بلال حبشی مقرّب خورشید نبوت نبی‌اکرم«ص»(بخش دوم)

  • کد خبر: 2496
  • منبع خبر: ماهنامه پاسدار اسلام

خلاصه در سال اول هجرت، دستور اذان از ناحیه خداوند متعال توسط پیک وحی، جبرئیل امین صادر گردید.


اولین مؤذّن در تاریخ اسلام

در همان روزهای آغازی حضور پیامبر در مدینه، به منظور تحکیم رشته‌های پیوند و اتحاد و انسجام میان جامعه اسلامی، عقد اخوت توسط رسول اکرم«ص» میان مسلمانان منعقد گردید، بلال حبشی با ابوروحیه خثعمی پیمان برادری برقرار ساخت، اما اینکه برخی مؤلفان معاصر نوشته‌اند، با عبیده بن حارث بن عبدالمطلب یا ابوذرغفاری عقد اخوت بسته شد نباید درست باشد، زیرا این پیمان معمولاً بین مهاجران و انصار منعقد می‌گردید، بلال را در زمره اهل صفه نیز برشمرده‌اند.(۹)

در سال اول هجرت، دستور اذان از ناحیه خداوند متعال توسط پیک وحی، جبرئیل امین صادر گردید. در آن هنگام سر مبارک رسول اکرم«ص» بر روی دامن حضرت علی«ع» قرار گرفته و آن نبی مکرم در حال استراحت بود که فرشته وحی نازل گردید و عبارات اذان را در حالتی که پیامبر خواب بود به ایشان الهام نمود و آموزش داد. وقتی حضرت از خواب بیدار شد، از امیرمؤمنان«ع» خواست بلال را احضار کند و جملات اذان را به وی تعلیم دهد. مولای پرهیزگاران هم چنین کرد و بدین‌گونه بلال مؤذن رسمی رسول خدا«ص» گردید و بنابراین منشأ اذان‌گویی، کلام وحی و فرمان الهی است نه اینکه اذان براساس خواب عبدالله بن زید متداول گردیده باشد و با پیامبر بعد از مشورت با یارانش به این نظر رسیده باشد که موقع فرارسیدن وقت نماز، باید اذان گفته شود.(۱۰)

براساس روایات معتبر، پیامبر بعد از دریافت فرمان وحی که حضرت علی«ع» هم از آن باخبر گردید، موظف گشت این سرود فرحزای توحید را توسط بلال در میان مسلمانان منتشر سازد و بلال با فرا گرفتن این بانک ملکوتی از مولای متقیان، برای اولین‌بار اذان را در فضای شهر مدینه انتشار داد و آن را به گوش اهالی این دیار رسانید. باید به این نکته توجه داشت که گزینش این سیاه حبشی برای اذان‌گویی صرفاً بر اثر صدای رسا، آهنگ خوش و لحن خوب وی نبوده است و دلیل اصلی چنین انتخابی، محبوبیت او نزد پیامبر و فداکاری خالصانه‌ این مسلمان آفریقایی در راه احیای حق و حقیقت بود.

پیامبر اذان گفتن وی را بر اذان خوش‌صداترین افراد ترجیح داد و از همان وقت مقام و موقعیت و شهرت بلال در میان مسلمانان ارتقا یافت. یک بار مقارن با ماه مبارک رمضان، هنگام سحر، مردی بعد از اذان‌گوی عمروبن مکتوم که نابینا و از اصحاب رسول خدا«ص» بود، نزد خاتم انبیاء آمد و مشاهده کرد حضرت مشغول خوردن سحری است و آن جناب وی را به غذا خوردن دعوت نمود، وی عرض کرد مؤذن اذان گفته است، حضرت فرمود: اذان ابن‌مکتوب اعتباری ندارد، هنگامی که بلال اذان گفت از غذا خوردن در سحر امتناع کنید، متأسفانه عده‌ای عامدانه یا جاهلانه این موضوع را به صورت معکوس جلوه داده‌اند و درباره بلال غرض‌ورزی نموده‌اند.(۱۱)

بنابراین بلال علاوه بر صلاحیت اخلاقی، در وقت‌شناسی تبحر داشت و در آن روزگارانی که هنوز ساعت و وسایل زمان‌سنجی اختراع نگردیده بود، وقتی وی به آسمان و ستارگان می‌نگریست، وقت دقیق را تشخیص می‌داد. او در تمامی فصول سال، سحرگاهان به جانب مسجدالنبی می‌آمد و کنار دیوار می‌نشست، لحظاتی به آسمان شفاف و پرستاره مدینه می‌نگریست و به عظمت هستی اندیشه می‌نمود، چون سپیده صبح از کرانه خاور طلوع می‌کرد، قبل از آن که اذان بگوید از ژرفای دل با خدای خویش به راز و نیاز می‌پرداخت و می‌گفت: «پروردگارا تنها تو را سپاس می‌گویم و می‌ستایم و از تو کمک می‌خواهم، مرا در راه گسترش آیین پاک اسلام یاری فرما.»(۱۲)

او نه تنها با زبانش، بلکه با تمام وجود و اعضا و جوارحش اذان می‌گفت و کلمه توحید، هویت و ماهیت او را تشکیل می‌داد. وقتی اذان می‌گفت پیامبر مشتاق عبادت و پرستش خداوند می‌گردید و می‌فرمود: راحنی یا بلال، زود راحتم کن تا به نماز بایستم. او مؤذنی نبود که صرفاً اذان بگوید بلکه در عرصه جهاد و دفاع چون سلحشوری جان بر کف حضوری فعال داشت و در غزوات گوناگون از خود دلاوری‌های تحسین‌برانگیزی نشان داد.(۱۳)

وقتی فریاد فرحزای توحید از حلقوم بلال در فضای مدینه طنین‌انداز می‌گردید، روح مسلمانان را به پرواز درمی‌آورد و آنان را با شور و هیجانات فراوانی برای برپایی نمازجماعت به مسجد می‌کشانید تا به امامت رسول اکرم(ص) نماز را اقامه نمایند.(۱۴)

به هنگام فتح مکه، وقتی پیامبر و مسلمانان وارد مسجدالحرام گردیدند، بلال به فرمان پیامبر کلید کعبه را از عثمان بن طلحه گرفت و درب آن را گشود. حضرت محمد«ص» به همراه علی«ع» به درون کعبه رفته مشغول درهم شکستن بت‌ها گردیدند. آنگاه رسول اکرم«ص» به بلال فرمود: برو بر بام کعبه و اذان بگو. رجال مشرک که خواری و حقارت خویش را با مشاهده در هم کوبیدن بت‌ها می‌دیدند، ناگهان مشاهده می‌نمایند که آن برده سیاه، نفی خدایان باطل آنان را اعلام می‌دارد. چون بلال به جای اشهد، اسهد می‌گفت، گروهی از منافقان و دشمنان، زبان به اعتراض گشودند و این وضع برای مسلمانان ناگوار گردید و درخواست‌شان این بود که دیگر بلال اذان نگوید. دل بلال شکست و محزون گردید. در این میان پیک وحی بر رسول خدا«ص» نازل گشت و عرض کرد: «خداوند می‌فرماید کسی جز بلال مأذون به اذان گفتن بر بام کعبه نمی‌باشد.»(۱۵)

 

از منظر قرآن و حدیث

مخالفان که یارای ایستادگی در برابر سپاه توحید را نداشتند، به گوشه‌ای خزیده و مدام به منفی‌گویی، شایعه‌پردازی و ایجاد مسایل حاشیه‌ای می‌پرداختند. غالب آنان این پرسش را مطرح می‌کردند که چرا اسلام به بردگان، سیاهان و مستمندانی چون بلال این‌گونه احترام می‌گذارد. سروش غیبی در پاسخ به آنان این آیه را به صورت پیامی درخشان برای همه انسان‌ها فرود آورد و پیامبر آن را در جمع مردم تلاوت فرمود:(۱۶) «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر او انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم؛(۱۷) ای مردم! شما را از مرد و زنی خلق کردم و شما را به صورت جماعات و قبیله‌هایی درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید. به درستی که گرامی‌ترین شما نزد خداوند، پرهیزگارترین شماست».

شگفت آنکه این آیه جاوید که در تمامی اعصار و قرون مصداق پیدا می‌کند، در شأن بلال حبشی نازل گردید.

دو تن از اشراف قبیله‌ «موضر» که به ظاهر اسلام آورده بودند تا از این راه شهرتی کسب کنند، آرزو داشتند در کنار پیامبر بنشینند تا مردم به برتری آنان پی ببرند، لکن وقتی وارد محفل نورانی و معنوی رسول اکرم«ص» گردیدند، بلال، صهیب، عمار، خُباب، و گروهی از فقرا را در آنجا دیدند و از این وضع احساس حقارت کردند، زیرا راضی نبودند با فرودستان و بردگان در یک جلسه بنشینند، به همین دلیل از خاتم رسولان خدا خواستند آنان را از پیرامون خویش دور کند! ناگهان آیه‌ای نازل گردید: «ولا تطرد الذین یدعون ربهم بالغداوه و العشی یریدون وجهه؛(۱۸) کسانی را که صبحگاهان و شامگاهان پروردگار خویش را می‌خوانند و خواستار خشنودی او هستند طرد مکن.»

شعف و شادی بلال را فراگرفت و روانش آرامش یافت و چنان به پیامبر«ص» نزدیک شد که زانویش مماس زانو مبارک محبوبش قرار گرفت. پیامبر«ص» با همان یاران نشست. چون خواست بلال و امثال او را ترک نماید، این آیه فروفرستاده شد: «واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالعداوه و العشی یریدون وجهه؛(۱۹) و همراه با کسانی که هر صبح و شام خدای خویش را می‌خوانند،‌ خشنودی او را خواستارند، خود را به صبر وادار، از آن پس هنگامی که پیامبر می‌خواست برخیزد، آنقدر صبر می‌نمود تا بلال و یارانش بلند شوند.(۲۰)

در روایات آمده است: «بلال نزد ائمه هدی، اهل‌بیت نبی‌اکرم«ص» و اصحاب پیامبر و امامان معصوم از پایگاهی رفیع برخوردار است. او از جمله اصحاب پیامبر و از سابقان در اسلام است و در دیوان منسوب به امیرمؤمنان در ابیاتی از بلال و اذان‌گویی او یاد شده است».(۲۱)

او به حضرت علی«ع» ارادت ویژه‌ای داشت و در این راه سختی‌ها و تلخ‌کامی‌های زیادی را تحمل کرد. در منابع اهل‌سنت و شیعه احادیثی از رسول اکرم«ص» نقل گردیده است که راوی آنها بلال است.(۲۲)

زمان رحلت بلال را سال‌های ۱۸، ۲۰ و ۲۱ هجری در شصت و اند سالگی به مرگ طبیعی یا بر اثر طاعون ذکر نموده‌اند. مرقدش را غالباً در دمشق، باب‌الصغیر یا ‌الکیسان و بعضی در داریا یا عمواس گفته‌اند.(۲۳)

 

پی‌نوشت‌ها

۹ـ طبقات، ابن سعد، ج ۳، ص ۲۳۴، المنتظم، ابن جوزی، ج ۳، صص ۷۲ و ۱۴۰. دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۲، ص ۴۴۹.

۱۰ـ وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه شیخ حرّ عاملی، ج ۴، ابواب الاذان و الاقامه، ج ۴، صص ۶۱۳ـ۶۱۲.

۱۱ـ همان مأخذ، ص ۶۱۲ و نیز بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۲۶۴.

۱۲ـ سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۵۶، سیمای فداکاران، شهید سیدمحمدکاظم دانش، ج ۲، ص ۳۴.

۱۳ـ بلال سخنگوی نهضتی پیامبر، جوده السحار، ترجمه علی منتظمی، مقدمه، صص ۲۳ـ۲۲.

۱۴ـ فروغ کافی، ج ۳، ص ۲۰۳، سفینه‌البحار، ج۱، ص ۱۰۵، سیمای تابناک بلال ص ۸۲.

۱۵ـ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۱۳۶، قاموس الرجال، ج ۲، ص ۲۴۲، الاوائل، ص ۲۳۴.

۱۶ـ تفسیر مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۱۳۶.

۱۷ـ حجرات، ۱۳.

۱۸ـ انعام، ۵۲.

۱۹ـ کهف، ۲۸.

۲۰ـ بلال سخنگوی نهضت پیامبر«ص»، صص ۵۵ـ۵۳.

۲۱ـ بحارالانوار، ج ۸، ص ۴۳، مستدرک سفینه البحار، ج اول، ص ۴۱۹.

۲۲ـ‌ دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۲، ص ۴۵۰.

۲۴ـ دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۲، ص ۴۵۰، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۶۰۱.

 

سوتیترها

1. نخستین کسی که دعوت نبی‌اکرم«ص» را لبیک گفت مولای متقیان بوده، به دنبال آن سلمان فارسی از ایران، صهیب از روم و بلال حبشی از آفریقا به آن حضرت گرویدند.

2. چهارده نفر از مقربان خاص حضرت محمد«ص» به شمار می‌آمدند که بلال یازدهمین آنان بود.وی بیت‌المال مسلمین را دراختیار داشت و اموالی که از خمس دارایی‌ها، غنایم جنگی و امور دیگر تحویل رسول اکرم«ص» داده می‌شد، دراختیار او قرار می‌گرفت. هر محتاج و محرومی که به پیامبر مراجعه می‌نمود، آن حضرت وی را به بلال ارجاع می‌داد تا وی برایشان طعام و لباس تهیه کند.

3. در سال اول هجرت، دستور اذان از ناحیه خداوند متعال توسط پیک وحی، جبرئیل امین صادر گردید. پیامبر از امیرمؤمنان«ع» خواست بلال را احضار کند و جملات اذان را به وی تعلیم دهد.و بدین‌گونه بلال مؤذن رسمی رسول خدا«ص» گردید و بنابراین منشأ اذان‌گویی، کلام وحی و فرمان الهی است.

 

غلامرضا گلی‌زواره

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام، ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، شماره 421-422 – اسفند 95 و فروردین 96‏