ها این جشن را گزارش می کنند. (همان).

جمعیت احمدیه در تانزانیا مشخص نیست ولی در هر صورت نسبت به دیگر فرقه های مهاجر به این کشور کمتر هستند. آن ها برای تبلیغ افکار خود در بین مسلمانان تلاش زیادی دارند و عمده فعالیت های آنان عبارتند از: پروژه های فرهنگی تبلیغی از قبیل احداث مساجد و مراکز بهداشتی و چاپ کتب مختلف. احمدی ها در چند شهر این کشور از جمله دارالسلام مسجد دارند.

 

اباضیه (خوارج)

یکی از فرقه های مذهبی قدیمی که به کشور تانزانیا ورود پیدا کرد، فرقه أباضیه است.  مؤسس مذهب اباضیه، عبدالله بن اباض تمیمی است که تاریخ ولادت و وفات او روشن نیست، ولی مشهور این است که با معاویه بن ابی سفیان معاصر بود و در اواخر دوره حکومت عبدالملک مروان از دنیا رفت.  

عده ای از محققان اباضیه، نسبت مذهب خود به عبدالله اباض را نفی نمی کنند ولی انتصاب آن را به جابر بن زید (عبدالله شعثی) ترجیح می دهند و بر این باورند که عبدالله بن زید در آراء و اعمال خود طبق فتاوای جابر تصمیم می گرفته است.  نویسنده کتاب دراسة فی الفکر الأباضی می گوید که حکومت اباضیه در آغاز یک حرکت علمی (کلامی و فقهی) نبود، بلکه یک حرکت سیاسی مذهبی بود که پس از ماجرای حکمیت شکل گرفت و با حکومت اموی موضعی خصمانه داشت. رهبر این حرکت را عبدالله بن اباض بر عهده داشت و جابر بن زید فقط از نظر فکری برجسته و معروف بود نه از نظر سیاسی. آنگاه که حرکت اباضیه شکل یک مذهب به خود گرفت، جابر بن زید روش سیاسی عبدالله را تأیید کرد و به عنوان رهبر دینی اباضیه شناخته شد.

اباضی های تانزانیا گروهی از مسلمانان عمانی الاصل هستند که همزمان با ورود اسلام به این منطقه آمدند. آنان در اوایل حضور خود در این منطقه همچون دیگر مهاجران آسیایی به طور منزوی زندگی می کردند و در طول حکومت چند صدساله خود در زنگبار و برخی از مناطق شرق آفریقا، از تبلیغ افکار خود اجتناب می کردند و با آفریقایی ها اختلاط و ازدواج نداشتند. در سال 1963 م انقلاب زنگبار رخ داد و منجر به قتل عام اباضی ها گردید، هزاران نفر از آنان کشته شدند و تعداد زیادی نیز به عمان مهاجرت کردند.

پس از بازگشت آرامش به جزیره، آنان دوباره به تبلیغ عقاید خود پرداختند و تا حدودی در اختلاط با مردم بومی تلاش کردند. همچنین اقدام به بازگشایی مدارس دینی نمودند و برخی از خدمات انسانی را به آفریقایی ها ارائه دادند. در حال حاضر اباضی ها با تقویت کادرهای محلی و فرستادن جوانان مسلمان به عمان، آنان را در مسائل فکری و اصول و عقاید این مذهب تعلیم می دهند و سپس در بخش های مختلف شرق آفریقا جهت تبلیغ فکر اباضی به کار می گیرند. اما باید گفت اباضی ها هرچند که در این رابطه مبالغ زیادی هزینه می کنند و مراکز متعددی را اداره می نمایند، ولی طرفداران چندانی در بین بومی های تانزانیا ندارند. (شاهدی، 1395، 88).

 

منبع: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی» نوشته سید احمد سیدمرادی، ص 109- 100.