آنگولا در یک نگاه

  • کد خبر: 2558
  • منبع خبر: www.afran.ir

خلاصه جمهوری آنگولا، با وسعتی معادل ۱، ۲۴۶، ۷۰۰ کیلومتر مربع در واقع بزرگترین دولت پرتغالی زبان آفریقاست که از ۱۸ استان تشکیل شده است.


پایتخت (و بزرگترین شهر): لوآندا

زبان رسمی: پرتغالی

نوع حکومت: جمهوری

تاریخ استقلال از پرتقال: ۱۱ نوامبر ۱۹۷۵

تدوین قانون اساسی:11 نوامبر 1975

روز ملی: روز یازده نوامبر

مساحت: ۱٬۲۴۶٬۷۰۰ کیلومتر مربع (۲۳ام)

واحد پول: کوانزا (AOA)

 

جغرافياي طبیعی

جمهوری آنگولا ( Republic of Angola )، وسعتی معادل ۱، ۲۴۶، ۷۰۰ کیلومتر مربع (۴۸۱، ۳۵۴ مایل مربع) را شامل می‌شود، که در واقع بزرگترین دولت پرتغالی زبان آفریقا نیز است. این کشور از ۱۸ استان تشکیل شده است که یکی از آنها یعنی استان کابیندا توسط باریکه‌ای از کشور زئیر، از شرق کنگو از دیگر ایالت‌ها جدا می‌باشد.

آنگولا به‌علت موقعیت جغرافیائی آن در مرکز قسمت جنوبی قاره آفریقا، همراه با ساحل طولانی در کنار اقیانوس اطلس نقشی اساسی در ارتباط کشورها و ملت‌های آفریقا می‌تواند به عهده داشته باشد. سواحل این کشور عموماً قابل کشتیرانی و مناسب برای ایجاد تاسیسات بندری، اسکله، موج شکنی می‌باشد. ۳ شهر مهم این کشور یعنی لوآندا، بانگوئلا و نامیب، دارای بندر مهم با تاسیسات قابل توجه می‌باشند.

کشور «آنگولا» به طول بیش از 1600 کیلومتر در کرانه اقیانوس اطلس جنوبی در جنوب غربی آفریقا قرار گرفته، کشور زئیر در شمال و زامبیا در مشرق و نامیبیا در جنوب آنگولا قرار دارد. آنگولا بر فلاتی به بلندی 1829 متری از سطح دریا قرار دارد و در خط ساحلی زمین هایش پست است و جنگل های شمال شرقی آنگولا چوبهای سخت دارد.

پایتخت آنگولا، شهر لوآندا ( Luanda ) با 2 میلیون و 800 هزار نفر می باشد. مساحت آنگولا 1 میلیون و 246 هزار و 700 کیلومتر مربع و جمعیت آن 12 میلیون و 263 هزار نفر می باشد. از مهمترین شهرهای آنگولا می توان به هوآمبو 174 هزار نفر، لوبیتو 138 هزار نفر، بنگوئلا 135 هزار نفر و نامیبه 133هزار نفر اشاره کرد. پوشش گیاهی بیشتر خاک آنگولا را ساوان تشکیل می دهد، از نظر اقلیمی آنگولا دارای آب و هوای گرم و خشک در جنوب و امتداد ساحل اقیانوس اطلس جنوبی و گرم و مرطوب و پرباران در مناطق شمالی و هم مرز با جمهوری دموکراتیک کنگو می باشد، بلندترین نقطه ی آنگولا منطقه ی مورو دی موکو ( Moro de Moco ) است که 2620 متر ارتفاع داشته و در غرب آنگولا واقع شده است.

درجه حرارت در لوآندا در ژانویه 6/25 درجه و در جولای 6/20 درجه صدبخشی و ریزش سالانه باران 323 میلی متر می باشد.

 

جغرافياي انسانی

جمعیت آنگولا حدود 18 میلیون نفر است که میانگین سنی آن ها 9/17 سال می باشد. امید به زندگی برای زنان 54.2 سال و برای مردان 38.76  سال است.

 

زبان

پرتقالي (رسمي)، بانتو و ديگر زبان‌هاي آفريقايي

 

قبايل

آنگولا داراي 5 قبيله مهم است؛ اويمبوندو، كيمبوندو، باكونگو و مستيكو

 

نژاد

37 % آنگولایی ها، اوویم باندو، 25 % کیم باندو، 13 % باکُنگو، 2 % مستیکو و 1 % نیز اروپایی و نژادهای دیگری مثل ومه، هومبه، چوکوه، لوئه نا دارند.

 

جغرافياي سیاسی

کشور آنگولا ۱۸ استان دارد و شهر هاي مهم آن لوآندا، هوامبو، بنگوئلا و لوبیتو هستند.

 

تاريخ باستان

ساکنان اصلی آنگولا که سالها پیش در این منطقه ساکن بودند را قوم خویسان (Khoisan ) تشکیل می دادند، هزار سال بعد تعداد زیادی از قوم بانتو ( Bantu ) به این ناحیه مهاجرت نموده و حکومت مقتدری را برپا کردند. نام آنگولا از نام پادشاه قوم بانتو، که بر منطقه ی اندونگا ( Ndonga ) حکومت می کرد مشتق شده است، نام این پادشاه انگولا ( Ngola ) بود. تاريخ آنگولا پر است از فراز و نشيب هاي تلخ و شيرين، اما بطور كلي دانش کمي درباره تاريخ باستان آنگولا، در امتداد جنوب دهانه کنگو، وجود دارد. در اين بخش سعي شده است كه تاريخ اين سرزمين را از قرن 15 ميلادي بصورت اجمالي بررسي كنيم.

 

آنگولا و برده داري، قرن 15 تا 19 پس از ميلاد

مردمان آنگولا، تا زماني که مهاجرين بانتو از شمال با خود تکنولوژي آهن را در هزاره اول آوردند، در دوران نوسنگي زندگي مي کردند.

زماني که پرتغالي ها  در قرن 15 شروع به تجارت در غرب ساحل آفريقا کردند، توجه خود را به گينه و آنگولا متمرکز نمودند. در ابتدا آنها براي دستيابي به طلا در آنگولا بسيار اميدوار بودند، ولي در نهايت دريافتند که صادر کردن برده بسيار با ارزش تر و در دسترس تر مي باشد. با اين وجود پرتغالي ها فقط يک پايگاه در اين دو منطقه (آنگولا و گينه) تاسيس نمودند.

عليرغم اينكه در سال 1836خريد و فروش برده در آنگولا  ممنوع گرديد، اما در امپراطوري پرتغال، تا پايان سال 1875، برده داري به صورت قانوني باقي ماند.

 

دوران استعمار و مبارزه با آن، 1885-1975 بعد از ميلاد

در سال 1880، مستعمرات پرتغال توسط قدرت هاي اروپايي  محدود گرديد و يازده سال بعد (در سال 1891) مرزهاي پرتغال در آنگولا، طي مذاکراتي در اروپا، مورد توافق قرار گرفت. پرتغال در اين زمان فقط به ناحيه کوچکي از مستعمرات خود به طور موثر کنترل داشت.

در سال 1885، ساخت و ساز راه آهن ميان دو کشور لواندا و مالانج، داخل سرزمين هاي حاصلخيز کوهستاني،  آغاز گرديد. پس از آن، پرتغال به منظور فراهم آوردن شرايط دسترسي به دريا، براي انتقال منابع غني كنگو، در سال 1902 ميلادي دست به ايجاد يك خط راه آهن نمود. خط آهن مذكور در سال 1928 به حاشيه کنگو رسيد.

در نيمه دوم دهه 1920، كنترل عوامل پرتغالي در آنگولا شديدتر شد. علت اين مسئله تغيير حكومت در پرتغال بود. در آن زمان رژيم پرتغال ميان دو تحول شديد از رژيم سلطنتي به جمهوري در سال 1925 و سپس طي يک کودتاي نظامي منجر به حکومت ديکتاتوري در سال 1926 قرار گرفت.

در سال هاي اوليه استعمار، درگيري ها تقريبا ميان حکمرانان گوناگون آفريقايي و پرتغالي ادامه داشت و به يک مبارزه روشمند براي پيروزي تبديل شده بود. سرزمين هاي پادشاهي يکي پس از ديگري برانداخته شدند. سرانجام در سال 1920 تمام کشور آنگولا تحت کنترل قرار گرفت. اين زمان طولاني تر از دوران برده داري نبود. کشت و زرع ها تحت يک سيستم اجباري و توسط کارگران آفريقايي صورت مي گرفت.

در بين سال هاي 1950 تا 1960 بود كه براي آزادي آنگولا، سه گروه غير نظامي شکل گرفت. نخستين و قدرتمند ترين اين گروه ها "جنبش نجات بخش مردمي براي آنگولا" (MPLA) بود كه توسط گروهي از اعضاي کمونيست، و با حمايت اتحاد جماهير شوروي، در سال 1956، تشكيل شد. در همان سال با کمک هاي ايالت متحده امريکا، "جبهه ملي براي نجات آنگولا" (FNLA) نيز شروع به كار كرد. در سال 1966 نيز "اتحاد ملي براي استقلال تمام آنگولا" (UNITA) به وجود آمد. "يونيتا" کمک هاي کمي از جانب کشورهاي خارجي دريافت مي كرد اما بخش قابل توجه حمايت ها از طرف طايفه اي از توابع جنوب آنگولا پرداخت مي گرديد.

مشکلات پرتغالي ها در آنگولا تنها به وجود اين سه گروه غير نظامي مربوط نمي شد، بلکه تظاهرات و تحصن کارگراني که به اجبار در مزارع قهوه و نخ مشغول به کار مي شدند نيز از ديگر عواملي بود كه اين استعمارگر را وارد سرازيري در هرج و مرج مي كرد (در سال 1961). در مقابل اين هرج و مرج ها، حکومت در ليسبون پرتغال واکنش شديدي نشان داد و تعداد زيادي از سربازان را به نواحي مستعمره فرستاد. از ديگر اقدامات شتابزده پرتغالي ها مهاجرت روستائيان پرتغالي به آنگولا، به منظور اقامت آنها در کشتزارهاي آفريقا بود. از طرفي اصلاحات جديد (بهبود قوانين آموزش و پرورش و سلامتي و اتمام کار اجباري) زماني مطرح شد که تلاش براي آرام کردن عموم مردم آنگولا به کندي صورت مي گرفت.

اين آشوب ها به گروه هاي نظامي فرصت داد که در سراسر سال هاي 1960 تا 1970 به صورت کاملا فعال عليه نيروهي استعماري لشکر کشي هايي را انجام دهند. البته اختلافات دروني ميان اين سه گروه باعث شد كه علاوه بر مبارزه با استعمار، آنگولا درگير جنگ هاي داخلي هم بشود.

كودتاي 1974 در پرتغال، تبعات بسيار سريعي در مستعمرات اين كشور در آفريقا بهمراه داشت كه آنگولا نيز از آن مستثني نبود. اما درگيري هاي داخلي و جنگ هاي داخلي در آنگولا، به مردم و آن سه گروه كه براي آزادي آنگولا مبارزه مي كردند، اجازه نداد تا از اين فرصت بوجود آمده نهايت استفاده را ببرند. پس از كودتاي 1974 در پرتغال، تمام مستعمرات پرتغالي در آفريقا خيلي زود به استقلال رسيدند. در سپتامبر همان سال گينه به استقلال رسيد و به دنبال آن موزامبيك، در ژوئن 1975، خود را مستقل خواند. در سال 1975 جمهوري کيپ ورد بنيان گذاري شد و آنگولا نيز در خلال جنگ‌هاي داخلي، در نوامبر 1975، اعلام استقلال كرد.

 

استقلال و سال هاي پس از 1975 ميلادي

قبل از کناره گيري رسمي پرتغال در سال 1975 از استعمارگري آنگولا، جنگ هاي داخلي در آنگولا شدت گرفت. درگيري ها به منظور به دست گرفتن پايتخت (لواندا)، و در نهايت حكومت مركزي انجام مي شد. در نهايت اين   جنبش MPLA بود كه توانست بر رقيبان خود پيروز شود و حكومت را در دست بگيرد. اما در عين حال UNITA معتقد بود كه از حمايت مردمي بيشتري، نسبت به ديگر گروه ها، برخوردار است. يونيتا براي برگزاري انتخابات در آنگولا،‌با پزتغال وارد مذاكره شد. اما پرتغالي ها مشتاق ترک هر چه سريع تر و بدون کوچک ترين تفويض رسمي قدرت به دولت بعدي بودند. سرانجام MPLA كه علاوه بر شوروي از حمايت كوبا نيز برخوردار بود، حكومت را در دست گرفت و دولت آنگولا را مستقل خواند. "آگوستينو نتو" شاعر مشهور، که از سال 1962 رهبري MPLA  را در ددست داشت، رئيس جمهور شد.

در مقابل حكومت مركزي، يونيتا و FNAL يک دولت رقيب در ناحيه کوهستاني هوامبو تشکيل دادند. در آنجا آن ها از نيروهي آفريقاي جنوبي در همسايگي ناميبيا عليه MPLA مارکسيستي سربازگيري نمودند. اين نزاع در آنگولا باعث گسترده شدن جنگ هاي سرد گرديد. ايالات متحده با فرستادن سرمايه براي دو گروه يونيتا و FNAL درگيري را تا جنوب آفريقا پيش برد. شوروي  نيز براي MPLA کمک هايي فراهم نمود. اين حمايت ها زماني صورت گرفت که کاسترو رئيس جمهور وقت كوبا، علاقه زيادي به گسترش کمونيسم در آفريقا داشت و گروه هاي بزرگي از سربازهاي کوبايي را به آنگولا فرستاد. خيلي زود در نوامبر 1975، نيروهاي آفريقاي جنوبي و سربازهاي کوبايي در "ابو" با يکديگر درگير شدند كه سرانجام اين نبردها به سود کوبايي ها تمام شد.

به دليل همسايگي آنگولا با ناميبيا درگيري ها در جنوب آفريقا سال ها ادامه پيدا کرد. از ديدگاه آفريقاي جنوبي ادامه کنترل در ناميبيا و جنگ کمونيستي از جانب كوبا در آنگولا به يک هدف يکسان تبديل شده بود. اما در 1988 پيماني مفروض شد كه باعث شد هر دو طرف نيروهاي خود را از آنگولا فراخواندند. با اين وجود جنگ هاي داخلي در آنگولا، هنوز، به صورت فرآيندي داخلي مطرح بود. در اواخر 1980، FNLA تا حدود زيادي اعتبار خود را از دست داد.

از سال 1989 تلاش هاي متعددي براي دستيابي به آتش بس صورت پذيرفت. اين توافق زماني در مسير هموارتري قرار گرفت كه MPLA تصميم گرفته بود، از مارکسيسم – لنينيسم دست بردارد و طي يک پيمان، در سال 1991، ارتش دو رقيب ادغام، و انتخابات چند بخشي برگزار شد. همانطور كه مقرر گرديده بود، انتخابات در سال 1992 برگزار شد و MPLA در مرحله دوميونيتا  را شکست داد. ساويمبي (رهبر يونيتا) از پذيرفتن نتيجه بدست آمده امتناع کرد و اين جرقه اي براي آغاز دوباره جنگ هاي داخلي بود(حتي با شدت بيشتر). طبق برآورد، طي دو سال جنگ بيش از 2 ميليون از مردم آواره شدند (20% از جمعيت) و بيش از 20 ميليون مين در زمين کاشته شده است.

تحت ميانجگري سازمان ملل در لوزاکا (پايتخت زامبيا) پيمان صلح سستي در سال 1994 منعقد گرديد. اين پيمان شامل بسيج عمومي نيروهاي يونيتا و حضور تدريجي آنها بعنوان يك حزب سياسي در دولت بود. همچنين مقرر گرديد كه رهبر يونيتا بعنوان معاون رياست جمهوري فعاليت كند. برخلاف اين مذاكرات و توافقنامه ها، پيشرفت صلح قانع کننده نبود و بسيج عمومي نيروها خيلي زود شکست خورد و ساويمبي در تصميم خود در معاونت رياست جمهوري تجديد نظر كرد.

در دسامبر 1998 كه همه نشانه هاي توافق  به رنگ باختند، بار ديگر جنگ داخلي به صورت تمام عيار آغاز شد. طي سال 1999 يونيتا کنترل 75% از حومه شهرها را در اختيار گرفت، دهقانان وحشت زده مجبور شدند به شهرستان هاي تحت حمايت دولت بروند که در آنجا گرسنگي و بيماري زندگي صدها هزاران نفر را تهديد مي کرد. برنامه جهاني غذاي سازمان ملل نااميدانه سعي مي كردند کاميون هاي تدارکات اضطراري خود را از ميان جاده هاي مين گذاري شده و کمين هاي نيروهي يونيتا عبور دهند. در همين زمان توجه جامعه بين المللي سخت متوجه کوزوو بود. در نهايت در سال 2002 بار ديگر صلح در آنگولا برقرار شد.

هيچ کشوري در جهان مانند آنگولا چنين شروع سخت و مداومي بري آزادي نداشته است، ظرفيت هاي بسيار غني از منابع طبيعي در اين کشور موجود است اما رنج هاي بسياري را از ضرباتي که به خود زده، متحمل شده است.

 

فرهنگ

فرهنگ عمومی

زبان رسمی آنگولا، پرتغالی می باشد، همچنین زبان بانتو و اویمبوندو، کیم بوندو، کنگوئی، لوایمبی، نیانه کا و یر زبان های بومی آفریقائی نیز کاربرد دارد و نرخ باسوادی در این کشور 20 درصد است.

 

ارتباطات

اغلب وسایل ارتباطی روز بیشتر در لوآندا، پایتخت آنگولا، در دسترس هستند و هرچه از پایتخت دورتر شوید میزان دسترسی‌ها هم کمتر می‌شود.

 

ادیان و مذاهب

دین 12 % مردم آنگولا، عقاید بومی و قبیله ای، 68 % کاتولیک و 20 % پروتستان می باشد .

 

معروف ترين شهرهاي آنگولا

لوآندا LUANDA

پایتخت و بزرگترین شهر کشور آنگولا و مرکز مهم صنعتی و بندر این کشور لوآندا با 6میلیون نفر جمعیت می باشد. این شهر بر کرانه‌های غربی قاره‌ی آفریقا، در طول اقیانوس اطلس برافراشته شده است. صنایع این شهر شامل ریخته‌گری، فلزکاری، اره کشی، پارچه بافی و سیمان، چاپ و فراوری خوراک و دارای فرودگاه راه‌آهن شهری است.

پرتغالی‌ها در 1575 یک کولونی درآنگولا ایجاد و شهر لوآندا در 1576 بنا کردند. این شهر مرکز عمده‌ی سکونتی و اقامتی پرتغالیها در آنگولا شد. پرتغالی‌ها تعداد بسیاری ساختمانها به شیوه‌ی اروپایی در این سامان ساختند که شامل یک دژ، کلیساها، ساختمانهای تجاری و دولتی و بلوک‌های آپارتمانی است و بناها و کلبه‌هائی نیز در بیرون شهر ایجاد نمودند.

در 1975 آنگولا استقلال یافت، اما جنگ‌های داخلی آسیب‌های فراوانی را بر این سرزمین وارد کرد و پرتغالی‌ها منطقه را ترک کردند. اکثر جمعیت لوآندارا سیاه پوستان آفریقایی تشکیل می‌دهد. منطقه شهری در کرانه دو ایالت از 18 ایالت آنگولا قرار دارد. این شهر بر اثر بحران‌های اجتماعی منطقه از نظر جمعیت رشد فراوانی یافت. و سیل پناهندگان به واسطه جنگ‌های داخلی به سوی آن روان گشت. و این جنگ‌ها مایه بی‌رونقی بلکه نابودی اقتصاد منطقه شد.

در سال 1995 جمعیت این شهر 2/2 میلیون بود و یک پنجم جمعیت کل کشور در این شهر ماندگار گشت. در سال 1985 نفت 95 درصد صادرات و 35 درصد درآمد سرانه کشور را تشکیل می‌داد. صنعت نفت تنها بخش فعال مهم صنعتی این سرزمین است. با این حال محصولات کشاورزی آن نقش مهمی دارد. ولی کشاورزی به شیوه سنتی صورت می‌گیرد.

 

لوبیتو Lobito

لوبیتو با یک میلیون نفر جمعیت از شهرهای آنگولا واقع در بندر اقیانوس اطلس است. در این بندر خط آهنی که به زکمگوئیر (ایالت کاتانگا) بپایان می‌رسد، وجود دارد که از لحاظ منابع و معادن غنی است.

 

اقتصاد

تاثیر حکومت بر اقتصاد

بواسطه برقراری حکومت کمونیستی از سال 1975 تغییرات بنیادی در اقتصاد کشور پدید آمد. همه بانکها در 1975 ملی و همه کارهای بازرگانی دولتی شد.

 

منابع طبيعي

نفت، الماس، آهن، فسفات، بوكسئيت، اورانيوم، طلا، سنگ خارا، مس و فلدسپات

 

صنايع

استخراج و پالايش نفت، معدن، سيمان، فرآوري ماهي و غذا، مشروبات الكلي، دخانيات، شكر، پارچه‌بافي و تعمير كشتي

 

تولیدات صنعتی

نفت، الماس، فرآورده های ماهی، تنباکو، پارچه، سیمان، فرآورده های غذائی و شکر

منابع طبیعی: الماس، طلا، آهن، نفت

 

محصولات عمده کشاورزی

قهوه، ذرت، پنبه، شکر، موز.

 

تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی این کشور (تخمین 2011) 115.9 بیلیون دلار و رشد واقعی سالانه تولید ناخالص داخلی (تخمین 2011) 3.7% و سرانه آن 5.900 دلار است. هشت میلیون و 24 هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند. 80 درصد از این نیروی کار در بخش کشاورزی مشغول هستند.

70 درصد مردم این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

 

میانگین نرخ تورم

میانگین نرخ تورم (2011) 14.3 درصد است.

 

ميزان صادرات و كشور هاي هدف

صادرات این کشور (تخمین 2010) 50.59 بیلیون دلار، شامل نفت خام، الماس، مواد نفتی فراوری شده، گاز، قهوه، ماهی، الوار و پنبه است که به کشورهای آمریکا، چین، تایوان، فرانسه و شیلی صادر می‌شود.

 

ميزان واردات و كشور هاي مرجع

واردات این کشور (تخمین 2010) 18.34 بیلیون دلار، شامل ماشین‌آلات و تجهیزات الکترونیک، وسایل نقلیه، تجهیزات پزشکی، مواد غذایی، منسوجات و تجهیزات نظامی است که از کشورهای آمریکا، پرتغال، کره جنوبی، چین، آفریقای جنوبی و فرانسه وارد می‌شود.

با اینکه آنگولا یکی از غنی ترین منابع نفتی را در قاره ی آفریقا در اختیار دارد ولی مردم آن از فقیرترین مردم جهان به شمار می روند . لازم به ذکر است که 65 % نفت آنگولا از منطقه ی کابیندا استحصال می گردد. بنا به گزارشات موسسات پولی جهانی، در شش سال اخیر بیش از 4 میلیارد دلار از عایدات فروش نفت آنگولا در خزانه داری آنگولا مفقود شده است.

 

سیاست

حکومت

سیستم حكومتی (قوه های كشور)

قوه مجریه؛ رئیس جمهور (رئیس حكومت و رئیس دولت)

قوه قانون گذاری؛ یك مجلسی

قوه قضائیه؛‌ دیوان عالی و دادگاه‌ قانون اساسی

نوع حکومت آنگولا جمهوری می باشد. جمهوری آنگولا دولتی حاکم و مستقل بوده که هدف اولیه آن ایجاد جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک براساس صلح، عدالت و پیشرفت اجتماعی، می‌باشد؛ دولتی دموکراتیک براساس قانون، که به اتحاد ملی تشکیل شده و براساس احترام به انسان، آزادی عقیده و وجود سازمان‌های سیاسی با محترم داشتن و ضمانت حقوق اساسی و آزادی افراد خواه فردی یا جمعی.

حزب حاکم آنگولا ام‌پی‌ال‌ای MPLA است که از سال ۱۹۷۵ پس از استقلال از پرتغال در این کشور حکومت می‌کند. البته بخش مهمی از کشور زیر فرمان و نیروهای یونیتا بود.

قانون اساسی در هنگام استقلال زیر نظر حزب حاکم MPLA تدوین و تصویب گردید. در دسامبر 1990 در قانون اساسی تغییراتی داده شد و در مارس 1991 حکومت تک حزبی بصورت چند حزبی درآمد و در ماه مه 1991 موافقت نامه ای میان حزب مخالف UNITA به تصویب رسید تا در 1992 انتخابات برگزار شد و نخستین انتخابات در 1980 برگزار و مجلس برای یک دوره سه ساله معین گردیده و قوه مجریه زیرنظر رئیس جمهور برای یک دوره مجدد به مدت 5 سال برگزیده شد و او شورای وزیران را برای اداره کارها معین نمود. پست نخست وزیری که در 1977 حذف شد، مجدداً در جولای 1991 بوجود آمد.

 

 احزاب مهم و رهبران آنها

PLD آناالیا دو ویكتوریا پرئیا، FNLA هلدن روبرتو، UNITA یسائیس ساماكوا،MPLA  جوز ادورادو دوس سانتوز و PRS  آنتونیو موآشینگو.

 

عضویت در سازمان های مهم منطقه و بین المللی:

شورای آفریقا، گروه بانك آفریقایی توسعه، اتحادیه آفریقا، سادك، جامعه كشورهای پرتقالی زبان، اوپك، فائو، آژانس انرژی اتمی، بانك بین المللی بازسازی و توسعه، یكائو، شوری بین المللی حمل و نقل پاك، شوری بین المللی حمل و نقل پاك، انجمن بین المللی توسعه، صندوق بین المللی توسعه كشاورزی، همكاری بین المللی مالی، فدراسیون بین المللی هلال احمر و جوامع صلیب سرخ، سازمان بین المللی كار، صندوق بین المللی پول، سازمان بین المللی دریانوردی، پلیس بین المللی، پلیس بین المللی، سازمان بین المللی مهاجرت (عضو ناظر)، اتحادیه بین المجالس، یزو، سازمان بین المللی ارتباطات ماهواره‌، اتحادیه بین المللی ارتباطات از راه دور، آژانس تضمین سرمیه‌گذاری چندجانبه، نم، سازمان ممانعت از سلاح‌های شیمییی، اتحادیه گمركی آفریقی جنوبی،  سازمان ملل، اتحادیه لاتین، سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، اتحادیه جهانی پست، سازمان جهانی مصرف، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های كارگری، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های كارگری، سازمان جهانی مالكیت فكری، سازمان جهانی مالكیت فكری و سازمان تجارت جهانی

 

سیستم اجرایی

در حال حاضر رئیس جمهور آنگولا خوزه سانتوس است که از سال 1979 یعنی زمانی که نخستین رئیس‌جمهور آنگولا درگذشت، در این سمت باقی مانده است. انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از وقفه‌ای طولانی در سال 2009 میلادی برگزار شد. انتخابات مجلس این کشور نیز شهریور ماه سال 1387(ه.ش) برگزار شد.

 

 

شخصیت ها

خوزه ادواردو دوسانتوس

"خوزه ادواردو دوسانتوس" (José Eduardo dos Santos) در 28 آگوست 1942 میلادی و در پایتخت آنگولا شهر لواندا به دنیا آمد. وی داری مذهب كاتولیك بوده و با فردی به نام "آنا پائولو" ازدواج كرده است. دوران سیاسی او از سن 19 سالگی آغاز گردید. وی در سال 1961 میلادی به سازمان جوانان حزب MPLA پیوست و در راه استقلال آنگولا به مبارزه پرداخت.

در سال 1974 میلادی وی مسئول هماهنگ كننده امور خارجی حزب شد و در پایتخت های مختلف كشور های آفریقیی فعالیت خود را گسترش داد، تا برای MPLA حامیانی جمع آوری كند و آن را در عرصه قاره شناخته شده ببیند. در سال 1963 میلادی وی از طرف حزب برای ادامه تحصیل به شوروی سابق بورسیه گردید و در رشته مهندسی نفت فارغ التحصیل شد. خوزه پس از آن تا سال 1969 میلادی در شوروی ماند و به ادامه تحصیل در رشته مخابرات پرداخت.

در سال 1970 میلادی به آنگولا بازگشته و در نمایندگی های حزب در یوگسلاوی،‌جمهوری دموكراتیك كنگو و چین نیز مشغول به فعالیت حزبی گردید.در نهایت در سال 1974 میلادی وی به عالی ترین مقام یك حزب كمونیستی (MPLA) رسید.

با استقلال آنگولا در سال 1975 میلادی، دوسانتوس وزیر امور خارجه دولت انتخابی شد، اما همچنان به فعالیت مستمر خود در حزب و افزیش ارتقی آموزش، اقدامات فرهنگی و سیر زیرساخت های حزب MPLA ادامه می داد. از این رو در سال 1978 میلادی وزیر طرح و برنامه كشور شد. به دنبال مرگ "آنتونیو آگوستینو نتو"، دوسانتوس در 10 سپتامبر 1979 میلادی به ریاست جمهوری آنگولا رسید و تا اكنون (2010) بر همین سمت تكیه زده است.

وی برای خروج نیروهای آفریقی جنوبی، آن زمان كه زیر سلطه آپارتید بودند، از آنگولا سخت تلاش كرد و به طور كلی چه از لحاظ سیاسی و چه اقتصادی كشور را به استقلال كامل رسانید.

دوسانتوس در سال 1991 میلادی با معترضان داخلی، كه به درگیری و جنگ های داخلی هم منجر شده بود، پیمان آشتی منعقد و قرار شد كه نخستین انتخابات در سال 1992 میلادی برگزار شود. مهمترین مخالفان كه خواستار به قدرت رسیدن به جی حزب MPLA بودند، حزب "یونیتا" UNITA‌ بود. به هر حال انتخابات در وقت مقرر انجام شد و با تایید سازمان ملل و دیگر ناظران بین المللی، ‌ MPLAحزب حاكم و دوسانتوس رئیس جمهور آنگولا شد. البته یونیتا همچنان به اعتراضات خود ادامه داد و نتایج انتخابات را نپذیرفت به همین دلیل بار دیگر كشور به صحنه درگیری تبدیل شد. دوسانتوس برای بازگرداندن كشور به حالت آرامش اقدام نمود و از سازمان ملل، آمریكا، روسیه و پرتغال برای حل این بحران استفاده كرد.

نتیجه این اقدامات آن بود كه در نوامبر 1994 میلادی "پیمان لوساكا" (Lusaka Protocol) میان دولت و حزب یونیتا منعقد گردید. بعد از یجاد آرامش داخلی نسبی، در سپتامبر سال 1995 میلادی، در پی اقدامات و طرح های دوسانتوس برای بازسازی كشور و تقویت زیرساخت ها، نمایندگانی را برای جلب حمیت جامعه بین الملل به بروكسل فرستاد. لازم به ذكر است كه ناآرامی های داخلی آنگولا تا سال 2002  میلادی نیز ادامه یافت. اما با كشته شدن رهبر حزب یونیتا (Jonas Savimbi) توسط ارتش آنگولا در سال 2002 میلادی، اعضی دیگر این حزب دست از مبارزه برداشتند و صلح نمودند. حزب یونیتا در سال 1993 میلادی توسط آمریكا به رسمیت شناخته شده بود. از دیگر اقدامات مهم دوسانتوس می توان به لغو مجازات اعدام و تغییر بخشی از قانون اساسی اشاره نمود.

دوسانتوس در سال 2001 میلادی اعلام كرده بود كه در انتخابات شركت نمی كند، اما بار دیگر در سال 2003 میلادی به عنوان رهبر حزب حاكم و رئیس جمهور آنگولا معرفی شد.

علیرغم اینكه با اعلام قبلی، انتخابات در سال های 2006 و 2007 میلادی برگزار نگردید، مقرر شد كه در سال 2009 میلادی انتخابات برگزار شود. در راستی همین امر، انتخابات پارلمانی در سال 2008 میلادی برگزار و حزب MPLA اكثریت را بدست آورد.

از آن زمان پارلمان اعلام كرد كه برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری احتیاج به تغییر قانون اساسی است. نمایندگان پارلمان اعلام كردند كه قانون اساسی جدید در اویل سال 2010 میلادی اعلام می شود.

لازم به ذکر است که دوسانتوس در انتخابات سال 2012میلادی نیز مجددا با کسب دو سوم آرا در سمت خود ابقا شد.

 

منبع: آفران (www.afran.ir)