مصاحبه ای درباره شیعیان آفریقا و وضعیت آنان

  • کد خبر: 2530
  • منبع خبر: خبرگزاری مهر

خلاصه ريشه اسلام در آفريقا در حقيقت تشيع است؛ اما اين اسلام فقط در منطقه شمال يا نيمه شمالي وارد شده بود.


قسمتی از مصاحبه با محمدحسين ملک زاده يکي از مبلغين بين المللي، در رابطه با شیعیان آفریقا و وضعیت آنان.

 

* به طور کلي در ارتباط با شرايط  زندگي و پراکندگي شيعيان آفريقا و روند گسترش تشيع در آفريقا توضيح بفرماييد.

آفريقا در يک تقسيم بندي شامل آفريقاي سفيد و آفريقاي سياه مي شود. آفريقاي سفيد مربوط به کشورهاي عربي ميشود. شيعه و تشيع در آفريقاي سفيد از زمانهاي گذشته هم وجود داشته و قدمت طولاني دارد.

ورود اسلام به آفريقا اسلام اهل بيتي بوده است، به ويژه اينکه بسياري از بني هاشم و فرزندان اهل بيت که از دست حکومت‌هاي مرکزي به سمت مشخصا شمال آفريقا رفتند. مثلا در تونس، مصر و... امامزادگاني مدفون هستند که اينها فرزندان اهل بيت مي باشند.

پس ريشه اسلام در آفريقا در حقيقت تشيع است؛ اما اين اسلام فقط در منطقه شمال يا نيمه شمالي وارد شده بود. در قرون اوليه اسلامي‌ حکومت فاطميون در مصر را مشاهده مي‌‌کنيد که در حقيقت يک  حکومت شيعي است. در مناطق ديگر مثل تونس، الجزاير، ليبي، مراکش و... محبت و عشق اهل بيت هميشه وجود داشته است.

اما در آفريقاي سياه گسترش تشيع به شکل جدي و واقعي مربوط به بعد از پيروزي انقلاب اسلامي‌ ايران است. به جز بحث انقلاب اسلامي، عمدتا پراکندگي شيعه در سراسر دنيا در قرن اخير توسط دو گروه انجام شد. يکي عراقي‌ها بودند که در اثر اخراج شيعيان توسط صدام در مناطق مختلف پراکنده شدند.

سهم ديگر براي لبناني‌هاست. در جنگ جهاني دوم لبنان به عياش‌خانه اروپايي‌ها، تبديل شد. اروپايي‌هاي پولدار که مي‌خواستند از جنگ جنگ جهاني دوم جان به در ببرند و سرمايه‌هايشان هم در يک جاي امني قرار بگيرد به دنبال جايي بودند که هم عياشي آنها فراهم شود و هم سرمايه‌هايشان حفظ شود. از اين جهت يکي از جاهاي بسيار خوبي که براي آنها وجود داشت لبنان بود. کشور لبنان هم کشوري است که به لحاظ اقتصادي بسيار ضعيف است و اصلاً امکاني براي کار فراهم نيست لذا اگر کسي بخواهد شرايط اقتصادي خود را سامان دهد بايد از لبنان خارج شود.

اولين گروهي هم که براي خارج کردن از لبنان مناسب بودند شيعيان بودند، چون از همه فقيرتر بودند و استضعاف بيشتري داشتند، اينها به دليل اينکه مي‌خواستند از آن فقر و استضعاف نجات پيدا کنند، شروع به هجرت کردند. لبناني‌ها بيش از هرجا به آفريقا به آفريقا و بعد امريکاي لاتين رفتند. اين هجرت سبب مي‌شد که آنها بروند در مناطق مختلف آفريقايي ساکن شوند. لذا به خاطر حضور آنها تشيع در آن مناطق گسترش يافت.

گروه ديگري که به آفريقا وارد شده و تشيع را وارد آفريقاي سياه کردند، خوجه‌ها بودند. خوجه‌ها گروه نژادي هستند از خوجات هندي بودند. آنها در گذشته هندو بودند، بعدا مسلمان سني شدند و به تدريج مسلمان شيعه شش امامي اسماعيلي شدند. بعدها بر اثر تبليغ برخي مبلغين شيعه، خوجه ها شيعه اثني عشري شدند.

اين خوجه‌ها که از هندوستان حرکت کردند وارد زنگبار شدند و در انجا ساکن شده و مساجد و مراکزي ساختند که الان نيز مسجد شيعيان آنها در آنجا وجود دارد. آرام آرام خوجه ها از زنگبار به مناطق ديگر پخش شدند. کار عمده خوجه‌ها هم تجارت است و تجار بسيار قوي و بزرگي دارند. اينها انقدر قوي هستند که در برخي از کشورها اگر يک خوجه اموالش را از بانک‌هاي آن کشور بيرون بکشد اقتصاد آن کشور سقوط مي‌کند. اما متأسفانه ويژگي نژادپرستي و قوميت گرايي در بين آنها خيلي پررنگ وجود داشته است و لذا اين سبب مي‌شده که در آفريقا هيچ فعاليت تبليغي براي مردم آفريقا انجام ندهند.

عرب‌ها به خوجه‌ها مي‌گويند يهود الشيعه. اين نامگذاري از اين جهت است که در يهوديت اصلا تبليغ معنا ندارد و مي‌گويند اگر کسي يهودي شود هماي سعادت روي سرش نشسته و اگر کسي به اين دين ملحق شود  اين از سعادت خودش مي باشد و ما کسي را به دين يهود دعوت نمي‌کنيم. خوجه‌ها هم همچين حالتي داشتند. به هيچ وجه در مساجدشان سياه‌پوست ها را راه نمي‌دادند. مطلقا هيچ سياه‌پوستي حتي سياه پوست هاي مسلمان و شيعه حق ورود به مساجد خوجه‌ها را نداشت.

اثري که پيروزي انقلاب اسلامي روي خوجه ها گذاشت اين بود که بسياري از جوان‌هاي آنها را به حرکت آورد. انقلاب اسلامي ايران خودش يک موجي از گرايش به اسلام و گرايش به تشيع را در کشورهاي مختلف آفريقايي باعث شد. خوجه‌ها هم ديگر آرام آرام تحت‌تأثير قرار گرفتند و سياه‌پوستان را به مساجدشان راه مي‌دادند و کار تبليغي براي آنها مي‌کردند.

 باز در اين مرحله هنوز خوجه‌ها سياه‌پوستان را براي غذا راه نمي‌دادند. مثلا مراسم عزاداري امام حسين که داشتند، در زمان خوردن غذا سياه‌پوستان را بيرون مي‌کردند و فقط خودشان غذا مي‌خوردند. متأسفانه اين مراحل را هم شاهد بوديم که البته در دوره‌هاي بعدي به سياه پوستان براي خوردن غذا هم اجازه داده شد در مسجد حضور داشته باشند.

در کشورهاي شرق آفريقا نيز با زحمات علامه سيد سعيد اختر رضوي شيعيان زيادي به وجود آمدند و ميليون‌ها نفر در اين مناطق شيعه شدند. در غرب آفريقا هم باز به همين ترتيب تحت تأثير قيام انقلاب اسلامي ايران گرايش زيادي به سمت تشيع ايجاد شد. به طور مشخص در کشور نيجريه تقريبا مي‌شود گفت که شيعه وجود نداشت. منظور شيعه بومي است نه شيعه مهاجر. اما با فعاليتي که شيخ ابراهيم زکزکي و گروه او انجام دادند الان جمعيت شيعه در کشور نيجريه نزديک به ده ميليون نفر تخمين زده مي‌شود.

کشوري که هيچ شيعه نداشته در عرض اين سي سال به ده ميليون برسد اين رقم واقعا رقم فوق‌العاده بالايي است. آنها مراسم‌هايي در سراسر نيجريه برگزار مي‌کنند که عکس امام و رهبري هم در آن مراسمات وجود دارد. البته سختي هم زياد کشيدند. حکومت بالاخره مسيحي است و با هر نوع اسلام‌گرايي به خصوص اسلام‌گرايي از نوع ايران مخالف است. در نيجريه حکومت کاملا امريکايي صهيونيستي است و طبيعتا با اين گونه جريان مخالف است.

در آفريقاي سياه مسلمان گرايش صوفي دارند همين گرايش صوفيانه‌شان سبب مي‌شود که محبت اهل بيت و عشق اهل بيت را داشته باشند در همان اشعار صوفيانه خودشان اسامي اهل بيت را نام مي‌برند. در کنار شيوخ و قطب‌هاي خودشان اسامي چهارده معصوم را هم مي برند و اظهار علاقه مي‌کنند. همين هم زمينه‌اي شده بود براي اينکه به سمت تشيع گرايش پيدا کنند اما نياز به يک جرقه وجود داشت. جرقه اين ماجرا پيروزي انقلاب اسلامي ايران بود. انقلاب يک سري انرژي‌هاي نهفته‌اي که در آنجا وجود داشت را آزاد کرد.

خود لبناني‌ها به من مي‌گفتند که ما به خيلي از کشورهاي آفريقا اهميت نمي‌داديم که بخواهيم کار تبليغاتي شيعي انجام بدهيم. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تحت تأثير انقلاب اسلامي ايران ما هم کار تبليغي و ساختن مسجد و حسنيه را آغاز کرديم و از افراد دعوت نموديم. به نوعي انرژي‌هايي از اين حيث آزاد شد و جمع زيادي هم به قم آمدند، تحصيل کردند و برگشتند. يک زمان گفته مي‌شد شايد چند نفر بيشتر در کل آفريقا شيعه نداشته باشيم الان مي‌شود گفت که آمار شيعيان شايد در کل آفريقا به قريب ۴۰ يا ۵۰ ميليون اعم از بومي و غيربومي هم برسد که واقعا رقم محيرالعقولي است.

 

* شيعيان آفريقا در مناسک عزاداري و ابراز محبت به اهل بيت چطور هستند؟ مدل و آيين خاصي دارند؟

چون مسلمانان آفريقايي عموما گرايشات صوفيانه دارند لذا از قبل محبت اهل بيت در آنها وجود داشته است. اين ها با مراسم‌هايي نظير مراسمي که مرتبط با توسل مرتبط با زيارت و مسائلي از اين قبيل باشد انس داشتند، لذا خيلي راحت موضوع عزاداري براي امام حسين در اين کشورها در ميان بوميان آفريقايي مسلمان پذيرفته شد و با اين موضوع خيلي راحت کنار آمدند. سياه‌پوستان آفريقايي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي علي العموم شيعه نبودند، بعدا که شيعه شدند طبيعي است که مناسک و مراسم عزاداري را از ما ياد بگيرند.

اينکه ما به دنبال يک مراسم خاص عاشورايي مانند ايران باشيم اينطور نيست. نمي‌خواهم بگويم که هيچ خصوصيت و تفاوتي وجود ندارد. بالاخره هر جايي يک تفاوت‌هايي هست اما اينکه مشخصا يک مراسم خاصي باشد که مثلا بگوييم اين مراسم خاصي است که از ابداعات خود اينهاست، اين را لااقل من مشاهده نکردم. علي العموم از ما ياد گرفته‌اند همين عزاداري، سينه زني، روضه‌خواني، اينگونه برنامه‌هايي که ما داشتيم را از ما فرا گرفتند و دارند اجرا مي‌کنند.

 

* در مورد مشکلات شيعيان آفريقا از جمله مزاحمت هاي گروه هاي سلفي و  بوکوحرام توضيح بفرماييد.

طبيعتا گسترش تشيع به نوعي مساوي است با گسترش نفوذ و قدرت معنوي جمهوري اسلامي ايران. اين يک واقعيتي است که اين وجود دارد. طبيعتا آن کساني که با انقلاب اسلامي ايران مخالف باشند حتي اگر معناي شيعه را هم نفهمند، به خاطر اينکه بخواهند با جمهوري اسلامي ايران مقابله کنند با تشيع مقابله مي‌کنند. لذا وهابيت به شکل جدي در آفريقا فعاليت مي‌کند. تنها کارويژه‌اي که آنها براي خودشان تعريف کردند مقابله با شيعه است. قسمت مضحک قضيه آنجاست که اينها گاهي اوقات در مناطقي عليه شيعه فعاليت مي‌کنند که اصلا شيعه وجود ندارد و خود همين تبليغ اينها عليه شيعه، مردم را کنجکاو مي‌کند و همين هم يک فرصت خوبي براي ما ايجاد کرده است.

از سال ۲۰۱۱ يک دستور ويژه‌ به عربستان براي مقابله با ايران در آفريقا از سوي رئيس جمهور امريکا داده شد. عربستان بودجه بسيار سنگيني را از نوامبر ۲۰۱۱ در نظر گرفت که گروه‌هاي وهابي فراواني را تجهيز کردند.

حکومت‌هاي دست‌نشانده آفريقايي نيز که مسيحي هستند براي اينکه بخواهند مسلمانان را محصور کنند و در تنگنا قرار بدهند گروه‌هاي اسلامي دروغيني را درست مي‌کردند که آن گروه‌ها رفتارهاي خشن و تندي انجام مي‌دادند. لذا به اين بهانه حکومت مي توانست مسلمين را بيشتر محدود و محصور کند و جلوي فعاليت آنها را بگيرد. يکي از بارزترين‌ اين گروه ها گروه بوکوحرام در نيجريه بود.

در بسياري از مناطق آفريقا هنوز نظام قبيلگي حاکم است. افراد يک قبيله همديگر را خيلي خوب مي‌شناسند. در مورد بوکوحرام هم اهل تسنن و هم اهل تشيع مي‌گفتند ما اينها را نمي‌شناسيم. يعني انگار گروهي از سربازان ارتش هستند که اينها بي خودي اين لباس‌ها را به تن مي‌کنند و بمب‌گذاري مي‌کنند و بعد هم به نام مسلمين تمام مي‌شود. يعني اتفاق نظر وجود داشت که حکومت مسيحي براي بدنام کردن مسلمين اين کار انجام مي‌دهد و گروه بوکو حرام را راه‌اندازي کرده است.

 

* معناي بوکوحرام چيست؟

به تحصيلات جديد غربي بوکو گفته مي شود. تحصيلات غربي در مقابل تحصيلات سنتي که همان تحصيلات اسلامي بود قرار گرفت. لذا تحصيلات جديد يعني تحصيلات مسيحي يعني تحصيلات غيراسلامي و بلکه ضد اسلامي. طبيعتا آن زمان شيوخ اعلام کردند که بوکو حرام. يعني تعليمات جديد غربي که مقابل تحصيلات سنتي اسلامي آنها قرار مي‌گيرد حرام است. اينها در دوره جديد از اين عنواني که در نگاه مردم يک بار ارزشي داشت سواستفاده کردند.

کار بوکوحرام چيست؟ مخالفت با استعمارگران، غربيان، مسيحي‌ها اما چه کساني را مي‌کشد؟ مسلمانان را مي‌کشد. اين گروه به جاي اينکه مراکز غربي‌ها، مراکز اسرائيل، امريکا و... را بمب‌گذاري کند به جان مسلمانان افتاده اند. يعني مسلمانان هم اينجا کشته مي‌دهند و هم بدنام مي‌شوند. هم آسيب مي‌بينند و هم بدنام مي‌شوند. يعني همان کساني که مظلومند به نام ظالم معرفي مي‌شوند.

حکومت مرکزي احساس کرد از صوفي‌گرايي مردم نيجريه خطري براي حکومت ايجاد نمي‌شود. افراد صوفي بيشتر يک حلقه ذکر دارند که دور هم جمع شوند با همديگر يک ذکري را بگويند و حرکتي نمي‌کنند. ولي تنها گروهي که مي‌تواند حرکت کند شيعيان هستند آن هم يک گروه منسجم قوي با ساختار مديريتي بسيار خوب در کل نيجريه که تمام مراسم‌هايشان به عکس امام و رهبري برگزار مي‌شود و خودشان را مقلد آيت الله خامنه‌اي مي‌دانند. من حتي مصاحبه‌هايي را از برخي شخصيت‌هاي نيجريه مي‌ديدم که مي‌گفتند بزرگترين خطر براي نيجريه شيعه و ابراهيم زکزکي است.

حالا بوکوحرام را درست کردند تا بتوانند از اين طريق چهره اسلام را تخريب کنند. براي اينکه بگويند شيعيان هم مثل بوکوحرامي ها هستند. اما شما ببينيد در همين عاشوراي امسال چقدر از شيعيان را کشتند. در مراسم عاشورا سه پسر ابراهيم زکزکي در اين مراسم کشته شدند.

 

* به مشکلاتي که در آفريقا وجود دارد اشاره فرموديد. يک بخشي از اين مشکلات هم معطوف به اين است که شيعيان آفريقا به لحاظ مادي خيلي فقير هستند و جمهوري اسلامي مجبور است که خيلي به اينها کمک کند. آيا اين حرف درست است؟

خود قاره آفريقا يکي از ثروتمند‌ترين مناطق دنياست. مراکز الماس، طلا و امکانات ديگر در اين کشورها وجود دارد. واقعيت اين است مردم بومي کمتر از اين ثروت بهره‌مند هستند و بيشتر غربي‌ها اين ثروت ها را به تاراج مي برند. شديدتر از فقر شديدي که از آفريقا در ذهن ما وجود دارد، در آنجا قابل مشاهده است اما اين امر شامل همه مناطق نيست. سطح زندگي بعضي از مناطق بسيار سطح زندگي بالايي است.

نکته بعدي اين است که ما براي گسترش تشيع لازم نيست که در آنجا پول توزيع کنيم. گاهي اوقات مي‌شود يک کار اقتصادي در آن کشور انجام داد اما آن کار اقتصادي به دليل موفق بودن کارکردهاي فرهنگي نيز خواهد داشت. اين مسئله را شخصا مشاهده کردم که مثلا جهاد سازندگي ايران کارخانه‌اي را در آنجا راه‌اندازي کرده است و جمع زيادي از مردم در آن کارخانه مشغول کار شدند. همين که اين افراد حقوق ماهيانه خود را از امکاني که ايران براي آنها فراهم کرده مي دانند، بهترين تبليغ براي جمهوري اسلامي ايران براي اسلام و براي تشيع است.

ما مي‌توانيم در آفريقا هم به لحاظ اقتصادي بهره‌مند شويم و هم اهداف فرهنگي خودمان را دنبال کنيم. ما اگر يک نگاه منطقي و درست به آفريقا داشته باشيم آفريقا مي‌تواند منبع بهره‌مندي اقتصادي ما باشد در عين حال اهداف فرهنگي خودمان را دنبال کنيم.

 

* آينده شيعيان آفريقا را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

اگر در حوزه تبليغ دين همين مسيري که تا الان طي شده که مسير بسيار پر فراز و نشيبي بوده و اشکالات و ضعف‌هاي فراواني هم داشته، ادامه پيدا کند تشيع مي‌تواند مذهب اول مسلمانان قاره آفريقا باشد. اگر ما اين حرکت را بهبود ببخشيم و نقايص آن را برطرف کنيم سير ما بسيار سريع‌تر و قوي‌تر خواهد بود.

نکته مهم شناخت صحيح و ميداني از منطقه است نکته دوم هم اين است که ما آفريقا را يک کشور فرض نکنيم. الان در مصاحبه ما از آفريقا به عنوان يک کشور صحبت شد، اما کشور به کشور آفريقا شرايط خاص خودش را هم دارد.