نگاهی به کشور الجزایر

  • کد خبر: 2532
  • منبع خبر: algeria.blogfa.com

خلاصه الجزاير کشوري است در شمال غربي آفريقا، که از شمال به درياي مديترانه و از مشرق به غرب تونس و از جنوب به صحراء و از مغرب به بلاد مغرب اقصي محدود است.


الجزاير کشوري است در شمال غربي آفريقا، سکنه آن 8931000 تن است که از آن يک ميليون غير مسلمان و از اين يک ميليون 700000 تن فرانسوي هستند. از شمال به درياي مديترانه و از مشرق به غرب تونس و از جنوب به صحراء و از مغرب به بلاد مغرب اقصي محدود است.

الجزاير به سه منطقه تقسيم مي شود:

اول- منطقه تل که ميان کوه «الاطلس» و درياي مديترانه قرار دارد و سرزمين زراعي است. دوم- جلگه هاي مرتفع که براي چراگاه چارپايان مناسب است و درياچه هايي شور دارد. سوم- جبل اطلس صحراوي که در بعضي جاها داراي واحه هايي است.

 

محصولات زراعي

حبوبات، انگور، زيتون، ميوه ها، سبزي ها، توتون، پنبه و محصولات معدني آن: آهن، ارزيز، رصاص، فسفات و فرآورده هاي صنعتي آن: مواد خوراکي، شيميايي و گياهي است.

 

تقسيمات اداري

الجزاير به 13 ايالت تقسيم شده است بدين قرار: الجزاير، بطنا، بونه، قسنطينه (کنستانتين)، المديه، مستغانم، اُران، اورلئانس وبل (ارلينزفيل)، وهران، سطيف، تياره، تيزي اوزو، تلمسان. و مناطق سه گانه جنوبي: تقرت، غردايه و عين الصفراء نيز جزء الجزايرند و از نظر اداره حکومت بدان مي پيوندند و همچنين است واحات يا واحات صحرا که شامل سرزمين هاي خشک و لم يزرع و داراي معادن نفت است. پايتخت اين کشور، الجزاير است که 500000 تن سکنه دارد و بندري تجاري مهم بر درياي مديترانه و شهري صنعتي است، خوراک ها و صنايع شيميايي و پارچه بافي از جمله مصنوعات آنست و دانشگاه معروفي دارد. شهرهاي معروف الجزاير بدين قرار است:

الجزاير، وهران، فليپ ويل (فليبفيل)، بونه، بجايه (همه اينها بندرند)، قسنطينه، سطيف، بليدا، سيدي بن عباس، تلمسان، وُجدَة. در کيهان سال 41 چنين آمده است: مساحت الجزاير چهار برابر مساحت فرانسه و نزديک به يک برابر و نيم مساحت ايران است و جمعيت آن در حدود نه ميليون تن است که از اين عده يک ميليون تن فرانسوي، اسپانيايي، ايتاليايي، مالتي و مسيحي هستند و بقيه مسلمانند و به زبان عربي تکلم مي کنند، در اين کشور هر سال 3 ميليون تن آهن، 705000 تن فسفات و 280000 تن زغال بدست مي آيد، در جنوب و جنوب شرقي الجزاير معادن وسيع نفت نيز هست.

 

تاريخچه

قبل از تجاوز فرانسه، الجزاير داراي استقلال کامل بود و اداره آن به عهده يک تن بود که لقب «داي» داشت. سرتاسر کشور مرکب بود از 3 استان بزرگ که اداره هر يک از استانها به عهده يک «باي» بود. الجزاير با کشورهاي مختلف جهان روابط ديپلماسي داشت. کشتي هاي متعدد اين دولت گندم و ساير محصولات و توليدات کشور را به نقاط مختلف جهان صادر مي کرد. فکر تصرف الجزاير از پايان قرن هشتم هجري به بعد، يعني از زمان انقضاي جنگ هاي صليبي که با فداکاري هاي صلاح الدين ايوبي به نفع مسلمانان پايان يافت بوجود آمد. در سال 1146 ه'. ق. «لاوي کري» کشيش معروف که مطالعاتي در کشورهاي آسيايي و آفريقايي داشت رسماً اعلام کرد: «رسالت الهي به ما حکم مي کند که مردم الجزاير را تابع دين مسيح کنيم و تمام اين نقاط را به نور تمدن انجيل منور سازيم». بدين ترتيب و با بهانه هاي مذهبي فکر اشغال الجزاير بوجود آمد و سرانجام در پنجم ژوئيه 1830م (تيرماه 1209ه.ش) نيروهاي فرانسوي پس از نبردي که 22 روز ادامه داشت وارد شهر الجزاير پايتخت الجزاير شدند، «داي» تسليم شد و نيروهاي نظامي دولتي متواري گشتند، ولي چنانکه خواهيم ديد مردم اين کشور هرگز تسليم نشدند و تا پيروزي نهايي به نبرد ادامه دادند.

 

نخستين جنگ

مردم به سرکردگي «امير عبدالقادر» و پدرش «محيي الدين» پس از تصرف الجزيره و شهرهاي ديگر در «ميليه» جلو ژنرال «کلوسيل» را گرفتند. در سال 1213ه.ش عبدالقادر فرانسويان را ناچار به عقد قراردادي کرد که بر طبق آن مسلمانان داراي آزادي در بجا آوردن احکام مذهبي و رفت و آمدهاي تجاري شدند و اسيران خود را نيز پس گرفتند. عبدالقادر تا سال 1226ه.ش مبارزات مردم را رهبري کرد و در مقابل 180 هزار متجاوز فرانسوي ايستاد، ولي فرانسويان به تدريج قراردادها را زير پا گذاشتند و سرانجام در اين سال عبدالقادر را دستگير کردند و نخستين مرحله مقاومت منظم الجزايريان را موقتاً درهم شکستند. پنج سال بعد «محمد بن عبداللّه» و پسرش «سيد سليمان» در واحه هاي جنوب به مدت 20 سال بر ضد نيروهاي فرانسه دست به مقاومت منظم زدند ولي در سال 1249ه.ش در «سيدان» شکست خوردند و مرحله ديگري از مبارزات مردم الجزاير بدون نتيجه پايان يافت.

پس از اين مراحل «محمد مقراتي» و «شيخ حداد» با صد هزار تن فرانسويان را نزديکي ساحل مديترانه عقب زدند، ولي شدت عمل و خشونت فرانسويان و مرگ «مقراتي» در سال 1251ه.ش مردم را ناچار به عقب نشيني کرد. يک انقلاب مهم ديگر در سال 1295ه.ش در کوه «اوراس» روي داد، باز هم نتيجه لازم بدست نيامد. بدين ترتيب مردم الجزاير در همين حال که خود را مهياي مقاومت هاي مثبت بعدي مي کردند مهر سکوت بر لب زدند و با بي اعتنايي به سربازان فرانسوي و بايکت آنان که به شدت فرانسويان را ناراحت مي ساخت دست به مبارزه منفي زدند.

 

انقلاب قسطنطنيه

نخستين انقلاب پس از اين دوران طولاني سکوت در سال 1324ه.ش از شهر قسطنطنيه يا قسنطينه (واقع در شمال شرقي الجزاير) آغاز شد. در اين سال که جنگ جهاني دوم در شرف پايان بود مردم الجزاير که خود را حتي الامکان آماده کسب استقلال کرده بودند قيام کردند، ولي فرانسه با شدت عمل غير منتظره در برابر اين قيام ايستاد و 45000 تن از مردم الجزاير را کشت و بدين ترتيب به آنان آموخت که خود را براي جهاد وسيعتر و طولاني تر آماده کنند و آنان نيز همين کار را کردند.

در الجزاير 3 ميليون هکتار اراضي قابل کشاورزي هست. در ماده پنجم قراردادي که در همان سال 1209ه.ش از طرف ژنرال «بورمون» فرانسوي به الجزاير تحميل شده بود فرانسه تعهد کرد که به اراضي مردم دست درازي نکند ولي پس از استقرار در اين کشور، دست به مصادره اراضي و اموال عمومي زد بطوري که قسمت عمده زمين هاي اراضي در اختيار اقليت فرانسوي قرار گرفت و 6 ميليون و 500 هزار کشاورز الجزايري فقط 3 ميليون هکتار زمين نامرغوب قابل کشت داشتند. متجاوزان براي اجراي اين تصميمات عده زيادي را تبعيد و زنداني کردند بطوري که دولت فرانسه ناچار شد هياتي را براي رسيدگي به وضع اراضي به الجزاير بفرستد، اين هيات در گزارش خود نوشت: در خلال يک شب و روز مملکت الجزاير به يک صحنه بزرگ ظلم و غضب تبديل شده است، فقط کساني مي توانند اراضي خود را حفظ کنند که يکي از استقلال طلبان را به قواي فرانسه معرفي کنند و البته اين نوع اشخاص پست در الجزاير بسيار کميابند.

 

جنبش آزاديبخش

اما جنبش اصلي و آزاديبخش الجزاير و استخوان بندي آن، در سال 1316ه.ش «مصالي»، «عمران»، «عبدالرحمن کيوان» و عده اي ديگر از رهبران الجزايري حزب «انتصارالحريات الديمقراطيه» (پيروزي و کسب آزادي و دموکراسي) را تاسيس کردند ولي پس از قتل عام بهار 1324ه.ش در قسطنطنيه اين حزب غير قانوني اعلام شد و رهبران حزب بطور مخفي مبارزه استقلال طلبانه خود را ادامه دادند در خرداد همان سال اکثريت کميته رهبري حزب که 28 تن بودند تصميم خود را براي شروع انقلابات عمومي گرفتند و «مولاي مرباح»، «مصالي» و «احمد مرغنه» را که مخالف اين اقدام بودند برکنار کردند. در آغاز پاييز همين سال طبق دستور کميته رهبري، انقلاب شروع شد و در يک روز در 68 شهرستان الجزاير موسسات و پادگان هاي فرانسه مورد حمله قرار گرفت. اين 28 تن که پس از شروع انقلاب «جبهه آزاديبخش الجزاير» را به منظور رهبري نظامي انقلاب تشکيل دادند عبارت بودند از: دکتر محمدالامين دباغين (رهبر کل جبهه)، احمد بن بلا، عمران، عبدالرحمن کيوان، دکتر حسين آيت، احمد و محمد خيضر، محمد بودياف، دکتر محمد اشرف، محمد يزيد، عبدالحميد مهري، احمد بودا، محمد العربي مهيدي که در زير شکنجه فرانسويان جان سپرد و 16 تن ديگر.

پس از تاسيس جبهه اعلام شد که هيچ حزبي نمي تواند به جبهه ملحق شود مگر آنکه قبلاً انحلال خود را اعلام نمايد و سپس افراد آن به عضويت جبهه درآيند تا يکپارچگي کامل در جهاد و انقلاب محفوظ بماند و جبهه که نماينده تمام مردم الجزاير است بتواند وظيفه خود را بهتر و زودتر انجام دهد. جمعيت «العلماء» و حزب «احباب بيان الحريه» که رهبري اولي با شيخ محمد بشير الابراهيمي، محمد توفيق المدني و شيخ العربي البستي و رهبري دوم با فرحت عباس و دکتر احمد فرانسيس بود، فوراً منحل شدند و به جبهه پيوستند. هنگام شروع انقلاب در 1334ه.ش عده ارتش انقلابيان که آن وقت شکل پارتيزاني داشت به 3 هزار تن مي رسيد، مردم الجزاير قبل از شروع انقلاب سعي مي کردند تا با مذاکرات مسالمت آميز استقلال خود را تحقق بخشند ولي فرانسه به هيچ وجه زير بار نرفت و مردم الجزاير نيز پس از شروع انقلاب که مراحل ابتدائي آن علني بود مرکز خود را در کوه هاي اوراس و شمال قسطنطنيه و مناطق القبايل قرار دادند. طولي نکشيد که عده افراد ارتش آزاديبخش از 15 هزار تن نيز تجاوز کرد.

گذشته از اين گروه، آن عده از مردم نيز که به کار و زراعت و ساير امور اشتغال داشتند به همکاري غير مستقيم با برادران قهرمان خود پرداختند و دستورات جبهه را در مورد اعتصاب و اعتراض و غيره بکار مي بستند، حتي کشتارهاي دسته جمعي از طرف فرانسويان نيز اين مردم را از ادامه مبارزات استقلال طلبانه باز نمي داشت. در روز اول انقلاب اعلاميه مفصلي از طرف جبهه آزادي الجزاير انتشار يافت، در اين اعلاميه هدف انقلابيان به خوبي تشريح شده بود، کليه مردم الجزاير اين اعلاميه را پذيرفتند و در نتيجه فشار قواي فرانسه بر مردم عادي الجزاير به حدي زياد شده بود که طي 3 سال اول 400 هزار تن از کسبه و مردم عادي الجزاير به تونس گريختند. مهمتر اينکه بر طبق آمار منتشر شده اکثر شهداي الجزاير از ميان همين مردم خارج از ميدان جهاد مي باشند، از همين زنان و کودکان و پيرمردان که به زندگي عادي خود ادامه مي دادند. اقدام مليون الجزاير از همان آغاز کار قاطع و سريع و فداکارانه بود و کشتارهاي وحشيانه آنان را از ادامه راهي که در پيش گرفته بودند باز نمي داشت.

 

ستاد ارتش آزاديبخش الجزاير

در مدت هشت سال هر روز ارقام کشته شدگان افزايش مي يافت، ولي روز به روز بر مبارزه دليرانه مردم الجزاير و به همين نسبت بر شدت عمل و ترور و کشتار فرانسويان افزوده مي شد. از اوايل مهرماه 1334ه.ش تحول بزرگي در کار انقلابيان به عمل آمد و يک جبهه نظامي آنان در مغرب الجزاير شروع به کار کرد. اين اقدام فرانسويان را بيش از پيش مضطرب ساخت و نيروهاي اعزامي فرانسه در الجزاير رو به افزایش گذاشت و به 600 هزار سرباز مسلح بالغ شد. بسياري از اين افراد از اعضاي لژيون معروف فرانسه بودند و در مقابل الجزايريان چنان شدت عمل از خود نشان دادند که صفحه هاي ننگيني در تاريخ به جاي گذاردند و در مقابل صفحات افتخارآميزي نيز در تاريخ الجزاير باز شد و نام افراد فداکاري مانند جميله بوحيرد و جميله بوپاشا در آن صفحات مي درخشد. آمار کشته شدگان در 19 ماه آغاز نبرد الجزاير به 10500 تن رسيد.

 

هفته خون

بزرگترين رقم کشتار الجزاير مربوط به هنگامي است که مسأله اين کشور در سازمان ملل متحد مطرح گرديد. جبهه آزادي الجزاير روز هفتم اسفند 1335ه.ش مردم را به يک اعتصاب 8 روزه دعوت کرد و از فرداي آن روز اعتصاب آغاز شد و در همين روز فرانسويان ارتباط الجزاير را با دنياي آزاد به کلي قطع کردند و براي درهم شکستن اعتصاب کوشيدند ولي کوشش هاي آنان به جايي نرسيد و در اين هفته جمعاً 700 تن از مليون و 45 سرباز فرانسوي به قتل رسيدند و به طور کلي از آغاز نبرد تا پايان هفته اعتصاب بيش از 2500 تن از سربازان فرانسوي و 17000 تن از مليون به قتل رسيده بودند پس از پايان اعتصاب نيز از شدت مبارزه کاسته نشد و تا ارديبهشت ماه 1337ه.ش که به دنبال تشنجات شديد سياسي در فرانسه، ژنرال دوگل زمامدار شد، کشتار همچنان ادامه داشت چنانکه در قتل عام دهکده کازبا (واقع در کوهستان هاي شرقي الجزيره که مليون از اين دهکده براي عبور از شرق الجزيره به نقاط جنوبي استفاده مي کردند) 302 تن پير و جوان مسلمان کشته شدند و زنان و کودکان از فرط وحشت گرفتار اختلاله اي عصبي شدند.

 

دستگيري سران جبهه

روز اول آبان 1335ه.ش پنج تن سران جبهه آزادي الجزاير بدست فرانسويان ربوده شدند. دستگيرشدگان احمد بن بلا، محمد حفيدا، مصطفي لاشف، محمد بودياف و حسين احمد بودند و دستگيري اين پنج تن موج عظيمي از احساسات مردم جهان را عليه دولت فرانسه برانگيخت.

 

مرحله جديد

در اوايل سال 1338ه.ش مقارن با روي کار آمدن ژنرال دوگل مرحله اي تازه در مبارزات مردم الجزاير آغاز شد. در 29 شهريور سران جبهه هاي آزادي بخش الجزاير تشکيل دولت آزاد را به رياست فرحت عباس اعلام کردند و در کابينه اين دولت احمد بن بلا معاون نخست وزير و کريم بل قاسم وزير جنگ بود.

در مهرماه سال 1337ه.ش ژنرال دوگل که پيش از اين به کمک کميته نجات ملي در الجزاير روي کار آمده بود نردبان ترقي خود را سرنگون ساخت بدين ترتيب که بنا به دستور او افسران ارتش فرانسه از کميته انقلابي خارج شدند، بدنبال اين تصميم فرانسويان مقيم الجزاير اعتصاب کردند ولي ژنرال دوگل به کوشش خود براي حل مساله الجزاير ادامه داد و مليون الجزاير نيز اعلام کردند که براي مذاکره با دولت فرانسه آماده اند. در آبان ماه سال 1339ه.ش يکبار ديگر افراطيان الجزاير (کميته نجات ملي) طغيان کردند ولي با شکست مواجه شدند و اين بار افراطيان، مسلمانان الجزاير را قتل عام مي کردند.

در ديماه 1339ه.ش رفراندوم دوگل براي خودمختاري الجزاير انجام شد. اما افراطيان دست راستي که سازمان ارتش سري را تشکيل داده بودند مانع از اين شدند که مساله الجزاير حل شود و ژنرال شال فرمانده نظامي فرانسه در الجزاير عليه دوگل کودتا کرد، اما اين کودتا نيز بي ثمر ماند. سرانجام قرارداد آتش بس در آخرين روزهاي بهمن ميان مليون الجزاير و فرانسه به امضا رسيد و در اسفند 1340ه.ش قرارداد آتش بس اجرا شد و بدين ترتيب به جنگ و خونريزي که در حدود 8 سال ادامه داشت پايان داده شد و اخيراً پس از اعلام آتش بس، قراردادي ميان الجزاير و فرانسه در شهر اويان منعقد شد که به نام قرارداد اويان معروف است. به موجب اين پيمان دولت الجزاير با حفظ تعهداتي در قبال فرانسه به استقلال نايل شد اما اين پيمان نيز مورد اعتراض الجزاير است و شايد در آينده نزديک دولت الجزاير آن را لغو کند. [به کتاب الجزاير و مردان مجاهد تاليف حسن صدر و مجله کاوش شماره 7 و قاموس الاعلام ترکي رجوع شود].

 

منبع: وبلاگ معرفی کشور الجزایر

http://algeria.blogfa.com