طریقه قادریه (بخش سوم)

  • کد خبر: 2528
  • منبع خبر: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»

خلاصه از جمله دستاوردها و نتایج حرکت اسلامی به رهبری شیخ‌عثمان دان‌فودیو این بود که، اسلام به‌وسیله پیروان شیخ‌ در بخش شمال ‏نیجریه توسعه و گسترش پیدا کرد.


دستاورد‌های نهضت اسلامی

از جمله دستاوردها و نتایج حرکت اسلامی به رهبری شیخ‌عثمان دان‌فودیو عبارت بود از اینکه، اسلام به‌وسیله پیروان شیخ‌ در بخش شمال ‏نیجریه توسعه و گسترش پیدا کرد. عثمان دان‌فودیو کسی بود که تمایل داشت تا اعمال و افکار مذهبی، خالص و بدون بدعت و پیرایه باشد و ‏ازاین‌رو اصلاحات اجتماعی را پایه‌گذاری نمود.‏

در همین مورد، در نتیجه فعالیت آموزشی و مذهبی رهبران جهاد و حامیان و رهبران نظامی آنها که بیشتر، دانشمندان مسلمان صالحی ‏بودند، اسلام نه تنها افکار و اندیشه‌ها را تصفیه و پاکسازی نمود، بلکه از حالت مذهب شهرها به مذهب روستاها مبدل گردید.‏

ارتقای سطح آگاهی‌های مردم از طریق آموزش مبانی و معارف اسلام، همواره موردنظر و عنایت ویژه آنان بوده است. تأکید رهبران جهاد ‏بر تعلیم و تربیت و مسائل آموزشی، سبب گردید تا علوم اسلامی و سوادآموزی به‌طور زایدالوصفی و در سطح وسیع، در قرن نوزدهم رشد ‏و توسعه یابد.‏

در خصوص نقش اسلام در ایجاد تحولات فرهنگی و سیاسی، نویسنده‌ای چنین اظهار می‌کند: اسلام دگرگونی‌های مهمی را در حالت و ‏وضعیت بانوان ابداع کرد و ضمن آموزش‌های قرآنی و ارتقای سطح سوادآموزی، سازمان دولت و حکومت را به‌وجود آورد.‏

بدین ترتیب، رشد و توسعه روزافزون اسلام و فرهنگ قرآن در میان جامعه آن روز سبب می‌گردید تا تفکر صحیح دینی جایگزین افکار و ‏اندیشه‌های منحط گذشته گردد و علاوه بر دگرگونی ساختارهای فکری و فرهنگی آحاد مردم، در حوزه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز ‏تحولات و دگرگونی‌های بنیادین براساس مبانی مذهبی به‌وجود آید.‏

حضور فعال مکتب اسلام در میان مردم و تسخیر افکار و آمال و اندیشه آنان و تأثیر شگرف آموزش‌های دینی بر بافت سیاسی و اجتماعی، ‏از رهاوردهای اساسی و قابل‌توجه در نهضت اسلامی شیخ‌عثمان دان‌فودیو به‌شمار می‌آید. در خصوص بازتاب و نتایج جهاد به رهبری عثمان ‏دان‌فودیو و ارتباط آن با گسترش اسلام در سرزمین هوسا، نویسنده کتاب تاریخ غرب آفریقا چنین می‌نویسد:‏

مهم‌ترین کوشش‌ها و تلاش‌ها که سبب گردید تا مردم هوسا به دین اسلام بازگشت نمایند، در طول جهاد عثمان دان‌فودیو در آغاز قرن ‏نوزدهم واقع گردید.‏

بدون هیچ تردیدی، پدیده جهاد در انتقال فرهنگ اسلامی به مردم و آشنا نمودن یکایک افراد با اصول و ارزش‌های اسلامی، نقش بسزا و ‏عمده‌ای ایفا نموده است. مسلماً آشنایی و شناخت مردم در خصوص تفکرات دینی و اسلامی، رفته‌رفته افکار رهبران نهضت و خود مردم ‏را به سوی تفکر ایجاد نظام و دولت اسلامی که براساس موازین و ملاک‌های دینی تحقق پذیرد، سوق داده است.‏

در خصوص نحوه گسترش تبلیغات اسلامی به‌وسیله شخص شیخ‌عثمان و یاران و نزدیکانش، در بخش‌های قبلی سخن به میان آمده است. ‏همین‌قدر لازم به ذکر است که تجدید دوباره تفکر اسلامی و دینی و آشنا شدن مردم و جامعه شمال نیجریه، مرهون تلاش‌ها و مجاهدت‌های ‏شیخ‌عثمان در راستای معرفی و نشر و گسترش فرهنگ اسلام در میان مردم و پیرامون خود بوده است. تأثیرات دینی به‌وجودآمده و تحولات ‏مذهبی در میان مردم آن روزگار، حاکی از آن است که شیخ‌عثمان توجه خاصی را در این زمینه مبذول داشته و در جهت آموزش و ‏گسترش تبلیغات مذهبی، سرمایه‌گذاری فکری و فرهنگی گسترده‌ای را انجام داده است.‏

در خصوص نتایج و دستاوردهای این انقلاب و نهضت، برخی چنین گفته‌اند:‏

قرن هیجدهم، یک سلسله انقلاب‌هایی را در سرزمین هوسا شاهد بود که به وسیله عثمان دان‌فودیو، آغاز گردیده بود. نتیجه انقلاب نهایی او ‏این بود که حاکمان فولانی جایگزین پادشاهان هوسا شدند و خلافت سوکوتو را تأسیس و پایه‌گذاری کردند. در حرکتی که به‌عنوان جهاد ‏‏(جنگ مقدس) شناخته شده بود، به‌طور آَشکار، مسائل اخلاقی، فکری، مذهبی و اصلاح‌طلبی نهفته بود؛ همان‌طور که این مسائل در ‏شخصیت خود «عثمان دان‌فودیو» متجلی و متشخص گردیده بود.‏

تغییر حاکمیت سیاسی و جایگزینی آن با حاکمیت جدید که بر مبانی و اصول اسلامی تأکید می‌ورزید، چیزی است که مورداتفاق‌نظر کلیه ‏نویسندگان و صاحب‌نظران مسائل سیاسی و فرهنگی قرار گرفته است. هدف جهاد اسلامی شیخ‌و نهضت اسلامی در مرحله نخست، سرنگونی ‏حکومت فاسد هوسا و در مرحله بعد، استقرار خلافت و حکومت اسلامی بود. در همین موضوع، نویسنده دیگری به نام «علی کتانی» ‏این‌گونه می‌نویسد:‏

در سده هیجدهم، تجدید حیات اسلامی بزرگی به رهبری امام عثمان دان‌فودیو انجام گرفت. امام عثمان، مسلمانی فرهیخته و پرهیزگار بود. ‏او موفق شد کشورهای مسلمان را در یک اتحاد بزرگ گرد آورد، قوانین اسلامی را اعلام نماید و پادشاه گوبیر، دشمن مسلمانان را در سال ‏‏۱۸۰۲ درهم بشکند. او را امیرالمؤمنین نامیدند و او، کشوری اسلامی بنیاد نهاد که از گاندو تا آدامو و از جمله برای مدتی موقت، دولت ‏بورنو را دربر گرفت. پسرش بلّو (سلطان سوکوتو) به جای او نشست و فرمانروای تمام کشورهای مسلمان فولانی شد.‏

با سقوط و فروپاشی پادشاهی هوسا، مسلمانان از مدت‌ها قبل در صدد تأسیس دولت اسلامی بودند. این دولت و نظام اسلامی تلاش می‌نمود تا ‏الگویی از دولت و جامعه اسلامی مسلمانان صدر اسلام را معرفی و پایه‌گذاری کند.‏

عثمان دان‌فودیو به دنبال پیروزی بزرگ در جهاد اسلامی خویش علیه حاکمان هوسا، یک جامعه اسلامی در سوکوتو در منطقه مرزی گوبیر ‏تأسیس کرد. این جامعه بر مبنای برداشتی از جوامع اولیه قرون هشتم و نهم میلادی عربستان بنیان نهاده شد.‏

دان‌فودیو اولین خلیفه آن شد و در سال ۱۸۱۷ محمد بلّو پسر ارشد و فرمانده نظامی‌اش جانشین او گردید. بدین ترتیب الگو قرار دادن دولت و ‏نظام اسلامی پایه‌گذاری‌شده به‌وسیله پیامبر اسلام در مدینه، و پیروی از او، سرمشق و مبنای تفکر رهبران و پیروان این نهضت قرار گرفته ‏بود.‏

اما بزرگ‌ترین دستاورد این دارالخلافه، تأثیر آن بر سایر حکومت‌های هوسا و فولانی بود که نفوذ سوکوتو را کم یا زیاد پذیرفتند. این حقیقت ‏ک خلیفه سوکوتو حق نصب یا عزل امیران این حکومتها را داشت، بیانگر همین امر است.‏

با استقرار و تأسیس حکومت اسلامی یا خلافت سوکوتو، سایر ایالت‌ها و مناطق هوسانشین و فولانی‌نشین، اقتدار و حکومت دارالخلافه ‏سوکوتو را می‌پذیرند و نفوذ و قدرت سیاسی او را به رسمیت شناخته و از آن تبعیت می‌کنند. نصب یا عزل امیران ایالت‌ها و حکومت‌ها ‏به‌وسیله خلیفه سوکوتو نشان‌دهنده آن است که همه تحت هدایت و نظارت و کنترل حکومت اسلامی سوکوتو درآمده و حاکمیت نظام جدید را ‏پذیرا بودند. نفوذ و تأثیر تعالیم و سخنان عثمان دان‌فودیو بر پیروان و جذب آنها به سوی مبانی و فرهنگ و ارزش‌های اسلامی را باید از ‏ویژگی‌های شخصیت ممتاز او به‌حساب آورد.‏

در همین راستاست که در جریان گسترش فولانی‌ها در منطقه غرب آفریقا، بسیاری از آنها اسکان یافتند و پیرو سرسخت اسلام شدند و با ‏جنگ و جهاد، حکومت‌های اصلاح‌طلب اسلامی را تأسیس کردند.‏

پذیرش اسلام، آن‌ هم به صورت جدی وسرسخت و استفاده از قدرت سیاسی در جهت تأسیس حکومت اسلامی، به‌خوبی نشان می‌دهد که ‏فرهنگ و مبانی اسلامی به‌طور عمیق و جدی در زندگی مردم نفوذ کرده و آنها را وادار نموده تا به مسئله حاکمیت نیز بپردازند. پیچیده‌ترین ‏دستاورد سیاسی پیروان اسلام در غرب آفریقا، اتحاد حکومت‌های هوسا و فولانی‌ها در شمال نیجریه بود که به یکدیگر پیوستند و در سراسر ‏قرن نوزدهم تحت حاکمیت دارالخلافه سوکوتو که در ۲۴۰ کیلومتری غرب قرار داشتند، قرار گرفتند.‏

 

استقلال سیاسی

تغییر حاکمیت سیاسی، سبب گردید تا مسلمانان استقلال سیاسی خویش را نیز به‌دست آورند. تا زمانی که حکام و پادشاهان هوسا بر مسند ‏قدرت تکیه زده بودند، مسلمانان همیشه مورد تعدی و تجاوز قرار گرفته و حقوق و آزادی‌های اساسی‌شان به‌طور کلی پایمال می‌گردید و در ‏سرنوشت خویش هیچ‌گونه دخالتی نداشتند. بدین ترتیب با استقرار نظام سیاسی جدید (خلافت سوکوتو) مسلمانان حیات سیاسی خویش را بازیافته ‏و طعم شیرین استقلال سیاسی را چشیدند.‏

بدین ترتیب، نفی حاکمیت فاسد سیاسی قبلی و جایگزین شدن حاکمیت اسلامی، استقلال سیاسی را به ارمغان آورد و مسلمانان را به عرصه ‏دخالت در سرنوشت خویش کشاند و قدرت سیاسی را به آنان ارزانی داشت.‏

استقلال فرهنگی و حاکمیت ارزش‌های اسلامی

به‌نظر می‌رسد که نظام اجتماعی بخش شمالی کشور نیجریه، به علت حضور مسلمانان، نظامی اسلامی باشد که معیارها و اصولش را از ‏تعالیم و فرهنگ اسلامی اخذ نماید. ولی علی‌رغم این اصل بدیهی، حکام هوسا برای نابودی فرهنگ اسلامی و جلوگیری از فعالیت‌ها و ‏تلاش‌های شیخ‌عثمان و پیروانش، بیشترین تلاش را داشتند و درصدد برقراری یک نظام قبیله‌ای براساس ارزش‌های مستکبران و مترفان ‏بودند.‏

نظام آموزشی در آن روزگار، که بخش دیگری از فرهنگ را شامل می‌گردد، به‌کلی منحط و معیوب بود و مردم و جامعه در یک‌حالت ‏بی‌خبری و جهل به سر می‌بردند و نفوذ و سلطه امیران و حکام در ایالت‌ها در همه بخش‌های زندگی مردم حکم‌فرما بود. به‌دنبال فعالیت ‏عثمان دان‌فودیو در جهت آموزش مسائل اسلامی و ایجاد انگیزه و حرکت در مردم جهت فراگیری علوم اسلامی و ارتقای تعلیم و تربیت، ‏رفته‌رفته تحول فرهنگی شگرفی به‌وجود آمد، که همین تحول مبنا و پایه اساسی برای بروز و ظهور پدیده جهاد و در نهایت تأسیس خلافت ‏سوکوتو گردید.‏

در همین مورد، در میان صفحات تاریخ چنین آمده است:‏ او یک حرکت معنوی را رهبری کرد که سبب گردید، افکار پیروانش به سوی مفهوم جامعه کامل و مطلوب و فلسفه انقلاب جذب گردد.‏

روشن است که اندیشه تأسیس جامعه کامل و مطلوب و پی‌ریزی و ایجاد انقلاب، پشتوانه‌های فکری و فرهنگی عمیق و مؤثری را نیاز دارد. ‏در طول سالیان متمادی، با آموزش و انتقال فرهنگ اسلامی به‌وسیله رهبری نهضت و شاگردانش، استقلال فرهنگی ایجاد شده و رفته‌رفته ‏پایه‌های خود را در میان مردم مستحکم‌تر نموده است.‏

در کتاب رهبری عثمان دان‌فودیو در تئوری و عمل اشاره‌ای مختصر به این موضوع شده است که در جای خود قابل‌بررسی و تأمل است:‏

تعالیم و آموزش‌های او به میلیون‌ها مسلمان در سراسر طول و عرض سرزمین هوسا به‌طور خاص و در سودان غربی به‌طور عام، الهام ‏بخشید و در آنها روح تازه‌ای به‌وجود آورد. تأثیر او تا آنجا ادامه پیدا کرد که منجر به امیدها، اقدامات و الهاماتی به بسیاری از رهبران ‏مذهبی، دانشمندان، رؤسا، مدیران و سیاست‌مداران در کشورهای تازه‌استقلال‌یافته غرب آفریقا گردید.‏

نفوذ و تأثیر افکار و اندیشه‌های عثمان دان‌فودیو، از مرزهای کشور نیجریه فراتر رفته و در کشورهای نیجر، مالی، بورکینافاسو، سنگال، ‏گینه کوناکری، غنا، توگو و بنین تأثیر گذاشته است و شخصیت، افکار و اندیشه‌های او در رهبری نهضت اسلامی بزرگ در غرب آفریقا، ‏به‌طور ممتاز و ویژه مطرح و موردبحث و کنکاش محافل علمی و دانشگاهی قرار گرفته است.‏

نویسنده کتاب رهبری عثمان دان‌فودیو در تئوری و عمل در ادامه همین مطلب چنین می‌نویسد:‏

آموزش‌های او جدید و نوشته‌هایش بسیار زیاد و خیلی بانفوذ است. افکار و اندیشه‌های او و اقداماتش، هردو به خوبی ثبت گردیده و بخش ‏بزرگی از تألیفاتش به زبان عربی است.‏

 

استقلال اقتصادی مسلمانان

به‌دنبال سقوط حکام هوسا و استقرار حکومت و خلافت اسلامی در شمال نیجریه، توسعه اقتصادی و تجاری و در نتیجه، امنیت جاده‌های ‏تجاری و بازرگانی، به‌وجود آمد. بسیاری از بازرگانان مسلمان از این موقعیت استفاده کرده و وارد فعالیت‌های بازرگانی گسترده‌ای شدند.‏

 

نفوذ تدریجی اسلام و اندیشه توحید

رفته‌رفته، بر علاقه و ارادت مردم به اسلام و ترک کیش‌ها و آیین‌ها و آداب و رسوم پیشین افزوده می‌شد. هرچه زمان می‌گذشت، تأثیر ‏اسلام و قرآن و سنت رسول اکرم ص بیشتر می‌گردید و گسترش می‌یافت.‏

سرانجام مردم در نواحی مختلف، به‌تدریج اسلام را پذیرفته و اسلام بر آیین‌های سنتی و خرافی غلبه کرده بود. اندیشه‌های اسلامی که به‌وسیله ‏رهبری نهضت و پیروانش تبلیغ می‌گردید، تحولات فرهنگی و فکری زایدالوصفی را در جامعه آن روز به ارمغان آورده بود.‏

اسلام بدون شک، یک نظام فکری و اعتقادی به مردم ارائه می‌نمود و مردم آن روزگار به شکل بی‌سابقه‌ای نظام‌های فکری و اعتقادی ‏اسلام را پذیرفتند و افکار و معتقدات پیشین خود را دور ریختند. این پذیرش، دفعی و فوری نبود و به‌تدریج رخ داد. اسلام جهان‌بینی افراد ‏را دگرگون ساخت و خرافات گوناگون را از اندیشه مردم آن روزگار بیرون ریخت.‏

اسلام آنیمیسم را از مردم گرفت و به جای آن، توحید و خداپرستی را به آنها ارزانی داشت. اسلام توحید ذاتی، صفاتی و افعالی را در ‏بالاترین شکلش به آنان آموخت. اسلام اصل توحید را پایه اصلی قرار داد که هم مبنای فلسفی دارد و هم خود محرک فکر و اندیشه است. ‏اسلام خرافات را از زندگی فکری و عملی آنها خارج ساخت و در عوض، مفاهیمی را در اوج معقولیت و معنویت و در کمال لطافت ‏اندیشه برقرار کرد. اذان اسلام، نماز اسلام، روزه اسلام، حج اسلام، جماعت اسلام و جمعه اسلام، مسجد و معبد اسلام، اذکار و اوراد ‏مترقی و مملو از معارف اسلام، و ادعیه پر از حکمت و معرفت اسلام، شاهد گویایی بر این مدعاست.‏

بدون هیچ تردیدی، اصول و داعیه‌های توحید، اسلامی آشکار و روشن به مردم ابلاغ کرد که بیشتر مردم آن روزگار، با جان و وجدان ‏خویش پذیرای آن شدند. و به زودی یک ملت و امت اسلامی به‌وجود آمد.‏

شعارها و داعیه‌های توحیدی و آزادی‌بخش اسلام، نه تنها مسلمانان، بلکه هرقوم ستم‌کشیده دیگر را که با این تعالیم آشنایی پیدا می‌کردند، به ‏جنبش و پویایی درمی‌آورد و اسلام به صورت ایدئولوژی نهضت و قیام محرومان درمی‌آمد.‏

 

حمایت گسترده مردم از رهبر و نهضت اسلامی

حمایت و پشتیبانی بخش عظیم مردم در سرزمین هوسا و حضور فعال آنان در پدیده جهاد که به‌وسیله عثمان دان‌فودیو رهبری می‌شد، به‌طور ‏مسلم از پایه‌های اساسی موفقیت و پیروزی نهضت اسلامی شمال نیجریه تلقی می‌گردد.‏

توقع و امید مردم به رهایی از ظلم و ستم حکام و تحقق آمال و آرزوهای اهداف نهضت اسلامی، آنان را وادار کرده بود تا ضمن حمایت و ‏طرفداری از این نهضت، در جهاد اسلامی حضور فعّال داشته و با تمام توان و قدرت در برابر حکام فاسد سرزمین هوسا و کفار مبارزه ‏نمایند. ارتقای آگاهی‌های سیاسی و فرهنگی مردم به‌وسیله پیروان و نیز رهبری شخص عثمان دان‌فودیو، سبب می‌گردید تا هراقدام و تلاشی ‏که از جانب رهبری جهاد و نهضت انجام می‌شد، حمایت‌های بی‌دریغ مردم و پیروان و یاران را به دنبال داشته باشد. بدون هیچ تردیدی اگر ‏عثمان دان‌فودیو، در بسیج مردم موفق نمی‌شد، بدون حضور آنان، نه جهاد اسلامی و نه تأسیس خلافت سوکوتو، به نتیجه نمی‌رسید و وی با ‏شکست مواجه می‌شد.‏

 

علل فروپاشی نهضت اسلامی شیخ‌عثمان

انقلاب معرفی‌شده به وسیله جهادگران، سبب می‌شد تا منطقه تحت نفوذ خلافت اسلامی، به تدریج گسترده و وسیع گردد. مردمی که تحت ‏حکومت جدید درمی‌آمدند، تابعیت (بیعت) قبلی خودشان را به قدرت سیاسی جدید واگذار و تسلیم می‌کردند. این مسئله باعث می‌شد که ‏مشکلات بیشتری به‌وجود آید؛ زیرا تغییر بیعت و تابعیت نمی‌توانست در مدت یک شب انجام گیرد و به مدت‌زمانی نیاز داشت تا کامل گردد. ‏جهاد، آرزوها، امیدها و توقعات مردم را بالا می‌برد و افزایش می‌داد. مردم امیدوار بودند تا جهاد بتواند بیماری جامعه را برطرف کند و ‏در جامعه و اجتماع آنان، به هیچ‌کس ستم و تعدی نشود. آنها به همراه جهادگران سخت می‌جنگیدند؛ زیرا معتقد بودند که دولت جدیدی ‏تأسیس خواهد شد و همه اشتباهات گذشته، تصحیح و بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌ها محو و نابود خواهد شد.‏

در طول سالیان طولانی خلافت سوکوتو، به تدریج آشکار و روشن گردید که جامعه‌ای بدون ظلم و ستم و «مدینه فاضله» به‌وجود نخواهد آمد ‏و تأسیس یک حکومت عادل و دادگر نیز میسر نگردید. سرانجام، اظهاراتی مطرح گردید که نشان می‌داد رهبران جدید، علاقه‌مند به ‏حکومت‌اند و آرزو و اشتیاق دارند که سرزمین به‌دست آورند و مأمورانی را برای مشاغل منصوب نمایند و به جمع‌آوری غنایم جنگی و ‏نگهداری قبایل مشغول شوند.‏

بسیاری از امیرنشین‌ها با ساماندهی، طغیان و شورش علیه خلیفه را آغاز کردند. بیشتر شورش‌ها و طغیان‌های سراسری نظیر شورش ‏‏«بخاری»، «مافارا»، «یوسف» و چندین شورش مهدی‌خواهی، تهدیداتی علیه اقتدار و حاکمیت خلیفه محسوب می‌گردید. سرانجام، کسانی ‏که هنگام ظهور و بروز جهاد کوچ کرده بودند، حالا خودشان را دوباره سازماندهی کرده و آماده بودند تا جنگ کنند. مراکز چنین اقدامات ‏و حرکت‌های نظامی «گوواکوکه»، «گوبیر» و «مارادی» بود.‏

در قرن نوزدهم میلادی «رابه» و «بورنو» نیز بعضی تهدیدات را به‌وجود آوردند؛ زیرا ترسیده بودند که خلیفه به آنها حمله کند. از نیمه ‏دوم قرن نوزدهم، نفوذ اروپایی‌ها روبه‌افزایش و روبه‌رشد نهاد و بازرگانان اروپایی، با امیرنشین‌های مستقل از خلیفه، شروع به ایجاد روابط ‏نمودند و رفته‌رفته قدرت خلیفه روبه‌کاهش نهاد.‏

استعمار بریتانیا و نفوذ کشور انگلستان در نیجریه، از علل اساسی و مؤثر در فروپاشی خلافت اسلامی سوکوتو است. متأسفانه هجوم ‏همه‌جانبه و به‌خصوص هجوم و تهاجم فرهنگی، در سست نمودن پایه‌های حکومت اسلامی در شمال نیجریه، مؤثر واقع گردید و سرانجام، ‏خلافتی که به مدت صدسال در شمال این کشور حاکم بود، رو به افول گرایید.‏

 

عثمان بن‌فودی و ادعای مهدویت

حرکت شیخ‌عثمان در زمان ظهور مهدیان دروغین از قبیل حیاتوبن‌سعید و محمد احمدبن‌عبدالله بود و حتی بعضی مصادر اشاره کرده‌اند که ‏پیروان شیخ‌عثمان این تصور را داشتند که وی مهدی منتظر است و شایعاتی در این خصوص در مناطق هوسا منتشر کرده بودند.[۱۴] ولی ‏شیخ‌در برابر این طرز تفکر ایستاد و تمام این شایعات را ردّ می‌کرد. وی خود را یک اصلاحگر و بنده خدا می‌دانست. در اینجا برخی از ‏سخنان شیخ‌را که بر این مدعا دلالت دارد، بیان می‌کنیم:‏ ‏«وَاعلَمُوا یا إِخوانی أَنّی لَستُ بِالإمامِ المَهدی وَلا ادعیّتُ المَهدیهَ قَطُّ وَإنّما یُسمَع ذلِکَ مِن أَفواهِ الناسِ وَقَد بالَغتُ فِی تَحذیرِهِم مِن ذلِک»[۱۵].‏

در جای دیگر چنین می‌گوید:‏ کَیفَ أَدّعی المَهدیّهَ وَقَد وُلِدتُ فِی بِلادِ السُودانِ وَعَرِفتُ فِی الأَحادِیثِ النَبَوّیهِ أَنّ المَهدی سَیُولَدُ بِالمَدینهِ أَدّعِی المَهدیهَ وَلَم یُواطِئ اسمی اسِمَ ‏النَبّی ص  إذ اِسمی عُثمان وَلَم یُواطئ اسمُ أَبی اسمَ أَبیه، إذ اسم أَبی مُحمّد وَقَد عُرِف فِی الأَحادیثِ النَبَویّهِ أَن المَهدی یُواطِئ اسمُه اسمَ النَبی ‏وَیواطِئ اسمُ أَبیه اسمَ أَبیه[۱۶].‏

همچنین شیخ‌عثمان در برابر شایعاتی که در خصوص مهدویت وی در میان مردم منتشر شده بود، چنین می‌گوید:‏ ‏«وبِهَذا تَعلَم أَنی لَستُ بِالإمامِ المَهدی کما یَظُنّه جُهّال أَحادیثِ المُصطَفی ص  لِأَنّ المَهدی شَریفٌ مِن أَولادِ بِنتِه فاطِمه- رضی اللّه عنها- قَطعَاً ‏وَلا أَعرف ذلِک فی نَفسی[۱۷].‏

از ویژگی‌های شیخ‌عثمان در جریان مهدویت این است که وی افزون بر اینکه نسبت مهدویت را از خود دور می‌کند، از سوی دیگر، ‏مهدویت را برای حجه‌بن‌الحسن العسکری عج ثابت کرده و همان ویژگی‌هایی را که شیعه برای حضرت قائل است، می‌پذیرد. جالب‌تر اینکه ‏وی تصریح می‌کند: حضرت  به‌دنیا آمده و در غیبت کبری به‌سر می‌برد؛ تا آن روزی که خدا مقرر کرده، ظهور کند. ما این طرز تفکر را ‏در میان اهل سنت نمی‌بینیم. حتی بعضی از مهدیان دروغین، مانند مهدی سودانی، روایات مهدویت را تحریف کرده و برخود تطبیق می‌کنند. ‏در این مورد، می‌توانید به کتاب سعاده المستهدین بسیره الإمام المهدی، نوشته «اسماعیل عبدالقادر الکردفانی» نگاه کنید.‏

در خصوص حرکت عثمان‌بن‌فودی، لازم به ذکر است که برخی وی را متهم به حرکت سلفی و وهابیت می‌کنند؛ چون حرکت وی با ظهور ‏وهابیت در عربستان هم‌زمان بود. ولی با مراجعه به کتب و مقالات شیخ، کاملاً روشن می‌شود که وی هیچ تمایلی به سلفی‌گری نداشته و ‏حرکت وی برخاسته از تعالیم اسلامی و تصوف بوده است.‏

 

حکومت اسلامی حاج‌محمود

یکی از مشهورترین و مهم‌ترین جهادهای غرب آفریقا، قیام حاج‌محمود است که در حدود سال ۱۲۲۶ قمری برابر با سال ۱۸۵۰ میلادی به ‏وقوع پیوست. این جهاد در منطقه جنوب شرقی و در خَم بالایی رود ولتای سیاه واقع گردید. هم‌زمان با این جهاد، نفوذ استعماری فرانسه در ‏سودان غربی و مرکزی آغاز و انگلیسی‌ها حمله به امپراطوری آشانتی را آغاز کرده بودند.‏

دوران زندگی

رهبر این جهاد، از قبیله «تورودبی» و عالمی «دایولابی» از اهالی «دوراله» بود. وی نزد شیخی دایولایی به نام امام یحیی‌بن‌عبدالرحمن به ‏تحصیل پرداخت و اوراد طریقه قادریه را از او فرا گرفت. حاج‌محمود، سپس به حج رفت و از راه سوریه مراجعت نمود و در آنجا با ‏شیخ‌عبدالرحیم ملاقات کرد و اوراد و اذکار قادریه را از او دوباره فرا گرفت. حاج‌محمود به این شیخ‌قول داد که به کشورش بازگردد و ‏آنجا را فتح کند و در شهری که می‌گیرد، مسجدی بنا کند.‏

افکار و شکل‌گیری جهاد

الهام از سفر حج از سویی، و ایدئولوژی جهادگرایانه طریقه قادریه که در خاورمیانه فرا گرفته بود، از سوی دیگر، عواملی بودند که او را ‏به پیش می‌بردند. بدین ترتیب، مراسم حج و طرز تفکّر فرقه قادریه، بر شخصیت و افکار حاج‌محمود، تأثیرات بسزایی گذاشته است.‏

حاج‌محمود پس از مدتی تبلیغ که به وسیله آن، درصدد جلب حمایت مسلمانان محلّی به سوی خویش بود، حمله به غیرمسلمانان بورومو، در ‏کرانه غربی رود ولتای سیاه را آغاز کرد. تعدادی از کانتوسی‌ها[۱۸] و مسلمانان دایولایی که در سرزمین مردمی عشایری ساکن شده بودند، ‏از او حمایت کردند. به نظر می‌رسد این کانتوسی‌ها که تحت تأثیر تمایلات اصلاحی زمان قرار گرفته بودند، سرانجام حالت بی‌توجهی و ‏بی‌اعتنایی خود را به بت‌پرستانی که در میان آنها می‌زیستند، ترک کردند. آنان معرّف نخستین واکنش اصلی در منطقه ولتا به نهضت ‏اصلاح‌طلبانه‌ای هستند که در فاصله‌ای دور، در شمال و در شرق در میان انسلمن‌های[۱۹] صحرا و فولانی‌های سرزمین هوسه آغاز شده ‏بود.‏

سفر حج و دیدار و ملاقات با رهبران مذهبی، نقش مهمّی در شکل‌گیری پایه‌های شخصیّت فکری و اصلاح‌طلبانه حاج‌محمود داشته و ‏برخلاف جهاد قبلی که رهبران آنها تحت تأثیر فرقه تیجانیه بودند، حاج‌محمود از فرقه قادریه الهام و تأثیر گرفته است.‏

فعالیت‌ها و اقدامات حاج‌محمود

حاج‌محمود توانست حکومت اسلامی کوچکی برقرار کند که مرکز آن وهابو بود؛ نامی که او بر دهکده مرکز فرماندهی‌اش گذاشته بود. ‏جانشین او پس از مرگش، برادرزاده‌اش «کراموکو مختار» بود که به نیروهای «باباتو» پیوست. مختار کوشید با کمک باباتو، جهاد را ‏توسعه بخشد؛ امّا مسلمانان دیگر که با آن مخالف بودند، به دشمنی با او برخاستند. در حالی که باباتو دست از یاری وی برداشته بود، این ‏مسلمانان سرکش در کمین او نشستند و او را شکست دادند.‏

هرچند که بعضی از مسلمانان دایولایی در آغاز از جهاد ناحیه ولتا حمایت می‌کردند، ولی دیگران به علّت آنکه این جهاد روابطش را با ‏بت‌پرستان محلی برهم زده بود، به مخالفت با آن برخاستند. این روابط که در طی چندین نسل پایه‌گذاری شده بود، در سال‌های متمادی به آنان ‏امکان داده بود که به راحتی در میان غیرمسلمانان دادوستد کنند. آنان برای جنگی که نظم این تجارت پرسود را برهم زده بود، اشتیاقی ‏نداشتند.‏

جهادی که از ناحیه وهابو آغاز شد، نمونه‌ای است قابل‌تأمّل از چگونگی برخورد نیروهای اسلامی طرفدار احیای مذهب که تا اقصای سودان ‏ریشه دوانده بود، با منافع شخصی جامعه حاکم بازرگانان مسلمان و چگونگی بربادرفتن این نیروها؛ زیرا از دارالاسلام جدیدی که ‏حاج‌محمود ایجاد کرده بود، پس از اندک‌مدتی، چیزی به‌جز روستا برجای نماند.‏

ویژگی‌های جهاد حاج‌محمود

‏1.‏ این جهاد، همانند سایر جهادهای قبلی، حاصل طغیان دانشمندان مسلمان و آرمان‌گرا علیه اسلام التقاطی و اندیشه بت‌پرستی بود.‏

‏2.‏ این جهاد، به دانشمندان و رهبران مسلمان، توان در دست گرفتن قدرت عالی سیاسی را ارزانی داشت.‏

‏3.‏ شعائر مذهبی حج و قدرت فکری قادریه، عوامل قاطع پیشبرد آنان در چیزی بود که انجام دادند. حاج‌محمود در این مورد، از ‏تجربه شخصی برخوردار بود.‏

نتیجه و دستاورد جهاد

مجموعه نیروهای فکری اسلامی، سبب به وجود آمدن مفهوم «جهان اسلامی» در آن مردم شد؛ یعنی آنان به جهان اسلامی واحدی ‏می‌اندیشیدند که در آن، راه و رسم زندگی و روش حکومتی و اخلاق و رفتار اجتماعی همه افراد، دقیقاً براساس شریعت و سنّت باشد. آنان ‏مصمّم بودند به چیزی کمتر از این در کشور خود راضی نشوند. جهاد حاج‌محمود، بیان علمی این تصمیم بود.‏

به‌نظر می‌رسد، مهدویّت نیز انگیزه‌ای مهّم در این موضوع به شمار می‌آید. به‌روشنی معلوم نیست که آیا حاج‌محمود در انتظار مهدی بوده ‏است یا نه؟ امّا از نظر تحصیلات و سابقه‌اش، به احتمال قوی او نیز در انتظار مهدی بوده است. به‌طورخلاصه اینکه، جهاد حاج‌محمود، در ‏ناحیه دارالاسلام گسترش یافت و اصول اسلامی را بر جاهایی که قبلاً نوعی حکومت غیراسلامی داشتند، اعمال کرد.[۲۰]‏

 

پی نوشت ها:

‏[۱۴]. الامام المهدی محمد احمدبن‌عبدالله، محمد سعید القدّال، ص ۳۳.

‏[۱۵]. من مؤلفات الشیخ‌عثمان‌بن‌فودی، نجف‌علی میرزایی، ص ۴۰.

‏[۱۶]. همان.‏

‏[۱۷]. همان.‏

‏[۱۸]. کانتوسی (‏Kantosi‏): بازرگانان دایولایی مسلمان، کانتوسی نام داشتند.‏

‏[۱۹]. انسلمن: واژه‌ای بربری که از ریشه عربی «سلم» مشتق شده است.‏

‏[۲۰]. آینده جنبش‌ها و حکومت‌های اسلامی در آفریقا، وزارت امور خارجه، ص ۱۲۸.

 

منبع: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»، نوشته حجت الاسلام و ‏المسلمین سید محمد شاهدی، فصل نهم: طریقه قادریه.